|
|
هاشمی انتخابات را آلوده به دخالتهای سازمان يافته دانست |
|
|
کبر هاشمی رفسنجانی که در دور نخست انتخابات رياست جمهوری ايران بيشترين آرا را به خود اختصاص داده، با صدور بيانيه ای از مردم تشکر کرده اما در عين حال تأييد کرده که "پاره ای اقدامات و دخالتهای سازمان يافته، اين انتخابات را "آلوده" کرده است. آقای رفسنجانی در بيانيه اش آورده که "حضور شکوهمند ملت اين بار از ناحيه کج سليقگيها و بددليهای برنامه ريزی شده به رنج افتاد و طی رقابتهای انتخاباتی از طريق تخريب نامزدها و زير سئوال بردن غيرمنصفانه عملکردهای انقلاب اسلامی و مديران کشور آغاز شد و در متن برگزاری انتخابات به برخی دخالتهای سازمان يافته در هدايت آرا انجاميد و معلوم نيست اين رويه ناصواب اگر نهادينه شود، رو به کجا خواهد بود"؟ وی از مسئولان ذيربط خواسته است در اسرع وقت نسبت به احقاق حق و بررسی به اعتراضات و شکاياتی که نسبت به نتيجه انتخابات وجود دارد اقدام قاطعانه و عادلانه کند و به شکايات مهدی کروبی در مورد انتخابات در بعضی از شهرستانها رسيدگی کند. آقای هاشمی از مردم خواسته است تا با رأی خود در مرحله دوم انتخابات، از گسترش افراط و تفريط جلوگيری کنند. وی تأکيد کرده که ايران راهی جز اتحاد و اعتدال و تکيه بر اسلام و مردم ندارد و آنچه امروز بيش از هر چيز ديگر برای استحکام نظام جمهوری اسلامی کارآيی دارد، "اسلام نابی است که مفسر آن امام راحل است، نه افکار متحجر و اعمال رياکارانه". در بيانيه آقای هاشمی آمده که همان تفکری که به گفته وی در دوران مبارزات انقلابی در مقابل آيت الله خمينی و همراهانش ايستادگی می کرد و او را مسئول خونهای ريخته شده در راه انقلاب معرفی می کرد، "امروزه پوستين اسلام را وارونه پوشيده و رياکارانه به فريبکاری مشغول است و اصرار دارد که افکار معيوب خود را به جای معارف اصيل اسلام به ديگران تحميل کند". وی همچنين برخی رقبای انتخاباتی خود را متهم کرده که ميلياردها تومان از بيت المال را صرف تهيه و نشر تهمتها و اهانتها و دروغهای خطرناک می کنند و تاکنون دهها ميليون شبنامه منتشر کرده اند و هنوز هم دست بردار نيستند، ايجاد تفرقه ميان نيروهای وفادار به انقلاب را در دستور کار خود قرار داده اند، آگاهانه يا نا آگاهانه ايجاد تفرقه بين ارکان نظام را با جديت پيگيری می کنند و با کوفتن بر طبل فتنه و تفرقه راه نفوذ دشمنان انقلاب را باز می کنند. |
||
|
2
نوشته شده در سه شنبه سی و یکم خرداد 1384ساعت 14:0  توسط mohammad reza.t.... |
|
||
|
|
اعلام خط |
|
|
گروه سياسي: جبهه مشاركت ديروز در رابطه با انتخابات بيانيهاي صادر كرد. متن كامل اين بيانيه كه نسخهاي از آن به «اقبال» ارسال شده، بدين شرح است: ملت شريف و آزاده ايران همانگونه كه در بيانيههاي قبلي يادآور شديم جبهه مشاركت برپايه ارزيابي از شرايط داخلي و بينالمللي ايران و اهدافي مرحلهبندي شده وارد عرصه فعاليتهاي انتخاباتي شد و در مرحله پاياني و عليرغم رخدادهاي ناخوشايند همچون اعمال نظارت استصوابي توسط شوراي نگهبان و در ابتدا متوقفكردن دكتر معين و سپس ورود مجدد ايشان به انتخابات و در يك شرايط نابرابر و متفاوت، باز هم هدف و تلاش ما اين بود كه در اين رقابت راه خود را بپيماييم و اصلاحات را گامي به پيش ببريم و امروز وجدان ما راضي است كه براي دستابي به استقلال، آزادي، دموكراسي و تأمين حقوق بشر در اين كشور همه توان خود را بكار بستهايم و پژواك صداي ما مخاطبان خود را يافته و فضاي سياسي، اجتماعي را در جهت ارتقاي حقوق شهروندي تغيير داده است. جبهه مشاركت ايران اسلامي از همه شهرونداني كه برپايه آگاهي، احساس مسؤوليت و تأثيرگذاري در اداره كشور به پاي صندوقهاي رأي رفتند به ويژه از افرادي كه به نامزد اصلاحطلبان پيشرو -دكتر معين- رأي دادند. تقدير و تشكر ميكند و مطمئن هستيم كه حضور فعال و پيگيرانه شما در عرصه سياست ادامه خواهد يافت و همچون گذشته با انگيزه و باور به پيشبرد اصلاحات و دموكراسي عمل خواهيد كرد. تجزيه و تحليل نتايج 27 خرداد درسهاي بسيار به ما ميآموزد و علل شكست اصلاحطلبان در انتخابات 27 خرداد و درسهاي آموزنده آن پس از اتمام مرحله دوم انتخابات را طي بيانيهاي تحليلي انتشار خواهيم داد اما تجربه اين انتخابات نشان داد در حالي كه حاكميت و نهادهاي انتصابي، كه بايد اجماعي و ناظرداوري بيطرف باشند با فعاليتهاي رسمي و علني و قانونمند احزاب مخالفت و مبارزه ميكنند و با فعالان سياسي برخورد مينمايند ولي عملاً با حمايت از حزبي سياسي-نظامي در دوران تبليغات انتخاباتي و همچنين با به كارگيري آنها به عنوان ناظر انتخابات در پاي صندوق به آساني رأيسازي كرده و فرد مورد نظر خود را بالا ميكشند و در شرايطي كاملاً نابرابر و غيرسالم نتيجه انتخابات را به نفع خود تغيير ميدهند و در اين باره با تمسك به قاعده «هدف، وسيله را توجيه ميكند» راه خود را براي به دستگيري قوهمجريه و انحصار قدرت به دست يك جريان فكري سياسي خاص هموار نمايند. به جرأت ميتوان گفت كه شرايط سياسي و انتخاباتي ايران منحصر به فرد بوده و ارادهاي برتر با استفاده از همه امكانات حكومتي درصدد تحميل فردي از پيش تعيين شده به عنوان رئيسجمهور به ملت ميباشد كه اين را به وضوح ميتوان از تلاشهاي بيوقفه دوران تبليغات و سپس نتيجه انتخابات روز جمعه دريافت. جبهه مشاركت ايران اسلامي براي جلوگيري از انحصار كامل قدرت و يكپارچهشدن حاكميت و خطر ظهور فاشيسم مذهبي دست خود را به سوي همه نيروهاي حامي آزادي، دموكراسي و حقوق بشر دراز ميكند و از همه آنها ميخواهد كه در اين شرايط حساس بيتفاوت نبوده و نسبت به آنچه رخ داده با حضور خود در انتخابات دور دوم واكنش نشان دهند. خطري كه الان كشور را تهديد ميكند خطر فعالشدن و دخالت مستقيم احزاب پادگاني و خصوصاً خطر دخالت نظاميان در عرصه انتخابات و سياست رسمي كشور است. هم اكنون پس از اعلام نتيجه انتخابات دو جبهه نانوشته در كشور در حال شكلگيري است. جبههاي كه با اتكا به «حزب سياسي-نظامي» ميخواهد به هر قيمت برنده انتخابات باشد و جبههاي كه از ظهور اقتدارگرايي افراطي به شدت نگران شده است. اين جبهه نگران در برگيرنده طيف وسيعي است كه يك سر آن روحانيون نگران ظهور اقتدارگرايي و فاشيسم مذهبي است و سر ديگر آن علاقهمندان به دموكراسي و حقوق بشر قرار دارد. جبهه مشاركت ايران اسلامي با اذعان به حساسيت و خطيربودن شرايط كشور اعتقاد دارد بايد ظرف روزهاي آينده يكي از عناصر فعال مخالفت با اقتدارگرايي افراطي باشد و در دوره دوم انتخابات فعالانه در برابر جبهه متكي به حزب سياسي-نظامي وارد عرصه انتخابات خواهد شد. برآيند عمل ما ميتواند كشور را از فرو رفتن در دام تماميتخواهي و طالبانيگري نجات دهد و عليرغم تلاش سازمان يافته و منسجم اقتدارگرايان آنان را در دستيابي به انحصار كامل قدرت و حاكميت ناكام سازد و در اين مسير بايد هوشمندانه، ايثارگرانه و آيندهنگر باشيم. بیانیه مجاهدین انقلاب سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي ديروز در خصوص نتايج انتخابات و اقدامي كه در مقطع كنوني بايد انجام داد، بيانيهاي صادر كرد. متن كامل بيانيه كه نسخهاي از آن به «اقبال» ارسال شد، بدين شرح است: سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي سال گذشته و در آستانه ورود به فعاليتهاي انتخاباتي با صدور بيانيهاي، هدف حداقلي خود را از حضور در نهمين دوره انتخابات رياست جمهوري توقف و شكست پروژه تبديل رئيس جمهور به تداركاتچي و رئيس دفتر اعلام كرد. طي يك سال گذشته تمامي تلاش و تكاپوي سازمان در قالب جبهه اصلاحطلبان پيشرو معطوف به تحقق اين هدف حداقلي و در صورت امكان كسب پيروزيهاي فراتر براي ملت ايران بوده است. عزم قاطع براي شركت در انتخابات، تلاش براي افزايش ميزان مشاركت جامعه در انتخابات، استقبال از حضور افراد مختلف در صحنه رقابت و ايجاد تنوع و تكثر كانديداها با هدف كاهش احتمال تقلب و يا بياثر كردن آن و نيز كاستن از آثار اعمال نفوذهاي غيرقانوني، معرفي كانديداي غيرحزبي در قالب ائتلاف اصلاحطلبان پيشرو و در يك كلام تلاش براي تحميل انتخاباتي با حداقل شرايط رقابتي بر اقتدارگرايان، بخشي از فعاليتهاي ما طي يك سال گذشته را تشكيل ميدهد. نهايتاً مجموعه كوششها و تلاشهاي خستگيناپذير اصلاحطلبان پيشرو به ثمر نشست و عليرغم اعمال نظارت استصوابي ملت ما براي اولين بار طي سالهاي پس از انقلاب خود را در آستانه تجربه رقابتي متنوع، جدي و فشرده در سطح انتخابات رياست جمهوري يافت. با كمال تأسف ورود آشكار و سازمانيافته برخي نهادهاي نظامي و داراي تشكيلاتي سراسري در سطحي وسيعتر و فراگيرتر از گذشته با صرف بودجه هنگفت از بيتالمال طي چند روز منتهي به انتخابات به نفع افراطيترين بخشهاي ضداصلاحات، سرنوشت انتخابات را به گونهاي ديگر رقم زد. تفاوت آشكار، ناگهاني و غيرقابل پيشبيني نتايج انتخابات با دادههاي آماري و تمامي نظرسنجيها و پيشبينيهاي علمي مراكز مختلف افكارسنجي كه طي ماهها و روزهاي منتهي به انتخابات انجام پذيرفته است به روشني از دخالت و حضور رهبري شده نهادهاي فوق براي تحميل تفكري افراطي و ضدمردمسالار بر مردم ايران حكايت دارد. تفكري پيشواسالار كه هدف انقلاب اسلامي را چيزي فراتر و غير از استقلال، آزادي و جمهوري اسلامي ميداند، در پي تبديل جمهوري اسلامي به حكومت اسلامي است، به عرضه فكر و فرهنگ نگاهي نظامي و امنيتي دارد. نقش فرهيختگان و اصحاب فكر و انديشه و گروههاي مرجع مدني را در فرهنگسازي انكار ميكند و مردم را همچون موم بياراده و شكلپذير در دست حاكميت اقتدارگرا ميخواهد. انتخابات رياست جمهوري نهم را يومالفصل و آغاز دوراني جديد در تاريخ 25 سال گذشته در حذف و پاكسازي تمامي مخالفان و منتقدان فكري و سياسي و حتي صاحبان سلايق متفاوت با خود به عنوان غربزدگان و وابستگان بيگانه ميداند، دموكراسي و مردمسالاري را فريب غرب ميخواند و بياعتماد به منافع و مصالح ملي و با طرح انگارههاي جهان وطني سوداي توقف تاريخ و كنترل انسان، جامعه، جهان و آغاز فصل جديدي در حيات بشري دارد. با توجه به آنچه گفته شد، ايران امروز در آستانه يكي از مهمترين و سرنوشتسازترين انتخابهاي تاريخي خويش قرار گرفته است. تجربه تلخ و مكرر جنبشهاي اصلاحي در تاريخ معاصر ايران كه هر بار پس از هر فرازي حماسي، فرودي محنتبار داشته و جاي خود را به حاكميت اقتدار و خشونت داده است، ما را به تأملي مسؤوليتآفرين و تاريخي فراميخواند. مشت آهنين اقتدار در دستكش حرير مردمسالاري بر سر ملت فرارفته و آماده فرود آمدن است. در چنين شرايطي تنها پشتوانه و نقطه اميد؛ آگاهي و شعور سياسي ملت بزرگ ايران است كه با تشخيص اصليترين چالش و تهديد، متحد و يكپارچه و استوار براي مقابله با خطر حاكميت اقتدار نتايج مرحله دوم انتخابات را به سود خود و زيان اقتدار و استبداد رقم زند. سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي ايران بنابر اصول و ثوابت فكري، سياسي و تحليل مشخص از شرايط حساس كنوني، خطر حاكميت فاشيسم را اصليترين مسأله اين مرحله از مبارزات سياسي اجتماعي ملت ايران ميداند و عليرغم اختلاف آراء و ديدگاهها و فارغ از هرگونه چشمداشت و سهمخواهي سياسي، شكست پروژه، تبديل رئيس جمهور به رئيس دفتر را در اين مقطع در گرو حمايت از كانديداتوري آقاي هاشمي رفسنجاني ميداند. از اين رو سازمان در مرحله دوم انتخابات رياست جمهوري نهم حمايت صريح خود را از كانديداتوري آقاي هاشمي رفسنجاني اعلام ميدارد و از ملت رشيد و آگاه ايران ميخواهد با درك شرايط خطير كنوني و جلوگيري از حاكميت تحجر و استبداد آراء خويش را به نفع ايشان به صندوقهاي رأي بريزن |
||
|
2
نوشته شده در سه شنبه سی و یکم خرداد 1384ساعت 13:58  توسط mohammad reza.t.... |
|
||
|
|
متن کامل نامه مهدی کروبی به رهبر جمهوری اسلام |
|
|
بسمه تعالی مقام معظم رهبری حضرت آيتالله خامنهای مدظلهالعالی با سلام و تحيت روز شنبه پس از آن که اينجانب از عزم برخی از نهادهای قدرت برای تغيير جهت رای مردم اطمينان حاصل کردم، ضمن برگزاری مصاحبه، مطابق رويه معمول خويش و براساس اصل ۵۷ قانون اساسی از حضرتعالی درخواست کردم برای اصلاح انحرافی که در حال انجام بود، دخالت کرده دستور مقتضی صادر فرماييد، اما براساس آنچه دفتر جنابعالی اعلام کرده است پاسخ شما به درخواست اينجانب به شرح ذيل است: "به آقای کروبی بگوييد: من رئوس مطالب شما را نگاه کردم. مطالبی که شما گفتيد به کلی دور از شأن شما و در جهت ايجاد بحران در کشور است. آيا متوجه هستيد که چه کار داريد میکنيد؟ آيا متوجه هستيد که ايجاد بحران و بدبين کردن مردم کاملاً در جهت خواست دشمنانی است که خيز برداشتهاند برای اين که بلايی بر سر انقلاب و نظام جمهوری اسلامی در بياورند که همه شما را دربرخواهد گرفت. اگر اعتراض به انتخابات داريد مگر راه قانونی وجود ندارد؟ چرا فضا را خراب میکنيد؟ ممکن است ديگران نيز اعتراضات مشابه داشته باشند. آيا حق میدهيد آنان فردا همه چيز را زير سوال ببرند؟ من از شما مطلقاً انتظار چنين برخوردی ندارم و من به حول و قوه الهی نخواهم گذاشت افرادی در کشور بحران ايجاد کنند." مشاهده پيام حضرتعالی اينجانب را وادار کرد که با طرح چند نکته مصدع اوقات شوم: من در شرايطی وارد عرصه مبارزات انتخاباتی شدم که عزمی يکپارچه را برای منصرف کردن و تغيير دادن تصميم خود مشاهده میکردم. نهادهای مختلف قدرت با ارائه نظرسازیهای بسيار شبيه به هم اينجانب را فاقد پايگاه مردمی جلوه میدادند و کسانی در دستگاههای مختلف حکومتی برای ايجاد نگرانی در من تلاش میکردند. از عدهای در دفتر رياستجمهوری تا بعضی از وابستگان به بيت مکرم حضرت امام تا گروهی در وزارت اطلاعات و وزارت کشور و حتی( به قرار مسموع) برخی از نزديکان حضرتعالی با تاثيرپذيری از نظرسازیهای قلابی ترجيعبند محافل خاص در مورد عدم اقبال مردم به من تکرار میکردند و حتی متاسفانه تعداد زيادی از استانداران در محافل خصوصی و عمومی از تصميم من ابراز تعجب میکردند و حتی استاندار لرستان از رای ۷ درصدی من در ميان مردم لرستان سخن گفت. صحت و سقم اين ادعاها روز جمعه ۲۷ خرداد مشخص شد. ورود من به عرصه انتخابات با تاکيد فراوان بر حفظ اصول و آرمانهای امام و انقلاب و با نيت تقويت مبانی جمهوريت و اسلاميت با اعتماد به پشتيبانی مردم و هواداران واقعی امام و انقلاب موجب شد حتی عدهای معدود از افراد نزديک به مجمع روحانيون به مخالفين ملحق شوند اما در مقابل، استقبال و هواداری مردم از گرايشهای گوناگون و به خصوص جوانانی را به دنبال آورد که اشتياق و شور و حال مبارزات انتخاباتی را به سطحی غيرمنتظره رسانده، فضای يخزده ماههای پايانی سال قبل را شکستند. من در سفرهای متعدد به نقاط مختلف کشور با اقشار مختلف مردم گفتوگو کردم و در جريان مشکلات واقعی و مطالبات حقيقیشان قرار گرفتم و امروز با افتخار اعلام میکنم که مردم نه چنان که عدهای متحجر میگويند، از اصلاحات روگردان شدهاند و نه آن طور که عدهای تازه به دوران رسيده ادعا میکنند از جمهوری اسلامی حقيقی با قرائت امام خمينی بيزار شدهاند. اجازه دهيد به عرض شما برسانم اگر همه نهادهای قدرت، دستگاههای اطلاعاتی و به طور کلی مراکز تصميمگيری به جای اتکا به گزارشات مشکوک، به روش اينجانب ارتباط مستقيم با مردم را در پيش بگيرند، بسياری از مشکلات حل خواهد شد. من بسيار متاسفم که يک خبرنگار عربزبان که برای تهيه گزارش از جريان انتخابات بهايران آمده بود، واقعيات جامعه را درک کرد و پيش از انتخابات با اظهار تعجب به تناقض ميان نظرسنجیهای قلابی و نظر واقعی مردم اشاره کرد. اما بعضی از دستگاههای مسوول تا آخرين روز بر انتشار نظرسازیهای خويش و آشفته کردن ذهن مسوولان سطح بالای کشور احراز داشتند. حضرت آيتالله خامنهای! من در تمام سفرهای استانی ضمن تبيين برنامههای خود به کرات اين نکته را مورد تاکيد قرار دادم که پيروزی در انتخابات اولويت دوم من است و حضور پرشکوه مردم در انتخابات برايم اهميت بيشتری دارد. به طوری که شايد بسياری از مردم تصور کردند اينجانب نه با هدف پيروزی بلکه فقط به عنوان وسيلهای برای گرم کردن تنور انتخابات وارد عرصه شدهام و شايد بعضی از آرای مردم را به دليل همين افراط در تاکيد بر اولويت حضور پرشکوه مردم بيش از رای دادن به شخص خودم از دست دادم. به هر حال هر چه بود انتخابات برگزار شد و من به خود میبالم که بيش از تمام کانديداها به ميان مردم رفته و آنها را به استفاده از حق انتخاب خود، تشويق کردهام و همين جا از مردم بزرگوار که با ريختن بيشترين آرا به نام من در صندوقهای رای پاسخ مناسبی به اينجانب دادند، سپاسگزاری و در برابر بزرگواریشان سر تعظيم فرود آورده، علاوه بر اين مراتب احترام خويش را به کسانی که به ساير کانديداهای محترم رای دادهاند، به خاطر حضور در انتخابات، تقديم میدارم. حضرتعالی استحضار داريد که در تمام دورههای گذشته از ساعات پايانی رایگيری میتوان جهتگيری رای مردم را تخمين زد و از نخستين ساعات شمارش آرا نتيجه انتخابات برای مجريان و ناظران قابل پيشبينی است. اين دوره نيز تابع همين قاعده بوده و از حدود نيمهشب مراجعات حضوری و تماسهای تلفنی حکايت از رای بسيار گسترده مردم به اينجانب بود. گزارشات غيررسمی هم نشان میداد که در حدود نيمی از استانها اينجانب دارای بالاترين رای هستم. حدود ساعت سه بامداد شنبه بيست و هشتم خردادماه که ثبت رسمی آرا در سايت انتخابات آغاز شد، تمام آمارهای رسمی رای اينجانب را بسيار بالاتر از ساير کانديداهای محترم نشان میداد. ساعت پنج بامداد که اينجانب به استراحت پرداختم، رای بنده حدود ۲۵ درصد و رای ساير کانديداها کمتر از بيست درصد بود. در همان ساعات بعضی از دوستان با توجه به آرای شصت و هفتاد درصدی در بعضی استانها، معدل بيست و پنج درصدی ثبت شده به نام اينجانب را مشکوک میدانستند اما پس از حدود دو ساعت که از خواب بيدار شدم، مانند بيداری از خواب اصحاب کهف، دريافتم که همه چيز تغيير کرده است. سخنگوی شورای نگهبان در مصاحبهای کودتاگونه در ساعات اوليه صبح با دستپاچگی کامل و برخلاف رويه نشان داد که اعلام آرای مردم از مجرای قانون وزارت کشور مطلوب بعضی از مراکز قدرت و افراد ذینفوذ نيست. اينجانب حدود ساعت هشت و نيم صبح با مسوولان وزارت کشور تماس گرفتم که آنها نيز ازاين حرکت شورای نگهبان و صدا و سيما - که به قرار مسموع بدون اطلاع مديريت صدا و سيما انجام شد - ابراز تعجب کرده و اعلام کردند براساس اطلاعاتی که بلافاصله از صورتجلسه نهايی اخذ آرا در حوزههای انتخابيه استخراج و مستقيماً وارد سايت کامپيوتری وزارت کشور میشود، اينجانب کماکان در رتبه اول قرار دارم. رای مردم به اينجانب که برخلاف انتظار و بهرغم تلاش گسترده افرادی در نهادهای مختلف برای تخريب پايگاه اجتماعی اينجانب به صندوقها ريخته شد، در حالی بود که بخشهايی از سپاه و بسيج در بسياری از شهرستانها از طريق پرداخت برخی وجوه به بعضی از مراکز و هياتها، آنها را به خدمت گرفته بودند و همچنين با حضور غيرطبيعی بر سر صندوقها، به طور غيرقانونی برای فرد ديگری تبليغ میکردند. موضوع دخالت احتمالی بخشهايی از سپاه و بسيج را اينجانب قبلاً به صورت حضوری به عرض جنابعالی رسانده بودم و آنگونه که شنيدهام وزرای کشور، اطلاعات و دادگستری نيز طی نامهای آن را به جنابعالی منعکس و خواستار اتخاذ تدابير لازم برای جلوگيری از وقوع آن شده بودند. همچنين برخی دوستان تاکيد میکردند بيشترين تقلبها در ساعات پايانی شب انجام میشود و لذا اينجانب به وزير کشور پيشنهاد کردم ساعات رایگيری بيش از حد ضرورت تمديد نشود که ايشان اعلام کرد ممکن است از برخی مراکز قدرت برای تمديد مکرر ساعات رایگيری فشار وارد شود. آنچه امروز به عرض حضرتعالی میرسانم برای تاکيد بر رای خود نيست زيرا معتقدم ملتايران به خوبی میداند اينجانب منتخب اول آنها هستم و هر چقدر هم که اختيارات نظارتی شورای نگهبان توسط خود آن شورا توسعه يابد، حرکت کودتاگونه آن شورا در اعلام غيرقانونی نتيجهای غير از نتايج اعلام شده توسط وزارت کشور، آن هم در ساعات اوليه بامداد روز بعد از انتخابات، قابل توجيه نخواهد بود و تنها میتوان آن را لطف الهی برای افشای يک برنامه از پيش طراحی شده دانست که قبلاً توسط يکی از روزنامهها زمينهسازی شده بود. اينجانب که اين روند را خطرناک میدانستم، ابتدا خبر تصميم خود برای برگزاری مصاحبه مطبوعاتی و افشاگری نسبت به تحولات مشکوک انتخاباتی را به دفتر جنابعالی اعلام و هفت ساعت پس از آن در مصاحبه خود ضمن تقدير از حضور پر شور مردم در انتخابات، نگرانی خويش از روند موجود را ابلاغ و در عين حال به صراحت اعلام کردم که در نظام ما رهبری با اختيارات گسترده حضور دارد و اينجانب از ايشان تقاضا میکنم به موضوع وارد شوند و جلوی انحرافی که توسط باند مشخصی از سپاه و برخی مراکز قدرت طراحی و با حمايت شورای نگهبان انجام شده را بگيرند. هم اکنون نيز با تاکيد مجدد بر آنچه در مصاحبه گفتهام از حضرتعالی تقاضا دارم برای رسيدگی به دخالتهای غيرقانونی و تلاشهای غيرمجاز بخشهايی از سپاه و بسيج که بر سرنوشت انتخابات تاثير داشته است، دستور لازم را صادر فرماييد. حضرتعالی استحضار داريد شورای نگهبان در زمان حضرت امام نيز گام اوليهای برای دخالت فراقانونی در انتخابات برداشت و تلاش کرد انتخاب مردم تهران در مجلس سوم که خلاف ديدگاه سياسی اکثريت اعضای شورای نگهبان بود را باطل نمايد. البته خوشبختانه آن روز شورای نگهبان دراين راه هيچ همراه و همفکری نداشت و نه وزارت کشور مانند امروز بیخاصيت و ناتوان بود و نه صدا و سيما مانند امروز تحت فشار گروههای خاص قرار داشت. در عين حال امام در برابر نخستين نشانههای دخالت غيرقانونی آن شورا در انتخابات ايستاد و اکنون نيز اينجانب از شما تقاضا دارم برای نجات انقلاب، اسلام و کشور از تبعات دخالتهای غيرقانونی بخشی از سپاه و نيز توقف روشهای بدعتآميز شورای نگهبان، دستور لازم را صادر فرماييد. اميدوارم همان طور که ورود امام به موضوع انتخابات مجلس سوم از ايجاد انحراف توسط شورای نگهبان جلوگيری کرد، دستور حضرتعالی به عنوان جانشين امام، از روند خطرناکی که نتيجه آن بیخاصيت شدن رای مردم است جلوگيری نمايد. در کنار طرح اين تقاضا، طرح چند نکته را ضروری میدانم: ۱- من در همه صحنهها و فراز و نشيبها نشان دادهام که حراست از اصل انقلاب، نظام، اسلام و حقوق مردم برای اينجانب از هر چيز مهمتر است و نگرانی از تخريبها، حملات و اقدامات احتمالی مرا از انجام وظيفه باز نخواهد داشت. اينجانب همانگونه که بیمهری از نزديکترين دوستان و برخی متحدان سياسی را به خاطر تاکيد بر حفظ اصول و ارزشها پذيرفتهام، اکنون حاضرم به خاطر دفاع قدرتمندانه از حق انتخاب آزاد مردم نيز تبعات احتمالی را پذيرا شوم. ۲- در طول ماههای گذشته به مناسبتهای مختلف بر بیطرفی رهبری نظام در انتخابات تاکيد کردهام اما در عين حال به صور مختلف تلاش کردم از نظر احتمالی جنابعالی نسبت به برخی کانديداها اطلاع حاصل کنم زيرا عقيده داشتم اگر جنابعالی نسبت به کانديدای خاص نظر مثبت داريد - اگر چه اين کار را مفيد نمیدانستم - از کانديداتوری خودداری کنم زيرا تصور میکردم در آينده مشکلات ايجاد خواهد شد. اما برداشت اينجانب از سخنان و مواضع حضرتعالی اين بود که مهمترين نکته برای شما، حضور گسترده مردم در انتخابات است. ۳- بهرغم شفافيت مواضع جنابعالی، اخباری مبنی بر حمايت فرزند محترم شما - آقا سيد مجتبی - از يکی از کانديداها منتشر شد که پس از به تواتر رسيدن اين اخبار نگران شدم که مبادا اين موضوع مرتبط با ديدگاه حضرتعالی باشد اما تجربيات سابق و شناختی که از شما داشتم مرا مطمئن کرد که اين موضوع، نظر شخصی ايشان است. پس از آن هم شنيدم که يکی از بزرگان به جنابعالی گفتهاند که "آقازاده حضرتعالی از فلان شخص حمايت میکند" و شما فرمودهايد "ايشان آقا است نه آقازاده" و به هر حال مشخص شد که آن حمايتها نظر شخصی آقا مجتبی بوده است. در عين حال کماکان خبرهايی در مورد فعاليت ايشان به نفع يکی از کانديداها - که سه روز قبل از انتخابات ناگهان ستاره بخت او افول کرد و عنايتها به طرف فرد ديگر سرازير شد - و حتی رفت و آمد به ستاد انتخاباتی آن کانديدا منتشر شد. حضرتعالی به خوبی واقف هستيد که دخالتهای نسنجيده اطرافيان برخی از مقامات روحانی و سياسی در سالهای گذشته تبعات منفی فراوانی برای کشور و نظام داشته است و لذا اينجانب از سر اخلاص، احترام و دلسوزی از جنابعالی تقاضا میکنم اجازه ندهيد تجربه ديگری به تجربههای تلخ گذشته اضافه شود در عين آنکه اطمينان دارم شخصاً از برخی اقدامات مورد نظر حمايتی نکردهايد و شايد مخالف آنها نيز بودهايد و اکنون نيز با هوشمندی که از حضرتعالی سراغ دارم مطمئنم برای رفع شائبههای احتمالی موجود تدبيری خواهيد انديشيد. چون جنابعالی جانشين امامی هستيد که وقتی در يک حادثه عدهای مدعی شدند مرحوم آيتالله حاج آقا مصطفی خمينی باعث ايجاد محدوديتهايی برای ارتباط مردم با امام شده است، بهرغم جايگاه فکری و فقهی آن مرحوم دستور داد که "ايشان در کارهايی که مربوط به من است دخالت نکند". ۴- ضمن تاکيد بر تقاضای خود - بازشماری آرا در برخی حوزههای مشکوک، استفاده از روشهای کامپيوتری برای کشف آرای تکراری و نيز شناسايی منبع و مجوز پرداخت بعضی از وجوه در روزهای منتهی به انتخابات - به استحضار حضرتعالی میرسانم، نتيجه انتخابات هرچه باشد ديگر در اين باب مصدع حضرتعالی نخواهم شد. ۵- معتقدم سپاه بر خون جوانانی بنا شده است که همه آنها شاهد و ناظر بر اعمال ما هستند و حفظ سپاه را برای حراست از کشور و انقلاب ضروری میدانم. همچنين يقين دارم اکثريت نيروهای جان بر کف سپاه نيز از برخی مسائل موجود ناراضی هستند. همان طور که اکثر آنها با برخی فعاليتهای اقتصادی که به نام اين نهاد مقدس انجام میشد مخالف بودند. خوشبختانه جنابعالی دستوراتی برای جلوگيری از فعاليتهای اقتصادی توسط نيروهای نظامی صادر و از خطرات اين کار جلوگيری کرديد. اينجانب از شما تقاضا میکنم با رهنمود ديگری بخشی از سپاه و بسيج را که در کارهای سياسی وارد شدهاند، از اين اقدام - که خطر آن به مراتب بيش از اقدامات اقتصادی است - بر حذر داريد. من معتقدم که اگر قرار است عدهای از دوستان در سپاه و بسيج به مراکز قدرت دسترسی پيدا کنند، بهترين کار آن است که اين مسووليتها مستقيماً به آنها محول شود نه آنکه اعتبار سپاه را خرج رساندن عدهای به قدرت نمايند و دراين راه مرتکب اقدامات غيرقانونی شوند. اين نکته را از آن جهت عرض میکنم که حضرتعالی در پيام شفاهی خود برای اينجانب اعلام فرمودهايد اجازه بحرانسازی در کشور نخواهيد داد و من معتقدم بحران ناشی از دخالتهای نابجا در انتخابات، خطرناکترين بحرانی است که امروز و آينده کشور را تهديد میکند. ۶- امروز مشخص شد روش اعتدالگونه و همراه با حفظ اصول و آرمانها که همواره مورد توجه اينجانب بوده و اتفاقاً منجر به دشمنتراشیهای فراوان برای اينجانب در ميان صاحبان سلايق مختلف شده است، با مقاومتهای فراوانی روبهرو است و لذا به نظر میرسد راحتترين کار برای اينجانب آن است که از همه فعاليتهای سياسی کنارهگيری کنم اما وفاداری به راه امام، دين نسبت به اسلام و انقلاب و قدرشناسی نسبت به مردم، حقير را از عافيتجويی بر حذر میدارد. لذا تصميم به تشکيل حزبی فراگير و غيرحکومتی گرفتهام. خوشبختانه سفرهای چهار ماه اخير، اينجانب را با ميليونها ايرانی متدين، خالص و دلسوز آشنا کرد که دغدغه اصلی آنها حفظ اصول و در عين حال رفع مشکلات فراوان جامعه است و اکنون مطمئن هستم اکثر آنها آمادگی دارند در تشکيل حزبی فراگير با اينجانب همکاری نمايند. حزبی که اينجانب تشکيل میدهم - و هر کس که اکثريت اعضا خواستند دبيرکل آن خواهد بود - هم از حيثيت ملت بزرگ و شريف ايران دفاع خواهد کرد و هم برای شفاف شدن مواضع و تقويت مبانی تحزب اقدام مینمايد و هم به شدت با دو گروه که دشمنان اصلی انقلاب و کشور هستند، يعنی اقتدارگرايان متحجر و سکولارهای مخالف نظام، مرزبندی خواهد داشت. حزب مورد نظر اينجانب به شدت در برابر کسانی که با رای مردم مخالف هستند - و حتی از ابراز اين عقيده متحجرانه ابا ندارند - ايستادگی خواهد کرد و اگر لازم باشد آنها را به مردم معرفی میکند. ۷- اينجانب بارها در سالهای گذشته از اينکه تعدادی از احزاب توسط قدرتمندان درست شده و رقابت را در ساير احزاب و گروهها سخت کردهاند، انتقاد کردهام. امروز برای آنکه خودم مشمول اين انتقاد نباشم و شائبه هرگونه سوءاستفاده از قدرت سياسی و اجرايی در تشکيل و ادامه فعاليت حزب منتفی شود، ضمن تشکر از ابراز اعتماد جنابعالی، از اين لحظه از کليه مسئوليتهای سياسی از جمله مشاورت حضرتعالی و عضويت مجمع تشخيص مصلحت نظام استعفا میدهم. قاعدتا با شناختی که از اينجانب در بين همه دوستان از جمله حضرتعالی وجود دارد، همگان مطمئن خواهند بود که اينجانب کماکان بر اصول و آرمانهای خود پافشاری خواهم کرد و اجازه نخواهم داد مرزهای ضروری با افرادی که مبانی اصلی نظام يعنی جمهوريت و اسلاميت را قبول ندارند شکسته شود. اگرچه در هر شرايطی، حتی دفاع از حقوق شهروندی کسانی که با آنها اختلاف عقيده دارم - چه متحجران و چه سکولارهای مخالف حکومت دينی - را فراموش نخواهم کرد و به عنوان يک وظيفه بر آن پافشاری مینمايم. سلامتی جنابعالی، آبادانی ايران و سربلندی نظام جمهوری اسلامی را از درگاه حضرت احديت مسألت مینمايم. مهدی کروبی |
||
|
2
نوشته شده در سه شنبه سی و یکم خرداد 1384ساعت 13:55  توسط mohammad reza.t.... |
|
||
|
|
روزنامه اصلاح طلبان در گرماگرم انتخابات توقيف ش |
|
|
روزنامه اقبال، نشريه حاميان مصطفی معين، نامزد اصلاح طلبان در دور اول انتخابات رياست جمهوری ايران، به حکم دادسرای تهران، توقيف شده است. روزنامه اصلاح طلب آفتاب يزد نيز روز دوشنبه 20 ژوئن انتشار نيافته است. اين دو روزنامه در شماره روز دوشنبه خود که منتشر نشد، متن نامه اعتراض آميز مهدی کروبی خطاب به رهبر جمهوری اسلامی را درج کرده بودند که در آن بخشی از نيروهای سپاه پاسداران و بسيج و همچنين فرزند آيت الله خامنه ای به دخالت در انتخابات و حمايت از يک نامزد انتخاباتی متهم شده بودند. ظاهرا مديران روزنامه آفتاب يزد به منظور جلوگيری از توقيف روزنامه، تصميم به خودداری ازتوزيع اين شماره گرفتند. نسخه روز دوشنبه آفتاب يزد در سايت اينترنتی اين روزنامه هم در دسترس نيست. روزنامه ايران در شماره روز دوشنبه خود چکيده ای از نامه آقای کروبی را انتشار داده اما بخش مربوط به اشاره او به مداخله فرزند آيت الله خامنه ای در مبارزات انتخاباتی در اين روزنامه چاپ نشده است. آخرين شماره اقبال روزنامه اقبال در آخرين شماره خود که توزيع نشد، متن نامه اعتراض آميز مهدی کروبی خطاب به رهبر جمهوری اسلامی را چاپ کرد متن کامل نامه مهدی کروبی در هيچ روزنامه داخلی ديگر انتشار نيافته است و برخی از خبرگزاری های داخلی که متن کامل نامه را برای مدتی در سايت های خود قرار داده بودند، بعدا آن را حذف کردند. اما به گفته وکيل روزنامه اقبال، دادستان تهران هرگونه ارتباط ميان توقيف روزنامه با موضوع انتخابات و نامه آقای کروبی را تکذيب کرده است. پيشتر خبرگزاری دولتی ايران - ايرنا - از قول مدير مسئول روزنامه اقبال گزارش کرده بود که ماموران دادستانی عمومی و انقلاب تهران به دليل انتشار نامه اعتراض آميز مهدی کروبی خطاب به آيت الله خامنه ای در شماره روز دوشنبه اقبال، حکم توقيف اين شماره را نيمه شب يکشنبه، 19ژوئن، به دفتر روزنامه ابلاغ کردند. انتظار می رفت توقف انتشار روزنامه اقبال همچون آفتاب يزد تنها برای يک شماره باشد و اين روزنامه انتشار خود را روز سه شنبه از سر بگيرد. اما يک مقام قضايی در نامه ای به وزير فرهنگ و ارشاد اسلامی ايران از صدور "قرار توقيف موقت" برای روزنامه اقبال خبر داده و اعلام کرده است که اين روزنامه بايد "تا اطلاع ثانوی" از چاپ و انتشار خودداری کند. حکم توقيف روزنامه اقبال را محسن قاضی، بازپرس شعبه پنجم دادسرای کارکنان دولت و رسانه ها با استناد به بند 5 اصل 156 قانون اساسی ايران صادر کرده است. اين بند از قانون اساسی، به اقدامات "پيشگيرانه" دستگاه قضايی برای "پيشگيری از وقوع جرم و اصلاح مجرمين" اشاره دارد. اين مقام قضايی در نامه خود به وزير ارشاد، اتهامات روزنامه اقبال و مدير مسئول آن را "چاپ و انتشار مطالب کذب و عاری از حقيقت و پخش شايعات به منظور تشويش اذهان عمومی و بحران آفرينی و تحريک به اقدامات غيرمتعارف در جهت اخلال در نظم و آسايش عمومی" بر شمرده است. صالح نيکبخت، وکيل مدير مسئول روزنامه اقبال گفت دادستان تهران، در ديدار با او و موکلش خبر از چهارده فقره شکايت عليه روزنامه حاميان آقای معين داده است. آقای نيکبخت گفت هيچکدام از اين شکايتها پيشتر به مديران اقبال، اطلاع داده نشده بود. روزنامه اقبال در آستانه برگزاری دور دوم انتخابات رياست جمهوری ايران توقيف شده است. آقای نيکبخت هرچند نسبت به رفع توقيف اقبال ابراز اميدواری کرد اما گفت اين روزنامه ديگر فرصتی برای ايفای نقش در دور دوم مبارزات انتخاباتی نخواهد داشت. توقيف روزنامه اصلاح طلبان در شرايطی صورت می گيرد که يک روز پيش از آن، نشريه تندروی "جبهه" پس از پنج سال اجازه يافت تا دوباره منتشر شود. نشريه جبهه و سردبير آن، مسعود ده نمکی به طيف تندروی بنيادگرايان نزديک است که از محمود احمدی نژاد در انتخابات رياست جمهوری ايران حمايت می کند. وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی با صدور بيانيه ای، توقيف روزنامه اقبال را در آستانه مرحله دوم انتخابات، "موجب نگرانی" دانست و خواستار لغو اين حکم شد تا "آرامش و امنيت فعاليت مطبوعاتی" تضمين شود. |
||
|
2
نوشته شده در سه شنبه سی و یکم خرداد 1384ساعت 13:52  توسط mohammad reza.t.... |
|
||
|
|
'شايعات سازماندهی شده' درباره سلامتی کروب |
|
|
مهدی کروبی، نامزد انتخابات رياست جمهوری که در واپسين ساعات شمارش آراء در جايگاه سوم قرار گرفت و از راهيابی به مرحله دوم باز ماند، در مصاحبه با بخش فارسی راديو بی بی سی گفت در روزهای اخير شايعات سازماندهی شده ای درباره وضع سلامتی وی منتشر شده است. آقای کروبی به بی بی سی گفت "حال من کاملا خوب است، اما اينکه اينقدر قدرتمند اين شايعه منتشر شده تعجب برانگيز است." وی افزود: "همان کسانی که توانستند منسجم رای درست کنند يا ساعات انتخابات را به تاخير بياندازند، تا در ساعات خلوت يک نفر بتواند 10 رای دهد، اين شايعات را پخش می کنند." آقای کروبی که پس از اعلام نتايج انتخابات با انتشار نامه ای سرگشاده به رهبر جمهوری اسلامی خواستار دخالت وی و بازشمارسی آرای انتخابات در چند استان شده بود، می گويد "خودکامگی شورای نگهبان و بی لياقتی دولت باعث شده تا از رهبر درخواست (دخالت) بکنم." وی افزود: "شورای نگهبان کاملا خاصيت نظارتی خود را از دست داده و در يک طرف قضيه قرار گرفته است." وی که در نامه به رهبر جمهوری اسلامی، از تمامی مقام های حکومتی خود استعفا داد، می گويد "عضو نظام هستم، طرفدار انقلاب هستم، عضو جمهوری اسلامی هستم اما در چارچوب قانون اساسی، از آرا و حقوق مردم دفاع می کنم در داخل حکومت هم هستم اما می خواهم مسئوليت نداشته باشم." آقای کروبی در نامه خود از تشکيل يک حزب مستقل سخن گفته بود که در اين مصاحبه نيز بار ديگر بر تشکيل اين حزب تاکيد کرد. |
