|
|
سخنانی با اهداف داخلی يا نشانه ای از تغيير در سياست خارجی؟ |
|
|
محمود احمدی نژاد، رييس جمهور ايران در همايشی که با عنوان "جهان بدون صهيونيسم" در تهران تشکيل شده، با تکرار سخنان آيت الله روح الله خمينی، بنيانگذار جمهوری اسلامی، تاکيد کرده است که اسراييل بايد از صفحه روزگار محو شود. آقای احمدی نژاد در سخنان خود از اسراييل به عنوان کشوری اشغالگر نام برده و گفته اين کشور، در واقع "سرپل دنيای استکبار در قلب جهان اسلام است" و مساله فلسطين، مساله ای نيست که جمهوری اسلامی بتواند با بخشی از آن سازش کند. محمود احمدی نژاد در عين حال، به تمامی سران کشورهای اسلامی هشدار داده که هر کس در راه شناسايی اين رژيم گام بردارد، در آنچه وی آن را آتش قهر امت اسلام خوانده، خواهد سوخت. اگرچه آقای احمدی نژاد در آستانه فرا رسيدن روزی که در ايران به عنوان روز قدس نامگذاری شده، به تندی اسراييل را مورد حمله قرار داده، اما لحن وی و نيز گستراندن دامنه تهديدها به سران کشورهای مختلف اسلامی، باعث می شود که اظهارات او تنها از اين منظر که کاربردی صرفا داخلی دارد، مورد بررسی قرار نگيرد اظهارات رييس جمهوری اسلامی ايران، بلافاصله بازتابی گسترده در رسانه های جهان يافت و چند کشور، از جمله آمريکا، فرانسه و اسراييل آن را محکوم کردند و بيان چنين سخنانی را نشانه تلاش ايران برای دستيابی به سلاح اتمی دانستند. اگرچه آقای احمدی نژاد در آستانه فرا رسيدن روزی که در ايران به عنوان روز قدس نامگذاری شده، به تندی اسراييل را مورد حمله قرار داده، اما لحن وی و نيز گستراندن دامنه تهديدها به سران کشورهای مختلف اسلامی، باعث می شود که اظهارات او تنها از اين منظر که کاربردی صرفا داخلی دارد، مورد بررسی قرار نگيرد. حمله به اسراييل و يا کسانی که در فرآيند صلح خاورميانه حضور دارند، سال ها بود که در اظهارات مقامات رسمی جمهوری اسلامی حضور نداشت و سخنانی از اين دست، تنها در اظهارات مقامات غير رسمی، خطبه های نماز جمعه و برخی روزنامه ها انعکاس می يافت و عمدتا در چارچوب مناسبات و معادلات سياسی در داخل کشور معنا می شد. از همين رو، تکرار چنين مواضعی از سوی رييس جمهوری، اقدامی کم سابقه در بيش از يک دهه گذشته قلمداد می شود و به معنای در هم آميختن دو حوزه ای است که در دو دولت اکبر هاشمی رفسنجانی و محمد خاتمی، با تلاش و دشواری بسيار تا حدودی از يکديگر متمايز و جدا شده بودند. سخنان آقای احمدی نژاد، به ويژه از اين جهت که در چه موقعيتی بيان شده نيز قابل توجه است و می تواند پيامدها و هزينه های خاص خود را به همراه داشته باشد. در حالی که جمهوری اسلامی، در عرصه جهانی به ويژه درگير بحران پرونده هسته ای خود است و از اين زاويه فشارهای فراوانی را متحمل می شود، لحن و مضمون سخنان محمود احمدی نژاد، بدون شک پيامدهايی نه چندان خوشايند برای رهبران ايران به همراه خواهد داشت. اظهارات محمود احمدی نژاد، اقدامی کم سابقه در بيش از يک دهه گذشته قلمداد می شود و به معنای در هم آميختن دو حوزه ای است که در دو دولت اکبر هاشمی رفسنجانی و محمد خاتمی، با تلاش و دشواری بسيار تا حدودی از يکديگر متمايز و جدا شده بودند تنها ساعاتی پس از مخابره اظهارات آقای احمدی نژاد، سخنگوی وزارت امور خارجه فرانسه، اين اظهارات را به شدت محکوم کرد و سوليوان شالوم، وزير امور خارجه اسراييل نيز در نشستی خبری مشترکی با همتای روسی خود، سخن از آن گفت روشن است که ايران می کوشد توان جنگ افزارهای هسته ای خود را توسعه دهد. همزمان کاخ سفيد نيز با انتشار بيانيه ای اعلام کرد که اظهارات محمود احمدی نژاد تاکيدی است بر درستی نگرانی های آمريکا درباره جاه طلبی های هسته ای جمهوری اسلامی. اما حملات تند آقای احمدی نژاد به اسراييل و آن دسته از رهبران کشورهای اسلامی که در پی به رسميت شناختن اسراييل هستند، تنها واکنش غرب را برنخواهد انگيخت و می تواند به افزايش تنش ها بين ايران با شماری از کشورهای اسلامی، از جمله برخی از همسايگان اين کشور منجر شود. در ماه های اخير، از جمله پاکستان در گفتار و رفتار نشانه های روشنی از تمايل به برقراری رابطه با اسراييل بروز داده بود و اظهارات آقای احمدی نژاد، می تواند به طور مشخص متوجه پاکستان شود. چنين امری به معنای آن است که زمينه تازه ای برای فاصله گرفتن بيشتر دو کشور همسايه پديد خواهد آمد. اظهارات محمود احمدی نژاد، حتی اگر صرفا با توجه به رويدادی داخلی، يعنی فرارسيدن روز قدس و بی توجه به واکنش های احتمالی ديگران مطرح شده باشد، اکنون بازتابی به مراتب فراتر از مرزهای کشور يافته و به نظر می رسد که ايران را در روزهای آينده با دشواری های بيشتری، به ويژه در حل و فصل بحران پرونده هسته ای خود مواجه خواهد ساخت در عين حال، دامنه هشدار رييس جمهوری اسلامی ايران، مبنی بر "سوختن" سران کشورهای اسلامی در آتش قهر امت اسلام، می تواند زمينه های لازم را فراهم آورد تا سخن از آن گفته شود که جمهوری اسلامی رويکرد تنش زدايی در عرصه سياست خارجی را به کناری نهاده و آشکارا لحن و موضعی پرخاشجويانه را جانشين آن ساخته است. در اين ميان، برخی نيز بر اين باورند که تهديدات جمهوری اسلامی، برعکس، می تواند همزمان با افزايش حساسيت و فشار غرب، موجب سرعت گرفتن بهبود روابط کشورهای عربی با اسراييل شود. گذشته از چنين پيامدی، به نظر می رسد که اين رويکرد جديد، به ناگزير به معنای رويارويی ايران با بسياری از کشورهای اسلامی خواهد بود و در نتيجه منافع ملی ايران را به مخاطره خواهد انداخت. به هر حال، اظهارات محمود احمدی نژاد، حتی اگر صرفا با توجه به رويدادی داخلی، يعنی فرارسيدن روز قدس و بی توجه به واکنش های احتمالی ديگران مطرح شده باشد، اکنون بازتابی به مراتب فراتر از مرزهای کشور يافته و به نظر می رسد که ايران را در روزهای آينده با دشواری های بيشتری، به ويژه در حل و فصل بحران پرونده هسته ای خود مواجه خواهد ساخت. |
||
|
2
نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم آذر 1384ساعت 10:51  توسط mohammad reza.t.... |
|
||
|
|
ايران و اسرائيل: اظهارات احمدی نژاد و افزايش خصومت بين دو کشور |
|
|
حميد رضا آصفی، سخنگوی وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی، اظهارات ضد اسرائيلی اخير محمود احمدی نژاد، رييس جمهوری ايران، را بار ديگر تاييد کرد و با اشاره به واکنش اسرائيل به اين سخنان گفت "صهيونيست ها از وضعيت پيش آمده بسيار ناراحت هستند و دارند دق می کنند". از موقعی که محمود احمدی نژاد در چند ماه پيش بر سرکار آمد خصومتی که هميشه بين جمهوری اسلامی و اسرائيل به نوعی وجود داشته به ناگهان شدت يافته به طوريکه در بعضی از محافل احتمال نوعی برخورد نظامی بين دو کشوردر ماه های آينده آشکارا مطرح می شود. اسرائيل هم اکنون جمهوری اسلامی را بزرگترين تهديد برای امنيت خود می داند و مقامات ايران نيز بار ديگر شعار قديمی محو اسرائيل از صحنه روزگار را مطرح می کنند. تنش کنونی بين دو کشور حدود دوماه پيش شدت يافت و آن موقعی بود که آقای احمدی نژاد در يک سخنرانی خواستار نابودی اسرائيل شد. با وجود آنکه اين سخنان رييس جمهوری ايران از سوی کشور های مختلف جهان و به خصوص دولت های غربی شديدا محکوم شد، ولی سياست های ضد اسرائيلی او همچنان ادامه يافت و او اخيرا در يک کنفرانس خبری در عربستان سعودی موضوع کشار ميليونها يهودی به دست هيتلر را دروغ دانست و خواستار آن شد که اروپايی ها برای يهوديان کشوری در خاک اروپا ايجاد کنند. کشورهای جهان و از جمله شورای امنيت سازمان ملل بار ديگر اين اظهارات را محکوم کردند. ولی حميد رضا آصفی، سخنگوی وزارت امور خارجه ايران، از اين واکنش ها ابراز تعجب کرد و گفت اين لشکر کشی ها برای حمايت از رژيم به گفته او صهيونيستی ناشی از ضعف اين رژيم است. آقای آصفی افزود که صهيونيست ها از اظهارات رييس جمهوری ايران بسيار ناراحت هستند و دارند دق می کنند. و اما در حالیکه جمهوری اسلامی بر شدت حملات لفظی خود عليه اسرائيل می افزايد، هفته نامه معروف ساندی تايمز چاپ لندن در شماره روز يکشنبه ( 11 دسامبر) خود نوشته است که آريل شارون، نخست وزير اسرائيل، يک طرح مشخص نظامی تهيه کرده است که در صورت شکست تلاش های ديپلماتيک برای کنترل برنامه های هسته ای ايران در ماه مارس يعنی حدود چند ماه ديگر از طريق هوا و زمين به تاسيسات هسته ای ايران حمله کند. مقامات اسرائيلی گرچه گزارش اين هفته نامه در مورد حمله به ايران در ماه مارس را نادرست دانستند ولی به هيچوجه احتمال حمله به ايران در آينده را رد نکردند. رهبران اسرائيل در هفته های اخير بارها تاکيد کرده اند که به هيچوجه مسلح شدن جمهوری اسلامی به بمب اتمی را تحمل نخواهند کرد و با هر وسيله ای جلوی آن را خواهند گرفت. اسرائيل در حالی چنين موضعی اتخاذ می کند که نظر عمومی بر اين است که خود اين کشور به سلاح هسته ای مجهز است و در هيچيک از پيمان های بين المللی منع گسترش سلاح های هسته ای عضويت ندارد. اسرائيلی ها البته فعلا می گويند که اميدوارند اروپا و آمريکا بتوانند از طريق ديپلماتيک جمهوری اسلامی را قانع کنند که فعاليت های هسته ای خود را تعطيل کند. ولی آنها تاکيد می کنند که اگر اين مذاکرات شکست بخورد، آنها ساکت نخواهند نشست. اظهارات تند رييس جمهوری ايران عليه اسرائيل نيز به نظر می رسد با هدف جلب حمايت مردم کشورهای اسلامی مطرح می شود. صاحب نظران معتقدند که در وضعيتی که رهبران اغلب کشور های عربی و اسلامی مواضع نسبتا ملايمی در مقابل اسرائيل اتخاذ می کنند مردم کوچه وبازار در بعضی از کشورهای عربی از سخنان آقای احمدی نژاد استقبال می کنند. ولی در داخل کشور بعضی از فعالان سياسی معتقدند که بيان چنين سخنان مغاير با اصول ديپلماسی از سوی رييس جمهوری کشور به منافع ملی ايران صدمه می زند و بهانه در دست دشمنان جمهوری اسلامی قرار می دهد که به خصومت های خود عليه ايران افزايش دهند. از شواهد چنين پيداست که در وضعيت فعلی نه جمهوری اسلامی و نه اسرائيل قصد ندارند که به تبليغات خصومت آميز عليه يکديگر پايان دهند. بعضی انگيزه های سياسی در هردو کشور ممکن است فعلا اقتضا کند که اين لفاظی ها ادامه يابد. در اسرائيل قرار است در اواخر ماه مارس انتخابات پارلمانی برگزار شود و بعضی از کارشناسان معتقدند که آريل شارون ممکن است برای جلب رای مردم اين کشور به اظهارات خود عليه جمهوری اسلامی افزايش دهد. در ايران نيز دولت احمدی نژاد با قول برطرف کردن مشکلات اقتصادی کشور و رفع بيکاری و مبارزه با بی عدالتی بر سر کار آمد ولی تاکنون نتوانسته گام مهمی در اين راستا بردارد و از اين رو بعضی از صاحب نظران معتقدند که تاکيد بر مواضع ضد اسرائيلی ممکن است که با هدف انحراف افکار عمومی از مشکلات داخلی صورت می گيرد. ولی در هر صورت تنش بين دو کشور در دوره رياست جمهوری احمدی نژاد چنان افزايش يافته که اگر مساله هسته ای ايران از طريق مذاکره حل نشود احتمال افزايش خصومت ها بين دو کشور را نمی توان از نظر دور داشت. |
||
|
2
نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم آذر 1384ساعت 10:50  توسط mohammad reza.t.... |
|
||
|
|
موج تازه گرايش به مهدويت در ايران و ريشه های آن |
|
|
افزايش رويکرد جامعه جوان ايران به آيينهای دينی و بويژه آداب و شعائر مربوط به امام دوازدهم شيعيان در سالهای اخير می تواند نشانه ای بر روند روبه رشد عرفی شدن (جداشدن نهادهای دينی از نهادهای حکومتی) جامعه و فاصله گرفتن آن از ايدئولوژی اسلامی ارزيابی شود. گرچه مناسک و شعائر بخش جدانشدنی از هر مذهبی اند و به هيچ روی پديده ای نو به شمار نمی روند، بتازگی شيوه برگزاری بسياری از آيينهای مذهبی در ايران به پرسشی اجتماعی و سياسی بدل شده است. از جمله، بحث درباره امام دوازدهم شيعيان و ارتباط اعتقاد به وی با تحولات سياسی در ماههای اخير در ايران بالاگرفته است. شماری از هواداران محمود احمدی نژاد مانند ابوالقاسم خزعلی يا محمدتقی مصباح يزدی که از روحانيون بلندپايه اين کشورند، آشکار و نهان انتخاب وی را به رياست جمهوری مورد تأييد و موافقت امام غايب شيعيان دانسته اند و گفته می شود دولت جديد در نخستين اقدامهای خود اعتبارهای مالی بزرگی به مسجد جمکران اختصاص داده است. مسجد جمکران، نقطه آغاز مسجد جمکران که در روستايی به همين نام در نزديکی شهر قم قرار دارد بر پايه خواب يکی از اهالی اين روستا ساخته شده است و در آن چاهی وجود دارد که برخی مردم با طی مراحلی، عريضه خود را به امام زمان به درون چاه می فرستند، به اين اميد که وی آنها را بخواند و حاجت روا کند. شماری از مراجع تقليد در قم از جمله آيت الله ناصر مکارم شيرازی با نام بردن از اين چاه، از رواج آنچه "خرافات" خوانده اند ابراز نگرانی کرده اند اما شايعه ها درباره اعتقادات ويژه دولت محمود احمدی نژاد به امام زمان پايان نيافته است. مسئله امام زمان يا امام غايب در مذهب شيعه نقشی بنيادی دارد و محوريت آن در شکل دادن به عقايد اين فرقه از مسأله امامت و خلافت بلافصل امام نخستين شيعيان، علی بن ابی طالب کمتر نيست. غيبت امام دوازدهم مجادلات و مناقشات کلامی و عقيدتی فراوانی درباره تکليف شيعيان در زمينه مسائل شرعی و سياسی برانگيخته است. به نظر می رسد بخش عمده توقعات و انتظاراتی که عموم مردم از امام زمان دارند و در کلمه پرهيبت عدالت خلاصه میشود، همان توقعاتی است که از نظام سياسی داشته اند و اکنون آن اميدها را برباد رفته می بينند و درمانگری جز برآمده از جهان غيب نمی شناسند سياست، حکومت و مهدويت از سده چهارم هجری به بعد نظريه شيعی به دست فقيهان بزرگی چون شيخ طوسی، شيخ مفيد و سيد مرتضی صورتبندی شد و يکی از مسائل اصلی آن، سياست و حکومت بود که در آن دوران شيعيان باور داشتند غيبت امام زمان نبايد آنان را از تدبير اين جهانی حکومت وا بدارد و در نتيجه، "حکومت الهی" را منحصر به ظهور امام معصوم می دانستند. از اين رو، سلطنت در مقام شيوه ای عرفی و اين جهانی برای تدبير امور جامعه، برای فقيهان امری يکسره پذيرفته شده بود. عالمان دينی، دوران صدر اسلام و سالهای حکومت پيامبر اسلام در شهر مدينه را دوره بنيادی و طلايی تاريخ می انگاشتند و در مقابل، هر يک از ادوار پس از پيامبر در قياس با دوره حيات او از هر نظر فروتر و منحطتر ارزيابی می شد. اصطلاح ويژه دانشمندان اسلامی برای اشاره به دوران انحطاط، "زمان فتنه" است و در باور به مهدويت اين فرض وجود داشت که امام غايب در دوران فتنه ها ظهور می کند؛ عصری که سراسر جهان با غبار ستم و جهل پوشانده شده است. در نتيجه از منظر الهيات شيعی، تاريخ اسلام با دوره ای بنيادی که دوره حکومت آخرين پيامبر است آغاز می شود و با دوره بنيادين ديگری پايان میگيرد که حکومت آخرين امام است. با آغاز دوران غيبت کبری، احاديث فراوانی درباره شرايط و چگونگی ظهور امام غايب رواج يافت که بعدها در کتابهای حديث، زير عنوان "ملاحم و فتن" گرد آمد. اين روايتها "آخرالزمانی" را توصيف می کردند که "سراسر ستم" و آماده برای ظهور امامی است که جهان را "از عدل می آکند". نشانه های آخرالزمان آن اندازه متنوع، فراوان و قابل تأويل است که تقريباً در مورد همه ادوار تاريخی صدق می کند اما بسياری از حکومتها می کوشيدند با انطباق نشانه های آخرالزمان بر دوران خود، به حکومت خويش مشروعيت مذهبی ببخشند و از مردم بخواهند تا برای طول عمر حاکم يا سلسله او تا ظهور مهدی دعا کنند. به ويژه در دوران صفويه که حاکمان، تشيع را مذهب برگزيده و رسمی قرار دادند، بسياری از فقيهان شيعه به اين توهم دامن زدند. از نظر تاريخی، مسئله آخرالزمان و تلاش برای انطباق دوران معاصر بر آن و پيوستن حکومت موجود به حکومت امام دوازدهم در دوره هايی رواج يافته که اقتدار حکومت ضعيف بوده و مشروعيت آن نيز به درجه آسيب پذيری تنزل يافته است در دوران قاجار، پيدايش مذهب بابی و بهايی از عوامل مهم رواج دوباره اعتقاد به آخرالزمان و تأکيد بر وجود امام زمان و ظهور نزديک وی شد. رسالههای فراوانی به فارسی درباره امام زمان نوشته شد و حتی يکی از عالمان بزرگ حديث به نام ميرزا حسين نوری کتابی پرحجم نوشت به نام نجم الثاقب که تنها دربردارنده حکايت کسانی بود که امام دوازدهم شيعيان را در بيداری ديده و به اصطلاح "خدمت او مشرف شده بودند". در دوران سلطنت پهلوی، روحانيان