تبليغاتX
سیاست نقد روز تحلیل ( مشاركت در قم)
سیاست نقد روز تحلیل ( مشاركت در قم)
سیاست و نقد و تحلیل روز یادداشت روزانه

تلاش بوش برای متحد کردن اعضای آژانس اتمی عليه ايران
جورج بوش، رئيس جمهور آمريکا که دولتش در قانع کردن تعدادی از اعضای شورای حکام آژانس بين المللی انرژی برای ارجاع پرونده ايران به شورای امنيت سازمان ملل به مشکل برخورد کرده است، ظاهرا در تلاش ديگری برای ايجاد اتحاد عليه ايران خطر دستيابی ايران به سلاح اتمی را بزرگ دانسته است.

بنابه گزارش ها رئيس جمهور آمريکا روز سه شنبه در آستانه سفر به نيويورک برای شرکت در نشست رهبران جهان در مجمع عمومی سازمان ملل متحد گفت: "بسيار مهم است جهان درک کند که دسترسی ايران به سلاح هسته ای شديدا بی ثبات کننده خواهد بود."

او افزود: "بنابراين ما بايد برای منع ايران از داشتن وسايل و تجهيزات لازم برای توسعه سلاح اتمی با هم همکاری کنيم."

ايران اتهام های آمريکا داير بر تلاش برای توسعه سلاح های اتمی را رد می کند و می گويد هدف از برنامه اتمی اش کاربردهای غيرنظامی همچون توليد برق است.

شورای حکام آژانس اتمی قرار است روز 19 سپتامبر طی نشستی درباره اقدام بعدی در مورد پرونده اتمی ايران که برای دو سال و نيم گذشته مقابل اين آژانس گشوده بوده است تصميم گيری کند.

ايران اوايل ماه اوت فعاليت کامل تاسيسات فرآوری اورانيوم خام يا کيک زرد در اصفهان را پس از تعليقی هشت ماهه که در جريان گفتگوها با بريتانيا، فرانسه و آلمان مراعات کرده بود از سر گرفت.

شورای حکام روز 12 اوت طی قطعنامه ای آن اقدام ايران را محکوم کرد و خواستار توقف آن فعاليت ها شد اما ايران تاکنون به آن درخواست توجه نکرده است. به علاوه آن اقدام ايران باعث فروپاشی مذاکرات اتمی با سه کشور اروپايی شد.

اکنون آمريکا و سه کشور اروپايی می خواهند پرونده ايران برای بررسی به شورای امنيت سازمان ملل تحويل داده شود، اما آنها در اين مسير با مقاومت تعدادی از اعضای شورای حکام آژانس اتمی از جمله روسيه، هند و آفريقای جنوبی مواجه شده اند.

انتظار می رود نشست مجمع عمومی سازمان ملل در نيويورک که روز چهارشنبه آغاز خواهد شد صحنه چانه زنی های سران اروپا و آمريکا با اعضای شورای حکام برای قانع کردن آنها در اين زمينه باشد. البته تصور می شود ايران نيز تلاش های فشرده ديپلماتيک در جهت مخالف را پی گيری کند.

جورج بوش در گفتگو با خبرنگاران گفت او مساله را در طول نشست مجمع عمومی با رهبران ساير کشورها از جمله ولاديمير پوتين، رئيس جمهور روسيه و هو جينتائو، رهبر چين، مطرح خواهد کرد.

تاکيد بوش بر حق دستيابی ايران به برنامه اتمی غيرنظامی

آقای بوش در اشاره به اصرار ايران داير بر اينکه هدف برنامه اتمی اش دست يافتن به منابع گسترده تر انرژی است گفت: "برخی از ما در تعجبيم که آنها اصلا چرا به نيروی اتمی برای مصارف غيرنظامی نياز دارند. آنها غرق هيدروکربن ها هستند."

وی به ذخاير عظيم نفتی ايران اشاره داشت.

او افزود: "با اين حال اين حق هر دولتی است که بخواهد يک برنامه اتمی غيرنظامی در اختيار داشته باشد."

اما او تاکيد کرد که اين حق بايد در چارچوبی دنبال شود که ايران و ساير کشورها به دانش فنی يا مواد لازم برای غنی سازی اورانيوم دست پيدا نکنند.

هرچند اين نخستين بار است که آقای بوش علنا بر حق دستيابی ايران به يک برنامه غيرنظامی اتمی تاکيد می کند اما دولت وی در ماه مارس گذشته با زدن مهر تاييد بر مذاکرات بريتانيا، فرانسه و آلمان با ايران، عملا آن را پذيرفته بود.

اروپايی ها به عنوان بخشی از مذاکرات به ايران پيشنهاد کرده بودند اگر از تلاش برای دست يافتن به چرخه سوخت اتمی شامل غنی سازی اورانيوم دست بشويد، به توسعه برنامه های صلح آميز اتمی آن کشور کمک خواهند کرد.

ايران ماه گذشته پيشنهاد کشورهای اروپايی در اين زمينه را رد کرد و آن توهين آميز خواند.

مقام های ايرانی می گويند تحت هيچ شرايطی از توسعه چرخه سوخت اتمی دست نخواهند کشيد.
2 نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم شهریور 1384ساعت 12:10  توسط mohammad reza.t.... | 

اعتراض همسر اکبر گنجی به 'قرنطينه بهداشتی' او
معصومه شفيعی همسر اکبر گنجی، معروف ترين نويسنده محبوس ايرانی، با انتشار بيانيه ای پرسيده است چرا همسرش در زندان تحت قرنطينه قرار گرفته است.

به نوشته سايت "امروز" خانم شفيعی در پی گزارش ‌مدير كل زندانهای استان تهران درباره وضعيت جسمانی اکبر گنجی و اعلام این خبر که وی در قرنطينه بهداشتی زندان اوین به سر می برد، طی نمابری به اين سايت به ادعاهای اين مقام پاسخ گفته است.

اما قوه قضاييه ايران بعدا اين ادعا را رد کرد و گفت که آقای گنجی در وضعيت "بسيار خوب" بهداشتی به سر می برد و در بند عمومی نگاهداری می شود.

خانم معصومه شفيعی که در 18 روز گذشته موفق به بازديد از همسرش نشده است در اين بيانيه پرسيده است که آيا قرنطينه اصطلاح تازه ای برای حبس انفرادی يا راهی برای انزوای سياسی آقای گنجی است.

خانم شفيعی نوشت: "آقای گنجی در تاريخ 12/6/84 پس از ترخيص از بيمارستان ميلاد در حالی به زندان اوين منتقل شد كه بنابر اطلاعيه تيم پزشكی معالج وی 'با حال عمومی خوب' از بيمارستان مرخص شد. پس از طی ده روز گذشته چه 'اتفاق خاصی' در زندان برای گنجی رخ داده كه در 'قرنطينه بهداشتی-درمانی' نگهداری می ‌شود."

وی افزود: "اگر نياز به مراقبت های بهداشتی-درمانی بود پزشكان بيمارستان ميلاد وی را ترخيص نمی كردند. معنی قرنطينه چيست؟ معنی قرنطينه، جداسازی يک فرد به دلايل خاص پزشكی از ديگران است. ولی در مورد گنجی اين دلايل، صرفا سياسی است و بهتر است به آن قرنطينه خبری دو طرفه يا بی ‌خبری سياسی نام نهاد."

خانم شفيعی می افزايد: "قرنطينه بهداشتی-درمانی نام جديدی برای سلول انفرادی است. همان جايی كه قبلا به آن "سوئيت" نيز گفته می ‌شد."

همسر آقای گنجی همچنين می گويد که امکان تماس تلفنی با شوهرش را ندارد و می نويسد: "آيا در قرنطينه بهداشتی-درمانی تماس تلفنی نيز از نظر بهداشتی ممنوع است؟"

وی در پايان بيانيه تاکيد کرد که انتقال آقای گنجی از بيمارستان به زندان "خلاف مذاكرات و توافقات صورت گرفته برخی مسئولين قضايی با آقای گنجی است".

او نوشت: "وقتی قدرت حرف اول و آخر را می ‌زند، ديگر مناسبات شرعی و اخلاقی اعتباری ندارد."

آقای گنجی ماه گذشته درحالی که در بيمارستان بستری بود، به اعتصاب غذای خود که برای بيش از 70 روز ادامه داشت پايان داد و مدتی بعد بار ديگر به زندان بازگردانده شد.

وی در سال 2000 پس از نوشتن يک رشته مقالات که مقام های ارشد ايرانی را به قتل ناراضيان سياسی نسبت می داد به شش سال زندان محکوم شد.

شيرين عبادی، وکيل آقای گنجی گفته است که موکلش بايد مدت ها قبل آزاد می شد چرا که بخش اعظم دوران شش ساله حبس را سپری کرده است.

در طول مدت اعتصاب غذای آقای گنجی، حمايت گسترده ای برای او در سطح جهان ايجاد شد، به طوريکه حتی کوفی عنان، دبير کل سازمان ملل، خواستار آزادی او از زندان شد.

آقای گنجی در دوران اعتصاب غذا علنا خواستار برکناری آيت الله خامنه ای، رهبر ايران، از قدرت شده بود.

او همچنين در چند نامه که در زندان نوشته صريحا اعلام کرده است که در حکومت اسلامی نمی توان از دموکراسی سخن گفت و خواستار برپايی حکومت جمهوری غير دينی در ايران شد.
2 نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم شهریور 1384ساعت 12:8  توسط mohammad reza.t.... | 

'رهبر ايران گزارش امنيت اجتماعی را تکان دهنده خواند'
عباسعلی عليزاده، رييس کل دادگستری استان تهران، می گويد آيت الله علی خامنه ای، رهبر جمهوری اسلامی گزارش قوه قضاييه درباره امنيت اجتماعی را "تکان دهنده" توصيف کرده است.

آقای عليزاده به خبرگزاری دانشجويان ايران، ايسنا، درباره هراس مردم از افرادی که مخل امنيت اجتماعی هستند، گفته است که گزارش محرمانه ای را درباره ناامنی ناشی از رفتار مجرمانه اراذل و اوباش برای سران جمهوری اسلامی از جمله آيت الله خامنه ای ارسال کرده که وی آن را "تکان دهنده" دانسته است.

اين دومين بار طی دو ماه اخير است که آقای عليزاده گزارشی افشاگرانه درباره ناکارآمدی ساز و کارهای قضايی در ايران منتشر می کند. وی که رياست هيئت نظارت و بازرسی حفظ حقوق شهروندی را نيز به عهده دارد، در اواخر ژوييه طی گزارشی از عملکرد اين هيئت به رئيس قوه قضائيه، از موارد متعدد نقض حقوق شهروندی در دستگاه قضائی و نهادهای نظامی، انتظامی و امنيتی خبر داده بود.

اندکی بعد سخنگوی قوه قضاييه اعلام کرد که تمام کاستی ها رفع شده و ديگر مشکلی از آن دست در تشکيلات قضايی و امنيتی ايران نيست.

اکنون رييس کل دادگستری استان تهران می گويد که رهبر جمهوری اسلامی تاکيد کرده است که "با همکاری نيروهای انتظامی و وزارت اطلاعات با جديت و شدت برخورد شود و اشرار به اشد مجازات محکوم شوند."

اين گزارش در حالی تهيه شده است که رسانه های ايران از افزايش جرايمی نظير آدمربايی، زورگيری و تجاوز به عنف در ايران گزارش می دهند که در سالهای بعد از انقلاب ۱۹۷۹ بی سابقه بوده است. کارشناسان شکاف طبقاتی و فقر را علت اصلی رشد جرايم می دانند، ولی تسامح قوه قضاييه را در برخورد با مجرمانی که توسط پليس دستگير شده اند، بی تاثير ندانسته اند.

آقای عليزاده به پرونده ای اشاره کرده است که دو موتور سوار در شرق تهران "در روز روشن" اقدام به اخاذی می کردند و دست پسری را که می خواسته با آنها برخورد کند، "در انظار عمومی قطع کرده اند."


پلیس
پليس ايران از اول سپتامبر ۲۰۰۵ طرح افزايش امنيت اجتماعی را به مدت ۲۰ روز برای ريشه يابی و برخورد با جرايم سازمان يافته به اجرا گذاشته است

وی تاکيد کرد که قوه قضاييه قصد دارد با اين متخلفان به عنوان "مفسد فی الارض" برخورد کند که مجازاتشان طبق شرع اسلام اعدام است. آقای عليزاده همچنين اعلام کرد که با فروشندگان چاقوهای غير عادی که "کاربردی جز برای چاقو کشی ندارند"، برخورد خواهد شد.

ايران برای فروش سلاح قوانين نسبتا سختگيرانه ای دارد، ولی برای برخورد با فروشندگان و خريداران لوازم شکاری مانند چاقو و تفنگ شکار که ممکن است به عنوان آلت جرم استفاده شود، قانونی ندارد.

اخيرا دادستانی تهران اعلام کرد که نيروهای امنيتی شامل پليس، ماموران وزارت اطلاعات و بسيج از اول سپتامبر ۲۰۰۵ طرح "افزايش امنيت اجتماعی" را به مدت ۲۰ روز برای ريشه يابی و برخورد با جرايم سازمان يافته به اجرا می گذارند.

در طرح دادستانی تهران، مصداقهای اخلال در امنيت اجتماعی عبارتند از: "تظاهر و قدرت ‌نمايی با چاقو يا قمه، زورگيری و اخاذی، ارعاب، تهديد و سلب آسايش و نظام عمومی، اعمال خرابکارانه و هرگونه خريد و فروش و نگهداری و حمل سلاح غير مجاز، آدم ‌ربايی و نزاع دسته ‌جمعی، ايجاد مزاحمت برای بانوان در معابر و اماکن عمومی، تجاوز به عنف، اعمال منافی عفت عمومی، ايجاد شبکه‌ فساد و دائر کردن مراکز قمار و فحشاء و شرب خمر در علن و تظاهرات مستانه، خريد و فروش داروهای روان ‌گردان".

هر چند گزارش شده است که در چهار روز نخست اجرای اين طرح "حدود ۹۰ نفر از اراذل و اوباش" دستگير و به دادسرا فرستاده شده اند، ولی کارشناسان هشدار می دهند اين گونه طرحها به دليل داشتن مدت زمانی معين، اراذل و اوباش را ترغيب به پنهان شدن می کند و آنها در خاتمه طرح فعاليت مجرمانه خود را از سر می گيرند.

يک وکيل به نام اسماعيل نوری به ايسنا گفته است که بايد اين طرح را مسکن تلقی کرد نه درمان. وی همچنين نگران نقض حقوق شهروندی در جريان بازرسی هاست، ولی برخی کارشناسان بروز خطای سهوی در جريان طرحهای ضربتی را اجتناب ناپذير می دانند.
2 نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم شهریور 1384ساعت 12:6  توسط mohammad reza.t.... | 

تاييد ادعای هسته ای ايران و پيامدهای آن
اکنون اين موضوع روشن شده است که آلودگی قطعات سانتريفيوژ به اورانيوم غنی شده، که بازرسان آژانس بين المللی انرژی اتمی در بازرسی از تاسيسات ايران متوجه آن شده بودند ، پيش از اين که اين قطعات در اختيار ايران قرار گيرد صورت گرفته است.

قبل از اين تحول، دولت های غربی اميدوار بودند که از کشف آثار اورانيوم غنی شده در مقياس زياد، در قطعات سانتر يفيوژ، به اين نتيجه گيری برسند که ايرانيان برنامه غنی سازی اورانيوم را بطور پنهانی شروع کرده اند.

اگر چه جزئيات کامل تحقيقات علمی در اين زمينه هنوز انتشار نيافته، اما شواهد امر حاکی از اين است که قطعات سانتريفيوژ، پيش از انتقال از پاکستان به ايران به اورانيوم غنی شده، آلوده بود.

ايران از اعلام اين خبر استفاده کرده است تا انکارهای قبلی خود در ارتباط با غنی سازی اورانيوم را موجه جلوه دهد.

اين تحول، موجب برهم خوردن تئوری های ديپلمات های غربی در ارتباط با اين مسئله شده و به نحو قابل توجهی برنامه آنان برای ترغيب ايران به دست برداشتن کامل از برنامه غنی سازی اورانيوم را برهم می زند.

دور بعدی مذاکرات کشورهای اروپايی با ايران که قرار بود در پايان ماه جاری ميلادی صورت گيرد اکنون لغو شده است.

يک سخنگوی وزارت خارجه بريتانيا گفته است تا هنگامی که ايران به قطعنامه اخير آژانس بين المللی انرژی اتمی پاسخ نداده است، دليلی برای مذاکره با ايران وجود ندارد.

در اين قطعنامه، ايران ترغيب شده بود که فعاليت ها در زمينه فرآوری اورانيوم را که اخيرا از سرگرفته، متوقف سازد. ولی ايران به هيچوجه تسليم اين درخواست نشده است.

محمد البرادعی رئيس آژانس بين المللی انرژی اتمی در اوايل ماه سپتامبر گزارش کامل علمی درباره فعاليت های هسته ای ايران را دريافت خواهد کرد. پس از بررسی دقيق اطلاعات جديد، شورای حکام آژانس بين المللی انرژی اتمی مجددا تشکيل جلسه خواهد داد.

ولی با نداشتن دلايل قانع کننده در زمينه فعاليت های هسته ای ايران، احتمال دارد متقاعد کردن اعضای شورای حکام به ارجاع پرونده ايران به شورای امنيت سازمان ملل متحد مشکل تر شود.

ممکن است شورای حکام از ايران خواستار اطلاعات بيشتری در زمينه فعاليت های هسته ای خود در گذشته، شود و برخی ممکن است بخواهند مهلت بيشتری به ايران داده شود.

