تبليغاتX
سیاست نقد روز تحلیل ( مشاركت در قم)
سیاست نقد روز تحلیل ( مشاركت در قم)
سیاست و نقد و تحلیل روز یادداشت روزانه

مجلس رای اعتماد به کابينه احمدی نژاد را آغاز کرد
مجلس شورای اسلامی ايران امروز (يکشنبه 30 مرداد) کار بررسی وزاری پيشنهادی محمود احمدی نژاد را آغاز کرد.

بر اساس مقررات آقای احمدی نژاد که به همراه وزيران پيشنهادی خود به مجلس رفته است طی سخنانی ضمن تشريح برنامهای دولت از وزرای پيشنهادی دفاع کرده است.

بر اساس گزارشها از ايران نمايندگان موافق و مخالف اکنون بررسی صلاحيت وزرای پيشنهادی را آغاز کرده اند.

به گفته يکی از خبرنگاران بی بی سی در تهران تعدادی از اعضای کابينه پيشنهادی آقای احمدی نژاد برای بسياری از ايرانيان و همچنين برخی از نمايندگان مجلس نيز ناشناخته اند.

در همين حال برخی از ناظران مسايل ايران بر اين عقيده اند که آقای احمدی نژاد تلاش کرده است تا اعضای کابينه پيشنهادی با خط مشی و نظرات او همخوانی کامل داشته باشند.

آقای احمدی نژاد روز يکشنبه (14 اوت) طی نامه ای، اسامی کابينه پيشنهادی خود را به مجلس ايران معرفی کرد.

در فهرست پيشنهادی آقای احمدی نژاد تنها يک وزير از کابينه محمد خاتمی (محمد رحمتی وزير راه و ترابری) حضور دارد و نام هيچ زنی در آن ديده نمی شود.

آقای احمدی نژاد روز شش اوت رسماً به عنوان ششمين رئيس جمهوری اسلامی ايران در صحن علنی مجلس شورای اسلامی اين کشور مراسم تحليف به جا آورد.

وزرای پيشنهادی

1- وزارت آموزش و پرورش: علی اکبر اشعری
‪ - ۲‬ارتباطات و فناوری اطلاعات: محمد سليمانی
‪ - ۳‬وزارت اطلاعات: غلامحسين محسنی اژه‌ای
‪ - ۴‬وزارت امور اقتصادی و دارايی: داوود دانش جعفری
‪ - ۵‬وزارت امور خارجه: منوچهر متکی
‪ - ۶‬وزارت بازرگانی : سيدمسعود ميرکاظمی
‪ - ۷‬وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی: کامران باقری لنکرانی
‪ - ۸‬وزارت تعاون: عليرضا علی ‌احمدی
‪ - ۹‬وزارت جهاد کشاورزی: محمدرضا اسکندری
‪ - ۱۰‬وزارت دادگستری: جمال کريمی راد
‪ - ۱۱‬وزارت دفاع و پشتيبانی نيروهای مسلح: مصطفی محمد نجار ‪
12- وزارت راه و ترابری: محمد رحمتی
‪ - ۱۳‬وزارت رفاه و تامين اجتماعی: سيد مهدی هاشمی
‪ - ۱۴‬وزارت صنايع و معادن: عليرضا طهماسبی
‪ - ۱۵‬وزارت علوم، تحقيقات و فناوری: محمدمهدی زاهدی
‪ - ۱۶‬وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی: محمدحسين صفارهرندی
‪ - ۱۷‬وزارت کار و امور اجتماعی: محمد جهرمی
‪ - ۱۸‬وزارت کشور: مصطفی پورمحمدی
‪ - ۱۹‬وزارت مسکن و شهرسازی: محمد سعيدی کيا
‪ - ۲۰‬وزارت نفت: علی سعيدلو
‪ - ۲۱‬وزارت نيرو: پرويز فتاح
2 نوشته شده در  یکشنبه سی ام مرداد 1384ساعت 10:8  توسط mohammad reza.t.... | 

دبير کل سازمان ملل خواستار آزادی گنجی شد
کوفی عنان، دبير کل سازمان ملل متحد، از دولت ايران خواسته است اکبر گنجی، روزنامه نگار زندانی ايرانی را که بيش از دو هفته است در بخش مراقبت های ويژه بيمارستانی در تهران بستری است آزاد کند.

بنابه گزارش ها يک مقام سازمان ملل گفت آقای عنان با ارسال نامه ای به محمود احمدی نژاد، رئيس جمهور ايران، خواستار آزادی فوری آقای گنجی براساس موازين انساندوستانه شده است.

به گزارش خبرگزاری آسوشيتدپرس اين مقام سازمان ملل نخواست نامش فاش شود چون ايران هنوز نامه را دريافت نکرده است.

بنابه اين گزارش سخنگوی دفتر آقای عنان ارسال چنين نامه ای را تاييد کرد اما گفت تا زمانی که نامه تحويل ايران نشده باشد مضمون آن را علنی نخواهد کرد.

ارسال اين نامه از سوی بلندپايه ترين مقام سازمان ملل متحد اوج تلاش ها و درخواست های بين المللی برای آزادی اين زندانی سياسی است و دومين درخواست سازمان ملل برای آزادی وی به حساب می آيد.

اواسط ماه گذشته، زمانی که آقای گنجی به بيمارستان ميلاد منتقل شد، پنج گزارشگر حقوق بشر سازمان ملل متحد با انتشار اطلاعيه ای، حبس اکبر گنجی را به منزله نقض هنجارهای بين المللی حقوق بشر دانستند و خواستار دسترسی او به امکانات درمانی و محاکمه مجددش در دادگاهی مستقل و بی طرف شدند.

دولت آمريکا، اتحاديه اروپا، سازمان های معتبر حقوق بشر بين المللی از جمله "گزارشگران بدون مرز" و ناراضيان سياسی ايرانی در داخل و خارج کشور از جمله گروه ها و افرادی هستند که آزادی اکبر گنجی را خواهانند.

آقای گنجی که بنابه گزارش ها در هفتادمين روز اعتصاب غذای خود به سر می برد بيش از پنج سال در زندان بوده است.

البته مقام های قضايی ايران گفته اند که وی چند روز قبل به اعتصاب غذای خود پايان داد.

محمود سالارکيا، معاون امور زندان های دادستانی تهران روز پنجشنبه از شکستن اعتصاب آقای گنجی خبر داده بود، اما معصومه شفيعی، همسر اکبر گنجی گفته است تا زمانی که او را ملاقات نکند نمی تواند موضوع را تاييد يا تکذيب کند.

بنابر گزارش ها آقای گنجی از پانزده روز پيش تاکنون در بخش مراقبت های ويژه بيمارستان ميلاد بستری شده و ظرف اين مدت، امکان ملاقات با خانواده خود را نيز نداشته است.

اين بی خبری باعث افزايش نگرانی نسبت به وضعيت او شده است.
2 نوشته شده در  شنبه بیست و نهم مرداد 1384ساعت 11:22  توسط mohammad reza.t.... | 

اکبر گنجی؛ هفتادمين روز اعتصاب غذا در 'قرنطينه خبری'
اکبر گنجی، سرشناس ترين زندانی سياسی ايران، در حالی هفتادمين روز اعتصاب غذای خود را پشت سر گذاشت که بنابر گزارش های منتشره از پانزده روز پيش تاکنون در بخش مراقبت های ويژه بيمارستان ميلاد بستری شده و ظرف اين مدت، امکان ملاقات با خانواده خود را نيز نداشته است.

شيرين عبادی وکيل آقای گنجی، امروز در گفتگو با بی بی سی اظهار داشت از هنگام شروع اعتصاب غذای آقای گنجی، تنها منبع اطلاع وی از وضعيت موکلش، خانم شفيعی، همسر آقای گنجی بوده که در حال حاضر به دليل عدم صدور اجازه ملاقات از سوی مسئولان دستگاه قضايی ايران، اين امکان نيز به کلی منتفی شده است.

گزارش مهدی پرپنچی، برنامه جام جهان نما

ممنوعيت ملاقات خانواده و وکلای اکبرگنجی با وی، با گذشت زمان به شک و ترديدها در مورد وضعيت کنونی او و صحت اظهارات مقامات دادستانی و قوه قضاييه دامن می زند.

در حالی که ديروز محمود سالارکيا، معاون امور زندان های دادستانی تهران از شکستن اعتصاب آقای گنجی خبر داده بود، معصومه شفيعی، همسر وی گفته است تا زمانی که آقای گنجی را ملاقات نکند نمی تواند موضوع را تاييد يا تکذيب کند.

بيمارستان يا قرنطينه؟

ماشاالله شمس الواعظين، سخنگوی انجمن دفاع از آزادی مطبوعات، با اشاره به اخبار ضد و نقيضی که ظرف روزهای گذشته از بيمارستان ميلاد منتشر شده، وضعيت حاکم بر اين بيمارستان را مانند يک قرنطينه توصيف می کند.

آقای شمس الواعظين با توجه به خبرها و اظهارات ضد و نقيض منتشر شده می گويد: "دادستان تهران بايد توجه کند که اگر با پخش اين اطلاعات و اظهارات، افکار عمومی دچار تشويش شود، در اين صورت اگر احيانا اتفاقی برای آقای گنجی افتاده باشد از سر اعتصاب غذا نخواهد بود، بلکه يک قتلی صورت خواهد گرفت."

بايگانی شدن پرونده؟

اکبر گنجی در حالی واپسين ماه های حبس شش ساله خود را پشت سر می گذارد که چندی پيش، مقامات قوه قضاييه خبر از وجود پرونده ديگری عليه وی داده بودند.

با اين وجود، روز جمعه خبری منتشر شد مبنی بر اين که شعبه ۱۰۸۳ دادگاه عمومی تهران به رياست قاضی حسينيان اين پرونده را بايگانی کرده است.

شيرين عبادی وکيل آقای گنجی در گفتگو با بی بی سی "بايگانی شدن پرونده" را فاقد معنای حقوقی دانست.

وی ادامه داد "ما درعلم حقوق، چيزی به نام بايگانی شدن پرونده نداريم. يا بايد قرار منع پيگرد صادر شود يا قرار موقوفی پيگرد و يا حکم تبرئه. بايگانی شدن پرونده، اصطلاح حقوقی نيست و بهتر است مقامات دادسرا به صورت حقوقی توضيح دهند که اتهام چه بوده و چه تصميم حقوقی در مورد آن گرفته شده است."

برخی کارشناسان معتقدند ابهام در گفتار و عملکرد مقامات دستگاه قضايی ايران، به طور فزاينده ای بر پيچيدگی های سياسی و حقوقی پرونده اکبر گنجی دامن زده است.
2 نوشته شده در  شنبه بیست و نهم مرداد 1384ساعت 11:21  توسط mohammad reza.t.... | 

حوزه قم، مصباح و احمدی نژاد
گرايش‌های موجود در حوزه علميه را شايد بتوان به سه طبقه فروکاست: سنت‌گرايی، نوگرايی و بنيادگرايی.

سنت‌گرايان، روحانيانی هستند که ميراث‌بر نظام تعليمات و تفکر قديمی حوزه‌اند و، کم يا بيش، از دخالت مستقيم در امر سياست پرهيز می‌کنند و بيشتر ترجيح می‌دهند حافظ سنت فقهی باشند و از درگيری با تحولات اجتماعی، فرهنگی و سياسی پيرامون بپرهيزند.

شايد بتوان نمونه‌های شاخص اين جريان را کسانی چون آيت الله حسين وحيد خراسانی و آيت الله سيد موسی شبيری زنجانی دانست. اين هر دو، پس از درگذشت آيت الله محمدعلی اراکی و ديگر مراجع تقليد، در فهرست هفت‌گانه مراجعی قرار گرفتند که جامعه مدرسين حوزه علميه قم معرفی کرد؛ اما هيچ کدام حاضر نشدند به آن‌چه "مرجعِ حکومتی" نام گرفته بدل شوند و آشکارا از تصميم‌های روزمره‌ سياسی حاکمان دفاع کنند.