||
|
2
نوشته شده در سه شنبه سی و یکم خرداد 1384ساعت 13:49  توسط mohammad reza.t.... |
|
||
|
|
بوش: انتخابات ايران با دموکراسی منطبق نيست |
|
|
جورج بوش، رييس جمهوری آمريکا، با صدور بيانيه ای نحوه برگزاری انتخابات رياست جمهوری در ايران را مورد انتقاد قرار داده است. در اين بيانيه، رييس جمهوری آمريکا گفته است که روند برگزاری انتخابات ايران، که هدف از آن را تثبيت قدرت در دست معدود حاکمان غير منتخب خوانده است، با معيارهای اوليه دموکراسی منطبق نيست. آقای بوش گفته است که "مردم ايران مستحق يک نظام دموکراتيک واقعی هستند که انتخابات در آن با صداقت برگزار شود و به جای اينکه مردم پاسخگوی رهبران خود باشند، رهبران کشور خود را موظف به پاسخگويی به مردم بدانند." رييس جمهوری آمريکا رهبران جمهوری اسلامی را مورد انتقاد قرار داده و آنان را متهم کرده است که در داخل آزادی را سرکوب می کنند و در خارج، به گفته وی، تروريسم را گسترش می دهند. وی افزوده است که قدرت در ايران در دست معدود افراد غيرمنتخب قرار دارد که قدرت خود را از طريق انتخاباتی غيردموکراتيک تثبيت می کنند. مردم ايران مستحق يک نظام دموکراتيک واقعی هستند که انتخابات در آن با صداقت برگزار شود و به جای اينکه مردم پاسخگوی رهبران خود باشند، رهبران کشور خود را موظف به پاسحگويی به مردم بدانند جورج بوش وی برگزاری انتخابات رياست جمهوری را که رای گيری در آن روز جمعه، 27 ژوئن، برگزار می شود در راستای همين هدف توصيف کرده است. جورج بوش گفته است که ايرانيان وارثان يک تمدن بزرگ هستند و استحقاق حکومتی را دارند که به آرمان های آنان برای برخورداری از آزادی رسانه ها، آزادی اقتصاد، آزادی دين و حق برگزاری آزادانه اجتماعات و قوه قضاييه مستقل احترام بگذارد. همچنين، کاندوليزا رايس، وزير خارجه آمريکا، در آستانه سفر به منطقه خاورميانه، ضمن اشاره به رد صلاحيت نامزدهای انتخاباتی در ايران، گفت که مساله غم انگيز در ايران اين است که اين کشور به جای پيشروی به جلو، به عقب حرکت می کند. خانم رايس گفته است در شرايط کنونی، دشوار بتوان نتايج انتخابات ايران را مشروع دانست. وی همچنين از کشورهای خاورميانه خواست گام های موثرتری را برای پيشبرد دموکراسی بردارند. در پاسخ به اظهارات مقامات آمريکايی، حميدرضا آصفی، سخنگوی وزارت خارجه ايران، گفته است که در انتخابات کنونی، هفت نامزد به رقابت پرداخته اند در حاليکه انتخابات رياست جمهوری آمريکا با شرکت دو يا سه نامزد برگزار می شود. وی گفته است که در حاليکه متحدان اصلی آمريکا رژيم های ديکتاتوری هستند، اين کشور نمی تواند در مورد دموکراسی ابراز نگرانی کند. |
||
|
2
نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم خرداد 1384ساعت 9:17  توسط mohammad reza.t.... |
|
||
|
|
واکنشهايی به نتيجه انتخابات رياست جمهوری ايران |
|
|
قطعاً استقبال مردم بسيار خوب بوده که نشان می دهد مردم به سرنوشت خودشان علاقمندند و عليرغم اينکه از عملکرد حاکمان کنونی به هيچ وجه راضی نيستند اما برای تحقق مطالبات خودشان به طور مثبت در فرايندها شرکت می کنند و به همين منظور از امکانات انتخابات استفاده کردند. بنابراين من در وهله اول اين حرف را که بعضيها گفته اند مشارکت مردم حمايت از نظام و "اصول مقدس و غيرقابل تغيير" قانون اساسی بوده است رد می کنم. نکته دوم اين است که به موجب ادعاهايی که نسبت به آرای برخی از نامزدها می شود ظاهراً دامنه شرکت در انتخابات از انسانها فراتر رفته و به اجنه هم رسيده است و ظاهراً انس و جن در اين انتخابات شرکت کرده اند برای اينکه معلوم نيست بعضيها اين آرای سنگين را چگونه و از کجا به دست آورده اند. به همين دليل علامت سؤالی پيرامون آرايی که اعلام شده و رأی برخی از نامزدها به وجود آمده و موجب اعتراضات شديدی را ميان مردم و گروههای سياسی فراهم آورده است. شيرين عبادی احمدی نژاد تنها نامزدی بود که حرفش عوض نشد شيرين عبادی شيرين عبادی: برنده جايزه صلح نوبل نتيجه انتخابات کمی غيرمنتظره بود، من شخصاً تصور می کردم آقای معين به عنوان نفر دوم انتخاب شود اما اين طور نشد. به نظر من آنچه باعث شد او رأی لازم را نياورد اين بود که مردم عادی بدون در نظر گرفتن موانع اصلاحات و بدون در نظرگرفتن اينکه چه عواملی اجازه نداد که آقای خاتمی بتواند برنامه هايش را پياده کند از اصلاحات در ايران نا اميد شده بودند. در ميان نامزدهای انتخاباتی تنها فردی که هيچگاه حرفش عوض نشد و از ابتدا هم بر اصولی که خودش به آنها اعتقاد داشت پايفشاری کرد آقای احمدی نژاد بود در حالی که افرادی که تا ديروز معتقد بودند که حتی رنگ روسری خانمها بايستی تيره باشد ديديم که هنگام انتخابات چقدر حرفشان عوض شد. البته من در اينکه کسی تحول فکری پيدا کند اشکالی نمی بينم اما اينکه اين تحول فکری صرفاً در زمان انتخابات و برای جلب آرای مردم باشد کمی محل تأمل است. نکته ای که ناگفته نبايد بماند اين است که کسانی در اجتماع هستند که به افکاری مانند افکار آقای احمدی نژاد تعلق دارند و چون آقای احمدی نژاد هيچ اظهارنظری مغاير با آنچه قبلاً گفته بود نکرده بود باعث شد کسانی که مثل او فکر می کردند در عقيده شان در رأی دادن به او راسختر شوند. حبيب الله پيمان حلقه مفقوده ای در برنامه های معين بود حبيب الله پيمان حبيب الله پيمان: دبيرکل جنبش مسلمانان مبارز من به آقای معين گفتم که مردم نسبت به مسئله دغدغه های اقتصادی اجتماعی که حلقه مفقوده ای در برنامه اوست حساسند و او بايد نسبت به مشکلاتی که مردم به آن دچارند به طور مشخص همدردی نشان دهد و در مورد نحوه تحقق اهداف خود هم نشان دهد که می خواهد راهی متفاوت با آقای خاتمی طی کند، چراکه اگر فکر می کند می تواند با همان سازوکارها و همان اختيارات قانونی به هدف برسد، تجربه مردم منفی است. تحليل من اين بود که اگر قرار باشد ادامه فعاليت اصلاح طلبان هيچ نوع تغيير و چرخش محوری و کيفی نشان ندهد نبايد انتظار داشت مردمی را که به کوششهای آنان از درون حکومت بدبين شده اند مجدداً همان اعتماد قبلی خود را نسبت به ايشان تکرار کنند. مشکلات اجتماعی اقتصادی مردم فوق العاده زياد است و اين را روزمره حس می کنند در حالی که آن بخش از مردم که در شهرهای دور و درجه دوم و روستاها زندگی می کنند نمی توانند بسهولت اين مشکلات اقتصادی اجتماعی را به مسائل و شرايط سياسی جامعه پيوند بدهند، در نتيجه به آنچه در تجربه مستقيمشان قرارگرفته است واکنش نشان می دهند. بخشی از نتيجه انتخابات هم می تواند ناشی از اين باشد که کوششهای دو دوره حکومت اصلاح طلبان که با سلسله ای از تنشهای سياسی و هزينه های زيادی که به اصلاح طلبان تحميل گرديد همراه شد نتايجی درخور اين تنشها و هزينه ها به دست نياورد و موجب سرخوردگی و بی اعتمادی نسبت به نخبگان اصلاح طلب و تکرار تجربه اصلاحاتی که پيش از آن بود شد. از نظر من احساس مردم اين است که تنشهايی که در دوران حکومت اصلاح طلبان ايجاد شد اثرات معکوسی هم نسبت به فضای سياسی به وجود آورد و به لحاظ اقتصادی هم دستاوری نداشت چون اصلاح طلبان اساساً نوعی بی اعتنايی نسبت به دغدغه های اجتماعی سياسی مردمی نشان دادند. داوود هرميداس باوند - عکس از سايت راديو فردا به ظن غالب، رفسنجانی از دور دوم ناکام بيرون می آيد داوود هرميداس باوند داوود هرميداس باوند: استاد علوم سياسی دانشگاه تهران بر اساس قرائن و شواهد پيش بينی می شد که يا آقای رفسنجانی و آقای معين به دور دوم بروند يا آقای رفسنجانی و آقای قاليباف ولی آرايی که هم آقای کروبی آورده و هم احمدی نژاد درخور تعجب است. در صحبتهايی که ميان دانشجويان و سر کلاس و بيرون از کلاس و ميان مردم عادی جريان داشت هيچ چيزی که حاکی از حمايت از اين اشخاص يا مدح و منقبت آنان باشد شنيده نمی شد، آگاهی و شناختی هم نسبت به کارنامه و عملکرد گذشته اين اشخاص وجود نداشت. به ظن غالب در دور دوم، آرای آقای لاريجانی و آقای قاليباف در دور اول آورده اند به نفع احمدی نژاد به صندوق ريخته خواهد شد و آقای رفسنجانی ناکام از انتخابات بيرون بيايد. آينده ايران و مشکلاتی که ايران دارد همه دال بر اين بود که اشخاصی انتخاب شوند که بتوانند رهگشای اين مشکلات باشند وگرنه اگر قرار باشد پديده هايی بيايند که فاقد استقلال رأی باشند و بخواهند وضع موجود را حفظ کنند يا حتی يک گام هم سير قهقرايی طی کنند با واقعيتها و مسائل و مشکلاتی که در پيش است، بخصوص در زمينه سياست خارجی، سازگاری ندارد. جريانی که الآن دارد شکل می گيرد کمی اين ارزيابی را مختل کرده است رفعت بيات آن تيپ اشخاصی که ممکن بود به قاليباف رأی بدهند به احمدی نژاد روی آوردند رفعت بيات رفعت بيات: نماينده مجلس شورای اسلامی آقای احمدی نژاد به دليل جايگاهی که از لحاظ مديريت شهرداری تهران کسب کرده و شيوه تبليغاتی اش که هزينه بر نبود خيلی روی مردم اثر گذاشت و بخشی از نسل جوان اصولگرا نيز به وی تمايل داشت. از طرف ديگر ميزان محبوبيت آقای قاليباف از سه چهار روز پيش افت کرد که يکی از دلايل آن اين بود که پس از مسابقه اخير فوتبال بين ايران و بحرين که شلوغی توی خيابانها راه افتاد و اختلاط و رقص دختر و پسرها اتفاق افتاد نيروی انتظامی برای کنترل اين جريان اقدامی نکرد و تعداد زيادی از رأی دهندگان انقلابی و دوستدار چهارچوب اسلام و امام و نظام و رهبری احساس کردند که دستی توی کار هست که رأی آقای قاليباف بالا برود. تبليغات آقای قاليباف در تهران و شهرستانها هم خيلی فرق داشت، در تهران با عکسهای رنگی و امروزی و با جوانهايی با قيافه های خاص تبليغ می کرد در حالی که در شهرستانها، بخصوص شهرهای مذهبی، عکسهايش کاملاً سياه و سفيد بود. هزينه بسيار زيادی که آقای قاليباف صرف تبليغات کرد و تفاوت روش او باعث افت رأی او شد و آن تيپ اشخاصی که ممکن بود به او رأی بدهند به آقای احمدی نژاد روی آوردند. اين انتخابات تير خلاصی بود به تفکر جناحی افراطی، چه راست و چه چپ، رأيی که به آقای معين و آقای لاريجانی داده شد نشانگر اين واقعيت است، رأيی هم که به آقای هاشمی و آقای احمدی نژاد داده شد نشانگر رويکرد اصولی مردم به انقلاب اسلامی است. هوشنگ اميراحمدی اگر جای اين راديو تلويزيونهای لوس آنجلس بودم درم را می بستم و می رفتم دنبال کارم، خيلی از روشنفکران داخل و خارج ايران هم بايد اين کار را بکنند هوشنگ اميراحمدی هوشنگ اميراحمدی: استاد دانشگاه راتجرز در آمريکا اينکه از سه نفری که بيشترين رأی را آورده اند دو نفر آنها روحانی اند نشان می دهد که مردم هنوز از روحانيت نبريده اند. اگر من جای اين راديو تلويزيونهای لوس آنجلس بودم درم را می بستم و می رفتم دنبال کارم، خيلی از روشنفکران داخل و خارج ايران هم بايد اين کار را بکنند. بخش بزرگی از روشنفکران ما چنان از تحريم حرف می زدند که فکر می کردند مردم ايران دو تا گوش دارند دو تا گوش هم قرض کرده اند نشسته اند ببينند اينها هر چه می گويند همان کار را بکنند. من فکر می کنم آنهايی که به احمدی نژاد رأی داده اند بر اساس دو اصل بوده است؛ يکی به دليل کارهايی که اين آدم کرده و کارآيی او و ديگری به اين دليل که او هرچه بيشتر در مورد عدالت اجتماعی و فقر و زندگی بهتر برای مردم عادی حرف زده است. اين انتخابات شکست بزرگی بود برای جنبش دموکراسی و حقوق بشر و از همه مهمتر برای طبقه متوسط ايران و نشان داد که طبقه روشنفکر ايران به طور کلی از توده مردم بريده است؛ يعنی نيرويی که خود را وجدان آگاه ملت می داند هيچ اطلاعی از طرز فکر مردم ندارد و منافعش با منافع مردم همخوان نيست، واقعاً جای تأسف است. اعتقاد من اين است که مسئله توده مردم ايران، چندان هم دموکراسی و حقوق بشر نيست. در ايران سه نيروی اجتماعی هست که سه نياز متفاوت دارد؛ طبقه بالا و پولدار و نزديک به دولت که به دنبال سرمايه و رشد و تجدد اقتصادی است، طبقه متوسط و روشنفکر به دنبال توسعه سياسی است و توده وسيع مردم که به دنبال عدالت اجتماعی و بهبود وضعيت زندگی خود است. اتفاقی که افتاده اين است که طبقه متوسط فرسنگها از توده مردم جلو افتاده و برای خودش شعار می دهد و توده مردم آن را گم کرده است. |
||
|
2
نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم خرداد 1384ساعت 9:13  توسط mohammad reza.t.... |
|
||
|
|
كروبی و احمدی نژاد؛ شگفتی های انتخابات رياست جمهوری اير |
|
|
نتيجه انتخابات رياست جمهوری ايران، ناظران داخلی و خارجی را شگفت زده کرد. اين شگفتی بيشتر از آن رو بود که محمود احمدی نژاد شهردار تهران و مهدی کروبی رئيس سابق مجلس توانستند برخلاف نتايج نظرسنجی های مراکز دولتی جمهوری اسلامی، به ترتيب به رديف دوم و سوم فهرست هفت نفره کانديداها صعود کنند. محافل روشنفکری و سياسی ايران نه فقط هيچ شانسی برای محمود احمدی نژاد و مهدی کروبی برای کسب آراء عمومی قائل نبودند، بلکه برنامه های آنها را نيز که اولی بر "احيای فرهنگ شهادت طلبی" و دومی بر "اعطای حقوق ماهيانه ۵۰ هزار تومان به هر ايرانی بالاتر از ۱۸ سال" استوار بود، اساسا جدی نمی گرفتند. اما ظاهرا همين دو شعار سبب جذب آراء اقشار خاصی به اين دو کانديدا شد. محمود احمدی نژاد که يکی از سه کانديدای طيف موسوم به اصولگرايان بود، به خلاف دو همتای ديگر خود، تلاشی برای جذب رای افراد عادی جامعه نکرد و از همين رو، شعارهای انتخاباتی خود را در جهت کسب رای نيروهای موسوم به حزب اللهی سامان داد. او ظاهر خود را نياراست، آزادی و دموکراسی را ستايش نکرد و از زبان انقلابيون دهه ۶۰ ايران فاصله نگرفت محمود احمدی نژاد که يکی از سه کانديدای طيف موسوم به اصولگرايان بود، به خلاف دو همتای ديگر خود، تلاشی برای جذب رای افراد عادی جامعه نکرد و از همين رو، شعارهای انتخاباتی خود را در جهت کسب رای نيروهای موسوم به حزب اللهی سامان داد. او ظاهر خود را نياراست، آزادی و دموکراسی را ستايش نکرد و از زبان انقلابيون دهه ۶۰ ايران فاصله نگرفت. او حتی به صراحت اعلام کرد که انقلاب سال ۱۳۵۷ برای دموکراسی نبوده است. نيروهای موسوم به حزب الله که اغلب در مساجد، بخشی از حوزه های علميه و نهادهای نظامی مانند بسيج فعاليت دارند، از ميان محمدباقر قاليباف که از دادن شعارهای سختگيرانه مذهبی خودداری می کرد و علی لاريجانی که عموما زبانی دو پهلو به کار می گرفت، محمود احمدی نژاد را کانديدای مناسب تری برای پيگيری علايق خود يافتند و در روزهای آخر منتهی به انتخابات به گونه ای کم سر و صدا، به سازماندهی اعضا و هواداران پرداختند و در نهايت رای منسجمی را به طور سرتاسری به نفع او به صندوق ريختند. اين رای منسجم سبب شد که محمود احمدی نژاد از صورت يک کانديدای کم شانس به رقيب اکبر هاشمی رفسنجانی برای دور دوم انتخابات تبديل شود. احتمالا نکته ديگری هم باعث بالا رفتن رای محمود احمدی نژاد، بخصوص در محلات فقير نشين تهران شده است. محمود احمدی نژاد با اعلام اينکه خواستار بازگشت به "ساده زيستی" دوران نخست انقلاب است، در طول دوران شهرداری خود يک سلسله "ديدارهای مردمی" با مردم جنوب شهر داشته و در اين ديدارها سعی کرده است چهره ای "خاکی و متواضع" از خود نشان دهد. قاعدتا مردمی که دولتمردان را جز در مراسم رسمی و يا سوار ماشين های شيک و همراه با اسکورت نديده اند، رفتار محمود احمدی نژاد را بيشتر پسنديده اند و از همين رو بدون آنکه به شعارها و برنامههای وی التفاتی داشته و يا از عواقب سياستهای او و حاميانش اطلاعی داشته باشند، او را به خود نزديک تر يافته اند. شگفتی آفرينی "شيخ اصلاحات" مهدی کروبی هم که خود را "شيخ اصلاحات" می داند، با ارائه برنامه ای اقتصادی، طبقات فرودست و محروم جامعه را مخاطب خود کرد و وعده داد که در صورت دستيابی به کرسی رياست جمهوری، به همه افراد بالاتر از ۱۸ سال، ماهيانه ۵۰ هزار تومان خواهد پرداخت مهدی کروبی هم که خود را "شيخ اصلاحات" می داند، با ارائه برنامه ای اقتصادی، طبقات فرودست و محروم جامعه را مخاطب خود کرد و وعده داد که در صورت دستيابی به کرسی رياست جمهوری، به همه افراد بالاتر از ۱۸ سال، ماهيانه ۵۰ هزار تومان خواهد پرداخت. البته احتمال دارد که حتی طبقات محروم جامعه نيز وعده کروبی را جدی نگرفته باشند، اما برای يک خانواده پر جمعيت که دغدغه ای جز امرار معاش ندارد، وعده مهدی کروبی در برابر شعارهای روشنفکرانه يا ايدئولوژيک ساير کانديداها امری ملموس و عينی به نظر می رسد. به هر حال از نظر فرد محرومی که تصور روشنی از ديدگاه کانديداها ندارد و پيروزی هر يک از آنها برايش علی السويه است، اگر برنامه کروبی به هيچوجه به عمل در نيايد، وی نيز فردی خواهد بود مثل ساير کانديداها! اما بر اساس "اصل عدم قطعيت" که راهنمای هر انسانی در هر سطحی است، اگر اين برنامه حتی يک درصد نيز شانس اجرا داشته باشد، ارزش دادن يک رای را دارد! با اين همه، رای غير قابل پيش بينی کروبی دلايل ديگری نيز داشته است که از آن جمله می توان به استفاده ظريف او از احساسات منطقه ای و قومی و پرهيز از رفتارهای متکلفانه در برابر مخاطبانش اشاره کرد. |
||
|
2
نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم خرداد 1384ساعت 9:11  توسط mohammad reza.t.... |
|
||
|
|
اعتراض نامزدهای اصلاح طلب به 'دخالت نظاميان' در انتخابا |
|
|
مصطفی معين و مهدی کروبی، دو نامزد اصلاح طلب که از راهيابی به مرحله دوم انتخابات رياست جمهوری ايران بازمانده اند، به آنچه 'دخالت نظاميان' در انتخابات و 'حمايت' دستگاههای نظارتی از نامزد راستگرايان خواندند، اعتراض کرده اند. آقای معين که از حمايت دو تشکل عمده اصلاح طلبان برخوردار بود و آقای کروبی، روحانی اصلاح طلبی که رياست ششمين دوره مجلس ايران را بر عهده داشت، در اظهارات جداگانه ای بی اعتمادی خود را نسبت به نتايج انتخابات به دليل دخالت سپاه پاسداران و نيروی بسيج ابراز داشته اند. مصطفی معين در بيانيه خود نسبت به "نظامی گری"، "خفقان" و "خطر فاشيسم" در ايران هشدار داد و مهدی کروبی در گفتگو با رسانه ها، "دخالت نظاميان" را محکوم کرد و آن را برخلاف توصيه آيت الله خمينی دانست. به گفته اصلاح طلبان، اعضای بسيج و سپاه پاسداران، دو نهاد نظامی که پس از انقلاب اسلامی تاسيس شده اند، سازماندهی و تحرک گسترده ای را برای افزايش آرای محمود احمدی نژاد، شهردار تهران و نامزد راستگرايان تندرو انجام داده اند تا او اکنون همراه با اکبر هاشمی رفسنجانی، رئيس جمهور پيشين ايران که نامزد طيف ميانه رو است به مرحله دوم انتخابات راه يابد. 'جن و انس' به موجب ادعاهايی که نسبت به آرای برخی از نامزدها می شود ظاهراً دامنه شرکت در انتخابات از انسانها فراتر رفته و به اجنه هم رسيده است، برای اينکه معلوم نيست بعضيها اين آرای سنگين را چگونه و از کجا به دست آورده اند ابراهيم يزدی همچنين ابراهيم يزدی، دبيرکل نهضت آزادی، از احزاب حامی آقای معين در گفتگو با بی بی سی از رای سنگين "بعضيها" ابراز تعجب کرد و گفت: " سؤالی پيرامون آرايی که اعلام شده و رأی برخی از نامزدها به وجود آمده و موجب اعتراضات شديدی را ميان مردم و گروههای سياسی فراهم آورده است." آقای احمدی نژاد در واپسين ساعات شمارش آراء در مرحله اول انتخابات، با فاصله اندکی از آقای کروبی پيشی گرفت و به عنوان دومين نامزدی که به مرحله بعدی رای گيری راه می يابد، شناخته شد. آقای معين در ميان هفت نامزد به جايگاه پنجم رسيد تا هر دو نامزد اصلاح طلبان در انتخابات رياست جمهوری، از اين رقابت حذف شوند. اين نخستين بار بود که هيچيک از نامزدهای رياست جمهوری در ايران، نتوانستند نيمی از آرای صندوقها را به دست آورند و انتخابات به مرحله دوم کشيده شد. نامزدهای اصلاح طلب، همچنين به عملکرد شورای نگهبان و دستگاههای نظارتی وابسته به آن اعتراض کردند و مدعی شدند که اين ناظران از انتخاب آقای احمدی نژاد جانبداری کرده اند. شگفتی عليه شگفتی با آغاز شمارش آراء در انتخابات رياست جمهوری ايران، محافل سياسی و مطبوعاتی از صعود مهدی کروبی و محمود احمدی نژاد به رده های دوم و سوم نامزدهای انتخاباتی شگفت زده شدند. مهدی کروبی و محمود احمدی نژاد در طول شمارش آراء رقابت نزديکی برای رسيدن به جايگاه دوم و راه يافتن به مرحله بعدی انتخابات داشتند آرای اين دو نامزد، به ويژه آقای کروبی، بيش از نتايج نظرسنجی ها و پيشبينی های رسمی و غيررسمی بود که قبل از آغاز رای گيری انجام شده بودند. آقای کروبی، خود با اشاره به همين پيشبينی ها، بخصوص از نظرسنجی ها و تحليلهای وزارت اطلاعات انتقاد کرد که جايگاه و رای او را بسيار کمتر از آنچه به دست آمد، ارزيابی کرده بود: "اگر ساير گزارشهای اين وزارتخانه هم همينطور باشد بايد عزا گرفت." مهدی کروبی که در آغاز شمارش آرای شهرهای کوچک، پيشتاز انتخابات بود، اندکی بعد جای خود را به اکبر هاشمی رفسنجانی داد که جايگاه نخست را تا پايان شمارش آراء در بعدازظهر روز شنبه حفظ کرد. اما در پشت سر اين نامزد پيشتاز، رقابت نزديک آقای کروبی و آقای احمدی نژاد برای رسيدن به جايگاه دوم و راهيابی به مرحله بعدی انتخابات، جنجال ساز شد. بامداد روز شنبه، در حالی که مهدی کروبی هنوز در آمار رسمی که از سوی ستاد انتخابات و وزارت کشور اعلام می شد، جايگاه دوم را داشت، سخنگوی شورای نگهبان خبر داد که اکبر هاشمی رفسنجانی همراه با محمود احمدی نژاد به دور بعدی انتخابات راه می يابند. اظهارات غلامحسين الهام که ساعت هشت صبح از تلويزيون دولتی ايران پخش شد، بلافاصله واکنش آقای کروبی و همچنين مقامات وزارت کشور را به دنبال آورد که تاکيد داشتند نتايج رسمی شمارش آراء تنها بايد از سوی ستاد انتخابات اعلام شود. در پی اين واکنشها، محمد خاتمی، رئيس جمهور ايران به وزارت کشور رفت و در بازديد از ستاد انتخابات تاکيد کرد که نتايج آراء از اين پس تنها از سوی مجريان انتخابات که در اين ستاد مستقر هستند اعلام شود. آقای کروبی ساعاتی بعد در مصاحبه مطبوعاتی خود گفت: "شورای نگهبان، بدون انتخابات محمود احمدی نژاد را جايگزين من کرده است." او که تا بعدازظهر روز شنبه طبق آمارهای اعلام شده توسط ستاد انتخابات وزارت کشور، با فاصله کمی جلوتر از محمود احمدی نژاد قرار داشت، سرانجام با اختلافی کمتر از هفتصد هزار رای پس از شهردار تندروی تهران در جايگاه سوم قرار گرفت. "دخالت نظاميان" شهردار تهران، يکی از چهار نامزد محافظه کاران بود که همگی سابقه نظامی داشتند. از ميان اين چهار نامزد، محسن رضايی، فرمانده پيشين سپاه پاسداران در آخرين روز تبليغات انتخاباتی کناره گيری کرد. هرکس به نام بسيج کاری بکند، مشمول نظامی بودن می شود محمود ميرلوحی، معاون وزيرکشور همچنين اعضای برخی نهادهای نظامی به ويژه "بسيج مقاومت انقلاب اسلامی" از سوی شورای نگهبان به عضويت در هيئتهای نظارت بر انتخابات درآمده بودند. حضور اين نظاميان نگرانی و اعتراض مقامات دولتی و نامزدهای اصلاح طلب و ميانه رو را برانگيخت اما شورای نگهبان، نظر منتقدان و مخالفت وزارت کشور را ناديده گرفت. سرانجام سازمان قضائی نيروهای مسلح، نهاد قضائی که به جرائم نيروهای نظامی و انتظامی رسيدگی می کند، در آستانه برگزاری انتخابات طی حکمی همه ناظران انتخاباتی را که "شان نظامی" داشته اند، برکنار کرد. با وجود اين، نگرانی اصلاح طلبان از آنچه دخالت نهادها و نيروهای نظامی در روند انتخابات می دانستند، از ميان نرفت و پس از شمارش آرا، نسبت به "سازماندهی" نظاميان و "جانبداری" دستگاههای نظارتی برای حمايت از يک نامزد هشدار دادند. کروبی: انتخابات مخدوش است مهدی کروبی در نشست مطبوعاتی خود که بعدازظهر روز شنبه برگزار شد گفت: "من انتخابات را به جهت اعمال نفوذ برخی سپاهيان و بسيجيان مخدوش می دانم و از رهبری می خواهم که هيئتی را مسئول پيگيری اين موضوع کنند." بسيج در قامت "حزب" به آقای حجازی، مسئول محترم بسيج گفتم که اگر می خواهيد حزب تشکيل دهيد، برويد دبيرکل شويد و بسيج را هم حزب خود کنيد. ولی اگر بسيج آن چيزی است که امام (آيت الله خمينی) گفت و من هم عضو آن هستم نبايد پول دولت را بگيريد و در اينگونه امور دخالت کنيد مهدی کروبی او خواستار بازشماری آرا در شهرهای بزرگ از جمله تهران، مشهد، اصفهان و قم شد. وی گفت: "در ميزان آرای من در صبح امروز (شنبه) در فاصله يک ساعت تغيير زيادی صورت گرفته است." آقای کروبی شورای نگهبان را که ناظر بر انتخابات است، متهم به طرفداری از "يک جريان فکری" کرد و گفت: "برخی بچه های سپاه و غير سپاه و ارباب مطبوعات، آنها (شورای نگهبان) را هدايت می کنند." وی همچنين گفت: "از چند روز پيش از انتخابات احساس كردم كه نيروهای بسيج و سپاه يك سری تحركات دارد، ولی اول اين خبرها به يك نامزد ديگر بازمی گشت، من هم شروع كردم به تذكر دادن و هشدار دادم كه نكند برخلاف توصيه امام نيروهای مسلح در انتخابات دخالت كنند و وقايعی همچون برخی كشورهای ديگر بيفتد." او گفت از سرتيپ محمد حجازی خواسته است که بسيج را با استفاده از بودجه دولتی در فعاليتهای سياسی دخالت ندهد وگرنه، "اگر می خواهيد حزب تشکيل دهيد، برويد دبيرکل شويد و بسيج را هم حزب خودتان کنيد." آقای کروبی عملکرد دولت محمد خاتمی را نيز مورد انتقاد قرار داد و گفت: "همچنين به دولت تذكر دادم كه برخی مديران به شدت از يكی از داوطلبها حمايت می كنند و با فضاسازی، تلاش می كنند كه ديگران در عرصه حضور پيدا نكنند، تا نامزد مورد نظر آنها بی رقيب باشد." وی همچنين در تاييد ادعای خود مبنی بر مخدوش بودن انتخابات گفت: "در طول يك ساعت، يكی از آقايان يك ميليون رای جهشی بدست آورد و معلوم نشد كه اين يك ميليون رای از كجا بوده است كه نصيب ديگران نيز نشده است و همه اش به او رسيده است." معين: خطر فاشيسم جدی است مصطفی معين، نامزد جبهه دموکراسی و حقوق بشر نيز در بيانيه ای به آنچه "دخالت سازمان يافته نظامی و نظارتی" در روند انتخابات خواند، اعتراض کرد. خطر فاشيسم مصطفی معين (عکس: خبرگزاری فارس) هشيار باشيم که اين قبيل تلاشهای پيچيده و خزنده نهايتا در اين کشور سر از نظامی گری، اقتدارگرايی و خفقان سياسی و اجتماعی در خواهد آورد. اين روند تهديدی برای جامعه مدنی و انسداد راه اصلاحات است مصطفی معين آقای معين در بيانيه خود نوشت که در روزهای پايانی انتخابات، "اراده ای قاهر" برای پيروزی "يک کانديدای خاص" و حذف نامزدهای ديگر به ميدان آمد و "باب سازماندهی برخی نهادهای نظامی و حمايت دستگاه نظارتی انتخابات را گشود." او گفت که اين اقدامات، "زنگ خطری برای دموکراسی نوپای" ايران است و هشدار داد که چنين روندی به "نظامی گری"، "اقتدارگرايی" و "خفقان سياسی و اجتماعی" منجر خواهد شد. آقای معين در اين بيانيه از مردم ايران خواست "خطر فاشيسم، از ميان رفتن نقش مردم و حذف جمهوريت" را جدی بگيرند. او در واکنش به نتيجه انتخابات 27 خرداد ماه گفت: "آنچه جامعه در روند انتخابات به آن دست يافت و آنچه از آن در نهايت محروم ماند، پديده ای بسيار مهم است که چون گذشته بايد در پرتو خرد جمعی و کار جمعی مورد ارزيابی و نقد قرار بگيرد." آقای معين، برپايی جبهه دموکراسی و حقوق بشر را که از دو حزب عمده اصلاح طلب و برخی گرههای مخالف و خارج از حاکميت تشکيل شده، از جمله سرمايه های اجتماعی دانست که در روند انتخابات به دست آمده است و بايد "محرکه اقدامات آينده شود". الهه کولايی، سخنگوی مصطفی معين شامگاه شنبه پس از قرائت بيانيه اين نامزد انتخاباتی در محل جبهه مشارکت گفت "يک فرايند نظامی و شبه نظامی" در نتيجه انتخابات تاثيرگذار بوده است. خانم کولايی افزود: "يکی دو روز قبل از رای گيری اقداماتی صورت گرفت تا کانديدای مورد نظر بالا کشيده شود." به گفته او، اين اقدامات با توجه به هشدارهايی که پيشاپيش داده شد، "قابل تامل" بود. واکنش محمود احمدی نژاد حاميان تازه پس از راهيافتن محمود احمدی نژاد به مرحله دوم انتخابات، برخی از طرفداران محمد باقر قاليباف از جمله جمعيت ايثارگران (که آقای احمدی نژاد نيز در آن عضويت دارد) و احمد توکلی (که به نفع آقای قاليباف از نامزدی انتخابات کناره گيری کرد) به صف حاميان شهردار تهران پيوستند. در همين حال، محمود احمدی نژاد در واكنش به اعتراض نزديکترين رقيب خود، مهدی کروبی گفته است: "طبيعی است كسی كه مورد اقبال مردم قرار نگيرد، اعتراض كند." آقای احمدی نژاد که در يک مصاحبه مطبوعاتی شرکت کرده بود گفت: "از آقای كروبی كه لباس مقدس روحانيت بر تن دارد، انتظار می رود با سعه صدر و دقت بيشتری اظهار نظر كند." آقای احمدی نژاد نتيجه انتخابات را برای خود چندان غيرمنتظره ندانست و گفت: "من با فرهنگ و ارتباطات ايرانی و بزرگواری ملت ايران آشنا هستم، اما اين شكل نتايج را لطف الهی و عنايت ويژه از ناحيه خداوند می دانم." آقای احمدی نژاد در عين حال درباره نتيجه انتخابات گفت: اين يك پيغام برای همه دنيا بود. |
||
|
2
نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم خرداد 1384ساعت 9:9  توسط mohammad reza.t.... |
|
||
|
|
4 روز به انتخابات: حمايت تحکيم وحدت از جبهه دمکراسی و حقوق بشر |
|
|
وقوع انفجارهای اخير در شهرهای تهران، اهواز و قم که چند کشته و چندين زخمی برجای گذاشت، تبليغات نامزدهای انتخابات رياست جمهوری را تحت تاثير خود قرار داده است. با وجود اينکه هنوز هيچ گروه شناخته شده ای، رسما مسئوليت اين انفجارها را بر عهده نگرفته و مشخص هم نيست که انفجارها به هم مرتبط است يا خير، مقام های جمهوری اسلامی، يک صدا اين انفجارها را به "دشمنان خارجی"، "ضد انقلاب" و يا آمريکا نسبت داده و هدف از آن را تحت تاثير قرار دادن فضای انتخاباتی در ايران خوانده اند. علی آقامحمدی، عضو شورای عالی امنيت ملی ايران گفته که انفجارها يکی از راهکارهای "ضدانقلاب و آمريکا" برای کاهش مشارکت حداکثری مردم در انتخابات رياست جمهوری است. وی گفته اين گروه ها پس از شکست راهکارهای "تحريم و تخريب" اکنون سومين راهکار خود يعنی "تهديد مردم" را با يک رشته انفجار شروع کرده اند. آقای آقامحمدی در عين حال توزيع "شبنامه" عليه برخی نامزدها که در چند شهر صورت گرفته را نيز به دشمنان خارجی نسبت داده است. علی اوسط هاشمی، معاون سياسی و امنيتی استانداری تهران نيز در واکنش به انفجارهای اخير گفته که "وقتی ضد انقلاب با وجود در دست داشتن رسانه های صوتی و تصويری که فعاليت آنها غالبا در خارج از کشور صورت می گيرد نتوانسته در افکار عمومی مردم رخنه کند و شکافی برای حضور مردم در عرصه انتخابات ايجاد کند، دست به اين عمل زشت زده است." طرفداران محمدباقر قاليباف اما گروه های اصلاح طلب حامی مصطفی معين که چند برنامه تبليغی و سخنرانی آنها در روزهای اخير مورد تعرض و حمله گروه های فشار قرار گرفته و به اخلال کشيده شده، ضمن توصيف انفجارها به عنوان "حرکت تروريستی که از خارج از کشور برنامه ريزی و حمايت" شده، گفته اند حمله به مراسم تبليغاتی با اهداف بمبگذاران همخوانی دارد. رجبعلی مزروعی، عضو شورای مركزی جبهه مشاركت، گفته "برخی قصد دارند فضايی پليسی در جامعه به وجود آورند تا از اين طريق بر آزادی انتخابات و حضور مردم در عرصه انتخابات تأثير و آن را خدشه دار كنند." "نيازی به رضاخان نداريم" درحالی که تنها سه روز ديگر (تا پايان روز چهارشنبه) فرصت برای تبليغات نامزدها باقی مانده، نامزدها بر شدت برنامه های تبليغاتی خود افزوده اند و در اين ميان از زير سوال بردن برنامه ها و محورهای تبليغاتی يکديگر دريغ نمی کنند. محسن مهرعليزاده که به طور مستقل در انتخابات حضور دارد، گفته کشور ما نيازمند انسانهای آگاه با برنامه و منطقی است و نيازی به "رضاخان"ها نداريم. وی گفته "ما با مردم خود سرجنگ نداريم که رضاخانها را بر سرکار بياوريم." چند هفته قبل برخی روزنامه ها و سايت های خبری به نقل از محمدباقر قاليباف نقل کردند که او در سخنانی خود را "رضاخان حزب اللهی" خوانده بود. البته آقای قاليباف بعدا اين موضوع را تکذيب کرد. آقای مهرعليزاده در عين حال برنامه خود برای اداره کشور را نيز منتشر و طی آن، راه های تحقق "دولت رفاه" (شعار محوری وی در انتخابات) را تشريح کرده است. کروبی: "هيچوقت خالی بند نبوده ام" مهدی کروبی در ميان هوادارانش مهدی کروبی در ميان هوادارانش مهدی کروبی، کانديدای اصلاح طلبان سنتی، در جريان يک مصاحبه مطبوعاتی بار ديگر درباره قولی که در مورد پرداخت 50 هزار تومان به ايرانيان بالای 18 سال داده مورد سوال قرار گرفته که در پاسخ گفته "من هيچوقت خالی بند و اهل چاخان نبوده ام و از اين پس هم نخواهم بود." وی در عين حال گفته "معتقدم اگر وعده بزرگتر از اين هم می دادم توانايی عملی کردن آن را داشتم اما چون می خواستم پايم را جای سفتی بگذارم به همين حد اکتفا کردم." آقای کروبی درباره انفجارهای تهران و اهواز هم واکنش نشان داده و از جمله گفته "انفجار در اهواز با توجه به همجوار بودن آن با عراق، قدری طبيعی است اما از کم و کيف انفجارهای تهران اطلاعی ندارم." وی با توجه به احتمال کشيده شدن انتخابات به دور دوم نيز گفته درصورت راه نيافتن وی به دور دوم، وی از هيچکدام از دو نامزدی که به دور دوم راه يابند، حتی اگر يکی از آنها مصطفی معين، نامزد اصلاح طلبان پيشرو باشد، حمايت نخواهد کرد. در همين حال حزب مردم سالاری، از جمله احزاب دارای گرايش های اصلاح طلبی، با صدور بيانيه ای، حمايت خود را از مهدی کروبی در انتخابات اعلام کرد. حزب اصلی حامی مهدی کروبی، مجمع روحانيون مبارز (تشکل روحانيون اصلاح طلب) است که آقای کروبی دبيرکل آن است. مرگ يک نفر در مراسم سخنرانی احمدی نژاد از اصفهان خبر رسيده که در مراسم سخنرانی محمود احمدی نژاد به خاطر تراکم جمعيت يک نفر که گفته شده از عوامل اجرايی اين مراسم بوده، جان خود را از دست داده است. گفته شده چند هزار نفر در مسجد محل سخنرانی حضور داشتند و 20 دقيقه طول کشيده تا آقای احمدی نژاد خود را از جلوی در مسجد به محل سخنرانی برساند و وقتی هم به محل سخنرانی رسيده قادر به تکلم نبوده و "در بخشهايی از بدن با آسيب ديدگی و کوفتگی" مواجه شده است. وی سرانجام در اين مسجد به سخنرانی پرداخته و شديدا دولت های فعلی و قبلی را مورد حمله قرار داده و گفته "دستجاتی هستند که دولت و ملت و همه امکانات کشور را ملک پدری خود میدانند." آقای احمدی نژاد افزوده "اين عده وقتی دولتشان تمام میشود، زمينه را فراهم می کنند که دولت بعدی را تحويل دوستان خود بدهند و نوبت آنها هم که تمام شد، زمينه سازی می کنند تحويل قبلی ها بدهند." وی بار ديگر احتمال کناره گيری به نفع ساير نامزدهای اصولگرا را تکذيب کرده است. آقای احمدی نژاد مصاحبه ای نيز با خبرنگاران داشته که از قرار معلوم تحت تدابير امنيتی شديدی برگزار شده و دليل آن هم انفجارهای روزهای اخير عنوان شده است. ايرنا گزارش داده که هنگام ورود خبرنگاران به محل نشست مطبوعاتی، تمامی وسايل آنان شامل کيف، ضبط و دوربين به دقت وارسی شده است. مصطفی معين معاون حقوق بشر معرفی می کند همايش طرفدراران مصطفی معين همايش طرفدراران مصطفی معين الهه کولايی، سخنگوی مصطفی معين از اقدام اين نامزد برای معرفی معاون حقوق بشر تا پيش از روز انتخابات خبر داده است. خانم کولايی گفته افرادی که زندگی خود را مصروف دفاع از حقوق انسانها کرده اند، گزينه های اصلی برای تصدی پست معاونت حقوق بشر در کابينه احتمالی مصطفی معين خواهند بود. وی از انجام رايزنی با صاحبنظران برای انتخاب معاون حقوق بشر قبل از ۲۷خرداد خبر داد. خانم کولايی در عين حال از نحوه پخش فيلم تبليغاتی مصطفی معين در تلويزيون ايران انتقاد کرد و گفت تغييراتی توسط مسئولان تلويزيون در اين فيلم داده شده که آسيب های محتوايی و تکنيکی به آن وارد کرده است. ظاهرا مقام های تلويزيون به تصوير برخی دختران، به خاطر نوع پوشش آنها اعتراض داشته اند و آن را تار کرده اند و کلمات يا گفته هايی را نيز درجايی که سخن از وظايف رهبر بوده حذف کرده اند. خانم کولايی تهديد کرد چنانچه برای پخش فيلم، اصلاحات لازم صورت نگيرد، نسخه اصلی اين فيلم در حضور خبرنگاران داخلی و خارجی و در يک محل عمومی به نمايش گذاشته خواهد شد. سخنرانی های تلفنی ابراهيم يزدی ابراهيم يزدی، دبيرکل نهضت آزادی ايران، گروهی که اخيرا به جبهه دمکراسی خواهی و حقوق بشر پيوست و از مصطفی معين حمايت می کند، پس از چند مرحله لغو سخنرانی هايش و حتی مورد حمله و ضرب شتم قرار گرفتن، به سخنرانی از طريق تلفن روی آورده است. وی يکشنبه شب از طريق تلفن برای گروهی در قزوين سخنرانی کرده و از جمله گفته "برای تداوم اصلاحات در نهمين دوره انتخابات رياست جمهوری شرکت کرده و به برنامه های اعلام شده، مصطفیمعين رای می دهيم." وی که صلاحيتش برای نامزدی در همين دور انتخابات توسط شورای نگهبان رد شد، افزوده: "ما بر اين باوريم که فرايند دموکراسی خواهی بايد پيش برود." اين دومين سخنرانی تلفنی ابراهيم يزدی در روزهای اخير بوده است. حمايت تحکيم وحدت از جبهه دمکراسی خواهی دفتر تحکيم وحدت، بزرگترين تشکل سياسی دانشجويان در ايران، با انتشار بيانيه ای جديد درباره انتخابات از تشکيل جبهه دموکراسی خواهی (با حضور جبهه مشارکت، نهضت آزادی و فعالان ملی مذهبی) حمايت کرد. اين تشکل که قبلا اعلام کرده بود در انتخابات شرکت نمی کند، اکنون نيز بر همين موضع تاکيد کرده است، اگرچه اعلام کرده "بيانيه جناب آقای دکتر معين کانديدای اصلاح طلبان حاضر در عرصه انتخابات را گامی به جلو می دانيم و معتقديم که مطالب عنوان شده از طرف ايشان بخشی از مطالبات جريان تحول طلبی در ايران است، اما تاکنون برنامه ای برای دستيابی به اين اهداف از سوی ايشان اعلام نشده است. به نظر ما تحقق بسياری از اين اهداف منوط به تغييرات جدی است." |