با توجه به اين عوامل، احتمال دارد که يک بحران تمام عيار درباره برنامه هسته ای ايران يه تعويق افتاده باشد.
جاناتان مارکوس
تحليلگر امور ديپلماتيک بی بی سی
2 نوشته شده در  شنبه نوزدهم شهریور 1384ساعت 15:31  توسط mohammad reza.t.... | 

دعوت از روسيه، چين و هند برای تهديد ايران به تحريم
کاندوليزا رايس، وزيرخارجه آمريکا در نشستی خبری در واشنگتن اعلام کرد که آمريکا به دنبال جلب حمايت بين المللی برای تصميم گيری عليه ايران در شورای امنيت سازمان ملل متحد است و از روسيه، چين و هند خواست در تهديد ايران به اعمال تحريم به آمريکا بپيوندند، چرا که به گفته او، جامعه جهانی بايد يکصدا شود و به ايران پيام دهد که رفتارش در مذاکره با اروپاييها و سپس ترک اين مذاکرات قابل قبول نيست.

کاندوليزا رايس همچنين گفت با اينکه محمود احمدی نژاد، رئيس جمهور تازه ايران به دليل آنچه او، "ارتباط با تروريسم" خواند، واجد شرايط دريافت رواديد ورود به خاک آمريکا نيست، اما دولت آمريکا به او رواديد داده است تا در مجمع عمومی سازمان ملل متحد شرکت جويد.

او با اشاره به حضور خود در مجمع عمومی سازمان ملل گفت: "نمی دانم اين شانس را خواهم داشت که اتفاقی با او [محمود احمدی نژاد] مواجه شوم يا نه، اما می دانيد که من آدم خوشرويی ام و فکر می کنم اگر با او رودرو بشوم سلامی به او بدهم".

چين و روسيه که وزيرخارجه آمريکا از آنها خواهان پيوستن به تلاش برای به انزوا کشاندن ايران و واداشتن آن به محدود ساختن فعاليت هسته ای اش شده، عضو دائمی شورای امنيت سازمان مللند و می توانند هر تصميمی که در اين شورا عليه ايران گرفته شود را با حق وتوی خود ملغی کنند.

روسيه، تأمين کننده اصلی فناوری هسته ای برای ايران است و چين روابط گسترده تجاری با اين کشور دارد.

هند نيز از جمله کشورهای دارای جنگ افزار هسته ای است و ايران اخيراً تلاش خود را برای جلب حمايت سياسی اين کشور شدت بخشيده است.

شورای حکام آژانس بين المللی انرژی اتمی قرار است در نشست آتی خود که نوزدهم سپتامبر برگزار می شود در مورد برخورد با ايران که به قطعنامه اخير اين شورا مبنی بر متوقف ساختن فوری برنامه غنی سازی اورانيوم بی اعتنا مانده است تصميم گيری کند.

تحليلگران پيش بينی می کنند که اين شورا تصميم به ارجاع پرونده هسته ای ايران به شورای امنيت سازمان ملل متحد بگيرد.
2 نوشته شده در  شنبه نوزدهم شهریور 1384ساعت 15:29  توسط mohammad reza.t.... | 

مرور رويدادهای هفته از دريچه طنز
هفت روز می گذرد، آدمها می روند، می آيند، منفجر می شوند، منفجر می کنند، انتخاب می شوند، انتخاب می کنند، سيل می آيد، تندباد می پيچد، هواپيماها سقوط می کند، کاترينا می آيد، سونامی از راه می رسد، قيمت نفت از هفتاد دلار بالاتر می رود و قيمت انسان از يک دلار هم پائين تر می آيد. آنچه در اين نوشته می خوانيد و در هفته های ديگر خواهيد خواند نگاهی است به وقايع هفته در سراسر جهان از نگاه يک طنزنويس.

انترناسيوناليسم ايرانی

در پی اعلام اين نکته که تا کنون ۶۵۰۰۰ شرکت تجاری ايرانی در دبی ثبت شده اند، يکی از ايرانيان گفت: ما ايرانی ها صبح در تهران از خواب بيدار می شويم. محل شرکت تجاری و مرکزخريدمان در دبی است. استعدادمان در تهران کشف شده ، اما نبوغ مان در اروپا شکوفا می شود. برای تحصيل به فرانسه يا لندن می رويم، اما چون از کار در اروپا خوش مان نمی آيد، در ايالات متحده آمريکا کار می کنيم. و هر وقت بيکار شديم برای گرفتن حقوق بيکاری به اروپای مرکزی می رويم.

برنامه های تلويزيونی مان از لس آنجلس پخش و در خرم آباد دريافت می شود. فيلم های مان را در بيابان های ايران می سازيم. اما در ونيز و پاريس و برلين آنها را نمايش می دهيم و از آنجا جايزه فيلمسازی می گيريم.

در کلن طرفدار جمهوری و در تهران طرفدار سلطنت هستيم، مهم ترين مقالات سياسی مان در اوين نوشته می شود، اما در پاريس خوانده می شود. از واشنگتن نامزد انتخابات می شويم، اما صلاحيت مان در تهران رد می شود، بنابراين در برلين انتخابات را تحريم می کنيم و در لندن تصميم می گيريم رفراندوم برگزار کنيم. در هلند عضو پارلمان و در اسرائيل رييس جمهور می شويم. در تهران با حکومت مخالفت می کنيم، در عراق با حکومت می جنگيم، اما در لبنان از حکومت دفاع می کنيم.

در تهران کنسرت موسيقی راک برگزار می کنيم، اما در فرانکفورت کنسرت موسيقی سنتی مان با استقبال آلمانی ها روبرو می شود، در آنکارا در کنسرت موسيقی پاپ ايرانی شرکت می کنيم، اما در آنتاليا می رقصيم. در کانادا برنده مسابقه ملکه زيبايی می شويم. حقوق زنان مان در مشهد نقض می شود، اما در سوئد از حقوق زنان دفاع می کنيم.

وليعهدمان در آمريکاست، ملکه مان در يکی از شهرهای فرانسه زندگی می کند، رئيس جمهورسابق مان در پاريس زندگی می کنند، رئيس قوه قضائيه مان متولد عراق است، در عوض نخست وزير عراق سالها در ايران زندگی می کرد و رئيس جمهور اسرائيل متولد ايران است. در ايران زندگی می کنيم، در ترکيه تفريح می کنيم، در آمريکا پولدار می شويم و برای مرگ به ايران برمی گرديم.

بوش و کاترينا

توفان کاترينا در ايالات متحده آمريکا خسارات فراوانی را بوجود آورد. جرج بوش در پيامی به مردم آمريکا گفت:« توفان خيلی خطرناک است. مواظب باشيد، زير باران خيس نشويد، من چند بار خيس شدم و از اينکه همراه با ملتم خيس می شوم، افتخار می کنم. لورا هم خيس شد.» در پی توفان کاترينا، سخنگوی وزارت امور خارجه ايران با قربانيان توفان در آمريکا ابراز همدردی کرد. دو سال پيش سخنگوی وزارت خارجه آمريکا با خانواده قربانيان زلزله در ايران ابراز همدردی کرده بود. وزارت امور خارجه ايران و آمريکا تصميم دارند فقط نسبت به کسانی که در آمريکا يا در ايران می ميرند ابراز همدردی کنند و چندان علاقه ای برای همدردی يا همبستگی با آدمهای زنده ندارند.

انتخابات مصر برگزار شد

انتخابات در مصر برگزار شد. بعد از ۲۴ سال که همواره فقط حسنی مبارک نامزد رياست جمهوری بود، اين بار ۱۰ نفر نامزد انتخابات شدند. يکی از شهروندان قاهره می گويد ما در ۲۴ سال گذشته معمولا به مبارک رای نمی داديم ولی او هميشه انتخاب می شد، اين بار تصميم گرفتيم حتما به او رای بدهيم، چون مطمئن هستيم که اين بار انتخاب نمی شود. اما يکی از مخالفان مبارک گفت: انتخابات را تحريم می کنيم، چون کار ديگری نمی توانيم بکنيم. مخالفان مبارک گفتند که در جريان انتخابات تخلفات زيادی صورت گرفته است. ظاهرا مرکبی که بايد بعد از رای گيری انگشت شان را با آن رنگ می کردند نوعی مرکب غيردموکراتيک بود که فورا پاک می شد، ضمنا طرفداران مبارک با هر پنج انگشت شان رای دادند، حتی گفته شده است که گروهی از انگشتان پای شان نيز استفاده کردند. مخالفان گفته اند که رای دهندگان با اتوبوس به محل رای گيری آورده می شدند، و معمولا در مصر هرکسی که در روز رای گيری سوار اتوبوس می شود، خودبخود به حسنی مبارک رای می دهد. برخی منابع آگاه گفتند که تعدادی از مهرهای انتخابات گم شده است، در عوض تعدادی صندوق انتخابات که پر از رای بوده و روی آنها نوشته بود « مبارک است» پيدا شد. همچنين منابع امنيتی مصر بطور جدی و با مهربانی به طرفداران ساير نامزدها توصيه می کردند که به حسنی مبارک رای بدهند، در اثر اين توصيه ها تعدادی زخمی شدند. طرفداران مبارک پيش بينی می کنند که وی بتواند ۱۰۶ درصد از آرای شرکت کنندگان در انتخابات را بدست بياورد.

رومئو و ژوليت در کابل

تئاتر رومئو و ژوليت در کابل برگزار شد. بنا به گفته حکيميار کارگردان رومئو و ژوليت افغان در اين نمايش برخی ويژگيهای جامعه افغانستان نيز مورد نظر قرار گرفته است. ظاهرا قرار است در آينده اتللو نيز با در نظر گرفتن برخی ويژگيهای جامعه افغانستان به اجرا دربيايد، در اين نمايش اتللو يکی از فرماندهان طالبان است که قبل از اينکه متوجه شود دزدمونا دستمالش را کجا انداخته به او مشکوک می شود و تصميم به قتل او می گيرد، اما دزدمونا برای بخشيده شدن توسط اتللو قبول می کند که در يک عمليات انتحاری آمريکايی ها را نابود کند، اتللو از اين صداقت چنان لذت می برد که او را می بخشد و خودش به جای او در عمليات انتحاری شرکت می کند. در پايان دزدمونا با کازيو که يکی از فرماندهان ائتلاف شمال است ازدواج می کند و مجددا دستمالش گم می شود.

رقابت شرودر و آنگلا مرکل

رقابت انتخاباتی ميان گرهارد شرودر و آنگلا مرکل در آلمان برگزار شد. کارشناسان سياسی معتقدند که با وجود اينکه شرودر در آلمان محبوبيت ندارد، اما بازهم ممکن است وی انتخاب شود، چون در آلمان شوماخر بيشتر محبوب است، اما نامزد انتخابات نيست. شرودر برای پيروزی در انتخابات تلاش کرد که نشان دهد با سياست های آمريکا در مورد ايران مخالف است، وی که احساس می کرد محبوبيت خود را از دست داده است، انتخابات را جلو انداخت تا محبوبيت بدست بياورد، آلمانی ها هم از زمانی که شرودر تصميم به رفتن گرفته است به او علاقمند شده اند، آنگلا مرکل رقيب شرودر يک ويژگی کم نظير در ميان تمام آلمانی ها دارد، او از معدود آلمانی هايی است که محبوبيتش از شرودر هم کمتر است.

نارنج های فاسد باغ های اوکراين

رئيس جمهور نارنجی اوکراين، نخست وزير نارنجی اوکراين را برکنار کرد. در حال حاضر چهار جريان مهم سياسی در اوکراين وجود دارند، گروه اول کسانی هستند که متهم به ايجاد ديکتاتوری همراه با فساد مالی هستند که در انقلاب نارنجی کنار گذاشته شدند، گروه دوم کسانی هستند مانند يوليا تيموشنکو که با ديکتاتوری مخالف اند، اما متهم به فساد مالی هستند، گروه سوم کسانی هستند که با فساد مالی مخالف نيستند، اما از اينکه مورد اتهام فساد مالی قرار بگيرند می ترسند، اما در اين ميان يوشچنکو تنها کسی است که خودش متهم به فساد مالی نيست، اما مطبوعات معتقدند که پسرش متهم به فساد مالی است.
2 نوشته شده در  شنبه نوزدهم شهریور 1384ساعت 15:28  توسط mohammad reza.t.... | 

نظارت خبرگان رهبری و چالشهای ولايت فقيه
بيانيه پايانی چهاردهمين اجلاس رسمی مجلس خبرگان که در روزهای سه شنبه و چهارشنبه ششم و هفتم سپتامبر در تهران برگزار شد، دربردارنده توصيه‌هايی اخلاقی در زمينه سياستِ داخلی، سياستِ خارجی و حتی اندرزهايی به "خطبا و مداحان" برای پرهيز از مبالغه درباره امامان شيعه است.

به رغم تشريفاتی بودن اين بيانيه، در محافل سياسی تهران گفته می‌شود اجلاسِ غيرعلنی و دو روزه مجلس خبرگان از اهميتِ ويژه‌ای برخوردار بوده است.

يکی از مباحث نشستِ نمايندگانِ مجلس خبرگان، ظاهراً بحث درباره اصلاح قانونِ انتخاباتِ مجلس خبرگان است. در سال‌های اخير، منتقدان، قانون انتخاباتِ مجلس خبرگان را به غير دموکراتيک بودن متهم کرده و آن را کاملاً تحتِ کنترل شورای نگهبان دانسته‌اند؛ در حالی که وظيفه مجلس خبرگان انتخاب رهبر و نظارت بر کارها و نهادهای وابسته به او از جمله شورای نگهبان است.

به سخن ديگر، از نگاه ناقدان، قانونِ کنونی، در عمل، مجلس خبرگان را از انجام وظايف خود بازداشته است. روند انتخاباتِ مجلس خبرگان و وابستگی آن به شورای نگهبان، يکی از مستنداتِ مهمِ کسانی است که ساختارِ جمهوری اسلامی را دموکراتيک نمی‌دانند.


نگهبانان رهبر
خبرگان رهبری
منتقدان باور دارند فقيهان شورای نگهبان در تأييد يا رد صلاحيت‌ها نمی‌توانند بی‌طرف باشند و می توانند صلاحيت نامزدهای منتقد آيت الله خامنه‌ای را رد کنند

تضاد منافع

يکی از انتقادها به قانون انتخاباتِ مجلس خبرگان اين است که طبق اين قانون، شورای نگهبان بايد صلاحيتِ نامزدهای نمايندگی خبرگان را تأييد کند؛ در عين حال اعضای اين شورا خود نيز می‌توانند نامزدِ نمايندگی در مجلس خبرگان باشند.

در نتيجه رقيب انتخاباتی می‌تواند بر رقيب خود نظارت نمايد و صلاحيت وی را تأييد يا رد کند.

از سوی ديگر، رهبر جمهوری اسلامی شش فقيه شورای نگهبان را به اين مقام منصوب می‌کند. منتقدان باور دارند فقيهانِ شورای نگهبان در تأييد يا رد صلاحيت‌ها نمی‌توانند بی‌طرف باشند و می توانند صلاحيتِ نامزدهايی را که منتقدِ آيت الله علی خامنه‌ای، رهبرِ جمهوری اسلامی هستند، رد کنند.

از چشم شماری از منتقدانِ قانونِ فعلی انتخابات، گزينش نمايندگانِ مجلس خبرگان به گونه‌ای صورت نمی‌گيرد که آنان توانايی نظارت قاطع و مسئولانه بر رفتارِ سياسی رهبر را داشته باشند و به همين دليل، مجلس خبرگان تا کنون نقش سياسی و نظارتی فعالی نداشته و بيشتر برابر خواست رهبر عمل کرده است.

بدگمانی منتقدانِ قانونِ فعلی انتخابات مجلس خبرگان هنگامی شدت گرفت که در دوره‌های پيش، شورای نگهبان شمار زيادی از نامزدهای نمايندگی در اين مجلس را رد صلاحيت کرد و در نتيجه در بسياری از حوزه‌های انتخاباتی، درست، بهشمار نمايندگانِ مورد نياز، نامزد وجود داشت.

برای نمونه، در برخی دوره‌ها، در استانِ تهران که بايد پانزده نماينده به مجلس خبرگان بفرستد، تنها شانزده نامزد وجود داشته است. برخی اين را به معنای کم‌اهميت بودنِ مشارکت مردم در انتخابات مجلس خبرگان گرفته‌اند؛ زيرا شمار فراوانی از نامزدها به رغم آرای پايين شهروندان به مجلس خبرگان راه يافته‌اند.

مجلس خبرگان يا مجلس فقيهان

در قانون فعلی، نماينده مجلس خبرگان بايد انحصارا مجتهد يا فقيه باشد؛ يعنی به بلندپايه‌ترين مرتبه تحصيل علوم دينی دست يافته باشد تا شايسته انتخاب رهبری باشد که خود فقيه است.


آيت الله مشکینی، رییس مجلس خبرگان (راست) و آیت الله خامنه ای
جدال رييس و يک نماينده مجلس خبرگان بر سر مفهوم ولايت فقيه و منشأ آسمانی يا زمينی قدرت او، نمادی از اختلاف نظر جدی ميان هواداران نظريه ولايت فقيه است

منتقدان می‌گويند از آنجا که فقاهت يکی از شرايط رهبر است، احرازِ شرايط ديگر مانند مديريت و آگاهی به مسائل ايران و جهان، شجاعت و تقوا در انحصارِ فقيهان نيست.

از اين رو، منتقدان می‌پرسند چرا غيرفقيهان نبايد امکان ورود به مجلس خبرگان را داشته باشند و درباره ميزان مديريت و آگاهی رهبری از مسائل داخلی و بين المللی نظر بدهند؟

حتی برخی ناقدان گفته‌اند از آنجا که رهبر، فرماندهی کل قوا را نيز بر عهده دارد، بايد کارشناسان نظامی نيز در مجلس خبرگان حضور داشته باشند تا درباره کارنامه نظامی رهبری داوری کنند.

حکومتی ‌شدنِ گواهينامه اجتهاد

در زمانِ آيت الله خمينی، نامزدهای نمايندگی مجلس خبرگان برای اثباتِ اجتهاد و فقاهتِ خود به نشان دادن هيچ سند و مدرکی نياز نداشتند و شهرتِ آنان به اجتهاد کافی بود.