حکومت را به بی اعتنايی و لاقيدی دينی متهم می کردند و حتی بارها شايع شد که فلان مسئول حکومتی، وزير يا وکيل، بهايی است. در دوران محمدرضاشاه پهلوی، آيت الله سيدحسين بروجردی، مرجع يگانه وقت شيعيان از تمام نيروی خود برای مبارزه با بهائيت بهره گرفت و کوشيد از نظر تبليغاتی نيز به تبيين و تثبيت مسأله امام زمان بپردازد. وی از جمله به شيخ لطف الله صافی گلپايگانی که اکنون يکی از مراجع تقليد قم است دستور داد کتابی با عنوان منتخب الاثر بنويسد و همه روايتهای اسلامی درباره وجود امام دوازدهم شيعيان را گردآوری کند. در همين دوران شيخ محمود حلبی، واعظی خراسانی، انجمن حجتيه را برای ترويج عقيده به امام زمان و مبارزه با بهائيت بنيان نهاد و بسياری از جوانان مذهبی را در سراسر کشور گرد آورد و سازماندهی کرد. فعاليت اين انجمن با فضای خاص سياسی دهه های منتهی به انقلاب سال پنجاه و هفت و رشد ايدئولوژی اسلامی و اسلام انقلابی همراه شد اما اين انجمن مانند آيت الله بروجردی از نظريه سنتی شيعه درباره حکومت پيروی می کرد که به سلطان مشروعيت می داد و به اقتدار پنهان سياسی فقيه باور داشت و به هر روی تشکيل حکومت دينی را تنها در قلمرو اختيارات امام معصوم می دانست. انقلابيون جوان در حوزه علميه و ديگر محافل مذهبی از پی آيت الله خمينی رفتند و هواداران و اعضای انجمن حجتيه را مرتجع، متحجر و مؤمن به تفسيری عقب مانده از اسلام خواندند که توانايی انطباق با شرايط دنيای جديد را ندارد. بسياری از چهره های سياسی جمهوری اسلامی، از جمله محمد خاتمی، رئيس جمهور پيشين از قوت گرفتن متحجران و خطر سازمان يافتن آنها ابراز نگرانی کرده اند با پيروزی انقلاب، شماری از هواداران انجمن حجتيه که ديگر به صورت سازمان فعاليت نمی کرد به صف انقلابيون پيوستند و حتی مانند علی اکبر پرورش يا علی اکبر ولايتی به مقام وزارت رسيدند و شماری ديگر در حوزه علميه يا بيرون از آن به منتقدان حکومت بدل شدند. با اين همه، آيت الله خمينی در مناسبتهای مختلف، بويژه در پيامی خطاب به روحانيت در سالهای آخر عمر خود "خطر متحجران و انجمن حجتيه ايها" را بزرگتر از هر خطر ديگر توصيف کرد. از سوی ديگر، انقلابيون مذهبی جمهوری اسلامی را مقدمه حکومت امام دوزادهم شيعيان دانستند. از جمله کتابی پرحجم در قم با عنوان زمينه سازان انقلاب جهانی مهدی نشريافت که روايتهای مربوط به آخرالزمان را بر دوران معاصر منطبق می کرد و آيت الله خمينی را همان سيدی وا می نمود که طبق برخی روايتها، پيش از امام مهدی قيام می کند و حکومت تشکيل می دهد. با رهبری آيت الله خامنه ای، برخی از کسانی که در مشرب سياسی و اعتقادی خود با انجمن حجتيه همدلی می کردند و بويژه در مؤسسه موسوم به "در راه حق" در قم فعاليت داشتند، به کانونهای اقتدار سياسی نزديک شدند. در سالن اصلی اين مؤسسه تابلويی نصب است که روزشمار غيبت امام زمان را نشان می دهد. محمدتقی مصباح يزدی يکی از وابستگان به اين مؤسسه، پس از دستيابی آيت الله خامنه ای به مقام رهبری به وی نزديک شد و در جريان انتخاب محمود احمدی نژاد به رياست جمهوری، محمدتقی مصباح يزدی سرشناسترين روحانی مدافع وی بود. رشد دوباره طرفداران انجمن حجتيه از اين سو، بسياری از چهره های سياسی جمهوری اسلامی، از جمله محمد خاتمی، رئيس جمهور پيشين از قوت گرفتن "متحجران" و خطر سازمان يافتن آنها ابراز نگرانی کردند و حتی محمدرضا توسلی، روحانی نزديک به آيت الله خمينی، آشکارا از خطر رشد طرفداران انجمن حجتيه سخن گفت. با رهبری آيت الله خامنه ای، برخی از کسانی که در مشرب سياسی و اعتقادی خود با انجمن حجتيه همدلی می کردند و بويژه در مؤسسه موسوم به در راه حق در قم فعاليت داشتند، به کانونهای اقتدار سياسی نزديک شدند انجمن حجتيه که امروزه ديگر به صورت سازمان وجود ندارد، تعبيری مبهم برای اشاره به گروهی است که بويژه به ظهور نزديک امام زمان باور دارد و خود را زمينه ساز ظهور وی می داند و بر همين اساس ظاهراً هيچ انگيزه ای برای سازگاری با تجدد در عرصه های گوناگون، بويژه سياسی و ديپلماتيک ندارد. اين گروه از تجدد تنها به تکنولوژی و علم آن باور دارد و می انديشد که حکومت ايران به عنوان تنها حکومت شيعه در جهان، پايگاه اصلی امام زمان در هنگام ظهور خواهد بود اما اينکه شخص محمود احمدی نژاد و دولت وی تا چه اندازه چنين باورهايی داشته باشند، معلوم نيست. هرچه هست شايعه های فراوان در محافل سياسی است مبنی بر اينکه وی از نظر فکری مريد محمدتقی مصباح است يا بودجه های کلان برای مسجد جمکران در قم اختصاص میدهد يا در حال تهيه نقشه مسير حرکت امام زمان در شهر تهران است. کارکرد سياسی پديده "آخرالزمان" اين شايعه ها که گاه شخصيتهای سياسی مانند محسن آرمين بدان دامن می زنند، بسادگی قابل تأييد نهايی نيست اما قرينه ای است بر اينکه نقش و کارکرد سياسی مفهوم "آخرالزمان" دوباره در سالهای اخير تقويت شده است. اين امر شماری از روشنفکران دينی مانند عبدالکريم سروش را برانگيخت تا آشکارا پيامدهای سياسی مسئله مهدويت را با دموکراسی ناسازگار بخوانند و بدين ترتيب مسئله مهدويت و آخرالزمان را از قلمرو سياسی به عرصه مجادلات و مباحثات روشنفکری نيز وارد کنند. از نظر تاريخی، مسئله "آخرالزمان" و تلاش برای انطباق دوران معاصر بر آن و پيوستن حکومت موجود به حکومت امام دوازدهم در دوره هايی رواج يافته که اقتدار حکومت ضعيف بوده و مشروعيت آن نيز به درجه آسيب پذيری تنزل يافته است. به همين سبب فقيهان منتقد حکومت باور داشته اند حکومت عرفی نبايد برای نجات وجهه سياسی و اجتماعی خود از ميراث مقدس شيعه بهره بگيرد. اما گرايش چشمگير جامعه ايرانی به مسأله مهدويت و نمادهای آن مانند مسجد جمکران را تنها نمی توان به تبليغات سياسی و نيت حاکمان فروکاست. آيت الله خمينی در مناسبتهای مختلف، بويژه در پيامی خطاب به روحانيت در سالهای آخر عمر خود خطر متحجران و انجمن حجتيه ايها را بزرگتر از هر خطر ديگر توصيف کرد به دنبال "عدالت" از چشم انداز جامعه شناختی رويکرد پرشور مردم به آيينها و مکانهايی که به امام غايب پيوند دارد، نشانه ای است از رابطه ويژه مردم با دولت و شکاف ژرفی که ميان نيازهای مادی شهروندان و امکانات پاسخگويی دولت وجود دارد. به نظر می رسد بخش عمده توقعات و انتظاراتی که عموم مردم از امام زمان دارند و در کلمه پرهيبت "عدالت" خلاصه میشود، همان توقعاتی است که از نظام سياسی داشته اند و اکنون آن اميدها را برباد رفته می بينند و درمانگری جز برآمده از جهان غيب نمی شناسند. از سوی ديگر، تأکيد جامعه جوان ايران بر آيين و بعد اسطوره ای تشيع در برابر بعد عقلانی آن که ايدئولوژی اسلامی بود، می تواند نشاندهنده رشد فرايند عرفی شدن جامعه نيز ارزيابی شود. به سخن ديگر، اين امر گواهی است بر اينکه بخش بزرگی از جامعه ايران ديگر وعده های زمينی حکومت دينی را باور ندارد و به کارآمدی سياسی دينسالاری بدبين شده است و ترجيح می دهد در فقدان دولت مدرن دموکراتيک، سرنوشت خود را به تقدير غيبی بسپارد و به نوعی ديگر به نظريه کهن شيعه درباره حکومت بگرايد که در آن حکومت الهی تنها از آن امام معصوم است. رهبران ايدئولوژی اسلامی در دهه های اخير کوشيدند مشروعيت مداخله دين را در ساختار سياسی توجيه کنند اما امروزه مشروعيت اين باور بيش از هر وقت ديگر در دوران معاصر گرفتار توفان ترديد است. درست است که گرايش مردم و بويژه جوانان به تفسير خاصی از مهدويت شايد نشانه پيشرفت فرايند عرفی شدن باشد اما اين وضع حاصل نوعی سرخوردگی است و بدشواری ممکن است جامعه را از درون به مرحله سياسی تازه ای وارد کند. پرسش اساسی پيش روی فيلسوفان سياسی و جامعه شناسان اين است که چگونه اين عرفی شدن ويژه ای که در ايران در حال رشد است، می تواند به زمينه ای برای شکلگيری نظام عرفی مدرن و کارآمد در همه ابعاد حيات اجتماعی و سياسی تبديل شود. |
||
|
2
نوشته شده در یکشنبه بیستم آذر 1384ساعت 10:17  توسط mohammad reza.t.... |
|
||
|
|
احمدی نژاد و اسرائيل: گل خودی رييس جمهوری به ايران؟ |
|
|
وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی در تلاشی برای کاهش بحران ناشی از اظهارات رييس جمهوری ايران در باره ضرورت نابودی اسرائيل تاکيد کرده است که ايران عليه هيچ کشوری اقدام به استفاده و يا تهديد به استفاده از زور نکرده است. وزارت امور خارجه ايران با اين بيانيه در واقع می خواهد به جامعه جهانی اطمينان بدهد که اظهارات آقای احمدی نژاد صرفا در حد شعار است و جمهوری اسلامی به هيچوجه قصد ندارد که عليه اسرائيل وارد عمل شود. ولی به نظر می رسد که در روزهای اخير به رغم اين اقدام دير هنگام دستگاه ديپلماسی کشور برای تعديل اظهارات رييس جمهوری ايران صدمه شديدی به جمهوری اسلامی در سطح جهانی وارد شده است. درست است که روسای جمهوری ايران حداقل در شانزده سال گذشته با چنين لحنی از ضرورت نابودی اسرائيل سخن نمی گفته اند و اظهارات آقای احمدی نژاد از اين ديدگاه تازگی دارد. ولی اگر روابط جمهوری اسلامی با جهان غرب در يک حالت عادی بود شايد کمتر کسی به اظهارات آقای احمدی نژاد توجه می کرد و آن را در رديف بسياری از شعارهای ديگری ارزيابی می کردند که در جمهوری اسلامی دائما تکرار می شود. بسياری از صاحب نظران معتقدند که اظهارت آقای احمدی نژاد درباره ضرورت نابودی اسرائيل خدمت بزرگی بوده به طرفداران سخت گيری عليه ايران و در واقع به اصطلاح طرفداران فوتبال يک گل خودی آقای احمدی نژاد به دروازه ايران بوده است از شواهد چنين پيداست آنچه که اين اظهارات را در موقعيت کنونی برجسته کرده تيرگی روابط ايران با غرب بر سرقضيه فعاليت های هسته ای جمهوری اسلامی است. در حال حاضر مذاکرات هسته ای ايران با اتحاديه اروپا به بن بست رسيده و قرار است تا حدود يک ماه ديگر آژانس بين المللی انرژی اتمی بار ديگر جلسه تشکيل بدهد و در مورد ارجاع پرونده ايران به شورای امنيت برای تعيين مجازات های احتمالی تصميم بگيرد. طبيعتا کشورهايی که خواستار ارجاع پرونده ايران به شورای امنيت اند از هر فرصتی بهره می گيرند تا جمهوری اسلامی را بيش از پيش در افکار عمومی جهان حکومتی تندرو و خطرناک برای صلح جهانی معرفی کنند. به نظر می رسد اظهارات آقای احمدی نژاد بزرگترين بهانه را برای اين منظور فراهم کرده کرده است. اين سخنان چنان به جمهوری اسلامی صدمه زده که حتی ونزوئلا که تنها کشوری بود که در اجلاس گذشته آژانس بين المللی از ايران حمايت کرد از رييس جمهوری ايران انتقاد کرده است. بعضی از کارشاسان اظهارت آقای احمدی نژاد را به ناپختگی او در روابط بين الملل نسبت می دهند و می گويند او احتمالا نمی دانسته است که سخنان او چنين واکنشی ايجاد می کند. ولی صاحب نظران ديگر معتقدند که ممکن است که اين سخنان حساب شده و برای منظور خاصی بيان شده است. ازديدگاه اين کارشناسان همانطور که غرب خود را برای يک رويارويی با جمهوری اسلامی آماده می کند مقامات جمهوری اسلامی نيز گويا اين تقابل را جدی و ناگزير می دانند و خود را برای آن آماده کنند. آقای احمدی نژاد در واقع ممکن است با اين اظهارات می خواست که حمايت مردم کشورهای اسلامی و مخالفان اسرائيل در جهان را جلب کند تا در صورت بروز کشمکش بين ايران و غرب بر سر قضيه هسته ای، جمهوری اسلامی تنها نماند. ولی واقعيت جهان امروز اين است که تعيين کننده سياست های جهانی قدرت های بزرگ بين المللی هستند و نه مردم کوچه و بازار در برخی از کشور های اسلامی. از اين رو بسياری از صاحب نظران معتقدند که اظهارت آقای احمدی نژاد درباره ضرورت نابودی اسرائيل خدمت بزرگی بوده به طرفداران سخت گيری عليه ايران و در واقع به اصطلاح طرفداران فوتبال يک گل خودی آقای احمدی نژاد به دروازه ايران بوده است. |
||
|
2
نوشته شده در یکشنبه بیستم آذر 1384ساعت 10:11  توسط mohammad reza.t.... |
|
||
|
|
شورای امنيت بار ديگر اظهارات احمدی نژاد را محکوم کرد |
|
|
شورای امنيت سازمان ملل متحد بار ديگر اظهارات ضداسرائيلی محمود احمدی نژاد رئيس جمهور ايران را محکوم کرد. اطلاعيه مطبوعاتی اين شورا در محکوميت اظهارات آقای احمدی نژاد را همگی اعضای پانزده گانه شورا از جمله الجزاير که تنها کشور مسلمان عضو شوراست امضا کرده اند. آقای احمدی نژاد پنجشنبه گذشته (هشتم دسامبر) طی نشستی خبری در عربستان سعودی گفته است قبول ندارد که هيتلر، رهبر آلمان نازی ميليونها يهودی را در کوره های آدم سوزی سوزانده و حتی اگر فرض بر صحت اين "ادعا" گذاشته شود، چرا اروپاييهايی که به دليل کشتار يهوديان به دست هيتلر از اسرائيل حمايت می کنند، در خاک خود مثلاً در آلمان يا اتريش چند ايالت را به "صهيونيستها" نمی دهند تا حکومت خود را در آن ايجاد کنند. اين در حالی است که مجمع عمومی سازمان ملل متحد اخيراً با صدور قطعنامه ای حتی انکار بخشی از واقعه کشتار يهوديان به دست نازيها را غيرقابل قبول اعلام کرده است. اسرائيل، آمريکا و اتحاديه اروپا اظهارات آقای احمدی نژاد را محکوم کرده اند و دولتهای آلمان و اتريش به نشانه اعتراض، سفيران ايران در اين کشورها را به وزاتخانه های امورخارجه خود احضار کرده اند. در آلمان، حتی کليسای کاتوليک و لوتران (پروتستان) نيز در محکوم کردن اظهارات آقای احمدی نژاد به يهوديان اين کشور پيوسته اند. انکار کشتار يهوديان در زمان جنگ جهانی دوم در برخی کشورهای اروپايی از جمله آلمان و اتريش که آقای احمدی نژاد از آنها نام برده است جرم محسوب می شود و چنين سخنانی می تواند دست کم باعث شود که او امکان سفر به اين دسته از کشورها و گسترش روابط کشور خود با آنها را از دست بدهد. آقای احمدی نژاد در حالی بار ديگر به سخنرانی عليه موجوديت اسرائيل پرداخته که مدت زمان چندانی از هنگامی که موج محکوميت و انتقادات جامعه جهانی عليه اظهارات پيشين او در اين زمينه برخاست نمی گذرد. او در 26 اکتبر (چهارم آبان) گذشته طی سخنرانی در همايشی با عنوان "جهان بدون صهيونيسم" در تهران خواهان محو اسرائيل از نقشه جهان شد و با اين سخنان نه تنها محکوميت دولتهای غربی و نهادهای بين المللی را عليه خود برانگيخت بلکه رهبران فلسطينی نيز به انتقاد از او پرداختند. اين اظهارات تأثير چشمگيری بر روابط خارجی ايران نهاد، دبيرکل سازمان ملل متحد سفر خود به ايران را لغو کرد، در مقابل سفارتخانه های ايران در چند کشور خارجی تظاهرات برپا شد و مطبوعات کشورهای مختلف جهان مقالات شديد انتقادی عليه دولت ايران نوشتند. در داخل ايران نيز انتقادهای فراوانی عليه اظهارات آقای احمدی نژاد مطرح شد. او پس از برخاستن اين موج انتقادات اعلام کرد که اظهاراتش عليه اسرائيل چيزی جز نقل جمله ای از آيت الله خمينی، بنيانگذار جمهوری اسلامی نبوده، اما اين توضيح تأثيری بر کاسته شدن از انتقادات عليه او نداشت. مرتضی رئيسی خبرنگار بخش فارسی بی بی سی در آلمان |
||
|
2
نوشته شده در یکشنبه بیستم آذر 1384ساعت 10:10  توسط mohammad reza.t.... |
|
||
|
|
جنبش دانشجويی: از خط امام تا ديدبانی دموکراسی |
|
|