آقای وحيد و آقای شبيری، الگوی رفتار سياسی بخشی از روحانيان در حوزه علميه هستند که وابستگی مالی چندانی به منابع اقتصادی حکومتی ندارد و اغلب خود را در توجيه شرعی نظريه ولايت مطلقه فقيه ناتوان می‌بيند.

روحانيون نوگرای حوزه

روحانيان نوگرا، بخشی ديگر از حوزه علميه را تشکيل می‌دهند که سراپا خود را درگير واقعيت دگرگون‌شونده اطراف کرده‌اند و به رويدادهای فرهنگی، سياسی و اجتماعی واکنش می‌دهند و از نسبت آن‌ها با شريعت می‌پرسند.

اين دسته از روحانيان در تلاش‌اند تا با نوآوری در تفسير فقهی و کلامی، به نقد درونی سنت روی آورند و آن را برای رويارويی با مسائل ايران معاصر نيرومند و کارآمد کنند. شمار فراوانی از اين روحانيان اهل قلم هستند و در مطبوعات حوزه و بيرون آن می‌نويسند و يا انديشه‌های خود را در قالب کتاب منتشر می‌کنند.

بيشتر اين روحانيان، در مقايسه با روحانيان سنت‌گرا، از معدل سنی پايين‌تری برخوردارند و از نظر آگاهی و آشنايی به مسائل جهان امروز و از جمله آشنايی با زبان انگيسی در رتبه‌ای بالاتر قرار می‌گيرند. با اين همه، اگر بخواهيم در ميان مراجع تقليد کنونی، کسانی را در اين گروه طبقه‌بندی کنيم، شايد آيت الله عبدالکريم موسوی اردبيلی و آيت الله يوسف صانعی را بتوان در قلمرو نوگرايان حوزه جای داد.

نوگرايان تحت تعقيب

آقای موسوی اردبيلی با تأسيس دانشگاه مفيد، محيطی نسبتاً آزاد برای ارتباط استادان علوم انسانی دانشگاه با حوزه و تربيت مدرن روحانيان فراهم آورده است. آيت الله صانعی نيز با فتواهای خلاف عادت‌اش در زمينه مسائل روز شناخته می‌شود. افزون بر سنت‌گرايان، نوگرايان حوزه هم، اغلب، به نظريه ولايت مطلقه فقَيه به چشم ترديد می‌نگرند و بسياری از آن‌ها حتا مبانی فقه را در پيشگاه کاوشی بنيادی قرار می‌دهند.

روحانيان نوگرا، که به اصطلاح روشن‌فکران حوزه قلمداد می‌شوند، می‌کوشند فاصله خود را با نهادهای حکومتی موجود در حوزه حفظ کنند و بسياری از آن‌ها نيز بارها به تيغ تعقيب و مجازات دستگاه‌های اطلاعاتی و امنيتی – از جمله دادگاهِ ويژه روحانيت – گرفتار آمده و تفتيش عقايد شده‌اند.

بنيادگرايان، اقليت قدرتمند

بنيادگرايان حوزه از نظر شمار در اقليت‌اند؛ اما از نظر امکانات و سازمان‌دهی، چيرگی حيرت‌انگيزی دارند. در کنار دفتر تبليغات اسلامی حوزه علميه قم، تيپ مستقل هشتاد و سه امام صادق (يک سازمان نظامی – حوزوی)، نمايندگی ولی فقيه در سپاه پاسداران، مستقر در دانشگاه شهيد محلاتی، دادگاه ويژه روحانيت، دفتر آيت الله علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی، موسسه آموزشی پژوهشی امام خمينی و موسسه مطالعات اديان از جمله کانون‌های اصلی رهبری جريان بنيادگرا در حوزه علميه قم هستند و همه وابسته به رهبر جمهوری اسلامی به شمار می‌روند.

حتا برخی از اين نهادها مانند دفتر تبليغات اسلامی، جدا از فعاليت مستقل اقتصادی و دريافت بودجه از دفتر رهبر جمهوری اسلامی، سالانه چهارده ميليارد تومان بودجه از دولت می‌گيرند.

دو مرجع شاخصی که از جريان بنيادگرای حوزه حمايت می‌کنند، آيت الله ناصر مکارم شيرازی و آيت الله حسين نوری همدانی هستند که هر دو موسسه‌های مذهبی مستقلی برای خود دارند و به فعاليت اقتصادی – خارج از نظام وجوهات شرعی – نيز می‌پردازند.

آيت الله مصباح، حجتيه و بنيادگرايی

اما شخصيت پرآوازه بنيادگرايان حوزه، آيت الله محمد تقی مصباح يزدی است که اکنون رياست موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمينی را به عهده دارد. وی از چهره‌های شناخته‌شده گروهی بود که انجمن حجتيه خوانده می‌شود. از اين رو، در دوران مبارزه با رژيم پهلوی، آقای مصباح از کسانی بود که اصل مبارزه با حکومت موجود را حرام می‌دانست.

پس از انقلاب نيز آقای مصباح به دليل فقدان سابقه سياسی، تا سال‌های پايانی حيات آيت الله خمينی، بنيان‌گذار جمهوری اسلامی، تنها به فعاليت در موسسه در راه حق ادامه ‌داد؛ موسسه‌ای که پيش از انقلاب و در پيوند با انديشه‌های انجمن حجتيه تأسيس شد.

آن‌گونه که بسياری از روحانيان در قم می‌گويند آيت الله مصباح حتا با شرکت طلبه‌ها در جنگ ايران و عراق مخالف بود و آن را حرام می‌دانست. اما در اواخر دوران حيات آيت الله خمينی، وی توانست با جلب حمايت‌های مالی هواداران‌اش، موسسه باقرالعلوم را بنياد نهد. پس از دستيابی آيت الله خامنه‌ای به رهبری، آيت الله مصباح در مقام يکی از نظريه‌پردازان اصلی ولايت مطلقه فقيه در سخنرانی‌های پيش از خطبه نماز جمعه تهران ظاهر می‌شد و طی چند سال، هر دو هفته يک‌بار ديدگاه‌های سياسی خود را بيان می‌کرد.

آيت الله خامنه‌ای نيز در يک سخنرانی از وی تجليلی بی‌نظير کرد و او را تداوم زنده آيت الله مرتضی مطهری توصيف نمود.

مشهورترين روحانی وابسته به حکومت

آقای مصباح يزدی توانست با بودجه چند ده ميليارد تومانی موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمينی را تأسيس کند. کار اصلی اين موسسه، از نظر گرداننده‌گان آن، تربيت نيروی فکری برای خدمت به ولايت مطلقه فقيه است. آقای مصباح، اکنون مشهورترين شخصيت وابسته به حکومت در حوزه علميه ارزيابی می‌شود که در تحولات سياسی، همواره از حمايت گروه فشار بهره‌مند است و در اظهارنظرهای خود از محافظه‌کاران تندرو جانب‌داری می‌کند.

در جريان انتخابات رياست جمهوری اخير، آيت الله مصباح يزدی، تقريباً تنها روحانی نام‌دار حوزه علميه بود که آشکارا از محمود احمدی‌نژاد حمايت کرد؛ نامزدی که بر خلاف پيش‌بينی‌ها و نظرسنجی‌ها توانست لقب رييس جمهوری نهم ايران را از آن خود کند.

گرايشهای سه گانه حوزه و انتخابات

سنت‌گرايان حوزه، عموماً از اظهار نظر درباره نامزدهای انتخاباتی پرهيز کردند. نوگرايان نيز در محافل خود از مصطفی معين، نامزد اصلاح‌طلب و نزديک‌ترين نامزد به محمد خاتمی رييس جمهوری هواداری می‌کردند؛ اما در دور دوم، شخصيت‌هايی چون آقای اردبيلی و آقای صانعی با دادن اطلاعيه، به تلويح و تصريح از نامزدی اکبر هاشمی رفسنجانی در برابر محمود احمدی‌نژاد حمايت کردند. شماری از نوگرايان و سنت‌گرايان حوزه هم – هر کدام با دلايلی گوناگون – به لزوم شرکت در انتخابات باور نداشتند.

دست‌يابی آقای احمدی‌نژاد به رياست جمهوری، همان‌قدر که بنيادگرايان حوزه به رهبری آيت الله مصباح يزدی را خرسند کرد، سنت‌گرايان و نوگرايان را در بهت و دلهره فروبرد. آيت الله مصباح يزدی در يک سخنرانی، آشکارا مدعی شد امام دوازدهم شيعيان به صراحت از محمود احمدی‌نژاد حمايت و برای رياست جمهوری وی دعا کرده است. به نظر می‌رسد اکنون، به ويژه، رابطه مالی بنيادگرايان حوزه با دولت و مجلس شورای اسلامی رو به بهبود بگذارد و بر خلاف تجربه هشت سال گذشته، گنجاندن بودجه‌های کلان‌تر دولتی برای موسسه‌های نظامی- امنيتی- حکومتی حوزه – از آن دست که نام برديم – با دشواری کمتری برخورد کند.

آينده روحانيون غيردولتی

از اين سو، سنت‌گرايان و نوگرايان هر کدام به طريقی با بدگمانی و ترس به آينده می‌نگرند. آيت الله عبدالله جوادی آملی، روحانی بنيادگرايی که به تازگی از تندروی‌های خود کاسته، به دليل دفاع از نامزدی اکبر هاشمی رفسنجانی در جريان تبليغات انتخاباتی، هدف هجوم و حمله هواداران آقای احمدی‌نژاد قرار گرفت. اين امر، زنگ خطری را برای سنت‌گرايان و نوگرايان حوزه علميه به صدا درآورده است.

پيروزی بنيادگرايان حوزه بر سنت‌گرايان و نوگرايان، در پی اقتدار مطلق در امکانات مالی، بسيج‌گری اجتماعی و بهره‌مندی از پشتيبانی حکومتی است. در شانزده سال گذشته، انتقاد اصلی سنت‌گرايان و نوگرايان به حکومت اين بوده که رهبران جمهوری اسلامی با صرف هزينه مالی و امنيتی بالا، استقلال و کرامت حوزه‌ را سلب نموده و کوشيده‌اند آن را به زرادخانه شرعی حکومت بدل کنند و مخالفان روحانی خود را به نوعی سرکوب نمايند. اين هراس، اکنون پررنگ‌تر شده است.

دغدغه اصلی طيف نوگرا و سنت‌گرای حوزه، احتمال افزايش عنان‌گسيختگی نهادهای حکومتی مانند دادگاه ويژه روحانيت و تيپ مستقل هشتاد و سه امام صادق و کنترل سياسی و امنيتی حوزه است.

اين هراس‌ها در دو دهه پيش، بيش و کم، وجود داشته است. احتمال دغدغه‌آفرين مهم‌تر شايد از آن‌جا باشد که با دست‌يابی محمود احمدی‌نژاد به رياست جمهوری، بنيادگرايان حوزه در پی ريختن برنامه‌های بلندمدت‌تر و گسترده‌تر باشند.

حکومتی شدن اجازه اجتهاد

طبق قوانين جمهوری اسلامی، شماری از مناصب سياسی، مانند برخی مقامات قوه قضاييه، وزارت اطلاعات، عضويت در گروه فقيهان شورای نگهبان قانون اساسی و نيز نمايندگی مجلس خبرگان رهبری در انحصار روحانيانی است که به درجه اجتهاد نائل آمده‌اند.

پيش از آن‌که آيت الله خامنه‌ای شورای مديريت حوزه علميه را به مرکز مديريت حوزه علميه بدل کند و آن را يک‌سره زير سلطه خود بگيرد، تشخيص اجتهاد يک روحانی به شيوه سنتی صورت می‌گرفت؛ يعنی يک روحانی، تنها با اخذ اجازه اجتهاد از استاد فقيه خود، مجتهد شناخته می‌شد. اما پس از تشکيل مرکز مديريت حوزه علميه، تشخيص اجتهاد يک روحانی در انحصار فقيهان شورای نگهبان و مرکز مديريت حوزه علميه قرار گرفت.