پس از درگذشتِ آيت الله خمينی، شورای نگهبان اعلام کرد فقيهان اين شورا بايد شرط اجتهادِ نامزدهای نمايندگی مجلس خبرگان را احراز کنند. از اين رو، اين شورا از نامزدها خواست با حضور در شورای نگهبان نزدِ فقيهان اين شورا امتحانِ فقه و اصول فقه بدهند.

بسياری از نامزدها از جمله مهدی کروبی و حسين موسوی تبريزی شرط تازه شورای نگهبان را توهين قلمداد کردند و فقيهانِ شورای نگهبان را برای گرفتن امتحانِ اجتهاد شايسته ندانستند.

به رغم مخالفت اين گروه، در شانزده سال گذشته نامزدهای انتخاباتی که حاضر به دادن امتحان در شورای نگهبان بوده‌اند به اين مجلس راه يافتند.


دیدار خبرگان رهبری از آرامگاه آیت الله خمینی
رهبران جمهوری اسلامی بارها تأکيد کرده‌اند که يکی از اهداف اصلی "دشمنان نظام" از ميان بردنِ ولايت فقيه است

بعضی روحانيان می‌گويند انحصار صدور گواهينامه اجتهاد به شورای نگهبان، آشکارترين نمونه حکومتی کردن فقه، اجتهاد و حوزه علميه است.

روحانيانِ منتقد جمهوری اسلامی گمان دارند برای صدور گواهينامه اجتهاد، رهبر جمهوری اسلامی به اعضای شورای نگهبان بيش از استادان حوزه علميه قم و حتی تشکيلاتِ مرکز مديريت حوزه علميه اعتماد دارد.

جدا از اين، روحانيانِ بسياری شورای نگهبان را متهم می‌کنند که در دادنِ گواهينامه اجتهاد به ملاحظات سياسی بيش از معيارهای فقهی پايبند است.

اين دسته از روحانيان احتمال می‌دهند فقيهانی که از نظر سياسی با شورای نگهبان هم‌سو نيستند از حضور در مجلس خبرگان بازمانند و روحانيانی که گرايش سياسی مشترکی با اعضای شورای نگهبان دارند بدون داشتن شايستگی فقهی لازم، گواهينامه اجتهاد بگيرند.

انتخاباتِ سال آينده

اکبر هاشمی رفسنجانی، نايب رييس مجلس خبرگان به خبرنگاران گفته است مجموعه‌ای از انتقادها به قانونِ انتخابات مجلس خبرگان در نشست دو روزه اين مجلس طرح شده و برای بررسی به کميسيون مربوطه رفته است.


آیت الله جنتی، دبیر شورای نگهبان
بعضی روحانيان می‌گويند انحصار صدور گواهينامه اجتهاد به شورای نگهبان، آشکارترين نمونه حکومتی کردن فقه، اجتهاد و حوزه علميه است

اما معلوم نيست برای انتخاباتِ سال آينده مجلس خبرگان، اصلاحاتی بنيادين در قانون فعلی صورت بگيرد.

صاحب‌نظران سياسی می‌گويند اگر اصلاحيه آينده قانون انتخابات مجلس خبرگان رهبری همه خواسته‌های منتقدان را برآورده کند، تحولی بنيادی در نظام سياسی جمهوری اسلامی پديدخواهد آمد. آنها در شرايط کنونی به اصلاح اين قانون در راستايی دموکراتيک‌ خوش‌بين نيستند.

همچنين آقای رفسنجانی گفته به رغم اظهارنظرهای شخصی، بحث تأخير در برگزاری انتخابات سال آينده در شانزدهمين اجلاس مجلس خبرگان طرح نشده است.

سر منشا ولايت

بر خلاف جلسه‌های اصلی مجلس خبرگان که طبق قانون غيرعلنی است، افتتاحيه معمولاً علنی برگزار می‌شود.

شايد تنها اتفاق افتتاحيه اجلاس اخير، درگرفتن بحث ميان آيت الله علی مشکينی، رييس مجلس خبرگان و آيت الله محمد يزدی، نماينده اين مجلس و رييس پيشين قوه قضاييه بر سر ولايتِ فقيه بود.

آقای مشکينی گفت در اسلام، ولايتِ امر و سلطه بر جامعه از اراده امت و اراده خدا نشأت می‌گيرد؛ اما آقای يزدی با اعتراض به اين گزاره گفت ولايتِ امر تنها از اراده خدا نشأت می‌گيرد و مردم فقط می‌توانند مصداق آن را تعيين کنند.

جدال رييس و يک نماينده مجلس خبرگان بر سر مفهومِ ولايتِ فقيه و منشأ آسمانی يا زمينی قدرتِ او، نمادی از اختلاف نظر جدی ميانِ هواداران نظريه ولايتِ فقيه است.

چند ماهِ پيش، اکبر هاشمی رفسنجانی از جمله در دو گفتگوی جداگانه با رسانه های ايرانی تصريح کرد: "ولی فقيه را خدا تعيين نکرده و ممکن است تعداد زيادی فقيه اين شرايط را داشته باشند."

اين در حالی است که کسانی مانند محمد يزدی باور دارند ولی فقيه منصوب از سوی خداوند است و مردم تنها از راه مجلس خبرگان، وی را "کشف" می‌کنند.

از اين رو، به نظر گروهی که به ديدگاهِ "کشف" باور دارند، ولی فقيه فردی خاص و ازپيش‌مشخص است که اگر مردم با "بيعت" کردن با وی، از ولايتِ او پرده برندارند و به سلطه او فعليت ندهند، "همه گناه‌کارند و به نوعی مرتکب معصيت شده‌اند".


خبرگان رهبری
برخی ناقدان گفته‌اند از آنجا که رهبر، فرماندهی کل قوا را نيز بر عهده دارد، بايد کارشناسان نظامی نيز در مجلس خبرگان حضور داشته باشند تا درباره کارنامه نظامی رهبری داوری کنند

آقای يزدی که از اين گروه است، ولايتِ فقيه را به ولايتِ پيامبر اسلام تشبيه می‌کند.

در مقابل، کسانی مانند نايب رييس و رييس مجلس خبرگان می‌گويند تنها امامتِ دوازده امام شيعيان اللهی است و مردم هيچ دخالتی در آن ندارند؛ اما ولی فقيه فردی منصوب از سوی خداوند نيست و ولايت او مثلِ "ولايتِ شاه و وزير" است.

جدا از پيامدهای عملی اين اختلاف نظر، طرح دوباره اين موضوع در مجلس خبرگان رهبری نشان می‌دهد که به رغم گذشت نزديک به سه دهه از عمر جمهوری اسلامی، هنوز ولايتِ فقيه در دستگاهِ نظری فقيهان کاملاً قابل توجيه نيست.

روحانيانِ منتقد جمهوری اسلامی می‌گويند ولايتِ فقيه تنها با پشتوانه‌ قدرت سياسی امکان طرح شدن داشته و در سنتِ فقهی اين مقوله – به صورت امروزی آن – غايب است.

تحليلگرانی نيز هستند که اختلاف نظر درباره معنا و دامنه ولايتِ فقيه را برخاسته از جنگ قدرت‌ها در درون جمهوری اسلامی می‌دانند.

موقعيتِ مجلس خبرگان

معمولا شهروندانِ ايرانی در جريان مذاکراتِ مجلس خبرگان رهبری قرار نمی‌گيرند. از سوی ديگر ايرانيانِ بسياری به نقش و کارايی مجلس خبرگان در نظارت جدی بر کارنامه رهبر بدگمان‌اند.

اما گذشته از اين، در سال‌های اخير جريان‌ها و شخصيت‌های دموکراتيک تلاش کرده‌اند اصلِ ولايتِ فقيه را به پرسش بگيرند و مقام مادام العمریِ رهبری را ناسازگار با دموکراسی بنمايانند.

رهبران جمهوری اسلامی نيز بارها تأکيد کرده‌اند که يکی از اهداف اصلی "دشمنانِ نظام" از ميان بردنِ ولايتِ فقيه است.
2 نوشته شده در  جمعه هجدهم شهریور 1384ساعت 15:2  توسط mohammad reza.t.... | 

اصولگرايان و محافظه کاران؛ رويارويی ناگزير برای قبضه قدرت؟
گزارش برخی محافل سياسی و مطبوعاتی تهران حکايت از آن دارد که علی اکبر ناطق نوری، رييس شورای هماهنگی نيروهای انقلاب اسلامی، مدتی است از شرکت در جلسات اين شورا خودداری کرده و عملا از دايره تصميم گيری در اين تشکل محافظه کار خارج شده است.

شورای هماهنگی نيروهای انقلاب اسلامی، به عنوان ائتلافی از چند تشکل اصلی و پرسابقه جناح محافظه کار شکل گرفت و به ويژه در جريان نهمين دوره انتخابات رياست جمهوری فعال شد، اما ناکامی علی لاريجانی، نامزد مورد حمايت اين شورا، موجب تضعيف هرچه بيشتر موقعيت اين ائتلاف نه چندان گسترده در بين طيف های مختلف جناح پيروز در انتخابات، به ويژه طيف اصولگرايان و آبادگران شد.
شورای هماهنگی نيروهای انقلاب اسلامی، پس از بحث ها و مشاجرات فراوان که به آشکار شدن هر چه بيشتر گسست ها و اختلاف های درونی در ميان محافظه کاران منجر شد، از مجموع کسانی که نامشان به عنوان نامزدهای احتمالی نهمين دوره انتخابات رياست جمهوری مطرح شده بود، سرانجام به حمايت از علی لاريجانی پرداخت و گفته شد علی اکبر ناطق نوری، در رسيدن به اين تصميم، نقشی عمده و چشمگير داشته است.

علی اکبر ولايتی، محسن رضايی، محمد باقر قاليباف و محمود احمدی نژاد، ديگر نامزدهايی بودند که در مراحل مختلف، از فهرست شورای هماهنگی نيروهای انقلاب اسلامی کنار گذاشته شدند.

اما نتيجه غيرقابل انتظار انتخابات و پيروزی محمود احمدی نژاد، اين شورا را در موقعيت جديدی قرار داد. آقای احمدی نژاد اگرچه از حمايت سازماندهی شده نيروهايی که به اصولگرايان شهرت يافته اند برخوردار بود، اما در مقابل، نتوانسته بود حمايت طيف سنتی محافظه کاران را به دست آورد.

اصولگرايان قدرت را تمام و کمال می خواهند

با اين همه، درست تر آن است که تعدد نامزدها و صف بندی گروه های محافظه کار حامی هر يک از اين نامزدها، تنها نشانه و در نهايت عامل افزايش تضادها و اختلاف نظرهای فزاينده در بين محافظه کارانی محسوب شود که پس از دوم خرداد 76، عمدتا به دليل وجود رقيب مشترک توانسته بودند از وحدت و انسجامی نسبی برخوردار شوند.

اصولگرايانی که ابتدا در جريان دومين دوره انتخابات شوراهای اسلامی شهر و روستا با نام ائتلاف آبادگران ظاهر شدند و در کمتر از سه سال توانستند قوای مقننه و مجريه را نيز در اختيار بگيرند، در راه کسب قدرت تمام عيار، پروای چندانی از نشان دادن تفاوت های خود به ويژه با طيف سنتی جناح محافظه کار، که بيشتر شامل تشکل هايی مانند حزب موتلفه اسلامی، جامعه روحانيت مبارز و جامعه مدرسين حوزه علميه قم می شود، ندارند و حتی گاه با رد هر نوع تقسيم بندی از اين دست، انتقادات تند خود را متوجه راستگرايان سنتی نيز می کنند.


می توان کناره گيری علی اکبر ناطق نوری از کارهای تشکيلاتی و گروهی را تداوم وضعيتی دانست که که ناشی از تلاش همه جانبه اصولگرايان برای دست يافتن به تمامی ارکان قدرت است

در چنين شرايطی، خروج علی اکبر ناطق نوری از شورای هماهنگی نيروهای انقلاب اسلامی، می تواند نشانه ديگری از موقعيت برتر نيروهای عمدتا ناشناس و گمنامی باشد که با داشتن سوابق نظامی و امنيتی، اکنون دست بالا را در معادلات سياسی درون قدرت دارند و در عين حال توانسته اند اين باور را فراگير سازند که اقدامات و تصميماتشان از حمايت و پشتيبانی همه جانبه آيت الله علی خامنه ای، رهبر جمهوری اسلامی برخوردار است.

علی اکبر ناطق نوری، رييس مجلس پنجم، پس از شکست در مقابل محمد خاتمی در انتخابات رياست جمهوری دوم خرداد 1376، تا حد زيادی از صحنه سياسی کشور بيرون رفت، اما نفوذ و جايگاه خود را در بين حاميان محافظه کارش حفظ کرد.

او که پس از مجلس پنجم، به عنوان مشاور آيت الله خامنه ای و رييس دفتر بازرسی بيت رهبری منصوب شد، همچنين عضو مجمع تشخيص مصلحت نظام نيز هست.


برخی فعالان سياسی در جمهوری اسلامی بر اين باورند که اصولگرايانی که عمدتا پيرو انديشه های آيت الله محمد تقی مصباح يزدی، از بانفوذترين روحانيون طيف تندرو محافظه کاران به شمار می روند، در پی آن هستند که با تسلط بر مجلس خبرگان، حلقه های خود به دور رهبری نظام را کامل کنند و با قبضه قدرت، ميدان مانور کوچکتری برای آيت الله خامنه ای باقی بگذارند

با اين همه، به نظر می رسد که انزوای خواسته يا ناخواسته وی، چيزی بيش از تاوان دو شکست در انتخابات رياست جمهوری 1376 و 1384 باشد و می توان کناره گيری وی از کارهای تشکيلاتی و گروهی را تداوم وضعيتی دانست که که ناشی از تلاش همه جانبه اصولگرايان برای دست يافتن به تمامی ارکان قدرت است و ديدن نشانه های مختلف آن چندان دشوار به نظر نمی رسد.

چنين تلاشی، خواه ناخواه، و دير يا زود می تواند از يک سو به رويارويی طيف سنتی محافظه کاران با اصولگرايان تازه نفسی منجر شود که با شعار جوانگرايی و آرمانگرايی انقلابی، از سازماندهی قابل توجهی برخوردارند و از سوی ديگر، موجبات نزديکی بخش هايی از محافظه کاران و نيروهای ميانه رو يا اصلاح طلبان را فراهم آورد.

بستر تازه چالش ها؟

آنچه در جريان برگزاری چهاردمين اجلاس رسمی دوره سوم مجلس خبرگان رهبری روی داد، از همين منظر نيز قابل بررسی است.

ارايه طرحی از سوی معدود روحانيون نزديک به جناح اصلاح طلب در مجلس خبرگان رهبری برای اصلاح آيين نامه انتخاباتی اين مجلس از يک سو و تلاش چهره های نزديک به جريان اصولگرا برای جوانگرايی در اين مجلس و به دست گرفتن اکثريت مجلس خبرگان، اکنون باعث شده که اين نهاد به بستر تازه چالش ها و رقابت های درون حاکميتی بدل شود.


به نظر می رسد که در سايه تحولات سال های اخير، اين احتمال تقويت شده باشد که طيفی از روحانيون اصلاح طلب و محافظه کاران ميانه رو به يکديگر نزديک تر شوند تا اجازه ندهند اکثريت مجلس خبرگان در اختيار جريانی قرار گيرد که در سه سال گذشته توانسته به نام اصولگرايی، و بدون اتکا به تشکل های سنتی محافظه کار، شوراها، مجلس هفتم و قوه مجريه را از آن خود کند

چهره های نزديک به جناح اصلاح طلب با ارايه طرحی خواستار آن شده اند که کار بررسی صلاحيت نامزدهای نمايندگی مجلس خبرگان، نه از سوی فقهای شورای نگهبان، بلکه از سوی نهادی مستقل از حوزه علميه قم صورت گيرد.

امضا کنندگان اين طرح، درواقع نگران آنند که در انتخابات سال آينده مجلس خبرگان، ممکن است همچون دوره قبل، فقهای محافظه کار شورای نگهبان، صلاحيت روحانيون نزديک به اصلاح طلبان را رد کنند. اين طرح در عين حال، نشان دهنده اشتياق اصلاح طلبان برای حضور در مجلس خبرگان رهبری نيز هست.

اما طرح اصلاح طلبان درمجلس خبرگان در عين حال، مخالفت شديد طيفی از محافظه کاران تندرو در اين مجلس را برانگيخته است و به دليل اکثريت محافظه کاران در اين نهاد، تصويب اين طرح بعيد دانسته شده است.

با اين همه، به نظر می رسد که در سايه تحولات سال های اخير، اين احتمال تقويت شده باشد که طيفی از روحانيون اصلاح طلب و محافظه کاران ميانه رو به يکديگر نزديک تر شوند تا اجازه ندهند اکثريت مجلس خبرگان در اختيار جريانی قرار گيرد که در سه سال گذشته توانسته به نام اصولگرايی، و بدون اتکا به تشکل های سنتی محافظه کار، شوراها، مجلس هفتم و قوه مجريه را از آن خود کند.

اصولگرايان که در حرکتی زودهنگام با شعار جوانگرايی پا در ميدان رقابت گذاشته اند، خود آشکارا گفته اند که پيروزی در مجلس خبرگان، گام چهارم آنان خواهد بود.

مهم ترين و اصلی ترين وظيفه مجلس خبرگان رهبری، عزل و نصب رهبر نظام و نظارت بر عملکرد رهبری و دستگاه های زير نظر اوست، هرچند منتقدان بر اين باورند که مجلس خبرگان به دليل آنکه هرگز به چنين وظيفه ای عمل نکرده، اهميت خود را در ساختار حقوقی و سياسی کشور از دست داده است.