شانزدهم آذرماه، در ايران به عنوان روز دانشجو نامگذاری شده است. پنجاه و دو سال پيش در چنين روزی، در جريان درگيری پليس با دانشجويان معترض به سفر ريچارد نيکسون، معاون رييس جمهوری وقت آمريکا، به ايران سه تن از دانشجويان معترض در مقابل دانشکده فنی دانشگاه تهران کشته شدند. از آن پس، مخالفان رژيم شاه، 16 آذر را روز دانشجو ناميدند و اگرچه تا هنگام انقلاب سال 1357 امکان گرامی داشت رسمی و علنی آن را نيافتند، اما اين روز، پس از انقلاب نيز به عنوان روز دانشجو پذيرفته شد. به رغم چنين اشتراکی بين فعاليت های دانشجويی پيش و پس از انقلاب، به نظر می رسد که جنبش دانشجويی در اين فاصله زمانی شاهد تحولات و تفاوت های عمده ای، چه در ساز و کارهای درونی خود و چه در مناسبات و روابطش با قدرت و نيروهای سياسی و اجتماعی بوده است. دانشجويان خط امام جنبش دانشجويی، پس از انقلاب سال 1357، با اتکا به فعاليت های خود در مبارزه با رژيم سلطنتی حضوری ملموس در تحولات و رويدادهای سياسی يافت و دانشگاه ها نيز همزمان به عنوان يکی از اصلی ترين کانون های مباحثات و مجادلات سياسی و عرصه رويارويی نيروهای سياسی با گرايش های متفاوت مطرح شدند. اما چنين فضايی، عمری طولانی نداشت. در 13 آبان 1358، با اشغال سفارت آمريکا از سوی گروهی از فعالان دانشجويی که به دانشجويان پيرو خط امام معروف بودند، دانشجويان مسلمان هوادار حاکميت عملا در دانشگاه ها در موقعيتی برتر قرار گرفتند. اندکی بعد، با انقلاب فرهنگی و بسته شدن دانشگاه ها و سپس اخراج شماری از استادان و بازداشت طيف وسيعی از فعالان سياسی مخالف، فضای دانشگاه ها شاهد انسدادی کم سابقه بود. حمله عراق و جنگی هشت ساله نيز موجب تداوم اين فضا شد. در اين سال ها، انجمن های اسلامی دانشجويان که در تلاش برای ايجاد وحدت بين حوزه و دانشگاه، نام دفتر تحکيم وحدت به خود گرفته بودند، به عنوان تنها تشکل های رسمی دانشجويان، همسويی کاملی با حاکميت داشتند. کثرت گروههای دانشجويی اما با گسترش مناقشات و اختلافات درون حاکميتی، دامنه اين منازعات به دانشگاه ها نيز کشيده شد و با تاسيس گروه هايی نظير بسيج دانشجويی و انجمن ها و جمعيت های اسلامی در دانشگاه ها، دفتر تحکيم وحدت موقعيت پيشين خود را از دست داد و همزمان، به دليل نزديکی به گروه های چپگرای اسلامی، رويکردی نسبتا انتقادی نسبت به دولتمردان وقت در پيش گرفت. اين موضعگيری ها، در جريان انتخابات رياست جمهوری دوم خردادماه 1376 به اوج خود رسيد و به اين ترتيب، دفتر تحکيم وحدت، توانست در شرايط آن روزها، موقعيت خود را به عنوان اصلی ترين نماينده جنبش دانشجويی کشور تثبيت کند. اين موقعيت، به ويژه با رويدادهايی نظير حمله به کوی دانشگاه تهران در 18 تيرماه 1378 و نيز موضع گيری دانشجويان در قبال حوادث سياسی و رويدادهايی نظير قتل های زنجيره ای بيش از پيش تثبيت شد. در حالی که ديگر تشکل های دانشجويی همسويی بيشتری با جناح محافظه کار داشتند، دفتر تحکيم وحدت نيز که از حاميان اصلی اصلاحات در جامعه محسوب می شد، به تدريج عملکرد اصلاح طلبان درون حاکميت را مورد انتقاد قرار داد. تحکيم وحدت اين رويکرد که به عنوان استراتژی دوری از قدرت مطرح شد، در سال های اخير، اصلی ترين راهبرد بزرگ ترين تشکل دانشجويی در ايران بوده و موجب شده که دفتر تحکيم وحدت عملا در صف نخست منتقدان حاکميت جای گيرد. دوری از قدرت و گسترش دامنه انتقادها از محافظه کاران به اصلاح طلبان، و تاکيد بر مواردی نظير دفاع از حقوق بشر، دمکراسی خواه و طرح مسايلی مانند رفراندوم و تحريم انتخابات، در عين حال، دوری متقابل اصلاح طلبان از بخش قابل توجهی از فعالان دانشجويی را به همراه داشته است. اين تحول، به معنای افزايش گسست و شکاف بيش از پيش بين دانشجويان و حاکميت نيز تلقی شده است؛ هرچند هم محافظه کاران و هم اصلاح طلبان، هر يک با شيوه و روشی در پی تحکيم پايه های حضور و نفوذ خود در دانشگاه ها بوده اند. دوری از قدرت و ديدبانی دموکراسی قرار گرفتن در چنين وضعيتی، برای فعالان دانشجويی که در سال های اخير همواره با احضار، بازداشت و فشارهای امنيتی و قضايی دست به گريبان بوده اند، آنها را با دشواری های چندگانه ای مواجه ساخته است. فعالان دانشجويی، بر خلاف فضای مساعد پيش از انقلاب، برای سازماندهی و فعاليت تنها با فشارهای بيرونی روبه رو نيستند و در داخل دانشگاه ها نيز با موانعی چه از نظر ساختار تشکيلاتی و چه ايجاد انگيزه برای جلب حمايت گسترده دانشجويان مواجه اند. با اين همه، تحولات ماه ها و سال های اخير نشان می دهد که هنگام ظهور و بروز هر رخداد يا اعتراض اجتماعی و سياسی، جنبش دانشجويی، به رغم کاهش تاثير گذاری اش از جمله نيروهای قابل توجه و موثر در اين عرصه بوده است. ضمن آنکه دفتر تحکيم وحدت همزمان با تاکيد بر رويکرد دوری از قدرت، نقش ديده بانی جامعه مدنی و دفاع از حقوق بشر را برای خود قايل شده است و در اين راستا، کوشيده به برخی نيروهای بيرون از قدرت نيز بيش از گذشته نزديک شود. اين چرخش در يافتن موتلف های متفاوت، اگر چه می تواند به معنای افزايش پايگاه اين نيروها در داخل دانشگاه ها محسوب شود، اما در عين حال، می تواند دست کم در کوتاه مدت، ضريب آسيب پذيری در مقابل فشارهای حاکميت را نيز افزايش دهد. هرچند، به نظر می رسد همچون بسياری از مسايل ديگر، شدت برخوردها با فعالان دانشجويی بستگی تام و تمامی به شرايط عمومی و فضای سياسی کشور دارد. |
||
|
2
نوشته شده در شنبه نوزدهم آذر 1384ساعت 9:56  توسط mohammad reza.t.... |
|
||
|
|
گنجی 'ناراضی مشهور راضی به تسليم شدن نيست' |
|
|
هفته نامه "اکونوميست" چاپ بريتانيا در تازه ترين شماره خود مقاله ای را با عنوان "ناراضی مشهور راضی به تسليم شدن نيست" در خصوص اگبر گنجی، روزنامه نگار زندانی ايرانی، به چاپ رسانده است. نويسنده ضمن اشاره به وضعيت نسبتا مناسب آقای گنجی در حدود 9 ماه پيش هنگامی که برای مرخصی از زندان بيرون آمده بود می نويسد که اکنون و با گذشت چند ماه از مرخصيش آقای گنجی بدليل اعتصاب غذا ضعيف شده است. آقای گنجی در اعتراض به وضعيتش در زندان دست به اعتصاب غذا زد که در حدود هفتاد روز طول کشيد. به نوشته اکونوميست گزارشها حاکی از آن است که آقای گنجی مورد ضرب و شتم قرار گرفته و نيازمند درمان است. سخت است که بتوان فهميد اعتصاب غذای آقای گنجی چه دستاوردی داشته است اکونوميست اين هفته نامه به نقل از معصومه شفيعی، همسر آقای گنجی، می نويسد که فشار خون همسرش پايين است و افزوده که به او دارو و غذای مرتب داده نمی شود. اين نشريه می نويسد که خانم شفعيی از 25 نوامبر هنگامی که به وی گفته شد ملاقات از قبل برنامه ريزی شده وی با آقای گنجی لغو شده است، از همسرش بی اطلاع است. اکونوميست می نويسد برای ايران وضعيت بسيار بدی خواهد بود اگر آقای گنجی که کوفی عنان، دبيرکل سازمان ملل متحد، از جمله حاميان اوست، در زندان و کمی قبل از پايان حبس شش ساله اش بميرد. به نوشته اين هفته نامه، حاميان آقای گنجی در حال انجام تلاشهای پشت پرده برای آزادی او هستند اما به نظر می رسد که مقامات قضايی کشور در برابر اين تلاشها مقاومت می کنند. اکونوميست می نويسد بر اساس گزارشها، آقای گنجی حاضر نشده است از درخواستش از آيت الله خامنه ای، رهبر ايران، مبنی بر گردن نهادن به انتخابی بودن مقامش صرفنظر کند. اکونوميست می نويسد با توجه به اينکه بسياری از دمکراسی خواهان در زندان از نظرات خود برمی گردند و گنجی يک استثنا است، جای تعجب است که بسياری از مردم نظرات متفاوتی در مورد او دارند. اين هفته نامه اضافه می کند بسياری از اصلاح طلبان ايران از مقاله آقای گنجی در اواخر دهه 90 ميلادی که در آن مقامات ارشد کشور را در پشت پرده "قتلهای زنجيره ای" قلمداد کرده بود، هيجان زده شدند؛ اما همين اصلاح طلبان آقای گنجی را مسئول واکنشهای قوه قضاييه می دانند. به نوشته اکونوميست آقای گنجی تاثير اين تحولات را احساس می کند. روزنامه های ايران از گزارش جزئيات حبس او خودداری می کنند. اين نشريه می افزايد که برخی از دوستان قديمی آقای گنجی وی را متهم به "تکروی" کرده و معتقدند که او اتحاد و انضباط اصلاح طلبان را در مقابل محافظه کاران کشور که اکنون کنترل قوه مقننه و مجريه را در دست دارند، خدشه دار کرده است. اين هفته نامه بريتانيايی می نويسد سخت است که بتوان فهميد اعتصاب غذای آقای گنجی چه دستاوردی داشته است. ظاهرا وی از ملاقات با ديگر زندانيان منع شده و وکيلش نيز به اتهام جرايمی غير مربوط (به اتهامات آقای گنجی) در بازداشت است. اکونوميست ادامه می دهد که نيروهای حامی دمکراسی در ايران چه اسلامگراهای ميانه رو و چه سکولاريستهايی مثل آقای گنجی برنامه و يا شخصيتهايی برای جلب افکار عمومی ندارند. در عين حال اصلاح طلبان هنوز در تقلای خارج شدن از زير سايه محمد خاتمی، رئيس جمهور سابق، هستند. اکونوميست در پايان نتيجه گيری می کند در نظامی که گردش آن برپايه توافقها و معاملات پشت پرده است، آقای گنجی يک شخصيت عجيب است؛ شخصی شجاع که آماده است زندگيش را برای اصول اعتقادی خود فدا کند. |
||
|
2
نوشته شده در شنبه نوزدهم آذر 1384ساعت 9:54  توسط mohammad reza.t.... |
|
||
|
|
بررسی جنبش اصلاحات و مردم سالاری ايران در دانشگاه لندن |
|
|
همايش "آينده مردم سالاری در ايران" با حضور تنی از استادان ايرانی در دانشکده مطالعات شرقی و آفريقايی دانشگاه لندن برگزار شد. دکتر الهه کولايی، نماينده سابق مجلس و استاد روابط بين الملل دانشگاه تهران، مهمان ويژه اين نشست بود که رياستش را دکتر الهه رستمی، استاد مطالعات توسعه و عضو کارزار مقابله با مداخله نظامی در ايران بر عهده داشت. دکتر کولايی در ابتدا برخی از موانع اصلی فراروی مردم سالاری در ايران را "ميراث قرنها حکومت نظامهای سياسی خودکامه، فشارهای خارجی و اثرات روند جهانی سازی" دانست ولی تاکيد کرد که مساله مذهب و آميختگی آن با فرهنگهای خاورميانه را بايد در هر گونه دگرگونی اساسی در ايران مدنظر گرفت. وی استقلال فرهنگ را نسبی دانست و گفت: "فرهنگ ما، برخلاف فرهنگ اروپاييان، نتوانسته است مردم سالاری را در چارچوبی شايسته و قابل قبول ترويج دهد." انتخاب آقای احمدی نژاد به اين مفهوم نيست که ايرانيان يکشبه به اسلامگرايان تندرو، آن هم از دوآتشه ترين نوع ممکن، تبديل شده اند. بلکه مفهومش اين است که جنبش اصلاحات شکست خورده و مردم خسته شده اند دکتر علی انصاری اين چهره اصلاح طلب همچنين نقش اقتصاد و نخبگان را برای استقرار مردم سالاری در ايران مهم دانست و ابراز اطمينان کرد که با وجود تهديد تروريسم بعد از يازده سپتامبر و سايه تهاجم نظامی بر سر ايران، روند اصلاحات ادامه خواهد يافت و فقط بايد از "هزينه آن کاست." دکتر کولايی در جريان انتخابات رياست جمهوری ژوئن سخنگوی مصطفی معين بود، نامزدی که با شعار راه اندازی جنبش دموکراسی و حقوق بشر وارد اين رقابت شد، ولی در دور اول شکست خورد. به عقيده کارشناسان، ناکامی آقای معين به عنوان نامزد اصلی اصلاح طلبان و پيروزی محمود احمدی نژاد، نامزد جناح محافظه کار، آينده حرکت به سوی مردم سالاری در ايران را مبهم تر از گذشته کرده است. دکتر علی انصاری، استاد دانشکده تاريخ در دانشگاه سنت اندروز، سخنران دوم اين همايش بود که نتيجه انتخابات پنج ماه پيش را با توجه به موضع گيريهای اخير آقای احمدی نژاد "مايه آبروريزی و تحقير آميز" خواند. با اين حال وی گفت: "انتخاب آقای احمدی نژاد به اين مفهوم نيست که ايرانيان يکشبه به اسلامگرايان تندرو، آن هم از دوآتشه ترين نوع ممکن، تبديل شده اند. بلکه مفهومش اين است که جنبش اصلاحات شکست خورده و مردم خسته شده اند." نويسنده کتاب "ايران، اسلام و دموکراسی" افزود که جامعه کنونی ايران شالوده و شوق لازم برای مردم سالاری خواهی را دارد و تنها از فقدان رهبرانی باکفايت برای اين نهضت رنج می برد. آقای انصاری گفت: "اصلاح طلبان به دليل نداشتن اتحاد، قاطعيت و بينش راهبردی، بخصوص بعد از ترور سعيد حجاريان (نظريه پرداز ميانه روها) شکست خوردند." اين استاد ايرانی به هواداران ايجاد مردم سالاری در ايران توصيه کرد که "زمان احتياط" به سر رسيده و بايد همانند محافظه کاران اقتدار نشان داد. جلسه آينده مردم سالاری در ايران اصلاح طلبان فرهنگ سياسی ايران را تغيير دادند و اين ميراث ماندگارشان خواهد بود. اکنون حتی مستبدترين عناصر جمهوری اسلامی به زبان اصلاحات و مردم سالاری سخن می گويند و از اشاعه حقوق زنان دم می زنند دکتر زيبا ميرحسينی دکتر زيبا ميرحسينی، پژوهشگر موسسه خاورميانه لندن، سخنران سوم همايش "آينده مردم سالاری در ايران" بود که به ناکامی اصلاح طلبان در تحقق آزاديهای اجتماعی و سياسی برای ايرانيان اذعان کرد ولی ارزيابی دستاوردهای آنها را نيز در خور تامل دانست. وی گفت: "اصلاح طلبان فرهنگ سياسی ايران را تغيير دادند و اين ميراث ماندگارشان خواهد بود. نبايد فراموش کنيم که در دهه ۱۹۸۰ لحن شعارها و لفاظی ها به گونه ای بود که کسی جرات نداشت درباره آن حرف بزند. اکنون حتی مستبدترين عناصر جمهوری اسلامی به زبان اصلاحات و مردم سالاری سخن می گويند و از اشاعه حقوق زنان دم می زنند." دکتر ميرحسينی ديگر موفقيت اصلاح طلبان را ارايه تصويری نامستبدانه از اسلام دانست، قرائتی تکثرگرا از دينی که منتقدان محافظه کاران می گويند برداشت سختگيرانه از آن به چماقی عليه هواداران آزادی تبديل شده است. در ابتدای اين همايش نزاعی لفظی بين شرکت کنندگان درگرفت که در نهايت با تغيير محل نشست پايان يافت. دکتر ميرحسينی اين ماجرا را نمونه ای زنده از دستاورد روند مردم سالاری خواهی در هشت سال اخير دانست و گفت: "هفت سال پيش در همين مکان دقيقا اختلالی مشابه پيش آمد و هر طور بود نتوانستيم آن جلسه را برگزار کنيم. ولی اين بار پيشرفت داشتيم." |
||
|
2
نوشته شده در شنبه نوزدهم آذر 1384ساعت 9:36  توسط mohammad reza.t.... |
|
||
|
|
'ايرانيها بين خودشان می جنگند' |
|
|
هفته نامه بريتانيايی اکونوميست طی مطلبی در مورد دولت جديد ايران به گفته ای از مهدی بازرگان اولین نخست وزیر حکومت انقلابی ایران اشاره کرده که خود را به چاقوی بدون تیغه تشبیه کرده بود و نوشته است که این حرف آقای بازرگان ممکن است برای محمود احمدی نژاد رئیس جمهور جدید ایران به گونه ناخوشایندی آشنا جلوه کند. به نوشته اکونوميست، از هنگامی که آقای احمدی نژاد زمام امور را به دست گرفت مجلس شورای اسلامی، نهادهای انتصابی متنفذ و حتی اعضای دولت خود او سعی کرده اند با شور و هیجان انقلابی او مقابله کنند. اين هفته نامه می نويسد: "بازرگان لیبرال دست کم با علم به اینکه مخالفان مکتبی اش در کارش اخلال می کردند خود را تسکین می داد اما وقتی آقای احمدی نژاد از کسانی صحبت می کند که 'چوب لای چرخ دولت' می گذارند منظورش دوستان خودش است". شمار زيادی از نمایندگان مجلس با اینکه از نظر اصولی در افکار محافظه کارانه آقای احمدی نژاد شریکند، در انتخابات ریاست جمهوری از رقبای او حمایت کردند و نويسنده مقاله اکونوميست معتقد است که اين نمايندگان پس از روی کارآمدن آقای احمدی نژاد با بی پروايی در کار او اخلال می کنند و اين "اخلال" را با رأی ندادن به چهار وزیر پيشنهادی او آغاز کردند که می دانستند از نزدیکانش هستند و "نگاه امنیتی" او به مسائل داخلی را به باد انتقاد گرفتند. کند کردن روند تصویب دو لایحه دولت آقای احمدی نژاد در مجلس که یکی از آنها با اختصاص دادن منافع صنایع دولتی به زوجهای جوان کم درآمد، سنگ اصلی بنای سیاستهای اجتماعی دولت جدید به شمار می رفت، اقدامی حاکی از اخلال نمايندگان مجلس در کار آقای احمدی نژاد تعبير شده است. اکونوميست اعتقاد دارد که آیت الله خامنه ای رهبر جمهوری اسلامی نيز به اخلال در کار آقای احمدی نژاد کمک می کند و آن را بدشگونترين اخلالگری در حق رئيس جمهور تازه ايران دانسته است. محمدباقر قاليباف قبلاً تصور عمومی بر این بود که آیت الله خامنه ای از ترفیع آقای احمدی نژاد پشتیبانی کرده است اما ماه گذشته رهبر جمهوری اسلامی شهردار شدن محمدباقر قالیباف، محافظه کاری که احمدی نژاد در انتخابات شکستش داده بود را ترتیب داد اکونوميست اين هفته نامه دليل اين "اخلال" را انتخاب محمدباقر قاليباف به سمت شهرداری تهران دانسته و نوشته "قبلاً تصور عمومی بر این بود که آیت الله خامنه ای از ترفیع آقای احمدی نژاد پشتیبانی کرده است اما ماه گذشته رهبر جمهوری اسلامی شهردار شدن محمدباقر قالیباف، محافظه کاری که احمدی نژاد در انتخابات شکستش داده بود، را ترتیب داد و از آن زمان تاکنون برخلاف رسم معمول، از شهردار جدید تهران برای شرکت در جلسات هیات دولت دعوت نشده است". اختيارات تازه ای که آیت الله خامنه ای به مجمع تشخیص مصلحت نظام داد تا بتواند بر سه قوه حکومت نظارت کند، آن هم در حالی که رئيس مجمع تشخیص مصلحت رقيب شکست خورده محمود احمدی نژاد در انتخابات ریاست جمهوری است، از نظر اکونوميست، کمک ديگر رهبر جمهوری اسلامی به اخلالگران تلقی شده است. اکونوميست می نويسد هیچکس مطمئن نیست که مجمع تا چه حد در امور روزمره دولت دخالت خواهد کرد یا عواقب این اقدام برای قانون اساسی چه خواهد بود اما آنچه برای خیلی از محافظه کاران روشن است این است که رئیس جمهوری جدید به قدری بی تجربه و در عین حال مکتبی است که نمی توان اختیاراتی را که در تئوری از آن رئیس جمهوری است با اطمینان به او واگذار کرد. به نوشته اکونوميست بسیاری از این محافظه کاران بخصوص از تلاشهای آقای احمدی نژاد برای برکناری و مجازات مقامات فاسد نگران شده اند و آيت الله خامنه ای هم ممکن است در خیلی موارد قدرت را از مقامات انتخابی به نهادهای