فقيهان شورای نگهبان و گردانندگان اصلی مرکز مديريت حوزه علميه، به طور مستقيم، با حکم رهبر جمهوری اسلامی تعيين می‌شوند. با حکومتی‌شدن اجازه اجتهاد، بسياری از مجتهدان سنتی از ورود به مناصب سياسی سرباز زدند و در عوض شماری از روحانيان جوانی که از پشتيبانی سياسی حکومت بهره‌مند بودند به درون ساختار قدرت راه يافتند.

اگر بنيادگرايان حوزه احساس کنند با آغاز دوره تازه رياست جمهوری به چيرگی بيشتری بر حوزه و نهادهای آن دست پيدا کرده‌اند، ممکن است از فرايند صدور اجازه اجتهاد بهره‌برداری سياسی بيشتری کنند.

انتخابات آتی مجلس خبرگان

شماری از سنت‌گرايان و نوگرايان حوزه باور دارند با افزايش توليد مجتهدهای حکومتی، ممکن است در آينده‌ای نزديک، مناصب حکومتی، بيش از اکنون، به دست بنيادگرايان بيفتد.

در اين راستا، احتمال می‌رود در انتخابات آينده مجلس خبرگان رهبری، شمار بيشتری از مجتهدان حکومتی و بنيادگرا به اين مجلس راه يابند و در نتيجه روحانيان مستقلی مانند آيت الله کاظم نورمفيدی، امام جمعه گرگان و نماينده استان گلستان در مجلس خبرگان و يکی از معدود امامان جمعه هوادار محمد خاتمی، در اقليت بيشتری قرار بگيرند. اين روند ممکن است از نفوذ اکبر هاشمی رفسنجانی بر مجلس خبرگان نيز بکاهد و به تضعيف جبهه ميانه‌روی اين مجلس بينجامد.

اگر مجلس خبرگان زير اقتدار نسبی بنيادگرايان حوزه برود، نه تنها صف‌آرايی تازه‌ای ميان حکومت و حوزه شکل خواهد گرفت که حتا ممکن است آيت الله خامنه‌ای هم در موقعيت تازه‌ای قرار گيرد.

احتمال ادامه حذف ميانه روها

درست است که رهبر جمهوری اسلامی در شانزده سال گذشته همواره از بنيادگرايان حمايت سياسی و مالی کرده، اما بنا به جايگاهِِ خود می‌کوشيده شماری از ميانه‌روان را نيز در کنار خود نگاه دارد. حذف روحانيان ميانه‌رو در بدنه قدرت، نهاد رهبری را در انحصار کامل بنيادگرايان درخواهد آورد.

از اين رو، ممکن است اتفاقی که در جريان انتخابات با حذف مهدی کروبی و اکبر هاشمی رفسنجانی از رقابت‌های انتخاباتی افتاد، در آينده ابعاد گسترده‌ای پيدا کند. در اين صورت، آيت الله خامنه‌ای با چالش‌های تازه‌ای روبه‌رو خواهد بود که اين بار از اردوگاهِ هواداران ولايت مطلقه فقيه سرچشمه می‌گيرد.

2 نوشته شده در  چهارشنبه پنجم مرداد 1384ساعت 9:13  توسط mohammad reza.t.... | 

فراخوان برای تشکيل لشکرهای انتحاری در ايران
يک نشريه ايرانی با درج آگهی، داوطلبان را برای اجرای عمليات "استشهادی" عليه "دشمنان اسلام" فراخوانده است.

نشريه پرتو سخن که اين آگهی را در دو شماره پياپی درج کرده، به يک موسسه مذهبی تعلق دارد که زير نظر محمد تقی مصباح يزدی، يکی از تندروترين روحانيان محافظه کار ايران اداره می شود. او از پشتيبانان محمود احمدی نژاد، رئيس جمهور جديد ايران نيز هست.

اين هفته نامه، در شماره اخير خود توضيح داد که درج آگهی به معنای موضعگيری نشريه نيست اما تاکيد کرد که "کسب روحيه استشهادی و حفظ آن" بزرگترين سرمايه ملت ايران است.

استشهادی يا انتحاری

اسلامگرايان افراطی از واژه "استشهادی" برای اشاره به عمليات انتحاری استفاده می کنند و عقيده دارند که مهاجمان انتحاری، با کشته شدن در اين عمليات، "شهيد" محسوب می شوند. البته در اسلام تفاوت آشکاری ميان خودکشی عادی، که گناه محسوب می شود و "شهادت" در راه مذهب وجود دارد.

آگهی نشريه پرتو سخن، از مردان و زنانی که "شجاع و شهادت طلب" خطاب شده اند، دعوت کرده است تا برای عضويت در قرارگاه موسوم به "عاشقان شهادت" نام نويسی کنند.

طبق اين آگهی، کسانی که برای همکاری با اين قرارگاه و عضويت در "لشگرهای استشهادی" برگزيده می شوند، آموزشهای ويژه ای را خواهند گذراند و در نقاط مختلف در استانهای سراسر ايران، سازماندهی می شوند.

"اطلاعيه ثبت نام نيروهای استشهادی"، هدف از اين اقدام را کسب آمادگی در برابر آنچه دشمنان اسلام و جمهوری اسلامی ناميد، می داند.

برای ثبت نام، تنها به يک نسخه از برگه درخواست عضويت، دو قطعه عکس و رونوشت شناسنامه نياز هست.

اين نخستين باری نيست که در ايران، برای عمليات انتحاری ثبت نام صورت می گيرد. شماری از مردم تاکنون با نام نويسی در سازمانهای مختلف، اعلام آمادگی کرده اند تا با انجام حملات انتحاری يا عمليات استشهادی، آنگونه که خود می گويند به دفاع از اماکن مقدس عراق يا آرمان مردم فلسطين بپردازند.

اما فرانسيس هريسون، گزارشگر بی بی سی در تهران می گويد که اين عهد و پيمان، در عمل تنها جنبه نمادين داشته و بسيار بعيد است که عملا به انجام عمليات انتحاری گسيل شوند.

پيش از اين در سال جاری مراسمی برای بزرگداشت بمبگذاران زن فلسطينی برگزار شد که حين انجام عمليات انتحاری کشته شده اند، برگزار شد و يکی از ديوارنماهای بزرگ در مرکز تهران، هنوز تصوير يکی از اين زنان را نشان می دهد که با وجود داشتن دو فرزند، کشته شدن را انتخاب کرد.

"همسو با القاعده"

سايت محافظه کار بازتاب، که به محسن رضايی، از درج آگهی برای عمليات انتحاری در نشريه پرتو سخن به شدت انتقاد کرد و آن را حساسيت برانگيز دانست. بخصوص آنکه به گفته سايت بازتاب، ناشر اين هفته نامه، موسسه پژوهشی امام خمينی از بودجه دولتی بهره مند است.

سايت بازتاب اشاره کرد که پس از انفجارهای لندن و مصر، توجه و حساسيت بين المللی نسبت به عمليات انتحاری افزايش يافته و مدعی شد که استفاده از واژگانی همچون "حراست از کيان اسلام" و "دفاع از اسلام" در آگهی پرتو سخن، آن را به بيانيه ها و اظهارات شبکه القاعده شبيه کرده است.

اين سايت ابراز نگرانی کرد که با جمع آوری مدارک در سطح بين المللی، پرونده تروريسم ايران جايگزين پرونده هسته ای جمهوری اسلامی شود.

نشريه پرتو سخن در شماره اخير خود، انتقاد سايت بازتاب را "هم آوايی با بيگانگان" و "تحليلی سطحی" توصيف کرد و نوشت: "جای بسی تعجب است که سايت بازتاب، استفاده از واژه های 'حراست از کيان اسلام' و 'دفاع از اسلام' را جرم دانسته است."

در پاسخ اين نشريه به سايت بازتاب آمده است: "معلوم نيست از چه زمانی درج يک آگهی در نشريه ای موضعگيری آن به حساب می آيد."

با اين حال، پرتو سخن نوشت که "کسب روحيه استشهادی و حفظ آن"، بزرگترين سرمايه ملت ايران است. اين نشريه در توضيح ديدگاه خود افزود: "دشمنان اسلام از سلاحهای پيشرفته ما هراسی ندارند چرا که آنها يا قويتر از اين سلاحها را در اختيار دارند يا مثل آنها را. تجربه نشان داده است که دشمن از سلاحهای ما نمی ترسد، بلکه از روحيه شهادت طلبی جوانان اين مرزوبوم سخت به وحشت افتاده است."

نشريه پرتو سخن، در پايان پاسخ خود به سايت بازتاب نوشت: "به نظر می رسد، بزرگترين جرم پرتو سخن، حمايت از نامزدی دکتر احمدی نژاد است که دوستان بازتاب را اينگونه آشفته کرده است."

سايت بازتاب، به محسن رضايی، دبير مجمع تشخيص مصلحت نظام نزديک است. آقای رضايی نامزد هفتمين دوره انتخابات رياست جمهوری ايران بود اما در واپسين روز تبليغات انتخاباتی، بی آنکه از نامزد خاصی حمايت کند، کناره گيری کرد.

 
2 نوشته شده در  چهارشنبه پنجم مرداد 1384ساعت 9:12  توسط mohammad reza.t.... | 

نامه اكبر گنجی به آيت‌الله منتظری
طوطی نقل و شكر بوديم ما
مرغ مرگ انديش گشتيم از شما