با وجود اين، برخی فعالان سياسی در جمهوری اسلامی بر اين باورند که اصولگرايانی که عمدتا پيرو انديشه های آيت الله محمد تقی مصباح يزدی، از بانفوذترين روحانيون طيف تندرو محافظه کاران به شمار می روند، در پی آن هستند که با تسلط بر مجلس خبرگان، حلقه های خود به دور رهبری نظام را کامل کنند و با قبضه قدرت، ميدان مانور کوچکتری برای آيت الله خامنه ای باقی بگذارند.

برخی از اين فعالان، حتی فراتر رفته و سخن از آن می گويند که اصولگرايان، در فکر تغيير رهبری نظام هستند و اين امر را با اکثريت يافتن در مجلس خبرگان دنبال خواهند کرد.
همه اين تحولات در شرايطی صورت می گيرد که علاوه بر اصلاح طلبان، طيفی از محافظه کاران نيز اخيرا نسبت به آنچه خطر تحجر در جامعه اسلامی خوانده شده، هشدار داده اند.

به اين ترتيب، به نظر می رسد با وجود آنکه مجلس خبرگان رهبری، به طور سنتی در اختيار محافظه کاران بوده، اما اکنون با پيدايش طيف های جديدی در اين جناح، ممکن است ائتلاف تازه ای در بين روحانيون ناسازگار با اصولگرايان با محوريت اکبر هاشمی رفسنجانی شکل گيرد.

چنين ائتلافی، بر اساس برخی نشانه ها و گفته ها، می تواند احتمالا طيف متنوعی از روحانيون برجسته جمهوری اسلامی از محافظه کارانی مانند علی مشکينی و ابراهيم امينی گرفته تا اصلاح طلبانی همچون محمد خاتمی، مهدی کروبی و محمد موسوی خوئينی ها را درگيرد؛ هرچند تحقق آن، خود در گروه تغيير و تحولات آتی است.
2 نوشته شده در  جمعه هجدهم شهریور 1384ساعت 14:59  توسط mohammad reza.t.... | 

زندگی خصوصی و عرصه عمومی، سوی ناگفته تاريخ ايرانی
کنفرانس زندگی خصوصی و عرصه عمومی در ايران معاصر اولين کنفرانس از نوع خود است: محلی برای عرضه مطالعات و بحث و نقد و نظر در باره تاريخ شخصيت و فرديت ايرانی و خانواده و ارتباطات فردی او. يا در واقع به جای توجه به تاريخ رايج که تاريخ سياسی است نگريستن به تاريخ فرد و زندگی روزمره.

کنفرانس به همت بنياد ميراث ايران، موسسه خاورشناسی دانشگاه آکسفورد، انستيتو ميراث فرهنگی روشن و بنياد فرهنگ فارسی و با همکاری کالج های سن آنتونی و وادهام آکسفورد تشکيل شده است و مدير علمی آن محمد توکلی طرقی است که استاد تاريخ و تمدن خاورميانه در دانشگاه تورنتو است.

اين کنفرانس مصداقی از گفته يان ريشار از سخنرانان روز اول کنفرانس است که گفت دانشوران ايرانی هر چه می گذرد نقش بيشتری در مطالعات ايرانی پيدا می کنند. جمع زيادی از برجسته ترين نخبگان علمی ايرانی به همراه گروهی از دانشوران غربی برای اين کنفرانس در کالج سن آنتونی آکسفورد گرد هم آمده اند.

يان ريشار که خود از ايرانشناسان بنام فرانسوی است به خاطرات چاپ نشده يک زوج فرانسوی در اوايل قرن بيستم از زندگی در ايران پرداخت و نشان داد که چگونه آنها برای درک بقاعده جامعه ايرانی با محدوديت ها و حجاب های متعدد اجتماعی روبرو بوده اند. از حجاب زبان گرفته که بدون مترجم نمی توانستند با مردم رابطه برقرارکنند، تا حجاب زنان که باعث می شد مهمانی های آنها هميشه با مردان ايرانی باشد. زيرا مردان ايرانی بدون زنان خود در نشست ها و ديدارها حاضر می شدند. زنان تقريبا هميشه در خانه و در اندرونی می ماندند.


اين محدوديت ها سبب می شود که از خاطرات فرنگی ها در باره ايرانيان نتوان اطلاعات چندانی در باره زندگی خصوصی مردم به دست آورد و آنچه هست بيشتر پنداشت های کليشه شده ای در باره مردان ايرانی است.

دومينيک پرويز بروکشا استاد ايرانی تبار زبان فارسی در کالج سن آنتونی به درون اندرونی رفته بود و با تکيه بر منابع تاريخی دوره قاجار جنبه های کمتر بحث شده ای از زندگی دختران فتحعلی شاه را در حرمخانه شاهی تحقيق کرده بود. او که از نسل جديد و جوان ايرانشناسان است نشان داد که چگونه زندگی شماری از دختران اين پادشاه عميقا با آموزش و ادب و سياست آميخته بوده است و چيزی در اين زمينه از مردان عصر کم نمی آورده اند.

اين دختران می توانسته اند در کنار برادران خود به آموزش خانگی بپردازند و بعضی از ايشان شاعر بوده اند و گاه سه زبان ترکی و عربی و فارسی را می دانسته و با ادبيات آن آشنا بوده اند. شماری از آنها مانند ام سلمه در خوشنويسی چنان چيره دست بودند که به خوشنويسی قرآن پرداخته اند. شماری نيز مانند ضياء السلطنه منشی اندرون و کاتب و محرم شاه بوده اند. بعضی صوفی می شدند و بعضی ديگر به کار موسيقی می پرداختند. شماری از آنان چندان قرب سياسی داشتند که در محضر پادشاه بعدی محمدشاه اجازه حضور داشتند. و تنی چند از آنها به نيابت از پسران خود در ولايات حکمرانی کرده اند. دست کم از 14 دختر از 48 دختر شاه خبر داريم که به زيارت حج که سفر فوق العاده دشواری در آن زمان بود رفته اند.

در ساعتی از نشست بعدازظهر که به زندگی شماری از بازرگانان فرهيخته ايرانی اختصاص داشت سه تن از پژوهشگران که خود از نوادگان بازرگانان ايران عهد قاجاری اند به خاطره نويسی های آنان پرداختند. علی قيصری از دانشگاه سن ديه گو در باره حاج محمدتقی جورابچی سخن گفت و شيرين مهدوی از دانشگاه يوتا در باره حاج امين الضرب و حبيب لاجوردی از دانشگاه هاروارد در باره حاج سيد محمود لاجوردی. در همه اين خاطرات نوشته ها نکته مشترک آن است که دنيای درون خانه يا روابط آنها با اندرونی در حجاب ابهام است و جز جملاتی اينجا و آنجا چيزی از آن گفته نمی شود. در واقع برای مرد ايرانی گفتن از حرمخانه و اندرونی در حکم گفتگو با نامحرم است در باره محارم خود. هر چند که مخاطب شماری از اين خاطرات چنانکه علی قيصری در باره حاج تقی جورابچی گفت اصولا اعضای خانواده بوده اند.

به اين ترتيب ديوار خانه گويی مرز عرصه خصوصی و عرصه عمومی است. دومينيک بروکشا وقتی از او در باره معنای زندگی خصوصی ايرانی می پرسم چنين نظری دارد. علی قيصری معتقد است زندگی خصوصی به حيطه ساختن "خود" يا "من" فرد باز می گردد. اما حورا ياوری استاد دانشگاه کلمبيا می گويد مساله اساسی در تاريخ زندگی فرد نگاه شخصی او به خود و بيان "خود" در عرصه عمومی است. تاريخ فردی نوعی گفتگوی درونی است. نشان دادن "خود" است. به اين معنا بايد گفت آثاری که در باره تاريخ فرد باشند در متون ايرانی قرن نوزدهم چندان زياد نيستنند. در عين حال کنکاش تئوريک در اين موضوع خود از مباحثی است که هنوز بسيار نوپاست. هر چند که آميختگی ايرانيان به مدرنيسم عملا چارچوب های سنتی در گفتگو از خود را نيز دچار تحول بسيار کرده است.


يکی از عوامل مهم در مدرنيسم ايرانی تجددطلبی در معماری شهری و اصولا توسعه شهرنشينی است. کامران صفا منش آرشيتکت و از طراحان توسعه شهری ايران که از معدود محققان داخل ايران است که در کنفرانس حضور دارند موضوع سخن خود را به پديد آمدن خيابان در زندگی شهری ايران اختصاص داده بود. زيرا از يک نگاه تحول شهر به معنای تبديل کوچه ها به خيابان است. امری که تفاوت مهمی در عرصه عمومی ايجاد می کند. در واقع همانطور که مينا معرفت در سخنرانی عالی خود همراه با تصاوير بسيار نشان داد در نقشه های قديم تهران اصولا نامی از خيابان برده نمی شود و هر چه هست کوچه است.

تحول خيابان ماشين را هم جايگزين چهارپا کرد و گرچه تا مدتهای زياد ماشين و چهارپا در کنار هم در عرصه عمومی حضور داشتند اما نهايتا ماشين به يکه تاز خيابان تبديل شد. اما ماشين در اينجا هم نماند و از اين هم فراتر رفت چنانکه به قول کامران صفا منش آن را بايد بخشی گسترش يافته از بدن صاحب ماشين حساب کرد. به همين دليل است که افراد می خواهند ماشين شان هر چه نزديک تر به آنها باشد. ماشين وارد خانه می شود. حتی آنها که ماشين ندارند در بزرگ ورود ماشين يا گاراژ را در معماری خانه خود در نظر می گيرند. امروزه حتی در تفريحگاههای تهران صاحبان تفرجگاه آن را طوری طراحی می کنند که افراد بتوانند ماشين خود را درست در نزديکی محلی که غذا می خورند پارک کنند.

به همين ترتيب فضای درونی خانه ايرانی تحول پيدا کرده است. خانه سنتی يک فضای واحد داشت که مثل صحنه تئاتر تغيير نقش می داد. زمانی غذاخوری می شد و زمانی در آن از مهمان پذيرايی می شد و سپس به محل خواب تبديل می شد. اما خانه ايرانی امروزه بخش بندی هايی نزديک به خانه های اروپايی دارد. درعين حال، امروز به گفته کامران صفامنش در معماری ايرانی دو گرايش همدوش هم پيش می روند. يکی که به سوی ساختمان سازی و فضاسازی های بسيار مدرن غریی گرايش دارد و يکی ديگر که دست کم در عرصه عمومی به احيای سنتها و ادامه معماری سنتی و فضاهای آن می پردازد و مثلا در ايجاد چايخانه ها و سفره خانه ها ديده می شود.

مينا معرفت نيز تحول هويت ايرانی را در تحول معماری و شهرسازی تهران دنبال کرد. او که خود آرشيتکت است نتايج تحقيقات چندساله خود را که با حمايت کتابخانه کنگره انجام داده با ارائه اسلايدهای فراوان عرضه می کرد. او گفت که حيات خيابانی تهران مدام در تغيير است و در واقع تهران نماينده تغييراتی است که فرهنگ ايرانی از سر گذرانده و اين شهر را به نوعی آزمايشگاه برای ايده های مختلف تبديل کرده است. او نشان داد که چگونه تهران از شهری دارای 114 برج با ديوار محيطی و دروازه های متعدد به شهری باز و دارای خيابان و ميدان های متعدد و عرصه های عمومی جديد تبديل شد.

به نظر او خارجی هايی که به ايران می آمده اند هرم زندگی خصوصی و عمومی ايرانی را درنمی يافته اند. زيرا در ايران هم زندگی خصوصی و هم زندگی عمومی دارای مراتب است و اين در معماری شهری قديم و اخلاق شهرنشينی ايران ديده می شود. او محله را يکی از واسطه های متنوع در هرم زندگی خصوصی و عمومی در ايران دانست.

پخش فيلمی دو دقيقه ای از تهران در سالهای 1939 نيز از بخش های ديدنی شواهد او بود. اين فيلم که از قطعات نادر دنيای آرشيو در باره تهران آن سالهاست و برای اولين بار پخش می شد کار استيون نايمن عکاس آمريکايی است که اخيرا درگذشت و در آن سالها برای مجله معتبر نشنال جئوگرافيک کار می کرد.

بخش آخر نشست روز اول کنفرانس گفت و شنود مفصلی بود با مهناز افخمی رئيس سازمان زنان در دوران پهلوی و وزير امور زنان در سه ساله آخر دوره شاه. خانم افخمی نمونه نسلی از نخبگان ايرانی است که در دوره پهلوی برآمدند، از بهترين تحصيلات اروپايی برخوردار شدند، در بازگشت مصدر بسياری از کارهای ترقیخواهانه و تحول ساز شدند ولی نهايتا با شکست پروژه مدرنيسم پهلوی و سقوط سلطنت ناگزير تن به جلای وطن دادند. اين نخبگان امروزه با تسلط بر زبانهای فرنگی و فرهنگ و دانش های غربی در بسياری از دانشگاهها و موسسات اروپا و آمريکا فعال اند. کنفرانس زندگی خصوصی و فرهنگ عمومی در ايران معاصر نيز در واقع محصول کار و تحقيق و سازماندهی همين دست نخبگان، همکاران و همفکران آنها و جوانان نسل بعد از آنهاست.
2 نوشته شده در  جمعه هجدهم شهریور 1384ساعت 14:55  توسط mohammad reza.t.... | 

سکس، جنسيت و عشق در عرصه عمومی جامعه ايران



محمد توکلی در آخرين سخنرانی کنفرانس گفت که مفاهيم زندگی خصوصی و عرصه عمومی مداوما در حال تغيير است
يکی از تفاوت های عرصه عمومی با زندگی خصوصی تفاوتی است که اين دو عرصه از نظر زبانی دارند. و يکی از مهمترين تفاوت های پذيرفته شده گفتگو از سکس و اشارات جنسی است.

کنفرانس زندگی خصوصی و عرصه عمومی در ايران معاصر که در آکسفورد برگزار می شد صبح روز دوم با گفتاری از دکتر همايون کاتوزيان آغاز شد که نشان می داد تا چه حد مرزهای زبانی در اين زمينه می تواند شناور باشد.

دکتر کاتوزيان با اشاره به سنت ادبی هجو و هرزه درايی - که به يک معنا زبان پورنوگرافيک است – سابقه طرح تعبيرات جنسی در زبان شعر را به قديمترين دوره های ادب فارسی رساند. از آنجا که شعر رسانه مهمی برای ارتباط و انتقال مفاهيم در عرصه عمومی بوده است بسياری از اين تعبيرات جنسی در واقع زبان خصوصی را به زبان و بيان عمومی وارد می کرده است.

از سنايی غزنوی و سوزنی سمرقندی تا يغمای جندقی و قا آنی شيرازی شعر هجو و زبان هرزه درا سابقه ای طولانی دارد و به نحوی دو حوزه خصوصی و عمومی را به هم می آميخته است. اما اگر از آن سابقه چيز زيادی در خاطره جمعی باقی نمانده است در عوض ابيات زيادی از شاعران عهد مشروطه که در هجو رجال سياسی و اوضاع مملکت گفته اند هنوز از زبان مردم ايران شنيده می شود. بيشتر اين ابيات از ميرزاده عشقی و ايرج ميرزا ست.

گفتگو از سکس

بخش ديگری از منابع زبانی متون مذهبی است که فارغ از لحن تند و تيز هجو با زبانی توصيفی يا توصيه ای بخشی از مسائل جنسی را برای آموزش های زناشويی و يا توضيح احکام در برگرفته اند. فائقه شيرازی از دانشگاه تگزاس، در گفتار خود، تحليلی از حليه المتقين علامه مجلسی ارائه کرد تا نشان دهد چگونه در اين کتاب با بی پرده ترين زبان در باره معيارهای انتخاب همسر و شيوه های آميزش و پسند و ناپسند دينی دراين زمينه گفتگو شده است.

نکته ديگری که مورد توجه وی قرار داشت بررسی مکان هايی در عرصه عمومی بود که در همان نقش سنتی خود محلی برای ارتباط زندگی خصوصی و عرصه عمومی اند. يکی از شاخص ترين اين مکان ها دکان های عطاری است که بر اساس مشاهدات او محل مراجعه زنان و مردان بسياری است که دارای مشکلات جنسی از ناتوانی تا ناباروری هستند. درعين حال با فراگير شدن نياز به آموزش های جنسی، شماری از مراکز مدرن هم وظيفه آموزش های زناشويی را برای زوجهايی که آماده ازدواج آماده می شوند برعهده گرفته اند و از حمايت دولت نيز برخوردارند.

شرم و گفتگو

به اين ترتيب، با آنکه به نظر می رسد ممکن است گفتگو از سکس از شکل تابو خارج شده باشد اما ويلم فلور پژوهشگری که برای بانک جهانی کار می کند در گفتاری در باره بيماريهای آميزشی در ايران نشان داد که هنوز شرم گفتگو کردن از مسائل جنسی يکی از مسائل مهم در پنهان ماندن بيماری و، بنابرين، آمار واقعی بيماريهای جنسی است.

ويلم فلور از جمله به نقش شرم در گفتگوی عمومی از بيماريهای جنسی تاکيد کرد

اگر دليل شرم در مواردی به شخصيت فرد مربوط باشد در سطح اجتماعی ناشی از آن است که بيماری آميزشی با زنا يا روابط خارج از ازدواج پيوند داده می شود و با توجه به محدوديت های عرصه عمومی در اين زمينه هر نوع بيان بيماری اعتراف به داشتن چنين روابطی تلقی می شود.

ويلم فلور همچنين نشان داد که با وجود اهميت آموزش های عمومی در باره "سکس بی خطر" (safe sex) مواد کافی در اين زمينه وجود ندارد. وی همچنين گفت که مشکلات جنسی در روستاها به نسبت شهر کمتر است اما در ميان روستائيانی که به شهرها می آيند بيشتر از ديگر اقشار شهرنشين است.