||
|
2
نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم خرداد 1384ساعت 11:8  توسط mohammad reza.t.... |
|
||
|
|
مجاهدين خلق مسئوليت بمب گذاری را رد کرد |
|
|
سازمان مجاهدين خلق ايران اتهام دست داشتن در يک رشته انفجار در ايران را که به کشته و زخمی شدن چند نفر منجر شد رد کرده است. در پی وقوع انفجارهای روز يکشنبه، 12 ژوئن، در شهر اهواز، استان خوزستان، و در محله ای در شرق تهران، مقامات دولتی سازمان ها و گروه های مختلف خارجی و مخالفين جمهوری اسلامی، از جمله سازمان مجاهدين خلق را به سازمان دادن اين بمب گذاری ها متهم کردند. در اهواز، حدود ساعت 11 بامداد روز يکشنبه، سه بسته حاوی مواد منفجره در برابر ساختمان های اداری و بمب چهارم در برابر يک ساختمان غيردولتی بمب منفجر شد و به گفته استاندار، بمب پنجم نيز قبل از انفجار کشف و خنثی شد. تلفات انفجارهای خوزستان هفت کشته و چهل تا هفتاد زخمی گزارش شده است. خبرگزاری دولتی ايران - ايرنا - محل وقوع انفجار تهران را تقاطع خيابان شهدا (ژاله سابق) و خيابان صفا گزارش کرده و از قول شاهدان عينی گفته است که وسيله انفجاری در سطل زباله کنار خيابان کار گذاشته شده بود. در انفجار تهران دو نفر کشته و سه تن ديگر زخمی شدند. ايرنا همچنين گفته است که شامگاه يکشنبه، انفجارهای ديگری در منطقه وحيديه و خيابان طالقانی نيز روی داد اما به کسی آسيبی نرسيد. از قول يک مقام امنيتی ايرانی گزارش شده است که روشهای به کار گرفته شده در بمب گذاری های تهران و خوزستان با يکديگر تفاوت دارد و انفجارهای اهواز حرفه ای تر بوده و به نحوه عمليات سازمان اطلاعات رژيم سابق عراق شباهت دارد مقامات امنيتی از خنثی کردن سه وسيله انفجاری ديگر نيز در تهران خبر داده اند اما نحوه کشف آنها را توصيف نکرده اند. در پی وقوع انفجارهای روز يکشنبه، منابع دولتی و امنيتی عوامل گوناگونی را مسئول اين بمب گذاری ها معرفی کردند. وابستگان به آمريکا و احتمالا بريتانيا، حاميان رژيم سابق عراق و سازمان مجاهدين از جمله عوامل مسئول اين عمليات معرفی شدند و گفته شد که هدف آنان، ارعاب مردم و جلوگيری از شرکت آنان در رای گيری انتخابات رياست جمهوری است که قرار است روز جمعه اين هفته برگزار شود. هنوز مسئولتيت هيچ سازمان يا گروهی در اين انفجارها تاييد نشده است و مشخص نيست که چه گروهی احتمال می دهد بتواند از چنين اقدامی به نفع خود بهره برداری کند. پس از وقوع انفجارهای اهواز، محمد خاتمی، رييس جمهوری، به وزارت کشور دستور داد به بررسی اين حادثه بپردازد و نتيجه را در اختيار هيات دولت قرار دهد. همچنين، هيات دولت نيز با صدور بيانيه ای اين انفجارها را به دشمنان ملت ايران نسبت داد. در خبری ديگر، خبرگزاری دانشجويان ايران - ايسنا - از قول علی اصغر احمدی، معاون امنيتی و انتظامی وزير کشور، گزارش کرده که شيوه بمب گذاری در خوزستان به روش به کار برده شده توسط سازمان اطلاعات رژيم سابق عراق - استخبارات - شباهت داشته است. وی روش به کار گرفته شده در توليد محموله های انفجاری در تهران را در مقايسه با شيوه بمب گذاری های اهواز ساده تر توصيف کرد و گفت که انفجارهای خوزستان کاری تروريستی بوده است. آقای احمدی اظهار نظر کرد که انفجارهای اهواز در خارج از کشور ريشه دارد. |
||
|
2
نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم خرداد 1384ساعت 11:5  توسط mohammad reza.t.... |
|
||
|
|
بمبگذاریها در آستانه انتخابات ايران ادامه ياف |
|
|
همزمان با دستگيری 6 تن از کسانی که مظنون به دست داشتن در انفجارهای تهران و زاهدان دانسته شدند، دامنه بمبگذاری ها به غرب و شرق ايران نيز گسترش يافته و در عين حال، نگرانی شهروندان ايرانی از بمبگذاری های بيشتر در آستانه انتخابات رياست جمهوری بالا گرفته است. شامگاه دوشنبه، شهرهای زاهدان در استان سيستان و بلوچستان و مريوان در استان کردستان صحنه انفجارهايی بود. گفته می شود انفجار مريوان و يکی از دو انفجار زاهدان، در مقابل ستاد انتخاباتی مصطفی معين، نامزد اصلی اصلاح طلبان رخ داده است. در زاهدان، دو بمب صوتی به کار گرفته شد که بر اساس گزارشها، موجب شکسته شدن شيشه سه دستگاه خودرو و شيشه خانه ها تا شعاع بيست متری شد، اما تلفاتی را در پی نداشت. معاون سياسی - امنيتی استانداری کردستان نيز گفت حادثه مريوان بر اثر پرتاب مواد محترقه به داخل يک تانکر خالی نفت بوده است. به گفته او در اين حادثه که شامگاه دوشنبه، هنگام سخنرانی جلال جلالی زاده، نماينده اصلاح طلب مجلس ششم ايران و از حاميان آقای معين رخ داد، هيچ کس مجروح نشده است. هنوز مشخص نيست که حوادث اين دو شهر در ادامه برخوردهای خشونت آميز اخير با برخی فعالان انتخاباتی در شهرستانهای ايران است، يا با بمبگذاری های روز يکشنبه در تهران و اهواز ارتباط دارد. "جنگ روانی" اين در حالی است که مقامات امنيتی ايران شايعه بمبگذاری های تازه تر در تهران و شهرهای اطراف پايتخت را تکذيب کرده و رويدادهای مرگبار در شهرهای ايران را 'جنگ روانی' برای 'اخلال' در انتخابات آتی رياست جمهوری ايران دانسته اند. طبق گزارشها، روز دوشنبه مراکز پليس در شهر تهران شاهد تماسهای تلفنی مکرر شهروندانی بود که از مشاهده "اشياء مشکوک" خبر می دادند. حتی در يک مورد، مشاهده يک بسته ناشناس و مشکوک، حرکت قطارهای زيرزمينی تهران را بيست دقيقه به تاخير انداخت. اما به گفته مسئولان امنيتی و انتظامی، هيچکدام از اين بسته های مشکوک، بمب يا وسيله انفجاری نبوده اند. اين مسئولان از شهروندان ايرانی خواستند تا دستخوش نگرانی و تشويش نشوند اما هر مورد مشکوکی را به پليس و مراکز اطلاعاتی گزارش دهند. همچنين مقامات ايرانی از تهديد به بمبگذاری در نقاط مختلف کرج خبر دادند اما گفتند که هيچ انفجاری در اين شهر بزرگ و صنعتی در غرب پايتخت رخ نداده است و ماموران نيز در بازرسی از مناطقی که تهديد به بمبگذاری شده بود، مورد مشکوکی را نيافته اند. اين نگرانی ها به دنبال انفجارهای روز يکشنبه در شهرهای اهواز و تهران که به کشته شدن 9 نفر انجاميد بالا گرفته است. شهر اهواز صحنه چهار انفجار بود که هفت کشته، از جمله يک کودک چهارساله و دهها مجروح به جا گذاشت. در سه انفجار جداگانه در تهران نيز که ساعاتی پس از حوادث اهواز رخ داد، دو نفر کشته و سه تن مجروح شدند. نخستين قربانی حوادث پايتخت، در محل انفجار در شرق تهران جان داد و دومين قربانی نيز هنگام انتقال به بيمارستان بر اثر شدت جراحات وارده درگذشت. دو انفجار ديگر تلفاتی نداشته است. مسئولان امنيتی روز يکشنبه از خنثی کردن سه بمب ديگر در سطح پايتخت نيز خبر دادند. پيشتر، شهر مذهبی قم نيز صحنه انفجار چهار بمب صوتی دست ساز بود که خساراتی برجای گذاشت. در اين انفجارها کسی کشته نشد اما دست کم سه نفر زخمی شدند. "حرفه ای" سخنگوی قوه قضائيه ايران از دستگيری چهار نفر در ارتباط با بمبگذاری اهواز و دو نفر به ظن دخالت در انفجارهای تهران خبر داد اما به هويت اين مظنونان اشاره ای نداشت و مشخص نکرد که آيا مظنونان حوادث اهواز با دستگيرشدگان حادثه تهران ارتباطی دارند يا نه. مقامات ايرانی هنوز ارتباط وقايع تهران با انفجارهای اهواز را قطعی نمی دانند. علی يونسی، وزير اطلاعات ايران، ماهيت انفجار مرگبار در شرق تهران را مبهم دانسته و گفته بود مشخص نيست که اين حادثه جنبه "تروريستی" داشته باشد. در حالی که در انفجارهای تهران و پيش از آن، قم، بمبهای دست ساز به کار رفته اند، بمبگذاری در اهواز به گفته مسئولان امنيتی و اطلاعاتی، به گونه "حرفه ای" طراحی شده و "تروريستی" توصيف شده است. اين مسئولان مدعی شدند که رويدادهای اهواز ريشه در خارج از مرزهای ايران دارد و معاون امنيتی وزارت کشور گفت شيوه بمب گذاری در خوزستان به روش به کار برده شده توسط سازمان اطلاعات رژيم سابق عراق - استخبارات - شباهت داشته است. وزير اطلاعات ايران گفت عوامل حوادث اهواز "ريشه در خارج از کشور" دارند که برخی از آنها بازداشت شده و برخی ديگر در شرف دستگيری هستند. او از ارائه جزئيات بيشتر درباره اين مظنونان خودداری کرد و گفت علنی شدن اين اطلاعات ممکن است سبب شود تا "بسياری از تروريستها از دامی که برای آنها فراهم شده" بگريزند. علی آقامحمدی، رئيس کميته تبليغات شورای عالی امنيت ملی هم گفت برخی از عوامل انفجارهای اهواز بازداشت شده و برخی ديگر در صدد هستند تا به عراق بازگردند. اين نخستين بار در سالهای اخير است که جمهوری اسلامی مدعی دخالت گروههای خارجی در حوادث مرگبار و انفجارهای داخل ايران می شود. |
||
|
2
نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم خرداد 1384ساعت 11:4  توسط mohammad reza.t.... |
|
||
|
|
خرداد ۱۳۸6: انتخابات در هشت پرده |
|
|
پرده اول: سردار رضايی رئيس جمهور می شود محسن رضايی ساعت هفت و نيم صبح بچه ها را رساندم به مهدکودک. سارا را بردم فرودگاه. رفت سمنان سرکار. وزارتخانه شان را از تهران به سمنان منتقل کرده اند، هفته ای سه روز آنجاست و روزی شانزده ساعت کار می کند و هفته ای چهار روز تعطيل است و رئيس جمهور را نفرين می کند. خودم رفتم بانک، يک ميليون تومان از حسابم برداشتم، چون هزارتومانی و تراول چک نبود همه را به صورت سکه های پنجاه تومانی دادند. مجبور شدم کارگر بگيرم تا پولها را تا خيابان جمهوری بياورد. يک ميليون تومان را در خيابان جمهوری فروختم به نهصد و پنجاه هزار تومان اسکناس و با آن ۵۴۰ دلار خريدم. بعد رفتم دفتر روزنامه، يکی از بچه ها گفت اکبر گنجی قسمت هفتم مانيفست جمهوری خواهی را از زندان بيرون داده است و سه سال ديگر زندان گرفته است. بعدازظهر زنگ زدم به حاج خانوم و با ايشان خداحافظی کردم. ساعت چهار با سارا رفتيم فرودگاه؛ ميدان آزادی بسته بود. عشاير ممسنی برای تظاهرات به نفع غنی سازی اورانيوم جمع شده بودند. ساعت يک ربع به شش رسيدم به فرودگاه. سردار رئيس جمهور با هفتاد نفر از کارشناسان سپاه و سه نفر از حراست وزارت خارجه و دو خبرنگار رفته بودند داخل پاويون دولتی. من دير رسيدم. پرواز تاخير داشت. قرار است برای مذاکره با آمريکايی ها برويم بغداد، البته همه فکر نمی کنند می خواهيم برويم پاريس برای اجلاس يونسکو. پرواز با سه ساعت تاخير انجام شد. پرده دوم: هاشمی رفسنجانی، مردی که نمی توانست سلطان نباشد اکبر هاشمی رفسنجانی ساعت هفت و نيم بچه را رساندم به مهد کودک و سارا را بردم سرکارش. خودم هم رفتم بانک. می خواستم يک ميليون تومان پول بگيرم، اما بانک فقط دلار داشت، ۸۰۰ دلار به جای آن گرفتم. بعد رفتم دفتر روزنامه. هيچ کس جز اکبر گنجی در دفتر روزنامه نبود. همه بچه ها استعفا داده بودند و رفته بودند دفتر روزنامه "تهران اکونوميک". حقوقشان در آنجا دوازده برابر روزنامه خودمان است. اکبر گنجی مانيفست جمهوريخواهی جديدش را نوشته بود، اما هيچکس نبود که آنرا حروفچينی کند. بعد از ظهر مامان زنگ زد به من، تازه دو روز است که از لارناکا آمده است و قرار است فردا برود مکه، می خواست خداحافظی کند. ساعت چهار با سارا رفتيم ميدان آزادی. ميدان آزادی بخاطر استقبال از جورج بوش بسته بود. پرده سوم: سردار دکتر خلبان رئيس جمهور ماست محمدباقر قاليباف ساعت شش صبح با صدای جيغ شهين خانم از خواب بيدار شدم. جواد آقا شوهرش مست آمده بود خانه و داشتند با هم کتک کاری می کردند. ساعت هفت و نيم صبح بچه را رساندم به مهدکودک و سارا را بردم سرکارش. داشتم می رفتم سرکار که يک دختر خوشگل سرخيابان چراغ زد، سوارش کردم. گفتم پول ندارم، بايد برويم بانک، گفت هرچی تو بگی. رفتم بانک، يک ميليون تومان پول گرفتم. بعد رفتيم خيابان جمهوری از يک مامور نيروی انتظامی يواشکی با يک ميليون تومان ۱۲۰۰ دلار خريديم. برگشتم و با دختره رفتيم خانه. تا ساعت دو با هم بوديم، بعد رفتيم محضر عقد کرديم. بعد رفتم دفتر روزنامه. در دفتر روزنامه بچه ها می گفتند هاشمی شاهرودی در اوين برای آزادی اکبر گنجی اعتصاب غذا کرده است، اما آيت الله مرتضوی رئيس قوه قضائيه به همه روزنامه ها اعلام کرده که حق انتشار خبر را ندارند. بعد از ظهر زنگ زدند به اداره و گفتند مامان را دزديده اند و برای آزاد شدنش ده ميليون تومان می خواهند. گفتم فقط ۱۲۰۰ دلار دارم، می توانم ۶۰۰ دلار بدهم، اما آنها گفتند دلار قبول نمی کنند، چون دلارها تقلبی است، من هم شماره برادرها و خواهرم را دادم تا از آنها پول بگيرند، ساعت سه رفتم دنبال سارا و رفتيم محضر برای اينکه وکالت طلاق بدهم. ساعت چهارو نيم در ميدان آزادی راه بندان بود، سپاه با نيروهای مسعود ده نمکی درگير بودند. بالاخره هليکوپترهای مسعود ده نمکی خيابان را آرام کردند و بچه های سپاه تسليم شدند و آنجا را ترک کردند. ساعت يک ربع به شش رسيدم فرودگاه. هفتاد نفر از خانم های واحد تشريفات رياست جمهوری و ۴۵ نفر از متخصصان انرژی اتمی دانشگاه امام جواد( امام حسين سابق) و سی نفر از وبلاگ نويسان وزارت اماکن در پاويون دولتی آماده بودند. چون کراوات نداشتم مجبور شدم در فرودگاه کراوات بخرم. کاپيتان دکتر سردار پرزيدنت خودش خلبان هواپيما بود. ساعت هشت شب رسيديم کابل، کونداليزا رايس منتظرمان بود. پرده چهارم: دکتر احمدی نژاد، رئيس جمهوری برای مستضعفان محمود احمدی نژاد ساعت نه صبح از خواب بيدار شدم و به بچه صبحانه دادم. تلفن سه روز است که قطع شده و سارا هر روز برای اينکه ببيند چرا تلفن قطع شده به وزارت کشاورزی می رود. رئيس جمهور وزارت مخابرات را برای صرفه جويی منحل کرده و وزارت کشاورزی وظايف وزارت مخابرات، ارشاد و صنايع را انجام می دهد. رفتم خانه جواد آقای همسايه که پول هايم را پيش او نگه می دارم و يک ميليون تومان از پولم را گرفتم. با يک ميليون تومان رفتم سرکوچه از کيوسک روزنامه فروشی سابق ۴۰۰ دلار خريدم. بعد رفتم دفتر روزنامه، مرتضوی اعلام کرده است که بزودی اکبرگنجی را به اتهام کلاهبرداری و غارت بيت المال محاکمه می کند. زنگ زدم به صغرا خانم همسايه مادرم تا مادرم را صدا بزنند و با او خداحافظی کنم. صغرا خانم گفت که نه من را می شناسد و نه مادرم را می شناسد. ساعت چهار به آژانس زنگ زدم تا يک موتوری بفرستد، در اين ساعت با ماشين در خيابانهای تهران نمی توان حرکت کرد. در ميدان آزادی راه بندان بود، لباس شخصی ها موتورسوارهايی را که عينک آفتابی داشتند می زدند، من را هم با وجود اينکه عينک آفتابی نداشتم کتک زدند. از آنجا پياده دويدم تا فرودگاه مهرآباد. ساعت يک ربع به شش رسيدم درحالی که عرق کرده بودم. رفتم به پاويون دولتی. برادر رئيس جمهور تا مرا ديد بغلم کرد و از اينکه مثل قبل بوی ادوکلن نمی دادم احساس خوشحالی کرد. رئيس جمهور با دويست نفر از برادران بخش رايانه و زبان خارجی بسيج منطقه ده و پنج نفر از خبرنگاران منتظر هواپيما بودند. هواپيمای اختصاصی العال آماده بود. سوار شديم و رفتيم به دبی تا در آنجا با پسرعمه جرج بوش که نماينده آمريکا برای مذاکره با ايران است مذاکره کنيم. آمريکايی ها گفته اند اگر يک ساعت هم دير برسيم با ما مذاکره نمی کنند. پرواز سر ساعت انجام شد و بموقع به دبی رسيديم. پرده پنجم: مهرعليزاده، رئيس جمهوری که شناخته نشد محسن مهرعليزاده ساعت نه صبح دخترم مرا از خوب بيدار کرد، زنم خوابش می آمد، گفت که چون حوصله ندارد به اداره نمی رود. دخترم را بردم مهد کودک، بعد رفتم بانک تا يک ميليون تومان پول از بانک بگيرم. بانک پول نداشت. تحويلدار بانک زنگ زد به بازار تهران و بخاطر دوستی با من از او درخواست کرد يک ميليون تومان پول به حسابش بفرستد، يک ساعت بعد موتوری يک ميليون تومان آورد. رفتم خيابان جمهوری و با يک ميليون تومان ۴۶۰ دلار خريدم. بعد رفتم دفتر روزنامه، هاشمی رفسنجانی يک مانيفست جمهوريخواهی نوشته و در آن از اکبرگنجی دفاع کرده است. و يک نسخه از آنرا به مهدی مهدوی کيا داده است که در صورت ملاقات با رئيس جمهور آنرا به او بدهد. بعد از ظهر زنگ زدم به مامان تا از او خداحافظی کنم. ساعت چهار سارا آمد دنبالم تا برويم فرودگاه، ساعت چهارو نيم رسيديم به کاخ رياست جمهوری و مهرعليزاده را صدا کرديم. آمد پائين و رفتيم به طرف فرودگاه مهرآباد. ميدان آزادی بسته بود، بازی تراکتور سازی تبريز با پرسپوليس اردبيل بود. در راه بندان مانديم، آخرش به ماموران نيروی انتظامی گفتم که رئيس جمهور همراه من است، نمی شناخت. محسن زنگ زد به شورای تشخيص مصلحت نظام و از حاج آقا کروبی درخواست کرد تا با نيروی انتظامی صحبت کند تا راه باز شود. ساعت يک ربع به شش حکم حکومتی رهبری برای رئيس پليس تهران رسيد و آنها راه را باز کردند و ما به فرودگاه رسيديم. در فرودگاه رئيس مجلس و سه نفر از قوه قضائيه با دو مترجم همراه حاج آقا ناطق آماده بودند، چون در پرواز جا نبود قرار شد مهرعليزاده با پرواز بعدی بيايد. قرار است برای مسابقه فوتبال ايران و آلمان برويم به برلين، اما در آنجا با نمايندگان آمريکا قرار ملاقات داريم، هنوز مهرعليزاده در جريان نيست، قرار است فردا ماجرا را به او بگوئيم. پرده ششم: مهدی کروبی، جنگ تا آخرين قدم مهدی کروبی صبح دخترم با چوب زد توی سرم و مرا از خواب بيدار کرد. بعد دوتايی زنم را کتک زديم و از خواب بيدارش کرديم. ساعت هفت و نيم در خيابان تصادف کردم و با راننده ماشين جلويی کتک کاری کردم. بعد دخترم را رساندم به مهدکودک و زنم را بردم سرکارش. بعد رفتم بانک تا يک ميليون تومان پول بگيرم، کارمند بانک گفت چون اصلاح طلب حکومتی هستم به من پول نمی دهد، نمی دانستم چکار کنم، نيم ساعت بعد آن کارمند را اخراج کردند و کارمندی که به جای او آمد چون مشارکتی بود به جای يک ميليون تومان، يک و نيم ميليون تومان به من داد. رفتم به خيابان جمهوری تا با يک ميليون و نيم، دلار بخرم، اما دلار نبود و به جايش دينار و ين و يورو داد. از آنجا رفتم دفتر روزنامه، به محض اينکه وارد شدم بچه های گروه گزارش مرا کتک زدند، گفتم چرا می زنيد؟ گفتند چون تو با آزادی اکبر گنجی مخالفی. من گفتم که مخالف نيستم، ظاهرا از مقاله ديروز من در مورد نمايشگاه گل و گياه اينطور برداشت کرده بودند که من با گنجی مخالفم. از دفتر روزنامه زنگ زدم به خانه مامان تا با او خداحافظی کنم، مامان خيلی ناراحت بود، چون يک تانک دوساعت بود جلوی خانه شان پارک کرده بود و نمی رفت. ساعت چهار رفتم دنبال سارا تا با هم برويم به فرودگاه، سارا با من نيامد، گفت که ديگر با من حرف نمی زند، مگر اينکه من هم از رفراندوم طرفداری کنم. تنهايی رفتم فرودگاه مهرآباد، ميدان آزادی بسته بود. داشتند ميدان آزادی را برمی داشتند و می بردند به ميدان فاطمی و قرار بود ميدان تجريش را بياورند به جای ميدان آزادی، سينه خيز تا فرودگاه رفتم. ساعت شش و نيم خودم را رساندم به پاويون دولتی، هشتاد نفر از اصلاح طلبان پيشرو، نود و سه نفر اصلاح طلب دولتی و شصت و چهار نفر محافظه کار همراه با يک نفر مترجم و يک خبرنگار در هيات بودند، آقای محتشمی معاون اول رئيس جمهور هم بود. قرار است برويم لندن يا نيويورک برای مذاکره با آمريکايی ها، به محض اينکه هواپيما بلند شد محتشمی هواپيما را دزديد و رفتيم کوبا. پرده هفتم: علی لاريجانی، مردی فقط برای يک فصل علی لاريجانی صبح ساعت هفت و نيم بچه را رسانديم به مهدکودک و سارا را بردم سرکارش. خودم رفتم بانک، يک ميليون تومان پول از حسابم گرفتم و رفتم خيابان جمهوری. از يک صرافی هزار دلار خريدم. وقتی برگشتم ديدم پليس راهنمايی و رانندگی ماشينم را که دوبله پارک کرده بودم جريمه کرده است. سرش داد زدم که چرا جريمه کردی؟ پليس ترسيد و برگه جريمه را پاره کرد و گفت: ببخشيد قربان! نفهميدم. رفتم دفتر روزنامه. جلوی دفتر روزنامه ده هزار نفر دانشجو جمع شده بودند و شعار می دادند: مرگ بر استبداد. رفتم داخل. اکبر گنجی داشت مقاله عاليجناب نارنجی را می نوشت. باهنر رئيس مجلس، کوچک زاده را به دليل اهانت به گنجی از مجلس بيرون کرده بود. به مامان زنگ زدم، گفت که دارد برای شرکت در راهپيمايی به دانشگاه تهران می رود. امروز احمدی نژاد رهبر اصلاح طلبان تندرو سخنرانی دارد. از مامان خداحافظی کردم. ساعت چهار رفتيم فرودگاه. ميدان آزادی بسته بود. اصلاح طلبان اصولگرا در ميدان آزادی سخنرانی داشتند، آقای ناطق نوری داشت سخنرانی می کرد. ساعت شش رسيديم فرودگاه. دکتر لاريجانی رئيس جمهور همراه با گروهی از هنرمندان و تعدادی از فيلسوفان و چند منجم و ۲۴۰ نفر خبرنگار در پاويون دولتی منتظر بودند تا به لندن برويم و با جرج بوش مذاکره کنيم. هواپيما سرساعت پرواز کرد. پرده هشتم: مصطفی معين، مردی که کسی نمی خواست سلطان باشد مصطفی معين صبح ساعت هفت و نيم بچه را رسانديم مهدکودک و با سارا رفتيم جلوی دانشگاه تهران برای تظاهرات. در تظاهرات سارا دستگير شد و من به سرعت برگشتم دفتر روزنامه. رضا خاتمی مانيفست جمهوری خواهی اش را منتشر کرده و در آن از اکبر گنجی دفاع کرده است. قرار است فردا تظاهرات بزرگی برگزار شود تا مجلس وادار شود که مسجد جامعی را به عنوان وزير ارشاد بپذيرد. آمدم به بانک و يک ميليون تومان پول گرفتم، رفتم خيابان جمهوری و با آن ۹۰۰ دلار خريدم، بعد رفتم انجمن صنفی تا اطلاعيه بدهم در مورد دستگيری سارا. ساعت چهار راه افتادم به طرف ميدان آزادی، ميدان آزادی بسته بود. لباس شخصی ها داشتند بچه های وزارت اطلاعات را شناسايی می کردند و آنها را کتک می زدند. ساعت يک ربع به شش رسيدم به فرودگاه، دکتر معين و اعضای جبهه مشارکت با گروهی از وزارت خارجه و چند نفر از مجمع تشخيص مصلحت نظام و چند نماينده از رهبری و بيست خبرنگار در پاويون دولتی آماده بودند. نيروی انتظامی اجازه پرواز نمی داد. وزير کشور آمد، اما نيروی انتظامی قبول نکرد. بالاخره خود آقای خامنه ای آمد و در حالی که حکم حکومتی را خودش می خواند به مسئول حراست فرودگاه دستور داد تا اجازه پرواز را به ما بدهد. قرار است ساعت نه صبح در مقر سازمان ملل زير نظر سازمان کنفرانس اسلامی و سازمان وحدت آفريقا و اجلاس غيرمتعهدها و اتحاديه اروپا نمايندگان ايران با نمايندگان آمريکا مذاکره کنند. |
||
|
2
نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم خرداد 1384ساعت 11:2  توسط mohammad reza.t.... |
|
||
|
|
5 روز به انتخابات: گلايه آصفی از کاندوليزا راي |
|
|
درحالی که تنها پنج روز به انتخابات مانده و نامزدها نيز تبليغات خود را به اوج رسانده اند، طرح انتقاداتی از خارج درباره دمکراتيک بودن اين انتخابات، به موضوع مناقشه ای تازه تبديل شده است. گروه ديده بان حقوق بشر که مقر آن در نيويورک است، طی بيانيه ای اعلام کرده "انتخابات روز جمعه رياست جمهوری ايران آزاد و عادلانه نخواهد بود." اين گروه همچنين گفته "قوانين انتخاباتی ايران تبعيض آميز است و به يک نهاد غيرمنتخب مذهبی، شورای نگهبان، اجازه می دهد به جز عده ای معدود که طرفدار نظام هستند، تمامی شخصيت ها را از شرکت در رقابت های انتخاباتی حذف کند." قبل از اين نيز کاندوليزا رايس، وزير خارجه آمريکا با لحنی شديدا انتقادی در مورد انتخابات ايران گفته بود ايران کاملا از گرايشی که به دمکراسی در منطقه شکل گرفته به دور است و در حالی که در افغانستان و عراق در همسايگی ايران انتخابات برگزار می شود، در ايران "ملاها" تصميم می گيرند چه کسی حق دارد نامزد انتخابات شود و چه کسی حق ندارد نامزد شود. طرح اين گونه انتقادها، سرانجام روز يکشنبه، واکنش حميدرضا آصفی، سخنگوی وزارت خارجه ايران را برانگيخت که گفت "بهتر است مقامات آمريکايی در مورد انتخابات ايران با احتياط صحبت کنند تا روز شنبه با مشخص شدن نتيجه انتخابات شرمنده نشوند." وی در عين حال گفته "به نظر می رسد مقامات آمريکا پيشگو شده اند!" آقای آصفی، خانم رايس و ساير مقام های آمريکايی که اين روزها از شيوه برگزاری انتخابات در ايران انتقاد کرده اند را متهم به تلاش برای کاهش مشارکت مردم در انتخابات کرده و گفته "در هر کشوری ساز و کاری برای انتخاب نامزدها وجود دارد و اين موضوع تنها منحصر به ايران نيست." ادامه رقابت ميان طرفداران انتخابات و مخالفان آن در عين حال، رقابت ميان گروه ها و چهره های طرفدار رای دادن و چهره ها و گروه های مخالف رای دادن همچنان ادامه دارد. آيت الله سيد جلال الدين طاهری، عضو فعلی مجلس خبرگان و امام جمعه پيشين اصفهان که 3 سال قبل با انتشار نامه ای انتقادی نسبت به اوضاع کشور، از امام جمعه بودن استعفا داد و از چهره های حامی اصلاح طلبان محسوب می شود، اعلام کرده "درشرايط حاضر برای اصلاح، راهی بهتر ازحضور در پای صندوق های رای وجود ندارد." بحران من از ظهر سه شنبه شروع شد و من خودم را محاکمه کردم و گفتم که اگر خدا بپرسد که تو می توانستی بيايی و با آمدنت چند مشکل را حل کنی، چرا نيامدی، چه جوابی دارم که بدهم اکبر هاشمی رفسنجانی اين درحالی است که گروهی از نويسندگان، شاعران و فعالان سياسی مقيم خارج نيز اين روزها با امضای نامه ای، از تحريم انتخابات حمايت کرده اند. اکبر گنجی روزنامه نگار زندانی که اخيرا پس از چند روز مرخصی بار ديگر به زندان بازگردانده شد و به نشانه اعتراض دست به اعتصاب غذا زد، در روزهايی که در مرخصی بود، در چند مصاحبه، شرکت در انتخابات را بيهوده توصيف کرد. اما از سوی ديگر، آيت الله منتظری که چند روز قبل در مصاحبه ای با خبرگزاری رويتر نسبت به نحوه برگزاری انتخابات و نحوه تقسيم قدرت در ايران انتقاد کرده بود، گفته که سخنان وی به مفهوم تحريم انتخابات نيست. وی همچنين از تشکيل جبهه دمکراسی خواهی و حقوق بشر با حضور اصلاح طلبان حامی مصطفی معين و فعالان ملی مذهبی حمايت کرده و گفته که با تشکيل جبهه متحد می توان به اهداف بزرگ اجتماعی نايل شد. ائتلافی که شکل نگرفت غلامعلی حداد عادل، رييس مجلس و از چهره های صاحب نفوذ در ميان گروه های راست و محافظه کار نيز ظاهرا اميد خود را به ائتلاف ميان چهار کانديدای اصولگرا از دست داده و گفته بعيد می دانم در فرصت اندک باقی مانده تا برگزاری انتخابات رياست جمهوری، ائتلاف در جمع اصولگرايان صورت گيرد. چهارنامزد معروف به اصولگرا حاضر به ائتلاف با هم نيستند علی لاريجانی، محسن رضايی، محمود احمدی نژاد و محمدباقر قاليباف، چهار نامزد اصولگرايان و محافظه کاران هستند که هيچکدام حاضر نشده اند به نفع ديگری کنار بروند. در حالی که اين چهار تن عليرغم توافق های قبلی حاضر به انصراف به نفع هم نيستند، برخی گروه های طرفدار اکبر هاشمی رفسنجانی به تعدادی از اين نامزدها توصيه کرده اند به نفع اکبر هاشمی رفسنجانی انصراف دهند. ايرنا گزارش داده شخصی به نام محمدمهدی امامی ناصری که از وی به عنوان مسئول ستاد مرکزی حمايت مردمی از اکبر هاشمی رفسنجانی ياد شده، از علی لاريجانی، محسن رضايی و محمود احمدی نژاد خواسته که به نفع اکبر هاشمی رفسنجانی انصراف دهند. وی از محسن مهرعليزاده، نامزد مستقل حامی اصلاحات نيز خواسته که به نفع آقای هاشمی کناره گيری کند. آمادگی برای دور دوم انتخابات جهانبخش خانجانی، سخنگوی وزارت کشور می گويد اگر انتخابات دو مرحله ای شود، برای رای دادن افراد واجد شرايط در مرحله دوم، ولو اينکه در مرحله اول هم رای نداده باشند، منعی وجود ندارد. طبق قانون انتخابات، در صورتی که هيچيک از نامزدها در دور نخست انتخابات نتواند بيش از نصف آرا را به خود اختصاص دهد، دو نامزدی که بيشترين رای را در دور نخست کسب کرده اند، به دور دوم می روند. طبق نتايج نظرسنجی هايی که اخيرا صورت گرفته، هيچيک از نامزدها نتوانسته اند رای کافی برای پيروزی در دور اول را دست کم در ميان شرکت کنندگان در اين نظرسنجی ها کسب کنند. اگر اين انتخابات به دور دوم کشيده شود، اين نخستين انتخابات رياست جمهوری در ايران خواهد بود که دو مرحله ای می شود. قرار اکبر هاشمی رفسنجانی با آيت الله خامنه ای اکبر هاشمی رفسنجانی از ديدار خود با آيت الله خامنه ای در آستانه ثبت نام در انتخابات خبر داده و گفته "در آخرين ملاقاتی که با رهبری داشتم، قرارمان اين شد که اگر در مورد يک نامزد ائتلاف ايجاد نشد و اختلافات را حل نکردند، من بيايم." وی گفته "من مصمم بودم که نيايم ولی عصر دوشنبه آقايان آمدند و ما را مايوس کردند و گفتند که امکان تفاهم نيست." به نظر می رسد منظور آقای هاشمی از گروهی که به توافق نرسيده اند، نامزدهای گروه های دست راستی باشد که همچنان با چهار نامزد در انتخابات حضور دارند. اين نخستين بار است که يکی از نامزدهای حاضر در انتخابات رياست جمهوری، از توافق قبلی با رهبر جمهوری اسلامی درباره حضور در انتخابات سخن می گويد. نامزدهای انتخابات به رای جوانان چشم دوخته اند آقای هاشمی گفته "بحران من از ظهر سه شنبه شروع شد و من خودم را محاکمه کردم و گفتم که اگر خدا بپرسد که تو می توانستی بيايی و با آمدنت چند مشکل را حل کنی، چرا نيامدی، چه جوابی دارم که بدهم." اعلام سن رای وزارت کشور ايران اعلام کرده متولدين ۲۷خرداد سال ۱۳۶۹و قبل از آن می توانند در انتخابات رياست جمهوری شرکت کنند. وزارت کشور همچنين اعلام کرده که مطابق قانون انتخابات رياست جمهوری، افرادی که دارای تابعيت ايران هستند و در روز رای گيری وارد ۱۶سالگی شده باشند (يعنی ۱۵سال تمام داشته باشند)، میتوانند در اين انتخابات رای دهند. حمله به ابراهيم يزدی در فرودگاه اهواز غلامرضا شريعتی، معاون سياسی و امنيتی استاندار خوزستان، حمله افرادی که ناشناس خوانده شده اند را به ابراهيم يزدی در فرودگاه اهواز محکوم کرد. آقای شريعتی گفته نيروی انتظامی استان خوزستان در مدت زمان حضور ابراهيم يزدی در اين استان وظيفه خود را به نحو مطلوب انجام داد و وی را تا فرودگاه مشايعت کرد. ظاهرا در مراسم سخنرانی ابراهيم يزدی در اهواز، گروهی قصد برهم زدن سخنرانی و حمله به او را داشته اند که به خاطر حضور جمعيت و اعلام پايان برنامه (زودتر از موعد) موفق نمی شوند. اما ظاهرا گروهی از حمله کنندگان پس از ناکامی در حمله به آقای يزدی در محل سخنرانی، وی و سه تن ديگر را که برای بدرقه او به فرودگاه اهواز رفته بودند را گير انداخته و در فرودگاه مورد ضرب و شتم قرار داده اند. هويت اين حمله کنندگان روشن نشده و ظاهرا کسی نيز در اين ارتباط بازداشت نشده است. اين چندمين مورد ايجاد اخلال در سخنرانی های انتخاباتی به ويژه برنامه های گروه های اصلاح طلب در روزهای اخير است. روز جمعه نيز مراسم سخنرانی بهزاد نبوی در قم توسط گروه های تندرو به تشنج کشيده شد. |
||
|
2
نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم خرداد 1384ساعت 9:59  توسط mohammad reza.t.... |
|
||
|
|
تحریم انتخابات: اپوزیسیون خارج از کشور |
|
|
نهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری ایران با تحریم همه جانبه و یکدست نیروهای مخالف جمهوری اسلامی ایران در خارج از کشور روبرو شده است. تمام گروه ها راست، چپ و میانه از مردم ایران خواسته اند که در این انتخابات رای ندهند. شاهزاده رضا پهلوی، ولیعهد سابق ایران، در توضیح دلایل این تحریم می گوید در حالی که مردم ایران کوچک ترین حق قانونگذاری را ندارند و تحت لوای یک نظام و قانون اساسی که اصلا حاکمیت مردم را طرد می کند زندگی می کنند، و در نبود آزادی سیاسی، احزاب و مطبوعات آزاد، و در حالی که زندانیان سیاسی فراوانی در زندان هستند، نمی توان تصور کرد که ایران می تواند در جهت ترقی و پیشرفت گام بردارد. به نظر رضا پهلوی بن بست کامل نظام برای همه مشهود است و مردم ایران اینبار هشیار هستند و می دانند که هر رای به نظام آب در آسیاب دشمن خواهد بود و فقط طول عمر این نظام را درازتر خواهد کرد. اما او اضافه می کند که خواست ملت ایران که تغییر اوضاع سیاسی در کشور با دخالت مستقیم خارجی نیست و برای همین است که در اینجا مردم ایران می توانند با تحریم انتخابات به دست خودشان با حمایت معنوی جهان آزاد این کار را به ثمر برسانند بدون این که هیچ گونه دخالت از خارج از کشور در ایران صورت بگیرد. "شرکت در انتخابات = مشروعيت نظام" از نظر گروه های مخالف حکومت ایران، شرکت گسترده مردم ایران در انتخابات ایران، به معنای مشروعیت بخشیدن به جمهوری اسلامی ایران و نرم شدن غرب در برخورد خود با آن نظام در گفتگوهای مربوط به برنامه های اتمی، حقوق بشر و دموکراسی است. هشت سال قبل از این میلیون ها نفر در انتخابات شرکت کردند به این امید که شاید از طریق اصلاحات کاری انجام بگیرد و گامی برداشته شود و دیدیم که رئیس جمهوری هیچ اختیاراتی نداشت و تابع ولی فقیه بود، هر چه ولی فقیه می گفت او اجرا می کرد. مادام که در ایران این ولایت فقیه وجود دارد سخن از آزادی و گزینش یک آرزوست، چیزی بیش از یک آرزو نیست احمد مدنی به گفته داریوش همایون، رایزن حزب مشروطه ایران، هدف از تحریم انتخابات جلوگیری از به وجود آمدن چنین وضعی است. به گفته آقای همایون در زمانی که حکومت ایران با مشکلات داخلی و خارجی متعددی روبروست، صلاح نیست که مردم با شرکت وسیع در انتخابات مشروعیتی به آن ببخشند و برعکس باید رژیم را بی دفاع بکنند و در عرصه بین المللی آسیب پذیر بکنند که دست از به گفته آقای همایون ماجراجویی هایش بردارد، دست از برنامه خطرناک اسلحه اتمی بردارد و آسیب بیشتری به کشور وارد نکند. "مروجين تحريم انتخابات براندازان آرام نظام" در عین حال در داخل ایران هم حرکت برای تحریم انتخابات کم و بیش در میان نیروهای سیاسی از جمله جنبش دانشجویی و فعالان سیاسی مستقل با استقبال روبرو شده است تا جایی که علی یونسی، وزیر اطلاعات جمهوری اسلامی ایران، مبلغین و مروجین تحریم انتخابات را براندازان آرام نامیده است. مهدی سامع، نماینده سازمان چریک های فدائی خلق در شورای ملی مقاومت ایران، می گوید که همبستگی با نیروهای داخلی از جمله نخبگان و روشنفکران و همه کسانی که انتخابات را تحریم کرده اند نیز مد نظر بوده است. به گفته آقای سامع حرکت تحریم در داخل ایران بسیار گسترده و عمیق است. آن وقت دعوا بین قدرت کانونی بود با حاشیه که همین اصلاح طلبان بودند. حالا این دعوا آمده در کانون یعنی بین آقای هاشمی رفسنجانی و آقای خامنه ای. حتی آن هایی که می گویند اصولگرا خودشان که چند نفرند نتوانسته اند با هم کنار بیایند در نتیجه تضاد و دعوا در درون کانون انجام می گیرد. و این یک تحول سیاسی بسیار مهم و تعیین کننده و در واقع آغازی است برای یک پایان ابولحسن بنی صدر اما پس از پذیرفته شدن نامزدی مصطفی معین نماینده اصلی گروه های اصلاح طلب از سوی شورای نگهبان که با دخالت آیت الله علی خامنه ای، رهبر جمهوری اسلامی ایران، صورت گرفت و تشکیل ائتلافی تحت عنوان جبهه دموکراسی و حقوق بشر با شرکت آقای معین و جمعی از چهره های ملی و ملی - مذهبی، تعدادی از شخصیت ها و سازمان هایی که قبلا انتخابات را تحریم کرده بودند به جمع فعالان انتخاباتی پیوستند. حسن شریعتمداری سخنگوی کادر رهبری اتحاد جمهوریخواهان ایران اعتقاد دارد با وجودی که آقای معین قدم های معینی به سمت بازگشایی فضای سیاسی برداشته و با پیشنهاد جبهه دموکراسی و حقوق بشر خواسته است که نگرش خودشان را به نیروهای کناری و نیروهایی که در درون حکومت نبودند در سطح نیروهای ملی مذهبی و مذهبی ارتقا بدهد و با آنها به نوعی همسویی دست بیابد، همه این خصوصیات و به گفته او "تعادل رفتار کنش گران اجتماعی" و مردم در انتخابات به حدی نیست که بتوان گفت با وجود همه این تمهیدات قدمی به سوی دموکراسی برداشته خواهد شد. "تحريم انتخابات به تنهايی کافی نيست" در عین حال از نظر احمد مدنی، دبیر کل جبهه ملی در خارج از ایران، که در هماهنگی با جبهه ملی داخل کشور انتخابات را تحریم کرده است چنین فعالیت هایی در موازات تحریم انتخابات می تواند زمینه مساعدی را جهت مبارزه برای دموکراسی فراهم کند. دریادار مدنی می گوید: "ما اگر یک بنا را خراب می کنیم باید یک بنا هم به جایش بسازیم. شرکت نکردن در انتخابات یک امر است اما مهمتر این است که تشویق شود که محیط آماده بشود، راهکارهای دموکراسی فراهم بشود برای یک همه پرسی که در یک فضای آزاد یا یک فضائی که مردم بتوانند سخنشان را بگویند، تشکلشان را داشته باشند، زندانیان سیاسی نباشد، آنجا با مراجعه به آرای عمومی و همه پرسی نظام برگزیده خودشان را انتخاب کنند و از یک طریق مسالمت آمیز بتوانند جابجائی را انجام دهند." در عین حال نباید فراموش کرد که هشت سال پیش هم گروه های مخالف جمهوری اسلامی ایران در خارج از کشور دسته جمعی انتخابات را تحریم کردند. ولی میلیون ها نفر از مردم ایران با ندیده گرفتن این خواست ها در انتخابات شرکت کردند و بر خلاف تمام پیش بینی ها کاندیدای مورد علاقه خود را در کاخ ریاست جمهوری جای دادند. آیا امکان دارد که این واقعه تکرار شود؟ داریوش همایون می گوید که شرایط امروز با دوم خرداد هشت سال پیش خیلی فرق دارد. به گفته او در آن زمان امید به اصلاح حکومت از درون در مردم بود و مردم هم ترجيح می دادند که از آن راه وارد بشوند. ولی به گفته رایزن حزب مشروطه ایران در طول هشت سال گذشته نشان داده شد که چنان امیدی نیست و مبنائی ندارد و بر عکس انتخابات و رای دادن و پشتیبانی در جریان انتخاباتی از رژیم تنها به درد تقویت افراطیان و تقویت سیاست های افراطی می خورد. احمد مدنی هم اعتقاد دارد که تجربه هشت سال گذشته، جنبش تحریم انتخابات را تقویت می کند: "هشت سال قبل از این میلیون ها نفر در انتخابات شرکت کردند به این امید که شاید از طریق اصلاحات کاری انجام بگیرد و گامی برداشته شود و دیدیم که رئیس جمهوری هیچ اختیاراتی نداشت و تابع ولی فقیه بود، هر چه ولی فقیه می گفت او اجرا می کرد. مادام که در ایران این ولایت فقیه وجود دارد سخن از آزادی و گزینش یک آرزوست، چیزی بیش از یک آرزو نیست." ابوالحسن بنی صدر، اولین رئیس جمهوری اسلامی، هم معتقد است که اوضاع سیاسی ایران با هشت سال پیش تفاوت های زیادی کرده است. آقای بنی صدر می گوید: "آن وقت دعوا بین قدرت کانونی بود با حاشیه که همین اصلاح طلبان بودند. حالا این دعوا آمده در کانون یعنی بین آقای هاشمی رفسنجانی و آقای خامنه ای. حتی آن هایی که می گویند اصولگرا خودشان که چند نفرند نتوانسته اند با هم کنار بیایند در نتیجه تضاد و دعوا در درون کانون انجام می گیرد. و این یک تحول سیاسی بسیار مهم و تعیین کننده و در واقع آغازی است برای یک پایان." |
||
|
2
نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم خرداد 1384ساعت 9:55  توسط mohammad reza.t.... |
|
||
|
|
ديده بان حقوق بشر انتخابات ايران را غير آزاد خواند |
|
|
گروه ديده بان حقوق بشر که مقر آن در نيويورک است، گفته است:" انتخابات روز جمعه رياست جمهوری ايران آزاد و عادلانه نخواهد بود." اين گروه گفته است: "قوانين انتخاباتی ايران تبعيض آميز است و به يک نهاد غيرمنتخب مذهبی، شورای نگهبان، اجازه می دهد به جز عده ای معدود که طرفدار نظام هستند، تمامی شخصيت ها را از شرکت در رقابت های انتخاباتی حذف کند." در بيانيه ديده بان حقوق بشر درباره انتخابات ايران آمده است: "ايران به عنوان يکی از امضا کنندگان کنوانسيون بين المللی حقوق مدنی و سياسی ملزم است به شهروندان خود اجازه دهد بدون هيچ نوع "محدوديت غير معقول" بتوانند به عنوان نامزد در رقابت های انتخاباتی شرکت کنند. قوانين انتخاباتی مجلس و رياست جمهوری ايران با استفاده از معيارهای تبعيض آميز، مشارکت بسياری از نامزدهای انتخابات را محدود می کند." در اين بيانيه به ثبت نام بيش از يک هزار نفر کانديدا در انتخابات رياست جمهوری و تاييد تنها هشت نفر توسط شورای نگهبان اشاره شده است. گروه حقوق بشر در بيانيه خود به موضوع رد صلاحيت داوطلبان زن نيز پرداخته است. پم او تول، گزارشگر منطقه ای بی بی سی می گويد ايران به خوبی مطلع است که جامعه بين الملل از نزديک اين انتخابات را دنبال می کند. روحانيون بلندپايه از بيم آنکه مشارکت پايين مردم از سوی دشمنان اين کشور و به ويژه آمريکا به عنوان افول محبوبيت نظام روحانی تلقی شود، از مردم خواسته اند در انتخابات شرکت کنند. انتخابات ايران به ويژه از جانب سه کشور اروپايی که با تهران در حال انجام مذاکرات هسته ای هستند، از نزديک دنبال می شود. طرفين قرار است مذاکرات را در تابستان از سربگيرند. به گفته گزارشگر بی بی سی، برخی از تحليلگران بر اين عقيده اند که از ميان کانديداها، اکبر هاشمی رفسنجانی می تواند در صورت پيروزی در انتخابات، پيشرفتی در اين مذاکرات به وجود بياورد اما برخی ديگر معتقدند که با توجه به حمايت مردمی از برنامه هسته ای ايران و اين واقعيت که تصميم گيرنده اصلی در اين مورد رهبر جمهوری اسلامی است، مشخص نيست که روی کار آمدن آقای هاشمی تغيير چندانی در خط مشی هسته ای ايران در پی داشته باشد. همسايگان ايران نيز تحولات انتخابات اين کشور را از نزديک دنبال می کنند. ايران به عنوان بزرگترين کشور شيعه جهان، خود را محافظ جوامع شيعه می داند و با گروه های شيعه در کشورهای منطقه ارتباط نزديک و بر آنها نفوذ دارد. |
||
|
2
نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم خرداد 1384ساعت 9:53  توسط mohammad reza.t.... |
|
||
|
|
فضای آزاد يا فضای محدود؟ |
|
|
اگر فردی کنجکاو، به طور کاملا غير رسمی در خيابانهای تهران و يا حتی در روستای "توتکی" در دل جنگلهای سياهکل در شمال ايران نظر مردم عادی را در باره انتخابات رياست جمهوری ۲۷ خرداد جويا شود، به اين نتيجه میرسد که آنها نه فقط علاقهای به اين موضوع ندارند، بلکه از اين "بازی تکراری" بیثمر عصبانی هستند و با حرارت تاکيد میکنند که ديگر رای نخواهند داد. اما آيا آنها به واقع رای نخواهند داد؟ اگر همين فرد کنجکاو، از عصبانيت و ابراز نارضايتی مردم عادی و حتی تاکيد صريح آنان بر عدم شرکت در انتخابات اين نتيجه را بگيرد که نرخ مشارکت در انتخابات آينده بسيار ناچيز خواهد بود، روزی که نتايج انتخابات اعلام شود، از پيشبينی خود شگفتزده خواهد شد! "پيشبينی ناپذير"؟ در واقع اين نوع کنش اجتماعی برخی از اقشار و طبقات اجتماعی ايران، بسياری از فعالان سياسی را به "پيشبينی ناپذير" بودن رفتار سياسی مردم ايران معتقد کرده است. اين جملات که "مردم ايران پيشبينی ناپذيرند" و يا "ايرانيان ملت لحظه آخرند" بارها از زبان تحليلگران بيان شده است. آيا براستی مردم ايران پيشبينی ناپذيرند و نمیتوان رفتار سياسی قانونمندی از آنها انتظار داشت؟ مسلما، کسی که سياست و جامعه شناسی را به عنوان يک "علم" با ويژگیها و محدوديتهای تفهمی آن به رسميت میشناسد، نمیتواند بپذيرد که رفتار جمعی يک ملت بدون قاعده و پيشبينی ناپذير باشد. آنچه در واقع بسياری از تحليلگران را نسبت به نوع رفتار سياسی مردم ايران سردرگم کرده است، الگوبرداری بدون ظرافت از نظريههای مربوط به رفتارشناسی در جوامع دموکراتيک غربی است. بخشی از اين نظريهها اگر به صورت خام و بیتوجه به خصلتهای بومی مردم ايران برای توضيح و پيشبينی رفتار ايرانيان به کار گرفته شود، با نتايج غيرقابل انتظاری روبرو خواهد شد. پيشبينی رفتار سياسی ايرانيان و کشف قواعد و قانونمندیهای آن، مستلزم ابداع نظريههای بومی است که به رغم درک نياز به آن از سوی انديشمندان، به منصه ظهور نرسيده است. در غياب اين نظريهها و تحقيقات ميدانی قابل اتکاء، مسائل ساده ای مانند اينکه چند درصد مردم در انتخابات شرکت میکنند و کانديداها هر کدام چه ميزانی از آراء را به خود اختصاص میدهند، در شرايط پيچيده و مبهم، به صورت معما در میآيد، در حالی که اين نوع مسائل در کشورهای دموکراتيک با يک نظرسنجی بیطرفانه و علمی به راحتی کشف میشود. به جز عوامل ساختاری و ريشهدار تاريخی، يکی از عواملی که باعث بالارفتن درجه عدم قطعيت در رفتار انتخاباتی مردم ايران در سالهای اخير شده است، فضای بسته و محدود مطبوعاتی و نظام انحصاری اطلاعرسانی است. فضای آزاد يا فضای محدود؟ کسانی که از دور بر اين فضا نظارت دارند، ممکن است آن را متنوع و به نسبت آزاد بيابند، اما محدوديتها و تنگناهای آن را کسانی درک میکنند که درگير آن هستند، بويژه کسانی که ديدگاهی خارج از چارچوب به رسميت شناخته شده از سوی مجموعه نظام سياسی دارند. در چنين وضعی، صداهای مخالف و منتقد به صورت شفاهی و اغلب ناقص و گذرا به گوش علاقهمندان به آن صداها میرسد، اما در مقابل، صداهای موافق به طور کامل، انبوه و تکراری از طريق رسانههای فراگير برای مردم پخش میشود. مردمی که اين دو صدا را با کميت و کيفيت مذکور میشنوند، امکان تصميمگيری قاطعانه را در خود نمیبينند و بلاتکليف میمانند. البته در همه کشورها، درصدی از مردم تا آخرين روزهای مشرف به انتخابات بلاتکليف میمانند، اما ميزان آن در ايران بسيار بالاست و همين نکته منجر به تصميم گيری های دقيقه آخر میشود، تصميمهايی که به يک حادثه جزيی بستگی دارد. يک شگفتی ديگر؟ بر اين اساس، کسانی که نتيجه چند انتخابات اخير ايران را بررسی کردهاند، نسبت به گزارشهايی که در باره ميزان شرکت مردم در انتخابات و افرادی که به عنوان پيروز احتمالی اين صحنه معرفی میشوند، با احتياط برخورد میکنند. از اين رو، احتمال اينکه نتيجه انتخابات ۲۷ خرداد همگان را شگفتزده کند، منتفی نيست. |
||
|
2
نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم خرداد 1384ساعت 9:52  توسط mohammad reza.t.... |
|
||
|
|
انتخابات رياست جمهوری با نتيجه ای نامشخ |
|
|
اگر فردی کنجکاو، به طور کاملا غير رسمی در خيابانهای تهران و يا حتی در روستای "توتکی" در دل جنگلهای سياهکل در شمال ايران نظر مردم عادی را در باره انتخابات رياست جمهوری ۲۷ خرداد جويا شود، به اين نتيجه میرسد که آنها نه فقط علاقهای به اين موضوع ندارند، بلکه از اين "بازی تکراری" بیثمر عصبانی هستند و با حرارت تاکيد میکنند که ديگر رای نخواهند داد. اما آيا آنها به واقع رای نخواهند داد؟ اگر همين فرد کنجکاو، از عصبانيت و ابراز نارضايتی مردم عادی و حتی تاکيد صريح آنان بر عدم شرکت در انتخابات اين نتيجه را بگيرد که نرخ مشارکت در انتخابات آينده بسيار ناچيز خواهد بود، روزی که نتايج انتخابات اعلام شود، از پيشبينی خود شگفتزده خواهد شد! "پيشبينی ناپذير"؟ در واقع اين نوع کنش اجتماعی برخی از اقشار و طبقات اجتماعی ايران، بسياری از فعالان سياسی را به "پيشبينی ناپذير" بودن رفتار سياسی مردم ايران معتقد کرده است. اين جملات که "مردم ايران پيشبينی ناپذيرند" و يا "ايرانيان ملت لحظه آخرند" بارها از زبان تحليلگران بيان شده است. آيا براستی مردم ايران پيشبينی ناپذيرند و نمیتوان رفتار سياسی قانونمندی از آنها انتظار داشت؟ مسلما، کسی که سياست و جامعه شناسی را به عنوان يک "علم" با ويژگیها و محدوديتهای تفهمی آن به رسميت میشناسد، نمیتواند بپذيرد که رفتار جمعی يک ملت بدون قاعده و پيشبينی ناپذير باشد. آنچه در واقع بسياری از تحليلگران را نسبت به نوع رفتار سياسی مردم ايران سردرگم کرده است، الگوبرداری بدون ظرافت از نظريههای مربوط به رفتارشناسی در جوامع دموکراتيک غربی است. بخشی از اين نظريهها اگر به صورت خام و بیتوجه به خصلتهای بومی مردم ايران برای توضيح و پيشبينی رفتار ايرانيان به کار گرفته شود، با نتايج غيرقابل انتظاری روبرو خواهد شد. پيشبينی رفتار سياسی ايرانيان و کشف قواعد و قانونمندیهای آن، مستلزم ابداع نظريههای بومی است که به رغم درک نياز به آن از سوی انديشمندان، به منصه ظهور نرسيده است. در غياب اين نظريهها و تحقيقات ميدانی قابل اتکاء، مسائل ساده ای مانند اينکه چند درصد مردم در انتخابات شرکت میکنند و کانديداها هر کدام چه ميزانی از آراء را به خود اختصاص میدهند، در شرايط پيچيده و مبهم، به صورت معما در میآيد، در حالی که اين نوع مسائل در کشورهای دموکراتيک با يک نظرسنجی بیطرفانه و علمی به راحتی کشف میشود. به جز عوامل ساختاری و ريشهدار تاريخی، يکی از عواملی که باعث بالارفتن درجه عدم قطعيت در رفتار انتخاباتی مردم ايران در سالهای اخير شده است، فضای بسته و محدود مطبوعاتی و نظام انحصاری اطلاعرسانی است. فضای آزاد يا فضای محدود؟ کسانی که از دور بر اين فضا نظارت دارند، ممکن است آن را متنوع و به نسبت آزاد بيابند، اما محدوديتها و تنگناهای آن را کسانی درک میکنند که درگير آن هستند، بويژه کسانی که ديدگاهی خارج از چارچوب به رسميت شناخته شده از سوی مجموعه نظام سياسی دارند. در چنين وضعی، صداهای مخالف و منتقد به صورت شفاهی و اغلب ناقص و گذرا به گوش علاقهمندان به آن صداها میرسد، اما در مقابل، صداهای موافق به طور کامل، انبوه و تکراری از طريق رسانههای فراگير برای مردم پخش میشود. مردمی که اين دو صدا را با کميت و کيفيت مذکور میشنوند، امکان تصميمگيری قاطعانه را در خود نمیبينند و بلاتکليف میمانند. البته در همه کشورها، درصدی از مردم تا آخرين روزهای مشرف به انتخابات بلاتکليف میمانند، اما ميزان آن در ايران بسيار بالاست و همين نکته منجر به تصميم گيری های دقيقه آخر میشود، تصميمهايی که به يک حادثه جزيی بستگی دارد. يک شگفتی ديگر؟ بر اين اساس، کسانی که نتيجه چند انتخابات اخير ايران را بررسی کردهاند، نسبت به گزارشهايی که در باره ميزان شرکت مردم در انتخابات و افرادی که به عنوان پيروز احتمالی اين صحنه معرفی میشوند، با احتياط برخورد میکنند. از اين رو، احتمال اينکه نتيجه انتخابات ۲۷ خرداد همگان را شگفتزده کند، منتفی نيست. |
||
|
2
نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم خرداد 1384ساعت 9:50  توسط mohammad reza.t.... |
|
||
|
|
انفجار 4 بمب در اهواز |
|
|
شهر اهواز، مرکز استان خوزستان ايران، صحنه وقوع چهار انفجار بوده است. دبيرخانه شورای عالی امنيت ملی، عالی ترين نهاد امنيتی ايران در اطلاعيه ای که شامگاه يکشنبه منتشر کرد شمار کشته شدگان را هفت تن و مجروحان را قريب به چهل نفر برشمرد. پيشتر، مقامات سياسی و انتظامی استان خوزستان از کشته شدن شش تا هشت نفر و زخمی شدن دست کم هفتاد تن سخن گفته بودند. انفجار در آستانه انتخابات بر اساس گزارشها يک بمب ديگر قبل از انفجار از سوی مامورين امنيتی ايران کشف و خنثی شده است. گفته شده که اين بمب در خارج يک پستخانه کار گذاشته شده بود. اين انفجارها پيش از ظهر روز يکشنبه، 12 ژوئن، رخ داد. ايرنا گزارش داده است که سه مورد از اين انفجارها در مقابل ساختمان فرمانداری، محل ساختمان سازمان مديريت و برنامه ريزی و سازمان مسكن و شهرسازی اهواز رخ داده است. ايرنا از غلامرضا شريعتی، سرپرست معاونت سياسی و امنيتی استانداری خوزستان نقل کرده است که: انفجارهای امروز در اهواز از پيش برنامه ريزی شده بود اما منشاء آنها هنوز مشخص نيست. تاکنون هيچ شخص و يا گروهی مسئوليت اين انفجارها را برعهده نگرفته است. انفجارهای اهواز درحالی رخ داده است که تا انتخابات نهمين دوره رياست جمهوری ايران فقط 5 روز باقيست. دبيرخانه شورای عالی امنيت ملی ايران، در اطلاعيه خود، اين انفجارها را به منظور جلوگيری از "حضور پرشور مردم" در انتخابات آتی رياست جمهوری دانست. هيئت دولت ايران نيز دستگاههای اطلاعاتی، امنيتی و سياسی را مامور کرد تا موضوع انفجارهای شهر اهواز را که "اقدامات تروريستی و جنايت آميز" خوانده شد، پيگيری کند. اهواز صحنه نا آراميها اهواز در ماه آوريل صحنه نا آرامی های قومی بود. اين نا آرامی ها پس از آن آغاز شد که نامه ای منسوب به محمدعلی ابطحی، رييس دفتر پيشين رييس جمهور ايران در اينترنت منتشر شد. در اين نامه ادعا شده بود که طرح هايی در مورد تغيير ساختار جمعيتی خوزستان به زيان اعراب بومی اين استان و تغيير نامهای عربی اماکن اين استان به واژه های فارسی سخن در دست است. آقای ابطحی و دولت ايران نامه را جعلی اعلام و محتوای آن را تکذيب کردند، اما در پی توزيع گسترده اين نامه، شماری از مردم عرب خوزستان دست به تظاهراتی زدند که به چند روز تنش و خشونت و درگيری با نيروی انتظامی کشيده شد و طی آن به بانکها و پاسگاههای نيروی انتظامی حمله شد. |
||
|
2
نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم خرداد 1384ساعت 9:46  توسط mohammad reza.t.... |
|
||
|
|
انفجار سه بمب در تهران دست کم 2 کشته برجای گذاشت |
|
|
بعد از ظهر يکشنبه سه انفجار در تهران به وقوع پيوست که در يک مورد با تلفات جانی همراه بود. انفجار مرگبار در نزديکی يک پمپ بنزين در ميدان امام حسين رخ داد. به گفته خبرگزاری های ايران در اين انفجار دو نفر کشته شده اند اما سايت پليس ايران به نقل از سعيد مرتضوی دادستان تهران تعداد کشته شدگان را 3 نفر ذکر کرده است. حال دو نفر از مجروحان حادثه نيز وخيم گزارش شده است. مقامات می گويند ماموران امنيتی ايران، دست کم سه بمب ديگر را در سطح پايتخت خنثی کرده اند. يک مقام ارشد امنيتی مدعی شد که آمريکا و احتمالا بريتانيا در اين حملات دخالت داشته اند. با اينهمه، جهانبخش خانجانی، سخنگوی وزارت کشور ايران در گفتگويی با بخش فارسی بی بی سی اين احتمال را بعيد ندانست که اين انفجارها منشا داخلی داشته باشد. ساعاتی پيش از بمبگذاری در تهران، شهر اهواز در جنوب ايران نيز صحنه چهار انفجار بود که گفته می شود هشت کشته و بيش از هفتاد زخمی بر جای گذاشته است. هيئت دولت ايران دستگاههای اطلاعاتی، امنيتی و سياسی را مامور کرد تا موضوع انفجارهای شهر اهواز را که "اقدامات تروريستی و جنايت آميز" خوانده شد، پيگيری کند. دبيرخانه شورای عالی امنيت ملی، عالی ترين نهاد امنيتی در ايران، شامگاه يکشنبه با انتشار اطلاعيه ای، انفجار در شهرهای ايران را به منظور جلوگيری از "حضور پرشور مردم" در انتخابات آتی رياست جمهوری دانست. انتخابات رياست جمهوری ايران قرار است با حضور هشت نامزد، جمعه همين هفته برگزار شود. بمبگذاری مرگبار انفجار مرگبار روز يکشنبه در جنب يک پمب بنزين و نزديک ايستگاه اتوبوس خط پررفت و آمد امام حسين - ميدان خراسان رخ داد. هنگام وقوع حادثه، اتوبوسی در ايستگاه نبود. بمب، درون يک سطل زباله در ابتدای خيابان هفده شهريور، حوالی ميدان امام حسين تهران کار گذاشته شده بود. گفتگو با راهب هماوندی، عکاس خبری در تهران که در محل حادثه حضور داشته است ماموران پليس و آتش نشانی در صحنه حادثه حضور يافتند و اين منطقه تجاری و پرازدحام را احاطه کردند. راهب هماوندی، عکاس خبری که در محل انفجار حضور داشت به بی بی سی گفت که خون و بقايای بدن قربانی بر سطح خيابان ديده می شد و پليس می کوشيد از هجوم مردم به صحنه حادثه جلوگيری کند. مقامات امنيتی و انتظامی تاييد کردند که در رويدادی ديگر، يک بطری حاوی مواد منفجره در مرکز تهران، ظاهرا به کمک دستگاه کنترل از راه دور آتش گرفته است. اين حادثه، در زيرزمين يک مرکز کامپيوتری در خيابان وليعصر تهران، بالاتر از چهارراه طالقانی رخ داده و تلفاتی نداشته است. جهانبخش خانجانی، سخنگوی وزارت کشور ايران هم در گفتگو با بی بی سی خبر انفجار ديگری در حوالی خيابان دماوند در شرق تهران را تاييد کرد. بر اساس گزارشها، اين انفجار نزديک مسجدی در ميدان تسليحات در منطقه وحيديه رخ داد و يک بمب صوتی و دست ساز در مقابل منزل يک روحانی کار گذاشته شد که به شيشه های چند خانه و خودرو خساراتی را وارد کرد اما تلفاتی را در بر نداشت. "دخالت خارجی" علی آقامحمدی، رئيس کميته تبليغات شورای عالی امنيت ملی ايران به خبرنگار بی بی سی در تهران گفت که مسئولان ايرانی سه بمب ديگر را نيز در تهران پيش از انفجار خنثی کرده اند. او گفت مطمئن است که آمريکايی ها در اين حملات نقش دارند و همچنين اظهار داشت که بريتانيا نيز ممکن است در اين ماجرا دخالت داشته باشد اما هيچ دليلی برای ادعای خود ارائه نکرد. آقای آقامحمدی همچنين در گفتگوی جداگانه ای با ايسنا "گروههای وابسته به رژيم سابق صدام را مسوول انفجارهای اخير اهواز دانست". "گروههای وابسته به رژيم سابق صدام که در جنگ تحميلی عليه ملت ايران به اين رژيم کمک کرده بودند و مقر آنان تاکنون در کشورهای غربی میباشد مسوول انفجارهای اهواز میباشند." با اينهمه، آقای آقامحمدی در پاسخ به اين سوال که "آيا سازمان مجاهدين خلق مسئول اين انفجارها بوده يا خير گفت: خير در اين مقطع منظور ما مجاهدين نيست". در مقابل، جهانبخش خانجانی سخنگوی وزارت کشور اين احتمال را رد نکرد که ممکن است گروههايی برای ايجاد فضای امنيتی در کشور و سوق دادن رای دهندگان به سمت نامزدی خاص دست به اين انفجارها زده باشند. بمبگذاری در شهرهای ايران پس از پايان جنگ با عراق در سال 1988، رويداد نادری بود و هنوز هيچ سازمان يا گروهی مسئوليت انفجارهای اخير را نپذيرفته است. |
||
|
2
نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم خرداد 1384ساعت 9:44  توسط mohammad reza.t.... |
|
||
|
|
زنان ايرانی خواستار اصلاح قانون اساسی شدند |
|
|
چند صد تن از فعالان حقوق زن در ايران بعد از ظهر روز يکشنبه در يک تجمع اعتراضی و مسالمت آميز در مقابل دانشگاه تهران خواستار اصلاح قانون اساسی در زمينه حقوق زنان شدند. اين تجمع که در آن حدود 700 نفر از زنان شرکت داشتند در جوی تنش آلود و با وجود ممانعت نيروهای پليس برگزار شد که سعی داشتند جمع زنان را متفرق کنند و مانع پيوستن زنان ديگر به جمع معترضان شوند. شماری از زنان مناطق کردنشين ايران هم در اين جمع شرکت داشتند. تجمعی برای "خواسته های صنفی زنان" فريبا داوودی مهاجر از سازمان دهندگان اين تجمع به سايت "زنان ايران" گفت: " در ابتدای نشست وقتی روی زمين با پلاکاردهايی که به دست داشتيم نشستيم، نيروی انتظامی سعی در متفرق کردن ما و زنانی داشت که قصد پيوستن به اين نشست آرام را داشتند. و برای اين منظور گاهی متوسل به خشونت هم می شد. عده ای از ما کتک خورديم و پلاکاردهايمان را گرفتند. اما ما بلند نشديم و زنان ديگر هم به هر صورتی که بود خود را به ما رساندند. طوری که بعد از شعر خوانی خانم بهبهانی جمعيت ما به حدود ۷۰۰ نفر رسيد." سيمين بهبهانی شاعر سرشناس ايران که از فعالان صريح اللهجه حقوق بشر است برای زنان و در ميان سر و صدايی که آرام نمی شد شعری خطاب به مردان و مرد سالاران خواند و مورد تشويق بسيار قرار گرفت. سيمين بهبهانی جمعيت زنان معترض با کف زدن و فريادهای " آزادی زن، آزادی همگان است" ، " حقوق ضد بشر ملغی بايد گردد" ، " قربانی خشونت آگاه بايد گردد"، " عدالت حقوقی کف مطالبات است" و " قوانين زن ستيز منشا استبداد است"، سخنان بهبهانی را همراهی می کردند. اين تجمع به دليل نگرانی از بالا گرفتن تنش رسما بيش از يکساعت به طول نينجاميد ولی گروههای ديگری نيز که "از فرصت استفاده کرده و شعارهای سياسی می دادند" پس از پايان مراسم و خوانده شدن قطعنامه، با وجود آنکه سازمان دهندگان از جمعيت خواستند بدون شعار دادن و راهپيمايی متفرق شوند، به طرف ميدان انقلاب و سپس پارک لاله راهپيمايی کردند و سرود خواندند و شعار دادند که با برخورد پليس روبرو شدند. در عين حال به گزارش خبرگزاری کار ايران، ايلنا، تعدادی افراد لباس شخصی و گروههای فشار نيز قصد برخورد با زنان را داشتند که نيروهای پليس از دخالت آنها ممانعت کردند. محبوبه عباسقلی زاده رئيس مرکز کارورزی سازمانهای غير دولتی زنان که از سازمان دهندگان اين مراسم بود گفت: "چند بار به وضوح ديدم کنترل جمعيت دارد از دستمان خارج می شود. و فکر می کنم واقعا اگر اينها زن نبودند و حس عدالت خواهی و صلح طلبی زنانه بر جمع حاکم نبود، ممکن بود اتفاق ديگری بيفتد." نسرين افضلی فعال ديگر جنبش زنان با اشاره به نبود بخشی از زنان جنبش در اين مراسم که وابستگی های سياسی دارند به گروههای سياسی و همچنين نامزدهای رياست جمهوری اعتراض کرد که چرا از اين مراسم حمايت نکردند: "مگر اين مطالبات زنان نيست؟ پس چرا آنها در کنار اين خواسته ها نبودند؟" فريبا داودیمهاجر در گفتوگو با ايلنا اين تجمع را يک نشست صنفی از سوی سازمانهای غيردولتی زنان و فعالان زن توصيف کرد. زن در مادر بودن خلاصه نمی شود زنان معترض معتقدند که قانون اساسی تنها به نقش مادرانه زنان توجه دارد و حقوق شهروندی زنان را ناديده گرفته است. آنها خواهان "حقوق برابر و انسانی" اند تا چنانکه در قطعنامه اين تجمع آمده است قدرت قانونی داشته باشند تا موضوعاتی ازاين دست را پيگيری کنند - جلوگيری از ازدواجهای اجباری دختر بچه ها، - تامين حقوق مادران در حضانت و ولايت کودکانشان، - جلوگيری از تعدد زوجات (رسمی و غيررسمی)، طلاق يک طرفه و ظالمانه، قتلها و خشونتهای ناموسی، ـ تامين حق دختران جوان در انتخاب نوع زندگیشان، ـ ايجاد خانه های امن برای دفاع از زنانی که قربانی خشونت اند؛ ـ جلوگيری از خودسوزیهای زنان که بر اثر بنبست در زندگی اجتماعی و خصوصیشان حاصل میشود، ـ تامين اجتماعی و زندگی مناسب و خدمات و سرويسهای رايگان برای همهی زنان بويژه زنان طبقات پايين جامعه. آنها می خواهند "به پشتوانه قوانين مترقی و حقوق بشری، آگاهی جنسيتی و خودباوری بين زنان را در جامعه" گسترش دهند. تبعيض و تفسير مردانه از قانون به نظر اين فعالان حقوق زن، نگرش به زن در قانون اساسی کنونی ايران "نگرشی تبعيضآميز است و زن را جز در خانواده و در مقام مادر، آن هم مادری که هيچ حقوقی ندارد نمیبيند". "زنان سالها تلاش کردند تا بتوانند در قوانين مدنی تاثير بگذارند اما با بنبستهای قانونی يعنی نهادهای انتصابی که در قانون اساسی مفسر قوانين هستند روبهرو شدند. بهنظر میرسد تا وقتی اجرای قوانين مشروط به تفسيرهايی است که از مراجع قانونی وانتصابی که دست زنان در تاثيرگذاری بر آن کوتاه است، زنان هيچگاه به حقوق برابر و انسانی از اين طريق نخواهند رسيد." آنها می گويند: "کليه قوانين تبعيضآميز موجود در امور ازدواج، ولايت بر فرزندان، ارث، اقامتگاه، اشتغال و غيره با پشتوانه شرط ”موازين اسلامی“ در قانون اساسی بهنگارش درآمده است و اين حق انحصاری تفسير از اين ”موازين“ نيز مشروط به ارائه نظر نهاد انتصابی خاصی شده است. بدين ترتيب سلسله مراتب موجود در خود قانون اساسی عملا ”حقوق ملت“ را با شرطهای بسيار، محدودتر از آنچه هست کرده است." "حقوق زنان را تصريح کنيد" آنها خواستار تصريح به حقوق زنان در قانون اساسی هستند و استدلال می کنند: "در دنيای کنونی اين مسئله بهدرستی ثابت شده است که اگر در قوانين و مقررات مکتوب و ميثاقهای ملی و بينالمللی بر حقوق زنان جداگانه و بهطور روشن و صريح تاکيد نشود، نمیتوان آن قوانين را به نفع زنان تفسير کرد زيرا با توجه به گستردگی عرف و سنتهای ضدزن در همه جای دنيا، تاکيد و درج قوانين تساویطلبانه ضرورتی اساسی است و بدون چنين تاکيداتی هيچگاه قوانينی که در آن از واژگانی همچون ”همه“ استفاده شده است عملا زنان را شامل نمیشود، چه برسد به آنکه قوانين مربوط به ”ملت“مشروط به اموری همچون انطباق با موازين اسلامی باشد و توسط ”حقوق حاکمان“ نقض شود." اين گروه از فعالان حقوق زن در ايران نهايتا خواستار انطباق "قانون اساسی و ديگر قوانين کشور با کنوانسيونهای بينالمللی از جمله اعلاميه حقوق بشر و کنوانسيون رفع تبعيض عليه زنان" شده اند. آنها گفته اند که "اگر دولتمردان پس از ۲۶ سال باز هم به خواستههای برحق و عدالتجويانه ما زنان، وقعی نگذارند، اعتراض مدنی و مسالمتآميز خود را ادامه خواهيم داد." |
||
|
2
نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم خرداد 1384ساعت 9:41  توسط mohammad reza.t.... |
|
||
|
|
گنجی به زندان بازگشت |
|
|
اکبر گنجی، روزنامه نگار منتقد ايرانی با بازگشت به زندان اوين در شمال تهران به مرخصی دوازده روزه خود از زندان پايان داد و همزمان، همسر او از آغاز اعتصاب غذای نامحدود وی خبر داد. آقای گنجی در حالی به زندان بازگشت که از سه شنبه شب گذشته تاکنون اطلاعی از محل اقامتش دردست نبود و دادستان تهران برايش حکم جلب صادر کرده بود. اين روزنامه نگار منتقد که بيش از ۶۲ ماه از دوران حبس خود را سپری کرده با بدرقه شماری از فعالان سياسی به زندان بازگشت که در مقابل زندان اوين تجمع کرده و شعار "درود بر گنجی" سر دادند. اين فعالان برای چهارمين روز متوالی در حمايت از ناصر زرافشان و ديگر زندانيان سياسی تحصن کرده بودند. آقای زرافشان هم اکنون در زندان اوين به اعتصاب غذا دست زده است. در اين تجمع، بيانيه ای از کانون مدافعان حقوق بشر قرائت شد که در آن احقاق حقوق زندانيانی که دست به اعتصاب غذا زده اند درخواست شد و همچنين مصراً خواسته شده است که در اسرع وقت موجبات آزادی کليه کسانی که به لحاظ اتهام عقيدتی و سياسی در زندان به سر می برند فراهم شود. روز پيش از بازگشت آقای گنجی به زندان، همسرش نامه ای از او منتشر کرده بود که وی در آن از بازگشت قريب الوقوع به زندان سخن گفته، در عين حال اظهارات دادستان و رئيس کل دادگستری تهران مبنی بر مخفی و متواری شدن خود را تکذيب کرده بود. او همچنين در اين نامه سرگشاده، حادثه قتل زهرا کاظمی، خبرنگار عکاسی را يادآوری کرده که دو سال پيش در زندان اوين مضروب شد و در بيمارستان جان باخت و نوشته که اگر به زندان بازگردانده شود، ممکن است در زندان انفرادی حفاظت اطلاعات سپاه پاسداران، حفاظت اطلاعات قوه قضائيه يا حفاظت اطلاعات نيروی انتظامی محبوسش کنند و هر حادثه ای در سلول انفرادی يا زندان برايش پيش بيايد، "معلوم است مسئوليت آن بر عهده چه کسی خواهد بود". اگر کسی بگويد کليه مسئولان و نظام را قبول ندارم چقدر بايد حبس بکشد؟ آيا دو هزار روز کافی نيست؟ اکبر گنجی دوشنبه هفته گذشته (۳۱ مه) که اکبر گنجی برای معالجه از زندان مرخص شد، مقامات مسئول به طور مشخص اعلام نکردند که اين مرخصی تا چه زمانی ادامه خواهد داشت و بسياری نيز با توجه به فضای انتخاباتی در ايران، بر اين باور بودند که وی عملاً آزاد شده، يا دست کم بلافاصله به زندان بازگردانده نخواهد شد. اما سه شنبه شب هفتم ژوئن (هفدهم خرداد) مأموران دادستانی تهران به منزل اکبر گنجی مراجعه کردند تا وی را پس از هشت روز مرخصی به زندان بازگردانند. اکبر گنجی در نامه خود نوشته که اعطای مرخصی به وی با وساطت عباس عبدی، يکی ديگر از روزنامه نگاران زندانی و از طريق يکی از مقامهای قضايی صورت گرفته که به وی قول داده بوده است دوران مرخصی اش تا پايان معالجه بيماری وی ادامه خواهد يافت. او نام اين مقام قضائی را فاش نکرده است اما دادسرای تهران در اطلاعيه ای که شامگاه شنبه منتشر کرد مدعی شد فردی که آقای گنجی از او با عنوان "مقام امنيتی - قضايی" نام می برد، سمت قضايی نداشته و از کارکنان اداری زندان اوين است. به گفته دادسرای تهران، اين فرد در بند ديگری از زندان که محل نگهداری عباس عبدی بوده، به کار مشغول است. آقای گنجی در نامه خود نوشته هنگامی که در روزنامه ها اظهارات دادستان تهران را خوانده که از او با عنوان متواری ياد کرده ، بسيار تعجب کرده است: "گويی آقايان فراموش کرده بودند که با خواهش و تمنا مرا به مرخصی فرستاده بودند تا اعتصاب غذا شکسته شود و فراموش کردند که گنجی هر بار به مرخصی رفته با پای خود نيز به زندان بازگشته است و فراموش کردند که هيچگاه تاکنون ده تن از نيروهای خود را به درب منزل يک زندانی سياسی که فرضاً يک روز هم غيبت کرده است نفرستاده اند، بگذريم از اينکه اصلاً غيبتی در کار نبوده و آنها زير حرفشان زده اند". آقای گنجی برخوردی که با او می شود را به دليل ادامه انتقاداتش از حکومت ايران و نوشتن جزوه "مانيفست جمهوريخواهی" دانسته که وی در آن جامعه آرمانی خود را جامعه ای دانسته که اصل جدايی نهادهای دينی و دولتی در آن رعايت شود. او نوشته که سعيد مرتضوی، دادستان تهران در جلسه هيئت ويژه رياست جمهوری و رياست قوه قضائيه بصراحت به او گفته که بايد مانيفست جمهوريخواهی اش را نقد کند و پس بگيرد، وگرنه به اتهام الحاد، محاکمه و به اعدام محکوم خواهد شد و در شرايط زندانی شدنش نيز تغييری صورت نخواهد گرفت. محمد سالارکيا معاون امور زندانهای دادستان تهران گفته بود که دليل صدور حکم جلب برای بازگرداندن اکبر گنجی به زندان اين است که گواهی پزشکی مبنی بر نياز او به مرخصی به دادستانی ارائه نشده و تنها تصوير نظريه يک پزشک بدون اينکه تصريح کند وی به استراحت نياز دارد، به دادستانی ارسال شده است. اين در حالی است که آقای گنجی در نامه اش نوشته که پس از مرخصی از زندان به يکی از بهترين متخصصان آسم و ريه مراجعه کرده و او طی نامه ای با تشريح وضعيت بيماری آقای گنجی، ضرورت مراقبت ويژه از او، مراجعه مکررش به پزشک و استفاده از مرخصی استعلاجی را گوشزد کرده است. اکبر گنجی از دوم ارديبهشت ۱۳۷۹ در پی شرکت در همايش جنجالی موسوم به "کنفرانس برلين" بازداشت و به اتهامات مختلفی از جمله اقدام عليه امنيت ملی محکوم شناخته شد. هرچند بسياری از تحليلگران، علت اصلی زندانی شدن اکبر گنجی را مقالاتی می دانند که در آن رهبران جمهوری اسلامی را به دست داشتن در قتلها و فساد مالی در داخل و خارج کشور متهم کرده بود. او نامه سرگشاده خود را اين گونه به پايان برده است: "اگر کسی بگويد کليه مسئولان و نظام را قبول ندارم چقدر بايد حبس بکشد؟ آيا دو هزار روز کافی نيست"؟ |