انتصابی منتقل کند که نتیجه اش احتمالاً سردرگمی است اما در عین حال این اقدام در جهت ایجاد ثبات و پایداری است. اکونوميست ادامه می دهد که به دنبال شوک تصمیم اجلاس ماه گذشته شورای حکام آژانس بین المللی انرژی اتمی، ایران به ثبات نیاز دارد. اعضای هیات رئیسه برخلاف انتظار ایران اعلام کردند که ایران از پیمان منع گسترش تسلیحات هسته ای تخلف کرده و احتمال ارجاع پرونده هسته ای ایران به شورای امنیت سازمان ملل متحد را افزایش دادند. اکبر هاشمی رفسنجانی به نظر می آید اکبر هاشمی رفسنجانی به عنوان رئیس جمهوری پیشین که همواره مذاکره را بر مقابله ترجیح داده، موجهترین شخصیتی است که می تواند از تنشها کم کند اکونوميست اکونوميست ادامه می دهد که بسیاری آقای احمدی نژاد را مقصر دانستند که با سخنرانی شدیداللحن خود در مجمع عمومی سازمان ملل متحد دوستان ایران در شورای حکام آژانس بين المللی انرژی اتمی را پراکنده کرد و باعث شد اين شورا ايران را نسبت به پيمان بين المللی منع گسترش جنگ افزارهای هسته ای متخلف بشناسد و احتمال ارجاع پرونده ايران به شورای امنيت را افزايش دهد. اين هفته نامه به اظهارات اکبر هاشمی رفسنجانی اشاره کرده که اکنون "به دیپلماسی نیاز است نه به شعار" و لحن او را در بيان اين عبارت نیشدار دانسته است. اکونوميست آقای هاشمی را فردی توصيف می کند که همواره مذاکره را بر مقابله ترجیح داده و موجهترین شخصیتی است که می تواند از تنشها کم کند و کشورش را آماده دادن امتیازاتی کند که شاید برای جلوگیری از ارجاع پرونده ایران به شورای امنیت لازم باشد. اين هفته نامه نوشته: "زمانی که احمدی نژاد در نیویورک یکه تازی می کرد، هاشمی رفسنجانی در عربستان بدون سروصدا سعی می کرد به سعوديها اطمینان دهد که جمهوری اسلامی در پی ایجاد کشور شیعه تندرو در عراق نیست". لغو سفر از قبل برنامه ریزی شده وزیر امورخارجه دولت احمدی نژاد به عربستان سعودی، از ديد اکونوميست، نشانه موفقيت آقای هاشمی رفسنجانی در سفر به آن کشور است. اکونوميست پيش بينی کرده که تا قبل از جلسه بعدی شورای حکام آژانس بین المللی انرژی اتمی در ماه نوامبر، آقای هاشمی رفسنجانی آیت الله خامنه ای را ترغیب خواهد کرد تا مذاکره گر تندروی اتمی خود را مهار کند و مذاکره با طرفهای اروپايی را از سر گیرد. این کشورها اصرار دارند ایران قبل از آغاز مذاکرات فعالیت تأسیسات فراوری اورانيوم را در اصفهان متوقف کند. اينکه دولت بریتانیا اعلام کرده است که گلوله های ضد زرهی که تاکنون جان هشت نظامی آن کشور را در عراق گرفته از ایران به عراق رسیده و ایران شورشيان مسلح عراقی را آموزش می دهد، در تحليل اکونوميست هشدار کوچک ايران به بريتانيا تلقی شده، هشدار به اينکه ايرانيها اگر بخواهند می توانند در عراق نا آرامی ایجاد کنند. |
||
|
2
نوشته شده در شنبه نوزدهم آذر 1384ساعت 9:34  توسط mohammad reza.t.... |
|
||
|
|
نتايج سخنان ضداسرائيلی احمدی نژاد برای ايران |
|
|
هفته نامه بريتانيايی اکونوميست طی مطلبی با عنوان "آيا رئيس جمهور تازه واقعاً نابودگر است" به اين موضوع پرداخته که اظهارات اخير محمود احمدی نژاد، رئيس جمهور ايران در سخنرانی ضداسرائيلی او تا چه حد جدی است. به نوشته اين هفته نامه، پس از آنکه آقای احمدی نژاد خواهان محوشدن اسرائيل از نقشه جهان شد، ارزش سهام در تهران به پايينترين سطح خود طی دو سال گذشته رسيد. اين هفته نامه آقای احمدی نژاد را سياستمداری بی تجربه توصيف کرده که احتمالاً نمی دانسته اظهار چنين سخنانی چنان واکنشی در غرب عليه او برخواهد انگيخت و اين واکنش به محافظه کارانی که او را به قدرت رساندند نشان داد که تبليغ بی پروای افکارشان تاچه حد می تواند خطرناک باشد. اکونوميست نوشته که هرچند اظهارات آقای احمدی نژاد چيزی جز تکرار مواضع آيت الله خمينی، بنيانگذار جمهوری اسلامی نيست اما موضوع اين است که روحانيون حاکم بر ايران خيلی بی سروصدا بخش مهمی از وصايای تندروانه آيت الله خمينی، همچون فتوای قتل سلمان رشدی، نويسنده کتاب آيات شيطانی و عدم سازش با عربستان سعودی را کنار گذاشته اند و اکنون همين روحانيون دست کم در محافل خصوصی خود همان قدر که از آنچه سوء تعبير اظهارات رئيس جمهور خود در غرب می دانند ناراحتند از اينکه او هرچه به ذهنش می رسد به زبان می آورد نيز خشنود نيستند. اين هفته نامه به اين موضوع اشاره کرده که ايران در زمان جنگ با عراق از موضوع فلسطين و اسرائيل به عنوان ابزاری برای معاملات تسليحاتی با آمريکا استفاده کرد و محمد خاتمی، سلف محمود احمدی نژاد مسئله فلسطين را به موضوعی داخلی کاهش داد اما در عين حال خاطر نشان ساخته که عناصری در حکومت ايران نيز هستند که با لو رفتن محموله ای از سلاحهايشان که برای فلسطينيان فرستاده بودند، تلاشهای محمد خاتمی برای کاستن از مخاصمه با آمريکا را ناکام ساخت. اکونوميست با ذکر مصاديق ديگری از مواضع ايران در قبال مسئله اسرائيل و فلسطينيان و عدم استقبال جهان عرب از سخنان ضداسرائيلی رئيس جمهوری اسلامی و شرکت اندک آنان در راهپيمايی روز قدس، سياست ايران در قبال اسرائيل را دوگانه و مصلحتگرا قلمداد کرده به بررسی اين موضوع پرداخته که ايران در عمل تا چه حد می تواند برای اسرائيل خطرساز باشد. آن گونه که اين هفته نامه نوشته، در حالی که اسرائيليها برنامه هسته ای ايران را خطری برای موجوديت خود می بينند، سازمان اطلاعاتی آمريکا بعيد می داند که ايران زودتر از پنج تا ده سال آينده توانايی ساخت سلاح هسته ای را بيابد و بدين ترتيب، اگر خطری در عمل از جانب ايران متوجه اسرائيل شود، به واسطه گروه شيعی حزب الله لبنان يا گروههای تندرو فلسطينی خواهد بود، اما حملات آنان قطعاً واکنش شديد اسرائيل را به دنبال خواهد داشت. روحانيون حاکم بر ايران دست کم در محافل خصوصی خود همان قدر که از آنچه سوء تعبير اظهارات رئيس جمهور خود در غرب می دانند ناراحتند از اينکه او هرچه به ذهنش می رسد به زبان می آورد نيز خشنود نيستند اکونوميست اکونوميست تأکيد کرده که رهبران ايران بيش از آنکه در انديشه نابودی اسرائيل باشند در فکر اينند که چگونه موجوديت خود را در برابر دشمنی آمريکا حفظ کنند و به اهداف هسته ای خود نيز دست يابند و بخوبی می دانند که هرگونه حرکت جدی آنان برای حمله به اسرائيل، جنگ پردامنه ای را به دنبال خواهد داشت که شايد به عمر جمهوری اسلامی پايان دهد. اين هفته نامه ادامه داده که آقای احمدی نژاد در حالی که با سخنان خود هيچ خيری به کشورش نرسانده و به آمريکا هم دستاويز لازم را داده تا از ايران ديوی بسازد که بايد به جنگ او رفت، نه تنها گامی به عقب برنداشته بلکه سعی کرده است از سياست خارجی آشتی جويانه بازمانده از محمد خاتمی بيشتر فاصله بگيرد، سفيرانی را که او در زمان رياست جمهوری اش برگزيده بود به تهران فراخوانده، عليه دولتهای مسلمانی که اسرائيل را به رسميت شناخته اند سخن گفته و تهديد به اعمال مجازاتهای اقتصادی عليه کشورهايی کرده که از قطعنامه پيشنهادی آمريکا و اروپاييها به شورای حکام آژانس بين المللی انرژی اتمی عليه ايران حمايت کردند. همه اينها در شرايطی است که چالشهای تازه ای پيش روی دولت احمدی نژاد رخ می نمايد؛ سوريه، دوست قديمی ايران متهم به دست داشتن در قتل رفيق حريری نخست وزير پيشين لبنان قرار گرفته و تحت فشار بين المللی قرارگرفته است و از سوی ديگر دولتهای عربی همچون عربستان سعودی و اردن ايران را متهم به دخالت در اوضاع داخلی همسايه خود عراق می کنند. اکونوميست در پايان تحليل سياست خارجی دولت احمدی نژاد به آثار اقتصادی موضعگيريهای سياسی او باز می گردد و می نويسد که سخنان او در مورد مجازات کشورهای مخالف با برنامه هسته ای ايران به شايعاتی انجاميد که در نتيجه آنها صنعت خودروسازی ايران که به واردات قطعات خودرو از کره جنوبی، متحد آمريکا وابسته است تحت تأثير قرار گرفت و بازار سهام تهران به بهای رونق بازار سهام دوبی سقوط کرد. اکونوميست در نهايت نتيجه گرفته که محمود احمدی نژاد با موضعگيريهای خود کشورش را بسوی ضعف کشانده است |
||
|
2
نوشته شده در شنبه نوزدهم آذر 1384ساعت 9:29  توسط mohammad reza.t.... |
|
||
|
|
احمدی نژاد بازهم عليه موجوديت اسرائيل سخن گفت |
|
|
محمود احمدی نژاد رئيس جمهور ايران که برای شرکت در نشست فوق العاده سران سازمان کنفرانس اسلامی در شهر مکه در عربستان سعودی به سر می برد، طی نشستی خبری بار ديگر به سخنرانی عليه موجوديت اسرائيل پرداخت. اين سخنان بلافاصله واکنش اسرائيل و غرب و محکوميت اظهارات او را در پی داشت. آقای احمدی نژاد در نشست خبری گفت اين را قبول ندارد که هيتلر، رهبر آلمان نازی ميليونها يهودی را در کوره های آدم سوزی سوزانده اما اگر فرض بر اين گذاشته شود که اين "ادعا" درست است، چرا اروپاييهايی که به دليل کشتار يهوديان به دست هيتلر از اسرائيل حمايت می کنند، در خاک خود مثلاً در آلمان يا اتريش چند ايالت خود را به "صهيونيستها" نمی دهند تا حکومت خود را در آن ايجاد کنند. او خطاب به دولتهای اروپايی گفت: "شما قطعه ای از اروپا را تقديم کنيد، ما هم از آن حمايت می کنيم و هيچ شعاری هم عليه دولت آنها نخواهيم داد". وی در عين حال تصريح کرد که ميان صهيونيستها و يهوديان تفاوت قائل است. انکار کشتار يهوديان در زمان جنگ جهانی دوم در برخی کشورهای اروپايی از جمله آلمان و اتريش که آقای احمدی نژاد از آنها نام برده است جرم محسوب می شود و چنين سخنانی می تواند دست کم باعث شود که او امکان سفر به اين دسته از کشورها و گسترش روابط کشور خود با آنها را از دست بدهد. رئيس جمهور ايران همچون سخنرانی خود در نشست فوق العاده سران دولتهای عضو کنفرانس اسلامی که يک روز پيشتر ايراد شده بود بار ديگر اين طرح را پيشنهاد کرد که سرنوشت سرزمين فلسطين از طريق همه پرسی ای برگزار شود که همه مسلمانان فلسطينی چه آنان که در سرزمينهای فلسطينی زندگی می کنند و چه آنانی که به خارج مهاجرت کرده اند حق شرکت در آن را داشت باشند اما از يهوديان تنها آنانی در اين همه پرسی شرکت کنند که بومی فلسطين باشند. شما قطعه ای از اروپا را تقديم [اسرائيليها] کنيد، ما هم از آن حمايت می کنيم و هيچ شعاری هم عليه دولت آنها نخواهيم داد احمدی نژاد خطاب به اروپاييها وی چنين راه حلی را قطعی، دموکراتيک و مطابق موازين بين المللی دانست. آقای احمدی نژاد در حالی بار ديگر به سخنرانی عليه موجوديت اسرائيل پرداخته که مدت زمان چندانی از هنگامی که موج محکوميت و انتقادات جامعه جهانی عليه اظهارات پيشين او در اين زمينه برخاست نمی گذرد. او در 26 اکتبر (چهارم آبان) گذشته طی سخنرانی در همايشی با عنوان "جهان بدون صهيونيسم" در تهران خواهان محو اسرائيل از نقشه جهان شد و با اين سخنان نه تنها محکوميت دولتهای غربی و نهادهای بين المللی را عليه خود برانگيخت بلکه رهبران فلسطينی نيز به انتقاد از او پرداختند. اين اظهارات تأثير چشمگيری بر روابط خارجی ايران نهاد، دبيرکل سازمان ملل متحد سفر خود به ايران را لغو کرد، در مقابل سفارتخانه های ايران در چند کشور خارجی تظاهرات برپا شد، مطبوعات کشورهای مختلف جهان مقالات شديد انتقادی عليه دولت ايران نوشتند. در داخل ايران نيز انتقادهای فراوانی عليه اظهارات آقای احمدی نژاد مطرح شد. او پس از برخاستن اين موج انتقادات اعلام کرد که اظهاراتش عليه اسرائيل چيزی جز نقل جمله ای از آيت الله خمينی، بنيانگذار جمهوری اسلامی نبوده، اما اين توضيح تأثيری بر کاسته شدن از انتقادات عليه او نداشت. |
||
|
2
نوشته شده در شنبه نوزدهم آذر 1384ساعت 9:28  توسط mohammad reza.t.... |
|
||
|
|
پوشش وسيع اظهارات ضداسرائيلی احمدی نژاد در رسانه های عربی |
|
|
ايستگاه های تلويزيونی عرب زبان اظهارات محمود احمدی نژاد، رئيس جمهور ايران که واقعه قتل عام يهوديان را زير سوال برده و خواستار انتقال اسرائيل به اروپا شده است را به طور گسترده پوشش داده اند. خبر مربوط به اظهارات آقای احمدی نژاد که روز پنجشنبه در اجلاس سران سازمان کنفرانس اسلامی در عربستان سعودی ادا شده بود حتی خبر اعلاميه پايانی اجلاس را تحت الشعاع قرار داد. شبکه های تلويزيونی عرب زبان مانند الجزيره و العربيه، جنجال بين المللی به پا شده بر سر اظهارات رئيس جمهور ايران به خصوص در اسرائيل و آلمان را مشروحا گزارش دادند. الجزيره برای چندين ساعت اظهارات احمدی نژاد و واکنش سخنگوی دولت اسرائيل در محکوميت آن را در راس اخبار خود قرار داد. اين شبکه با يک تحليلگر ايرانی در تهران مصاحبه کرد که گفت ايران به عنوان عضو سازمان ملل متحد بايد در مورد اظهاراتش نسبت به ساير کشورهای عضو دقت بيشتری به خرج دهد. اين کانال همچنين با يک پژوهشگر آلمانی گفتگو کرد و مصاحبه کننده اشاره کرد که "برخی محققان اروپايی" نيز واقعه قتل عام يهوديان به دست نازی ها را زير سوال می برند، اما اين محقق در جواب آن ادعاها را رد کرد و گفت کسانی که چنين ادعا می کنند منافع خاص سياسی را دنبال می کنند. در عربستان سعودی، اظهارات ضداسرائيلی رئيس جمهور ايران آشکارا ناديده گرفته شد، و کنفرانس خبری وی بدون اشاره به آن اظهارات تحت پوشش قرار گرفت. گزارش می شود که مقام های سعودی در خفا نسبت به اين اظهارات عصبانی باشند و آن را با پيام اصلی اجلاس داير بر نشان دادن ميل به تساهل در تضاد می دانند. مطبوعات ايران نيز عمدتا اظهارات ضداسرائيلی آقای احمدی نژاد و واکنش تند بين المللی به آن را ناديده گرفتند. اما تلويزيون ماهواره ای عرب زبان دولت ايران، العالم، که در سراسر خاور ميانه قابل دريافت است، با چند صاحب نظر مصاحبه کرد که جملگی با قاطعيت از گفته های رئيس جمهور ايران دفاع کردند. سباستين آشر گزارشگر امور رسانه ها در بی بی سی |
||
|
2
نوشته شده در شنبه نوزدهم آذر 1384ساعت 9:25  توسط mohammad reza.t.... |
|
||
|
|
زنگنه: خيلی ها می گويند آی دزد، ولی در قافله دزدان هستن |
|
|