همه راهها به خانه ختم می شود

در بحث های پس از اين گفتار مينا معرفت که آرشيتکت و متخصص تاريخ عرصه های عمومی در تهران است اشاره کرد که فقدان عرصه های عمومی برای آشنايی دو جنس مخالف در سالهای اخير باعث شده است که خانه به عنوان مظهر حوزه خصوصی به محل آشنايی تبديل شود. در واقع با نبود عرصه های عمومی هر نوع آشنايی بزودی به خانه کشيده می شود و در خانه معمولا به سکس ختم می شود. فقدان قواعدی برای نظارت اجتماعی بر روابط دو جنس اين نوع روابط را تا آستانه هرج و مرج پيش برده است.

بکارت همچون زندان

در مسائل خاص زنان شايد مهمترين بحث را فتانه فراهانی از دانشوران جوان ايرانی در دانشگاه استکهلم سوئد مطرح کرد. او در بحث از مبحث کلاسيک فيمينيست ها در زمينه بکارت دختران نشان داد که چگونه مساله بکارت در واقع زندان اجتماعی زنان است و رفتار آنها را از هر جهت کنترل می کند.

او که برای تحقيق خود با گروهی از زنان ايرانی مهاجر در سوئد مصاحبه کرده است بر اساس اظهارات اين زنان گفت که نگهبان اصلی مساله بکارت دختران، مادران آنها و در واقع زنان نسل قديمترند. آنها نه تنها به دختران جوان خود آموزش می دهند که از ارتباط با جنس مخالف پرهيز کنند بلکه رفتار دختران را در کودکی نيز بر اساس حفظ بکارت آنها کنترل می کنند. يکی از اين زنان توضيح داده است که چگونه مادر او از پريدن و جست و خيز کردن او را برحذر می داشته تا بکارت او صدمه نبيند.

بکارت و رازآلود شدن بدن

مصاحبه شونده ديگری توضيح داده است که يک بار وقتی کودکی 8 ساله بوده و از درخت بالا رفته و افتاده و زخمی شده است، مورد معاينه خشن سه زن فاميل قرار گرفته تا ببينند بکارتش آسيب ديده يا نه؛ در حالی که کسی به او نمی گفته که اصلا بکارت چيست. به نظر فتانه فراهانی رازآلود نگه داشتن مساله بکارت به عدم شناخت زنان از بدن خود و نيازهای جنسی می انجامد و حتی پس از زناشويی زنان را نسبت به آميزش دچار احساس گناه می کند.

بعلاوه، فرهنگ تهاجمی گروهی از مردان خانواده در "دفاع از ناموس" حتی در مهاجرت نيز بر سر زنان سنگينی می کند و آنها را برای آشنايی با مرد مورد علاقه خود دچار محدوديت می سازد. وقوع چند قتل ناموسی در سوئد برای مثال باعث شده است که زنان مهاجر در هر آشنايی اوليه ناچار به توضيح اين نکته باشند که مردان خانواده آنها لزوما از جنس همان مردانی نيستند که به آن قتل ها دست زده اند.

فرهنگ پدرسالار

شهلا اعزازی جامعه شناس و استاد دانشگاه تهران در گفتار خود به مشکلات زنان در رابطه قانونی و عرفی يعنی ازدواج پرداخت. او زنان ايران را به سه نسل تقسيم کرد و گفت که هر يک از آنها انتظارات و مشکلات متفاوتی در ازدواج های خود دارند. وی نشان داد که چگونه بالا بودن مهريه که گرايش عمومی در ميان نسل پس از انقلاب يا نسل سوم است ناشی از فقدان قوانين موثر برای حمايت مالی از زنان پس از طلاق است.

او با تحليلی از موقعيت زنان در ايران آنها را نيرويی بالنده معرفی کرد که هر چه بيشتر نقش اجتماعی پيدا می کنند اما وضعيت آنان در تضاد با فرهنگ پدرسالار و يکجانبه نگری جنسيتی حاکم قرار دارد.

پديده مزاحمت خيابانی

مهسا شکرلو روزنامه نگار ايرانی تبار در کاليفرنيا بخشی از اين تضادها را در گفتار خود مطرح کرد. او گفت که مزاحمت خيابانی برای زنان يک تجربه روزمره شده است. بخشی از اين مشکل ناشی از پراکنده بودن روسپيان در سطح خيابانهاست و بنابرين هر زن مسافری که در خيابان منتظر تاکسی است ممکن است به چشم روسپی ديده شود. بخش ديگر از مشکل به اين واقعيت برمی گردد که در ايران نظام تعريف شده ای برای اتوموبيل هايی که بتوانند مسافر سوار کنند وجود ندارد و زنان برای تشخيص اينکه کدام اتوموبيل مسافرکش است و کدام شکارگر جنسی بايد به حدس و گمان متوسل شوند و رفتار دفاعی خاصی را بياموزند.

مهسا شکرلو: زنان می خواهند در همه عرصه های عمومی سهيم شوند

در عين حال برای پرهيز از عدم امنيتی که ناشی از آشفتگی در اين بخش از سيستم حمل و نقل است زنان ترجيح می دهند هر جا بتوانند از اتوموبيل هايی که برای آژانس های خصوصی کار می کنند استفاده کنند. گرايش زنان به استفاده از "آژانس" هر چه به شب نزديک شويم بيشتر می شود.

وی بر اين نکته تاکيد داشت که زنان ايرانی امروزه می خواهند در همه عرصه های عمومی سهيم شوند اما اين امکان به نسبت مساوی برای آنها وجود ندارد و خالی از دغدغه و احساس عدم امنيت نيست. او برای نمونه ای از علاقه زنان برای سهيم شدن در عرصه های عمومی که تاکنون عرصه های مردانه شناخته می شده اند به تلاش زنان برای ورود به ورزشگاه آزادی در بازی های فوتبال اشاره کرد.

چراغ های رابطه خاموش اند

يک عرصه ديگر از مسائل زنان در عرصه عمومی موقعيت خانواده ها و زنان اقليتهای مذهبی است که موضوع کار الهام قيطانچی از کالج سانتا مونيکای کاليفرنيا بود. او برای کار خود بررسی رمان زويا پيرزاد را اساس قرار داده بود: چراغ ها را خاموش می کنم. به گفته او اين اولين رمانی است که زندگی خصوصی زن ارمنی را به عرصه عمومی جامعه ايران معرفی می کند. اين موضوع از اين جهت اهميت دارد که جامعه مسلمان ايرانی معمولا در باره اقليت ها و از جمله اقليت ارمنی دارای کليشه ها و پيشداوری هايی است که ناشی از بدفهمی و عدم رابطه اجتماعی با آنهاست.

بنابرين، ارمنی ها ناچارند برای اينکه درعرصه عمومی باقی بمانند تفاوت های مذهبی و عرفی خود را به زندگی خصوصی خود محدود و در واقع آن را تا حدود زيادی پنهان کنند. رمان پيرزاد می تواند در افزودن بر دانش عمومی از ارمنيان نقش مهمی داشته باشد بويزه اينکه با استقبال وسيعی روبرو شده است.

سينما، زن و عشق

زيبا ميرحسينی نيز که در مردم شناسی و همزمان مستندسازی در حوزه زنان و خانواده فعال است گفتار خود در باره زنان و عشق در سينما را با يادکرد نقش بازيگران زن ارمنی در سينما و تئاتر ايران آغاز کرد؛ زنانی که به لحاظ اجتماعی آمادگی بيشتری برای حضور در عرصه عمومی سينما داشته اند.

زيبا مير حسينی فيلم نوبت عاشقی را آغاز رهيافت تازه ای به عشق در سينمای ايران دانست

زيبا ميرحسينی بر دو فيلم خاص در تاريخ سينمای ايران تاکيد گذاشت که هر دو در سالهای پس از انقلاب ساخته شده اند: نوبت عاشقی ساخته محسن مخملباف و شوکران ساخته بهروز افخمی. به نظر او نوبت عاشقی آغاز رهيافت تازه ای به عشق در سينمای ايران بود. اهميت نوبت عاشقی فقط از اين لحاظ نيست که به رابطه جنسی خارج از ازدواج و عشق مثلث پرداخته است بلکه بويژه اين جهت در آن برجسته است که سه بار يک مساله واحد را با تغيير جای زن و مرد و نوع تصميم گيری آنها روايت می کند: در روايت اول زن عاشق می شود و شوهرش او را می کشد، در روايت دوم همان مرد عاشق می شود و زن او را می کشد و در روايت سوم شوهر از کشتن زن خود به دليل عشق زن به مرد ديگری منصرف می شود.

فريده و فريدون

تغيير جای آدمها بخوبی وضعيت زنان را در جامعه مردسالار برجسته می کند. مهناز افخمی نيز در روز نخست کنفرانس می گفت اگر می خواهيد ببينيد در متنی تبعيض جنسيتی وجود دارد جای فريده را در آن مثلا با فريدون عوض کنيد. اگر به نظرتان عجيب آمد که همان گزاره ها در باره فريدون هم صادق باشد با گزاره هايی تبعيض آميز روبرو ييد.

به نظر زيبا ميرحسينی در سينمای امروز ايران زنها ديگر در باره عواطف عاشقانه و جنسی خود ساکت نيستند. او فيلم شوکران را از اين نظر برجسته دانست و گفت هر گاه سينمای سالهای آغازين را با سينمای امروز ايران مقايسه کنيم در می يابيم که جنبش زنان پيش رفته است و زن از صورت قربانی و انفعالی خود خارج شده است و چهره ای فعال پيدا کرده است.

او گفت اينکه حضور زنان در سينما امروز دارای جنبه منفی نيست و به زنان هنرپيشه به چشم بد نگريسته نمی شود بسيار مهم است زيرا زنان بايد بيرون بيايند و پذيرفته شوند و پذيرفته شدن آنها در سينما نشانه تغييرات مهمی در حضور آنها در عرصه عمومی است.

از شاه و شيخ

در حالی که مطالعات مختلفی در باره مسائل زنان در مواجهه با عرصه عمومی در کنفرانس مطرح شد دو گفتار شاخص نيز به دو شخصيت مرد اختصاص داشت. عباس ميلانی مولف سرشناس کتاب معمای هويدا که کار جديد خود را در باره زندگی محمدرضاشاه انجام می دهد در گفتار خود به شخصيت و زندگی او پرداخت.


عباس ميلانی سويه های تازه ای از زندگی شاه ايران را مطرح ساخت

اگر شاه شخصيتی بود که زندگی خصوصی اش در سايه نقش او در عرصه عمومی قرار گرفته بود حورا ياوری که در حوزه روانشناسی ادبيات کار می کند در مطالعه زندگی حاج شيخ ابراهيم زنجانی نشان داد که اين روحانی فعال عصر مشروطه چگونه در زندگينه خودنوشت اش فعاليت های خود در عرصه عمومی را مطرح نکرده است و در عوض گزارش جاندار و بی سابقه ای از زندگی خصوصی يک روحانی ارائه کرده است.

دوست همجنسگرا

عباس ميلانی از شاه چهره ای ميان پسر يک سرباز و پادشاهی که از سر اکراه قبول سلطنت کرده ارائه داد. کسی که ترديدهای هملت وار داشت و هر گاه خود را در قدرت می ديد به پهلوان تبديل می شد اما مرتبا داروی ضد افسردگی مصرف می کرد. پادشاهی که 5 بار در سالهای مختلف پيشنهاد کرد که سلطنت را واگذارد و از کشور خارج شود. ارتباط نزديک شاه با ارنست پرون که دارای تمايلات همجنسگرايانه بود از نکات کمتر بحث شده در زندگی خصوصی شاه بود. آندو در دوره تحصيل وليعهد جوان در سوئيس با هم آشنا شده بودند و پرون برای سالها پس از پادشاهی او نيز دوست شاه باقی ماند.

شيخ رمان نويس

شيخ ابراهيم زنجانی چهره ای که حورا ياوری در سومين روز کنفرانس به بررسی زندگی او پرداخت از کسانی است که در سالهای اخير پس از انتشار زندگينامه اش به شخصيت قابل بحثی تبديل شده است. او که اولين کسی است از روحانيون ايران که به نوشتن رمان روی آورد، زندگينامه خود را نيز رنگ رمان داده است و همزمان بسياری از تابوهای اجتماعی خود را زيرپا نهاده است.

زنجانی نه تنها به توصيف دقيقی از چهره و ظاهر همسرش می پردازد بلکه از عشق خود به دخترعمويش نيز که تمام عمر با او ماند آشکارا حرف می زند. اما زنجانی که شخصيت مهمی در جريانات مشروطه است و در محاکمه شيخ فضل الله نوری نقش مدعی العموم را داشت و حکم او را نوشت، به طور کلی از نقش خود در عرصه عمومی چشم می پوشد و به هيچيک از مسائل مهمی که در جامعه او گذشته و خود او در آن نقش داشته نمی پردازد. او به اين ترتيب بين تاريخ شخصی خود و نقش اش در عرصه عمومی شکاف انداخته است.

مسکوب و وحدت شخصيت

از اين نظر اثر شاهرخ مسکوب به نام روزها در راه استثنايی می نمايد. علی بنوعزيزی که در روز آخر کنفرانس صحبت کرد و به ارائه نتايج پژوهشی در باره هويت و تعريف افراد از "من" خود پرداخت در باره مسکوب گفت که او با جزئيات بسيار در باره احساسات و ناکامی ها و خطاها و سوء تفاهم های خود در مسير زندگی شخصی و سياسی اش صحبت کرده است. اثر مسکوب نشان می دهد که مساله اصلی برای ايرانيان تقسيم بندی آنها از عواطف و افکاری است که می توانند از آن صحبت کنند و يا فکر می کنند نبايد از آن صحبت کنند.

حورا ياوری در نقد شيخ ابراهيم زنجانی می گفت که نمی توان دو عرصه عمومی و زندگی خصوصی را از هم جدا کرد و فرد محصول اين هر دو است. مسکوب از شواهد استثنايی در اين زمينه است. کسی که دارای وحدت شخصيت است و ميان خلوت و جلوت اش فاصله نمی اندازد.

وبلاگ رسانه وحدت در هويت

وبلاگ ها به عنوان رسانه جديدی که اين موضوع را متحول کرده است نيز مورد توجه کنفرانس بود و ژانت الخانيان که برای تز دکترای خود رسيدگی به نقش وبلاگ ها را در عمومی کردن حوزه خصوصی بررسی می کند به ارائه گزارشی از اطن حوزه تازه پرداخت. او گفت که ايرانی ها دو جور زندگی دارند: زندگی خصوصی و زندگی عمومی؛ وبلاگ آن را يکی کرده است.

جايی عجيب برای درددل

در پايان جلسات روز دوم کنفرانس فيلم يکساعته ای با عنوان زنانه پخش شد که در يک توالت عمومی زنانه در پارکی در تهران فيلم گرفته شده بود. اين فيلم تکان دهنده و پرقدرت که ساخته مهناز افضلی است فرصت بی نظيری برای آشنايی با دنيای زيرزمينی و حرفهای خودمانی زنانی از پايين ترين اقشار جامعه فراهم می کند. زنان و دختران جوانی که معتاد يا روسپی و فراری اند و به راحتی با يکديگر و در مقابل دوربين دردل می کنند و چيزی برای پوشاندن ندارند.

آنها ا زعشق ها و ناکامی ها و دوستی ها و خيانت ها در زندگی خود می گويند و سرمايه صميميت خود را با هم تقسيم می کنند و همزمان چهره پوشيده و پنهان اين بخش از جامعه زنان ايران را عريان می سازند. زنانی که به طرزی شگفت آور از کليشه رايج در باره زن بی دست و پا رهايند ولی هر قدر هم دست و پا داشته باشند، به دليل گرفتاری در يک دايره بسته، نمی توانند زندگی خود را تغيير دهند.

راهی برای پيدا کردن زبان گفتگو از سکس

کنفرانس زندگی خصوصی و عرصه عمومی در جامعه ايران برای نخستين بار فضای آکادميک را به زندگی جاری مردم پيوند زد. با اين کنفرانس مسير مطالعات ايرانی بی شک تغيير کرده است و زمينی تر و دموکراتيک تر و بدردبخورتر شده است. در واقع ورود اين کنفرانس به موضوع زندگی خصوصی و عرصه عمومی هم مصداقی است از همان موضوعی که محمد توکلی طرقی مدير علمی کنفرانس در آخرين سخنرانی بر آن تاکيد کرد: اين دو مفهوم در حال تغيير دايمی هستند.

اين کنفرانس همچنين سنگ بنای تازه ای را برای يافتن زبان مناسب برای بررسی مسائل مربوط به سکس و جنسيت گذاشت. در واقع گرچه کنفرانس به رابطه زندگی خصوصی و عرصه عمومی پرداخت اما همزمان چالشی بود برای اين نياز که با چه زبانی می توان از زندگی خصوصی در عرصه عمومی گفتگو کرد. چالشی که در گزارش حاضر نيز بازتاب داشته است.
2 نوشته شده در  جمعه هجدهم شهریور 1384ساعت 14:53  توسط mohammad reza.t.... | 

چرا در ايران زندگیِ خصوصی معنا ندارد
زندگی خصوصی و ميزان دخالت حکومت در آن، از آغاز استقرار جمهوری اسلامی، به مسأله‌ای پيچيده بدل شد.

به ويژه شهروندانِ جوان ايرانی به دليل گرايش به الگوهای زندگیِ غربی بيشتر در معرض مداخله حکومت در زندگی شخصی خود بوده‌اند و هم‌چنان از نداشتن آزادی فردی و محدودشدن آن به دست حکومت اظهار ناخرسندی می‌کنند.

اما چرا قلمرو خصوصی اين اندازه برای حکومت اهميت دارد و نظام سياسی اين اندازه در آن دخالت می‌کند؟ آيا حوزه عمومی اهميت بيشتری برای قدرت سياسی ندارد؟

زندگی خصوصی و جمهوری اسلامی؛ پيشينه تاريخی

پس از پيروزی انقلاب، تعيين مرزهای عقيدتی و يارگيری مرامی و مکتبی، نقشی بنيادينی در صف‌بندی احزاب و نيروهای سياسی و سپس در استقرار جمهوری اسلامی بازی کرد.