||
|
2
نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم خرداد 1384ساعت 9:44  توسط mohammad reza.t.... |
|
||
|
|
7 روز به انتخابات: آخرين نمازجمعه پيش از انتخابات و انتقاد جنتی از نامزدها |
|
|
اکبر هاشمی رفسنجانی در گفتگوی مفصلی که خبرگزاری فرانسه با او کرده گفته که او و آيت الله خامنه ای از ۴۵سال پيش نزديکترين افراد به يکديگرند و اگر موافقت آيت الله خامنه ای نبود، مطمئناً نامزد رياست جمهوری نمی شد. وی در اين مصاحبه گفته: "آقای بوش گفته که ايران می تواند در حدی که به سطح نظامی نرسد به غنی سازی اورانيوم ادامه دهد" اما خبرنگار اين خبرگزاری به وی يادآوری کرده که همين چندی پيش گفته بود جورج بوش مثل مغز گنجشک در بدن دايناسور است و پرسيده که آيا انتظار ندارد فردی با چنين توصيفی در حرفی که درباره غنی سازی اورانيوم زده اشتباه کرده باشد. آقای هاشمی در جواب گفته که تشبيه مغز گنجشک در بدن دايناسور را درباره دولت آمريکا گفته و بعيد می داند اين دولت در مسئله ای به مهمی غنی سازی اورانيوم در ايران اشتباه کرده باشد. وی همچنين گفته: "اخيراً دو سه کار آمريکاييها نشان از رفتار عقلايی آنهاست؛ يکی همين حرف بوش است، دوم بحث تجارت جهانی است که قفل چندين ساله را شکستند، سوم، با دادن قطعات يدکی هواپيماهای ايران موافقت کردند، اينها علامت مثبت است". آقای هاشمی همچنين در پاسخ به اين سؤال خبرنگار خبرگزاری فرانسه که اگر اروپاييها تعهدات کافی بدهند و قبول کنند که ايران دهنيروگاه اتمی بسازد يا سوخت را به ايران بدهند، ايران قبول می کند تعليق غنی سازی اورانيوم را ادامه دهد يا نه، گفته که در اين صورت دليلی ندارد که ايران تعليق را نپذيرد، فقط طولانی شدن تعليق را قبول ندارد. وی همچنين گفته درصورت پيروزی در انتخابات در دولت خود وزيری از ميان زنان انتخاب خواهد کرد. ستاد انتخاباتی مصطفی معين از حمله به بهزاد نبوی، عضو ارشد سازمان مجاهدين انقلاب اسلامی خبر داده که عصر ديروز در قم در حال سخنرانی برای تبليغ آقای معين بوده است. بهزاد نبوی مخالفان بهزاد نبوی در قم شعار می دادند: "نبوی بيچاره راه فرار نداره"، "نبوی جاسوس آمريکايی" و "حزبالله بيداره از نبوی بيزاره" و هوادارانش در مقابل شعارهايی چون "مرگ بر فاشيسم" و "مرگ بر طالبان" سردادند آن گونه که اين ستاد اعلام کرده، گروهی که پلاکاردهايی در دست داشتند قبل از سخنرانی بهزاد نبوی با سردادن شعارهايی همچون "مرگ بر منافق"، "شهر مقدس قم جای منافقين نيست،" و "نبوی حيا کن، شهر قم رارها کن"، خواستاربرگزار نشدن سخنرانی شدند و طرفداران نبوی نيزدر مقابل شعارهايی چون "مرگ بر فاشيسم" و "مرگ بر طالبان" سردادند که سرانجام دو گروه به هنگام سخنرانی با يکديگر درگير شدند. آن گونه که در گزارشها آمده، مخالفان بهزاد نبوی با دخالت نيروی انتظامی از محل سخنرانی خارج شدند اما همچنان با بلندگوی دستی در خيابان صفائيه شهر قم شعارهايی از قبيل "نبوی بيچاره راه فرار نداره"، "نبوی جاسوس آمريکايی" و "حزبالله بيداره از نبوی بيزاره" سردادند و به درگيری فيزيکی با گروههای حامی معين پرداختند که در اين هنگام، نيروی انتظامی اقدام به متفرق کردن هر دو گروه کرد و حتی معاون دادستان استان قم نيز برای پايان دادن به درگيری در محل حاضر شده و سرانجام درگيری پس از سه ساعت با مداخله يگان ويژه ضدشورش نيروی انتظامی پايان يافته است. احمد جنتی، دبير شورای نگهبان که امروز آخرين نمازجمعه پيش از انتخابات رياست جمهوری را اقامه کرده، برخی فعاليتهای تبليغاتی نامزدهای انتخاباتی را خلاف قانون دانسته و گفته: "اکنون که اين افراد دارای پست نيستند و اين گونه قانون را زير پا می گذارند، معلوم نيست در زمان تصدی پست رياست جمهوری چگونه قانون را ناديده بگيرند". وی مشخص نکرده که کدام فعاليت نامزدهای انتخاباتی غيرقانونی بوده اما اشاره به وعده هايی کرده که نامزدها به فعالان ستادهای انتخاباتی خود می دهند. آقای جنتی هشدار داده که در صورت متوقف نشدن فعاليتهای غيرقانونی نامزدهای انتخاباتی، با آنان برخورد خواهد شد. از جمله ويژگيهای دور کنونی تبليغات انتخابات رياست جمهوری در ايران استفاده از دختران جوان با پوششهای مغاير با معيارهای حکومت جمهوری اسلامی است و اين امر می تواند حساسيتهايی برانگيخته باشد. ستاد انتخاباتی محمدباقر قاليباف به اينکه فيلم تبليغاتی وی، پس از بازی تيمهای فوتبال ايران و بحرين و همزمان با شادی مردم در خيابانها پخش شده اعتراض کرده و خواهان پخش مجدد اين فيلم در ساعت مناسبی از شبکه اول تلويزيون شده است. به گفته رئيس اين ستاد، مسئولان صدا و سيما قبلاً قول داده بودند که فيلم را در چنين زمانی پخش نکنند. نحوه پخش فيلمهای تبليغات انتخاباتی از صداوسيما تاکنون اعتراض اغلب نامزدها را برانگيخته است. علی لاريجانی که تا چند ماه پيش رئيس سازمان صداوسيما بود اکنون خود يکی از نامزدهای انتخاباتی است. شورای هماهنگی اهل سنت ايران با انتشار بيانيه ای از مصطفی معين اعلام حمايت کرده و در آن آورده است: "محذوفان، دگرانديشان و کسانی که به عناوين مختلف مورد بی مهری قرارگرفته اند، چارهای جز يافتن راهکارهای دموکراتيک، مسالمت آميز و معقول برای دفاع ازحقوق خود ندارند و اين مهم بدون هماهنگی ومشارکت با همه کسانی که دغدغه دفاع ازآزادی و عدالت و اجرای قانون دارند، ميسر نيست". در اين بيانه از مصطفی معين به عنوان تنها نامزدی نام برده شده که "نسبت به برآورده کردن مطالبات اهل سنت پاسخ منطقی داده است". |
||
|
2
نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم خرداد 1384ساعت 9:42  توسط mohammad reza.t.... |
|
||
|
|
اکونوميست: آيا انتخابات در ايران 'پوچ' است؟ |
|
|
در حالی که رقابت نامزدهای رياست جمهوری ايران در آخرين هفته تبليغات انتخاباتی شدت می گيرد، هفته نامه بريتانيايی اکونوميست با گزارشی از تهران، درباره فضای رقابتها، نامزدهای انتخاباتی و کند شدن کاروان اصلاح طلبی نوشته است. خبرنگار اکونوميست در تهران می نويسد شهرنشينان نااميد، نگران از تعبير برگزاری انتخابات، برای تحريم آن آماده می شوند. اکونوميست می نويسد برای آنها انتخابات تنها مهر تاکيد بر اين مسئله است که مردم قدرتی در تغيير دادن سرنوشت خود ندارند. به نوشته اين هفته نامه، بيشتر در مورد نحوه لباس پوشيدن و آرايش هشت کانديد اين انتخابات نظر منتشر می شود تا در مورد وعده های انتخاباتی آنها. اما اکونوميست می پرسد آيا انتخابات در ايران، که حکومت آنرا بعنوان شاهدی بر رد ديکتاتوری می داند، تبديل به چيزی پوچ شده؟ اکونوميست می نويسد وقتی ابتدا مصطفی معين رد صلاحيت شد انتخابات به يک مسئله پوچ و بی اعتبار تبديل شد. گرچه اين هفته نامه يادآور می شود با دستور رهبر ايران، که اکونوميست آنرا خلاف قانون اساسی می داند و البته رهبر ايران را بدگمان به اصلاحات توصيف می کند، آقای معين توانست در عرصه رقابتهای انتخاباتی حاضر شود. يک زن تهرانی در کنار پوستر محمد باقر قاليباف اعضاء سابق سپاه پاسداران در پوسترهايشان سعی دارند اين سابقه نظامی را بی اهميت جلوه دهد اکونوميست از حاميان آقای معين نقل می کند که اکنون ديگر نيازی به تحريم انتخابات نيست و با نقل از يکی از سرمقاله های روزنامه شرق، در توصيف تفاوتهای انتخابات پيش رو با موارد قبلی، به رفتار ملايمتر قوه قضائيه با روزنامه نگاران، جمع آوری نکردن آنتن های ماهواره و اختصاص يافتن سهمی از رسانه های عمومی به نامزدهای غير محافظه کار اشاره می کند. اما مهمترين دليل را اين هفته نامه از زبان محمد قوچانی، سردبير روزنامه شرق نقل می کند که: "نامزدهای محافظه کار می دانند که اگر با زبان اصلاح طلبان از دمکراسی، اقتصاد آزاد و مشارکت زنان و جوانان صحبت نکنند هيچ بختی برای پيروزی نخواهند داشت." اکونوميست از پوسترهای تبليغاتی انتخابات می نويسد. علی لاريجانی عکسش زير شعر شاعری مخالف حکومت چاپ شده که خود آقای لاريجانی در زمان رياست صدا وسيما در تخريب وجهه اش نقش داشته و اعضاء سابق سپاه پاسداران هم در پوسترهايشان سعی دارند اين سابقه نظامی را بی اهميت جلوه دهد و بر مدارک دانشگاهی تاکيد کنند که به اعتقاد اين هفته نامه اعتبار آنها زير سوال است. اکونوميست نامزدهای عمده را اکبر هاشمی رفسنجانی، محمد باقر قاليباف و مصطفی معين می داند. اين هفته نامه در مورد آقای هاشمی می نويسد اعتقاد عمومی بر آن است که او برنده انتخابات می شود. گرچه در معرفی اين نامزد می گويد ايران در زمان رياست جمهوری او از دمکراسی بی بهره بود. خبرنگار اکونوميست در مورد آقای قاليباف می نويسد پايگاه حمايت او در سپاه است و درباره رقابت برای رياست جمهوری می نويسد مشارکت پايين احتمال برگزاری دور دوم انتخابات تنها با حضور دو نامزد را افزايش می دهد و اين جايی است که به اعتقاد اين هفته نامه، مصطفی معين سعی دارد به آن برسد. پوسترهای علی لاريجانی تصوير علی لاريجانی زير شعر شاعری مخالف حکومت چاپ شده که خود آقای لاريجانی در زمان رياست صدا وسيما در تخريب وجهه اش نقش داشته گرچه خبرنگار اکونوميست در اشاره به بخشی از افکار عمومی در نهايت از آرايشگر موی سر خود نقل می کند که: "اين کشور نيازی به رئيس جمهور ندارد. همه می دانند چه کسی در راس کار است." در نهايت اين هفته نامه به اين سوال می پردازد که چه کسی واقعا ايران را اداره خواهد کرد؟ اکونوميست می نويسد ديگر اين راز نيست که رئيس جمهور در مسائل استراتژيک نفوذ چندانی ندارد و بعنوان شاهد به نقش محمد خاتمی در بحران هسته ای ايران اشاره می کند. اکونوميست همچنين می نويسد بذل و بخشش آيت الله خامنه ای در تاييد صلاحيت مصطفی معين هم نشان می دهد که رهبر ايران از اعتبار اندک آقای معين خشنود است. اين هفته نامه ادامه می دهد که در برابر آقای هاشمی تجربه و نفوذ آنرا دارد که اختيارات رهبر را به چالش بکشد و شکوه و جلال را به مقام رياست جمهوری ايران بازگرداند. اکونوميست به نظر برخی از اصلاح طلبان اشاره می کند که معتقد بودند آقای معين می بايست تاييد صلاحيتش را ناديده می گرفت و از اين روند کنار می رفت. از جمله اين هفته نامه به اظهارات اکبر گنجی اشاره می کند که طرفدار تحريم است و می گويد بعد از انتخابات اصلاح طلبان در يک اتاق جمع می شوند و جيک هم نخواهند زد. اکونوميست از آقای گنجی نقل می کند که در اين سيستم تغيير نمی تواند رخ دهد و تحريم انتخابات مدنی ترين نوع نافرمانی است که ايرانيان می توانند انجام دهند. اکونوميست می نويسد آن روزها که اصلاح طلبان نخبه مردم را به حرکت درآوردند و هرچيزی ممکن به نظر می رسيد، ديری است که گذشته و الان آن اصلاح طلبان مجبور به سکوت شده اند و سرعت کاروان اصلاح طلبی با آويزان شدن محافظه کارانی که شعارهای اصلاح طلبانه سر می دهند، کند شده است. اما اکونوميست اين مقاله را با اظهارات محمد قوچانی به پايان می برد که "وضعيت نسبت به انتخابات قبل بهتر شده و اين روند ادامه خواهد داشت، ضمن اينکه جمهوری اسلامی ديگر تنها در نام ايدئولوژيک است و در پوسترهای انتخاباتی تعصب بر اسلام گرايی کمرنگ شده است." |
||
|
2
نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم خرداد 1384ساعت 9:40  توسط mohammad reza.t.... |
|
||
|
|
پنج دليل برای رای دادن به نامزدها |
|
|
چرا به کروبی رای می دهيم؟ - پنجاه هزار تومان پول لازم داريم و حاضريم برای به دست آوردن آن ماهی صدهزار تومان ضرر کنيم. - آدم حساس و عاطفی ای هستيم و در مقابل درخواست های حزن آميز کسی مه می خواهد رئيس جمهور شود، نمی توانيم مقاومت کنيم. - خاطره خوبی از لرستان داريم و هنوز موفق به ترک کامل آن نشده ايم. - دوست داريم زندگی مان پر از هيجان باشد. - از تماشای دعوا کردن ديگران لذت می بريم. چرا به احمدی نژاد رای می دهيم؟ - دچار مشکل بينايی هستيم و چشم مان همه چيزها را کج و کوله می بيند. - مدتی است که دماغ مان کيپ است. - احمدی نژاد را با کسی ديگر عوضی گرفته ايم. - از بمب اتم بشدت خوشمان می آيد. - نمی دانيم رئيس جمهور و گوجه فرنگی چه تفاوتی دارد. چرا به مهرعليزاده رای می دهيم؟ - برايمان جنس و فرم کت و شلوار از آدمی که آنرا پوشيده است، مهم تر است. - فرق فرماندار اردبيل و رئيس جمهور ايران را نمی دانيم. - از خاتمی و هاشمی و خامنه ای متنفريم، اما دوست داريم روی برگ رای مان يک چيزی بنويسيم. - کارمند تربيت بدنی هستيم و می خواهيم کارمند تربيت بدنی بمانيم. - در کودکی يک مهرعليزاده همکلاسی مان بود که رفت زير ماشين و مرد و ما دوست داريم هميشه به ياد او باشيم. چرا به قاليباف رای می دهيم؟ - چون خيلی از شوخی خوشمان می آيد. - چون از عينک آفتابی خوش مان می آيد. - قدرت تشخيص مان را بکلی از دست داده ايم. - در زمان کودکی دزد به خانه مان حمله کرده و يک پاسبان مهربان ما را نجات داده است. - به مهاجرت نخبگان ايرانی به اروپا و آمريکا علاقمنديم. چرا به محسن رضايی رای می دهيم؟ - چون نمی دانيم دو دوتا می شود چهارتا - چون دوست نداريم مورد تجاوز دشمن قرار بگيريم، ولی دوست داريم دق مرگ بشويم. - قصد داريم جمهوری اسلامی را با وحشيانه ترين شکل نابود کنيم. - بخشش نداريم و حاضر نيستيم اشتباهات رهبران جمهوری اسلامی را ببخشيم و می خواهيم کاری کنيم که آنها جهنم را در همين دنيا احساس کنند. - می خواهيم خودکشی کنيم و فکر می کنيم وقتی ما زنده نيستيم چرا بايد ديگران زندگی خوبی داشته باشند. چرا به لاريجانی رای می دهيم؟ - چون از فلسفه خوشمان می آيد ولی منطقی نيستيم. - دچار آلزايمر هستيم و گذشته را فراموش کرده ايم. - از بچگی توسری خور بوده ايم و عادت کرديم. - هرگز تلويزيون جمهوری اسلامی را تماشا نکرده ايم. - دين خدا را بيشتر از خودش دوست داريم. چرا به هاشمی رفسنجانی رای می دهيم؟ - فايده را به شرافت ترجيح می دهيم و مطمئن هستيم شرافت ممکن نيست. - قصد داريم رهبر جمهوری اسلامی را دچار مشکل جدی کنيم. - بيست سال قبل را فراموش کرده ايم، اما ده سال قبل را خوب يادمان است. - آدم بسيار بدجنس و بدذاتی هستيم و شيطانی را که به نفع مان است به خدايی که دردسر دارد ترجيح می دهيم. - فرق بين رئيس جمهور و رهبر اپوزيسيون را می دانيم و می خواهيم رئيس جمهور انتخاب کنيم. چرا به معين رای می دهيم؟ - از نظاميان بدمان می آيد، اما جنگيدن را دوست داريم. - هم حکومت را خوب می شناسيم و هنوز خيلی از آن نا اميد نشده ايم، هم اپوزيسيون را خوب می شناسيم و از آن نا اميد شده ايم و هم معين را خوب نمی شناسيم و به او اميدواريم. - از سرود ياردبستانی خوشمان می گيرد و دست خودمان هم نيست. - ترجيح می دهيم به مشکلی که سه ماه بعد پيش خواهد آمد فکر نکنيم. - دوست داريم همسرمان مثبت و شريف باشد، نه خوشگل و پولدار و نابغه. |
||
|
2
نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم خرداد 1384ساعت 9:38  توسط mohammad reza.t.... |
|
||
|
|
آيت الله منتظری: شرکت در انتخابات امر تقليدی نيست |
|
|
آيت الله حسينعلی منتظری، بلند پايه ترين روحانی منتقد حکومت ايران گفته است که "شرکت کردن و يا نکردن در انتخابات امر تقليدی نيست". وی در پاسخ به سوالی از سوی جمعی از حاميانش در مورد اين نکته که برخی از گفتگوی اخير وی با خبرگزاری رويتر اين برداشت را کرده اند که او انتخابات را تحريم کرده گفت: "نظر اينجانب در مصاحبه اخير، تحريم شرکت در انتخابات نبود، بلکه نظرم توجه دادن همه .... به نقاط ضععف قانون اساسی فعلی و تضاد موجود در آن بود." اين روحانی بلند پايه همچنين گفته است که تشکيل جبهه دموکراسی خواهی و حقوق بشر "کار بسيار پسنديده و لازمی است." وی گفته است که با "تشکل و تشکيل جبهه متحد و عقل جمعی است" که می توان به اهداف بزرگ اجتماعی نايل شد. شماری از اعضای نهضت آزادی ايران و جمعی ديگر از فعالان سياسی ملی مذهبی روز پنجشنبه (2 ژوئن) در ديداری با مصطفی معين، نامزد انتخابات رياست جمهوری ايران بر سر تشکيل جبهه ای سياسی با عنوان "دموکراسی و حقوق بشر" با وی به توافق رسيدند. گفتگو با رويتر آيت الله منتظری در گفتگوی اختصاصی با خبرگزاری بريتانيايی رويتر گفته بود که به دليل "تناقض در قانون اساسی" قدرت در ايران بين چند نفر تقسيم شده اما تمام مسئوليتها بر دوش رئيس جمهور نهاده شده و به همين دليل است که جوانان ايرانی در انتخابات شرکت نخواهند کرد و خود او نيز در مورد انتخابات سکوت اختيار کرده است. آيت الله منتظری در اين گفتگو تاکيد کرد که اين قانون اساسی بايد تغيير کند تا امور اجرايی، از جمله نيروهای نظامی و انتظامی و صداوسيما را تحت کنترل رئيس جمهور قرار دهد. او در گفتگو با رويتر که در دفتر کارش در شهر قم انجام گرفت اذعان کرد که قانون اساسی ای که در تدوينش نقش داشته، به علت بی تجربگی تدوين کنندگانش دارای ضعف و نقص است و از سوی ديگر، افرادی که به گفته وی، اسلام را به عنوان ابزاری برای فشار بر مردم به کار گرفته اند، از اين قانون اساسی سوء استفاده می کنند. |
||
|
2
نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم خرداد 1384ساعت 9:32  توسط mohammad reza.t.... |
|
||
|
|
انتخابات رياست جمهوری ايران و فيلمسازان تبليغاتی |
|
|
نامهای معتبر عرصه فيلمسازی ايران همچون بهروز افخمی، کمال تبريزی، داود ميرباقری، مهدی فخيم زاده، احمدرضا درويش، جواد شمقدری، محرم زينال زاده، حسين قاسمی جامی و حتی فيلمساز متفاوتی چون سعيد ابراهيمی فر به عنوان سازندگان فيلمهای تبليغاتی نامزدهای نهمين انتخابات رياست جمهوری ايران، پيگيری اين رويداد را دست کم در عرصه تصوير و بر صفحه تلويزيون مهيج کرده است. حضور فيلمسازان برجسته در تبليغات انتخاباتی نه تنها رونقی به دوره تبليغات نامزدها داده است، بلکه خود به جريانی تبديل شده که سينمادوستان و منتقدان را مشتاقانه به انتظار تماشای اين آثار نگاه داشته تا با ديدی کارشناسانه، اين فيلمسازان را اين بار، در اين گونه مورد نقد و داوری قرار دهند. بهروز افخمی برای کروبی شايد انتظار می رفت که بهروز افخمی ياور معين، ديگر نامزد اصلاح طلبان باشد، اما او سراغ مهدی کروبی رفته که در ميان نهادهای رسمی و عمدتا اصولگرای جمهوری اسلامی نيز چهره ای مقبول محسوب می شود؛ جدا از اينکه حتما همراهی اين دو بر روی کرسی های مجلس ششم رفاقتی را نيز ميان آنان فراهم آورده است. بايد ديد که گرايش فن گرايانه افخمی چگونه می تواند روح مردم را تسخير کند و نگاههای بيشتری را به سوی مهدی کروبی برگرداند. داود ميرباقری و مهدی فخيم زاده برای علی لاريجانی ميرباقری (راست) و فخيم زاده به دو نسل متفاوت از فيلمسازان ايرانی تعلق دارند ياری دو فيلمساز صاحب نام، داود ميرباقری و مهدی فخيم زاده با علی لاريجانی نيز چندان دور از ذهن نبود. اين سه، پيشتر در زمان رياست لاريجانی بر صدا و سيمای ايران، به اشتراک، توليدات عظيمی در سطح تلويزيون ايران را به سرانجام رسانده اند: امام علی، ولايت عشق، آخرين سردار، دوران معصوميت، خواب و بيدار و ... پس شايد ساخت فيلم تبليغاتی لاريجانی توسط اين دو فيلمساز را بتوان ادای دينی به مدير سابق صدا و سيما به حساب آورد. جواد شمقدری برای محمود احمدی نژاد به نظر می رسد که برخی نزديکان محمود احمدی نژاد، شهردار تهران، سعی در ايجاد هياهويی تبليغاتی در همکاری فيلمسازان با اين نامزد داشته اند. به همين خاطر نام چند فيلمساز در حول و حوش احمدی نژاد برده شد. اگر سنخيت جمال شورجه و جواد شمقدری با محمود احمدی نژاد چندان اسباب تعجب نباشد، ذکر نام مجيد مجيدی در پشتيبانی و همراهی از اين نامزد از يکی از خبرگزاری های ايران، به همان سرعتی که موجب شگفتی شده بود، با همان سرعت نيز با تکذيب محکم فيلمساز امور را به حالت عادی بازگرداند. سرانجام، با قطعيت يافتن جواد شمقدری شايعات نيز پيرامون سازنده فيلم تبليغاتی احمدی نژاد به پايان رسيد. کمال تبريزی برای اکبر هاشمی رفسنجانی ـ سعيد ابراهيمیفر برای مصطفی معين منوچهر محمدی و کمال تبريزی (راست) تهيه و کارگردانی فيلم تبليغاتی هاشمی رفسنجانی را بر عهده گرفته اند به نظر می رسد که فيلمسازی همچون کمال تبريزی، کارگردان فيلم مارمولک، رگ خواب تماشاگر را شناخته باشد و بتواند در کار خود توده ها را تحت تأثير قرار دهد و آرايی را به سمت هاشمی رفسنجانی سوق دهد؛ اما قابل پرسش است که فيلمساز نخبه گرايی چون سعيد ابراهيمی فر تا چه حد در ايجاد ارتباط گسترده مردمی با اهداف مصطفی معين موفق خواهد بود. شايد هم ستاد انتخاباتی معين در اين زمان ترجيح داده با استفاده از ابراهيمی فر، روشنفکران و نخبگان دلسرد و نا اميد از عرصه سياسی ايران را به اين حوزه بازگرداند و تأثير در اين گروه را هدف قرار داده است. بايد ديد که ابراهيمی فر تا چه حد قدرت نفوذ در ذهن اين گروه عبوس و سخت گير را خواهد داشت. فيلمسازان جنگ برای محمد باقر قاليباف و محسن رضايی احمدرضا درويش اما کسی نمی داند همکاری گروه سازنده دوئل، با محمد باقر قاليباف، فرمانده سابق نيروی انتظامی را پای سابقه احمدرضا درويش، کارگردان دوئل در گرايش به سينمای جنگ و علاقه بسيار اين فيلمساز در ايجاد صحنه های پرتحرک نظامی و استفاده وسيع از ادوات جنگی بگذارد، يا ساخت اين فيلم تبليغاتی را هم يکی ديگر از پروژه های ماجراجويانه اين فيلمساز محسوب کند. حسين قاسمی جامی هم ديگر فيلمسازی است که از سينمای جنگ می آيد. پس قابل تصور است که نزديکی فيلمساز با نظاميان و سپاهيان، او را با محسن رضايی، فرمانده سابق سپاه پاسداران، هماهنگ کرده است، تا سازنده فيلم تبليغاتی اين نامزد باشد. محرم زينال زاده برای محسن مهرعليزاده بی شک نام محرم زينال زاده نيز پا به پای ديگر فيلمسازان صاحب نام که در ميدان تبليغات انتخاباتی وارد شده اند، رونقی به انتخابات نهم ايران خواهد داد؛ با اين وجود، سابقه بازيگری زينال زاده در اين ميان بيشتر يادآور چهره معصوم و شکننده او در نقش نسيم فيلم بای سيکل ران مخملباف خواهد بود که حالا آمده تا برای محسن مهرعليزاده فيلم تبليغاتی بسازد. بايد ديد اين گونه معصوميت تا چه حد موجب تأثر و همدردی مردم ايران و گرايش به محسن مهرعليزاده خواهدشد. انتخابات و ترديدهای سينماگران به نظر می رسد جامعه هنرمندان و سينماگران ايران برای گرم کردن تنور انتخابات هنوز ترديد دارند و برخلاف دو دوره گذشته با سردی، با اين رويداد روبرو شده اند. نامه کانون کارگردانان سينمای ايران را می توان به مثابه تحليلی گذرا از اعمال روشهای متناقض و وعده های بی سرانجام سالهای اخير، در حوزه فرهنگ و سينما دانست. اين کانون در نامه ای خطاب به هشت نامزد رياست جمهوری آورده است: "سوءاستفاده از جايگاه ويژه سينما در ميان افکار عمومی، به نفع جريانهای سياسی و عدم تحقق وعده ها و شعارهای انتخاباتی، موجب سرخوردگی جامعه محترم سينمايی کشور گرديده است... مجلس دوره قبل نشان داد که چگونه فرصتهای مهم را می توان از دست داد و هيچ بهره ای برای حوزه فرهنگ و هنر نگرفت، و مجلس فعلی نيز، در بررسی و تدوين بودجه نشان داد که جناحهای سياسی کشور در بی مهری به حوزه های فرهنگی مشترکات فراوانی دارند... نتيجه طبيعی چنين رفتاری، عدم انگيزه کافی و قابل اتکا در مجموعه هنرمندان برای گرم کردن تنور انتخابات است... " و در انتها از تمامی نامزدها خواسته است که برنامه های خود در حوزه سينما را اعلام کنند: "لذا درخواست داريم چناچه سينما را جزو مقولات اولويت دار می دانيد، برنامه های عملی خود را برای گسترش، و يا احيانا محدود کردن، و يا حتی حفاظت از وضعيت موجود اعلام فرماييد، تا با روشن شدن افکار عمومی و جامعه سينمايی کشور، مقدمات حضور فعال و آگاهانه اين مجموعه فراهم گردد." |
||
|
2
نوشته شده در سه شنبه هفدهم خرداد 1384ساعت 15:13  توسط mohammad reza.t.... |
|
||
|
|
اکبر گنجی: آقای خامنه ای بايد در معرض رای مردم قرار گيرد |
|
|
اکبر گنجی، يکی از معروفترين روزنامه نگاران ناراضی در ايران، اعلام کرده است که انتخابات آزاد درجمهوری اسلامی انتخاباتی است که طی آن آيت الله خامنه ای در معرض رای مردم قرار گيرد. آقای گنجی که اخيرا برای مداوای پزشکی از زندان آزاد شده، در مصاحبه ای با روزنامه اينترنتی "روز" آيت الله خامنه ای، رهبر جمهوری اسلامی، را متهم کرده که در ايران "ديکتاتوری شخصی" به راه انداخته است. او گفت: "آقا ، 15 سال حکومت کرده و می خواهد مادام العمر هم حکومت کند". اين يکی از شديدترين حملاتی است که در سال های اخير مستقيما عليه شخص آيت الله خامنه ای در داخل کشور صورت گرفته است. آقای گنجی گفته است که نبايد با شرکت در انتخابات رياست جمهوری 27 خرداد ماه به حکومت فعلی ايران مشروعيت بخشيد. او افزود که "تمام اعمال ما بايد معطوف به عدم همکاری با حاکم شخصی و مشروعيت زدايی از حاکميت شخصی باشد". اکبر گنجی و عده ای ديگر از فعالان سياسی در ايران و به خصوص گروه های دانشجويی معتقدند که رييس جمهوری در نظام حکومتی ولايت فقيه از قدرت زيادی برخوردار نيست و بنابراين از ديدگاه آنان شرکت در انتخابات رياست جمهوری و انتخاب کسی که عملا قدرتی ندارد کاری است عبث. ضمن آنکه آنها به جريان اوليه تعيين صلاحيت کانديداها به دست شورای نگهبان نيز شديدا معترضند. دفتر تحکيم وحدت، بزرگترين تشکل دانشجويی ايران، نيز با صدور بيانيه ای انتخابات رياست جمهوری را تحريم کرده است. اين تشکل که نقش مهمی در بسيج دانشجويان و جوانان کشور برای رای دادن به محمد خاتمی در هشت سال پيش ايفا کرد، حال می گويد که انتخاباتی شايسته حضور است که "آزاد و موثر" باشد. اين تشکل دانشجويی می افزايد که با عدم شرکت در انتخابات "به نمايش مشروعيت بخشی حاکميت و تقويت بخش های مسلط غير دموکراتيک ساخت قدرت" کمک نمی کند. بيانيه دفتر تحکيم وحدت و اظهارات اکبر گنجی نشان می دهد که بخشی از اصلاح طلبان داخل کشور به اين نتيجه رسيده اند که مشکل اصلی در پيشبرد دموکراسی در جمهوری اسلامی وجود نظام ولايت فقيه و نقش شخصی آيت الله خامنه ای در اين حکومت است. اکبر گنجی در مصاحبه خود با "روز" تاکيد می کند که اگر انتخابات آزاد قرار است در ايران برگزار شود، اين انتخابات بايد در برابر آقای خامنه ای باشد. او می افزايد که "ايشان بايد نه به عنوان رهبر بلکه به عنوان رييس جمهور بيايد در يک انتخابات آزاد شرکت کند. اگر مردم رای دادند، حکومت کند. اگر رای ندادند، کنار برود". به زبان آوردن چنين سخنانی در باره آيت الله خامنه ای در نظامی که هواداران رهبر او را نائب امام زمان می دانند می تواند تبعات سنگينی داشته باشد. اکبر گنجی البته به اين موضوع آگاه است و می گويد می داند که گفتن چنين سخنانی در کشور بازی با مرگ است. ولی او تاکيد می کند که حاضر است برای پيشبرد دموکراسی و رعايت حقوق بشر هر هزينه ای را متقبل شود. به نظر می رسد که طرفداران تحريم انتخابات در ايران می خواهند با افزايش حملات به رهبر جمهوری اسلامی و به نقد کشيدن نقش او در حکومت اسلامی به مردم ايران بگويند که شرکت در انتخابات رياست جمهوری بی فايده است البته اخيرا بعضی از فعالان سياسی ديگر و از جمله احمد قابل با نوشتن نامه های سرگشاده به آيت الله خامنه ای اتهامات مشابه ای را در مورد نقش او در حکومت جمهوری اسلامی مطرح کرده اند. به نظر می رسد که آيت الله خامنه ای نيز به حملات مخالفان خود که او را متهم می کنند که با ديکتاتوری بر ايران حکومت می کند و مقام مادام العمر غير پاسخگو دارد حساس شده و اخيرا در پاسخ گفته است که همه سمت های حکومتی در جمهوری اسلامی انتخابی است و افزوده که ولی فقيه نيز با رای غير مستقيم مردم از طريق مجلس خبرگان تعيين می شود. به نظر می رسد که طرفداران تحريم انتخابات در ايران می خواهند با افزايش حملات به رهبر جمهوری اسلامی و به نقد کشيدن نقش او در حکومت اسلامی به مردم ايران بگويند که شرکت در انتخابات رياست جمهوری بی فايده است. از ديدگاه طرفداران تحريم، قدرت واقعی در دست آيت الله خامنه ای قرار دارد و اين انتخابات هيچ تاثيری بر موقعيت او نخواهد داشت. ولی مخالفان تحريم در بين اصلاح طلبان و از جمله طرفداران مصطفی معين، نامزد اصلاح طلبان در انتخابات رياست جمهوری، به نظر می رسد که ضمن پذيرش تحليل طرفداران تحريم در باره ساخت واقعی قدرت در جمهوری اسلامی بر اين باورند که می توان با شرکت در حاکميت برای اصلاح آن از درون گام های اساسی برداشت. اين گروه از فعالان سياسی معتقدند که پيشنهاد آقای معين برای ايجاد يک جبهه دموکراسی و حقوق بشر می تواند تحول مهمی در حرکت مردم ايران برای ايجاد دموکراسی در اين کشور ايجاد کند. بحث شرکت و يا عدم شرکت در انتخابات رياست جمهوری همچنان از موضوعات داغ در محافل روشنفکری ايران است. |
||
|
2
نوشته شده در سه شنبه هفدهم خرداد 1384ساعت 15:8  توسط mohammad reza.t.... |
|
||
|
|
11 روز به انتخابات: پيشروی 'اصلاح طلبان پيشر |
|
|
در حالی که عدم توافق گروه های اصولگرا برای تعيين يک نامزد واحد به بروز تنش ميان اين گروه ها انجاميده و نامزدها نيز کم و بيش مشغول تکرار مواضع خود در سخنرانی های تبليغاتی در شهرهای مختلف هستند، تشکيل جبهه دمکراسی و حقوق بشر توسط "اصلاح طلبان پيشرو" حامی مصطفی معين نگاه ها را به خود جلب کرده است. در روزهای اخير اخباری از نشست های گروه های دست راستی معروف به اصولگرا منتشر شده مبنی بر اينکه تلاش آنها برای تعيين يک نامزد از ميان چهار نامزد خود (محسن رضايی، محمود احمدی نژاد، علی لاريجانی و محمدباقر قاليباف) به نتيجه نرسيده است. اکنون نظريه پردازان اصولگرا، هشدار داده اند چنين وضعی ممکن است موجب ناکامی اين گروه ها در انتخابات را به دنبال داشته باشد. اميرمحبيان، از نظريه پردازان نزديک به گروه های اصولگرا، در گفتگويی با ايرنا، خبرگزاری جمهوری اسلامی، هشدار داده كه "خيلی ها بايد پاسخگوی اشتباهات خود در صورت عدم پيروزی اصولگرايان در انتخابات رياست جمهوری باشند." گروه های معروف به اصولگرا نتوانسته اند از ميان چهار نامزد خود يکی را انتخاب کنند گروه های معروف به اصولگرا نتوانسته اند از ميان چهار نامزد خود يکی را انتخاب کنند وی از بروز اختلاف نظر در ميان اعضای "جمعيت ايثارگران" يکی از گروه های اصلی اصولگرايان درمورد حمايت از نامزدها خبر داده و گفته که "شبهاتی در مورد رسيدن اين گروه به كانديدای نهايی وجود دارد." روز يکشنبه نيز محمدرضا باهنر، از چهره های صاحب نفوذ در ميان اصولگرايان، آشکارا از احتمال عدم توافق ميان اين گروه ها سخن گفته بود. موج جبهه دمکراسی و حقوق بشر تشکيل ائتلافی تحت عنوان جبهه دمکراسی و حقوق بشر که اعلام حضور آن در ديدار پنجشنبه قبل مصطفی معين، نامزد اصلاح طلبان پيشرو، با شماری از اعضای نهضت آزادی ايران و فعالان گروه های ملی مذهبی صورت گرفت، در محافل مختلف جلب توجه کرده است. نهضت آزادی که از قبل با معرفی دبيرکل خود، ابراهيم يزدی، به عنوان نامزد پا به عرصه انتخابات گذاشته بود، پس از رد صلاحيت ابراهيم يزدی توسط شورای نگهبان، ضمن اعتراض به اين تصميم، رفته رفته به مصطفی معين، نامزد اصلاح طلبان پيشرو که با دو بيانيه شديدالحن (يکی در هنگام رد شدن صلاحيتش و ديگری پس از تاييد مجدد صلاحيتش) شورای نگهبان را به باد انتقاد گرفته بود، نزديک شد تا اينکه به دعوت مصطفی معين برای پيوستن به جبهه جديد پاسخ مثبت داد. نهضت آزادی اکنون با انتشار بيانيه ای، رسما حمايت خود را از نامزدی مصطفی معين اعلام کرده است. در اين بيانيه آمده است: "نهضت آزادی ايران و فعالان ملی- مذهبی، پس از ملاقات با آقای دكتر معين و اطمينان از اينكه ايشان- صرف نظر از نتيجه انتخابات پيش رو- در پی گيری برنامه های خود، به ويژه تحقق جبهه دموكراسی خواهی و حقوق بشر مصمم است، حمايت خود را از نامزدی وی در نهمين انتخابات رياست جمهوری اعلام می كنند." ابراهيم يزدی، دبير کل نهضت آزادی ابراهيم يزدی، دبير کل نهضت آزادی محمدعلی ابطحی، مشاور رئيس جمهور نيز که ديدگاه های خود درباره مسايل مختلف را در وبلاگ شخصی اش "وب نوشت" منتشر می کند، ضمن استقبال از تشکيل جبهه جديد، نوشته است: "جبهه دموكراسی و حقوق بشر به دليل انسان محوری، ظرفيت تبديل شدن به يك خواست فراگير را می تواند داشته باشد." احمد قابل، از نوانديشان دينی و منتقد نظام جمهوری اسلامی که در تاجيکستان اقامت دارد نيز با انتشار نامه ای حمايت خود را از تشکيل جبهه دمکراسی و حقوق بشر اعلام کرده است. آقای قابل که در روزهای گذشته در نامه ای شديدا انتقادی به آيت الله خامنه ای، رهبر جمهوری اسلامی شيوه برگزاری انتخابات در ايران را به نقد کشيده بود در نامه اخير خود، از مصطفی معين حمايت کرده است. وی در اين نامه مصطفی معين را متفاوت از ديگر نامزدها توصيف کرده و از جمله نوشته است: "اگر آقای معین به ریاست جمهوری برسد، تنها رئیس جمهوری خواهد بود که صلاحيت او در شورای نگهبان رد شده و ملت اورا برگزیده اند. يعنی رأی به آقای معین، رأی به عدم صلاحیت شورای نگهبان و نظارت استصوابی است." هشدار قوه قضائيه درباره تبليغات انتخاباتی محمد ابراهيم رييسی، معاون قوه قضاييه اعلام کرده مواردی از "تخلفات تبليغی" كانديداها گزارش شده است، که توسط اين قوه در حال رسيدگی است. وی اشاره ای به نوع تخلفات نکرده اما گفته قوه قضائيه هنوز به نتيجه ای در اين باره نرسيده است. آقای رييسی گفته قرار بر اين است كه اين موضوعات بدون تاخير مورد رسيدگی قرار گيرد و نتايج بررسی ها، هم برای شاكيان كه عمدتا مدعی العموم است و هم برای مردم، مشخص خواهد شد. |
||
|
2
نوشته شده در سه شنبه هفدهم خرداد 1384ساعت 15:6  توسط mohammad reza.t.... |
|
||
|
|
نگاه وبلاگستان به انتخابات رياست جمهوری ايران |
|
|