بيژن نامدار زنگنه، وزير نفت ايران، که وزارتخانه اش از زمان انتخابات رياست جمهوری ۲۳ ژوئن زير فشار محافظه کاران قرار گرفته و به حيف و ميل دارايی ملت متهم شده، اعلام کرد که مديران تحت امرش حتی يک دلار از فروش نفت به حساب شخصی خود نريخته اند. وزارت آقای زنگنه که در دو دولت محمد خاتمی بر رشد خيره کننده درآمدهای نفتی ايران نظارت داشت، از سوی محمود احمدی نژاد و حاميان اصولگرای وی به فساد مالی متهم شده است. تازه ترين مورد مناقشه طرفين، دو قرارداد پتروشيمی برای احداث کارخانه های اتيلن بود که از سوی مجلس هفتم، واجد شرايط منصفانه مناقصه تشخيص داده نشد. اما وزير نفت دولت آقای خاتمی عقيده دارد کسانی که به وزارتخانه وی تهمت فساد مالی می زنند، خودشان کارنامه سياه دارند. آقای زنگنه در سخنانی که از سوی خبرگزاری دانشجويان ايران، ايسنا، نقل شده، گفته است: "چيزی که در اين ايام اخير اتفاق افتاد، عجيب نبود. من پيش بينی آن را کرده بودم و خود را برای بيش از اينها آماده کرده بودم. خيلی ها که داد می زنند آی دزد، آی دزد، خودشان در قافله دزدان هستند. همه را نمی گويم، برخی ها." حيف در بيت المال زياد است، زيرا راندمانها کم است، اما ميل شدن يعنی دزديدن. من قبول دارم در صنعت نفت حيف انجام می شود، ولی ميل نداريم بيژن زنگنه، وزير نفت ايران وی با بيان اين که "وسوسه شيطان" همه انسانها را آسيب پذير ساخته، افزود: " شفافسازی در معاملات نفت خام و فرآورده از جمله کارهايی است که در طول هشت سال گذشته با قدرت انجام شده و امروز با افتخار میگويم که حتی يک دلار پول از ۱۹۰ ميليارد دلار پولی که بابت فروش نفت و فرآورده در طول هشت سال گذشته فروخيتم به جيب کسی نرفت." دستگاه شنود ندارم آقای زنگنه اعلام کرد که مدارکی درباره انگيزه غايی طرح اتهامات عليه وزارت نفت دارد و آنها را می تواند به آيت الله محمود شاهرودی، رييس قوه قضاييه ايران ارايه دهد، ولی وی افزود: "البته که من شنود و مراقبت اطلاعاتی ندارم. بنابراين مدارک من برای آقای شاهرودی محکمه پسند نيست. من سرنخها را می دهم. خودشان بروند مدارک محکمه پسند پيدا کنند." اشاره وزير نفت دولت آقای خاتمی به گزارشهای شنود دستگاه های اطلاعات موازی عليه وزرا و مديران اصلاح طلب است. در هشت سال گذشته اصلاح طلبان چندين بار اعلام کرده اند که لوازم شنودی را که محافظه کاران تندرو در دفاتر و جلساتشان جاسازی کرده بودند، کشف کرده اند. آقای زنگنه که يکبار در سال ۲۰۰۱ به دليل قراردادهای نفتی تا آستانه محاکمه در دادگاه نيز پيش رفته بود، ادعا کرده است برخی از کسانی که اتهامات فساد را مطرح می کنند، خواستار مجوز فروش نفت خام و فرآورده های نفتی شده بودند، ولی فاقد صلاحيت بودند. "اکنون آنها می گويند که سيستم اشکال دارد و اتهاماتی را مطرح می کنند. کدام فساد آشکاری بوده که آنها گفته اند و ما پيگيری نکرده ايم." پالايشگاه پالايشگاه سازی تا يک سال و نيم پيش اصلا اقتصادی نبود. نه تنها ما نساختيم که در کل دنيا هم پالايشگاهی ساخته نشد. الان هم که مجلس اجازه ساخت و توسعه پالايشگاه ها را داده، به شرط اقتصادی بودن طرح است بيژن زنگنه، وزير نفت ايران اما منتقدان وزير نفت دولت آقای خاتمی می گويند که آقای زنگنه شرکتهای خارجی را به همتايان ايرانی آنها ترجيح می داده است. آقای احمدی نژاد نيز بعد از پيروزی خود قول داد به شرکتهای ايرانی در فعاليتهای نفتی بيشتر بها خواهد داد. حيف داريم، ميل نداريم منتقدان همچنين ادعا می کنند وزارت نفت در روزهای آخر رياست جمهوری آقای خاتمی برای انعقاد قراردادهای نفت و گاز و پتروشيمی مانند الفين هشتم و يازدهم "عجولانه شتاب" کرده و در نتيجه سرمايه ملی ايرانيان تباه شده است. اما آقای زنگنه در دفاع از خود گفت که رهبر جمهوری اسلامی از وی خواسته بود تا آخرين روز به وظايفش عمل کند، "وگرنه مواخذه خواهد شد." وزير نفت ايران بين دو واژه حيف و ميل تمايز قايل شد و اذعان کرد که "حيف در بيت المال زياد است، زيرا راندمانها کم است، اما ميل شدن يعنی دزديدن. من قبول دارم در صنعت نفت حيف انجام می شود، ولی ميل نداريم." وی يکی از حيفهای وزارت نفت خود را نرساندن ظرفيت توليد نفت ايران به چهار و نيم ميليون بشکه در روز و فروش آن به قيمت ۴۵ دلار دانست. ظرفيت توليد نفت ايران در آخرين روزهای دولت آقای خاتمی به چهار ميليون و ۲۰۰ هزار بشکه در روز رسيد، هرچند مطابق برنامه سوم توسعه اقتصادی ايران که در سال ۱۳۸۳ خورشيدی خاتمه يافت، اين رقم می بايست به پنج ميليون بشکه رسيده باشد. خوب شعار می دهند همچنين در ساليان اخير يکی از انتقادهای کارشناسان به وزارت نفت اکراه از ساخت پالايشگاه بوده که ايران را ناگزير به واردات بنزين برای برآوردن نيازهای فزاينده مصرف کنندگان کرده است. فقر در ايران کسی که میگويد ۵۳ ميليارد دلار ثروت مردم دست شرکت نفت است، نمیداند که نمی شود يک چک کشيد و نفری هزار دلار به هر ايرانی داد. وزير نفت آينده هم نمیتواند روز اول کاری اش به توصيه يک روزنامه چنين کاری را انجام دهد بيژن زنگنه، وزير نفت ايران آقای زنگنه پاسخ داد: "پالايشگاه سازی تا يک سال و نيم پيش اصلا اقتصادی نبود. نه تنها ما نساختيم که در کل دنيا هم پالايشگاهی ساخته نشد. الان هم که مجلس اجازه ساخت و توسعه پالايشگاه ها را داده، به شرط اقتصادی بودن طرح است. دوستان خوب شعار میدهند، ولی مصوبه شان مشروط به اقتصادی بودن است که بايد سرمايه گذاری از محل خود طرح بازپرداخت شود. آن وقت به وزير بيچاره ايراد می گيرند که چرا پالايشگاه نساختيد؟" وزير نفت ايران همچنين اعترض به اقتصادی نبودن برنامه های صادرات گاز را بی مورد دانست و گفت: "اين مساله در حضور مسوولان ارشد نظام تصميم گيری شده است. بنابراين انتقادات را توهين به ملت تلقی میکنم. من يک شهروند عادی جمهوری اسلامی هستم. کسی نيستم که به تنهايی و سرخود تصميم بگيرم." آقای زنگنه که پيشتر نيز سياست آقای احمدی نژاد، رييس جمهور جديد، درباره "توزيع درآمد نفت بر سر سفره خانواده های ايرانی" را به باد انتقاد گرفته بود، در مصاحبه اش با خبرنگاران گفت: "کسی که میگويد ۵۳ ميليارد دلار ثروت مردم دست شرکت نفت است، نمیداند که نمی شود يک چک کشيد و نفری هزار دلار به هر ايرانی داد. وزير نفت آينده هم نمیتواند روز اول کاری اش به توصيه يک روزنامه چنين کاری را انجام دهد. اين کار خلاف قانون اساسی و مصالح نظام است." سر ما بلا نياوريد در حالی که آقای احمدی نژاد قول داده است وزارت نفت را از چنگال "مافيای خانوادگی" پاکسازی کند و مجلس هفتم درباره تخلفات احتمالی مديران اين وزارتخانه تحقيق و تفحص می کند، وزير نفت ايران ابراز خوش بينی کرد که وی و همکارانش به دست محافظه کاران تحت پيگرد قضايی قرار نگيرند. محمد خاتمی (راست) و محمود احمدی نژاد مديرانی که می آيند، بدانند هر بلايی سر ما بياورند، چند سال بعد سر خودشان می آيد. خوشبختانه رييس جمهور با رای مردم انتخاب شده است. کودتا نشده که بلايی سر مديران جمهوری اسلامی بيايد بيژن زنگنه، وزير نفت ايران وی هشدار داد: "مديرانی که می آيند، بدانند هر بلايی سر ما بياورند، چند سال بعد سر خودشان می آيد. خوشبختانه رييس جمهور با رای مردم انتخاب شده است. کودتا نشده که بلايی سر مديران جمهوری اسلامی بيايد. البته طبيعی است که يک سری مديران عوض می شوند، زيرا جابجايی قدرت و چرخش آن، لازمه مردمسالاری است." آقای زنگنه برای مناظره با محافظه کاران تندرو درباره عملکرد خود و مديرانش اعلام آمادگی کرد، ولی يک شرط گذاشت: "بزرگترهايشان بيايند، من با کوچکها مناظره ای ندارم." به خدا شکايت می برم وزير نفت ايران تلخ ترين لحظات کاری خود را زمانی دانست که مديران تحت امرش را به دادگاه می بردند ولی وی نمی توانست دفاع کند. آقای زنگنه گفت: "متاسفانه عده ای که هر اتهامی را مطرح و ما را خائن اعلام می کنند، نمیتوانند چيزی را اثبات کنند. بعد هم میگويند حلال کنيد و ببخشيد! ولی مگر میشود آبروی از دست رفته را دوباره به دست آورد؟ من فقط به خدا شکايت می برم و آبرويم را از او طلب میکنم." اکبر هاشمی رفسنجانی، نامزد نهمين انتخابات رياست جمهوری ، نيز بعد از شکست خود در نامه ای مراجع قضايی ايران را فاقد توانايی رسيدگی به شکايتش در مورد تخلف و تقلب دانسته و گفته بود که به محضر خداوند شکايت می کند. محافظه کاران آقای رفسنجانی را يکی از "پدر خوانده های مافيای نفت" ايران خوانده اند، ادعايی که وی و پسرش مهدی هاشمی، يکی از مديران وزارت نفت، رد کرده اند. به دانشگاه باز می گردم آقای زنگنه درباره آينده حرفه خود گفت که می خواهد از آغاز سال تحصيلی جديد در دانشگاه خواجه نصيرالدين طوسی تهران تدريس کند و قصد دارد درس اقتصاد سياسی نفت را تدوين کند تا در دانشگاه ها تدريس شود. پيشتر، عبدالله رمضانزاده، سخنگوی دولت آقای خاتمی نيز گفته بود که از اول مهر در دانشگاه تهران به تدريس خواهد پرداخت. وزير نفت ايران همچنين حقوق خود را با همتای سعودی خود مقايسه کرد و گفت: "آخرين حقوق سال ۱۳۸۳ من يک ميليون تومان بود که امسال نمیدانم به چه دليلی کمی بيشتر شده است. اين در حالی است که وزير نفت عربستان سالانه ۱۸ ميليون دلار حقوق دارد و کل دريافتی من بابت وزارت سالانه ۱۲ هزار دلار است." عربستان سعودی به عنوان بزرگترين توليد کننده نفت جهان بيش از ۹ ميليون بشکه در روز توليد دارد و درآمد نفتی اش در سال گذشته به بيش از ۱۰۴ ميليارد دلار رسيد. سرانه درآمد نفتی هر عربستانی در سال گذشته ميلادی چهار هزار و ۵۱۱ دلار بود. اين رقم برای ايرانيان حدود دو هزار دلار برآورد شده است. درآمد نفتی ايران در سال ۲۰۰۴ با حدود سه و نيم ميليون بشکه توليد روزانه ۳۱ ميليارد دلار بود. |
||
|
2
نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم آذر 1384ساعت 11:30  توسط mohammad reza.t.... |
|
||
|
|
تعيين وزير نفت؛ ادامه بن بست يا توافق بر اساس مصلحت؟ |
|
|
محمود احمدی نژاد، رييس جمهور ايران، اوايل شهريور ماه امسال، پس از آنکه مجلس به علی سعيد لو، اولين نامزد پيشنهادی برای وزارت نفت رای اعتماد نداد، کاظم وزيری هامانه را به عنوان سرپرست يکی از مهم ترين و کليدی ترين وزارتخانه های کشور منصوب کرد. با اين حال، آقای وزيری هامانه که سابقه حضورش در وزارت نفت به پيش از انقلاب می رسد و در دو دهه گذشته، در سمت های مديريتی تا سطح معاونت وزير مشغول به کار بوده، جزو گزينه های بعدی آقای احمدی نژاد، برای تصدی پست وزارت قرار نداشت. اما به نظر می رسد که در پی ناکامی صادق محصولی و محسن تسلطی، دو فرد پيشنهادی بعدی آقای احمدی نژاد و با مشکلاتی که بر سر تعيين وزير نفت، پس از پايان مهلت سه ماهه رييس جمهور برای معرفی وزير پيش آمد، آقای احمدی نژاد، در نهايت فردی را به عنوان وزير به مجلس معرفی کرده که جزو اولويت های اول وی برای وزارتخانه ای که وعده های بسياری درباره آن داده، نبوده است با اين همه، اولين واکنش طيف قابل توجهی از نمايندگان، نشان دهنده آن بود که مجلس از اين انتخاب هم چندان راضی نيست. پس از آن که غلامعلی حداد عادل، رييس مجلس نامه محمود احمدی نژاد در معرفی کاظم وزيری هامانه را قرائت کرد، نمانيدگان بسياری مخالفت خود را با اين انتخاب نشان دادند تا معلوم شود که بن بستی که در مورد انتخاب وزيری که قرار است شعارهای انتخاباتی رييس جمهوری در زمينه تحول در نحوه اداره صنعت نفت و قطع دست مافيای نفتی از منابع عظيم مالی را تحقق بخشد، هنوز برطرف نشده است. چنين واکنشی، اگرچه ممکن است در روزهای آينده و با رايزنی های بيشتر کاهش يابد و حتی منجر به رای اعتماد به چهارمين فرد پيشنهادی شود، اما در عين حال بيانگر فاصله فزاينده مجلس و دولتی است که می کوشند با قرار دادن خود زيرعنوان مشترک اصولگرايی، از انشقاق و دوری از يکديگر جلوگيری کنند. اقايان حداد عادل و احمدی نژاد چنين واکنشی بيانگر فاصله فزاينده مجلس و دولتی است که می کوشند با قرار دادن خود زيرعنوان مشترک اصولگرايی، از انشقاق و دوری از يکديگر جلوگيری کنند در واقع، علت نارضايتی اوليه نمايندگان را تنها نبايد مربوط به سوابق و ديدگاه های وزير پيشنهادی دانست. بخشی از اين انتقادها به طور مشخص به شخص محمود احمدی نژاد و اصرار وی در عدم مشورت با مجلس برای گزينش وزيران باز می گردد. با وجود اين، به نظر می رسد که کاظم وزيری هامانه، طرفدارانی نيز بين نمايندگان دارد. کمال دانشيار، رييس کميسيون انرژی مجلس، وزير پيشنهادی را فردی متخصص، متعهد، ولايتی و حزب اللهی دانسته و گفته وی مهندس مکانيک است و زبان انگليسی اش نيز خوب است. به رغم سابقه فراوان آقای وزيری هامانه در وزارت نفت، طيف ديگری از نمايندگان بر اين باورند که محمود احمدی نژاد می توانست افراد تواناتری را به عنوان وزير نفت به مجلس معرفی کند. با اين همه، دشوار است که بر مبنای واکنش های اوليه پيش بينی کرد که آيا آقای وزيری هامانه خواهد توانست که رای اعتماد نمايندگان را کسب کند يا نه؛ اگرچه بر اساس برخی گفته ها و اظهارات، احتمال فراوانی وجود دارد که از جمله به دليل آنچه که مصلحت انديشی نمايندگان خوانده شده، وی سرانجام از مجلس رای اعتماد بگيرد. ابعاد سياسی رای اعتماد به وزير يکی از حساس ترين وزارتخانه ها و پيشينه حوادث مربوط سرنوشت اين وزارتخانه در دولت محمود احمدی نژاد، تصميم گيری در اين زمينه را به رايزنی ها و رويکردهای فراکسيون های مجلس منوط ساخته است. اما در اين ميان و در شرايطی که به نظر می رسد فراکسيون اقليت و فراکسيون وفاق تا حد زيادی موافق آقای وزيری هامانه هستند، سرنوشت وزارت وی، بيشتر در گرو تصميم گيری فراکسيون اکثريت مجلس است که در نظر دارد تحقيقات بيشتری در مورد وی، سوابق و ديدگاه هايش انجام دهد. تاسيسات نفت و گاز شماری از نمايندگان شاخص در جناح اصولگرا، خواستار بررسی نقش آقای وزيری هامانه در تنظيم و انعقاد قراردادهای نفتی از جمله به شيوه بيع متقابل در سال های اخير شده اند کاظم وزيری هامانه، همزمان با معرفی شدن به مجلس به عنوان وزير پيشنهادی، اظهار نظر کرده است که قراردادهای بيع متقابل مورد تاييدش نيست. اين درحالی است که شماری از نمايندگان شاخص در جناح اصولگرا، خواستار بررسی نقش وی در تنظيم و انعقاد قراردادهای نفتی از جمله به شيوه بيع متقابل در سال های اخير شده اند. چنين درخواستی می تواند وزير پيشنهادی را در مجلس با چالش های قابل توجهی روبه رو کند و روند کسب رای اعتماد را با دشواری های زيادی روبه رو سازد. به اين ترتيب، گذشته از واکنش های اوليه نمايندگان که حکايت از آن دارد که هنوز تصميمی نهايی در مورد وزير پيشنهادی گرفته نشده، بايد کمی بيشتر صبر کرد و ديد آيا وزير پيشنهادی تازه، با توضيحات خود خواهد توانست نمايندگان را متقاعد سازد؟ به هر روی، نمايندگان مجلس قرار است يکشنبه آينده صلاحيت وزير پيشنهادی را بررسی کنند. اما تا آن روز رايزنی های دولت و مجلسی که ظاهرا همسو با يکديگرند، مشخص خواهد کرد که آيا سرانجام بن بست انتخاب وزير نفت شکسته خواهد شد و دولت محمود احمدی نژاد، چند ماه پس از آغاز به کارش، به طور کامل مستقر خواهد شد يا نه.. |
||
|
2
نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم آذر 1384ساعت 11:29  توسط mohammad reza.t.... |
|
||
|
|
اسرائيل: دو هزار کيلومتر می رويم تا ايران قدرت اتمی نشود |
|
|
ژنرال دان هالوتز، رئيس ستاد ارتش اسرائيل می گويد که تلاش های جامعه بين المللی برای جلوگيری از تبديل شدن ايران به يک قدرت هسته ای موفقيت آميز نبوده است. وی تلاش های سياسی آمريکا و اروپا به منظور منصرف کردن ايرانيان ازدستيابی به نيروی هسته ای را بی نتيجه خوانده است. ژنرال هالوتز به خبرنگاران گفت که عامل اصلی که موجب نگرانی او می شود، وجود يک ايران دارای توان نظامی هسته ای است. رئيس ستاد ارتش اسرائيل افزود که تلاش های غرب برای بازداشتن ايران از دستيابی به توانايی نظامی هسته ای بايد ادامه يابد ولی خاطر نشان ساخت که اسرائيل به اين تلاشها قانع نيست. هنگامی که از ژنرال هالوتز سئوال شد که در صورت توليد بمب هسته ای توسط ايران واکنش اسرائيل چه خواهد بود، وی پاسخ روشنی نداد و گفت: "هنوز توسل به گزينه هايی جز ديپلماسی، مد نظر قرار نگرفته است، اگرچه اسرائيل در صورت برخورداری ايران از توانايی هسته ای نظامی، بايد به راههای دفاع از خود بينديشد." ژنرال هالوتز در پاسخ به اين که اسرائيل برای جلوگيری از دستيابی ايران به دانش هسته ای حاضر است تا کجا پيش رود، بلافاصله گفت: "تا دوهزار کيلومتر" که فاصله تل آويو تا تهران است. در همين حال آريل شارون، نخست وزير اسرائيل در جريان يک کنفرانس مطبوعاتی در بيت المقدس تعهد خود را برای جلوگيری از دستيابی ايران به تسليحات هسته ای تکرار و ابراز اميدواری کرد که موضوع بلند پروازی های هسته ای جمهوری اسلامی بزودی در شورای امنيت مطرح شود و تحريم هايی عليه اين کشور اعمال شود. آمريکا و اسرائيل، ايران را متهم می کنند که از برنامه توليد سوخت نيروگاه های برق هسته ای برای پنهان کردن تلاش جهت توليد تسليحات هسته ای استفاده می کند. ايران همواره اين اتهام را رد کرده است. |
||
|
2
نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم آذر 1384ساعت 11:27  توسط mohammad reza.t.... |
|
||
|
|
احداث نيروگاه اتمی داخلی: واقعيت يا شعار؟ |
|
|