سال پنجاه هشت و پنجاه و نه، خيابان انقلاب و به ويژه روبه‌روی دانشگاهِ تهران جای بحث سياسی شهروندان عادی بود که حلقه حلقه دور يکديگر جمع می‌شدند. اصطلاحِ «موضع‌ات چيه؟» در اين بحث‌های خيابانی زاده شد؛ يعنی از نظر فکری و سياسی به کدام دار و دسته وابسته هستی.

مناظره‌های تلويزيونی در سال‌های نخست پس از پيروزی انقلاب، از نخستين نمونه‌های بارز رويارويی حکومت با عقايد شهروندان بود. در اين مناظره‌ها طيفِ روحانيان حاکم مانند محمد بهشتی، محمد تقی مصباح يزدی و نيز روشنفکری دينی مانند عبدالکريم سروش در برابر رهبران احزاب چپ مانند احسان طبری و نورالدين کيانوری از حزب توده و فرخ نگهدار و مهدی فتاپور از سازمان فداييان خلق می‌ايستادند و باور داشتند پيش از هرگونه تعامل يا بحث سياسی بايد "تعيين تکليفِ" ايدئولوژيک کرد.

رهبران مذهبی کوشيدند تا با معرفی کردنِ رهبران چپ به عنوان ملحد، راه مبارزه سياسی خود با آنان را کوتاه کنند و آنان را از پشتيبانی مردمِ مذهبی محروم نمايند.

حجاب مساله اول

مسأله حجاب، حتا از روزهای پيش از پيروزی انقلاب در مطبوعات و محافل گوناگون مطرح شد. بخش عمده‌ای از زنان طبقه متوسط و انقلابی اميدوار بودند که در حکومت اسلامی پس از انقلاب، حجاب امری اجباری نشود.

برپايه نوشته روزنامه کيهان در بهمن‌ماهِ پنجاه و هفت، آيت الله محمود طالقانی، از رهبران مذهبی و انقلابی گفت در حکومت آينده حجاب اجباری نيست. آيت الله خمينی نيز تلويحاً از اجباری نبودنِ حجاب و تصريحاً از اجباری نبودن پوشش چادر سخن گفت.

اما سخت‌گيری‌های غيررسمی درباره حجاب از فردای پيروزی انقلاب آغاز شد. تا سال شصت، هنوز حجاب امری کاملاً اجباری و رسمی نشده بود؛ اما درست هم‌زمان با حذف سياسی و خونين گروه‌های سياسیِ چپ و نيز کنار زدنِ ابوالحسن بنی صدر، نخستين رييس جمهوری اسلامی ايران، حجاب اجباری شد و تدابيری سخت‌گيرانه برای اعمال آن در مکان‌های عمومی انديشيده شد.

مجاز بودن مصادره اموال

از سوی ديگر، تصفيه نيروهای وابسته به رژيم سلطنتی که "طاغوتی" خوانده می‌شدند، بازداشت، حبس، اعدام، مصادره اموال آنان و حتا بستگانِ نزديک‌شان يکی از وظايفِ انقلابيون حاکم تعريف شد.

در اين چارچوب بنياد مستضعفان و بنيادهای انقلابی ديگر پديدآمد تا بر کار ضبط، توقيف و مصادره اموال هرکس که به نظام سياسی گذشته منتسب بود، نظارت کند.

آيت الله خمينی، رهبر جمهوری اسلامی در حکمی يک سطری، مصادره اموال همه "عمالِ رژيم پهلوی" را مجاز دانست و اصطلاحِ مبهم و کلیِ "عمال" راه را برای مصادره اموال حتا کارمندان ميان‌پايه ادارات و نيز ثروتمندانی که ارتباطی اداری با نظام حاکم نداشتند باز گذاشت.

غربالی ايدئولوژيک به نام گزينش

هم‌چنين در همه اداراتِ دولتی و شبه دولتی، نهادی به نام اداره گزينش تشکيل شد که وظيفه اصلی آن تحقيق درباره اعتقادات دينی و سياسی متقاضيان استخدام و دادن پرسش‌نامه‌ای دقيق به آن‌ها بود. اين پرسش‌نامه‌ها از مرز تفتيش عقايد و تجسس در زندگی خصوصی می‌گذشت.

يکی از اهداف انقلاب فرهنگی در پی بسته شدن دانشگاه‌ها تصفيه استادان و دانشجويان دانشگاه بود. اين تصفيه نيز با غربال ايدئولوژی و باورهای دينی و سياسی صورت می‌گرفت و نمونه‌ای از دخالت حکومت در قلمرو خصوصی شهروندان بود.

فرمان هشت ماده ای آيت الله خمينی

پس از موجِ عظيم بازداشت و مصادره اموال و نيز اعدام‌ها در کنار گزينش در اداره‌ها و مراکز دولتی و نيمه‌دولتی که به نوعی هرج و مرج انجاميده بود، شماری از مسئولان کشور از آيت الله خمينی خواستند تا به اين روند پايان دهد.

بنيان‌گذار جمهوری اسلامی در واکنش به اين گزارش‌ها در بيست و چهارم آذرماه سال 1361 فرمانی مشهور به "فرمان هشت‌ماده‌ای"، خطاب به قوه قضاييه و همه ارگان‌های اجرايی صادر کرد.

در اين فرمان شديد اللحن، آيت الله خمينی از جمله نوشت: "هيچ کس حق ندارد کسی را بدون حکم قاضی که از روی موازين شرعيه بايد باشد توقيف کند يا احضار نمايد... توقيف يا احضار به عنف جرم است و موجب تعزير شرعی است... هيچ کس حق ندارد در مالِ کسی چه منقول و چه غيرمنقول ... تصرف کند يا توقيف و مصادره نمايد مگر به حکم حاکم شرع، آن هم پس از بررسی دقيق و ثبوت حکم از نظر شرعی... هيچ کس حق ندارد به خانه يا مغازه يا محل کار شخصی کسی بدون اذن صاحب آن‌ها وارد شود يا کسی را جلب کند يا به نام کشف جرم يا ارتکاب گناه تعقيب و مراقبت نمايد... ."

اين فرمان آيت الله عبدالکريم موسوی اردبيلی رييس ديوان عالی کشور و ميرحسين موسوی نخست وزير وقت را مسئول جلوگيری از تخلفات و موظف به تشکيل‌ هيأت‌هايی برای رسيدگی به آن‌ها و بررسی شکايت‌ها کرد.

احتمال "نفوذ شياطين"

در دی‌ماه همان سال آيت الله خمينی در ديدار با اعضای "ستاد مرکزی پيگيری فرمان هشت‌ماده‌ای امام" تخلف از هشت فرمانِ خود را تخلف از احکام اسلام اعلام کرد و گفت "در هر صورت مسأله، مهم است و مسأله، مسأله آبروی اسلام است".

از سوی ديگر، در نيمه دی‌ماهِ همان سال، آيت الله خمينی در فرمانی تازه، "تمامِ هيأت‌هايی را که به نام گزينش در سراسر کشور تشکيل شده‌اند، منحل" اعلام کرد؛ "چه در قوای مسلح يا در وزارت‌خانه‌ها و ادارات و چه در مراکز آموزش و پرورش تا برسد به دانشگاه‌ها".

رهبر جمهوری اسلامی که به نوشته خود از خواندن "چند کتاب به عنوان سئوالات دينی و ايدئولوژی اسلامی" به خشم آمده بود آن‌ها را "مشحون از سوالات غيرمربوط به اسلام و ديانت و احياناً مستهجن و اسف‌آور" دانست که "برای حيثيت اسلام و آبروی جمهوری اسلامی مضر است". او "احتمالِ نفوذ شياطين" در تدوين اين کتاب‌ها را قوی انگاشت.

"تعليمات مبتذل و جاهلانه"

آيت الله خمينی در اين فرمان که از لحنی تند و تيز برخوردار بود نوشت "تجسس از احوال اشخاص – در غيرمفسدين و گروه‌های خراب‌کار – ممنوع است و سئوال از افراد به اين‌که چند معصيت نمودی ... مخالف اسلام و تجسس‌کننده معصيت‌کار است". وی افزود "بعضی از کلاس‌های درسی که در ارتش و سپاه و ساير مراکز نظامی و انتظامی تأسيس شده بسيار مستهجن و مبتذل است".

اين فرمان، "ستادِ پيگری تخلفات قضايی و اداری" را موظف می‌کرد کتاب‌هايی را "به صورتی معقول و اسلامی" تهيه کند و در اختيار وزارت‌خانه‌ها و ديگر مراکز قرار دهد و "از تعليماتِ جاهلانه و احياناً ضد انقلابی جلوگيری نمايد".

تداوم دخالت در زندگی شخصی

اين دو فرمان، هيچ يک، تغييراتی عمده در روند مداخله حکومت در زندگی خصوصی افراد پديد نياورد.

تشکيلاتی که از مصادره اموال تغذيه می‌کردند چنان فربه و عظيم شده بودند که از ميان بردن آن‌ها آسان نبود. بنياد مستضعفان که بعدها بنياد مستضعفان و جانبازان نام گرفت، بر اين تصور تأسيس شد که اموال "مستکبران" را که همه "نامشروع" است می‌گيرد و به "مستضعفان" می‌بخشد.

اين بنياد خود به موسسه کلان اقتصادی بدل شد که در پاره‌ای امور با دولت رقابت می‌کرد. از سوی ديگر ستادِ پيگيری فرمان هشت‌ماده‌ای، خود به سرعت به نهادی اقتصادی بدل شد و از آيت الله خمينی مجوز مصادره اموال گرفت.

اين ستاد که هم‌اکنون نيز زير نظر آيت الله خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی فعاليت می‌کند، از مراکز مهمی است که اختيار دارد اموال افرادی را که "مخالف با اسلام و انقلاب" تشخيص می‌دهد، به ويژه اموال شهروندانِ ايرانی مقيم کشورهای خارجی، مصادره کند.

از سوی ديگر، اداراتِ گزينش که به فرمان آيت الله خمينی منحل شده بودند، با اصرار شماری از نزديکان‌اش دوباره به کارافتادند و تا امروز نيز فعال هستند. در کنار اداره‌های گزينش، اداره‌های حراست هستند که به واقع، نماينده وزارت اطلاعات در هر وزارت‌خانه يا مرکز دولتی به شمار می‌روند.

با استقرار جمهوری اسلامی و حکومت روحانيان و برای تحقق ايده حکومتِ دينی و اسلام فقاهتی، مسئولانِ کشور تصميم گرفتند قوانين کشور را با احکام شرعی منطبق کنند و در اين راه محدودکردن آزادی فردی را مجاز دانستند.

حجاب از نمونه‌های آشکاری بود که جمهوری اسلامی اجباری کردن آن را موجه دانست و می‌داند؛ در حالی که بسياری از فقيهان در جهان اسلام حجاب را مانند ديگر تکليف‌های دينی اختياری می‌دانند و اجبار به آن را مخالف فلسفه تشريع می‌شمرند.

پاسداری از جداسازی زن و مرد

حجاب در کنار جداسازی زن و مرد در مکان‌های عمومی، يکی از اصلی‌ترين چالش‌های قوه قهريه جمهوری اسلامی، به ويژه نيروی انتظامی، با جوانان است. بخش عمده‌ای از آن‌چه در ادبيات رسمی حکومت ايران، "فسادِ اخلاقی، اعمال منافی عفت و مخالف با شئونات اسلامی" ناميده می‌شود به پوشش و رابطه زن و مرد پيوند دارد.

در کنار مسئولانی که در سه دهه گذشته جمهوری اسلامی، هوادار سخت‌گيری و نظارت بيشتر بر زندگی خصوصی شهروندان بوده‌اند، همواره گروه ديگری از مسئولان به رواداری و تسامح بيشتر باور داشتند و محدودکردن آزادی فردی و ناخرسندکردن جوانان را خطری بالقوه برای نظام سياسی ارزيابی می‌کردند.

اين گروه در فرصت‌های گوناگون از جمله به فرمان هشت‌ماده‌ای آيت الله خمينی استناد کرده است. اما چرا نه آن فرمان تا کنون تحقق يافته و نه کوشش اين گروه مداراگر به نتيجه انجاميده است؟ حتا به نظر می‌رسد دولت محمود احمدی‌نژاد بيشتر از کسانی تشکيل شده که به "اجرای کامل احکام اسلام" و محدودکردن آزادی فردی و مشروعيت مداخله در زندگی خصوصی باور دارند. بر اين پايه، آزادی فردی در ايران هم‌چنان زير تهديد حکومت است.

زندگی خصوصی، حق و قانون در جمهوری اسلامی

محترم شمردن حريم زندگی خصوصی يک اصلِ بنيادی در جامعه دموکراتيک است که نيازمند نظام حقوقی و ساختارِ سياسیِ متناسب با آن است.

در قانون اساسی جمهوری اسلامی ايران، از جمله در اصل‌های بيست دوم، بيست و سوم و بيست و پنجم تصريح شده تفتيش عقايد و تجسس ممنوع است و حيثيت، جان، مال، حقوق، مسکن و شغل اشخاص از تعرض مصون است.

با اين همه، تجربه ربع قرن گذشته نشان داده اصولی از اين دست نمی‌تواند آزادی فردی و حرمت قلمرو خصوصی را تضمين کند. بسياری از کارشناسان حقوقی می‌گويند قانون اساسی جمهوری اسلامی استوار بر فلسفه شريعت، تکليف و حکم الاهی است. قانون اساسی به صراحت مسئولان وشهروندان را در برابر خداوند مسئول می‌داند.

دولت مسئول رشد فضيلت

پيش‌فرض بنيادی قانون اساسی، امکان رهبری اخلاقی و دينی مردم به دست حکومت است و بر اين پايه دولت را در اصل سوم موظف کرده همه امکانات خود را به کار گيرد تا محيطی مساعد برای رشد فضايل اخلاقی بر اساس تقوی و مبارزه با کليه مظاهر فساد و تباهی ايجاد کند.

انگاره‌های بنيادی قانون اساسی معطوف به فرض امکان رهبری عادل است که برای تربيت و هدايت يکايک افراد جامعه وظيفه‌ای الاهی دارد.

اين انگاره‌ها، از نظر حقوق‌دانان، به آسانی می‌تواند در مسير نقض حرمتِ قلمرو خصوصی و آزادی فردی به کار گرفته شود. به گفته حقوق‌دانان، گذشته از قانون اساسی، بخش عمده‌ای از قوانين عادی جمهوری اسلامی نيز بر فلسفه حق بنا نشده است.

تفسيرهای سختگيرانه از اسلام

علاوه بر آن، مفاهيم مبهمی که در قانون‌های عادی به کار رفته و نيز ارجاعاتی که به قوانين اسلام داده شده، دست مجری قانون را برای دخالت در زندگی شخصی باز می‌گذارد.

از آن‌جا که اسلام تفسيری واحد ندارد، اين خطر همواره وجود دارد که مجريان قانون از تفسيرهای سخت‌گيرانه اسلام برای محدودکردن آزادی فردی بهره بگيرند.

از سوی ديگر، در جمهوری اسلامی، قوه قهريه (يعنی نهادهای انتظامی و قضايی) به گونه‌ای طراحی نشده که وظيفه اصلی آن پاسداری از آزادی فردی باشد. به ويژه بسيج در مقام ضابط قضايی و مأمور اجرای امر به معروف و نهی از منکر، در چارچوب قانون، اختيارات فراوانی برای نقض حقوق و آزادی‌های فردی دارد.

قلمرو خصوصی، مفهومی مدرن

چدايی قلمرو خصوصی از عمومی، دستاوردِ مهم انديشه و نظام ليبرال و دموکراتيک است که بر پايه‌های مشخصی در فلسفه سياست می‌ايستد.

اين تفکيک، در اصل، در فلسفه يونان و به ويژه در فلسفه ارسطو صورت گرفته، اما در دوران مدرن و با شکل‌گيری پديده دولت، مفهوم تازه‌ای يافته است.

قلمرو خصوصی زمانی معنا می‌يابد که پيش از آن مفاهيمی چون "جامعه" در برابر "جماعت و امت"، "دولت" و "شهروند" پديدآيد و نظام حقوقی بر مبانی فلسفه حقِ انسان و شهروند، آزادی فردی و مصلحتِ عمومی تأسيس شود.

از اين پس، قلمرو عمومی از قلمرو خصوصی جدا می‌گردد. در مرزبندی ميان حوزه شخصی و حوزه همگانی، دين نقشی عمده بازی می‌کند.

منطق سياست و منطق دين

در دوران تجدد، دانش سياست از اخلاق و دين استقلال يافت و قوانين آن تابع منطق درونی مناسبات قدرت شد. بريدن علم سياست از الاهيات، جلوه مهم سکولاريسم در دوران مدرن است.

استقلال سياست و از پی آن علوم اجتماعی و انسانی از الاهيات، در عمل دين را به قلمرو خصوصی ‌راند. در همين چارچوب، اخلاق اجتماعی در دوران مدرن هم از مبانی دينی فاصله ‌گرفتند و روی پايه‌های عرفی و بشری ‌ايستادند. در قرون وسطا، دين در مقام قانون‌گذار برای انسان، از گهواره تا گور، و از تخت خواب تا تخت سلطنت، شالوده اصلی نظام سياسی و اجتماعی بود.

نفی قلمرو خصوصی ميراث کمونيسم

افزون بر اين، حکومت‌های فاشيستی و کمونيستی در قرن بيستم به جدايی امر خصوصی از امر عمومی باور نداشتند و درباره جزييات زندگی شخصی شهروندان قانون می‌گذراندند و برای نظارت بر اجرای قانون مأمور می‌گماردند.

حتا پژوهش‌های گسترده‌ای درباره چگونگی دخالت حکومت در زندگی جنسی شهروندان در نظام‌های فاشيستی و کمونيستی صورت گرفته است. در کشورهايی مانند آلمان، به گفته فيلسوفی چون لئو اشتراوس، شکستنِ مرز ميان امر خصوصی و امر عمومی، ريشه اصلی يهودی‌ستيزی و خلق بحران يهوديت در سده بيستم بوده است.