نوشتن در باره انتخابات در وبلاگستان بسيار دشوار است. يک دليل ساده اش اين است که بتدريج انتخابات دارد به موضوع اصلی در بسياری از وبلاگ ها تبديل می شود و حجم نوشته ها به طور روز افزونی افزايش می يابد. بنابرين هر تلاشی برای به دست دادن حتی چشم انداز ممکن است شماری از نوشته ها يا وبلاگ های قابل بحث را از قلم بيندازد. اين نوشته ادعايی برای به دست دادن چنان چشم اندازی هم ندارد بلکه نگاهی است به چند بحث اساسی در باره نامزدهای رياست جمهوری ايران و انتخابات آتی در وبلاگهای فارسی. رسانه وبلاگ رسانه جوانی است (هنوز چهارساله هم نيست) اما بسرعت نقش مهمی برای خود در صحنه "ارتباطات ايرانی" پيدا کرده است. از آنجا که اين رسانه بازترين فضای فردی ممکن برای ارتباط را عرضه می کند حساسيت های زيادی در سطح سياسی ايجاد کرده است چنانکه سال گذشته شماری از وبلاگ نويسان در ايران بازداشت شدند اما به پشتيبانی جامعه وبلاگی- که خود نشان ديگری از نقش سياسی آنهاست- مدت زيادی در زندان نماندند. وبلاگ که در آغاز نقش يک رسانه فردی داشت امروزه يکی از سياسی ترين رسانه هاست. با ورود رسانه وبلاگ به عرصه هر موضوع عمومی، به طور طبيعی و به دليل واکنش های پياپی در وبلاگ ها نوعی بحث عمومی شکل می گيرد. انتخابات رياست جمهوری ايران در سال ۱۳۸۴ تفاوتهای مهمی با انتخابات های پيشين دارد و يکی از آنها اين است که برای اولين بار اين انتخابات از ماهها پيش زير نگاه وبلاگ نويسان بوده است و در حال حاضر به يکی از جدی ترين بحث های وبلاگستان در عمر کوتاه اين رسانه تبديل شده است. گرچه نامزدهای رياست جمهوری ايران متعدد اند اما در وبلاگستان فارسی چند نامزد بيش از همه مورد بحث قرار می گيرند. در واقع از نظر وبلاگستان نامزدهای مطرح سه نفر بيشتر نيستند: مصطفی معين وزير سابق آموزش عالی، اکبر هاشمی رفسنجانی رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام (گرچه هنوز رسما وارد کارزار انتخاباتی نشده است) و اين اواخر محمد باقر قاليباف فرمانده مستعفی نيروی انتظامی. نام ديگران بخصوص علی لاريجانی رئيس پيشين صدا و سيما و گاه محمود احمدی نژاد شهردار فعلی تهران بيشتر در ميان بحث ها و در مقايسه نامزدهای اصلی تر -از نظر وبلاگ نويسان- با آنها مطرح می شود. نامزد وبلاگ نويس پيش از همه اين طرفداران مصطفی معين بودند که بحث از انتخابات را وارد وبلاگستان کردند ( مثلا وبلاگ پرخواننده الپر که از وبلاگ های داخل ايران و از طرفداران جدی و سرسخت انتخاب معين است). در ميان نامزدهای اعلام شده برای انتخابات گرايش بسياری از وبلاگ ها اکنون به سمت معين است. اين البته به خودی خود عامل تاثيرگذاری بر انتخابات نمی تواند به حساب آيد زيرا جمع وبلاگ نويس و وبلاگ خوان به نسبت جمعيت ايران جمع کوچکی است اما از جهت روابط عمومی و افکارسازی خالی از اهميت نيست. به همين جهت است که ستاد انتخاباتی معين برای ديداری با وبلاگ نويسان داخلی فراخوان داد که با شرکت شماری از آنها اين روزها برگزار شد. نويسنده وبلاگ کوچه که گزارشی وبلاگی و خودمانی و در عين حال انتقادی از اين جلسه داده است می گويد که در آن يکی از معاونان وزارت خارجه، محمد علی ابطحی مشاور رئيس جمهوری و نويسنده وبلاگ وب نوشت، عيسی سحرخيز و مصطفی تاج زاده و چند تن ديگر از اعضای ستاد معين شرکت داشته اند و قرار است اين جلسات ادامه يابد. وبلاگ محل پيوند سياسيون با جوانان شده است. اهميت ديگر گرايش به معين در شمار زيادی از وبلاگ ها، اهميت اجتماعی است. يا در واقع پيوند اجتماعی و طبقاتی وب نويسان و او. چه معين انتخاب شود چه انتخاب نشود قشر وبلاگ نويس به دليل تعلق خود به طبقه متوسط شهرنشين نامزد مهم ديگری را در ميان نامزدهای موجود نمی بيند تا به او توجه کند. به همين دليل است که نظر اغلب هواداران معين در وبلاگستان اين است که بايد به او رای داد چون گزينه ديگری -برای اقشاری که آنها از آن نمايندگی می کنند- موجود نيست. گويا خود مصطفی معين هم بنا به همين همدلی اجتماعی است که وبلاگ نويس شده است. خود او در وبلاگش دريادداشتی در باره اينترنت و زندگی جهانی نوشت که "مسئله IT و امکانات ارتباطی جديد از جمله مسائلی است که هميشه دغدغه ذهنم بوده است". آقای معين همچنين رويکردی دوسويه را در برخورد با اينترنت توصيه می کند: "سعی نکنيم بيهوده در مقابل تکنولوژی جديد مقاومت کنيم. اين هم در سطح فردی و هم در سطح اجتماعی است. میتوانيم توقع داشته باشيم که اينترنت يا هر امکان جديد ارتباطی را تا حدی با فرهنگ بومی و ملی خود سازگار کنيم، اما برای نيل به يک حضور مؤثر در عرصه تعاملات جهانی بايد کمی خود را نيز تغيير دهيم." او تنها نامزد انتخابات است که وبلاگ می نويسد و يکی از تازه ترين شخصيت های سياسی در عرصه اين رسانه پس از محمد علی ابطحی و عطاالله مهاجرانی است. در واقع وبلاگ نويسی امروز به يک "نشانه اجتماعی" تبديل شده است. نشانه ای از قبيل سنجاق سينه اعضای يک باشگاه يا حزب يا قشر اجتماعی. وبلاگ نشانه ای است که وقتی کسی دارای آن شد گروههای معينی از جامعه او را بجا می آورند و از خود می شمارند. اما هر کسی برای بدست آوردن اين نشانه تلاش نمی کند. تنها کسانی که به نسل جوان نزديک ترند يا شناخت بيشتری از رسانه های جديد دارند، رغبتی در خود برای صاحب شدن اين نشانه می يابند. در مقابل، نسل جوان وبلاگ نويس هم با آنها همدلی بيشتری نشان می دهد. محدوده های همدلی با معين اما اين همدلی هم محدوديت های خود را دارد و مطلق نيست. خورشيد خانم که وبلاگش از وبلاگ های پرخواننده است و تازه ۱۰ ماه است از ايران به آمريکا مهاجرت کرده است می گويد: "ايده آل های من فرسنگ ها دوره از اون چيزی که خاتمی يا معين يا هر کانديدای به اصطلاح اصلاح طلب ديگه بتونه انجام بده." ولی با اين وجود باز در دفاع از معين قلم زده است و می نويسد نمی خواهد "اشتباه رای ندادن" در انتخابات شوراها تکرار شود: "سر انتخابات شورا ها رای نداديم، گفتيم هيچ فايده ای نداره، اصلا شايد اگه شهرداری از خودشون بشه برای تبليغ و خود شيرينی بهتر کار کنن. اين اتفاق نيفتاد." او معتقد است در وضع فعلی بايد همان حداقل های به دست آمده را حفظ کرد: "من دلم می خواد وقتی افسانه نوروزی داشت اعدام می شد، يا وبلاگ نويس ها رو گرفتن، يکی مثل آقای ابطحی باشه که حداقل بتونيم ازش بخوايم پيگيری کنه. دلم می خواد يکی باشه که فضا رو از اينی که هست بد تر نکنه. من دلم نمی خواد کشورم دوباره برگرده به دوران دهه شصت. من دلم نمی خواد اين روزنه کوچيکی که باز شده بسته شه. من دلم می خواد باز هم کتاب های خوب چاپ شه، تئاترهای خوب روی صحنه بياد، صدای زن تو موسيقی سنتی حتی به صورت همون همخوانی اجازه پخش پيدا کنه، مطبوعات بتونن حداقل از کار دولت انتقاد کنن، حالا که کار ديگه ای نمی شه کرد..." الپر که اولين کسی بود که دلايل خود را برای هواداری از معين شرح داد نيز به همين مسئله اشاره داشت: "ما دو تجربه تلخ در انتخابات شوراها و مجلس هفتم داريم که بر اساس آن فهميدهايم از دست دادن نتيجه انتخابات و از دست دادن حتی يک کرسی در حوزه رسمی حکومت، يک باخت است و جز کند کردن مسير توسعه و دموکراسی نصيبی نخواهد داشت." او که ۳۰ دليل برای رای دادن به معين آورده است از منظر سياست انديشانه ای می نويسد: "تا اطلاع ثانوی، صندوقهای رأی مهمترين مأمن جمهوريت و (با همه نواقص موجود) نافذترين مجرای تأثير اراده ملت است. تاکنون هيچ راه حل بديلی عرضه يا تجربه نشده که در شرايط فعلی مؤثرتر و راهگشاتر از همين صندوقهای نيمبند و کمتأثير فعلی باشد. هيچ جايگزين مشخصی برای استراتژی کلان اصلاحطلبی وجود ندارد. توهماتی همچون نافرمانی مدنی و رفراندوم قانون اساسی، هيچگاه از يک نظريه ذهنی به يک استراتژی واقعی و عملی تبديل نشدهاند." الپر نيز مانند بسياری از جوانان نگران آزادی های اجتماعی است و فکر می کند رای دادن به يک نامزد اصلاح طلب می تواند از يکدست شدن حاکميت جلوگيری کند. او می گويد من برای اين به معين رای می دهم: "برای اينکه يک دختر و پسر جوان بتواند در جامعه آزادانه راه برود و کسی متعرض او نشود، برای اينکه يک NGO بتواند مصون از برخوردهای امنيتی و سياسی و بوروکراتيک به فعاليت خود ادامه دهد، برای اينکه يک وبگرد نوجوان بتواند با خيال راحت به اينترنت وصل شود و کمتر با علامت فيلترشده و ممنوع است روبرو شود، برای اينکه يک طلبه يا دانشجو بتواند آزادانه درباره عقايد مختلف تحقيق کند و کسی ممانعت نکند، برای اينکه وضعيت سانسور کتابها به دوران ميرسليم بازنگردد که حتی کلمه «رقص مورچهها» هم از کتاب حذف میشد! برای اينکه دانشگاهها سرکوب و آزادیها ممنوع و فعالان عرصههای مختلف قلع و قمع نشوند، نبايد قدرت را «يک کاسه» به دست کسانی سپرد که اينقدر تماميتخواه و سيریناپذير هستند." مخالفان معين و نا اميدان از رای با اينهمه از آنجا که دنيای وبلاگی دنيای متکثری است کسانی که مخالف رای دادن باشند هم کم نيستند. يکی از آنها نويسنده وبلاگ گوشزد است که فرق زيادی بين نامزدها نمی بيند: "اگردکتر معين و دکتر لاريجانی را به عنوان دو سر طيف کانديدا ها در نظر بگيريم هر دو به اسلام، انقلاب، قانون اساسی، اصل مترقی ولايت فقيه، رعايت پوشش اسلامی، عدم آزادی در انتخاب دين، حرام بودن مشروبات الکلی، دخالت حکومت در حوزه خصوصی در حد اکثر ممکن، ضديت با آمريکا و جهان غرب، ضديت با مدرنيته به عنوان شالوده نظام بشری و... هزاران موضوع ضد حقوق بشر ديگر اعتقاد والتزام دارند." گوشزد که معتقد است "آزموده را آزمودن خطاست"، شرکت در انتخابات را نمی پسندد و اعتقادی به بهبود اوضاع از راههای درون نظام ندارد. نويسنده وبلاگ شبح نيز با گوشزد هم عقيده است. او با اشاره به انتخابات شوراها می نويسد: "انتخابات شورای شهر و روستا در اسفند هشتاد و يک هر چند آزادترين انتخابات دهه های اخير بود و نيروهای حاشيه رژيم مانند نهضت آزادی هم در آن حضور داشتند و دايره گزينش آن بسيار فراختر از انتخابات قبلی بود اما با تحريم گستردهی مردم روبهرو شد." او در چرايی اين عدم شرکت معتقد است مردم زمانی رای می دهند که پشت نامزد خود قدرت اجرايی ببينند. او می پرسد: "معين بدون مجلس، بدون شورای شهر، بدون مطبوعات فعال، بدون پشتوانهی بيست ميليونی میتواند کاری انجام بدهد و قدرت اجرايی داشته باشد؟ معين وقتی رياست جمهوری با او بود، وقتی مجلس با او بود وقتی قشر وسيعی از مردم با او بودند نتوانست در وزارتخانهيی دوام بياورد حالا چگونه انتظار داريد يک تنه بار رياست جمهوری را بکشد تازه در زمانی که آن اتفاق و اتحاد موجود آن سالها هم در جريان موسوم به دوم خرداد وجود ندارد؟" شبح با تاملی در معنای رای دادن راه حل خود را اينچنين بيان می کند: "تا وقتی مردم قدرت و ارادهی خود را به حکومت تحميل نکنند وضع همين است میخواهد هر کس رئيسجمهور يا حتا رهبر باشد. اگر تصور میکنيد میتوانيد رای بدهيد و بعد در خانهها بنشيند و اتفاقی خواهد افتاد اشتباه میکنيد اگر هم قرار است رای بدهيد و بعد برای حمايت از منتخبتان به خيابانها بريزيد و قدرت خود را ديکته کنيد که خب اکنون برای برگزاری انتخابات آزاد اين کار را بکنيد وگرنه دوباره همان بلايی سرتان میآيد که خاتمی آورد." حداکثر طلبی در مقابل حفظ حداقل ها اگر اين راه حل را نوعی حداکثر طلبی بناميم که رای دهنده را ميان رای ندادن و انقلاب کردن مخير می کند نمونه کامل آن را نويسنده وبلاگ نقطه ته خط به دست داده است. او در نوشته بلندی با فهرست کردن همه مشکلات بزرگ اجتماعی و اقتصادی ايران می گويد بايد از نامزدهای رئيس جمهوری خواست تا تضمين دهند اين مشکلات را حل می کنند و گرنه انتظار رای گرفتن از مردم نداشته باشند. مشکلاتی که او فهرست می کند از اين شمار است: ■ بحران جمعيت و توليد مثل بیرويه ■ گرانی، تورم و بحران اقتصادی ■ بيکاری و فقر ■ فساد اداری و ديوانسالاری ■ فرار مغزها ■ اعتياد ■ فحشا و مشکلات جنسی ■ تبعيض و مشکلات قومی ■ بحرانهای سياسی خارجی و داخلی در عوض، اميد ميلانی در وبلاگ خود نظری حداقلی برمی گزيند و می نويسد نبايد از قدرت رای خود صرف نظر کنيم همانطور که نبايد برای ايجاد تغييرات بزرگ به پای صندوق های رای برويم. او به گزينش کسی که انتظارات حداقلی را هم برآورده کند راضی است: "انتظار نداريم رييس دولت «گزينششده» در فرايند رييسدولتگزينیای که در آن شرکت کردهايم تغييرات بزرگی بدهد. به طور خاص، در مسائل سياسی، بايد توجه داشته باشيم که رييس دولت به هر صورت رييس دولت اين حکومت است، و بیجاترين انتظار خواهد بود از او بخواهيم در مقابل بقيه حکومت بايستد." رواج اين بحث ها در وبلاگستان بخوبی نشان می دهد که جوانان فعال سياسی مايلند رخوت موجود در مردم و مخاطبان خود را نسبت به انتخابات هدف گيرند و به آنها هشدار دهند که در صورت عدم مشارکت ممکن است وضع به نحوی غيرقابل تحمل بدتر شود. وبلاگ نويسی که نام وبلاگ تازه گشوده خود را "من رای می دهم" انتخاب کرده است در اين باره می نويسد: "به نداهای گنگ و مبهم که راه چاره ای به جز تحريم عرضه نمی کنند گوش ندهيد. بسازيد آنچه را که امروز می توان ساخت وبا قدمهای مصمم و شمرده به سوی آن دموکراسی که نمايندگان ملت در آن ، به علل حضور و به وظايف خود آگاه هستند ، گام برداريد. دادن رأی حق طبيعی انسان قرن بيست و يکم می باشد و آنهايی که اين حق را به دست آورده اند وظيفه دارند از آن استفاده کنند . چه اگر به آزمون انتخابات وارد نشويم فقط باعث تقويت نيروهای مخالف می شويم." حمايت از اصلاح طلبان، انتقاد از اصلاح طلبان اما اگر اصلاح طلبان مهمترين جناح سياسی مورد بحث وبلاگستان در مورد انتخابات هستند و اين "نيروهای مخالف" در واقع نيروهای مخالف اصلاح طلبان اند، تندترين انتقادها نيز با صراحت هر چه تمام تر از همين اصلاح طلبان انجام می شود. طرح از نيک آهنگ کوثر نقدهای نيک آهنگ کوثر اوايل در قالب طرح ظاهر شدند در اين زمينه يادداشت های نيک آهنگ کوثر کاريکاتوريست ايرانی که زمانی در روزنامه های موسوم به دوم خردادی کار می کرد و روابط نزديکی با اصلاح طلبان داشت سر و صدای زيادی راه انداخته است. لحن اين يادداشت ها که در قالب سوالهايی از اصلاح طلبان امروز و گاه دست اندرکاران سياسی دوره رياست جمهوری رفسنجانی نوشته می شود شبيه افشاگری است و از موضعی تند دوستان و مديران سابق او يا مقامات پيشين را هدف می گيرد و عمدتا به باز کردن پرونده خطاهای سياسی آنها توجه دارد او در آخرين رشته از سوالات خود از جمله اين سوالها را مطرح کرده است: "بپرسيم که نقش دفتر تحکيم وحدت در حذف بسياری از دانشجويان در دهه شصت چه بوده؟ بپرسيم که معيارهای گزينش در ساختار کشور، چند صد ميليارد دلار به کشور آسيب وارد کرد؟ بپرسيم که بعد از هشت سال جنگ، چگونه فهميدند که امکان ادامه دفاع مقدس وجود ندارد؟ بپرسيم که سهم بعضی از آقايان در بازار ارز قاچاق دوران جنگ چه بوده؟ اصلاح قانون اساسی در سال ۶۸، برای اصلاح بود يا تمرکز قدرت؟ بپرسيم که نظارت استصوابی در کدام مجلس تصويب شد و خِر کدام گروه را گرفت؟ بپرسيم که سکوت افراد قدرتمند در برابر حذف بسياری از نمايندگان مجلس سوم به دليل مصلحت بود يا چيز ديگری؟" اين رشته سوالها بازتاب گسترده ای در وبستان پيدا کرد. اما يکی از اولين جوابهايی که به او داده شد از طرف يکی از دوستان او بود که مثل خود او اکنون در کانادا اقامت دارد. ياسر کراچيان در وبلاگ خط قرمز نوشت: "نيکآهنگ، دقيقا به همان دليلی که حضرتعالی در کانادا هستيد، بعضیها هم در ايران بعضی حرفها را نمیزنند، هر چند به آن اعتقاد داشته باشند. مثلا اگر يک نفر در ايران از اعدامهای سال ۶۷ انتقاد کند، يک کار انتحاری و بنابراين احمقانه انجام داده است. هيچ اصلاحطلبی را به خاطر اين که حرفهای خيلی تند نمیزند نمیتوان سرزنش کرد. آدمها عوض میشوند. همهی ما عوض میشويم. آره، اصلا فرض کنيم مشارکتیها کلی در گذشته کارهای اشتباه کردهاند. همين کارهايی که شما میگوييد را کردهاند. ولی الان بندهخداها میخواهند آدمهای خوبی باشند. دارند تلاش هم میکنند. حالا حتما بايد اينها بروند زندان و برای کارهای گذشتهيشان مجازات شوند تا شما راضی شويد؟" نيک آهنگ که از قرار معلوم ديگر در شرايط امروز ايران به کسی باور ندارد و در عالم خود به نوعی توهم زدايی از تاثير اين و يا آن شخصيت سياسی رسيده معتقد است که هزار و يک دليل برای رای ندادن دارد. اما ياسر کراچيان در مقابل معتقد است: "اين طور نيست که الان يک سری آدم ِ ماه و کاردرست کانديدای رياستجمهوری شده باشند. يک عده هستند يکی از يکی بيخودتر. من اگر از معين حمايت میکنم از ترس ِ لاريجانی و احمدینژاد است. آره، بين بد و بدتر انتخاب میکنم. تا اوضاع اين طوری است انتخاب میکنم. محکوم ِ به اين وضعيت هستيم. کار ديگری نمیشود کرد. حالا شما بيا و بگو تا اصلاحطلبان عذرخواهی نکنند رای نمیدهی. رای ندهی اول تو چشم خودت میرود. برای خودت و آيندهی پيش روی خودت بهتر است که رای بدهی!" به نظر بهمن کلباسی نويسنده وبلاگ شهروند نصف جهانی که با هر دو طرف اين بحث آشنا ست و هر دو را در تورنتو می بيند " چيزی که توی همه اين حرفها داره گم ميشه اين پرسش برای طرفداران رای ندادن است که آلترناتيو آنها چيست؟ اگه همه نشستيم خونه و [ کسی] با ۱۰ ميليون رای رييس جمهور شد، آيا ذره ای ما به هدفمون که عقلانی کردن حاکميت و بهبود وضعيت مردم است نزديک شده ايم؟" رفسنجانی خبرساز با آنکه نيک آهنگ کوثر فشار اصلی کار خود را بر افشا کردن سابقه اصلاح طلبان امروزی گذاشته است تقريبا کس ديگری با او همسو نيست. بيشتر افشاگری های ديگر که در آستانه انتخابات در ايران امری معمول شده است در باره هاشمی رفسنجانی صورت می گيرد. البته رفسنجانی از سالها پيش موضوع افشاگری بوده است ولی موقعيت فعلی او طوری است که بسياری از محافل سياسی بويژه محافظه کاران مايلند که او در انتخابات شرکت نکند. زيرا حضور او تعادل فعلی را بين نامزدها به هم می زند و بخت نامزدهای محافظه کار را برای پيروزی کاهش می دهد. بنابرين حساسيت فوق العاده ای به هر حرف و نظر او يا عمل هوادارانش وجود دارد. در عين حال آنچه در مورد هاشمی رفسنجانی گفته می شود معمولا خارج از عرصه وبلاگ ها ست (گرچه در سايت های فروان اينترنتی مطرح می شود). هر چند که ادعای خريدن روزنامه نگاران برای تبليغ به نفع او يا همکاری با ستاد انتخاباتی او نخست بار در دو وبلاگ داخل ايران مطرح شد. از نگاه خبری و سياسی، اگر ارزش حرفهای نيک آهنگ کوثر به اين است که او امضای خود را به طور مشخص پای مطلبش می گذارد، بيشتر کسانی که ادعاهايی را عليه اين يا آن نامزد و بخصوص هاشمی مطرح می کنند با نام مستعار می نويسند. امری که تعيين موضع واقعی نويسنده و صحت و سقم ادعای او را دشوار می سازد. وسوسه آگهی های تبليغاتی در عين حال، گروهی از وبلاگ نويسان داخل ايران علاقه خود را برای برخورداری از سهمی از پولی که هزينه تبليغات انتخاباتی می شود پنهان نمی کنند. آگهی مستقيم البته هنوز در وبلاگ ها ديده نمی شود اما موضوع آگهی های غير مستقيم از طريق آگهی برای يک خبرگزاری تازه تاسيس در وبلاگ ها که گفته می شود وابسته به يکی از نامزدهای مطرح است، بتازگی سروصدای زيادی به پا کرده است. کسانی مانند نويسنده يک بلاگر آشکارا گفته اند که مانعی برای تبليغ نامزدهايی که به آنها اعتقادی ندارند نمی بيننند زيرا آگهی وبلاگی مثل آگهی روزنامه ای است و لزومی ندارد بين ناشر و موضوع تبليغ رابطه ای اعتقادی وجود داشته باشد. پرستو دوکوهکی نيز در وبلاگ زن نوشت می نويسد: "سالهاست مجله زنان درباره اين مینويسد که برده لوازم آرايشی نباشيم اما در بهترين جای مجله برای روژ لب فلان مارک، تمامرنگی، آگهی چاپ میکند چون اعتقاد دارد مخاطبانش فرق آگهی و مواضع مجله را میدانند. از مجله زنان مثال زدم چون سالهاست برايش کار میکنم و مرتب از جنس همين اعتراضها را ديده و شنيدهام. وقتی کنار وبلاگم خورده: ad ، يعنی آگهی. اينقدری شجاعت دارم که اگر به سايت يا گروهی علاقه داشته باشم و بخواهم برايش تبليغ کنم، روراست مطلب بنويسم و لينک بدهم." اما رضا نصری در يادداشتها اين گرايش را با اين استدلال نقد کرده است که اگر فضا فضای انتخاباتی نبود اين آگهی ها تنها آگهی تجاری محسوب می شد. شايد هم اگر در کنار اين آگهی، آگهی های ديگر هم در وبلاگ ها می ديديم مسئله کمتر حساسيت برانگيز بود اما "ظاهرا دوستان بجز اين آگهی های تبليغاتی فعاليت تجاری ديگری در وبلاگ هاشان ندارند". در حال حاضر وبلاگستان در اين موضوع دچار شکاف ديدگاه است. ولی اين امر دست کم در مورد پرشين بلاگ که سرويس دهنده اصلی به وبلاگ های فارسی است، سابقه دارد. پرشين بلاگ در انتخابات پيشين مجلس، برای نوار آگهی خود که به صورت اتوماتيک در همه وبلاگ هايی که از سرويس آن استفاده می کنند ديده می شود، آگهی گرفت. بنابرين حتی در وبلاگ هايی که از تحريم انتخابات سخن می گفتند نوار آگهی پرشين بلاگ رای دادن به نامزدی خاص را تبليغ می کرد. در انتخابات ۸۴ نيز، پرشين بلاگ برای همين نوار آگهی کار خود را با تبليغ مصطفی معين و مهدی کروبی رئيس پيشين مجلس و نامزد ديگر اين انتخابات آغاز کرده است. رئيس جمهور نظامی آری يانه؟ از قرار يکی از محبوب ترين نامزدهای محافظه کار در ميان وبلاگ نويسان قاليباف فرمانده نيروی انتظامی است که بتازگی از سمت خود استعفا داد و از روز دوشنبه ۱۱ آوريل رسما وارد رقابت های نامزدی در انتخابات رياست جمهوری شد. حامد قدوسی که وبلاگ يک ليوان چای داغ را می نويسد و مدتی است از ايران مهاجرت کرده و در وين زندگی می کند، چند روز پيش به شيوه طرفداران معين که دلايل خود را برای رای دادن به او شماره می کنند، ۱۸ دليل برای مطلوبيت رای دادن به قاليباف مطرح کرد. او که يکبار در اوايل بحث های انتخاباتی در نوشته ای استدلال کرده بود که بهتر است بگذاريم محافظه کاران انتخابات را ببرند تا کشور از دوگانگی پرهزينه مديريتی خارج شود، در اين نوشته خود می نويسد می توان به قاليباف رای داد: "- برای اينکه اصلاحاتی که ما در روزنامهها ازش حرف میزنيم را در عمل در نيروی انتظامی پياده کرد. اگر همان اصلاحات را در کل سيستم قوه مجربه پياده کند وضع مملکت خيلی بهتر میشود. نظام اجرايی در ايران نياز به يک خانه تکانی اساسی دارد. - برای اينکه کانديداهای اصلاحطلبان هيچ ايده روشنی برای اداره کشور ارائه نکردهاند و سابقه مديريتی چندان موفقی هم ندارند. اميد چندانیهم به رای آوردنشان نيست. - برای اينکه عاقل است و میتواند عقلانيت را بين جناح محافظهکار گسترش دهد. گسترش عقلانيت به نظر من يک استراتژی مهم برای پيشبرد اصلاحات در ايران است. - برای اينکه مورد اعتماد مقامات بالای حکومت است و اين اعتماد برای پيشبرد اصلاحات لازم است. - برای اينکه تا جايی که من خاطرم هست با پرنسيب و اصولی رفتار کرده است. - برای اينکه نشان داده است واقعيتهای جامعه را میفهمد و به جای انکار آنها در پی يافتن راهی ميانه بين خواستههای حکومت و مردم است. - برای اينکه نظامی بوده است و اقتدار و انضباط نظاميان در شرايطی مثل الان میتواند مفيد باشد. - برای اينکه سعی کرد پای پليس را از زندگی خصوصی مردم بيرون بکشد. اين نشان میدهد که ايدههای توتاليتری ندارد. - برای اينکه میتواند به عنوان الگوی مديريت موفق برای جوانان محافظهکار مطرح شده و جای الگوی تخيلی که از احمدینژاد ساختهاند را بگيرد." نام قاليباف به هر حال برای گروههايی از مردم و همچنين وبلاگ نويسان به عنوان يکی از نامزدهای مطلوب و دارای وجهه مثبت مطرح است. اما معصومه ستوده يکی از نويسندگان انتخاب زنان (و بلاگ گروهی چند زن اصلاح طلب) در اشاره به اينکه عده ای متفق القول شده اند که "قاليباف می تواند کشور را بچرخاند زيرا هم اقتدار دارد و هم توانائی" می گويد مخالفان قاليباف مخالفان رای دادن به نظاميان اند زيرا "در نهايت کشور را با پادگان اشتباه خواهد گرفت". به نظر او که از مباحث يک جمع دوستانه نقل قول می کند "تمام افراد نظامی يک ديسپلين خاص خود را دارند که گاهی حتی برای فرزندانشان نيز قابل تحمل نيست ما که جای خود داريم" و نتيجه می گيرد که "وجود اين نظريه جای خوشحالی دارد و گرنه بايستی فاتحه ای برای دموکراسی قرائت می کرديم و به زمان قبل از مشروطه و حکومت رضاخانی بازمی گشتيم." بحثهای وبلاگی: واقع بينی در عرصه عمومی در يک نگاه کلی عرصه وبلاگستان عرصه انتقاد آزاد و بيرحمانه، با زبانی رها و گزنده، از نامزدهاست اما در عين حال عرصه رنگارنگی از تنوع فکری و سياسی هم هست. بحث های وبلاگستان فارسی امروز کمابيش شبيه بحث های خيابانی اوايل انقلاب است. صدها نفر از جوانان انقلابی ( و دست کم انقلاب ديده) با ايده ها و مرام ها و تعلقات گوناگون سياسی و اهداف و زاويه ديدهای متفاوت در حاشيه خيابان انقلاب يا مصدق ( ولی عصر) يا خيابانهای منتهی به محل نماز جمعه وارد بحث می شدند. بحث هايی زنده و پر گير و دار که به نظر می رسيد پايان ناپذير است. اما آنچه واقعا تازه است اين است که بحث کنندگان وبلاگی به حدی از واقع بينی رسيده اند که در تاريخ سياسی ايران در عرصه عمومی کمتر اتفاق افتاده است: آنها که رای می دهند می دانند چرا رای می دهند و می خواهند نماينده ای دموکراتيک برای خود در هرم قدرت داشته باشند و آنها که رای نمی دهند تاريخ انقلاب اسلامی و تجربه های مردان انقلاب را در مقابل دارند و می توانند با انتقاد از خطاهايی که رفته است نااميدی خود را از امکان کارا بودن نتيجه رای دهی بيان کنند. مجموعه اين بحث ها نمی تواند از ديد هيچ "رجل سياسی" که خواهان تکيه زدن بر کرسی رياست جمهوری است پنهان بماند و چه بسا در سمت دهی به سياست های او موثر خواهد افتاد. |
||
|
2
نوشته شده در شنبه چهاردهم خرداد 1384ساعت 10:10  توسط mohammad reza.t.... |
|
||
|
|
نگاهی به وب سايت های نامزدهای رياست جمهوری |
|
|
کمتر از چند هفته ديگر نهمين انتخابات رياست جمهوری در ايران برگزار می شود. اما تلاطمی که سياستمداران جمهوری اسلامی را در برگرفته، در فضای عمومی جامعه کمتر اثری مشاهده می شود. برنامه های پرشمار صدا و سيما در باب انتخابات و پوشش روزنامه های سراسری کشور از اخبار مربوط به نامزدها انعکاس چندانی در ميان مردم ندارد. از شور و اشتياق سال ۷۶ و بحث های داغ سال ۸۰، در يک کلام، اثر چندانی نيست. تنها استثناء در اين ميان، شايد، فضای عمومی اما مجازی اينترنت باشد. وب سايت های خبری و نشريه های الکترونيک – با گرايش های سياسی گوناگون – در کنار انبوه وبلاگ های شخصی روزنامه نگاران و فعالان سياسی- اجتماعی تنور انتخابات نهم را، اگرچه در فضايی مجازی، گرم نگاه داشته اند. اگرچه به باور بسياری، از اين حرارت، در دنيای واقع آبی گرم نمی شود. شمار اندک بازديدکنندگان از صفحات اينترنتی انتخاباتی، در مقايسه با مخاطبان راديو و تلويزيون يا حتی در مقايسه با شمارگان روزنامه های سراسری ايران، گواهی است که اين دسته در اثبات مدعای خويش می آورند. با اين همه، استقبال بی سابقه نامزدهای رياست جمهوری از اينترنت نشان از اهميت روز افزون اين رسانه در حوزه اجتماع و سياست ايران دارد. از واپسين روزهای سال ۸۳، نامزدهای سرشناس با وب سايت های اختصاصی، حضور خود را دنيای مجازی اينترنت اعلام کردند. به جز هاشمی رفسنجانی که خود را "شناخته شده برای مردم" و "بی نياز از تبليغ" می داند، همه نامزدها وب سايت شخصی دارند. محمود احمدی نژاد: "معلم بسيجی" شهردار تهران که مورد حمايت گروه های اصولگراست، با برگزيدن عنوان "مردم يار" برای وب سايت خود از ابتدا تکليف بازديد کننده را روشن می کند: "شرکت در انتخابات جز به انگيزه خدمت به مردم نيست." " اصول گرا" به دنبال "انجام تکليف" بوده و "فکر کردن برای حل مشکلات کشور" را پيش از هر چيز "وظيفه دينی" خود می داند. محمود احمدی نژاد( به نقل از بخش زندگينامه وب سايت) به سال ۱۳۳۵ در گرمسار به دنيا آمد. در يک سالگی به همراه خانواده به تهران کوچ کرده و در نوزده سالگی وارد دانشگاه علم و صنعت شد. از سال ۵۸ به عنوان نماينده اين دانشگاه در جلسات دانشجويان با امام خمينی شرکت می کرد و در سال ۶۵ در دوره فوق ليسانس همين دانشگاه پذيرفته شد. او از همين سال به تيپ ويژه سپاه پاسداران پيوست و مسؤول ستاد جنگ استان های غربی کشور بود. نگاهی به بخش ديدگاه ها در وب سايت آقای احمدی نژاد بيش از هرچيز يادآور ارزش ها و شعارهای سال های آغازين پس از انقلاب اسلامی است. مديريت انقلابی و تحول خواه از ديد وی "عدالت طلب و آرمان خواه است." وجود فاصله طبقاتی در جامعه را برنمی تابد و ساده زيستی مرام و عقيده اوست. وب سايت آقای احمدی نژاد نيز طراحی ساده ای دارد. در کنار دو بخش زندگينامه و ديدگاه ها، بخشی نيز به تصاويری از دوران کودکی تا امروز وی اختصاص داده شده. بخش "سخن دوست" شامل مطالبی است که اشخاص و گروه ها در حمايت از اين نامزد رياست جمهوری بيان کرده اند. آقای احمدی نژاد، عضو شورای مرکزی جمعيت ايثارگران انقلاب اسلامی و استاندار سابق استان اردبيل، به گواه وب سايت رسمی اش "اعتقاد راسخ به مردمسالاری دينی دارد." در عين حال – و باز به همان گواه – "معتقد به تماميت اسلام است و اسلام را دينی کامل و تأمين کننده سعادت بشر و همه نيازهای او می داند. محسن رضايی: "فرزند ملت" فرمانده سابق سپاه پاسداران و يکی ديگر از نامزدهای مورد حمايت گروه های اصولگرا، که در ابتدا با وب سايت "فرزند ملت دات کام" پا به عرصه اينترنت گذاشته بود، پس از مدتی به ديگر نامزدهای دات آی آر پيوست تا همان رضايی باشد با شعاری تازه تر: "دولت مردمی کارآمد." دبير مجمع تشخيص مصلحت نظام در همان صفحه اول وب سايت خود عکسی از دوران جنگ به همراه آيت الله خامنه ای گذاشته که روشنگر دو نکته است: اول هويت نظامی وی در کنار فعاليت های سياسی و دوم پيروی او از رهبر جمهوری اسلامی ايران. در بخش ديدگاه های وب سايت آقای رضايی می خوانيم: " امروز مردم ايران به نقطهای رسيده اند که احساس میکنند بايد بين زندگی راحت و آبرومندانه و حکومت جمهوری اسلامی، يکی را انتخاب کنند." بنابراين آقای رضايی مشکل جمهوری اسلامی را – به نقل از وب سايت – نه در اداره حکومت که در اداره جامعه می داند. وی با تأکيد بر اينکه از نامزدی انصراف نخواهد داد "جامعه مهدوی" را "افق آينده انقلاب ايران" می خواند. جامعه ای با چهار "ديوار" هويت، امنيت و ثبات، توسعه و عدالت. در بخش های ديگر وب سايت آقای رضايی به اخبار، سخنرانی ها و تأليفات او برمی خوريم. همچنين بخش خاطرات از جذاب ترين بخش های اين وب سايت است که در آن به دلايل "ادامه جنگ پس از فتح خرمشهر" اشاره شده است. به نقل از بخش زندگينامه وب سايت، محسن رضايی در سال ۱۳۳۳در يکی از روستاهای مسجد سليمان به دنيا آمد. به سال ۱۳۵۳ در رشته مکانيک دانشگاه علم و صنعت پذيرفته شد. پس از پيروزی انقلاب به سپاه پاسداران پيوست و تا سال ۱۳۷۶ فرمانده اين ارگان بود. محمد باقر قاليباف: "سردار ترقی خواه" "زندگی خوب، برازنده ايرانی" شعار اصلی فرمانده سابق نيروی انتظامی است که چند هفته قبل از سمت خود استعفا داد و وارد رقابتهای انتخاباتی شد. وب سايت آقای قاليباف در مقايسه با وب سايت ديگر نامزدها دست کم در شکل ظاهری آن از ساخت حرفه ای تری برخوردار است. آقای قاليباف که او نيز از مورد حمايت گروه های اصولگراست، در وب سايتش از همان ابتدا با تصاوير و نوشته های متحرک مواضع خود را بيان می کند: "سياست تدبير"، "از تهديد به فرصت"، "همبستگی ملی"، "جامعه امن"، "اصولگرايی عملی"، "اصلاح طلبی معقول"، "دولت الکترونيک"، "حريم زندگی مردم"، "دولت خدمتگزار" و ... نگاهی گذرا به ديدگاه های منعکس شده در وب سايت روشن می کند که آقای قاليباف نيز چون ديگر نامزدهای اصولگرا سعی دارد با به کارگيری مؤلفه های اصلاح طلبی، برنامه ای معتدل و مردم پسندتر ارايه کند. فرمانده اسبق نيروی هوايی سپاه پاسداران، بنا بر زندگينامه موجود در وب سايت، متولد ۱۳۴۰ در شهر مشهد بوده، متأهل و دارای سه فرزند است. وی به سال ۱۳۸۰ مدرک دکترای خود را در جغرافيای سياسی از دانشگاه تربيت مدرس تهران دريافت کرده و از سال ۱۳۸۳ رييس ستاد مبارزه با قاچاق کالا و ارز بوده است. آقای قاليباف "اصول گرايی" را اعتقاد به "ارزش گرايی" و "بازگشت به اصول می داند" و در عين حال استدلال می کند که "يک نيروی اصولگرا نوانديش هم هست." از بخش های در خور توجه وب سايت بخش سؤال های رايج است که در آن مواضع اين نامزد رياست جمهوری در باب مسايلی چون نظارت استصوابی، رابطه با آمريکا، تغيير قانون اساسی و انرژی هسته ای منعکس شده است. مهدی کروبی: "شيخ اصلاحات" در بخش زندگينامه مهدی کروبی، يکی از دو نامزد گروه های اصلاح طلب و يکی از شاخص ترين چهره های زنده جمهوری اسلامی می خوانيم: " در سال ۱۳۱۶ در اليگودرز به دنيا آمدم و در ابتدای دهه سی تحصيلات جديد را همراه با تحصيلات حوزوی در قم ادامه دادم." مهدی کروبی رييس مجلسی که به مجلس اصلاحات معروف شد خود را منتقدی صريح می داند. در صفحه اول وب سايت رسمی وی همچنان نامه سرگشاده و تند وی به اکبر هاشمی رفسنجانی پس از اعلام نامزدی او، جلب نظر می کند. بخش زندگينامه وب سايت به تفصيل شرح فعاليت های اين موسس مجمع روحانيون مبارز را بيان می کند. از مبارزات و دستگيری های پيش از انقلاب تا رياست بنياد شهيد و ماجراهای مجلس چهارم. مصاحبه ای نسبتا طولانی با آقای کروبی از بخش های جذاب اين وب سايت است که در آن به درگيری های شورای نگهبان، حکم حکومتی رهبر در مورد قانون مطبوعات و پاره ای عقب نشينی های وی در مجلس ششم پرداخته شده است. نامزد اختصاصی مجمع روحانيون مبارز (به نقل از وب سايت) اعلام کرده که به نفع هيچ کس کنار نمی رود. وی که با طرح پرداخت پنجاه هزار تومان به شهروندان بالای هجده سال، برای مدتی در صدر اخبار و طنزهای انتخاباتی قرار گرفته بود، در وب سايت به توضيح پايه های علمی و ابزارهای عملی کردن طرح خود پرداخته است. او در جواب پرسشی که از او درباره احکام حکومتی شده، اينچنين می گويد: " خيلی صريح بگويم. حکم حکومتی را فقط برای موارد اضطراری و استثنايی برای حل مشکلات می دانم." علی لاريجانی: "هوای تازه" پيغام "به وب سايت رسمی دکتر علی لاريجانی خوش آمديد" در اندازه ای بزرگ و به خط نستعليق اولين چيزی است که توجه بازديد کننده را جلب می کند. رييس سابق صدا و سيمای جمهوری اسلامی که به عنوان نامزد مورد حمايت شوراهای هماهنگی نيروهای انقلاب در انتخابات حضور دارد، با شعار "دولت اميد، هوای تازه" پا به ميدان انتخابات گذاشته تا (آنطور که در وب سايتش مدعی شده) در "راه های درست"، "قدم های درست" بردارد. علی لاريجانی متولد سال ۱۳۳۶، فرزند آيت الله حاج ميرزا هاشم آملی، مرجع تقليد و داماد آيت الله مطهری است. وی در سال ۱۳۵۸ در علوم کامپيوتر و رياضيات از دانشگاه شريف فارغ التحصيل شده و سپس در دانشگاه تهران فوق ليسانس و دکترای فلسفه غرب گرفته است. آقای لاريجانی اولويت های خود را "پيشرفت زندگی"، "دولت کارآفرين"، "اقتصاد دانش محور" و "کارآمدی نظام" می داند. در بخش ديدگاه های وب سايت، در مورد انتخابات رياست جمهوری آمده: "اينکه القا میشود دست غيبی در انتخاب من دخيل بوده است. برای نا اميد کردن مردم از رأی دادن است." اين نامزد اصولگرا – به مانند سه نامزد اصولگرای ديگر – تعريف خاص خود را از اصولگرايی دارد. ويژگی های اصلی اصولگرايی (به نقل از وب سايت) خدمتگزاری، اجتناب از منازعات سياسی بی حاصل، نوگرا و آزاد انديش بودن، کارآمدی، صداقت، تواضع و فهم درست از تهديدات و فرصتهاست. بخش اخبار وب سايت آقای لاريجانی بر خلاف وب سايت نامزدهای ديگر پوشش وسيعی داشته و تنها مختص اخبار فعاليت های صاحب وب سايت نيست. تصاوير متعددی از آقای لاريجانی در کنار مقامات، هنرمندان، ورزشکاران و چهره های ماندگار در وب سايت موجود است. اما شاه بيت اين تصاوير عکس های تنهای اين نامزد رياست جمهوری، تحت عنوان "در خلوت" است. او که در مصاحبه با يک روزنامه ايرانی، اينترنت را "نو رسانه ای ارزشمند و بسيار تأثير گذار" دانسته، برای رسيدن به کرسی رياست جمهوری حداکثر توجه ممکن را نيز به اين رسانه کرده است. مصطفی معين: "اصلاح طلب پيشرو" مصطفی معين، ديگر نامزد مورد حمايت اصلاح طلبان که ورود وی به عرصه انتخابات با تنش هايی همراه شد که نهايتا دخالت رهبر جمهوری اسلامی را به همراه داشت، وب سايت خود را با شعار معروف جبهه مشارکت " ايران برای همه ايرانيان" در کنار عکس خندان خود آراسته است. تأييد صلاحيت این نامزد انتخاباتی، پس از نامه رهبر به آیت الله جنتی، انعکاس گسترده ای در وب سايت او داشته و ستاد انتخاباتی آقای معين هر گونه تصمیم (اعم از شرکت يا عدم شرکت در انتخابات) را موکول به جلسه سراسری حاميان معین (5 خرداد) کرده است. وزير مستعفی دولت آقای خاتمی در وب سايت خود، بيش از هرچيز درگير بازسازی چهره مخدوش شده اصلاح طلبان در ميان مردم است. نماينده سه دوره مجلس شورای اسلامی از مدتی پيش با وبلاگ شخصی خود پا به دنيای مجازی اينترنت گذاشت تا به مناسبت های مختلف افکار خود را بازگو کند. از اين روی شايد بازخوانی وبلاگ اين نامزد نيز خالی از لطف نباشد. در بخش زندگينامه، هم وبلاگ و هم وب سايت، می خوانيم که وی متولد سال ۱۳۳۰ در نجف آباد بوده و در سال ۱۳۴۸ به دانشگاه شيراز وارد شده است. در سال ۱۳۵۸موفق به اتمام دوره تخصصی کودکان شده و دو سال بعد به رياست دانشگاه شيراز برگزيده شد. به جز عضويت در شورای عالی انقلاب فرهنگی (۶۲-۸۲) از سال ۱۳۶۸ وزير فرهنگ و آموزش عالی در کابينه آقای رفسنجانی بود. نامزد مورد حمايت سازمان مجاهدين و جبهه مشارکت مشکل کشور را "عدم قاطعيت در اجرای قانون اساسی" می داند. آقای معين می گويد: ( به نقل از بخش يادداشت های انتخاباتی وب سايت) "آمده ام تا اميد و اعتماد را دوباره در جامعه زنده کنم." در مطلبی تحت عنوان "می سازمت وطن" در وبلاگ شخصی، آقای معين، اين عبارت از شعر سيمين بهبهانی را به عنوان يکی از شعارهای انتخاباتی خود اعلام کرده است. در حاليکه بخش اخبار وب سايت آقای معين به تبع تحولات مربوط به رد و تأييد مجدد صلاحيت او، واکنش اين نامزد و حاميان او را منعکس می کند، وبلاگ شخصی (drmoeen.com) را می توان بهترين مرجع آشنا شدن با ديدگاه ها و دغدغه های مصطفی معين دانست. محسن مهرعليزاده: "معاون مستقل" نامزد مستقل – و شايد پديده انتخابات – شعار اصلی خود را "دولت رفاه ملی" قرار داده است. معاون رييس جمهور و رييس سازمان تربيت بدنی بعد از رد صلاحيتش توسط شورای نگهبان و تأييد مجدد آن به حکم رهبر جمهوری اسلامی نگاه های بيشتری را به خود جلب کرد. در نامه ای (به نقل از وب سايت) مهندس مهرعليزاده نظر شورای نگهبان را در اين خصوص فاقد وجاهت قانونی و مغاير با اصول مسلم و مصرح قانون اساسی دانست. عبارت " اقتدار. آرامش. کارآمدی" در بالای وب سايت و در کنار عکس اين نامزد انتخاباتی خلاصه ای است – هرچند نه چندان گويا – از برنامه های وی که در بخش ديدگاه و نظرات به تفصيل به آن پرداخته شده است. در "منشور انتخاباتی" آقای مهرعليزاده، استاندار سابق استان خراسان، برنامه های دولت رفاه در بخش های مختلف اقتصادی، سياست داخلی و سياست خارجی بيان شده است که برای هر بخش به طور مجزا شعاری نيز انتخاب شده است. "توسعه هويت ايرانی و تعميق فرهنگ اسلامی" شعار فرهنگی دولت رفاه اعلام شده است. همچنين است شعار "حمايت از حريم خصوصی، عدالت اجتماعی و آرامش" در بخش اجتماعی برنامه های آقای مهرعليزاده. به نقل از وب سايت رسمی او، محسن مهرعليزاده در سال ۱۳۳۵ در شهر مراغه به دنيا آمد. وی در سال ۱۳۵۳ در رشته مهندسی مکانيک دانشگاه تبريز پذيرفته شد و در سال ۱۳۶۲ فوق ليسانس خود را دريافت کرد. وی از مؤسسين جهاد سازندگی در آذربايجان شرقی، قائم مقام شرکت سايپا (۶۳-۶۱) و مديرعامل سازمان عمران کيش (۷۱-۶۹) بوده است. آقای مهرعليزاده از سال ۱۳۷۶ تا ۱۳۸۰ استاندار خراسان بوده و در حال حاضر( به نقل از وب سايت) مشغول ارايه پايان نامه دکترای اقتصاد مهندسی در دانشگاه "تيلبرگ" است. از رييس کنونی سازمان تربيت بدنی عکس های متعددی در وب سايت موجود است که از ميان آنها عکس ايشان در لباس ورزش کاراته جلب توجه بيشتری می کند! |