فقيه آزاده، ظلم ستيز، شجاع و پشتيبان مظلومان
حضرت آيت الله العظمی منتظري
نامه محبت آميز مورخ ٢٥/٤/٨٤ حضرتعالی، خونی گرم در رگ‌های بی‌خون من جاری كرد. از سالها پيش شما برای من نماد شجاعت و ايستادگی در برابر خودكامگان بوديد و هميشه دوست داشتم در مكتب شما شجاعت بياموزم.
پس از اعدام گسترده زندانيان در تابستان ١٣٦٧ و سكوت همگان در برابر آن جنايت ضدبشری، فقط و فقط شما در برابر آن ايستادند؛ غافل از آنكه هر كس در مقابل جنايت سكوت نمايد، به همان ميزان در آن مشاركت دارد. پس از آن هم با آن كه حضرتعالی را در بيتتان زندانی كردند، از تمامی زندانيان سياسی، فارق از عقايد متفاوتشان، دفاع كرديد و حامی جدی خانواده آنها بوديد و هستيد. شجاعت و مردانگی شما تا حدی است كه حتی مخالفان جدی شما نيز بارها بدان اعتراف كرده‌‌اند.
حضرتعالی با آن كه از نويسندگان جدی قانون اساسی و يكی از تئوريسين‌های نظريه ولايت فقيه بوديد، خيلی زود به اين مساله پی برديد كه معضل اصلی ناشی از همين تئوری است. آن نظريه وقتی از عالم انتزاع به زمين واقعيت پای می‌نهد و لباس عينيت به تن می‌كند، چهره غيرانسانی خود را عيان می‌سازد. شما سعی كرديد تا ولايت فقيه را به "نظارت فقيه" فرو كاهيد تا شايد گره از كار فروبسته جمهوری اسلامی بگشاييد؛ اما مشكل ايران با زوال انديشه و لايت فقيه و رفتن مصداقش حل خواهد شد.
من و دوست عزيزم سعيد حجاريان، نظام سلطانی را اصلی‌ترين مساله عرصه سياسی ايران می‌دانيم. آقای حجاريان پيش از دوم خرداد ٧٦، مقاله‌ای بلند در ماهنامه اطلاعات سياسی - اقتصادی درباره نظام سلطانی و راه‌های گذار از آن به نظامی دموكراتيك منتشر كرد. حجاريان می‌خواهد قدرت سلطان را كاهش دهد و او را به ملكه انگليس تبديل نمايد. اما من می‌گويم ما به شاه و ملكه نياز نداريم. محل نزاع، مشروطه‌خواهی و جمهوری‌خواهی است. به گمان من نافرمانی مدنی مهمترين تاكتيك برای گذار از سلطانيسم به دموكراسی است. سعيد حجاريان، نافرمانی مدنی را "فشار از پايين" نام نهاده است. او می‌خواهد از طريق فشار از پايين، از قدرت سلطان (رهبر) بكاهد.
"عدم همكاری" با حاكم شخصی، تاكتيك ديگری است كه بر آن تاكيد كرده‌ام. در اينجا هم با حجاريان در يك جبهه قرار داريم. فردای روزی كه آقای عبدالله نوری را در زندان اوين حبس كردند، در دفتر صبح امروز با حضور مرحوم دكتر نوری جلسه‌ای داشتيم در اين باره كه "چه بايد كرد؟". قرار شد دكتر نوری به آقای نوری بگويد با استعفا از مجمع تشخيص مصلحت نظام، حكم رهبری را پس دهد چرا كه فردی كه به تبليغ عليه نظام محكوم شده است، صلاحيت تشخيص مصلحت نظام را ندارد.
اين، همان تاكتيك عدم همكاری با حاكم خودكامه است. آقای كروبی پس از انتخابات رياست جمهوری اخير، با استفاده از همين تاكتيك از مشاورت رهبری و عضويت مجمع تشخيص مصلحت نظام استعفا كرد. تمامی احكام سلطان فاقد مشروعيت (اعتبار) است و برای گذار به دموكراسی بايد عدم همكاری با خودكامه را برگزيد.
در خصوص آقای خاتمی هم روشن است كه پس از ١٢ مرداد،‌ آقای خامنه‌ای وی را به عضويت مجمع تشخيص مصلحت نظام، شورای عالی انقلاب فرهنگی و مشاور رهبری منصوب خواهد كرد. آقای خاتمی، شجاعت آقای كروبی را ندارد، لذا با پذيرش حكم، درجلسات شركت خواهد نمود. اما پس از مدتی رفته رفته، شركت خود را در آن جلسات به صفر خواهد رساند؛ يعنی همان كاری كه مهندس موسوی و آقای موسوی خوئينی‌ها كردند؛ اما عدم همكاری شفاف چيز ديگری است.
آيا آقای خاتمی نمی‌داند كه آقای خامنه‌ای چگونه از وی برای برگزاری انتخابات نامشروع مجلس هفتم و رياست جمهوری به منظور يكپارچه كردن حاكميت استفاده و او را مجبور كرد تا هر دو انتخابات را سالم و دموكراتيك بخواند؟ آقای خاتمی دموكراسی و انتخابات آزاد و منصفانه را به خوبی می‌شناسد. با اين همه حكومت مادام العمر آقای خامنه‌ای را دموكراسی می‌خواند و رهبر را الگوی جوانان معرفی می‌نمايد.
به گمان من نخبگان ما امروز بيش از هر زمان ديگری با فرهنگ دموكراتيك آشنا هستند. پيشگامان دموكراسی و آنان كه فرايند دموكراسی را در جوامع غيردموكراتيك پيش برده‌اند، به هيچ وجه تا حد نخبگان ما فيلسوف و تئوريسين نبوده‌اند. مشكل اصلی ما "فقدان دانش دموكراتيك" نيست، بلكه عدم آمادگی برای پرداخت هزينه است. دموكراسی به مردان عمل، زنان شجاع و جوانان ايستا نياز دارد. راهگشای آزادی و حقوق بشر، ايثار و از خودگذشتگی است، نه صرفا آشنايی با فرهنگ مدرن. بايد مدرنيته و نظام اجتماعی مدرن را شناخت، و بين نظر و عمل، پيوند برقرار كرد تا دموكراسی برپا گردد.
حضرتعالی به خوبی می‌دانيد كه چرا حجاريان ترور و ويلچرنشين و گنجی زندانی و مرغ مرگ انديش شد؟ چرا محسن كديور ١٨ ماه و عبدالله نوری سه سال زندانی شدند؟ محسن كديور سالهاست كه مشغول نشان دادن سست و بی‌دليل بودن نظريه ولايت فقيه است و آقای نوری در مقابل شخص ولی فقيه ايستاد. در واقع آقای خامنه‌ای چنان همه جا را پر كرده است كه هر كجا پا گذاشته شود، به حريم او تجاوز شده و هر كجا دستی رها شود، با او برخورد خواهد كرد.
حضرت آيت الله!
حضرتعالی به خوبی به اين امر وقوف داريد كه عالم سياست با عالم شعر و شاعری تفاوت دارد. ابهام و ايهام، ذاتی شعر و شاعری است، اما شفافيت و صراحت، ذاتی عرصه سياست دموكراتيك است. از اين رو، آقای خمينی به صراحت تمام می‌گفت: "شاه بايد برود" اينك هم به صراحت و روشنی تمام بايد گفت: "آقای خامنه‌ای بايد برود" چرا؟ برای اين كه بنا بر نظريه آقای خمينی، آقای خامنه‌ای اينك از رهبری، خود به خود ، عزل شده است. آقای خمينی می‌گويد: "هر فردی از افراد ملت حق دارد مستقيما در برابر سايرين، زمامدار مسلمين را استيضاح كند و او بايد جواب قانع كننده دهد و در غير اين صورت اگر برخلاف وظايف اسلامی خود عمل كرده باشد، خود به خود از مقام زمامداری معزول است." (آيت الله خمينی، صحيفه نور، جلد ٤، ص ١٩٠)
طی سالهای گذشته، بارها آقای خامنه‌ای از سوی افراد مختلف استيضاح شده است، اما نه تنها به پرسش‌های پرسش كنندگان پاسخ نگفته است، بلكه پرسش كنندگان را به شدت سركوب كرده است. مطابق انديشه آقای خمينی، آقای خامنه‌ای ديگر زمامدار جمهوری اسلامی ايران نيست و از اين سمت عزل شده است.
فقيه عاليقدر!
به خاطر اين عقيده تاكنون بيش از ٢٠٠٠ روز حبس را در دوره رهبری آقای خامنه‌ای تحمل كرده‌ام. اما اينك بخش رسانه‌ای قتل‌های زنجيره ای،‌از پروژه مرگ گنجی سخن می‌گويد، يعنی آنها به دنبال مرگ من هستند. يكشنبه شب ٢٦/٤/٨٤ ، سعيد مرتضوی به ديدن من آمد، می‌گفت مرگ تو صددرصد به نفع جمهوری اسلامی ايران است، ولی اگر تو بميری و بيگانگان جوسازی كند، پنجاه درصد برای نظام مضر است. ما تو را به بيمارستان آورديم تا اين ميزان را كاهش دهيم. مرگ در بيمارستان، طبيعی است. گفت اگر اين‌ها را بيان كنی من آن را تكذيب می‌كنم. از سوی ديگر مرتضوی به يكی از وزرا گفته است همسر گنجی با فحاشی او را مجبور به اعتصاب غذا كرده است. در مصاحبه‌ای در روز دوشنبه ٢٧/٤/٨٤ مدعی شده: "دوستانی كه در رسانه‌ها به ايشان توصيه می‌كنند كه دست از اعتصاب غذا بردارد، همين افراد حسب اطلاعات واصله، مشوق اصلی او در اقدامات غيرمتعارف هستند". حضرتعالی، دكتر سروش، آقای حجاريان، آقای كديور و ديگر دوستان از طريق رسانه‌ها به من توصيه كرده‌اند كه اعتصاب غذا را بشكنم، اما دادستان تهران مدعی است اين عزيزان مرا ترغيب به اعتصاب غذا می‌كنند.

2 نوشته شده در  چهارشنبه پنجم مرداد 1384ساعت 9:10  توسط mohammad reza.t.... | 

موقعيت تازه اکبر گنجی: بيمارستان يا تاريکخانه؟
اکبر گنجی که از روزهای آخر ارديبهشت ماه در اعتراض به وضع زندان و محدوديتهايی که بر او اعمال می شود و نيز دسترسی نداشتن به پزشک برای معالجه بيماريهايش، دست به اعتصاب غذا زده بود اخيرا به بيمارستان منتقل شده است.

وی در يک مقطع با گرفتن مرخصی استعلاجی از زندان آزاد شد اما بزودی مورد تعقيب مقامات دادستان قرار گرفت و به زندان بازگشت. او از آن زمان مجددا دست به اعتصاب غذا زد.

منابع خبری در باره وضعيت اکبر گنجی همواره محدود بوده است. گرچه او خود در اين اواخر با نوشته ها و نامه هايش از موقعيت فکری و تا حدودی جسمانی خود خبر می دهد اما خبرهای پيرامون او مرتبا با ادعا و ضدادعا همراه می شود و ابهامات در باره وضع او را بيشتر می کند.

در حال حاضر و پس از انتقال او به بيمارستان نيز منابع خبری ما عمدتا يا متکی بر اظهارات مقامات قضايی است يا آنچه که معصومه شفيعی همسر گنجی با رسانه ها در ميان می گذارد.

برای به دست آوردن تصويری از موقعيت گنجی در ده روز گذشته کنار هم گذاشتن اين خبرها يا بازخوانی آنها اهميت اساسی دارد. روش بازخوانی و چينش خبرها در کنار هم برای به دست آوردن تصويری نسبتا تازه و متفاوت شيوه ای است که در صحنه مطبوعات فارسی زبان با خود گنجی شروع شده است.

يکم - سطح بيمارستانی بحران:

1 گنجی در چگونه اعتصاب غذايی است؟
از زمان ورود گنجی به بيمارستان اظهارات ضد و نقيضی در باره ادامه اعتصاب غذای او شنيده می شود. او پيشتر گفته بود که تا هر زمانی که در زندان باشد کاری بجز اعتصاب غذا نخواهد کرد. معنای اين حرف آن است که حال که در بيمارستان است دليلی برای ادامه اعتصاب غذا ندارد.

از آخرين عکسهای گنجی پيش از انتقال به بيمارستان - نقل از ايرانيان دات کام

جمال کريمی راد سخنگوی قوه قضايی در گفتگو با هاتف گفته است که "برابر اظهارات رئيس بيمارستان گنجی غذا می خورد و حالش خوب است." او در عين حال مايل است تاکيد کند که گنجی در زندان هم "اعتصاب غذای کامل" نداشته است. شايد به همين اعتبار است که دادستان تهران اصولا منکر اين است که گنجی در اعتصاب غذا(ی کامل) بوده است. با اينهمه، رئيس قوه قضايی با تاييد اعتصاب غذای او گفته است که "مساله آقای گنجی حل شده و وی اعتصاب غذای خود را شکسته است و برای مداوا در بيمارستان بستری است."

گرچه نمی توان پذيرفت که کسی که در اعتصاب غذای طولانی بوده بتواند به معنای معمول "غذا بخورد"، اما دوستان اکبر گنجی نيز از شکسته شدن اعتصاب او در بيمارستان گفتگو می کنند - دست کم در حد پذيرفتن سرم های دارويی و تقويتی. عيسی سحرخيز – که همراه با سعيد حجاريان و رضا تهرانی جزو هيات سه نفره حل مساله گنجی است - در گفتگويی با صدای فارسی آلمان (دويچه وله) گفته است که از زمانی که او به بيمارستان منتقل شده "ضرورتی برای اينکه بخواهد اعتصاب خودش را ادامه بدهد وجود نداشته است." به گفته او، گنجی از همان شب به توصيه پزشکان سرم و تغذيه را می پذيرد. امری که عملا به معنای توقف اعتصاب غذاست.