دولت محمود احمدی نژاد، رييس جمهور ايران، اعلام کرده که مجوز ساخت اولين نيروگاه اتمی کشور با استفاده از فناوری داخلی صادر شده است، تصميمی که ممکن است در جامعه بين الملل در مورد برنامه های هسته ای جمهوری نگرانی های بيشتری ايجاد کند. اين تصميم در جلسه يکشنبه شب (4 دسامبر) کابينه اتخاذ شد و قرار است که دانشمندان هسته ای جمهوری اسلامی اين نيروگاه را در استان خوزستان احداث کنند. در حال حاضر نيروگاه هسته ای بوشهر با کمک روسيه ساخته می شود و تصور می شد که ايران از توانايی فنی لازم برای ساختن چنين تاسيسات پيشرفته ای برخوردار نيست. اين نخستين بار است که جمهوری اسلامی ادعا می کند که توانايی فنی لازم برای احداث نيروگاه اتمی در داخل کشور را کسب کرده است. در اواسط تابستان گذشته آيت الله علی خامنه ای، رهبر جمهوری اسلامی، تلويحا اشاره کرده بود که دانشمندان هسته ای ايران به زودی نخستين نيروگاه هسته ای کشور را به دست خود خواهند ساخت. حالا هيات دولت در جلسه ای به رياست محمود احمدی نژاد احداث چنين نيروگاهی در استان خوزستان را تصويب کرده است. البته جزئيات اين تصميم گيری و زمان شروع اين طرح و محل دقيق احداث آن مشخص نشده است. ايران تاکنون برای احداث چنن نيروگاه هايی به کمک خارجيان و بخصوص به همکاری روسيه احتياج داشته است. مقامات ايران در گذشته اعلام کرده بودند که برای تامين برق کشور در آينده لازم است که حدود بيست نيروگاه در کشور احداث شود و گفتگوهايی نيز با مقامات روسيه برای ساختن نيروگاه هايی در بوشهر صورت گرفته بود. جمهوری اسلامی همچنين در گذشته اعلام کرده بود که به تکنولوژی توليد سوخت هسته ای در داخل کشور دست يافته است. اعلام خبر ساخت اولين نيروگاه به دست متخصصان داخلی ممکن است که به نگرانی های غرب از اهداف واقعی ايران در تعقيب برنامه های هسته ای اش بيفزايد. تلاش های آمريکا و اروپا برای قانع کردن ايران به کاهش فعاليتهای هسته ای تاکنون نتيجه ملموسی نداشته است. همچنين به نظر می رسد که طرح موسوم به روسيه که طبق آن قراراست بخش های حساس غنی سازی در خاک روسيه انجام گيرد پيش از آنکه به طور جدی موضوع مذاکرات بين جمهوری اسلامی و اروپا قرار گيرد، با ناکامی مواجه شده است. علی لاريجانی، دبير شورای عالی امنيت ملی اعلام کرده است که هدف ايران اين است که توليد سوخت هسته ای درداخل کشور صورت گيرد. دولت ايران تاکيد می کند که برنامه های هسته ای کشور صرفا برای مقاصد صلح آميز و از جمله برای تامين برق است. ولی آمريکا و اروپا نگران هستند که اگر جمهوری اسلامی به تکنولوژی پيشرفته هسته ای دست يابد، ممکن است که هر لحظه از آن برا ی توليد سلاحهای هسته ای استفاده کند. در اين وضعيت که دولت جمهوری اسلامی شديدا تحت فشار قرار گرفته دقيقا معلوم نيست که هدف دولت احمدی نژاد از اعلام خبر تصويب ساخت اولين نيروگاه هسته ای در داخل کشور چيست. بعضی از کارشناسان معتقدند که ساخت نيروگاه هسته ای به چنان تکنولوژی پيشرفته ای احتياج دارد که ايران احتمالا از آن برخوردار نيست. از اينرو اين کارشناسان می گويند که هدف آقای احمدی نژاد از اعلام چنين خبری ممکن است که بيشتر برای دامن زدن به احساسات ناسيوناليستی در داخل کشور و ارسال اين پيام به غرب صورت گرفته باشد که جمهوری اسلامی در مورد برنامه های هسته ای خود کوتاه نمی آيد. صادق صبا تحليلگر مسائل ايران در بی بی سی |
||
|
2
نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم آذر 1384ساعت 11:26  توسط mohammad reza.t.... |
|
||
|
|
سقوط هواپيمای حامل خبرنگاران در تهران |
|
|
سقوط يک فروند هواپيمای ترابری سی - ۱۳۰ ارتش ايران روی منطقه ای مسکونی در تهران دست کم 128 کشته برجای گذاشت. اين هواپيما دقايقی پس از بلند شدن از باند فرودگاه مهرآباد در غرب تهران ظاهراً به دليل مشکلات فنی اقدام به بازگشت و فرود کرد اما در مسير فرود، برخورد هواپيما با ساختمانی ده طبقه در شهرک مسکونی - نظامی توحيد واقع در جنوب فرودگاه باعث آتش گرفتن آن شد. روابط عمومی نيروی هوايی ارتش ايران کشته شدن کليه نود و چهار سرنشين هواپيما را تأييد کرده است. سرنشينان هواپيما را خبرنگاران، عکاسان، تصويربرداران و دستياران فنی شبکه های راديويی و تلويزيونی، خبرگزاری جمهوری اسلامی، خبرگزاری دانشجويان ايران، خبرگزاری فارس، روزنامه های همشهری و کيهان، کارکنان روابط عمومی ستادکل ارتش و نيروی دريايی و دو تن از دانشجويان دانشکده خبر تشکيل می داده اند. اين خبرنگاران برای تهيه گزارش از رزمايشی نظامی عازم منطقه چابهار واقع در جنوب شرق ايران بودند و بنابر فهرستی که از اسامی آنان اعلام شده، پانزده تن از آنان از شبکه تلويزيونی خبر، ده نفر از گروه اجتماعی شبکه اول تلويزيون، سه نفر از بخش مستندسازی تلويزيون، چهار نفر عوامل فنی واحد سيار تلويزيون. محل سقوط هواپيما مجتمع مسکونی کارکنان نيروی هوايی است و آن گونه که در گزارشها آمده، هواپيما به ساختمان بلوک 52 برخورد کرده که شامل 36 مجتمع مسکونی است و تعدادی از قربانيان حادثه را ساکنان اين ساختمان تشکيل می دهند. اين حادثه در حدود ساعت دو بعدازظهر به وقت محلی رخ داده و گزارشها حاکی از اين است که از ساکنان ساختمانی که هواپيما به آن برخورد کرده 55 نفر به بيمارستان انتقال داده شده اند که حال تعدادی از آنان وخيم است. بنابر گزارشها از آنجا که هواپيما بتازگی پرواز خود را آغاز کرده بوده، مخازن سوخت آن پر بوده و همين امر بر شدت آتش سوزی ناشی از سقوط هواپيما افزوده است. حسين کيهان، يکی از خوانندگان سايت فارسی بی بی سی برای ما نوشته که هنگامی که در خودرو پشت چراغ قرمر متوقف بوده، ناگهان صدای غرش هواپيما نظرش را جلب کرده و ديده که آتش مهيبی از قسمت عقب هواپيما بيرون زده و درب عقب هواپيما نيز باز بوده و در يک چشم به هم زدن با ساختمان مرتفعی برخورد کرده است. اميرهوشنگ عافی که می گويد محل کارش در نزديکی محل سقوط هواپيماست و شاهد حادثه بوده برای ما نوشته که به چشم خود انسانهايی را ديده که در آتش می سوختند. شاهدان عينی ديگر نيز از پراکنده شدن قطعات سوخته هواپيما و خودروهای منهدم شده در اطراف محل حادثه می گويند. به گفته آنها، افرادی که پس از وقوع حادثه برای ياری رساندن به آسيب ديدگان به ساختمان مورد اصابت هواپيما شتافتند، دروازه آهنی ای به ارتفاع سه متر را از جا کندند تا بتوانند وارد ساختمان شوند. منطقه حادثه تحت تدابير شديد امنيتی قرار داشت تا آنجا که چند خبرنگار که برای گزارش حادثه به محل رفته بودند به خبرنگار بی بی سی گفته اند که پليس آنها را مورد ضرب و شتم قرار داده، دو دستگاه دوربين تصويربرداری صداوسيمای ايران را شکسته و نوارها و تلفنهای همراه کسانی را که اقدام به عکسبرداری با دستگاههای تلفن می کردند ضبط کرده است. ايران در سالهای گذشته بارها شاهد سوانح هوايی بوده که يکی از دلايل عمده آن کهنه و فرسوده بودن هواپيماهای مورد استفاده در اين کشور است. تحريم اقتصادی آمريکا عليه ايران مانع از آن شده است که اين کشور بتواند ناوگان هوايی خود را نوسازی کند. هواپيمای سی 130 که سقوط آن چنين حادثه ای آفريده، ساخت آمريکاست و بيش از سه دهه است که اين هواپيماها در ترابری نظامی در ايران به کار می روند. فرودگاه مهرآباد که هواپيما در حال فرود در آن دچار سانحه شده نيز هم کاربرد نظامی و هم غيرنظامی دارد. اين فرودگاه با گسترش شهر تهران در محدوده شهری قرارگرفته و در حال حاضر مراحل انتقال بخش غيرنظامی آن به فرودگاه امام خمينی که بتازگی در جنوب تهران ساخته شده آغاز گرديده است. |
||
|
2
نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم آذر 1384ساعت 11:24  توسط mohammad reza.t.... |
|
||
|
|
بازخواني جنجاليترين پرونده قرن ايران |
|
|
به نظر ميرسد، يكي از مهمترين چالشهاي پرونده هستهاي در داخل ايران، برخورد و مواجهه ناشي از احساسات و فضاي تبليغاتي و رسانهاي با اين پرونده، در افكار عمومي و حتي نخبگان ايراني است. طبيعي است كه اين نوع برخورد احساسي، ويژگيهايي از قبيل گذرا و بدون ثبات بودن و همچنين سطحي و غيرعميق بودن را به همراه خواهد آورد و به اين خاطر است كه طي حدود دو سال و نيم اخير كه پرونده هستهاي ايران به حالت بحراني درآمده است، شاهد انواع رويكردهاي متفاوت و بعضا متناقض در ميان رسانهها و حتي مسئولان راجع به روند اين پرونده بودهايم. به همين دليل، دارا بودن يك گزارش توصيفي و جامع نسبت به پرونده هستهاي جمهوري اسلامي، ميتواند زمينه مناسبي در ارزيابي مواضع گذشته و در پيش گرفتن موضع مناسب در اوضاع فعلي ايجاد كند. از اين رو در اين نوشته با پرداختن به روند گذشته پرونده هستهاي، به تبيين شرايط فعلي آرايش بينالمللي قدرتهاي مختلف در موضع فعاليتهاي هستهاي ايران خواهيم پرداخت. نخست روند فعاليتهاي هستهاي جمهوري اسلامي را ميتوان به سه دوره كلي تقسيم كرد: دوره نخست: فعاليتهاي هستهاي و پيگيري اهداف برنامه هستهاي جمهوري اسلامي از سوي سازمان انرژي اتمي؛ دوره دوم: از افشاي فعاليت نيروگاه نطنز توسط اپوزيسيون (دسامبر 2002) تا به بنبست رسيدن مذاكرات حاصل از توافق پاريس؛ دوره سوم: از تصميم به ازسرگيري فعاليت «UCF» اصفهان (اوت 2005) تاكنون. دوره نخست: هرچند در اين فرصت، قصد پرداختن به دوره نخست پرونده هستهاي جمهوري اسلامي را نداريم، اما اشاره به اين دوره از آن جهت ضروري است كه بسياري از موارد عملي و پيامدهايي كه در دوره دوم و سوم اين پرونده بروز كرده، ناشي از عملكرد دوره اول بوده و هرچند دوره اول تقريبا فاقد جنبه ديپلماسي بوده و عمدتا جنبه اجرايي و فني دارد، اما از اثرگذاري فراواني در روند ديپلماتيك پرونده هستهاي، كه در دوره دوم اوج ميگيرد، برخوردار است. دوره دوم: در آغاز پرداختن به اين دوره، لازم است به فضاي سياسي حاكم بر عرصه بينالمللي در آغاز اين دوره؛ يعني پاييز سال 1381 (اواخر سال 2002) توجه داشته باشيم. افشاي تصاوير ماهوارهاي و بخشي از اطلاعات مربوط به پروژه نطنز از سوي اپوزيسيون جمهوري اسلامي در پاييز سال 81، در حالي صورت گرفت كه بيش از يك سال از واقعه 11 سپتامبر و كمتر از يك سال از حمله آمريكا به افغانستان و سقوط رژيم طالبان ميگذشت و بزرگنمايي خطر تروريسم و روند مبارزه با تروريسم بينالمللي از سوي آمريكا، فضاي بينالمللي را تحت تأثير قرار داده بود. بنابراين، تحت اين شرايط كه درواقع، اوج حركت استراتژيك آمريكا در خاورميانه به شمار ميرود، طبيعتا ايران به عنوان يكي از كشورهاي متهم به عضويت در محور شرارت از سوي كاخ سفيد با بحران امنيتي و خطر حمله نظامي آمريكا روبهرو شده و در همين زمان، سناريو حمله نظامي به عراق، عضو ديگر محور شرارت، از سوي كاخ سفيد نيز در حال گذراندن مراحل نهايي خود بود. همچنين افشاي پروژه نطنز و پيامد آن، اعزام بازرسان و كشف برخي آلودگيهاي سطح بالا در ايران و اعلام برخي قصور و پنهانكاريهاي ايران در پروژههاي هستهاي، خود توسط آژانس بر بحرانيتر شدن اين فضا دامن ميزد. پس از زمان كوتاهي از طرح پرونده هستهاي ايران، در فروردين ماه سال 1382 اشغال نظامي عراق توسط آمريكا صورت گرفت و سقوط سههفتهاي حكومت صدام، فضاي امنيتي را در ايران تشديد كرد. در اين شرايط، جمهوري اسلامي همزمان با دو بحران روبهرو شده بود؛ نخست، بحران طرح پرونده هستهاي در شوراي حكام و بحران دوم، بحران امنيتي ناشي از حضور گسترده آمريكا در خاورميانه و اشغال دو همسايه شرقي و غربي ايران؛ يعني عراق و افغانستان بود. از سوي ديگر، ايالات متحده نيز همزمان دو موضوع را در منطقه دنبال ميكرد: نخست، اجراي استراتژي جامع خود در خاورميانه و در كنار آن، در پيش گرفتن موضع لازم نسبت به فعاليتهاي هستهاي افشاشده ايران. در اين شرايط، ديگر قدرتهاي بينالمللي به ويژه اروپا نيز كه از حركت يكجانبه آمريكا در اشغال نظامي عراق نگران شده بودند، به دنبال تعديل تحركات گسترده ايالات متحده در خاورميانه بودند و در اين ميان نيز از افشاي فعاليتهاي اتمي جمهوري اسلامي، نگران شده و با حساسيت آن را دنبال ميكرد. برآيند اين آرايش سياسي به شكلي بود كه در هر سه قطب ديپلماسي؛ يعني ايران، آمريكا و اروپا، افشاي فعاليتهاي هستهاي، تحتالشعاع بحران امنيتي و مسائل استراتژيك منطقه قرار گرفت و مخالفت صريح ايران و اروپا با حركت آمريكا، از يكسو به نزديكي اين دو قدرت منجر شده بود و از سوي ديگر، مخالفت آمريكا و اروپا با فعاليتهاي اتمي ايران، صفآرايي را در پرونده اتمي هستهاي شكل داده بود. در اين اوضاع، جمهوري اسلامي تصميم گرفت حل بحران امنيتي را به عنوان اولويت نخست خود دنبال كند و مكانيزم سياسي موازي را در برابر حركت سريع آمريكا در منطقه شكل دهد. بر اين اساس، اصلاح تصوير ابهامآميز از برنامه هستهاي و برطرف كردن شايبه حركت به سمت سلاحهاي هستهاي، به عنوان استراتژي جمهوري اسلامي در پرونده هستهاي انتخاب شد. در چهارچوب استراتژي مذكور، ايران براي جلوگيري از تشكيل اجماع بينالمللي عليه خود، به دادن امتيازاتي به اروپا و آژانس اقدام كرد كه البته پيش از اين واگذاري اين امتيازات اقدام نامطلوبي تلقي ميشد؛ امتيازاتي كه مهمترين آنها عبارت بودند از: ـ همكاريهاي فراتر از استانداردهاي متعارف بينالمللي با آژانس، به ويژه در ايجاد دسترسيهاي نامحدود به اماكن هستهاي و غيرهستهاي و دادن اطلاعات گسترده كه بسيار بيشتر از وظايف ايران در چهارچوب معاهده «NPT» بود و طبيعي است كه كاهش اين همكاريهاي داوطلبانه، هزينه سنگيني براي ايران در آژانس و شوراي حكام ايجاد خواهد كرد. ـ پذيرفتن تعهدات حقوقي جديد به ويژه پذيرش اوليه پروتكل الحاقي توسط دولت، در حال كه پيش از اين، عضويت در آژانس و پذيرفتن پروتكل الحاقي در داخل كشور، اقدامي ضدامنيتي تلقي ميشد. ـ تعليق همه فعاليتهاي هستهاي كشور، طي سه مرحله در توافق با اروپا كه شامل تعليق غنيسازي در توافق سعدآباد، تعليق توليد سانتريفيوژ در توافق بروكسل و تعليق فرآوري اورانيوم در توافق پاريس بود؛ همه اين توافقات، خارج از پادمانهاي قانوني آژانس و در چهارچوب مذاكرات اعتمادساز با سه كشور اروپايي صورت گرفت. در كنار اين امتيازات محسوس و مستقيم، برخي هزينههاي جانبي نيز به كشور تحميل شد كه بخشي از آن عبارت است از؛ صدور شش قطعنامه شوراي حكام درباره پرونده هستهاي ايران طي اين دوره و صورت حقوقي دادن به تعهدات دوجانبه ايران در توافقات با اروپا؛ اين هزينهها پيامدهاي مهمي نيز در ادامه پرونده بر جاي خواهد گذاشت. اما از آغاز سال 2005 ميلادي و ماههاي پاياني سال 1383، تحولات منطقه و تغيير آرايش سياسي قطبهاي مؤثر بر صحنه بينالملل، باعث تحولي اساسي در پرونده هستهاي ايران شد كه از اين تحول به عنوان نقطه پايان دوره دوم و آغاز دوره سوم روند اين پرونده نام برده ميشود. برآورده نشدن پيشبيني ايالات متحده در حل مشكل عراق و تشديد بحران ناامني در اين كشور، كه پيامدهايي چون كشته شدن 1500 سرباز آمريكايي و بيش از بيست هزار شهروند عراقي در جريان ناامنيهاي اين كشور داشت، باعث شد تا افكار عمومي داخل آمريكا نيز با افكار عمومي بينالمللي همراستا شده و مشروعيت اشغال نظامي عراق توسط ايالات متحده با چالشهاي شديدي روبهرو شود، اين شرايط موجب شد تا استراتژي تهاجمي آمريكا در منطقه، با زمينگير شدن نظاميان اين كشور در عراق، تعديل شود و كاخ سفيد كه در آغاز به دنبال ايجاد حركت تكروانه در نظام بينالملل بود، به تعامل با اروپا و ديگر قدرتها براي حل مشكلات جهاني بينديشد و طبيعتا پرونده هستهاي ايران نيز به عنوان يكي از مطرحترين موضوعات به محور تعامل اروپا و آمريكا تبديل شود. از سوي ديگر، اروپا كه در پرونده هستهاي ايران به عنوان يك جريان ميانه، بحران شكل گرفته بين ايران و آمريكا را مديريت ميكرد، با استفاده از نگرانيهاي امنيتي، جمهوري اسلامي ايران را وادار به واگذاري امتيازات قابل توجهي در پرونده هستهاي كرده و با استفاده از مشكلات آمريكا در عراق، اين كشور را وادار به صرفنظر كردن از به كارگيري راهحل سريع و خشن در پرونده هستهاي ايران كرده بود، با احساس موفقيت از اين نقش خود، تصميم به تغيير جايگاه گرفت. در اين ميان، همكاريهاي گسترده ايران با آژانس، بخش زيادي از ابهامات مطرح عليه فعاليتهاي هستهاي جمهوري اسلامي را مرتفع ساخت و موجب تضعيف تئوري محور شرارت و خطر حمله نظامي آمريكا به ايران شد. بنابراين، اروپا با تعطيل كردن همه فعاليتهاي هستهاي ايران و گرفتن تعهدات مهم حقوقي از جمهوري اسلامي از يكسو و گرفتن مديريت بحران در پرونده هستهاي ايران از آمريكا و وادار كردن ايالات متحده به پذيرش نقش محوري كشورهاي اروپايي در اين پرونده از سوي ديگر، برنده اصلي دور دوم فعاليتهاي هستهاي ايران به شمار ميرود. اما با فروكش كردن بحران امنيتي براي جمهوري اسلامي و تغيير استراتژي آمريكا و اروپا، اين دوره پايان يافته و با آغاز سال 2005 ميلادي، دوره سوم فعاليتهاي هستهاي ايران، آغاز شد. از يكسو ايران كه در دوره دوم، پرونده هستهاي را در حاشيه بحران امنيتي خود قرار داده بود، با فروكش كردن بحران امنيتي در كنار به خطر افتادن اصل فعاليتهاي هستهاي به خاطر دادن امتيازات متعدد حقوقي و تعليق اين فعاليتها، تصميم گرفت تا پرونده هستهاي را به اولويت نخست سياست خارجي خود منتقل كند. از سوي ديگر، آمريكا نيز به دليل مشكلات به وجود آمده در عراق، بازسازي روابط خود با ايران را در دستور كار قرار داد و در اين راه، تنها خواسته كاخ سفيد، ادامه توقف فعاليتهاي هستهاي جمهوري اسلامي بود. اما در اين ميان، اروپا كه خود را فاتح دور پيشين ديپلماسي ميدانست، با قرار دادن خواست توقف فعاليتهاي هستهاي ايران، به اولويت نخست خود در منطقه، از ايفاي نقش مديريت بحراني در اين پرونده