چرا زندگی خصوصی سياسی تلقی می شود؟

زندگی خصوصی، يک امر سياسی است. اهميت زندگی خصوصی برای قدرت سياسی، به يک معنا، از حوزه همگانی بيشتر است. فرديت هر شهروند، بهترين جلوه خود را در زندگی خصوصی می‌يابد. پيامد اين فرديت، پس زدن انقياد و اطاعت از سلطه‌های مطلقه است.

قدرت‌های مطلقه چه در شکل دينی و چه در اشکال غير دينی (فاشيسم يا کمونيسم) خواهان مطيع کردنِ محض شهروند و هم‌سان کردن آن‌ها از نظر فکری و عملی هستند. وضعِ قوانين برای زندگی شخصی و نظارت بر اجرای آن، سلب فرديت شهروند و هموار کردن راه انقياد وی را ممکن می‌کند.

قدرت‌های مطلقه مشروعيتِ و کارآمدی خود را وابسته به بسيج‌گری توده مردم می‌دانند. رشد فرديت در جامعه، شهروندان را از حالت توده‌ای بيرون می‌آورد و بسيج توده‌وار آن‌ها را دشوار می‌نمايد.

تنگ بودن دايره عمل، انديشه و اختيار فردی، نشانه ميزان اطاعتِ شهروند از حکومتِ تماميت‌گراست. وضع قانون، يعنی اعمال قدرت؛ و حکومت‌های غيردموکراتيک مرزی برای اعمال قدرت خود نمی‌شناسند.

دولتی که همه جا هست

به اين ترتيب، زندگی خصوصی يک قلمرو کاملاً سياسی است که دست بردن يا دست نبردن در آن به ماهيت نظام سياسی بستگی دارد. آزادی فردی، در سايه حکومت‌های غيردموکراتيک می‌تواند معنای شورش و مخالفت سياسی به خود بگيرد.

آزادی فردی در چنين حکومت‌هايی مستلزم نقض قانون است؛ زيرا قدرت دولت آن قدر وسعت دارد و دامنه قانون آن اندازه گسترده است که شهروندان ناگزير به نقض قانون و ايجاد فرهنگ و ميدانِ عمل زيرزمينی می‌شوند.

درست است که مسأله اصلی سياست، جدال ميان حوزه خصوصی و قلمرو عمومی، آزادی فردی و مصالح عمومی است؛ اما در نظام‌های ليبرال دموکراسی، راه‌های آسان‌تری برای حل اين جدال به سود آزادی فردی وجود دارد.

در اين گونه نظام‌ها مصلحتِ عمومی، مفهومی بنيادی و به واقع، مصلحتِ عموم شهروندان و کشور است نه مصلحتِ شخص خاص يا حاکم.

از ديگر سو، خطوط قرمزی برای تصرف دل‌خواهانه دولت در حيطه شخصی افراد هست که مصونيت و آزادی نسبی شهروندان را در حوزه شخصی تضمين می‌کند.

هم‌چنين، کوچک بودن دولت، اقتصاد مبتنی بر بازار آزاد و خصوصی بودن بازرگانی، توانايی دولت را برای دست درازی در زندگی خصوصی افراد کوتاه می‌کند. حرمت نهادن به حيطه شخصی افراد با فرض کلان بودن دولت و ناتوان بودن بخش خصوصی در اقتصاد ناسازگار است. علاوه بر اين، دولت وظيفه اخلاقی و دينی چندانی ندارد و بنابراين مفهوم فرهنگ از ارشاد جداست.
2 نوشته شده در  جمعه هجدهم شهریور 1384ساعت 14:45  توسط mohammad reza.t.... | 

'پرونده اتمی ايران به شورای امنيت خواهد رفت
مؤسسه بين المللی مطالعات راهبردی که در لندن استقرار دارد با انتشار گزارشی از فعاليت هسته ای ايران اعلام کرده است که اگر اين کشور قصد توليد سلاح اتمی داشته باشد تا زمانی که توان چنين کاری را بيابد دست کم پنج سال ديگر بايد برنامه هسته ای خود را پيش ببرد.

اين گزارش در شرايطی منتشر می شود که ايران به قطعنامه شورای حکام آژانس بين المللی انرژی اتمی مبنی بر توقف فوری کليه فعاليتهای مرتبط با غنی سازی اورانيوم عمل نکرده و قرار است اين شورا در نشست بعدی خود که نوزدهم سپتامبر برگزار می شود در مورد نحوه برخورد با اين کشور تصميم بگيرد.

گری سيمور که مديريت مؤسسه بين المللی مطالعات راهبردی را به عهده دارد در گفتگو با بخش فارسی بی بی سی گفته است که تأسيسات غنی سازی اورانيوم در ايران دارای دو مشکل عمده اند که اگر ايران تصميم بگيرد دست به توليد سلاح هسته ای بزند ابتدا بايد اين دو مشکل را حل کند و تازه پس از آن، حدود پنج سال ديگر بايد برنامه اتمی خود را پيش ببرد تا بتواند نخستين جنگ افزار هسته ای خود را توليد کند.


مشکل اول از نظر آقای سيمور اين است که هگزافلوئوريد اورانيوم که در تأسيسات اتمی اصفهان توليد می شود دارای ناخالصی است و اگر به دستگاههای سانتريفوژ که در تأسيسات نطنز کار گذاشته شده اند تزريق شود بشدت به آنها صدمه خواهد زد.

وی مشکل دوم را نيز اين می داند که تعداد دستگاههای سانتريفوژی که در تأسيسات نطنز نصب شده تنها 164 دستگاه است و ايران برای اينکه بتواند غنی سازی اورانيوم را به صورت کامل انجام دهد بايد دست کم هزار دستگاه سانتريفوژ را نصب و آزمايش کرده باشد.

گری سيمور می گويد که حتی با تکميل تأسيسات غنی سازی اورانيوم در نطنز، اين تأسيسات بايد چند سالی کار کند تا مواد اوليه کافی برای ساخت سلاح هسته ای فراهم بياورد.

او که سالها در وزارت خارجه آمريکا در ارتباط با مسائل مربوط به سلاحهای هسته ای در جهان سمتهايی را بر عهده داشت و از سال 1996 تا سال 2000 نيز مسئول امور مربوط به کنترل سلاحهای کشتارجمعی در شورای امنيت ملی آمريکا بوده است پيش بينی می کند که اگر ايران تا زمان نشست نوزدهم سپتامبر شورای حکام آژانس بين المللی انرژی فعاليت تأسيسات اصفهان را متوقف نکرده باشد، پرونده اتمی ايران به شورای امنيت سازمان ملل متحد ارجاع داده خواهد شد.

هگزافلوئوريد اورانيوم که در تأسيسات اتمی اصفهان برای تزريق به دستگاههای سانتريفوژ توليد می شود دارای ناخالصی است و تعداد دستگاههای سانتريفوژ در تأسيسات اتمی نطنز نيز بسيار کمتر از ميزان لازم برای غنی سازی اورانيوم است


وی می گويد که حتی اگر دولتهای نزديک به ايران و عضو پيمان عدم تعهد که ايران روی کمک آنها حساب می کند، در شورای حکام به حمايت از ايران بپردازند، بازهم در اين شورا تعداد کشورهای کافی که عليه ايران رأی بدهند و پرونده ايران را با اکثريت آرا به شورای امنيت بفرستند وجود دارد.

البته گری سيمور اعتقاد دارد که شورای امنيت در رسيدگی به مسئله ايران ابتدا خيلی با احتياط عمل خواهد کرد و نخستين گامش اين خواهد بود که بيانيه يا قطعنامه ای صادر کند و از ايران بخواهد به خواست آژانس بين المللی انرژی اتمی مبنی بر متوقف ساختن فعاليتهای مرتبط با غنی سازی اورانيوم تن بدهد.

تن ندادن به اين خواسته، از نظر گری سيمور، باعث خواهد شد که شورای امنيت در گام بعدی اش قطعنامه ای با ضمانت اجرا عليه ايران تصويب کند يا اينکه بازرسيهای آژانس بين المللی انرژی اتمی در ايران را گسترده تر و سختگيرانه تر خواهد کرد.

او معتقد است که اگر ايران به چنين قطعنامه ای نيز عمل نکند، آنگاه شورای امنيت دست به اقداماتی همچون تحريم اقتصادی عليه اين کشور دست خواهد زد که البته چنين تحريمی به صورت محدود و هدفمند خواهد بود که زندگی تمام مردم ايران را دستخوش مشکل نسازد.

دولتمردان ايران توقع دارند که روسيه و چين که روابط نزديکی با ايران دارند در صورتی که شورای امنيت دست به تصويب قطعنامه ای عليه اين کشور بزند از حق وتوی خود استفاده کرده، جلوی برخوردهای سخت با ايران را بگيرند.

گری سيمور می گويد که چين و روسيه هم همچون آمريکا و متحدان اروپايی اش به برنامه هسته ای ايران مشکوکند و اجازه نخواهند داد که ايران توان توليد سلاحهای اتمی را پيدا کند اما به دليل روابط گسترده اقتصادی و سياسی با ايران همچون اتحاديه اروپا بر سر نوعی دوراهی قرار خواهند گرفت که در نهايت باعث خواهد شد تدابير شورای امنيت عليه ايران به شکلی احتياط آميز و تدريجی پيش برود و بيشتر روی تلاش در بازگرداندن ايران به مذاکرات هسته ای با اروپاييها متمرکز شود.


آيت الله خامنه ای از روند مذاکرات هسته ای با دولتهای اروپايی که هاشمی رفسنجانی و اطرافيانش همچون حسن روحانی در آن نقش عمده داشتند ناراضی بود و اکنون با تغيير گروهی که پرونده هسته ای را به دست گرفته اند موضع او تقويت شده است

کارگر نيفتادن فشار شورای امنيت بر ايران، از نظر آقای سيمور می تواند باعث شود که کسانی که در آمريکا و اسرائيل به برخورد نظامی با ايران معتقدند، به دفاع از چنين راه حلی خواهند پرداخت و خطر حمله به تأسيسات اتمی ايران را توجيه پذير خواهند دانست.

از ديد او، در صورت شکست همه تلاشهای ديپلماتيک برای بازداشت ايران از اهداف هسته ای اش، امکان برخورد نظامی با اين کشور جدی خواهد شد.

در پی پيروزی محمود احمدی نژاد در انتخابات رياست جمهوری ايران و روی کارآمدن دولت او بسياری از مقامها و چهره های سياسی ايران بارها تأکيد کردند که انتقال قدرت به رئيس جمهوری که به مواضع اصولگرايانه و محافظه کارانه شهرت دارد تأثيری در سياست هسته ای ايران نخواهد داشت و خط مشی اين کشور در اين زمينه تغييری نخواهد کرد.

اما گری سيمور به سرسختانه تر شدن مواضع هسته ای ايران در پی روی کار آمدن آقای احمدی نژاد معتقد است و می گويد آيت الله خامنه ای، رهبر جمهوری اسلامی از روند مذاکرات هسته ای ايران با دولتهای بريتانيا، فرانسه و آلمان ناراضی بود، بخصوص اينکه اکبر هاشمی رفسنجانی، رئيس مجمع تشخيص مصلحت ايران و اطرافيان او، همچون حسن روحانی، دبير پيشين شورای عالی امنيت ملی در اين مذاکرات نقش عمده داشتند.

او روی کار آمدن محمود احمدی نژاد را تقويت موضع آيت الله خامنه ای در زمينه مسائل هسته ای می داند و می گويد گروه تازه ای که پرونده هسته ای ايران را در دست خواهند گرفت احتمالاً بيش از گروه قبلی تمايل به رويارويی با شورای امنيت را خواهند داشت و کمتر از آنان به دنبال نزديکی به غرب خواهند بود.

آقای سيمور در عين حال می گويد که هنوز اين امکان وجود دارد که ايران برای جلوگيری از عواقبی که رويارويی با غرب و شورای امنيت برايش به دنبال خواهد آورد برنامه خود را برای دستيابی به چرخه توليد سوخت اتمی به تعويق بيندازد.

او همچنين تأکيد می کند که ماده چهارم پيمان بين المللی منع گسترش جنگ افزارهای اتمی به همه امضاکنندگان اين پيمان حق دستيابی به چرخه توليد سوخت اتمی را می دهد اما آن را مشروط به اين می داند که اين کشورها تحت پوشش اين حق به دنبال توليد سلاح اتمی نروند.

به گفته وی، توجيه غرب برای محروم ساختن ايران از استيفای حق دستيابی به چرخه توليد سوخت اتمی، رفتار اين کشور طی سالهای گذشته و پنهانکاری فعاليت هسته ای آن است که باعث سلب اعتماد از اين کشور و نگرانی غرب شده است.

گری سيمور که به ايران سفر کرده و به بازديد از تأسيسات هسته ای ايران پرداخته است شخصاً اعتقاد دارد که اين کشور به دنبال توليد سلاح هسته ای است و انديشه دستيابی به جنگ افزار اتمی حتی از زمان حکومت محمدرضا شاه پهلوی در ايران مطرح بوده است.

او می گويد که اگرچه اکنون آيت الله خامنه ای سلاح هسته ای را حرام و مغاير با تعاليم اسلام می داند اما در صورتی که ايران در مرحله ای قراربگيرد که امکان توليد سلاح اتمی را بيابد ممکن است آيت الله خامنه ای فتوای خود را عوض کند و بگويد برخورداری از سلاح هسته ای منافاتی با اسلام ندارد.
2 نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم شهریور 1384ساعت 9:31  توسط mohammad reza.t.... | 

انتقال مجدد گنجی به زندان: بازگشت به نقطه اول؟
اکبر گنجی، روزنامه نگار و زندانی سياسی مشهور ايران، پس از مرخصی از بيمارستان بار ديگر به زندان اوين بازگردانده شد.

آقای گنجی اخيرا در اعتراض به نحوه بازداشت خود بيش از هفتاد روز را در اعتصاب غذا به سر برد و با اين اقدام وضعيت حقوق بشر در جمهوری اسلامی را در سطح جهان مطرح ساخت و خود به يک چهره بين المللی تبديل شد.

بيمارستان ميلاد تهران با انتشار بيانيه ای اعلام کرد که اکبر گنجی در روز شنبه پس از مداوا و با حال عمومی خوب از بيمارستان مرخص شد.

محمود سالارکيا معاون دادستان تهران با تاييد خبر مرخص شدن آقای گنجی گفت او برای تحمل دوران محکوميت خود به زندان اوين منتقل شد.

تصور می رفت که مقامات جمهوری اسلامی پس از سروصدای زيادی که دوره طولانی مدت اعتصاب غذای اکبرگنجی در سطح جهان ايجاد کرده بود او را ديگر به زندان بازنگردانند.

همچنين از اظهارات دوستان آقای گنجی چنين پيداست که گويا او موقعی اعتصاب غذای خود را پايان داد که مقامات ظاهرا قول داده بودند که او را از زندان آزاد کنند.

در طول مدت اعتصاب غذای آقای گنجی حمايت گسترده ای برای او در سطح جهان ايجاد شد، به طوريکه حتی کوفی عنان، دبير کل سازمان ملل، خواستار آزادی او از زندان شد. جورج بوش، رييس جمهور آمريکا، و نیز مقامات اتحاديه اروپا، سازمان های بين المللی مدافع حقوق بشر و بسياری از شخصيت های برجسته جهانی همه از او حمايت کردند.


اکبر گنجی به دليل نظرات و فعاليت هايش کم کم برای بسياری از طرفداران دموکراسی در ايران به يک قهرمان و در سطح بين المللی نيز به چهره ای شناخته شده تبديل شده است. چگونگی برخورد با چنين شخصيت هايی برای هر حکومتی دشوار است


پرسش اينجاست که چرا مقامات جمهوری اسلامی به رغم اين فشار های بين المللی و با توجه به اين که از دوره محکوميت آقای گنجی تنها مدت کمی باقی مانده همچنان اصرار دارند که او را در حبس نگهدارند.

به نظر می رسد که علت اصلی اين سخت گيری زبان تند اکبر گنجی و انتقادهای بيرحمانه او از حکومت آيت الله علی خامنه ای، رهبر جمهوری اسلامی است.

آقای گنجی نخستين روشنفکر مذهبی داخل کشور است که علنا خواستار برکناری آيت الله خامنه ای از قدرت شده و او را عامل نقض حقوق بشر در کشور معرفی کرده است.

او همچنين در چند نامه که در زندان نوشته صريحا اعلام کرده است که در حکومت اسلامی نمی توان از دموکراسی سخن گفت و خواستار برپايی حکومت جمهوری غير دينی در ايران شده است.

مشکل بزرگ ديگرحکومت جمهوری اسلامی با آقای گنجی افشاگری های او در باره نقش مقامات عاليرتبه در قتل مخالفان سياسی در داخل و خارج از کشور است.

بعضی از کسانی که آقای گنجی در گذشته از دست داشتن آنان در سرکوب مخالفان سخن گفته بود، حال در دولت محمود احمدی نژاد، رييس جمهوری جديد ايران، مقام های مهمی کسب کرده اند.

مقامات ايران نمی توانند تحمل کنند کسی از رهبر کشور صريحا انتقاد کند و خواستار حکومت سکولار در کشور باشد، همچنان در آزادی به سر برد.

ولی انتقال مجدد اکبر گنجی به زندان نيزبرای حکومت ايران می تواند هزينه های سنگينی در بر داشته باشد.


با توجه به روحيه مبارزه جويانه ای که در اکبر گنجی وجود دارد او ممکن است دوباره دست به اعتصاب غذا بزند و بار ديگر موضوع حقوق بشر در جمهوری اسلامی در سطح جهان مطرح شود.

در موقعيتی که حکومت ايران به دليل برنامه های هسته ای شديدا تحت فشار جامعه بين المللی قرار دارد چنين مساله ای می تواند برای مقامات جمهوری اسلامی بسيار ناخوشايند باشد.