اين موضوع را همسر گنجی نيز در اظهاراتی که سايت امروز نقل کرده تاييد می کند: "دوستان گنجی به او توصيه کرده اند که تجويز پزشکان را حتی المقدور بپذيرد."

همسر گنجی همچنين در انتقاد از دادستانی تهران گفته است که همسرش در طبقه ای بستری است که "تنها بيمار آن طبقه است، از تلفن محروم است و روزنامه هايی را که می خواهد به او نمی دهند." طبيعی است که اکبر گنجی اگر می تواند روزنامه بخواند نمی تواند از نظر جسمانی در وضعيتی بحرانی باشد.

با اينهمه از گفته های همسر و دوستان گنجی بر می آيد که او همچنان از بازگشت به غذا خوردن معمول امتناع می کند و به همان آب و چای و چند حبه قندی که با خود قرار گذاشته بسنده می کند. بنابرين بحران هنوز ممکن است در راه باشد.

روز دوشنبه 3 مرداد همسر گنجی در نامه ای به رئيس قوه قضايی نسبت به وضعيت او هشدار داد و گفت که او همچنان در اعتصاب غذاست و حتی سرم های خود را نيز نمی پذيرد.

به گفته معصومه شفيعی اعتراض اصلی گنجی آن است که او در شرايط سخت تری از زندان قرار گرفته است: "وی در شرايطی بسيار سخت تر از زندان در طبقه دوازدهم بيمارستان ميلاد به صورت قرنطينه کامل در حالی که از ملاقات با وکلا و دوستانش و از تماس تلفنی و دريافت روزنامه نيز محروم است، نگهداری می شود."

2 نقش عامل بيمارستان
در باره دليل انتقال گنجی به بيمارستان اظهارنظرهای متفاوتی شده است. اما بر اساس اطلاعات موجود در گزارش های رسانه ای، مينيسک پای راست گنجی پاره شده و به تاندونهای پای چپ هم آسيب های جدی وارد شده است. ديسک کمر گنجی هم مزيد بر علت شده و علاوه بر آن ناراحتی آسم و واريس هم از قبل با او بوده که بر اثر اعتصاب غذا تشديد شده است. بر اساس گزارش پزشکان کليه و کبد او هم تقريبا از کار افتاده است.

معصومه شفيعی: گنجی دچار تحليل عضلانی شده است

معصومه شفيعی همسر گنجی از قول پزشکان گفته است که "ساق پا و ران گنجی دچار تحليل عضلانی شده است".

ظاهرا انتقال وی به بيمارستان به دنبال بحرانی شدن وضع جسمانی او بوده است. اين موضوع در اظهارات همسر گنجی آمده است اما مقامات قضايی تاکنون به آن تصريح نکرده اند. اما سخنگوی قوه قضايی تاييد می کند که پيش از انتقال به بيمارستان "يک هيات سه نفره از متخصصان داخلی و جراحی عمومی او را معاينه کرده اند" و بر اساس نظر آنها بوده است که گنجی به بيمارستان منتقل شده است.

معاون دادستان تهران محمود سالارکيا در همان روز نخست گفت که ما "برای جان گنجی ارزش قائل ايم". اما هواداران گنجی که معتقدند نمی توان به اظهارات رسمی اعتماد کرد متقابلا اين نظر را مطرح کرده اند که ممکن است کسانی بخواهند به نام انجام عمل جراحی بر روی پای گنجی نقشه قتل او را عملی کنند.

خود گنجی ظاهرا بر اين نظر است که بيمارستان می تواند مقدمه ای برای اجرای يک نقشه قتل باشد. او در اظهارات اخير خود که با امضای همسرش منتشر شده از سعيد مرتضوی دادستان تهران نقل می کند که به او گفته است "اگر تو بميری صددرصد به نفع نظام است". او همچنين به گنجی گفته است که فشار بين المللی هم محاسبه شده و برای همين "ما تو را به بيمارستان آورده ايم" تا فشار کاهش يابد: " يعنی با مرگ تو خواهند گفت مگر ديوانه بود که در بيمارستان به اعتصاب غذا ادامه داد." گنجی معتقد است که طراحی قتل او انجام شده و سود و زيان آن هم سنجيده شده است. ولی در باره اعتصاب غذای خود ساکت است.

اين دست اظهار نظرها از سوی خود گنجی و همسرش و يا تمايل به بازگشت مجدد به زندان به دليل شرايط سنگين امنيتی در بيمارستان طبعا بر نگرانی ها افزوده است.

اما اينکه مرگ گنجی به نفع نظام جمهوری اسلامی باشد مورد اتفاق تمام مقامات قضايی و سياسی نيست. حتی اگر گروهی چنين فکر کنند بيمارستان می تواند نقش های ديگری هم داشته باشد. در يک محاسبه اوليه بيمارستان می تواند مانع بحرانی شدن وضع جسمانی گنجی شود ( که ظاهرا دليل اصلی انتقال او به بيمارستان بوده است) و همزمان برای گروهی از مسئولان نشانه ای از رافت دستگاه قضايی وانمود شود که متهم به نقض حقوق گنجی به عنوان زندانی بيمار است.

در عين حال، اعزام به بيمارستان از آنجا که مقدمه جراحی است و برای آن هم وضع جسمانی گنجی بايد بهسازی شود به معنای خاتمه اعتصاب غذای اوست و طبيعتا برای مقامات قضايی تدبيری در خاتمه دادن به بحران است.

به هر حال اين نکته روشن است که هر نوع عمل جراحی گنجی را برای مدتی از زندان دور نگه خواهد داشت و چنان که مقامات قضايی گفته اند ممکن است به گذراندن دوره نقاهت او در منزل ختم شود. وی پس از دوره نقاهت نيز بر اساس نظر عيسی سحرخيز بايد به کارهای فيزيوتراپی بپردازد که با برگشت به زندان ممکن نيست. همزمان، همسر گنجی به قوه قضايی پيشنهاد کرده است تا گنجی نيز مشمول بخشنامه رئيس قوه شود که سه ماه مرخصی استعلاجی را برای زندانيان بيمار پيش بينی کرده است.

از نگاهی ديگر می توان گفت بيمارستان به مقامات قضايی تحميل شده است. اما علاقه مندان به سرنوشت گنجی نگران اند که حضور او در بيمارستان برای کسانی که ممکن است بخواهند او را از ميان بردارند زمينه ايجاد کند. در عين حال رفتار مقامات دادستانی در سختگيری های بيش از اندازه در بيمارستان نيز می تواند در اين جهت تفسير شود که آنها می کوشند انتقال به بيمارستان به منزله پيروزی گنجی بر تحميل خواست خود بر آنان ديده نشود و رفتار با او همچنان به عنوان يک زندانی باشد تا کسی که برای معالجه از زندان خارج شده است (مانند آخرين باری که او به مرخصی آمد).

دوم- سطح رسانه ای بحران:

مساله کيهان چيست؟
اخبار مربوط به گنجی از بيشترين پوشش در رسانه های فارسی و خارجی برخوردار بوده است. گرچه نشريات داخل کشور در انعکاس اخبار او محدوديتهايی دارند اما رسانه های اينترنتی و همچنين چندين خبرگزاری فارسی داخل ايران پوشش وسيعی به اخبار او داده اند. نشريات خارجی هم به مساله گنجی به دليل حمايت های وسيع اروپا و آمريکا از او توجه پيدا کرده اند و برخی از نشريات آمريکايی هم مانند "نيويورک سان" اخبار او را روزانه تعقيب می کنند.

آخرين روز مرخصی گنجی و پيش از بازگشت مجدد او به اوين

بااينهمه، اگر کار رسانه های داخلی و خارجی معمولا انعکاس اخبار گنجی است، روزنامه کيهان با انتشار اتهاماتی نسبت به دوستان و نزديکان گنجی بعد تازه ای را در بحران موجود ايجاد کرده است.

همزمان با انتقال گنجی به بيمارستان روزنامه کيهان به عنوان يکی از سرسخت ترين مخالفان او، به گفته گزارشگران بدون مرز " به اتهام زنی و سناريوسازی و انتشار شايعات در باره قتل گنجی که گويا قرار است توسط اصلاح طلبان برای تضعيف نظام انجام شود" پرداخت.

اين نوع برخوردها نيز در ايجاد و حفظ فضای بيم و هراس در باره جان گنجی موثر بوده است.

کيهان معتقد است که "برخی با تشويق اکبر گنجی به اعتصاب غذا عليه جان او توطئه چيده اند تا با جا خالی دادن و مقصر خواندن نظام درست مانند قتل های زنجيره ای برای دشمنان خوراک تبليغاتی فراهم نمايند." کيهان تاکيد دارد که "اين پروژه زير نظر بيگانگان" طراحی و اجرا می شود.

اين روزنامه با متهم کردن مستقيم شيرين عبادی برای ورود غيرقانونی به اتاق گنجی در بيمارستان ميلاد نشان می دهد که در هر نوع تحول آتی چه کسی ممکن است در معرض اتهام قرار بگيرد. خانم عبادی روش کيهان را "مرعوب سازی" وکلای زندانيان سياسی خوانده است.

گرچه گروههای وسيعی نوشته های کيهان را به معنای مقدمه چينی برای مرگ اکبر گنجی تلقی کرده اند اما دليل فوری تر انتشار اين نوشته ها می تواند چيز ديگر باشد. در واقع در "بازی مرگ" اکبر گنجی گروههايی مانند کيهان مايلند که از نظر روانی اوضاع را به سود خود و به ضرر گنجی و همراهان او عوض کنند.

روزنامه کيهان که معمولا رسانه محافظه کاران تندروی است که بيش از هر چيز به حفظ نظام و رهبری می انديشند، می کوشد در جهت جلوگيری از پيامدهای نامطلوب برای نظام در صورت مرگ گنجی کاری کند. روش کيهان پيشاپيش متهم کردن دوستان اکبر گنجی است تا به آنها اين تصوير را بدهد که در صورت مرگ او آنها نه تنها نخواهند توانست دست به اعتراض سياسی بزنند که بايد پاسخگوی اتهاماتی در زمينه مسئوليت مرگ گنجی باشند.

کيهان به عنوان مخالف سرسخت گنجی در تحقير و کوچک شماری او نيز می کوشد. اين روزنامه در باره انتقادهای گنجی از رهبر جمهوری اسلامی نيز بدون اشاره مستقيم به محتوای آن انتقادها دليل آن را چنين توجيه می کند: کسانی که از قابليت "بزرگ شدن برخوردار نيستند تنها دو راه برای رسيدن به جاه و مقام می شناسند: چاپلوسی بزرگان و در صورت عدم جواب اولی گلاويز شدن با ايشان." کيهان با لحنی تهديد کننده و در عين حال تحقيرآميز می نويسد حتی اگر گنجی "خود را بکشد و يا دوستانش او را بکشند باز بعيد است در حد قد و قواره دشمن اين نظام باشد."

سوم- سطح قضايی بحران:

راه برون رفتی وجود دارد؟
نشانه های موجود حاکی است که در ميان مقامات قضايی وسياسی اتفاق نظری در باره روش برخورد با گنجی وجود ندارد. در واقع می توان گفت که قوه قضايی در اين زمينه دچار دودستگی است. برخی از مقامات قضايی به گفته عبدالفتاح سلطانی – عضو کانون مدافعان حقوق بشر- مايلند که متهمان سياسی مانند اکبر گنجی حتما ندامت نامه بنويسند تا آزاد شوند در حالی که گروهی ديگر می کوشند از راه چانه زنی سياسی راهی برای عفو او بيابند و ماجرا را فيصله دهند.