و در پيش گرفتن مواضع ميانجيگرانه بين ايران و آمريكا در پرونده هستهاي كنارهگيري كرد و با نزديك كردن مواضع خود به آمريكا در پرونده هستهاي، خواستار توقف كامل فعاليتهاي هستهاي جمهوري اسلامي ايران شد. درواقع، با عدول ايالات متحده از ارجاع پرونده ايران به شوراي امنيت و تصريح اروپا بر توقف كامل فعاليتهاي هستهاي ايران، آمريكا با همراهي اروپا در پرونده هستهاي، دقيقا در نقطه مقابل ايران قرار گرفت؛ توافقات پشت پرده اين تغيير آرايش بين آمريكا و اروپا در ژوئن سال 2004 و در بروكسل صورت گرفت. در اين شرايط، مرحله سوم آغاز شد كه نقطه ظهور آن را ميتوان به بنبست رسيدن مذاكرات ايران با اروپا بر اساس توافق پاريس دانست، توافق پاريس كه به دنبال ايجاد دو عنصر «تفاهم» و «فرصت» بود، به دليل ناتواني و ظرفيت نداشتن اروپا در انجام تعهداتش، به بنبست رسيد. در حقيقت، در جريان ايجاد تفاهم مورد نظر توافق پاريس، اروپا بايد حق ايران براي دستيابي به انرژي اتمي به صورت صلحآميز را به رسميت ميشناخت و ايران نيز در مقابل بايد براي اعتمادسازي، اقدام به ارائه تضمين عيني به طرف اروپايي ميكرد و همچنين براي ايجاد فرصت لازم جهت اين توافق، بايد فعاليتهاي هستهاي باقيمانده ايران؛ يعني مركز «UCF» اصفهان تعليق ميشد. پس از گذشت دور نخست مذاكرات مبتني بر توافق پاريس بين ايران و اروپا و به بنرسيدن آن، جمهوري اسلامي تصميم گرفت، فضاي پرونده هستهاي را متناسب با استراتژي خود تغيير دهد و در اين راستا، سناريوي شش مرحلهاي را در دستور كار خود قرار داد. اقدامات ايران كه طي شش مرحله و در زمان شش ماهه از اواخر بهمن ماه 1383 تا اوايل مرداد سال 84 صورت گرفت، با ابراز نارضايتي جمهوري اسلامي از روند مذاكرات و درخواست پيشنهاد از اروپا براي چگونگي تضمين عيني موردنظر سه كشور اروپايي جهت اعتماد به صلحآميز بودن فعاليتهاي هستهاي ايران آغاز شد كه البته از سوي سه كشور اروپايي، بدون پاسخ ماند. در گام دوم، دبير وقت شوراي عالي امنيت ملي كه مسئوليت پرونده هستهاي را بر عهده داشت، با سفر به دو كشور فرانسه و آلمان، مذاكراتي را براي روشن ساختن مفهوم تضمين عيني مورد انتظار اروپا، انجام داد. قرار دادن آژانس به عنوان مرجع تعريف تضمين عيني، پيشنهاد ايران در اين مقطع بود كه به رغم پذيرش اوليه توسط رئيسجمهور فرانسه، نهايتا از سوي كشور اروپايي مردود اعلام شد. جمهوري اسلامي در گام سوم، طرح پنج مرحلهاي خود را براي آغاز فعاليتهاي هستهاي و پايان تعليق، ارائه كرد كه بنا بر آن، پيش از آغاز هر مرحله، ايران تضمينهاي لازم را درباره صلحآميز بودن اين فعاليت به اروپا ارائه خواهد داد و پس از توافق با اروپا در رابطه با تضمين يادشده، فعاليت مذكور آغاز خواهد شد؛ اين پيشنهاد نيز همانند گام قبلي، با پاسخ منفي اروپا روبهرو شد. در مرحله چهارم، ايران طي اولتيماتوم صريحي به اروپا اعلام كرد: در صورت ارائه ندادن پيشنهادي مشخص براي حل پرونده هستهاي، فعاليت مركز «UCF» اصفهان را آغاز خواهد كرد، اما در آخرين روزهاي اولتيماتوم، با توجه به نزديكي انتخابات، رياستجمهوري، در اقدام خود تجديدنظر كرده، با تعديل درخواست خود براي ارائه پيشنهاد از سوي اروپا حداقل انتظاراتش در اين پرونده را مشخص كرد كه سه كشور اروپايي نيز با درخواست مهلت دوماهه، ابتداي ماه اوت را براي ارائه پيشنهاد خود تعيين كردند. با سپري شدن مهلت اروپا و ارائه يك پيشنهاد پوچ از سوي سه كشور اروپايي ـ كه فاقد حقوق اساسي مورد نظر ايران در دارا بودن چرخه سوخت و فعاليتهاي صلحآميز هستهاي بود ـ جمهوري اسلامي، فعاليت مركز «UCF» اصفهان را آغاز كرد كه اين اقدام نيز با پاسخ شديداللحن و فراتر از حد انتظار اروپا و قطعنامه نشست سپتامبر شوراي حكام روبهرو شد. در اين دوره، اروپا عملا با تغيير جايگاه خود از ميانجيگري به طرف مقابل ايران، حتي به در پيش گرفتن مواضع تندتري از آمريكا در پرونده هستهاي ايران دست زد. سه كشور اروپايي، در حالي به عنوان يك طرف پرونده با ايران در پاريس به مذاكره پرداختند كه ظرفيت تصميمگيري و انجام تعهدات موردنظر ايران را در ازاي خواستههاي خود نداشتند و درواقع، تنها نظريات آمريكا را در اين پرونده نمايندگي ميكردند؛ بنابراين، استراتژي اروپا در پرونده هستهاي كه مبتني بر اعطاي مشوقهاي كافي به ايران براي تعطيلي برنامههاي هستهاي اين كشورها بود، به دليل ناتواني در ارائه اين امتيازات، شكست خورد و نتيجه اين شد كه جمهوري اسلامي، اقدام به ابطال موافقتنامه پاريس و آغاز فعاليت «UCF» اصفهان كرد. در اين ميان، سه كشور اروپايي كه شاهد تغيير روند ايران در مذاكرات دو سال گذشته بودند، با تشكيل نشست اضطراري و نشست سپتامبر شوراي حكام، سختترين پاسخ ممكن به آغاز بخشي از فعاليتهاي هستهاي ايران را ابراز كردند. گنجاندن عبارت پايبندي به NPT (Non-Proliferation Treaty) در قطعنامه شوراي حكام كه از نظر حقوقي به منزله ارجاع پرونده به شوراي امنيت بود، به هيچ وجه در توازن با اقدام ايران در فعاليت دوباره مركز اصفهان قرار نداشت. اين اقدام كه تاكنون با سكوت ايران همراه شده است، به واقع، اروپا را در موضع به مراتب قويتري از گذشته در پرونده هستهاي ايران قرار داد و حتي كشورهاي اروپايي به صورت تلويحي، تمايل خود را براي تثبيت اين شرايط و ادامه فعاليت مركز اصفهان در برابر امكان ارجاع پرونده به شوراي امنيت اعلام كردهاند. در اين وضعيت، آژانس بينالمللي انرژي اتمي نيز كه در پي ايفاي نقش موثري در حل پرونده هستهاي ايران به عنوان معضلي پيچيده كه بدون توسل به خشونت رفع شده است، در كنار تعميم همكاريهاي داوطلبانه ايران با آژانس، به اقداماتي الزامآور و عمومي به ديگر اعضاست. اينكه مسير حركت آينده ايران، آمريكا و اروپا در پرونده هستهاي جمهوري اسلامي چه ميتواند باشد، موضوعي است كه در آينده به آن پرداخته خواهد شد. صادق حكمت |
||
|
2
نوشته شده در یکشنبه سیزدهم آذر 1384ساعت 13:24  توسط mohammad reza.t.... |
|
||
|
|
غرب و ايران در شورای حکام؛ نرمش يا آرامش قبل از توفان؟ |
|
|
مطبوعات چاپ تهران در تيترهای درشت خود از «نرمش» و «عقب نشينی» کشورهای غربی در برابر پرونده هستهای ايران خبر دادند و برخی از رسانههای جهانی نيز بر همين مبنا به تفسير و تحليل تصميم اخير شورای حکام آژانس بينالمللی انرژی اتمی مبنی بر ارائه فرصت تازهای به ايران برای گفتگو با طرفهای بينالمللی پرداختند. تعبيرهايی چون «عقب نشينی و نرمش غرب» و يا تفسيرهايی مبنی بر کاهش تشنج بر سر پرونده هستهای ايران، بدان علت توسط رسانهها به کار گرفته شده است که پيش از برگزاری اجلاس شورای حکام تصور میشد که آمريکا و متحدانش در جريان جلسه ۲۴ نوامبر، بر ارجاع پرونده هستهای ايران به شورای امنيت پافشاری کنند. اما از آنجا که اين پافشاری از سوی آمريکا و همپيمانانش صورت نگرفت و شورای حکام از صدور قطعنامه جديدی عليه ايران خودداری کرد، خبرها و تفسيرها به طور طبيعی به سمت «نرمش غرب در برابر ايران» گرايش پيدا کرد. اما آيا به راستی غرب و مشخصا اروپا در اجلاس ۲۴ نوامبر شورای حکام در برابر پرونده هستهای ايران نرمش نشان دادند؟ در جريان اجلاس شورای حکام پيتر جنکيز نماينده بريتانيا در اين شورا، با تاکيد بر اين که از جانب ۲۵عضو اتحاديه اروپا بعلاوه کشورهايی چون بلغارستان، رومانی، کرواسی، ترکيه، آلبانی، بوسنی و هرزگوين، مقدونيه، صربستان و مونتهنگرو، ايسلند، ليختن اشتاين، نروژ، مولداوی و اوکراين و به عبارت ديگر کل قاره اروپا سخن میگويد، بيانيهای را در مورد موضع اروپا در برابر پرونده هستهای ايران قرائت کرد. اين بيانيه از لحن هشدار دهنده ای برخوردار بود که در سالهای اخير اتحاديه اروپا کمتر از چنين لحنی در برابر يک کشور استفاده کرده است. در بيانيه اتحاديه اروپا که همراه با «ابراز نگرانی» از ماهيت برنامه اتمی ايران و «هشدار» نسبت به تداوم فعاليتهای هستهای اين کشور است، جمهوری اسلامی به «نقض» مفاد قطعنامه ۲۴سپتامبر شورای حکام، همکاری «ناکافی» با بازرسان آژانس و «بیتفاوتی» در برابر اتهام پنهان کاری متهم شده است. اتحاديه اروپا در انتهای بيانيه خود ضمن تاکيد بر «کمرنگتر شدن اميد» به استفاده ايران از فرصتی که قطعنامه ۲۴ سپتامبر در اختيار آن کشور قرار داد، اعلام کرده است که: «اتحاديه اروپا پس از شنيدن دقيق ديدگاه اعضای شورای حکام، بر حسب منطق فکر میکند که پنجره فرصتی که در اختيار ايران قرار داده شده است، نبايد امروز بسته شود. اما اين پنجره تحت هر شرايطی باز نخواهد ماند.» مسلما از بيانيه اتحاديه اروپا که به واقع از جانب همه هم پيمانان آمريکا در شورای حکام آژانس صادر شده است، نه فقط نمیتوان نشانهای از نرمش در برابر پرونده هستهای ايران دريافت کرد، بلکه لحن آن به مراتب شديدتر از موضع گيریهای قبلی اين اتحاديه در برابر ايران است. ظاهرا آنچه کشورهای اروپايی را به عدم اصرار بر ارجاع پرونده هستهای ايران به شورای امنيت سازمان ملل در اجلاس ۲۴ نوامبر ترغيب کرده است، درخواست کشورهايی مانند روسيه، چين و هند برای آزمون «طرح انتقال عمليات غنیسازی ايران به خاک روسيه» است که در حال حاضر حمايت آمريکا و اروپا را نيز پشت سر خود دارد. برچيدن و نه تعليق وجود اين طرح، به مفهوم اين است که ايران ديگر نه با درخواست «تعليق» فعاليت تاسيسات اتمی خود بلکه با طرحی مشخص برای «برچيدن» بخش اصلی چرخه سوخت هستهای روبرو است. اين طرح با حمايت روزافزون بينالمللی از آن، کار دولت ايران را که بر «حق انکار ناپذير» خود برای برخورداری از چرخه کامل سوخت هستهای در خاک خود تاکيد دارد، مشکلتر خواهد کرد، زيرا رد اين طرح به معنای مقابله با آمريکا و متحدانش نيست، بلکه به چالش کشيدن اجماع بينالمللی است. به مفهوم ديگر، جمهوری اسلامی تمايل دارد که مناقشه اتمی خود را، مقابله ايران به عنوان «سمبل جهان اسلام» با آمريکا به عنوان «مظهر جهان غرب» معرفی کند تا بدين وسيله افکار عمومی مسلمانان و ساير ملتهای جهان سوم را به حمايت از خود جلب کند، اما طرح روسيه، مناقشه را از حالت دو قطبی آن خارج میکند و جمهوری اسلامی را در برابر ارادهای بينالمللی قرار میدهد. به نظر میرسد آمريکا و متحدان اروپايی و آسيايیاش ترجيح دادهاند که در ازای صرف نظر کردن از ارسال پرونده اتمی ايران به شورای امنيت در اجلاس ۲۴ نوامبر، فرصتی برای دستيابی به اجماعی بينالمللی عليه ايران به دست آورند. وضعيتی دشوارتر به اين ترتيب، ايران در موقعيتی دشوارتر از گذشته قرار گرفته است، موقعيتی که يا بايد با پذيرش طرح روسيه از همه ادعاهای خود برای برخورداری از چرخه سوخت هستهای دست بکشد، کاری که با توجه به فضای داخلی ايران بسيار سخت است و يا اينکه با اجماعی جهانی در داخل شورای امنيت سازمان ملل روبرو شود. با اين حساب، شرايط فعلی فقط آرامش قبل از توفان است، يعنی اينکه باز هم در خاورميانه توفانی در راه است. احمد زيدآبادی تحليلگر مسايل ايران و خاورميانه |
||
|
2
نوشته شده در یکشنبه سیزدهم آذر 1384ساعت 13:18  توسط mohammad reza.t.... |
|
||
|
|
پخش موسيقی و سهام برای جلب حمايت ايرانيان از فعاليتهای اتمی |
|
|
ايران برنامه ای از مشوقهای مالی و معنوی را طراحی کرده که اميدوار است حداکثر حمايت داخلی از فعاليتهای اتمی اش را به ارمغان بياورد. از آغاز مناقشه هسته ای ايران و غرب، جمهوری اسلامی اعلام کرده که اهدافی صلح جويانه را دنبال می کند و در اين رهگذر کوشيده است اين فعاليتها را که آمريکا و اتحاديه اروپا از بيم دارا بودن قابليت نظامی نگران کننده خوانده اند، مورد حمايت ايرانيان جلوه دهد. خبرگزاری جمهوری اسلامی، ايرنا، گزارش داده که در تازه ترين اقدام، مرکز موسيقی راديو و تلويزيون حکومتی ايران "در راستای حمايت از فناوری صلح آميز انرژی هسته ای" دو ويدئوکليپ تازه با مضمون فعاليتهای اتمی توليد کرده است. اشعار "رهين آتش" و "چراغ روشن" را محمد عبدالحسينی سروده و رضا شيرازی خوانده است. بدين ترتيب تعداد آثار موسيقی جمهوری اسلامی با محوريت انرژی هسته ای به شش قطعه می رسد. مرکز مذکور پيشتر "خورشيد خاور"، "دانش هسته ای"، "خورشيد افتخار" و بهره علم" را همسو با پافشاری جمهوری اسلامی بر حق غنی سازی اورانيوم توليد کرده بود. رهبران جمهوری اسلامی در ابتدای انقلاب ۱۹۷۹ موسيقی را حرام خوانده بودند، ولی در سالهای جنگ هشت ساله عراق عليه ايران، راديو و تلويزيون با پخش سرودهای حماسی سعی به تهييج احساسات مذهبی و ميهن پرستانه ايرانيان کردند. در سالهای بعد از جنگ، کارکردهای موسيقی حکومتی غالبا روی دعوت مردم به شرکت در انتخابات و تظاهرات عليه آمريکا و اسراييل متمرکز شد. حتی گاه مردم از اجرای جديد آهنگهايی مانند سرود "ای ايران..." و "يار دبستانی من"، همراه با تصاويری تبليغاتی برای حکومت جمهوری اسلامی متعجب می شدند. تاسيسات اتمی رهبران ايران مکررا گفته اند دين اسلام توليد و استفاده از جنگ افزارهای کشتار جمعی را حرام دانسته است مقامات ايران در کنار این ابزار تفريحی انگيزه بخش در حال بررسی طرح واگذاری سهام تاسيسات اتمی به مردم هستند. هنوز اين طرح در شورای عالی امنيت ملی است ولی طراحانش اطمينان داده اند که عرضه عمومی سهام می تواند همه "سهامداران" را در دفاع از دارايی های حساس هسته ای ايران بسيج کند. جزييات اين طرح هنوز منتشر نشده ولی به نظر می رسد سهام تاسيسات موجود در راستای برنامه دولت محمود احمدی نژاد برای واگذاری "سهام عدالت" به همه خانوارهای ايرانی، بين دو تا ۱۰ ميليون تومان، به مردم سپرده شود، ولی احتمالا برای تامين بودجه احداث مراکز جديد هسته ای و نيز مهار نقدينگی بالای ۳۰ درصد، اوراق قرضه صادر می شود. بزرگترين کانون فعاليت هسته ای ايران نيروگاه بوشهر است که پيمانکار روسی قول داده آن را تا آخر سال آينده ميلادی راه اندازی کند. ايران و روسيه برای ساخت چند نيروگاه اتمی ديگر قرارداد بسته اند. از زمان پذيرش پروتکل الحاقی به معاهده منع تکثير تسليحات اتمی (ان پی تی) در اکتبر ۲۰۰۳، حاميان جمهوری اسلامی بارها در کنار تاسيسات اتمی زنجيره انسانی تشکيل داده و مقابل سفارتخانه های غربی تظاهرات کرده اند تا پشتيبانی خود از فعاليتهای جمهوری اسلامی را نشان دهند. رهبران ايران با استناد به نظرسنجی های خود می گويند حمايت عمومی از برنامه "ملی" انرژی اتمی بالاست، ولی تاکنون نظرسنجی مستقلی صورت نگرفته است. تلاشهای جمهوری اسلامی برای جلب حمايت حداکثری از برنامه اتمی غالبا درونمايه ای ملی گرايانه و ميهن پرستانه دارد تا مذهبی، هرچند از ابتدای انقلاب نيروهای ملی گرا منزوی شده اند. رهبران ايران مکررا گفته اند دين اسلام توليد و استفاده از جنگ افزارهای کشتار جمعی را حرام دانسته است. |
||
|
2
نوشته شده در یکشنبه سیزدهم آذر 1384ساعت 13:15  توسط mohammad reza.t.... |
|
||
|
|
آيا غنی سازی اورانيوم در داخل کشور واقعاً خط قرمز نظام است؟ |
|
|