||
|
2
نوشته شده در شنبه چهاردهم خرداد 1384ساعت 10:9  توسط mohammad reza.t.... |
|
||
|
|
دسته بندی های سياسی جديد در ايران |
|
|
جناح بندی های سياسی در ايران، با نزديک شدن به انتخابات رياست جمهوری، شکل و سوی روشن تری پيدا کرده است. اين دوره از انتخابات نشان می دهد که ديگر دسته بندی مرسوم در ايران در مورد جناح بندی های سياسی در داخل حکومت کاربرد چندانی ندارد و ديگر نمی توان به سادگی حاکميت در ايران را به دو جناح محافظه کار و اصلاح طلب و يا چپ و راست تقسيم کرد. گرچه حتی اين نوع تقسيم بندی هم در همان سال هايی که مورد استفاده قرار می گرفت، از سوی بسياری از کارشناسان سياسی مورد انتقاد بود. چرا که آن گروه از حاکميت در ايران که به "محافظه کار" معروف شده اند، در بسياری از اعمال و ديدگاه هايشان نه تنها محافظه کار نبوده اند، که در بخش هايی تندروترين ديدگا ه ها و عملکردها را نشان داده اند. در عين حال، همين مجموعه در عملکرد و نگاه اقتصادی اش، راستگرا و مايل به بازار و اقتصاد باز معرفی شده،.در حاليکه در بين فعالان اين جناح، گروه ها و افرادی حضور داشته و دارند که از ديدگاه اقتصاد دولتی و بسته حمايت می کنند. به همين نسبت در مورد جناح "اصلاح طلب" که هر از گاهی با عنوان "جناح چپ" هم خوانده می شود، نمی توان تعاريف مرسوم در مورد گروهی با نگرش های چپ گرايانه، آنطور که در عرف بين المللی مصطلح است را به اين مجموعه اطلاق کرد. در اين طيف نيز افراد و گروه هايی با نگرش های از سنتی چپ گرفته تا مدرن راست حضور دارند و مطالبات خود را مطرح می کنند. مرزبندی ها روشن تر می شود اکنون در آستانه انتخابات، طرح مطالبات اجتماعی و سياسی بيشتر از يک سو و افزايش دامنه اختلافات و سهم خواهی در بين گروه های سياسی از سوی ديگر، سبب شده است که تصوير گرايش های موجود در ساختار حکومت در ايران روشن تر شود و امکان نام گذاری و جناح بندی به شيوه گذشته به آسانی فراهم نباشد. بيشترين اين اختلافات در جناح موسوم به "راست يا محافظه کار" که اکنون خود را "اصولگرا" می نامند، ديده می شود. شورای هماهنگی؛ به دور از اقتدار مجموعه "شورای هماهنگی نيروهای انقلاب"، نمايندگی احزاب و طيف های مشهوری چون جمعيت موتلفه، جامعه اسلامی مهندسين و اکثريت گروه ها و تشکل های سنتی جناح موسوم به راست را به عهده دارد و در آن روحانيون و افراد بانفوذی چون علی اکبر ناطق نوری، عضو ارشد جامعه روحانيت مبارز و محمدرضا باهنر از کانون اسلامی مهندسان و نايب رئيس مجلس حضور دارند. اين مجموعه با به کارگيری گروهی از حاميان سنتی جناح راست در سراسر ايران، فعاليت های انتخاباتی و تبليغاتی علی لاريجانی را به عنوان نامزد برگزيده خود، ساماندهی و هدايت می کند. شورای هماهنگی همچنين می کوشد که ديگر نامزدهای موسوم به اصولگرا را به انصراف و حمايت از علی لاريجانی به عنوان نامزد اصلح ترغيب کند. روزنامه رسالت، مهمترين تريبون مطبوعاتی اين مجموعه محسوب می شود. جامعه روحانيت؛ مشکل انتخاب نامزد "جامعه روحانيت مبارز" مشهورترين و قديمی ترين تشکل روحانی جناح موسوم به راست که سال ها رهبری و هدايت اين مجموعه را بر عهده داشته، در انتخابات امسال به دليل آن که يک عضو سرشناسش، يعنی اکبر هاشمی رفسنجانی نامزد انتخابات است و از سوی ديگر شورای هماهنگی از آقای لاريجانی حمايت کرده، دچار تشت شده و تا کنون از اعلام حمايت از يک کانديدای خاص خودداری کرده است. مجموعه طرفداران اکبر هاشمی رفسنجانی را طيف گسترده ای از فعالان انتخاباتی، با گرايش های مختلف، تشکيل می دهند. در اين طيف از "حزب کارگزاران سازندگی" که پيش از اين در زمره گروه های اصلاح طلب شناخته می شد تا حزب "اعتدال و توسعه" که گرايش نزديک به محافظه کاران داشته است و نيز گروهی از نمايندگان سابق و کنونی مجلس ديده می شوند و جمع بندی ديدگاههای آنان مشکل به نظر می رسد. آبادگران؛ بدون تشکيلات، فقط با يک سخنگو مهدی چمران، رئيس شورای شهر تهران و سخنگوی گروه آبادگران مهدی چمران، رئيس شورای شهر تهران و سخنگوی گروه آبادگران اما گروه "آبادگران" که فاقد تشکيلات سازمانی به نظر می رسد و حاصل تلاش تاکتيکی موفق جناح موسوم به راست برای شکست اصلاح طلبا ن در جريان انتخابات شورای های شهر و روستا بوده، اکنون خود سرناسازگاری با پديد آورندگانش گذاشته و با معرفی و حمايت از محمود احمدی نژاد، شهردار تهران، به عنوان نامزد مورد حمايتش سهم خود را از گروه های همسو در جناح راست جدا کرده است. اين گروه که طيف تندروتر و جوانتر جناح راست را نمايندگی می کند، در بين اعضای گروه هايی چون انصار حزب الله و تشکل های مشابه طرفدار دارد و در جست و جوی پايگاهی در بين اقشار محروم جامعه است. آقای احمدی نژاد و همفکران اش در گروه آبادگران، خودرا در پی اجرای مديريتی انقلابی و تحول گرا معرفی می کنند و می گويند با تکيه برمردم سالاری دينی و ولايت فقيه در پی حل مشکل فقر در ايران هستند. "آبادگران"، فاقد کادر تشکيلاتی رسمی و ثبت شده است و تنها مهدی چمران، رييس شورای شهر تهران را به عنوان سخنگوی خود معرفی کرده است. با اينحال برخی از نمايندگان مجلس که با عنوان آبادگر به مجلس راه يافته اند، ازتبعيت از ديدگاه آبادگران شورای شهر سر باز زده و به حمايت از ديگر نامزدهای موسوم به اصولگرا پرداخته اند. ايثارگران؛ نامزدی نظاميان با سياست اما برخلاف آبادگران، "جمعيت ايثارگران انقلاب اسلامی" ، تشکل رسمی و ثبت شده ای است که سال ها سابقه فعاليت دارد. اين گروه را مجموعه ای ازاعضای سابق سپاه پاسداران، نهادهای امنيتی و مديران ميانی سابق دستگاه های دولتی و غير دولتی و نيزافرادی از طيف تندروتر جناح موسوم به راست تشکيل می دهند و در اين انتخابات برای نخستين بار است که با حمايت از محمد باقر قاليباف، خرج خود را از ديگر گروه های رهبری کننده جناح راست جدا کرده اند. اين گروه می گويد که بر اساس ميزان مقبوليت آقای قاليباف در نظرسنجی ها از وی حمايت می کند و در پی تشکيل دولتی اصولگرا و ضد فساد است. روزنامه سياست روز، ديدگاه های اين گروه را منعکس می کند. جبهه مشارکت؛ پيشروی به سوی ياران جديد در بين جناح موسوم به "اصلاح طلبان" نيز دو گرايش عمده به چشم می خورد. جبهه مشارکت ايران اسلامی، که در حال حاضر به عنوان يکی از بزرگترين تشکل های سازمان يافته سياسی در ايران شناخته می شود، همراه با سازمان مجاهدين انقلاب اسلامی، انجمن اسلامی مدرسان دانشگاه و برخی ديگر از تشکل های اصلاح طلب، پس از رد صلاحيت شدن در جريان انتخابات مجلس هفتم، با طرح مطالباتی جديد در خصوص اصلاحات بنيادين در ساختار جمهوری اسلامی و مساله حقوق بشردر ايران با عنوان "اصلاح طلبان پيشرو" گام به ميدان مبارزات انتخاباتی گذاشته اند. جبهه مشارکت، اصلاح طلبان جوان را به خود جلب کرده است جبهه مشارکت، اصلاح طلبان جوان را به خود جلب کرده است اين مجموعه، با معرفی و حمايت از مصطفی معين به عنوان تنها نامزد حزبی اين انتخابات می کوشد با تکيه بر حقوق اقوام و اقليت های قومی و مذهبی در ايران و نيز حمايت ازنهادهای مدنی و مطبوعات آزاد، اکثريت سرخورده از اصلاحات محمد خاتمی را به سوی خود جلب کنند. "اصلاح طلبان پيشرو" همچنين می کوشند با فاصله گرفتن هرچه بيشتر از حکومت و نيز گروه های سنتی نزديک به اصلاح طلبان، نظير مجمع روحانيون مبارز و نزديک شدن به ديدگاه های گروه های ملی مذهبی و نهضت آزادی ايران، پايگاه اجتماعی گسترده تری، به ويژه در بين جوانان برای خود دست و پا کنند. روزنامه" اقبال" بيان کننده نظرات اصلاح طلبان پيشرو است. مجمع روحانيون؛ اصلاح طلبی در چارچوب موجود در سوی ديگر مجموعه موسوم به اصلاح طلبان، مجمع روحانيون مبارز قرار دارد که رسما تنها تشکل روحانی فعال درا نتخابات است و به طيف اصلاح طلبان سنتی – حکومتی مشهور شده اند. اين گروه که مجموعه ای از روحانيون باسابقه در جمهوری اسلامی را تشکيل می دهند، در انتخابات رياست جمهوری، با حمايت از مهدی کروبی، دبيرکل خود، می کوشد در عين تاييد ساختارهای کنونی قدرت در ايران و آنچه آن را "تعامل با رهبری جمهوری اسلامی" می خواند، رای دهندگان را به سوی نامزد خود فرابخواند. اين گروه اميدوار به کسب بيشتر آرا در غرب ايران، به ويژه ناحيه لرستان، است. روزنامه آفتاب يزد نظرات اين مجموعه را بيان می کند. به دنبال گروه های قومی اما از دو نامزد ديگر انتخاباتی، يعنی محسن رضايی و محسن مهرعليزاده، در دو جناح عمده محافظه کار و اصلاح طلب، گروه سياسی عمده ای حمايت نکرده است و اميد اين دو نامزد به جلب حمايت در مناطق قومی مختلف است. |
||
|
2
نوشته شده در شنبه چهاردهم خرداد 1384ساعت 10:7  توسط mohammad reza.t.... |
|
||
|
|
15روز به انتخابات: اعتراض به شعارهای در و ديوار |
|
|
محمدرضا خاتمی، يار انتخاباتی مصطفی معين، آن گونه که ستاد تبليغاتی معين اعلام کرده، عصر ديروز در شهر همدان مورد حمله مخالفانش قرار گرفته که به محل سخنرانی او در باشگاه فرهنگيان اين شهر "يورش برده اند". آن گونه که ستاد معين اعلام کرده، سخنرانی محمدرضا خاتمی "در هياهوي شعارها و اغتشاش ناشي از حضور گروههاي فشار" ايراد شده و اين "گروههای فشار" تا پايان سخنرانی محمدرضا خاتمی همچنان سعی داشتند جلسه را برهم بزنند اما در اين ماجرا به کسی صدمه وارد نيامده است. محمدرضا خاتمی در همان مکانی سخنرانی کرده که سه سال پيش، هاشم آغاجری در آن ديدگاههای دينی اش را مطرح کرد و با حکم اعدامی مواجه شد که دادگاهی در همدان عليهش صادر کرد. بازهم بنابر گزارش ستاد انتخاباتی مصطفی معين، يار انتخاباتی او پيش از آنکه به همدان برود در قزوين نيز با افرادی مواجه شده بوده که با تجمع در جلوی محل سخنرانی اش، وضعيت تالار سخنرانی را به هم زدند و اجازه تمام کردن سخنرانی را به او ندادند. آن گونه که در اين گزارش آمده، بعد از اتمام سخنرانی محمدرضا خاتمی، يكي از برگزاركنندگان جلسه قصد خواندن سرود "يار دبستانی من" را داشته که فرد ديگری ميكروفون را از دست او می گيرد و پرتاب می كند و يك نفر ديگر نيز گلهايی را که جلوی جايگاه سخنرانی محمدرضا خاتمی چيده شده بوده است به بيرون می اندازند. در اين ميان، ستاد تبليغاتی محسن رضايی در استان گلستان خبر داده که ساعت دوازده و بيست دقيقه ديشب، بيلبورد تبليغاتی آقای رضايی در خيابان ولی عصر شهر گرگان که پررفت و آمد ترين محل اين شهر محسوب می شود به آتش کشيده شده است. رئيس ستاد انتخاباتی محسن رضايی در استان گلستان، عاملان اين حادثه را اغتشاشگر خوانده و گفته که اين اتفاق زمانی افتاده که خودروهای گشت پليس ۱۱۰ و همچنين تعدادی از اعضای ستاد بزرگداشت سالگرد درگذشت آيت الله خمينی در حال نصب پلاکارد در محل حادثه حضور داشت. به گفته وی، فرمانده پاسگاه نيروی انتظامی محل خود را مسئول پيگيری و تعقيب اين گونه اقدامات ندانسته و گفته: "به ما دستور حفاظت از ستادها و پلاکاردهای تبليغاتی کانديداها را نداده اند". ستاد انتخاباتی مصطفی معين همچنين اعلام کرده که صداوسيما از پذيرش مصطفي تاجزاده، عضو شورای مركزی جبهه مشاركت برای شرکت در برنامه انتخاباتی که در بخش خبری ساعت ده و نيم شب شبکه دوم سيما پخش می شود خودداری کرده است. در اردوگاه هواداران هاشمی رفسنجانی نيز، ستاد انتخاباتی او با صدور اطلاعيه ای به اهداف و نحوه برگزاری ميزگردهای انتخاباتی تلويزيونی، بويژه برنامه گفتگوی ويژه شبکه دوم سيما اعتراض کرده است. در اين اطلاعيه ادعا شده که روند برگزاری گفتگوهای انتخاباتی تلويزيونی به شکلی است که شرکت کنندگان به جای آنکه از برنامه نامزد مورد نظر خود دفاع کنند، او را زير سؤال می برند و به تخريب دستاوردهای ۲۶ساله حکومت جمهوری اسلامی و برخی نامزدهای خاص می پردازند. ستاد انتخاباتی هاشمی رفسنجانی نوشتن شعار عليه نامزدهای انتخاباتی در اماکن شخصی و معابر عمومی را تقبيح کرد. ستاد انتخاباتی هاشمی رفسنجانی همچنين به نوشتن شعارهای تبليغاتی بر در و ديوار اعتراض کرده است. محمود احمدی نژاد در مسجد آيت الله بروجردی شهر کرمانشاه انتقادات شديدی عليه رقيب خود، هاشمی رفسنجانی مطرح کرده اما از او تنها با عنوان "آن آقا" ياد کرده است، بدون اينکه نامش را به ميان بياورد. احمدی نژاد انتقاداتی عليه برنامه های اقتصادی هاشمی در دوران رياست جمهوری اش مطرح کرده و گفته: "بعضيها آنقدر فرصت طلبند که اگر يک لحظه غفلت کنيم، آش را با جايش می برند". او سپس پرسيده: "آيا چنين کسانی برای حفظ ثروت خود با خريد رسانه، روزنامه، استخدام نويسنده و حتی تحليلگر و چاپ آگهيهای تبليغاتی و بيلبوردهای آن چنانی و چاپ پوسترهای رنگی در تيراژ چندين ميليون نسخه و به طور خلاصه، هزينه های ميلياردی در سياست و زندگی مردم دست اندازی نخواهند کرد؟". محمود احمدی نژاد خودش را نيز محقق و مديری توانمند و پاک معرفی کرده که دستش آلوده به ثروتهای نامشروع نيست و پرسيده آيا چنين فردی می تواند با صاحبان چنين سرمايه هايی رقابت کند؟ يکی از دانشجويانی که در سخنرانی آقای احمدی نژاد حاضر بوده از او پرسيده آيا با سعيد امامی و وزارت اطلاعات همکاری داشته است يا نه و پاسخ شنيده که: "همان رئيس جمهور مخلوعی که با لباس زنانه کشور را ترک کرد و به يک کشور اروپايی پناهنده شد، اخيراً به جمع تخريب کنندگان من پيوسته و با حضور در تلويزيونهای ماهواره ای، ادعاهای مضحکی مطرح کرده است والا مردم می دانند زندگی و سابقه من کاملاً روشن است، حتی يک روز هم با وزارت اطلاعات همکاری نکرده ام". در اين ميان، انجمن روزنامه نگاران مسلمان که از تشکلهای حامی محافظه کاران به شمار می رود با صدور بيانيه ای اعلام کرده که نگرانی جريانهای اصولگرا از اينکه نامزدهای اين جريان خواهان وحدت نيستند همچنان ادامه دارد و "متأسفانه با يک استثنا که در همه شرايط آمادگی خود را برای وحدت اصولگرايی اعلام داشته، همه مکانيسمهای وحدت اصولگرايانه به دلايلی غيرقابل پذيرش به بن بست برخورده است". اين انجمن خود را بازتاب دهنده افکار عمومی اصولگرايان خوانده و طی "سخنی صريح" با نامزدهای اصولگرا برای آخرين بار از آنان خواسته است بسوی مسير وحدت بازگردند. در بيانيه انجمن آمده که در صورت شکست اصولگرايان در انتخابات هيچ بهانه ای پذيرفتنی نيست و نامزدهای اصولگرا بايد "از بابت نامراديها و یأسهای پديد آمده به مؤمنان اصولگرا و تاريخ انقلاب اسلامی پاسخ گويند". به نظر می رسد در اين بياينه، منظور از نامزد اصولگرايی که "در همه شرايط آمادگی خود را برای وحدت اصولگرايی اعلام داشته"، محسن رضايی باشد که يک روز پيش از صدور اين بيانيه خبر داده بود که پس از آنکه نامزدها و احزاب اصولگرا پيمانی را که با عنوان "ميثاق چهار" در مورد به وحدت رسيدن بر سر يک نامزده بسته بودند نقض کردند، وی حرکت تازه ای برای وحدت اصولگرايان آغاز کرده است. محسن رضايی در گفتگو با خبرنگاران در تبريز گفته که بنابر ميثاق چهار، قرار بود چهار نامزد اصولگرای رياست جمهوری تا دوازدهم خرداد (يعنی ديروز) به صورت جدی در رقابتهای انتخاباتی حضور داشته باشند و سپس، نامزد مورد اجماع بر اساس نظرسنجی تعيين شود، اما زمانی که احمد توکلی در نيمه ارديبهشت به نفع علی لاريجانی کنار رفت و دو گروه جمعيت ايثارگران و آبادگران نيز عملاً ميثاق چهار را نقض کردند، ديگر چيزی از ميثاق ائتلاف چهار، باقی نماند. علی لاريجانی، ديگر نامزد اصولگرا مورد حمايت جمعی از دانشجويان دانشگاههای اصفهان قرار گرفته که با صدور بيانيه ای او را مصداق آن مدير نشاط و دارای مديريت جوانانه ای خطاب کرده اند که آيت الله خامنه ای به عنوان ويژگی رئيس جمهور آينده از آن ياد کرده است. |
||
|
2
نوشته شده در شنبه چهاردهم خرداد 1384ساعت 10:5  توسط mohammad reza.t.... |
|
||
|
|
ايران در هفته ای که گذشت: 13 خرداد |
|
|
با نزديک شدن زمان برگزاری نهمين دوره انتخابات رياست جمهوری، اين موضوع به مهم ترين مساله خبری در ايران تبديل شده و عملا ساير تحولات و رويدادها را تحت الشعاع خود قرار داده است. در ابتدای هفته، مصطفی معين، نامزد مورد حمايت شماری از اصلاح طلبانی که از خود به عنوان اصلاح طلبان پيشرو ياد می کنند، با انتشار بيانيه ای اعلام کرد که با تاييد صلاحيتش از سوی شورای نگهبان در پی نامه آيت الله علی خامنه ای، رهبر جمهوری اسلامی در عرصه رقابت حاضر خواهد شد. اين موضع گيری در پی کشمکش های بسيار به ويژه در اين باره که آيا نامه آيت الله خامنه ای را می توان حکم حکومتی دانست يا نه، صورت گرفت. در اين ميان، ديگر کانديداها نيز در طول هفته بر حجم و شدت فعاليت های تبليغاتی خود افزودند و از جمله با سفر به نقاط مختلف کشور، حضور در برنامه های راديو و تلويزيونی و انتشار برنامه ها و ديدگاه های خود کوشيدند ضمن ترغيب مردم به شرکت در انتخابات، توجه آنان را به سوی خود جلب کنند. در متن فعاليت های انتخاباتی، اعتراضاتی نيز صورت گرفت. از جمله در پی جلوگيری از شرکت چند چهره شاخص ستاد انتخاباتی آقای معين در برنامه های تلويزيونی، هواداران وی هشدار دادند که در صورت ادامه همين روند، دست به تحصن در مقابل مراکز صدا و سيما خواهند زد و از رسانه های ديگر از جمله برنامه های ماهواره ای استفاده خواهند کرد. در رويدادی ديگر، شماری از فعالان سياسی زن در اعتراض به رد صلاحيت همه زنانی که داوطلب نامزدی رياست جمهوری شده بودند، در مقابل ساختمان نهاد رياست جمهوری تجمع کردند و خواستار حذف قوانين به گفته آنان زن ستيز شدند. انتخابات، زندانيان سياسی را آزاد می کند؟ در متن مباحث داغ انتخاباتی، روز دوشنبه اکبر گنجی، روزنامه نگار زندانی برای آنچه انجام معالجات پزشکی خوانده شده، از زندان آزاد شد. وی پيش از آزادی دست به اعتصاب غذا زده بود و بعد از آزادی نيز تاکيد کرد که در زندان به بيماری های مختلفی مبتلا شده است. آقای گنجی پس از آزادی، در نشستی مطبوعاتی در جمع خبرنگاران گفت که در زندان مورد تبعيض بوده، اما اين شرايط موجب نشده که وی ديدگاه هايش را تغيير دهد. وی در عين حال به پرسش های متعدد خبرنگاران درباره انتخابات رياست جمهوری پاسخ نداد و گفت که نظرش را در متنی به نام مانيفست دوم منتشر کرده است. آقای گنجی در آن متن، به صراحت خواستار تحريم انتخابات شده بود. در اين ميان، روز سه شنبه در پی تحصن شماری از فعالان ملی- مذهبی و نهضت آزادی در مقابل دفتر آيت الله محمود هاشمی شاهرودی، رييس قوه قضاييه، احتمال آزادی تقی رحمانی، هدی صابر و رضا عليجانی، سه زندانی ملی- مذهبی نيز افزايش يافت. در پی اين تحصن، و در رويدادی کم سابقه، ابراهيم يزدی، عزت الله سحابی و عمادالدين باقی، به عنوان نمايندگان متحصنين با عبدالرضا ايزد پناه، معاون آقای شاهرودی ديدار و پس از آن اعلام کردند که مسسئولان قوه قضاييه موافق آزادی هر سه زندانی هستند. با اين همه، به دليل آنچه در سفر بودن رييس قوه قضاييه خوانده شده، به رغم اميدواری هايی که ايجاد شده بود، تا پايان هفته خبری از آزادی سه زندانی ملی- مذهبی و يا ديگر زندانيان سياسی منتشر نشد. متحصنين در عين حال اعلام کرده اند که در صورت عدم آزادی سه زندانی ملی- مذهبی با انتشار فراخوانی خواستار تحصنی عمومی خواهند شد. مذاکرات هسته ای و پذيرش بيست و دومين درخواست همزمان با اين رويدادها، مباحث مربوط به پرونده فعاليت های هسته ای ايران نيز همچنان ادامه يافت. اوايل هفته گذشته، حسن روحانی پس از پايان مذاکراتش با وزيران امور خارجه آلمان، بريتانيا و فرانسه گفت اروپا خواستار مهلتی چهار ماهه برای تدوين طرحی جامع برای همکاری با ايران شده، اما جمهوری اسلامی احتمالا تنها با فرصتی دو ماهه موافقت خواهد کرد. از سوی ديگر، جورج بوش رييس جمهوری آمريکا، با ابراز خوش بينی نسبت به مذاکرات هسته ای ايران و اروپا، بار ديگر تاکيد کرد که ديپلماسی، بهترين راه برای حل مشکل برنامه های اتمی جمهوری اسلامی است. اين اظهارات در حالی عنوان شد که سازمان تجارت جهانی سرانجام مذاکره با ايران برای بررسی امکان عضويت اين کشور را پذيرفت. با وجود اين، آمريکا در پنج سال گذشته، 21 بار درخواست بررسی عضويت ايران در سازمان تجارت جهانی را وتو کرده بود و به نظر می رسد که عدم مخالفت مجدد با اين درخواست، به منظور کمک به مذاکرات هسته ای و تشويق ايران برای کنار گذاشتن برنامه های اتمی اش انجام گرفته است. |
||
|
2
نوشته شده در شنبه چهاردهم خرداد 1384ساعت 10:3  توسط mohammad reza.t.... |
|
||
|
|
گنجی به معين: افرادی را جمع کنيد که حاضر به زندان رفتن باشند |
|
|
اکبر گنجی به مصطفی معين توصيه کرد زبان کسانی باشد که حذف شده اند مصطفی معين کانديدای اصلاح طلبان در انتخابات رياست جمهوری، دوشنبه شب به ديدار اکبر گنجی، روزنامه نگار و منتقد نظام جمهوری اسلامی رفت که از پنج سال پيش در زندان بسر می برد و اين هفته به مرخصی آمده است. مصطفی معين يکی از پزشکان معالج اکبر گنجی نيز هست، اما آنطور که ايسنا، خبرگزاری دانشجويان ايران گزارش داده، اين ملاقات عمدتا حول محور انتخابات رياست جمهوری متمرکز بوده است. اکبر گنجی که چند سال قبل، از داخل زندان با انتشار مجموعه ای تحت عنوان "مانيفيست جمهوری خواهی" مدعی شده بود نظام جمهوری اسلامی برخلاف آنچه اصلاح طلبان داخل حاکميت می گويند قابليت اصلاح پذيری ندارد، در هفته های اخير قسمت دوم اين مجموعه را منتشر کرد و طی آن ضمن تحريم انتخابات رياست جمهوری مردم را نيز تشويق به عدم مشارکت در اين انتخابات کرد. ما يک مصدق می خواهيم، اگر نباشد، کاری صورت نمی گيرد، بايد ايستاد و مقابله کرد اکبر گنجی به گزارش ايسنا، آقای گنجی که دچار بيماری تنفسی شده، در اين ديدار گفته "شايد از هر ۳۰۰ نفر در زندان، ۲۹۰ نفر سيگاری هستند و مواد مخدر در زندان خيلی گسترده است. فضای داخل بندها بسته است، هوا جريان مناسبی ندارد، آفتاب نيست، لذا بيماريهای تنفسی شايع است. يا بلااستثناء هرکس می آيد پس از مدتی بيماری کمر میگيرد، مثل اميرانتظام، زرافشان، قاضيان و بقيه." آنطور که ايسنا گزارش داده، ديدار آقای معين و گنجی پس از دقايقی صحبت درباره وضع زندان و زندانيان سياسی و مقايسه اوضاع زندان های ايران با زندان های کشورهايی مانند بلوک شرق سابق از سوی اکبر گنجی، به بحث از انتخابات رياست جمهوری منتهی شده و آقای گنجی، که اين انتخابات را تحريم کرده است، به آقای معين گفته: "ما که نظراتمان با ديگران متفاوت است، ولی شما که به ميدان آمده ايد، بايد کمی (مواضعتان را) راديکالش کنيد." "يک مصدق می خواهيم" اکبر گنجی در تشريح نظراتش افزوده: "به هر حال ما يک مصدق می خواهيم، اگر نباشد، کاری صورت نمی گيرد، بايد ايستاد و مقابله کرد." اين روزنامه نگار منتقد جمهوری اسلامی که اصلاح طلبان داخل حاکميت نيز از لبه تيز انتقاداتش در امان نبوده اند، افزوده: "بالاخره به نظرم آقای خاتمی هيچ جا روی حرفش نايستاد. وقتی دکتر يزدی را چند وقت پيش ديدم، گفت چه نظری داريد؟ گفتم: تحريم؛ شما چه؟ گفت شرکت مشروط. ولی شروطشان محقق نشد. گفتند اگر رد صلاحيت کنند؛ اما مشخص بود که رد میشود، همين مواضع در دوستان خودشان هم اختلاف انداخت. منظورم اين است که سياستمدار بايد اصولگرا باشد." روش هايمان کاملا مسالمت آميز است، اما بايد محکم بايستيم و هزينه هم بدهيم. لازم نيست که کسی ديگر بيايد و برای ما کاری کند. ما خودمان بايد حرکت کنيم. آنها هم که بيايند برای خودشان می آيند نه برای ما؛ ما به آمريکا کاری نداريم. همه خطاها را هم با هم کرده ايم و نتيجه اش به همگی برمی گردد اکبر گنجی مصطفی معين که صلاحيت او نيز ابتدا توسط شورای نگهبان رد شد و پس از دخالت آيت الله خامنه ای به جمع نامزدها پيوست، در پاسخ اکبر گنجی گفت: "من هم گفته ام که اصولگراترين کانديداها هستم. در وضعيت پيش آمده، شرايط ايجاب می کند که بايستيم ... پس از اعلام تاييد صلاحيتم راحت تر بودم که کنار بکشم اما نتوانستم خود را مجاب کنم که از مسئوليت اجتماعی شانه خالی کنم و در خانه بنشينم، بنابراين ايستادگی را در شرکت ديدم." اکبر گنجی نيز در واکنش به اين اظهارات گفت: "پيشنهاد من اين است که سخنگوی بخش محذوف (حذف شده) جامعه شويد." کسانی که به عقيده اکبر گنجی بسيارند كه سرخورده شده اند و در اين 25 سال گذشته به آنها ظلم شده و سخنگو ندارند. مصطفی معين پرسيده که: "به نظر شما بهترين انگيزه آنها برای انتخابات چه می تواند باشد؟" اکبر گنجی نيز در پاسخ گفته است: "سخنگوی آنها شويد و پای آن بايستيد... اگر مصدق، مصدق شد، برای اين بود که جلوی مخالفانش ايستاد. من می گويم دموکراسی بدون خشونت اما با هزينه." معين نيز گفت: "يک نفر شايد بالاخره نتواند، اما اگر يک جمعی بخواهند، حتما میتوانند. اصل ما بر ايستادگی و استقامت است. اگر معيار وجود داشته باشد، انشاءالله میايستند." گنجی سپس در پاسخ به اين اظهار نظر مصطفی معين که گفت "اصل ما بر ايستادگی و مقاومت است"، خاطرنشان کرد: "بسياری از دوستان را می شناسم که به نظرم اين تيپی نيستند، مشاورانی هستند که شما را به محافظه کاری وامی دارند. بسياری از اين دوستان چه قبل و چه بعد از سال ۱۳۷۶ هرکاری خواستيم بکنيم، مخالف بودند، ان شاءالله که با شما چنين نکنند و به شما کمک کنند. ما برای شما آرزوی موفقيت می کنيم." وی با انتقاد از عمکلکرد اصلاح طلبان درون حاکميت در 8 سالی که از پيروزی آنها در انتخابات رياست جمهوری می گذرد و با متهم کردن آنها به عدم ايستادگی گفت: "آقای حجاريان میگفت فتح سنگر به سنگر، اما ما (جنبش اصلاح طلبی) عقب نشينی سنگر به سنگر می کرديم." وی در عين حال خاطرنشان کرده که "روش هايمان کاملا مسالمت آميز است، اما بايد محکم بايستيم و هزينه هم بدهيم. لازم نيست که کسی ديگر بيايد و برای ما کاری کند. ما خودمان بايد حرکت کنيم. آنها هم که بيايند برای خودشان می آيند نه برای ما؛ ما به آمريکا کاری نداريم. همه خطاها را هم با هم کرده ايم و نتيجه اش به همگی برمی گردد." اکبر گنجی در عين حال به مصطفی معين توصيه کرد: "افرادی را دورتان جمع کنيد که حاضر به زندان رفتن باشند." |
||
|
2
نوشته شده در شنبه چهاردهم خرداد 1384ساعت 10:2  توسط mohammad reza.t.... |
|
||
|
|
نامه به رهبر جمهوری اسلامی ايران |
|
|