گنجی در دادگاه

تفاوت نظر سخنگوی قوه قضايی با نظر آيت الله شاهرودی نيز می تواند اشاره ای به همين نکته باشد. جمال کريمی راد روز شنبه گفت که "اظهارات و مواضع گنجی رغبتی برای عفو او" از سوی رئيس قوه قضايی باقی نمی گذارد. او گفت که "مساله گنجی اولويت چندانی برای دستگاه قضايی ندارد که تقاضای عفوش مورد بررسی قرار گيرد و اينگونه نيست که رئيس قوه قضائيه برای چنين فردی دستور عفو صادر کند." به نظر آقای کريمی راد گنجی يک زندانی متمرد است: "اگر رئيس قوه هم بخواهد وی را عفو کند اين تقاضا بايد از سوی متهم داده شود. ما از گنجی تمرد را شاهد بوده ايم."

محمود سالارکيا معاون امور زندانهای دادستانی تهران نيز گفته است "گنجی يا هر محکوم ديگری بايد دوره محکوميتش را حتی اگر يک روز از آن باقی مانده باشد طی کند اما چنانچه گنجی درخواست عفو يا آزادی مشروط کند بعد از بررسی در اين باره تصميم می گيريم."

اين در حالی است که رئيس قوه قضايی يک روز پس از گفتگوی سخنگوی قوه با خبرنگاران به صراحت اعلام کرد بنا به خواست رئيس جمهور خاتمی بررسی هايی انجام داده است و "از نظر قضايی در حال بررسی است که آيا وی مشمول عفوهای عمومی می شود يا خير و اگر بر اساس قانون حقی داشته باشد آزاد شود."

معصومه شفيعی نيز گفته است که "مطمئنم مسئولان بالای قوه قضائيه در حل مساله گنجی حسن نيت دارند." اما از آقای شاهرودی خواسته است تا "پرونده گنجی را از مرتضوی بگيرد."

به نظر می رسد اگر قصدی برای حل مساله گنجی وجود داشته باشد گزينه های اصلی چنين خواهد بود: استفاده از حکم حکومتی با درخواست رئيس جمهور خاتمی چنانکه در مورد آزادی کرباسچی اتفاق افتاد، يا عفو او با درخواست آيت الله شاهرودی که با توجه به اظهار نظر وی در اين زمينه احتمال قوی تری است.

اما اگر اين راه حل قضايی انتخاب نشود فرسايشی کردن ماجرا يکی از راههايی است که ممکن است مورد علاقه مقاماتی باشد که به آزادی گنجی راضی نيستند. در اين شيوه با ادامه بحث بيمارستان و سپس عمل او و دوره نقاهت گنجی رسما اعلام نخواهد شد که او آزاد شده است اما احتمالا او به زندان نيز برگردانده نمی شود. اين روش از آن جهت ممکن است انتخاب شود که اجازه ندهد گنجی و هواداران او بگويند که توانسته اند جلو ادامه حبس گنجی را بگيرند و راه را بر هر نوع پيروزی سياسی آنها ببندد.

بيرون از قوه قضايی راه حلهای ديگری هم روز دوشنبه در نامه 160 نفر از شخصيت های فرهنگی و سياسی ايران مطرح شده که در سايت امروز آمده است. راه حل اصلی آنها بر اين پايه است که تصميم گيری در باره اکبر گنجی به پزشکان واگذار شود تا مساله از راه درمانی و انسانی حل و فصل شود. آنها می خواهند که پرونده مستقيما زير نظر آيت لله شاهرودی قرار بگيرد زيرا نمونه پرونده وبلاگ نويسان و پرونده سه زندانی ملی مذهبی که از چنين تدبيری برخوردار شده بدون مشکل مسير خود را طی می کند.

در عين حال، از آنجا که آيت الله خامنه ای در باره حبس های انفرادی گفته است که هر 1 روز از اين حبس ها برابر با 10 روز حبس عادی است، عيسی سحرخيز از امضا کنندگان نامه می گويد اگر مدت زمان حبس انفرادی گنجی بر اين اساس محاسبه شود دليلی برای ادامه زندان او يا بحث درخواست عفو باقی نمی ماند.

چهارم - سطح سياسی بحران:

آيا اکبر گنجی گفتمان اصلاحات را راديکاليزه کرده است؟
حضور گنجی در بيمارستان و نگرانی هايش از بابت به خطر افتادن جانش، اصرار مقامات قضايی بر آزاد نکردن او و تن ندادن به خواسته های او، موضع او را مرتبا راديکال تر کرده است. او قبل از بازگشت به زندان از مرخصی اخيرش گفته بود که "اگر به زندان بازگردم راديکال تر خواهم نوشت." وی در آخرين نامه ای که از او منتشر شده و خطاب به آيت الله منتظری نوشته است آشکارا صحبت از معزول بودن آقای خامنه ای از رهبری کرده است.

تظاهرات در تهران در اعتراض به ادامه بازداشت گنجی

اما بسياری از هواداران گنجی معتقدند که تز اخير او که ملهم از تز آيت الله خمينی در برابر شاه است نمی تواند جنبه عملی پيدا کند. زيرا نه گنجی در مقام آيت الله خمينی است و نه نظرات او بازتابی سياسی روشنی در بين مردم و بازيگران سياسی ايران دارد زيرا او در مقام رهبری کننده يک جنبش نيست. به اين ترتيب اين نظر می تواند باعث فاصله افتادن ميان گنجی و هوادارانش شود که معتقدند او از واقعيت های سياسی ايران بتدريج دور می شود.

از سوی ديگر، با شکست تز "آقای خامنه ای بايد برود" رهبر ايران هم موقعيت ظاهرا بهتری پيدا می کند چون اين ايده نتوانسته است بازتاب دلخواه گنجی را پيدا کند. عدم بازتاب مناسب سياسی چه از طريق سکوت يا نفی تز "آقای خامنه ای بايد برود" صورت گيرد به تثبيت او می انجامد و نتيجه ای خلاف نظر گنجی به دست می دهد. در عين حال، اهميت ماجرا زمانی است که اصلاح طلبان به نقد آرای سياسی گنجی از جمله همين تز بپردازند. هر نوع نفی اين تز از سوی آنان به معنای تثبيت مفهوم مخالف آن گرفته خواهد شد: آقای خامنه ای بايد بماند.

محسن آرمين در تحليل خود از وضع گنجی و نظام جمهوری اسلامی ضمن توصيه به آزاد کردن او و تلويحا در باره علت سکوت فعلی اصلاح طلبان در مقابل اظهارات گنجی می نويسد: "آقايان بايد بپذيرند که با حبس و بند افراد نمی توانند انتظار نقد افکار و آرای او را داشته باشند. تنها نتيجه چنين رفتاری جذابيت يافتن بيشتر انديشه های مذکور و محروم ساختن جامعه از نقد و نظر منصفانه و وقوف به اشتباهات و نارسايی های نظری احتمالی افراد است."

اين اظهارات نشان می دهد که اصلاح طلبان يا دست کم گروههايی از آنها به راديکال شدن گفتار سياسی تمايل ندارند ولی در وضع کنونی ناچار از سکوت هستند. آقای آرمين از سوی ديگر از گنجی هم خواسته است در حل بحران "به سهم خود" اقدام کند و "سفارش بزرگان" را برای پايان دادن به اعتصاب خود بپذيرد.

به هر حال، در صورت مرگ گنجی مخالفان حاکميت ايران پيروزی بزرگی از نظر تبليغاتی پيدا می کنند و قادر خواهند بود نيروهای بيشتری را به صفوف خود اضافه کنند و از پشتوانه اجتماعی بزرگتر و احتمالا فعال تری برخوردار شوند و وحدت تازه ای به صفوف پراکنده خود ببخشند. اين موضوعی نيست که حاکميت ايران از آن بی خبر باشد و يا آن را تحمل کند. بنابرين روند تصميم گيری های رسمی احتمالا به سمتی خواهد رفت که از چنين وضعی پرهيز شود. اما مساله اساسی برای مقامات پيدا کردن راه حلی است که شکل برنده - بازنده به نفع حاکميت و دست کم برنده - برنده را برای دو طرف داشته باشد. بيمارستان می تواند راه حلی ميانی باشد گرچه گروههايی نگران اند که بيشتر تقش تاريکخانه ای را بازی کند که گنجی به دليل افشای آن به زندان افتاد.

روزهای گنجی

2 ارديبشهت 1379 احضار به دادگاه مطبوعات و بازداشت و زندانی شد
دی ماه 1379 به 10 سال زندان و 5 سال تبعيد محکوم شد
ارديبهشت 1380 دادگاه تجديد نظر حکم قبلی را به شش ماه حبس کاهش داد
24 تيرماه 1380 ديدان عالی کشور رای دادگاه تجديدنظر را مردود اعلام کرد و حکم او را 6 سال زندان دانست
30 ارديبهشت 1384 گنجی اعتصاب غذای خود را آغاز کرد
9 خرداد برای مداوای پزشکی به مرخصی آمد
21 خرداد مجددا به زندان بازگشت و دوباره اعتصاب غذای خود را آغاز کرد
26 تيرماه انتقال به بيمارستان

2 نوشته شده در  چهارشنبه پنجم مرداد 1384ساعت 9:7  توسط mohammad reza.t.... | 

'تقلب در انتخابات' رياست جمهوری؛ موضوعی که نظام را رها نمی کند
يکی از مقامات ارشد وزارت کشور ايران گفته است که نهادهای نظامی در انتخابات اخير رياست جمهوری کشور مرتکب تخلف شده اند و خواستار برخورد با مجرمان شده است.

جعفر حبيب زاده، مديرکل حقوقی وزارت کشور، در گفتگويی با خبرگزاری دانشجويان ايران (ايسنا) تاکيد کرد که در انتخابات جرم های آشکار رخ داده و افزود که به کار بردن واژه هايی چون "بد اخلاقی" در مورد اين تخلفات منحرف کردن افکار عمومی است.

با وجود آنکه چند هفته از برگزاری انتخابات رياست جمهوری می گذرد و شورای نگهبان صحت آن را تاييد کرده ولی موضوع تقلب و يا تخلف در اين رای گيری گريبان حکومت اسلامی ايران را رها نمی کند.

پيش از اين اکبر هاشمی رفسنجانی، مهدی کروبی و مصطفی معين، سه کانديدای شکست خورده، اعلام کردند که دخالت های سازمان يافته ای به نفع محمود احمدی نژاد، برنده اين انتخابات، صورت گرفته است.

آقای کروبی در ابتدا با صدور نامه سرگشاده ای يکی از فرزندان آيت الله خامنه ای، رهبر جمهوری اسلامی را متهم کرد که با کمک بخشی از سپاه پاسداران و نيروی بسيج در انتخابات اعمال نفوذ کرده اند.

او در روز يکشنبه نيز با صدور نامه ديگری به رييس جمهوری از او خواست که مردم را در جريان به گفته او تخلفات گسترده نيروهای مسلح و شبه نظامی در انتخابات قرار دهد.

حال، مديرکل حقوقی وزارت کشور صراحتا می گويد که موضوع تخلفات نيروهای نظامی در اين انتخابات همچون ماجرای قتل های زنجيره ای، يک غده سرطانی است که در يک دستگاه رشد کرده و می افزايد که ريشه کن کردن اين غده به نفع امنيت ملی است.

جعفر حبيب زاده به طور غير مستقيم از آقای خاتمی انتقاد می کند که برای به گفته او اين جرم های آشکار، از واژه هايی چون بد اخلاقی در انتخابات استفاده نکند و در عوض موجبات مجازات مجرمان را فراهم سازد.

آقای حبيب زاده مشخصا ذکر می کند که در مواردی شناسنامه های افراد پس از رای دادن مهر نشده بود تا امکان رای دادن چند باره با يک شناسنامه فراهم شود.

او می افزايد که اگر قرار باشد که نها دهای نظامی، نظارتی و مجريان انتخابات تخلفاتی انجام دهند و کسی نيز پاسخگو نباشد اين موضوع دامن گير همه خواهد شد.

اين شديدترين و صريح ترين انتقادی است که يک مقام ارشد دولتی ايران در باره تخلف و تقلب در انتخابات اخير رياست جمهوری مطرح می کند.