از سوی ديگر رييس جمهوری جديد ايران قرار است تا بزودی برای حضور در مجمع عمومی سازمان ملل وارد آمريکا شود. با توجه به اين که دبير کل سازمان ملل شخصا خواستار آزادی آقای گنجی از زندان شده اين سفر می تواند تحت الشعاع وضعيت آقای گنجی قرار گيرد.

البته بعضی از صاحب نظران معتقدند که قوه قضاييه برای کمک به موفقيت سفر آقای احمدی نژاد ممکن است پيش از عزيمت او از ايران در وضعيت آقای گنجی بهبود ايجاد کند.

در هر صورت به نظر می رسد که مقامات جمهوری اسلامی برای تصميم گيری در باره اکبر گنجی بر سر دو راهی قرار گرفته اند. از يک سو نمی خواهند او را آزاد کنند تا به تبليغ نظرات خود ادامه دهد و از سوی ديگر نمی خواهند او را در زندان نگه دارند و هزينه های سنگين آن را بپردازند.

اکبر گنجی به دليل نظرات و فعاليت هايش کم کم برای بسياری از طرفداران دموکراسی در ايران به يک قهرمان و در سطح بين المللی نيز به چهره ای شناخته شده تبديل شده است. چگونگی برخورد با چنين شخصيت هايی برای هر حکومتی دشوار است.
2 نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم شهریور 1384ساعت 9:28  توسط mohammad reza.t.... | 

پيش بينيها و انتقادهای دبيرکل جبهه مشارکت
محمدرضا خاتمی، دبيرکل جبهه مشارکت ايران و برادر رئيس جمهور پيشين اين کشور به بی بی سی گفته که در فکر تشکيل جبهه سياسی تازه ای برای مردمسالاری و حقوق بشر است که می تواند نه تنها اصلاح طلبان، بلکه برخی از محافظه کاران و فعالان معتقد به جدايی دين از دولت را نيز در خود گردآورد، چراکه به عقيده او، حتی نمايندگان محافظه کار مجلس شورای اسلامی نيز منتقد دولت محمود احمدی نژاد، رئيس جمهور تازه ايرانند.

او که به تغيير و تحولاتی در چشم انداز سياسی کشورش، در نتيجه انتخابات اخير رياست جمهوری اعتقاد دارد، پيش بينی می کند که اين کشور در آينده جبهه بنديهای تازه ای به خود خواهد ديد و برای نمونه به اکبر هاشمی رفسنجانی، رئيس جمهور اسبق و نامزد شکست خورده انتخابات اخير رياست جمهوری اشاره می کند که به گفته وی، هيچوقت به اندازه دوران اين انتخابات به اصلاح طلبان نزديک نشده بود.

آقای خاتمی که عمده ترين تشکل اصلاح طلب و جبهه ای را رهبری می کند که اکثريت کرسيهای مجلس شورای اسلامی و بخش عمده ای از دولت را در اختيار داشت، همچنين اظهارنظر کرد که اصلاح طلبان پس از شکستی که در انتخابات اخير رياست جمهوری خوردند بايد گامهايی برای بازشناسی خود بردارند.

او اعتراف کرد که بسياری از مردم ايران بشدت از اصلاح طلبان انتقاد دارند که چرا در زمانی که قدرت را در دست داشتند در مقابل محافظه کاران نايستادند و به آنان اجازه دادند که قدرت را از دستشان خارج سازند.

وی دليل شکست اصلاح طلبان را در انتخابات رياست جمهوری، عدم توافق بر سر نامزد واحد و عدم درک کامل خواسته های اقتصادی مردم دانست و تأکيد کرد که اصلاح طلبان بايد در آينده راهی برای پرداختن به اين گونه خواسته ها بيابند.

دليل ديگری که دبيرکل جبهه مشارکت برای شکست اصلاح طلبان در انتخابات رياست جمهوری بر شمرد اين بود که نتوانستند همچون محافظه کاران هواداران خود را سازماندهی کنند و بنابراين بايد در فکر بازنگری ساختار احزاب و تشکلهای خود باشند و برای آمادگی در جهت کسب دوباره قدرت لازم است که ارتباط تازه ای با مردم برقرار کنند.


محمدرضا خاتمی با اقدام اخير دولت ايران در ازسرگيری مراحل آغازين غنی سازی اورانيوم در تأسيسات اصفهان مخالف است


او گفت که در پی شکست حزب تحت رهبری اش در سه انتخابات شوراها، مجلس شورای اسلامی و رياست جمهوری، از سمت دبيرکلی حزب استعفا کرده اما حزب استعفای او را نپذيرفته است.

آقای خاتمی اعلام کرد که در کنگره ماه آينده حزب مشارکت، بار ديگر استعفای خود را به حزب تسليم خواهد کرد اما اگر اين بار هم استعفا پذيرفته نشود تا پايان دوران دبيرکلی اش، يعنی تا يک سال ديگر در سمت خود باقی خواهد ماند.

دولت ايران بايد به مذاکرات اتمی با اروپايی ها ادامه دهد

او در بخش ديگری از مصاحبه که به مسئله هسته ای ايران اختصاص داشت گفت که به نظر او دولت ايران برای حل اين مسئله بايد به گفتگو با بريتانيا، فرانسه و آلمان ادامه دهد و اگر نتواند اعتماد دنيا را به برنامه اتمی خود جلب کند، نه تنها امکان دستيابی به انرژی اتمی را از دست خواهد داد بلکه امنيت کشور را نيز به خطر خواهد انداخت.

محمدرضا خاتمی با اقدام اخير دولت ايران در ازسرگيری مراحل آغازين غنی سازی اورانيوم در تأسيسات اصفهان مخالف است و می گويد چنين اقدامی نه تنها مشکل را حل نخواهد کرد بلکه مشکل را پيچيده تر نيز خواهد ساخت.

به عقيده او، تا زمانی که اعتماد جهانی به ايران از طريق ادامه مذاکرات و حرکت بسوی دموکراسی و حقوق بشر جلب شود، کليه فعاليتهای مرتبط با غنی سازی اورانيوم در اين کشور بايد در حال توقف باقی بماند.

وی در عين حال تأکيد کرد که هر ايرانی معتقد است که بنابر موازين بين المللی، انرژی اتمی حق کشورشان است.

او در پاسخ به اين سؤال که طرح جديد دولت محمود احمدی نژاد، مبنی بر افزودن به شمار طرفهای مذاکرات هسته ای ايران چيست گفت که افزايش شمار طرفهای مذاکرات تنها مشکل را پيچيده تر خواهد کرد، چرا که دولتهايی همچون روسيه، آفريقای جنوبی و اعضای جنبش عدم تعهد به اندازه دولتهای اروپايی و آمريکا قدرت ندارند و هر کس بوضوح می داند که موضع آنها موافقت با غنی سازی اورانيوم در ايران است.

بر خلاف اظهارات مقامهای ايرانی که تصريح کرده اند کشورشان از ارجاع پرونده هسته ای خود به شورای امنيت سازمان ملل متحد باکی ندارد، محمدرضا خاتمی گفت که تقريباً همه ايرانيان از وقوع چنين پيشامدی هراسانند و ظرف چند ماه گذشته، حتی احتمال چنين رخدادی باعث افت ارزش سهام در کشور، پايين آمدن ميزان سرمايه گذاری و کاهش رشد اقتصادی شده است.
2 نوشته شده در  چهارشنبه نهم شهریور 1384ساعت 15:40  توسط mohammad reza.t.... | 

کابينه احمدی نژاد؛ زمينه ساز تشديد اختلاف بين محافظه کاران
کابينه پيشنهادی محمود احمدی نژاد به مجلس ايران با واکنش متفاوت اعضای فراکسيون موسوم به "اصول‌گرايان" روبرو شده است.

در حالی که تعدادی از اعضای اين فراکسيون که اکثريت مطلق کرسی‌ های مجلس را در اختيار دارد، کابينه پيشنهادی محمود احمدی نژاد را با عباراتی نظير "علمی ‌ترين کابينه پس از انقلاب" ستوده ‌اند، تعدادی ديگر از اعضای همين فراکسيون از جمله عماد افروغ رئيس کميسيون فرهنگی مجلس، وزيران پيشنهادی محمود احمدی نژاد را فاقد استراتژی روشن و دارای رويکرد امنيتی نسبت به مسائل جامعه ايران توصيف کرده ‌اند.

اختلاف نظر ميان نمايندگان محافظه کار

اختلاف نمايندگان محافظه‌ کار مجلس بر سر کابينه محمود احمدی نژاد، پيش بينی درباره رای اعتماد مجلس به وزيران پيشنهادی را مشکل کرده است. شمار قابل توجهی از نمايندگان مجلس احتمال داده ‌اند که دست کم سه تن از وزيران پيشنهادی موفق به کسب رای اعتماد از مجلس محافظه کار ايران نشوند و تعدادی از آنها نيز رای بالای نمايندگان را به دست نياورند.

صرف نظر از رای مثبت يا منفی نمايندگان مجلس به هر يک از وزيران پيشنهادی، نوع سخنان نمايندگان مخالف و موافق کابينه محمود احمدی نژاد نشان می ‌دهد که محافظه کاران ايران از وحدت نظری که به آن تظاهر می‌ کنند، برخوردار نيستند و درباره مسائل کلان کشور اختلاف نظر فراوانی دارند.

اين اختلاف‌ ها بويژه پس از آنکه کابينه محمود احمدی نژاد زمام امور اجرايی کشور را به دست گيرد، احتمالا گسترش می‌ يابد و بار ديگر سبب بروز شکاف در دستگاه حکومت ايران و ظهور دوباره "حاکميت دوگانه" می ‌شود.

آيا شکاف عميق تر خواهد شد؟

چنانچه تصميمات اجلاس ماه سپتامبر شورای حکام آژانس بين المللی انرژی اتمی، آنطور که برخی ناظران احتمال داده اند، منجر به افزايش فشارهای خارجی بر جمهوری اسلامی شود، اين فشارها می تواند بر شکاف های داخلی تاثير بگذارد و در زمينه های خاصی آن را عميق تر کند.

واقعيت اين است که گذشته نظام جمهوری اسلامی نشانگر آن است که اين نظام از آغاز شکل ‌گيری خود ميل به تجزيه و حذف بخشی از نيروهای سياسی شريک در قدرت را داشته است.

نخستين جدايی

در نخستين سال‌ های پس از پيروزی انقلاب، اعضای نهضت آزادی ايران و ديگر نيروهای ملی ‌گرا که در دولت موقت و شورای انقلاب انجام وظيفه می ‌کردند، به اتهام حمايت از "ليبراليزم" در مرحله نخست از مناصب اجرايی و در مرحله بعد از حضور در پارلمان محروم شدند.

با حذف اين نيروها، گمان می ‌رفت که حاکميت روحانيت با شروع به کار مجلس دوم يکپارچه شده است، اما روحانيون حاکم، به خصوص بر سر برنامه ‌های اقتصادی دولت دچار شکاف و اختلاف شدند و اين اختلاف با جدايی تعدادی از اعضای جامعه روحانيت مبارز تهران و تاسيس مجمع روحانيون مبارز توسط آنها جنبه رسمی به خود گرفت.

در جريان انتخابات مجلس سوم، هواداران مجمع روحانيون موفق به کسب اکثريت کرسی‌ های نمايندگی مجلس شدند، اما شورای نگهبان در صدد ابطال انتخابات برخی از حوزه ‌ها به ويژه حوزه تهران برآمد که با واکنش آيت‌ الله خمينی از اين اقدام منصرف شد.

در طول حيات مجلس سوم، آيت‌ الله خمينی درگذشت و از آن پس، صحن مجلس به محل منازعه "چپگرايان" متمايل به مجمع روحانيون با دولت متمايل به "راست‌ گرايان" به رهبری اکبر هاشمی رفسنجانی تبديل شد.


شمار قابل توجهی از نمايندگان مجلس احتمال داده ‌اند که دست کم سه تن از وزيران پيشنهادی موفق به کسب رای اعتماد از مجلس محافظه کار ايران نشوند و تعدادی از آنها نيز رای بالای نمايندگان را به دست نياورند

با پايان عمر مجلس سوم، "چپگرايان" نيز از گردونه قدرت حذف و به حاشيه رانده شدند، زيرا در جريان برگزاری انتخابات مجلس چهارم، بسياری از کانديداهای چپگرايان با نظارت استصوابی شورای نگهبان از امکان رقابت در انتخابات محروم شدند و تعدادی از آنها نيز از راهيابی به مجلس ناکام ماندند.

وحدتی که دوام نيافت

با اين رويداد، بار ديگر چنين تصور شد که نظام حاکم به يکپارچگی و وحدت رسيده است، اما ديری نگذشت که راست ‌گرايان حاکم دچار انشعاب شدند. در اين دوره، روحانيون بنيادگرا و محافظه کار در برابر دولت اکبر هاشمی رفسنجانی قد علم کردند و برنامه ‌های آن را در زمينه ‌های فرهنگی و اقتصادی سبب از بين بردن آنچه از آن به عنوان "آرمان انقلاب" ياد می کردند، شمردند. آقای رفسنجانی با تشويق هواداران تکنوکرات خود به تاسيس يک حزب، در صدد مقابله با فشار بنيادگراين برآمد، اما حزب مورد نظر او که "کارگزاران سازندگی" نام گرفت، جز دستيابی به تعدادی کرسی در مجلس پنجم، کار ديگری از پيش نبرد.

با پايان يافتن دو دور رياست جمهوری اکبر هاشمی رفسنجانی، محافظه کاران ايران خود را يک بار ديگر برای يکدست کردن قدرت از طريق حمايت از کانديداتوری اکبر ناطق نوری در انتخابات رياست جمهوری آماده می‌ کردند، اما اين بار محاسبات آنها اشتباه از کار در آمد و محمد خاتمی، کانديدای مشترک مجمع روحانيون که به حاشيه قدرت رفته بودند و کارگزاران سازندگی که در شرف به حاشيه رفتن بودند، در انتخابات به پيروزی رسيد و بدين ترتيب روند واگرايی در ساخت قدرت جمهوری اسلامی به حالت معکوس همگرايی تبديل شد.

پس از حاکميت دوگانه

اين همگرايی که به بازگشت بخشی از نيروهای حاشيه قدرت به متن آن منجر شد، البته جز شکل‌ گيری حاکميتی دوگانه حاصلی نداشت. اما با شکل‌ گيری مجلس هفتم و پس از آن، پيروزی محمود احمدی نژاد در انتخابات دور نهم رياست جمهوری، دوران حاکميت دوگانه به سر رسيد و اين بار نيز بسياری گمان کردند که دوران وحدت و يکپارچگی نظام سياسی ايران فرا رسيده است.

اين در حالی است که اختلاف‌ های فعلی محافظه کاران بر سر کابينه محمود احمدی نژاد نشان می‌ دهد که دستيابی به حکومتی يکپارچه در جمهوری اسلامی دور از واقعيت است و اين نظام بنا به سرشت دوگانه خود که دو نوع مشروعيت زمينی و آسمانی را برای خود تعريف می ‌کند، طبيعتی تجزيه طلب و شکاف پرور دارد، گو اينکه برخی حوادث غيرمترقبه نيز گاهی اين روند را تا مدتی مختل می‌ کند.
2 نوشته شده در  چهارشنبه دوم شهریور 1384ساعت 1:36  توسط mohammad reza.t.... | 

محسن سازگارا بار ديگر به زندان محکوم شد
محمد محسن سازگارا، يکی از منتقدان حکومت ايران از صدور حکم تازه ای عليه خود در ايران خبر داده است که او را به شش سال حبس تعزيری محکوم کرده و با احتساب حکم قبلی مدت زمانی را که او بايد در زندان سپری کند به هفت سال می رساند.

رسانه ها از تهران گزارش داده اند که اين حکم به خاطر اتهام "اقدام عليه امنيت ملی" صادر شده اما جزئيات بيشتری در اين زمينه منتشر نشده است.

آقای سازگارا می گويد برای معالجه چشم و قلب خود به خارج آمده است و قصد دارد ابتدا روند مداوای خود را کامل کند و سپس به کار پژوهشی در خارج از ايران بپردازد و سپس به ايران بازخواهد گشت و درصورتی که زندانی شود، دست به اعتصاب غذا خواهد زد.

آقای سازگارا در جريان نا آرامی دانشجويی تابستان 2003 در ايران همراه با پسرش، وحيد بازداشت شد و پس از 114 روز بازداشت در ششم اکتبر (چهاردهم مهر) با قرار وثيقه ششصد ميليون تومانی آزاد گرديد.

وی که به اتهام تحريک دانشجويان به اغتشاش بازداشت شده بود، آن گونه که خود اعلام کرد، 79 روز از دوران بازداشت خود را در اعصاب غذا گذراند و در اين مدت پنج بار در بيمارستان بستری شد.

در دوران بازداشت آقای سازگارا بارها گزارشهايی از وخامت حال او بر اثر اعتصاب غذا و بيماری منتشر شد.


محسن سازگارا که با مديريت شرکت جامعه روز به عنوان ناشر نخستين روزنامه های معروف به اصلاح طلب به چهره ای شناخته شده در اين جناح بدل شد، در سالهای اخير مواضعی انتقادی نسبت به حکومت اتخاذ کرد و اندک اندک دايره انتقادات خود را به اصلاح طلبان حکومتی نيز گسترش داد.

وی بارها نامه های سرگشاده ای خطاب به آيت الله علی خامنه ای، رهبر جمهوری اسلامی انتشار داده و در آنها انتقاداتی صريح از شيوه های حکومتی جمهوری اسلامی مطرح کرده است.

آقای سازگارا همچنين خواهان برگزاری همه پرسی برای تغيير نظام جمهوری اسلامی شده است.
2 نوشته شده در  چهارشنبه دوم شهریور 1384ساعت 1:34  توسط mohammad reza.t.... |