احمد قابل به نقل از ايران امروز بدون ويرايش سهشنبه ١٠ خرداد ١٣٨٤ بسمالله الرحمن الرحیم ادع الی سبیل ربّک بالحکمة و المو عظة الحسنة ، و جادلهم بالّتی هی احسن جناب آیةالله سید علی خامنهای ، با سلام و احترام. چهاردهم خرداد ، پایان شانزدهمین سالی است که حکومت ایران با تمامی سازو کارهای لازم ، تحت رهبری و مدیریت مطلقهی شما بوده است. ٢ سال عضویت در شورای انقلاب ، مجلس و نمایندگی رهبری در شورای عالی دفاع ، ٨ سال ریاست جمهوری و ١٦ سال رهبری ، مسئولیت تمامی اوضاع کنونی کشور را در مرتبهی اول بر دوش شما و در مرتبهی دوم بر دوش آقای هاشمی رفسنجانی میگذارد ( ٩ سال رئیس مجلس ، ٨ سال رئیس جمهور ، ٨ سال رئیس مجمع تشخیص مصلحت ). مدیریتی که به سبب آن ، کشور در آستانهی اتفاقات تعیین کننده و خطیری قرار گرفته که سر نوشت همه را شدیدا تحت تاثیر قرار میدهد و ملک و ملت را در دو راهی موجود ، یا به سلامت رهنمون میشود و یا اندوختهی سالیان دراز رنج و کوشش و سرمایه گذاری مادی و معنویشان را به تاراج بیگانگان و تروریستهایی از سنخ القاعده میدهد. گزینش ریاست جمهوری در چنین شرایطی ، حکم « رفراندومی » را پیدا کرده است که از میان چهار گزینهی ؛ « نفی جمهوری اسلامی ، تغییر ساختار کلی قدرت در قانون اساسی ، قرائت استبدادی از قانون اساسی و حفظ وضع غیر دموکراتیک موجود ، اصلاحات بنیادی و کارساز و محدودیت همهی قدرتمندان در چارچوب قانون اساسی با قرائت و رویکردی علمی و دموکراتیک » یکی بر کرسی واقعیت مینشیند. واقعیتی که در شرایطی ناعادلانه ، غیر آزاد و غیر دموکراتیک شکل گرفته و میگیرد و پیشاپیش به اعتبار آن صدمهی جبران ناپذیری خورده است. با همهی این نابسامانیها و رفتارهای ناعادلانه ، اگر اکثریت ملت ایران به پای صندوق رأی بروند ، یکی از گزینههای سوم یا چهارم را برخواهند گزید و اگر از رأی دادن امتناع کنند ، یکی از دو گزینهی نخست رأی خواهد آورد. این داوری ، برآیند حقیقتی است که در ایران میتوان به آن رسید ، چرا که هم شما و اقتدارگرایان حامی شما سخن از « لزوم و وجوب شرکت » به میان میآورید و هم مخالفان شما گزینههای « لزوم شرکت و رأی دادن به اصلاحات » یا « لزوم عدم شرکت و تحریم » را تبلیغ کرده و میکنند. وضعیت شکننده و خطر ناک موجود ، البته ناشی از اختیار و انتخاب شما و یاران و همراهان صادق و غیر صادق شماست که در طول ٢٦ سال تسلط بر قدرت ، شکل گرفته و میرود که به تصمیمی سرنوشتساز ( که یا به « خیانت » میانجامد و یا به « فداکاری و از خود گذشتگی ضروری » اما به یاد ماندنی ) منتهی شود. میخواهم برای یاد آوری ، چند نکتهی تاریخی را یاد آور شوم که در پدید آمدن این دو راهی خطیر ، برجستگی بیشتری از سایر نکات دارد و برخی از آنها کمتر مورد توجه سیاستمدارانی قرار گرفته که خطر تذکر به شما را به جان خریده و معمولا مواردی از اقدامات شما و منصوبان شما که بر خلاف قانون و یا خلاف شرع بوده است را کم و بیش تذکر دادهاند. این مواردی که بر میشمارم ، علاوه بر تذکراتی است که دیگر ناصحان مشفق ، از باب « فذکر ان الذکری تنفع المؤمنین » در فرصتهای مختلف علنی یا مخفی به شما یاد آوری کردهاند. شاید خدای سبحان در این بیان ، تأثیری مثبت گذارد و در تصمیم صحیح ، به شما یاری رساند. ١- همهی آدمیان در زندگی گذشتهی خویش ، کم یا بیش ، خطاهایی داشتهاند. چه در اندیشه و چه در عمل. خطای بزرگ روحانیت ما این بود که بدون دانش « مدیریت » مدعی « حکومت » شد و با سرمایهای به نام « فقه » که در جای خود ارزشمند است و به گفتهی مرحوم آیةالله محمد حسین غروی اصفهانی ( معروف به کمپانی ) ؛ « هیچ ارتباطی به ریاست حکومت و نظام و مدیریت ندارد » ، نامزد ریاست و سیاست شده و بر ارکان قدرت مسلط شد و « ولایت مطلقه » را طلب کرد. ولایتی که با قرائت رایج در بین اصحاب قدرت ، نه امکان منطقی داشت و نه عملی و علمی بود ، ولی در برخی زمینهها ، مصداق « آش نخورده و دهان سوخته » شد ، هرچند در برخی زمینههای منفی ، چهرهای ناپسند از آن پدیدار شد که در ادامه به برخی از آنها اشاره میکنم. البته در سال آخر عمر ، مرحوم بنیانگذار جمهوری اسلامی نیز به این نکته واقف شد و با صراحت اعلام کرد که در امر حکومت ؛ « فقه مصطلح ، کفایت نمیکند ». یعنی در برخی زمینهها ، به همان نتیجهای رسید که مرحوم کمپانی به آن رسیده بود. ٢- از آغاز جمهوری اسلامی ، حکومت ایران در صحنهی سیاست داخلی ، به دام خشونتطلبان افتاد و چهرهی « اسلام » با غبار خشونتهای غیر اصولی و اعدامهای مکرر و تصمیم به حذف و هتک مخالفان سیاسی و اعتقادی ( از جبههی ملی و نهضت آزادی تا مجاهدین خلق و مارکسیستها ) همراه شد و به جای « همزیستی و تحمل و مدارا با مخالفان » که توصیهی عقل و شرع بود ، قیچی دو دم « مخالفان مسلح خشونت طلب ، همچون مجاهدین خلق و فدائیان خلق و احزاب مسلح کرد و عرب و ترکمن و بلوچ از یک سو و دستگاههای اطلاعاتی و قضائی به شدت کم تجربه و یا بیتجربه و جوانان احساساتی و خشن مسلط بر این دستگاهها از سوی دیگر » کشور و نظام حاکم بر آن را به سوی درهای عمیق و هولناک از کینه و انتقام و جنگ طلبی و بیاعتمادی مطلق ، سوق داد. کشور از سوی دو نیروی مخالفان مسلح انقلاب اسلامی و برخی حامیان مسلط بر قدرت ، که وجه مشترک آنان « اسراف در قتل و خون ریزی » بود ، به وادی خشونت بیمهاری کشیده شد که حاصل آن ، کشتار هزاران نفر از سرمایههای انسانی بود که بسیاری از آنان «جرمی در حد قتل » نداشتند و به ناحق کشته شدند ، برخی از سوی مخالفان حکومت و بسیاری از سوی حامیان خشونت طلب حکومت. ملت ایران هرگز از یاد نخواهد برد که در دو طرف قضیه ، افرادی قرار داشتند که در تصمیم گیری نسبت به سلب « حق حیات » دیگران و گرفتن جان آنان شدیدا اسراف کردند و اساسا هیچ ارزشی برای « انسانیت انسان » قائل نبودند و به راحتی ، دستور قتل و خونریزی مخالفان خود را صادر کرده و یا خود اقدام به کشتن آنان میکردند. گویی « جانی بالفطره » بودند و از جنایتکاری لذت میبردند. نقش شما در این میان ، چه در هنگامی که به مراجعان خود از پاسداران انقلاب در خراسان توصیه میکردید که ؛ « خان ستمگری از اهالی بجنورد را بدون ارجاع به دادگاه انقلاب و گرفتاری در پیچ و خم آن ، اعدام کنند و از شرش راحت شوند » و چه در هنگامهی « محاکمه و اعدام دوست و همراه و همفکر سابق شما ، مرحوم شیخ حبیبالله آشوری ، به اتهام ارتداد » که سکوت کردید و شاهد جان باختن فردی شدید که به جرم انتشار کتاب « توحید » و اصرار و شهادت آقایان ؛ شیخ ابوالقاسم خزعلی ( عضو سابق شورای نگهبان ) و شیخ محمد تقی مصباح یزدی ، مبنی بر کفر آمیز بودن مطالب و مرتد بودن نویسندهی آن کتاب ، اعدام شد. وجدان شما بهتر از هرکسی گواهی میدهد که در جلسات متعدد و تلاشهای مکرر و نا موفق دوستان مشهدی و خراسانی برای آشتی دادن شما با مرحوم آشوری ( پیش از پیروزی انقلاب )، سخن اصلی شما این بود که « مطالب کتاب توحید ، از من است که این آقا به نام خودش چاپ کرده است ». شگفت انگیز نیست که از دو نفر با یک دیدگاه ، یکی اعدام شود و دیگری تکریم؟!! یکی شایستهی « گور » باشد و دیگری شایستهی « رهبری نظام اسلامی ». البته از دهها نفری که از چند و چون این ماجرا باخبراند ، هنوز تعداد بسیاری زندهاند و هنوز وجدان بیدارشان این حقیقت را گواهی میدهد. کاش این شهادت را در دادگاه مرحوم آشوری و نزد دوستان خود ( آقایان خزعلی و مصباح ) نیز میدادید تا یک روحانی زاهد و فقیر و معتقد به خدا و رسول ( ولی مخالف شما ) مظلومانه کشته نمیشد و همسر و فرزندانش بیسرپرست و یتیم نمیشدند. البته کم نیستند کسانی که سخنان پر شور شما در مسجد امام حسن (ع) را در مشهد و قبل از انقلاب را به یاد دارند که پس از قرائت آیهی ؛ « و نرید ان نمن علی الذین استضعفوا فی الأرض ، و نجعلهم ائمة و نجعلهم الوارثین » با صدای بلند ، فرمودید: « ماتریالیسم تاریخی ، آقا ، ماتریالیسم تاریخی »!!! جناب آقای خامنهای ، این رویکردهای نظری متفاوت با آنچه اکنون به آن رسیدهاید ، حق شماست. ولی آیا اگر از اعدام مرحوم آشوری جلوگیری میکردید ( با فرض اینکه تصورات او خطا بوده باشد ) آیا امکان منطقی تغییر رأی و رسیدن به حقیقت برای او وجود نداشت؟! چرا باید شما این فرصت را داشته باشید ولی دیگری از این فرصت محروم بماند؟ آیا از نظر شما ، مرحوم آشوری مستحق اعدام بود؟!! آیا این خون به ناحق ریخته شده و خون صدها بیگناه دیگر در اعدامهای سیاسی و امنیتی دادگاههای انقلاب در سالهای ٦٠ تا ٦٨ ، سرنوشت خطیر امروز را رقم نزده است؟ در فرهنگ دینی ما آمده است که ؛ « الحجر الغصب فی الدار رهن علی خرابها = سنگ غصبی در یک بنا ، گروی خرابی آن است ». و این مضمون از پیامبر خدا (ص) نقل شده است که ؛ « الملک یبقی مع الکفر ، و لایبقی مع الظلم = حکومت با کفر میماند ولی با ظلم وستم نمیماند ». آیا این رویکردهای مسرفانه نسبت به قتل و اعدام مخالفان ، منجر به هیچ ظلمی از جانب حاکمان جمهوری اسلامی نشده است و اگر شده است ، چه کسی جز مرتکبان این ظلمها را میتوان به « براندازی نظام » متهم کرد؟!! نگویید که در زمان حکومت علی (ع) نیز از این گونه اتفاقات میافتاد ، چرا که علی (ع) به محض اطلاع از ستم کارگزارانش ، از مردم عذر خواهی کرده و مجرمان را متناسب با جرمشان کیفر داده و در مواردی نیز از کار بر کنارشان کرده است. آیا در این ٢٦ سال نیز اینگونه عمل شده است؟!! ٣- در دوران رهبری شما ( ١٦ سال ) ستم دستگاههای قضائی و شبه قضائی و اطلاعاتی و امنیتی بیش از گذشته فزونی گرفته است و قانون شکنی و قانون گریزی در آنها به یک روند ، تبدیل شده است. مخالفان سیاستهای شما ، شدیدا سرکوب شده و با محرومیتهای مختلف از حقوق فردی و اجتماعی مواجه بودهاند. به نمونههایی از آن تذکر میدهم ؛ الف ) ترورهای مخالفان سیاسی و اعتقادی در داخل و خارج کشور ادامه یافته است. برای نمونه به قتل برخی کشیشها ، فعالان سنی مذهب ، و دگر اندیشانی چون سعیدی سیرجانی اشاره میکنم. ب ) برخوردهای نامشروع و غیرقانونی با علما و مراجع مخالف سیاستهای شما درحوزهها از قبیل آقایان ؛ سید حسن قمی ، سید صادق روحانی ، مرحوم سید محمد روحانی ، مرحوم سید محمد شیرازی و... ادامه یافت و این آقایان با حصر دراز مدت یا محرومیتهای مختلف اجتماعی و سیاسی روبرو بودهاند. گرچه در این اواخر ، یکی دو نفر از آنان آزادی مختصری پیدا کردهاند ولی برخی دیگر تا زمان مرگ ، مورد تعرض دستگاههای امنیتی و قضائی شما قرار داشتند. پ ) برخوردهای خشن و غیر قانونی و غیر اخلاقی با آیةالله منتظری و منسوبان و اماکن مربوط به ایشان از سوی ارگانهای شبه قضائی و امنیتی رسمی و منسوب به شما و هتک حیثیت ایشان از جانب شخص شما در بیانات و جلسات مختلف و « حصر غیر قانونی پنج سال و اندی ایشان » و بیتوجهی مکرر شخص شما در این خصوص به راهنماییهای دلسوزان و بزرگان. به یاد آورید که در پاسخ برخی پیشنهادات مبنی بر رفع حصر از ایشان ، با تأکید گفته بودید: « تا من زندهام ، ایشان باید در حصر بماند » !!! هنوز هم اموال و املاک شخصی ایشان و بستگانشان در قم و مشهد ، در تصرف غاصبانهی دادگاه ویژه و سپاه پاسداران است و موقوفاتی که ایشان متولی خاص آنها است در تصرف غاصبانهی دیگران است. ت ) سریال قتلهای زنجیرهای و اظهارات عجیب شما پس از قتل مرحوم فروهر و اسکندری ، بدون آنکه تسلیتی به بازماندگانشان بگویید و شتاب بیش از حد شما در انتساب بیدلیل آن اتفاقات فجیع به « استکبار جهانی و اسرائیل » و محکوم کردن کسانی که انگشت اتهام را به سوی نهادهای حکومتی نشانه میگرفتند ، اقدامات غیر قانونی فراوانی را در پی داشت که بعدها در فیلم اعترافات خانم سعید امامی در قالب « اصرار بازجویان ، همراه با شکنجه برای اعتراف متهمان به ارتباط با اسرائیل » خود را نشان داد ، تا اتهامات القاء شده از جانب شما را مستند کنند. برملا شدن حقیقت آن جنایات ، بر اثر اصرار آقای خاتمی ، و روشن شدن خطای شما در انتساب آن جنایات به بیگانگان و در محکوم کردن مخالفان خود ، حتی یک عذر خواهی ساده از جانب شما را درپی نداشت!!. به یاد آورید که « بوش و بلر » در مورد « اطلاعات غلط در مورد جنگ عراق » از ملت خود عذر خواهی کردند ولی شما در تمام دوران زمامداری خویش ، از این وسیلهی مطلوب خدا و خلق خدا ( عذر خواهی از مردم ) ، بهره نگرفتهاید. حتی بنیانگذار جمهوری اسلامی نیز در موارد مختلف ، و از جمله در مسألهی پذیرش قطعنامهی آتش بس و عدم توفیق کامل در دفاع ٨ ساله ، از ملت ایران عذر خواهی کرد. رویکرد حکومت به ترور مخالفان سیاسی ، ناشی از عادت حاکمان به این روش ( ترور ) برای حل مشکلات انسانی فرا روی حکومت بوده است. وقتی برای پرهیز از حساسیت مجامع بین المللی حقوق بشر ، دستگاه قضائی بجای محاکمه و اجرای حکم از طریق قانونی ، به ترور افراد شرور و باجگیر در مناطق جنوبی تهران پرداخت و شما در برترین منصب حکومتی ، مانع از این پدیدهی شوم نشدید ، باید امکان تسری این روش به سایر موارد را نیز در نظر میآوردید. سکوت و رضای شما به این اقدامات ، تا آنجا پیش رفت که مباشر اصلی قتلهای زنجیرهای سال ٧٧ ( کاظمی ) آن را دلیلی بر رضایت شما نسبت به قتلهای زنجیرهای دانسته بود و به هیئت مشترک شما و رئیس جمهوری گفت ؛ « ما در موارد مشابهی به آقای خامنهای گفتیم که از ترور استفاده کردهایم و ایشان لبخند زد و در مورد دیگری سکوت کرد ». گرچه شما در برابر گزارش هیئت یاد شده ، گفتید: « اینها دلیل نمیشود » ، ولی آیا نسبت به اتهامات دیگران نیز از همین منطق استفاده میکنید یا در ایراد اتهام به مخالفان خود ، از نظر شما اینگونه موارد « دلیل میشود »؟!! ث ) در مورد متهم شدن روزنامههای اصلاحطلب از طرف شما به عنوان « پایگاه دشمن » که بدون ارائهی دلیل در سال ٧٩ تحقق یافت و توقیف موقت تعداد کثیری از نشریات ، مبتنی بر اظهار نظر شما ( که برخی از آنها هنوز هم در توقیف موقت بسر میبرند ) ، باید به اطلاع برسانم که جز « اقاریر آقای سیامک پورزند » هیچ دلیل دیگری برای ادعای شما در مجموعهی دستگاه قضائی و اطلاعاتی کشور پیدا نشده است. آیا رهبری نظام حق دارد که بدون دلیل معتبر و به صرف حدس و گمان ، کارکنان نشریات را به انواع اتهامات متهم کرده و سالها از درآمد مشروع خویش محروم کند و در نهایت نیز « دلیلی از نوع اعترافات پورزند ، در خلوت بازداشتگاه » را که نه اعتبار شرعی دارد و نه اعتبار قانونی ، به عنوان مستند خویش به ملت ایران عرضه کند؟!! ( این اعترافات، تداعی میکند اعترافات تحت شکنجهی خانم سعید امامی و همکاران او یا اعترافات وبلاگ نویسان را که برای قوهی قضائیهی شما نیز قابل قبول نبوده است ). وقتی مقام رهبری که باید استحکام منطق و وقار رفتاری او به دیگران آرامش دهد ، و تشویش اذهان را برطرف کند ، برعکس رفتار کند و خود بدون سند و مدرک به تهمت زدن بپردازد و اذهان را مشوش کند و آرامش شغل و زندگی شهروندان را برهم زند ، چه اتفاقی جز آنچه امروز در ایران و در اتباط با جایگاه رهبری افتاده است را میتوان انتظار داشت. جناب آقای خامنهای ، آیا جری شدن بیگانگان را ناشی از تضعیف جایگاه رهبری ( که ناشی از عملکرد شخص شماست ) و سایر مسئولیتهای قانونی نمیدانید؟ ج ) در انتخابات مجلس چهارم و پنجم و ریاست جمهوری آقای هاشمی در دو دوره ، بیتوجهی به قانون و رد صلاحیتهای مکرر و غیر قانونی ، چه اثری جز روگردانی بیشتر مردم از انقلاب را درپی داشت. مگر این روند خسارتبار را مکررا نیازمودهاید که هنوز هم بر تکرار آن ابرام میورزید؟ چ ) در انتخاب آقای خاتمی به ریاست جمهوری ، ابتدائا دریافتید که « ملت راهی دگر برگزیده است ». کاش این فرصت را مغتنم شمرده و لااقل به آقای خاتمی اعتماد میکردید و راه خدمتگزاری را برایش باز میکردید و به بحران آفرینان هشدار داده و یا آنان را از قدرت برکنار میکردید تا این « فرصت طلایی جمهوری اسلامی برای بقاء » را این گونه راحت از دست نمیدادید. دوم خرداد ٧٦ تمامی بیگانگان را مات کرد و آنان را وادار به تأمل و تدبیر کرد. تدبیری که اگر میخواست به « شکست جمهوری اسلامی » بیانجامد ، هیچ روشی جز « بحران آفرینیهای مکرر و نا کارامد جلوه دادن اصلاحات درونی نظام » و رساندن مردم به گزینههای ؛ « ١. تغییر ساختارهای بنیادی نظام از طریق تغییر قانون اساسی ٢. تغییر نظام جمهوری اسلامی از طریق رفراندوم » را درپیش نمیگرفت. کاری که شما و همراهان و همفکرانتان به آن مشغول شدید و حقیقتا در این کار ( مأیوس کردن اکثریت مردم از اصلاح درونی نظام ) موفق بودهاید. بستن دست و پای دو دولت آقای خاتمی و بستن دست و پای مجلس ششم با فعالتر کردن شورای نگهبان ، مجمع تشخیص مصلحت نظام و قوهی قضائیه و ایجاد نهادهای موازی اطلاعاتی که با هدایت و تأیید شما انجام گرفته است ، تنها بهرهای که رساند این بود که ؛ « در این کشور تنها یک نفر حکومت میکند و اگر او نخواهد ، نه رئیس جمهور و نه دولت و نه مجلس شورا ( دو قوهی اصلی و انتخابی نظام ) هیچ اقدام مثبتی نمیتوانند انجام دهند ». شاید در نگاه اول ، این پیام سترگ ، برای شخص شما شیرین و دوست داشتنی جلوه کند ، ولی ملت ایران همیشه مثل حاکمانش نمیاندیشد. این پیام حاوی « بیخاصیت بودن قوای مقننه و مجریه در نظام جمهوری اسلامی » نیز بوده است. پیامی که شهد پیش گفته را درکام صاحبان قدرت به زهری کشنده تبدیل میکند و یاد آور « جام زهر »ی دیگر میشود. ح ) در انتخابات مجلس خبرگان رهبری در سال ٧٧ با تمام وجود به صحنه آمدید و لشکر شکست خوردهی جناح راست را سازمان دهی کردید تا تمامی مخالفان سیاستهای شما ( جز ١٠ تا ١٢ ) نفر را رد صلاحیت کنند تا نظارت مؤثر بر عملکرد ، استیضاح یا عزل رهبری در مجلس خبرگان ناممکن گردد. اظهار نظرهای مکرر و دفاع بیپایان شما از اقدامات غیر قانونی شورای نگهبان ، از چشم بیدار ملت دور نمانده است. خ ) وقایع ١٨ تیرماه ٧٨ و لرزهای که بر ارکان قدرت نشاند ، میتوانست به تصحیح برخی روشها بیانجامد ولی اقتدارگرایانی که مورد عنایت شما قرار دارند ، با جمع آوری نیروهای خاص ، راه سرکوب و ارعاب را در پیش گرفتند و شما به آن رضایت دادید. مجرمان وقایع فجیع کوی دانشگاه آزادانه به راه خود رفتند و وکیل دانشجویان مضروب و مجروح ، راهی زندان شد. اعتماد مردم به رهبری که در خصوص جنایات کوی گریه میکند و از مجازات مجرمان سخن میگوید و آخر الأمر در دستگاه قضائی تحت امر او تنها یک سرباز وطیفه به جرم « دزدیدن ماشین ریش تراشی » محکوم میشود ، تا چه اندازه سلب میشود و تا چه حدی باقی میماند؟ خود به آن پاسخ دهید. از طرفی ، دانشجویانی وجود دارند که از آن روز تاکنون در زندان بسر میبرند. این وقایع در دانشگاه تبریز نیز تکرار شده بود و باز هم افرادی که مورد تعدی وتجاوز قرار گرفته بودند ، تحت تعقیب قضائی قرار گرفتند. د ) زندانی کردن عبدالله نوری و سایر روزنامهنگاران زندانی همچون عمادالدین باقی و اکبر گنجی و بسیاری از فعالان سیاسی ملی و مذهبی و روحانیان مخالف سیاستها ( که از دیگر افراد فعلا گرفتار زندان به آقایان ؛ ناصر زر افشان ، رضا علیجانی ، هدی صابر ، تقی رحمانی و عباس عبدی نیز اشاره میکنم ) روند بیاعتمادی به نهادهای مورد حمایت شما را به نهاد حامی آنان ( نهاد رهبری ) تسری داده است. کمتر کسی است که از مخالفتهای شما با عفو مشروط آقای عبدالله نوری مطلع نباشد و یا از دفاع بیچون و چرای شما از دادگاه ویژهی روحانیت بیخبر باشد. ذ ) انتخابات مجلس ششم و وقایع نفسگیر پس از آن ، تا جایی که سخن از کودتا به میان آمد و کمیتهی بحران تشکیل شد و بسیاری از دلسوزان ملک و ملت را از اصلاح نظام از طرق قانونی و مسالمت آمیز مأیوس کرد ، نیز نمونهای از اتفاقات دوران مدیریت عالی شما بر کشور است. نتیجهی ملموس آن ابطال بیدلیل و غیر قانونی ٧٥٠ هزار رأی مردم تهران و نشاندن آقای حداد عادل بر کرسی آقای علیرضا رجایی بود. گویی گرفتن حقوق ماهیانهی دیگری ونشستن بر جایگاهی که حق دیگری است ، نه عنوان « غصب » را دارد و نه « لقمهی حرام » را تداعی میکند!! این همه ، در مرآی و منظر رهبری نظام انجام گرفت و جز تأیید و تشکر شما از شورای نگهبان و تهدید و تحقیر مخالفان ، نتیجهای در بر نداشت. ر ) ترور حجاریان و اقدام نامناسب دستگاه قضائی در نحوهی پیگیری این فاجعه و رفتار تحقیر آمیز متهمان یا مجرمان با پدیدهی ترور در متن دادگاه ، جز سکوت و تأیید رهبری را درپی نداشت. ز ) اقدامات دستگاه قضایی و ضابطان آن در مورد بازداشت و شکنجهی شهرداران مناطق تهران و محاکمه و زندانی کردن آقای کرباسچی ، اعتبار این دستگاه تحت امر شما را از بین برد. شما از تعقیب آقای تیمسار نقدی و عوامل آن فاجعه حمایت نکردید و هرگز آنان مجازات نشدند. این در حالی بود که دستگاه قضائی مکررا ( قبل و بعد از این فاجعه ) مورد تأیید شما نیز قرار گرفت. ژ ) اقدام فاجعه بار دستگاه قضائی در مورد محاکمه و محکوم کردن آقای دکتر آقاجری به اعدام ، آنهم با جوسازی و اتهام اهانت به مقدسات ، حیثیت سیاسی ، علمی و حقوقی نظام را بکلی مخدوش کرد و دو سال تمام ، بسیاری از نهادهای علمی و سیاسی غیر دولتی و دولتی بین المللی را علیه نظام جمهوری اسلامی به تحرک واداشت و افکار عمومی داخل و خارج ، خصوصا دانشگاهیان را به شدت نسبت به حاکمان ایران بدبین کرد و در تمام این مدت ، هیچ اقدام فوری و مؤثری از جانب شما انجام نگرفت. میخواهم بدانم که ؛ « اگر سخنان آقای آقاجری اهانت به مقدسات بود ( که نبود ) آیا اقدام بازجویان خانم سعید امامی که با شکنجه و تهدید ، زن مسلمانی را وادار به اعتراف دروغ در مورد "شنیعترین اهانت به قرآن" میکردند ، مصداق اهانت به قرآن و مقدسات نبود و نباید به این جرم محاکمه میشدند؟!! ». آیا با توجه به اینکه نوار آن شکنجهها به شما داده شد و از متن آن اطلاع یافتید ، هیچ اقدامی برای توبیخ یا مجازات این اهانت کنندگان حقیقی و واقعی انجام دادید؟ چرا آن افراد هنوز مورد توجه و عنایت شما و دوستان شما هستند؟!! س ) فاجعهی قتل زهرا کاظمی که نقش مجرمانهی قاضی مرتضوی در آن ( که شما در خصوص اقداماتش بر علیه مطبوعات ، شدیدا و مکررا از وی حمایت کرده بودید و با نظر مساعد شما ، ارتقاء یافته و دادستان تهران شده است ) تا آنجا آشکار است که منسوبین شما به آن اعتراف کردهاند ، و اقدامات خلاف شرع دستگاههای رسمی ، پس از آن ، نسبت به عدم ارسال جسد به کانادا ( برخلاف نظر پسر و مادر مقتوله ) و تدارک دیدن اقدامات شدید بینالمللی در محکومیت ایران از نظر نقض حقوق بشر ( که کاملا صحت دارد ) چیزی جز رسوایی و اضمحلال اخلاقی و سیاسی حاکمان ایران را تداعی نمیکند. بر فرض که آن بانوی محترم ، تخلف کرده یا جرمی مرتکب شده بود ، آیا از نظر حکومت شما مستحق قتل بود؟ اگر جناب عالی با این اقدامات موافق نبودید ، باید با پی گیری شدید نسبت به آن واکنش نشان میدادید و مجرمان را شدیدا تنبیه میکردید. ولی گویا کشتن مظلومانهی یک زن مسلمان ایرانی بیپناه در خلوت بازداشتگاه ، از نظر شما ارزشی کمتر از تعرض به یک زن یهودی تحت حمایت حکومت اسلامی و سرقت زینت و زیور او دارد که علی (ع) میفرماید: « اگر آدمی از غم این واقعه ( سرقت ) بمیرد ، سزاوار است » و شما از دادن یک پیام تسلیت ( برای قتل حکومتی ) و اظهار تأسف ، خودداری کردید !! اگر تصور عمومی این باشد که ؛ « شما از این مجرمان حمایت میکنید » نباید کسی جز خود را ملامت کنید. چرا که گفتار و کردار شما ، بیانگر حمایت از آنان است. ش ) جناب آقای خامنهای ، اختصاص بودجههای کلان دولتی برای سفرهای جنابعالی و همراهان در داخل کشور که تنها در سال ٨٠ ، بالغ بر ٣٧ میلیارد تومان بوده است ، تحمیل هزینهای هنگفت به بودجهی عمومی است. جناب عالی که در زندگی شخصی ، فردی اهل مراعات و زهد نسبی هستید ، آیا در خصوص این مبلغ درشت ( و سایر مبالغ هنگفتی که مسرفانه در دستگاه رهبری و نهادهای وابسته هزینه میشود ) هیچ مسئولیت شرعی و ملی احساس نمیکنید؟ آیا بنیانگذار جمهوری اسلامی که به چنین سفرهایی اقدام نمیکرد ، توفیق کمتری از شما در امر رهبری کشور داشت؟ آیا بهتر نیست که این سفرها به صورت ناشناس و بدون اطلاع قبلی و برای کشف کمبودها و خدمات و درک تصور حقیقی ملت از حاکمیت ، تحقق یابد؟ ص ) سلب حقوق بسیاری از فرهیختگان ملت در مسألهی رد صلاحیتها از طریق شورای نگهبان منصوب شما و دفاعهای مکرر و صریح شما از این رفتار غیر قانونی و تعرض به حقوق ملت ، علیرغم امضای قرارداد اجتماعی و میثاق ملی « قانون اساسی » از سوی شما در دو یا سه نوبت ، برگی سیاه در کارنامهی این دو دههی حکومت است. دورانی که ٨ سال آن با ریاست جمهوری شما و سیاست گذاری سران سه قوه همراه بود و ١٦ سال آن با رهبری و ولایت مطلقهی شما. جالب است که خود اعتراف کردهاید که پس از این دورهی مدیریت عالی شما بر کشور ، مشکل اصلی مردم سه چیز است ؛ « فقر و فساد و تبعیض ». البته از اصلاحطلبان توقع داشتید که در زمانی اندک و بدون ابزار لازم برای تصمیمگیری و اعمال برنامههای علمی ، این سه آفت رشد یافته را از دامان کشور و زندگی ملت ، پاک کنند !! ض ) حساسیت فوقالعادهی شخص رهبری نسبت به عناوین بکار رفته در مطبوعات و بیانات افراد که آیا از عناوینی چون « رهبر معظم » بهره میگیرند یا خیر؟ آیا « تیتر اول را به رهبری اختصاص میدهند یا خیر؟ » و... که پس از چندی به سایر اعضای بیت رهبری نیز سرایت کرده است ، و تعیین ملاک « موافق و مخالف نظام » در بهره گیری یا عدم بهره گیری از این عناوین و سپس رویکرد برخورد و حذف مخالفان ، امروز نیز ادامه دارد. پخش مکرر مراسم دست بوسیها و مدیحه سراییها در مورد رهبری ، از صدا و سیما را با واکنش منفی آیةالله خمینی در مراسم حسینیهی جماران و تعاریف آقای فخرالدین حجازی ، مقایسه کنید تا معلوم گردد که کدام روش ناپسند ، جمهوری اسلامی را تا این حد در معرض سقوط قرار داده است و مقصران اصلی این معرکهی خسارت بار ، چه افرادی هستند؟ و..... گر بگویم جملهی آمار را // مثنوی هفتاد من کاغذ شود. ٤- در زمینهی سیاست خارجی ، تصورات نادرست بزرگان جمهوری اسلامی از تواناییهای خود و رقیبان اصلی منطقهای و جهانی و برخی اظهارات شتاب زده ، منجر به بیاعتمادی منطقهای و بین المللی گردید و تلاش برای سرنگونی نظام در قالب آشوبهای قومی ، درگیریهای امنیتی ، جنگ ٨ سالهی عراق علیه ایران ، تحریمهای بین المللی ، قطع ارتباط دیپلماتیک با برخی کشورها ، اقدامات تلافی جویانهی امریکا بعد از اشغال سفارت امریکا در تهران ( که برخلاف قوانین پذیرفته شدهی بین المللی بود ) خود را نشان داد. از طرفی نیز جمهوری اسلامی با تلاش و اقدام برای ترور مخالفان سر شناس خود در خارج از کشور ، یاری رساندن به برخی گروههای پیکارجوی مسلمان در جوامع مختلف ، با عنوان « نهضتهای آزادیبخش » و اتهامات جدی و همراه با برخی قرائن مبنی بر دخالت ایران در بعضی اقدامات تروریستی از قبیل « رستوران میکونوس » و... و دخالت در اوضاع داخلی افغانستان و لبنان و ارسال سلاح همراه کاروانهای حج به عربستان سعودی ، عملا چهرهای مهاجم از خود به حکومتهای منطقه و جهانیان نشان میداد. این رویکردها ، عملا به تشنج در روابط بینالمللی و سیاست خارجی کشور میانجامید و خسارتهای جبران ناپذیر مادی و معنوی را برای کشور درپی داشت. در رویکرد آقای خاتمی از مقولهای به عنوان « تشنج زدایی از سیاست خارجی » سخن به میان آمد که اقدامات اولیهی عملی ایشان با واکنش مثبت جهانیان و بخصوص حکومتهای منطقه رو برو شد. نتایج پربار اقتصادی و سیاسی این روش تا آنجا بود که اکنون در مقام نظر ، رویکرد اصلاح طلبانهی ایشان به اصلی تغییر ناپذیر در سیاست خارجی تبدیل شده است. ٥- اکنون آن بذرهای کاشته شده در سیاست داخلی و خارجی جمهوری اسلامی در طول ٢٥ سال گذشته به بار نشسته است. رقیبان خارجی ، در منطقهی خاورمیانه و در سطح بینالمللی ، پشتوانهی مردمی جمهوری اسلامی را به عنوان مانعی بزرگ برای زیاده خواهیهای خویش ، به یاری عملکردهای نادرست حاکمیت ، از سر راه خود برداشتهاند و از تفرقه یای که بین ملت و حاکمیت پدید آمده ، به نفع سیاستهای خویش بهره میبرند. دیر زمانی است که در مذاکرات رویا رو با اروپا ، حکومت ایران در موضع ضعف قرار دارد و مجبور به دادن امتیاز شده است و هرروزه عقبنشینی میکند ولی باز هم شما این حقیقت را به ملت نمیگویید و همچنان در تبلیغات داخلی ، به تهدید و تحقیر لفظی رقیبان بین المللی میپردازید تا کسی از شکست سیاستهای غیر علمی شما در سیاست خارجی باخبر نشود و بتوانید به روش گذشته بر ملت حکومت کنید. این موضع ضعف ، خود را در بسیاری موارد و از جمله اختلافات منطقهای در مورد جزایر سه گانه در جنوب و سهم ایران از دریای خزر نیز نشان داده است. در مذاکرات مربوط به نیروگاه اتمی بوشهر نیز ، بارها و بر خلاف موازین حقوقی ، مجبور به تجدید نظر در قرار داد با روسیه شده اید. ٦- از همه مهمتر این است که ، موجودیت حکومت با خطر مواجه شده است. در تمام ٢٥ سال گذشته ، ایران تا این حد در موضع ضعف نبوده است که حکومت امریکا با صراحت از « تغییر حکومت در ایران » دم بزند. آیا نقش خود را در پدید آمدن این وضعیت کمتر از دیگران میدانید؟ آیا در نیمهی دوم سال ٧٦ نیز چنین جسارتی در موضعگیری دولت مردان آمریکایی وجود داشت؟ از خود بپرسید که فاصلهی بین « پذیرش خطا در مورد رفتارهای گذشته و بخصوص در مورد کودتای ٢٨ مرداد ، توسط وزیر خارجهی امریکا در دولت کلینتون ، تا تصریح به لزوم تغییر حاکمیت در ایران در دولت بوش را چگونه و با چه سرمایهی عملی طی کرده اید؟ ». چه اتفاقی در این میان افتاده است که این تغییر رفتار را شاهدیم؟ لحن نیروهای سیاسی نیز تندتر شده و برخی از آنان در درون کشور ، سخن از ضرورت رفراندوم در مورد نظام به میان آوردهاند و یا از لزوم تغییر ساختار قدرت در قانون اساسی سخن میگویند و ظاهرا خطر این پیشنهادها را به جان خریدهاند. البته عدد آنان نیز چندان کم نیست که زندانهای جمهوری اسلامی توان پذیرایی از ایشان را داشته باشند. پیشرفت مطالبات سیاسی را میتوان در تبلیغات نامزدهای ریاست جمهوری نزدیک به خودتان نیز مشاهده کنید. حتی یکی از کاندیداهای راست گرای ریاست جمهوری ، از ضرورت انطباق ولایت فقیه با تسلط احزاب و لزوم ایجاد فرصت و امکان برای اجرای برنامههای حزبی سخن گفته است. جناب آقای خامنهای ، اگر با اصرار غیر اصولی برخی از یاران شما ، تلاقی احتمالی خاتمی و کلینتون در سازمان ملل ، که فرصتی طبیعی برای آغاز رفع تنش بین ایران و امریکا بود را با رفتاری تحمیلی و غیر اخلاقی تعویض نمیکردند ، امروز همان دوستان شما مجبور نبودند که از حضور احتمالی امریکا در مذاکرات هستهای ذوق زده شوند و در مقابل با استنکاف امریکا مواجه شوند ، یا در مراسم تشییع و تدفین پاپ ، علیرغم تلاش ژاک شیراک برای تلاقی بوش و خاتمی ، با بیاعتنایی طرف آمریکایی مواجه شوند. ٧- اکنون نیز « کوره راهی برای ماندن جمهوری اسلامی » باقی مانده است که شما را به پیمودن آن دعوت میکنم. من متکی بر منطق « گرچه دانی که نشنوند ، بگوی // هرچه دانی زخیر خواهی و پند... » و بدون نیت توهین و اسائهی ادب ، تصور خود و برخی همفکران خود را از روشی معقول برای ماندن جمهوری اسلامی ّ به اطلاع میرسانم ، گرچه امیدی به توجه شما ندارم. بنا بر این طرح ، لازم است که رهبری ، اقدامات زیر را شخصا انجام دهند ؛ الف ) اعلام عفو عمومی در مورد تمامی سوابق سیاسی و امنیتی ایرانیان داخل و خارج و آزادی تمامی زندانیان سیاسی و مطبوعاتی و اینترنتی و تضمین امنیت آنان که درخارج از کشور هستند برای بازگشت به ایران. ب ) جدا کردن اعتبار و موجودیت نظام از اعتبار افرادی چون اعضای شورای نگهبان و مسئولان متخلّف یا ناتوان قوهی قضائیه و برخی اعضای مجمع تشخیص مصلحت نظام در اسرع وقت و اختصاص عادلانهی عضویت شورای نگهبان به گرایشهای مختلف علمی و سیاسی ( به نحوی که گرایشهای مختلف فقه سنتی و پویا و نیروهای علمی و حقوقدانان برجستهی نزدیک به اصلاحطلبان و محافظهکاران که خود از آنها به « دو بال نظام » تعبیر کردید لااقل با عدد مساوی در آن حضور داشته باشند ) و سپردن قوهی قضائیه به افرادی غیر وابسته به گرایشهای سیاسی یا با اشتهار به اعتدال در گفتار و کردار ، میتواند بخشی از اعتماد از دست رفتهی مردم به حاکمیت را بازگرداند. بدیهی است که تداوم رویکرد پیشنهادی و تلاش علمی و عادلانهی افراد جدید ، میتواند اعتماد عمومی را برگرداند. پ ) اعلام کتبی تضمین اجرای برنامههای رئیس جمهور منتخب. البته ، باید نامزدهای ریاست جمهوری نیز برنامههای خود را به صورت شفاف و عملی ارائه کنند. آنان باید مجاز باشند که حتی نسبت به تغییرات در قانون اساسی ، طرح مشخص خود را به مردم ارائه دهند و در صورت انتخاب به ریاست جمهوری ، تعهد کتبی رهبری مبتنی بر پذیرش آن طرح بوده و در گزینش شورای بازنگری قانون اساسی ، اکثریت افراد آن شورا از حقوق دانان با سابقهی کشور و موافق با نظر ریاست جمهوری انتخاب شوند. ت ) گرچه مسألهی رد صلاحیتها با همان روش غیر منطقی و غیر قانونی گذشته سپری شد ولی برای تأمین بخشی از اعتبار ازدست رفته ، با دعوت رسمی از نهادهای بین المللی ، نظارت ناظرانی از سازمان ملل و سازمان کنفرانس اسلامی بر انتخابات پذیرفته شود. گمان نمیکنم که جناب عالی ، تردیدی در علاقهی مردم ایران به نظام جمهوری اسلامی داشته باشید. اگر در این باور خود که بارها اعلام کردهاید ، راسخ هستید و در آن هیچ خللی نمیبینید ، مطمئن باشید که این اقدام پیشنهادی ، کشورهای بیگانه را خلع سلاح خواهد کرد و کشور را از خطر تکرار اوضاع عراق و افغانستان و صربستان ایمن میگرداند. البته ممکن است به محدودیت اقتدار رهبری در قانون اساسی بیانجامد که در صورت گرایش اکثریت مردم ، چارهای جز پذیرش آن نخواهید داشت. در هر صورت ، گمان نمیکنم که در دیدگاه شما ، ماندن نظام جمهوری اسلامی و بقای عزتمندانه و محدود به قانونی اصلاح شده برای رهبری ، بدتر از سناریوی جایگزین آن ، یعنی حذف نظام جمهوری اسلامی و سرنوشتی مشابه میلوشوویچ ،ملاعمر و صدام حسین برای رهبری باشد. روی دیگر این سکه ، بیاعتنایی به این تنها راه باقی مانده و رفتن به سوی انتخاباتی همچون انتخابات مجلس هفتم است که نهایتا و پس از عدم حضور حد اقل نیمی از صاحبان حق رأی ، با عدم پذیرش نتایج آن در داخل و خارج کشور مواجه میشوید و راه نفوذ بیگانگان و رفتن به طرف برخورد نظامی با ایران و حذف حاکمیت باز میشود که با خون ریزی و سلسلهای از اقدامات تروریستی پس از سقوط حکومت همراه خواهد بود. گزینهای که هر فرد دوستدار ملک و آئین ، از انتخاب آن باید پرهیز کند و هستی ملت محروم ایران را به آتش خشم و خشونت بیگانگان و قدرت طلبان داخلی نسوزاند. از خدای بزرگ میخواهم که همهی ما را به آنچه صلاح همهی آحاد ملت ایران است ، راهنمایی کند و رحمت خویش را بر این کشور و ملت گسترش دهد. برای شما توفیق جلب رضایت خدا و خلق را آرزو میکنم و از شما میخواهم که این مطالب را از منظر یک انسان دلسوز ارزیابی کنید ، شاید تأثیری مثبت داشته باشد ( لعلالله یحدث بعد ذلک امرا ). |
||
|
2
نوشته شده در شنبه چهاردهم خرداد 1384ساعت 9:58  توسط mohammad reza.t.... |
|
||
|
|
تاييد صلاحيت معين با حکم رهبر، مشکل دوباره جبهه مشارکت |
|
|
پس از رد صلاحيت بيش از هزار تن از کانديداهای انتخابات رياست جمهوری ايران، رهبر نظام اسلامی به درخواست غلامعلی حدادعادل رئيس مجلس، از شورای نگهبان خواست تا در مورد دو تن از کانديداهای رد صلاحيت شده، تجديد نظر کند. در حکم آقای خامنهای بدون آنکه به سرنوشت ساير کانديداهای رد صلاحيت شده اشارهای شود، نام مصطفی معين کانديدای جبهه مشارکت ايران اسلامی و محسن مهرعليزاده رئيس سازمان تربيت بدنی به طور مشخص ذکر شده است تا شورای نگهبان در باره صلاحيت آنان تجديد نظر کند. حکم آقای خامنهای که در محافل سياسی ايران از آن به عنوان "حکم حکومتی" ياد میشود، همانگونه که میتواند باعث تاييد صلاحيت معين شود به همان ميزان نيز جبهه مشارکت را در تنگنا قرار میدهد. موضوع "حکم حکومتی" از سالها پيش، مورد مناقشه جمع کثيری از اصلاحطلبان درون حکومت بوده است. اين دسته از اصلاحطلبان بر اين عقيدهاند که اختيارات رهبری نظام، محدود و منحصر به مواردی است که در اصل ۱۱۰ قانون اساسی جمهوری اسلامی بر آن تصريح شده و خارج از اين حدود، رهبری حق دخالت در کار ساير قوا را ندارد. آن دسته از اصلاحطلبان درون حکومت که از حکم حکومتی دفاع میکنند، بر اين نظرند که اينگونه احکام هميشه به عنوان ابزاری برای محدود کردن جناح اصلاحطلب به کار نمیروند و بعضا باعث کنترل تندرویهای جناح محافظهکار نيز میشوند در مقابل، محافظهکاران و همينطور طيفی از اصلاحطلبان نزديک به مجمع روحانيون مبارز، با استناد به اينکه در قانون اساسی بر "ولايت مطلقه فقيه" تاکيد شده است، حيطه اختيارات رهبر را فراتر از قانون میدانند و از همين رو معتقدند که هر گاه رهبر تشخيص دهد که انجام يا عدم انجام کاری از سوی قوای سهگانه کشور به زيان نظام اسلامی است، وی مختار است که با صدور حکم حکومتی مانع انجام يا عدم انجام آن کار شود. بيشترين مناقشه در مورد حکم حکومتی در آغاز فعاليت مجلس ششم پيش آمد. اصلاحطلبانی که کنترل مجلس ششم را در دست داشتند، طرحی را برای اصلاح قانون مطبوعات تدوين کردند، اما در روزی که قرار بود طرح از تصويب نمايندگان مجلس بگذرد، مهدی کروبی رئيس وقت مجلس با قرائت نامه رهبری که در آن بر پرهيز نمايندگان از اصلاح قانون مطبوعات تاکيد شده بود، طرح فوق را به رغم اعتراض چند نماينده اصلاحطلب از دستور کار مجلس خارج کرد. از آن پس، حکم حکومتی رهبر و ميزان اعتبار قانونی آن، در بين محافل سياسی ايران مطرح شد و در اين ميان بويژه شماری از اعضای بلند پايه جبهه مشارکت نسبت به التزام قانونی پذيرش چنين احکامی از سوی قوای سهگانه تشکيک کردند. موضوع "حکم حکومتی" از سالها پيش، مورد مناقشه جمع کثيری از اصلاحطلبان درون حکومت بوده است. اين دسته از اصلاحطلبان بر اين عقيدهاند که اختيارات رهبری نظام، محدود و منحصر به مواردی است که در اصل ۱۱۰ قانون اساسی جمهوری اسلامی بر آن تصريح شده و خارج از اين حدود، رهبری حق دخالت در کار ساير قوا را ندارد البته آن دسته از اصلاحطلبان درون حکومت که از حکم حکومتی دفاع میکنند، بر اين نظرند که اينگونه احکام هميشه به عنوان ابزاری برای محدود کردن جناح اصلاحطلب به کار نمیروند و بعضا باعث کنترل تندرویهای جناح محافظهکار نيز میشوند. استناد اين افراد به حکمی است که آقای خامنهای به مجلس هفتم داد و خواستار عدم استيضاح وزيران کابينه دولت خاتمی در مدت باقی مانده از عمر اين دولت شد. با اين حال، جبهه مشارکت به دليل تمکينش به حکم حکومتی در مجلس ششم، از سوی هوادارانش به شدت تحت فشار قرار گرفت و اين فشارها بويژه پس از معرفی آقای معين به عنوان کانديدای دور نهم انتخابات رياست جمهوری افزايش يافت. احتمالا تحت تاثير اين فشارها، اعضای جبهه مشارکت و ديگر اصلاحطلبان همسوی آنها، طی ماههای اخير با زبان تندتری در برابر حکم حکومتی موضع گرفتهاند و قانونی بودن آن را به طور جدی به چالش کشيدهاند. مصطفی معين نيز در پاسخ به پرسشهای مکرر مخاطبانش در باره ميزان تمکينش به حکم حکومتی پس از دستيابی احتمالی به کرسی رياست جمهوری گفته است که فقط تا آنجا به اين نوع احکام تن در خواهد داد که منطبق با منافع ملی باشد. بدين ترتيب در حالی که جبهه مشارکت موضوع حکم حکومتی را به عنوان يکی از جدیترين مناقشات پيش روی خود تعريف کرده است، اکنون همين حکم حکومتی به کمک کانديدای آنها برای عبور از فيلتر شورای نگهبان در آمده و جبهه مشارکت را در تنگنای سختی قرار داده است. اگر جبهه مشارکت به حکم حکومتی رهبر برای تاييد صلاحيت کانديدای آنها تن در دهد، آنگاه در برابر هواداران و مخاطبانش با اين پرسش مواجه خواهد شد که اگر از نظر آنها حکم حکومتی دارای اعتبار قانونی است، پس چرا آنها اين نوع احکام را به چالش طلبيدهاند و از نپذيرفتن آنها در آينده سخن میگويند؟ و اما اگر فاقد اعتبار قانونی است، پس چرا تاييد صلاحيت معين را بر اساس حکم حکومتی پذيرفتهاند؟ |
||
|
2
نوشته شده در دوشنبه نهم خرداد 1384ساعت 10:9  توسط mohammad reza.t.... |
|
||