اکبر هاشمی رفسنجانی که از او به عنوان يکی از ستون های اصلی جمهوری اسلامی نام برده می شود گفته است که شکايات خود را در باره تخلفات انتخاباتی تنها در پيشگاه الهی مطرح می کند چون امکان بررسی آنها در نظام اسلامی ايران وجود ندارد

ولی با وجود اين، کسی در ايران درباره جزئيات اتهام دخالت به اصطلاح سازمان يافته سپاه پاسداران و بسيج در انتخابات به نفع آقای احمدی نژاد صحبت نمی کند. اما گزارش هايی در ايران وجود دارد مبنی بر اينکه چند روز پيش از برگزاری دور اول انتخابات، افراد نزديک به آيت الله خامنه ای در يک نشست اظطراری تصميم گرفتند که برای جلوگيری از پراکندگی آرای کانديداهای محافظه کار و امکان جدی حذف همگی آنان در دور دوم انتخابات، تنها از محمود احمدی نژاد حمايت شود.

البته ناظران می گويند که تا اين جای کار می تواند اقدامی مشروع باشد. ولی طبق همين گزارشها پس از اينکه اين تصميم اتخاذ شد، اين اتهام به نزديکان رهبر جمهوری اسلامی وارد می شود که از نيروهای سپاه و بسيج خواستند که از همه راه های ممکن و حتی تخلف اين سياست را پياده کنند.

البته نيروهای محافظه کار اين اتهامات را صريحا رد می کنند و معتقدند که آرای آقای احمدی نژاد کاملا مشروع بوده و به دليل برنامه های انتخاباتی و چهره به گفته طرفدارانش مردمی او حاصل شده است.

آنها به نوبه خود اصلاح طلبان را متهم می کنند که خود تخلفات انتخاباتی مرتکب شده اند.

موسی قربانی، عضو هيات رييسه مجلس، مهدی کروبی را متهم کرد که با پخش تراول چک های پنجاه هزار تومانی در بين مردم و خريدن رای آنها تخلف کرده است.

او حتی آقای خاتمی را متهم کرد که در بيانيه های خود محمود احمدی نژاد را تخريب کرده و او را فردی نالايق جلوه داده است.

و اما در حالی که موضوع تقلب و تخلف در انتخابات به نفع آقای احمدی نژاد همچنان با شدت مطرح می شود، سخنگوی قوه قضاييه گفته است که تاکنون به هفتاد پرونده تخلف انتخاباتی رسيدگی شده و شصت و پنج مورد آنها بی اساس بوده است.

موضوع مهم ديگری که در باره تخلف انتخاباتی در ايران حائز اهميت است، عدم اعتقاد کانديداهای شکست خورده به صلاحيت شورای نگهبان و يا قوه قضاييه برای رسيدگی بی طرفانه به اين اتهامات است.

حتی اکبر هاشمی رفسنجانی که از او به عنوان يکی از ستون های اصلی جمهوری اسلامی نام برده می شود گفته است که شکايات خود را در باره تخلفات انتخاباتی تنها در پيشگاه الهی مطرح می کند چون امکان بررسی آنها در نظام اسلامی ايران وجود ندارد.
2 نوشته شده در  یکشنبه دوم مرداد 1384ساعت 10:37  توسط mohammad reza.t.... | 

سخنگوی دولت خاتمی: گاه حقيقت را نگفتم ولی دروغ، هرگز
عبدالله رمضانزاده، سخنگوی دولت محمد خاتمی، در مراسم خداحافظی با خبرنگاران اذعان کرد که شايد گاهی به آنها حقيقت را نگفته باشد، ولی دروغ نيز نگفته است.

آقای رمضانزاده که بعد از عطاء الله مهاجرانی، سخنگوی دولت اصلاحات شد، بخاطر برگزاری جلسات منظم هفتگی خود با خبرنگاران تحسين آنها را برانگيخته بود، هر چند وی به دليل شرايط کشور و کشمکش دولت آقای خاتمی با محافظه کاران، قادر نبود به همه سوالات پاسخ صريح بدهد.

آقای رمضانزاده اعلام کرد که چالشهای اين سمت بقدری زياد بوده که هيچکدام از ياران آقای خاتمی، بعد از استعفای آقای مهاجرانی، حاضر به پذيرش آن نبود و حتی خود وی نيز "با اکراه" به اين شغل تن داد.

وی گفت که در دوره تصدی سمت سخنگويی دولت به پرسشهای دشواری پاسخ داده ولی سخت ترين آنها، "سوالاتی بود که بر اساس مصالح و امنيت کشور نمی توانستم پاسخ دهم؛ برغم اين که جواب آنها را می دانستم."

سخنگوی دولت آقای خاتمی درباره جانشين خود گفت که اسامی افرادی را در جريان گمانه زنی ها شنيده است، ولی اميدوار است سخنگوی دولت محمود احمدی نژاد، رييس جمهور منتخب، جلسات منظم هفتگی با خبرنگاران حوزه دولت داشته باشد.


اصلاح طلبان بايد به دنبال تجديد نظر باشند و و وسايل ارتباط جمعی جديدی برای ارتباط با مردم بيابند. اصلاح طلبان بعد از هشت سال حضور در مسند قدرت، قطعا در جامعه بهتر می توانند عمل کنند

عبدالله رمضانزاده، سخنگوی دولت

آقای رمضانزاده که استاديار علوم سياسی در دانشگاه تهران است، خبر داد که می خواهد به تدريس ادامه دهد. وی درباره آينده اصلاح طلبان گفت: "آنها بايد به دنبال تجديد نظر باشند و و وسايل ارتباط جمعی جديدی برای ارتباط با مردم بيابند. اصلاح طلبان بعد از هشت سال حضور در مسند قدرت، قطعا در جامعه بهتر می توانند عمل کنند."

آقای رمضانزاده در دوره نخست دولت آقای خاتمی از سال ۱۹۹۷ تا ۲۰۰۱ استاندار کردستان بود و از سوی محافظه کاران متهم شده که جزء طيف راديکال جبهه مشارکت بوده است.

وی چند رويارويی مستقيم با مخالفان اصلاحات داشت و چند بار به جرم آنچه تشويش افکار عمومی خوانده می شد، به دادگاه احضار شده بود که مهمترين آن به مارس ۲۰۰۴ بازمی گردد.

بعد از رد صلاحيت گسترده نمايندگان مجلس ششم که نامزد انتخابات فوريه ۲۰۰۴ شده بودند، آقای رمضانزاده محافظه کاران را به تشکيل "ستاد ضد اصلاحات" متهم کرد.

وی که اولين مقام رسمی جمهوری اسلامی است که وب سايت رسمی دارد، بعد از رد صلاحيت بيش از ۸۰ نامزد اصلاح طلب از سوی شورای نگهبان در سايت "سخنگوی دولت" گفته بود: "حرکت جديد ستاد جنگ روانی عليه دولت، برای منحرف کردن افکار عمومی از ردصلاحيت چهره های برجسته سياسی، راه اندازی پروژه های جديدی مانند گوشتهای آلوده، بحث انحرافی خصوصی سازی دانشگاه و شهرام جزايری است."

در اوت ۲۰۰۴ نيز بعد از آن که آقای رمضانزاده اعلام کرد تغييرات نمايندگان مجلس هفتم در برنامه چهارم توسعه اقتصادی عملا دست دولت آقای خاتمی را برای تحقق اهداف می بندد، چند نماينده از رييس جمهور خواستند به سخنان سخنگوی دولتش رسيدگی کند.

آقای رمضانزاده در اظهارنظری ديگر که خشم نمايندگان اصولگرای مجلس را برانگيخت، آنها را به داشتن ديدگاهی "طالبانی" برای جداسازی مردان و زنان در دانشگاه ها متهم کرده بود.

آقای رمضانزاده که بنا به سايت رياست جمهوری ايران، در سال ۱۳۴۰ در گچساران به دنيا آمده، متاهل و دارای دو فرزند است. وی در کنار سياست به ورزش نيز علاقه دارد و رييس فدراسيون بيسبال جمهوری اسلامی است.
2 نوشته شده در  یکشنبه دوم مرداد 1384ساعت 10:33  توسط mohammad reza.t.... | 

حمايت اروپا از گنجی و افزايش فشارها بر ايران
اتحاديه اروپا با انتشار بيانيه ای خواستار آزادی اکبر گنجی، روزنامه نگار ايرانی از زندان شده است.

درخواست اتحاديه اروپا از دولت ايران برای آزادی اکبر گنجی نشان می دهد که اين روزنامه نگار ايرانی هر چه بيشتر به يک چهره جهانی تبديل می شود.

اکبر گنجی اکنون معروفترين زندانی سياسی ايران در سطح جهان است.

دولت آمريکا و سازمان های بين المللی حقوق بشر نيز در هفته های اخير خواستار آزادی فوری و بدون قيد و شرط اکبر گنجی شدند.


انتشار بيانيه اتحاديه اروپا درباره درخواست آزادی اکبر گنجی ممکن است نشانه اين باشد که پس از انتخاب محمود احمدی نژاد به عنوان رييس جمهوری جديد ايران کشور های اروپايی قصد دارند که فشار های خود را به جمهوری اسلامی افزايش دهند

آقای گنجی از پنج سال پيش پس از شرکت دريک کنفرانس جنجالی در برلين به جرم اقدام عليه امنيت ملی در زندان به سر می برد.

آنچه که موجب معروفيت آقای گنجی شده اعتراضات پر سرو صدای او به وضعيت خود در زندان و از جمله دست زدن به اعتصاب غذا بوده است.

نظرات آقای گنجی در باره حقوق بشر و دموکراسی نيز در سال های اخير با تحولات مهمی روبرو شده و او حال خواستار برپايی يک جمهوری غير دينی در ايران است که با ديدگاه های رايج در غرب درباره اين موضوعات هم خوانی دارد.

انتقادات تند و آشکار آقای گنجی از روش حکومت آيت الله خامنه ای، رهبر جمهوری اسلامی، نيز تحسين بسياری از منتقدان و مخالفان جمهوری اسلامی را برانگيخته است.

انتشار بيانيه اتحاديه اروپا درباره درخواست آزادی اکبر گنجی ممکن است نشانه اين باشد که پس از انتخاب محمود احمدی نژاد به عنوان رييس جمهوری جديد ايران کشور های اروپايی قصد دارند که فشار های خود را به جمهوری اسلامی افزايش دهند.

در بيانيه نهايی اجلاس اخير هشت کشور مهم صنعتی جهان معروف به گروه هشت که در اسکاتلند برگزار شد از جمهوری اسلامی خواسته شد که حقوق بشر را رعايت کند.

اکبر گنجی بيش از شصت و دو ماه است که در زندان به سر می برد. با وجود اين بنظر می رسد که همچنان روحيه خود را حفظ کرده و برای حقوق خود و ساير زندانيان سياسی تلاش می کند.

حکومت اسلامی ايران حال در موقعيت دشواری در رابطه با اکبر گنجی قرار گرفته است. ادامه بازداشت او می تواند اعتراضات بيشتر جهانی را برانگيزد و حتی با توجه به دست زدن آقای گنجی به اعتصاب غذا خطرات جانی برای او داشته باشد.

آزاد کردن او از زندان نيز می تواند به اقتدار قوه قضاييه صدمه بزند و به خصوص موجب شود که اکبر گنجی به انتقادت گزنده خود عليه آيت الله خامنه ای در بيرون از زندان ادامه دهد.
2 نوشته شده در  یکشنبه دوم مرداد 1384ساعت 10:31  توسط mohammad reza.t.... | 

وضعيت گنجی و دشواری های جمهوری اسلامی
اکبر گنجی دومين نامه خود خطاب به آزادگان جهان را پنج روز پيش و در سی امين روز اعتصاب غذای خود نوشته است.

آقای گنجی در اين نامه، که با چند روز تاخير در سايت های اينترنتی منتشر شد، با اشاره به ضعف شديد جسمی خود، بار ديگر بر مواضع قبلی اش تاکيد کرده و از خود به عنوان دگرانديشی نام برده است که تنها به دليل دفاع از حقوق بشر و دموکراسی و مبارزه ای مسالمت آميز با آنچه وی آن را نظامی اقتدارگرا خوانده، بيش از پنج سال است که در زندان به سر می برد.


روش اکبر گنجی و ايستادگی وی بر مواضع انتقادی خود از نظريه ولايت فقيه و رهبر نظام به عنوان شالوده های جمهوری اسلامی، همزمان به ملاک و معياری عملی برای مقايسه وفاداری طيفی از اصلاح طلبان منتقد به آرمان ها و شعارهايشان بدل شده است

وی در اين نامه يک بار ديگر به صراحت، آيت الله علی خامنه ای، رهبر جمهوری اسلامی را مورد انتقاد قرار داده و از نظام ولايت فقيه موجود به عنوان نظامی سلطانی ياد کرده است..

اکبر گنجی، هرچند آشکارا تاييد کرده که خواستار تغيير رژيم سياسی موجود است، اما در عين حال گفته که هرگز به روش های خشونت آميز توسل نجسته و اگر چه ابتدا بر اين باور بوده که رژيم بايد اقدام به برگزاری رفراندوم کند، اما اکنون به اين نتيجه رسيده که رژيم هيچ گاه زير بار چنين مطالبه ای نخواهد رفت و به همين دليل، تنها راه رسيدن به مقصود را در نافرمانی مدنی می بيند.

وی در نامه خود تصريح کرده که به تئوری ولايت فقيه و مصداق آن هيچ اعتقادی ندارد و آن را نظامی دموکراسی ستيز و ناقض حقوق بشر می داند.

آقای گنجی در عين حال گفته است که در پی قهرمان شدن نيست زيرا از يک سو، دوره قهرمان سازی و به دنبال نجات دهنده بودن گذشته است و از سوی ديگر، ايستادن در برابر آزادی به شرط توبه نامه نويسی که وی آن را فرآيندی ناجوانمردانه خوانده، اساسا، قهرمان سازی محسوب نمی شود.

اکبر گنجی افزوده زندان وی را نه تنها گرفتار اين توهم نکرده که کسی از مردم در بيرون زندان منتظر اوست، بلکه به خوبی می داند که نزديک ترين دوستانش، افکار و گفتار و نوشتار و رفتار وی را قبول ندارند، اما هيچ يک از اين واقعيت ها، او را مکلف نمی سازد که در مقابل کسانی که آنان را خودکامه خوانده، سر خم کند تا به اين ترتيب از زندان آزاد شود.


اکبر گنجی در نامه خود تصريح کرده که به تئوری ولايت فقيه و مصداق آن هيچ اعتقادی ندارد و آن را نظامی دموکراسی ستيز و ناقض حقوق بشر می داند

اصرار بر چنين مواضعی و نشان دادن آيت الله خامنه ای، به عنوان عامل اصلی ادامه بازداشت خود، در شرايطی که در داخل و خارج از کشور، تلاش های بسياری برای آزادی وی صورت می گيرد، موقعيتی دشوار را برای دستگاه قضايی و رهبر جمهوری اسلامی پديد آورده است.

اما دشواری های ناشی از وضعيت اکبر گنجی، تنها به رهبر جمهوری اسلامی، قوه قضاييه و يا نيروهای مورد انتقاد آقای گنجی محدود نمانده و دامنه آن از جمله تا دوستان و همراهان اصلاح طلب وی نيز گسترش يافته است.

آقای گنجی که گفته شده در پی 35 روز اعتصاب غذا از وضعيت جسمانی بسيار نامناسبی برخوردار است، در حالی بر ديدگاه ها و روش خود تاکيد کرده که در پی فشارهای داخلی و بين المللی، محمد خاتمی، رييس جمهوری نيز دور تازه ای از تلاش ها برای آزادی وی را آغاز کرده است، هر چند تا کنون گزارشی از به نتيجه رسيدن اين کوشش ها مخابره نشده است.

وضعيت اکبر گنجی، در آخرين روزهای رياست جمهوری محمد خاتمی، به يکی از پيچيده ترين مسايل پيش روی کسی تبديل شده که پيش از اين بارها تمايل خود را برای سپری کردن آخرين روزها از دوران هشت ساله پرتلاطمی را نشان داده بود؛ اما ابعاد گسترده داخلی و خارجی بحرانی که با طولانی شدن اعتصاب غذای آقای گنجی جنبه های جديدی به خود گرفته، اکنون به دلايل و شيوه های متفاوت هر دو جناح درون حاکميت را در موقعيت دشواری قرار داده است.

در واقع، روش اکبر گنجی و ايستادگی وی بر مواضع انتقادی خود از نظريه ولايت فقيه و رهبر نظام به عنوان شالوده های جمهوری اسلامی، همزمان به ملاک و معياری عملی برای مقايسه وفاداری طيفی از اصلاح طلبان منتقد به آرمان ها و شعارهايشان بدل شده است.
2 نوشته شده در  یکشنبه دوم مرداد 1384ساعت 10:30  توسط mohammad reza.t.... | 

آيت الله منتظری خواستار پايان اعتصاب غذای گنجی شد
آيت‌الله حسينعلی منتظری با انتشار نامه‌ای به جمع کسانی پيوسته است که ضمن حمايت از اکبر گنجی، خواستار پايان يافتن اعتصاب غذای او شده‌اند.

آيت الله منتظری در نامه خود نوشت که "شديدا نگران وضعيت جسمانی" آقای گنجی است، زيرا اگر اعتصاب غذای او به "فاجعه" منجر شود، "دوست و دشمن دچار خسران می شوند".

با گذشت بيش از 36 روز از اعتصاب غذای آقای گنجی، فعالان سياسی و نهادهای حقوق بشری نگرانی شديد خود را درباره سلامتی و جان اين زندانی سياسی اعلام کرده اند.

در همين حال، معصومه شفيعی، همسر اکبر گنجی گفت که اعتصاب غذای نامحدود همسرش ادامه دارد و آقای گنجی همچنان مصم است تا دستيابی به آزادی بدون قيد و شرط، اعتصاب غذای خود را حفظ کند.

پيش از اين، عبدالکريم سروش، عزت الله سحابی، سعيد حجاريان، محسن کديور و عليرضا علوی تبار، در نامه ای به اکبر گنجی، ضمن ستايش از او، خواستار آن شده بودند که وی اعتصاب غذای خود را بشکند، اما معصومه شفيعی خبر داد که آقای گنجی چنين درخواستی را رد کرده است.


نام و ننگ
آيت الله منتظری
پدرانه از شما می خواهم به اعتصاب غذای خودخاتمه داده و نگرانی دوستان و خانواده محترمتان را پايان بخشيد و با صبر انقلابی خود اجر اخروی را برای خود و ننگ را برای دشمنان آزادی فراهم آوريد

آيت الله منتظری خطاب به اکبر گنجی

به گفته خانم شفيعی، آقای گنجی، در عين حال افزوده کسانی که برای وی نامه می نويسند و از او می خواهند به اعتصاب غذايش پايان دهد، بايد برای طرف مقابل نامه بنويسند که به تعبير آقای گنجی همچنان به کارهای غير قانونی خود ادامه می دهد.

با اين حال، آيت الله منتظری در نامه خود با يادآوری درخواست پنج فعال سياسی و فرهنگی، نوشته است که "دردمندانه، مصرانه و پدرانه" از اکبر گنجی می خواهد تا به اعتصاب غذای خود خاتمه دهد و نگرانی دوستان و خانواده اش را پايان بخشد.

به نظر می رسد تاکيد آيت الله منتظری بر "پدرانه" بودن درخواستش، از آن روست که در گرماگرم سخنان برخی محافظه کاران که اعتصاب غذا را "ظلم به خود" و مخالف شرع و اسلام تلقی کرده اند، اين روحانی بلندپايه قصد داشته تا نشان دهد که توصيه او از موضع يک فقيه و مرجع تقليد نيست.

آيت الله منتظری در اين نامه با يادآوری خاطره ای از دوران حبس خود در زندان اوين، پيش از پيروزی انقلاب اسلامی نوشت: "روزی بازجو ازغندی آمد و عباس اشراقی را که از مجاهدين خلق و محکوم حبس به ابد و مبتلا به صرع بود، با خود برد. از او پرسيدم، با اشراقی چه کرديد؟ جواب داد آزادش کرديم تا مبادا مشکلی پيش آيد و باعث آبروريزی شود."

آيت الله منتظری پس از ذکر اين خاطره افزوده است: "ولی متاسفانه امروزه در جمهوری اسلامی، مسئولين امور با همه ادعاهايشان متوجه عواقب و پيامدهای اعمال خودسرانه و غير اصولی خود نيستند و صراحتا و بدون هيچگونه پروا، با وقاحت تمام اعلام می دارند که 'خيلی ها در زندان می ميرند'."

اشاره آيت الله منتظری به جملاتی است که اکبر گنجی پيشتر از سعيد مرتضوی، دادستان تهران نقل کرده که به همسر او گفته بود: "مگر گنجی بميرد چه خواهد شد؟ روزانه بيش از دهها نفر در زندانها می ‌ميرند، گنجی هم يکی از آنها".

آقای گنجی در نامه ای که پس از بازگشت به زندان اوين منتشر کرد، نوشت که چنين سخنی از آيت الله علی خامنه ‌ای، رهبر جمهوری است که از زبان آقای مرتضوی به گوش می‌ رسد و مدعی شد که دادستان تهران از طريق علی اصغر حجازی، يکی از مسئولان بيت رهبری، به طور مستقيم از آيت الله خامنه‌ ای دستور می ‌گيرد.

آيت الله حسينعلی منتظری در پايان نامه خود، خطاب به اکبر گنجی نوشته است: "با صبر انقلابی خود، اجر اخروی را برای خود و ننگ را برای دشمنان آزادی فراهم آوريد."
2 نوشته شده در  یکشنبه دوم مرداد 1384ساعت 10:28  توسط mohammad reza.t.... | 

همسر اکبر گنجی، سرشناس ترين زندانی سياسی ايران، می گويد او هنوز در اعتصاب غذا به سر می برد و روز يکشنبه به اين دليل به بيمارستان منتقل شد که در بيهوشی به سر می برد.

حکومت ايران منکر اعتصاب غذا يا وخامت جسمانی اکبر گنجی شده است و می گويد او برای عمل زانو در بيمارستان بستری شده است.

معصومه شفيعی، همسر آقای گنجی، می گويد او از اسهال و استفراغ رنج می برد، رگ هايش ورم کرده و از زمان انتقال به بيمارستان لاغرتر شده است زيرا به اعتصاب غذای خود که اکنون تقريبا چهل روز از آغاز آن می گذرد ادامه داده است.
گفته می شود وزن او اکنون به 54 کيلوگرم کاهش پيدا کرده است.

خانم شفيعی می گويد شوهرش اجازه پيدا نکرده است حتی با وکيلش ملاقات کند يا تماس تلفنی داشته باشد يا روزنامه بخواند.

روز سه شنبه، سخنگوی قوه قضاييه گفت آقای گنجی در اعتصاب غذا نيست و برای يک عمل معمولی تاندون، که به دليل ورزش زياد در زندان صدمه ديده، به بيمارستان منتقل شده است.

رئيس قوه قضاييه روز چهارشنبه گفت آقای گنجی ممکن است مورد عفو قرار گيرد.

اما خانواده آقای گنجی نگرانند لازمه چنين عفوی عذرخواهی يا پس گرفتن برخی از نوشته هايش باشد که تاکنون قاطعانه از انجام آن خودداری کرده است.
2 نوشته شده در  یکشنبه دوم مرداد 1384ساعت 10:26  توسط mohammad reza.t.... |