ولاديمير پوتين و جورج بوش اگر طرح روسيه موفق شود، آمريکا و اروپا به هدف خود دست می يابند و جمهوری اسلامی برای هميشه از حق غنی سازی اورانيوم محروم می شود، اگر طرح روسيه شکست بخورد باز هم غرب فکر می کند که به نفع خواسته های آن است زيرا روسيه نيز مجبور خواهد شد با غرب همسو شود علی لاريجانی، دبير شورای امنيت ملی ايران در گفتگو با خبرنگاران گفته است که مذاکرات هسته ای با سه کشور اروپايی بريتانيا، فرانسه و آلمان در حدود دو هفته آينده آغاز می شود ولی تأکيد کرد که در اين نشست قرار نيست هيچ پيشنهادی از سوی روسيه بررسی شود. در حالی که به نظر می رسد آژانس بين المللی انرژی اتمی در نشست اخير خود به جمهوری اسلامی فرصت ديگری داده است تا برای جلوگيری از ارجاع پرونده ايران به شورای امنيت طرح منسوب به روسيه را مورد توجه قرار دهد، سياستی که مقامات ايران در پيش گرفته اند اين است که اساساً وجود چنين طرحی را انکار کنند. بنا بر اين طرح، ايران می تواند مرحله تبديل سنگ معدن اورانيوم (معروف به کيک زرد) به گاز هگزافلوئوريد اورانيوم را در خاک خود انجام دهد اما مرحله تزريق اين گاز به دستگاههای سانتريفوژ که به غنی شدن اين عنصر راديواکتيو می انجامد در روسيه صورت خواهد گرفت. آقای لاريجانی می گويد اراده ای در جهان وجود دارد که طرح روسيه را بزرگ کنند اما چنين طرحی وجود ندارد و خود روسها نيز اين را بصراحت اعلام کرده اند. پرسشی که مطرح می شود اين است که اگر چنين طرحی اصولاً وجود ندارد چرا آژانس بين المللی انرژی اتمی در اجلاس اخير موضوع ارجاع ايران به شورای امنيت را به رغم همه انتظارات از دستور کار خود خارج کرد و اعلام داشت که به ايران فرصت ديگری می دهد تا از طريق مذاکره مسئله هسته ای کشور را حل کند. پاسخی که دولت احمدی نژاد و برخی طرفدارانش می دهند اين است که ايستادگی جمهوری اسلامی در اين قضيه باعث "پيروزی" در اين اجلاس و "شکست" غرب شد. پس از اتمام اين نشست مقامات جمهوری اسلامی بارها تأکيد کردند که غنی سازی اورانيوم بايد در داخل کشور صورت گيرد و اين موضوع را خط قرمز ايران دانستند. مقامات ايران همچنين از اينکه سه کشور اروپايی ظاهراً حاضر شده اند از شرط قبلی خود برای آغاز مذاکرات که توقف فعاليت تأسيسات فراوری اورانيوم در اصفهان بود صرف نظر کنند آن را نيز دستاورد ديپلماتيک ديگر خود می دانند. شايد يکی از دلايل ديگری که علی لاريجانی به جای رد قاطعانه طرح روسيه اعلام می کند که چنين طرح مدونی به ايران ارائه نشده اين است که نمی خواهد غرب را خشمگين کند و راه مذاکره را ببندد البته در ظاهر قضيه اينکه پرونده ايران به رغم ميل آمريکا به شورای امنيت ارجاع داده نشده می تواند موفقيتی برای ايران محسوب شود ولی عقب نشينی ظاهری غرب ممکن است گامی به پس باشد تا زمينه ای فراهم آيد که در مرحله بعدی دو گام به جلو برداشته شود. مشکل بزرگ آمريکا و اروپا در اجلاس اخير آژانس بين المللی اين بود که کشورهايی مثل روسيه، چين و هند اصرار داشتند که فرصت بيشتری به ايران داده شود تا پرونده هسته ای ايران از طريق گفتگو در آژانس حل شود و به شورای امنيت نرود. به نظر می رسد که غرب حال با عقب نشينی تاکتيکی به اصطلاح توپ را به زمين روسيه انداخته است که جمهوری اسلامی را قانع کند که مراحل حساس غنی سازی اورانيوم را به خاک روسيه انتقال دهد. اگر طرح روسيه موفق شود، آمريکا و اروپا به هدف خود دست می يابند و جمهوری اسلامی برای هميشه از حق غنی سازی اورانيوم محروم می شود، اگر طرح روسيه شکست بخورد باز هم غرب فکر می کند که به نفع خواسته های آن است زيرا روسيه نيز مجبور خواهد شد با غرب همسو شود. به نظر می رسيد موضوع طرح روسيه رهبران ايران را در وضعيت پيچيده ای قرار داده است و آنها برای ثصميم گيری با مشکل مواجهند. البته جمهوری اسلامی برای اثبات ايستادگی اش بر سر موضوع هسته ای اقداماتی نيز انجام می دهد و برای نمونه شورای نگهبان طرح مجلس در مورد الزام دولت به تعليق اقدامات داوطلبانه در صورت ارجاع پرونده ايران به شورای امنيت را تأييد کرد. يا اينکه دبير شورای عالی امنيت ملی ايران اعلام کرده که دولت سهام تأسيسات هسته ای ايران را بزودی در معرض فروش همگانی قرار می دهد و تأکيد کرده که هدف از اين اقدام اين است که بهانه ها در مورد شفافيت برنامه های هسته ای ايران از دست ديگران گرفته شود، بعضی از طرفداران تندرو دولت احمدی نژاد پيشنهاد می کنند که دولت هر چه سريعتر مرحله اصلی غنی سازی اورانيوم را در تأسيسات نطنز را شروع کند. فعاليت اين تأسيسات از سال گذشته به دنبال توافق ميان ايران و سه کشور اروپايی متوقف شده است. از سوی ديگر بعضی از گزارشها حاکی است که کشورهای اروپايی به ايران اعلام کرده اند که اگر حاضر نباشد در باره پذيرش طرح روسيه مذاکره کند نشست بين دوطرف معنايی نخواهد داشت. شايد يکی از دلايل ديگری که آقای لاريجانی به جای رد قاطعانه طرح روسيه اعلام می کند که چنين طرح مدونی به ايران ارائه نشده اين است که نمی خواهد غرب را خشمگين کند و راه مذاکره را ببندد. |
||
|
2
نوشته شده در یکشنبه سیزدهم آذر 1384ساعت 13:11  توسط mohammad reza.t.... |
|
||
|
|
دين وسياست؛ عين هم يا مصادره يکی به سود ديگری؟ |
|
|
دهم آذرماه مصادف است با سالروز کشته شدن سيد حسن مدرس، روحانی، نماينده مجلس و از چهره های تاثير گذار تاريخ معاصر ايران که دامنه تاثيرگذاری اقدامات و ديدگاه هايش تنها به دوران زندگی وی محدود نماند و به ويژه پس از انقلاب سال 1357، جايگاهی ويژه در ادبيات دولتمردان جديد ايران يافت. حسن مدرس، ابتدا از سوی علمای نجف به عنوان عالمی طراز اول به مجلس دوم شورای ملی راه يافت و اين مسئوليت را تا مجلس سوم بر عهده داشت. او در دوره های چهارم تا ششم مجلس نيز، به عنوان نماينده تهران و يکی از شاخص ترين نمايندگان وقت، به فعاليت های سياسی خود ادامه داد و سرانجام به دليل مخالفت با رضا شاه، به خواف و کاشمر تبعيد شد و 9 سال بعد، در دهم آذرماه سال 1316 به قتل رسيد. تاکيد مدرس بر جنبه های دينی سياست و اين امر که منشاء سياست برای او و همفکرانش، ديانت آنان است و جمله معروفش مبنی بر اينکه، "ديانت ما عين سياست ما و سياست ما، عين ديانت ماست"، حدود نيم قرن بعد به جمله ای بنيادين در ديدگاه و تفکر رهبران انقلاب اسلامی بدل شد. انقلاب سال 1357، به رغم حضور طيفی گوناگون از نيروهای سياسی با گرايش ها و علقه های فکری و ايدئولوژيکی متفاوت، به ويژه به دليل تاکيدات آيـت الله روح الله موسوی خمينی، بنيانگذار جمهوری اسلامی، از همان آغاز صبغه ای مذهبی يافت و نام انقلاب اسلامی به خود گرفت. نيروهايی که در سال های اخير با عناوين کلی اصلاح طلب و محافظه کار از يکديگر متمايز شده اند، روش و منش خود را نزديک تر به آموزه های دينی، بنيانگذار جمهوری اسلامی و روحانيونی نظير مدرس دانسته و همزمان، رقيب را به دوری يا کج فهمی از اين آموزه ها يا تجديد نظرهای ناروا در آنها متهم ساخته اند در چنين بستری، شماری از روحانيون فعال در عرصه سياست در تاريخ معاصر به طور طبيعی اهميتی مضاعف يافتند و به عنوان سرمشق ها و پيشکسوتان انقلاب اسلامی مورد تکريم و تمجيد انقلابيون قرار گرفتند، هرچند، همزمان، توجه کمتری به طيف ديگری از روحانيونی شد که با ديدگاه هايی متفاوت در عرصه سياست حضور يافته بودند. در عصر مشروطه، علما و روحانيون بلندپايه ای مانند علامه نائينی و عبدالله بهبهانی به عنوان حاميان مشروطه خواهان وارد ميدان سياست شدند، اما در کوران انقلاب اسلامی و سال های تثبيت جمهوری اسلامی، اين روحانيونی نظير شيخ فضل الله نوری بودند که به دليل تاکيد بر مشروعه طلبی به جای مشروطه خواهی صرف، اهميت به مراتب بيشتری يافتند. پس از آن نيز، در حالی که روحانيون عمدتا از سياست کناره گرفته بودند، حضور کسانی چون آيت الله حسن مدرس و آيت الله ابوالقاسم کاشانی موجب شد که رهبران جمهوری اسلامی، آنان را در مقابل طيف ديگری از مراجع و علمای مذهبی به عنوان نمونه های راستين روحانيت به جامعه معرفی می کنند. چنين تمايزی در شرايطی صورت می گرفت که هر دو دسته از روحانيون، برای اثبات ديدگاه های خود به سنن اسلامی و شرع تکيه کرده بودند. با اين حال، نيازها و اقتضائات و مبانی عقديتی جمهوری اسلامی که خود را تمام و کمام استوار شده بر مبانی اسلامی می دانست، باعث شد که کسانی مانند حسن مدرس و ديدگاه های او بيش از پيش ترويج شد و برآمدگان به قدرت، به تاسی از وی ديانت و سياست خود را عين هم و جدايی ناپذير از يکديگر قلمداد کنند. با اين همه و با آنکه در دو دهه گذشته، قدرت سياسی همواره در اختيار نيروهای مذهبی بوده، در جريان منازعات و کشمکش های درون حاکميتی، همواره طيفی از نيروی حاکم از سوی رقيب، به ناديده انگاشتن اين اصل بنيادين، انحراف از دين و يا دوری از معيارها و شعاير دينی در امر حکومتداری متهم شده اند. نيروهايی که در سال های اخير با عناوين کلی اصلاح طلب و محافظه کار از يکديگر متمايز شده اند، روش و منش خود را نزديک تر به آموزه های دينی، بنيانگذار جمهوری اسلامی و روحانيونی نظير مدرس دانسته و همزمان، رقيب را به دوری يا کج فهمی از اين آموزه ها يا تجديد نظرهای ناروا در آنها متهم ساخته اند. معنای چنين اتهامی جز آن نيست که در بيش از دو دهه حاکميت جمهوری اسلامی، سياست و ديانت بخشی از قدرت در مقاطع زمانی مختلف، به زعم پاره ديگر حاکميت، عين هم نبوده است. اين تلقی، در عين حال که می تواند ناشی از تفاوت قرائت ها و برداشت از شرع و آموزه های مذهبی باشد، برآمده از ضروريات و واقعيات کشورداری هم می تواند محسوب شود. شرايط پيچيده و بحران های داخلی و خارجی، حفظ اصل نظام و در نظر گرفتن مصلحت ها، آن چنان که آيت الله خمينی نيز کوشيده استدلالی فقهی برای آن تدارک ببيند، عملا اين امکان را به رهبران جمهوری اسلامی بخشيده که هنگام ضرورت، سياست را بر ديانت ترجيح دهند يا ديانت و اصول شرعی را تابعی از سياست و الزامات آن بينگارند و يا در کمترين حد آن، تفسيری متفاوت با انگاره های رايج از احکام و موازين اسلامی را مقدم بدارند. به اين ترتيب، علی رغم تاکيد بر جملاتی از اين دست که سياست و ديانت عين هم و دو روی يک سکه اند، چنين اصولی در گذر زمان و در مواجهه با واقعيات، جلوه ای يکسان و همسان نداشته و در شرايط زمانی و مکانی متفاوت، مفهومی سيال پيدا کرده اند. |
||
|
2
نوشته شده در شنبه دوازدهم آذر 1384ساعت 10:24  توسط mohammad reza.t.... |
|
||
|
|
حملات تند احمدی نژاد متوجه چه کسانی است؟ |
|
|
محمود احمدی نژاد پاسخهای تند احمدی نژاد به انتقادها و رودررويی محافظه کاران می تواند نشان دهنده آن باشد که بخشی از مخاطبان اين نقدها را بايد داخل جناحی جست و جو کرد که به رغم تأکيد بر يکپارچگی، در اداره امور قوای سه گانه دچار اختلاف نظرهای فزاينده ای شده است محمود احمدی نژاد، رئيس جمهوری اسلامی که به استان ايلام در غرب ايران سفر کرده، در جمع منتخبان اين استان بار ديگر بتندی منتقدان خود را مورد حمله قرار داده و آنان را به همراهی و همصدايی با دشمنان جمهوری اسلامی متهم کرده است. آقای احمدی نژاد در سخنان خود تأکيد کرده کسانی که به گفته وی، رفته رفته دستشان از بيت المال کوتاه می شود، با دشمنان نظام اسلامی همراه شده اند و به دولت ايراد می گيرند. وی افزوده وقتی دولت تصميم به اجرای عدالت در کشور گرفت، کسانی که دستشان از بيت المال کوتاه شده و رانت خواری آنها رفته رفته از بين می رود، بر سر راه دولت سنگ اندازی می کنند و به عناوين مختلف سعی در ايجاد مانع دارند. محمود احمدی نژاد اين بار نيز بصراحت نامی از کسانی که آنان را مورد انتقاد قرار داده نبرده، اما از اشارات او بر می آيد که منظورش آن دسته از مديرانی است که پس از پيروزی وی در جريان انتخابات رياست جمهوری، سمتهای خود را از دست داده اند. وی پيش از اين نيز، با اشاراتی روشن، کسانی چون اکبر هاشمی رفسنجانی رقيب خود در جريان انتخابات، حسن روحانی دبير سابق شورای عالی امنيت ملی و نيروها و چهره های نزديک به جناح اصلاح طلب درون حاکميت را که در شانزده سال گذشته مديريت کشور را در دست داشتند، بتندی مورد حمله قرار داده بود. آقای احمدی نژاد در انتقادهای خود اظهار داشته وقتی دست برخی افراد به گفته وی سودجو و فرصت طلب از مراکز اقتصادی و مالی مانند بورس کوتاه شد، ناجوانمردانه بازار بورس را با شکست مواجه کردند. محمود احمدی نژاد در حالی سقوط شاخص بورس تهران را به اقدامات برنامه ريزی شده منتقدان خود نسبت می دهد که همزمان تأکيد می کند انتصاب جوانی به گفته وی لايق، اکنون موجب رشد و بهبود مجدد شاخصها شده است. وی همچنين با دفاع از رويکرد تازه دولت در زمينه مذاکرات هسته ای، برخی از منتقدان و مخالفان خود در داخل کشور را نيز به همصدايی با بيگانگان متهم کرد و گفت آنها از دولتی انتقاد می کنند که از حق قانونی ملت دفاع می کند. اقدامات و عملکرد احمدی نژاد، بويژه در تشکيل کابينه و انتصاب مديران بلندپايه بيش از آنکه مورد انتقاد و اعتراض رقبای اصلاح طلب وی قرار گيرد، با واکنش منفی محافظه کارانی روبه رو شده است که خود را همسو با رئيس جمهور معرفی می کنند اين انتقادها به طور روشن متوجه طيفی از نيروهای سياسی و مديرانی است که تا قبل از رياست جمهوری آقای احمدی نژاد، مديريت اقتصادی و سياسی کشور را در دست داشتند. حملات تند رئيس جمهور به بخش گسترده ای از مديران جمهوری اسلامی نشان دهنده آن است که به رغم اصرار رهبر جمهوری اسلامی برای توقف انتقادها و تلاش برای رفع کدورتهای زمان انتخابات، عملاً نارضايتی از عملکرد و اقدامات طيف تازه مديران نه تنها کاهش نيافته، بلکه ابعاد وسيعتری نيز پيدا کرده است. در واقع، پس از آغاز به کار دولت محمود احمدی نژاد، اقدامات و عملکرد وی، بويژه در زمينه هايی نظير تشکيل کابينه و معرفی وزيران به مجلس يا انتصاب مديران بلندپايه در دستگاههای اجرايی بيش از آنکه مورد انتقاد و اعتراض رقبای اصلاح طلب وی قرار گيرد، با واکنش منفی محافظه کارانی روبه رو شده است که خود را همسو با رئيس جمهور معرفی می کنند. به همين دليل و به رغم آنکه آقای احمدی نژاد می کوشد با ارائه برخی شواهد و قراين، بخش مشخصی از منتقدان خود را مورد خطاب قرار دهد، اما در عين حال، دامنه رويکرد وی در برخورد با منتقدانش می تواند تا طيفهای مختلف محافظه کارانی که خود را همچون رئيس جمهور و هوادارانش اصولگرا می خوانند گسترش دهد. تأکيد آقای احمدی نژاد در يکی از سخنرانيهايش در مجلس بر اين موضوع که توهين به رئيس جمهور جرم محرز است، واکنش تند نمايندگان محافظه کار مجلس را به همراه داشت و آنان تأکيد کردند که انتقاد از رئيس جمهور را نبايد توهين تلقی کرد، زيرا چنين رويکردی نتيجه ای جز استبداد و بسته تر شدن فضا در پی نخواهد داشت. با وجود اين، پاسخهای تند به انتقادها و رودررويی محافظه کاران که نمود عينی آن را می توان در سايتهای اينترنتی نزديک به طيفهای مختلف اين جناح ديد، می تواند نشان دهنده آن باشد که حملات متقابل، تنها جناح رقيب را در برنمی گيرد و بخشی از مخاطبان اين نقدها را بايد در داخل جناحی جست و جو کرد که به رغم تأکيد بر يکپارچگی، در اداره امور قوای سه گانه، دچار اختلاف نظرهای فزاينده ای شده است. |
||
|
2
نوشته شده در شنبه دوازدهم آذر 1384ساعت 10:22  توسط mohammad reza.t.... |
|
||
|
|
تلاش برای زنده نگهداشتن پرونده ای که قرار است بسته شود |
|
|
پيگيران پرونده قتلهای زنجيره ای به رغم محدوديت فزاينده ای که برای برگزاری مراسم يادبود کشته شدگان با آن روبرو هستند، همچنان بر خواسته های بی جواب مانده خود اصرار می ورزند هفتمين سالگرد قتل شماری از فعالان سياسی و روشنفکران منتقدی که در جمهوری اسلامی از آنان به عنوان دگرانديش ياد شده، در شرايطی فرارسيده که به نظر می رسد علی رغم اصرار خانواده مقتولان و وکلای مدافع آنان، مسئولان رسيدگی به اين پرونده آن را مختومه تلقی کرده اند. هفت سال پس از قتلهايی با پيامدهای تکان دهنده برای جامعه و حاکميت، هيچ تحول خاصی که نشان دهنده پيگيری بيشتر در زمينه پرونده قتلهای زنجيره ای باشد به چشم نمی خورد. اين در حالی است که ناصر زرافشان، يکی از وکلای مدافع اين پرونده و عضو کانون نويسندگان ايران، به دليل پيگيريهايی که درباره پرونده قتلهای زنجيره ای انجام داده، همچنان در زندان به سر می برد. در عين حال، فروکش کردن منازعات جناحی درون حاکميتی نيز موجب شده که کمتر از هر زمان ديگر، از پرونده قتلهای زنجيره ای سخن رود. از هنگام وقوع قتل داريوش و پروانه فروهر، محمدجعفر پوينده و محمد مختاری، چهار تنی که وزارت اطلاعات رسماً دست داشتن شماری از اعضای خود در قتل آنان را پذيرفت، اين مسئله به موضوعی داغ و جنجال برانگيز در مناسبات اصلاح طلبان درون حاکميت و محافظه کاران بدل شد و هر يک از دو جناح در مواقع گوناگون کوشيد با متهم کردن ديگری از آن در مجادلات خويش بهره گيرد. اما با فروکش کردن اين منازعات، به نظر می رسد نيروهای درون حاکميت پرونده قتلهای زنجيره ای، سرنوشت آن و پاسخ دادن به سؤالات متعددی را که در زمينه انگيزه ها، عاملان و آمران اين قتلها وجود دارد، به فراموشی سپرده اند و مسئولان نيز در اين رهگذر، پرونده را عملاً مختومه اعلام کرده اند. با اين حال، کانون نويسندگان ايران در بيانيه ای که به مناسبت هفتمين سالگرد قتلهای زنجيره ای و کشته شدن دو عضو و زندانی شدن يکی از اعضای ديگر خود در ارتباط با اين پرونده منتشر کرده، تأکيد کرده که اين پرونده در محضر جامعه همچنان گشوده مانده است. کانون نويسندگان در عين حال، بر ضرورت روشن شدن حقيقت تمامی ماجرا، تعقيب آمران و عاملان قتلها و آزادی بی قيد و شرط ناصر زرافشان پای فشرده تا بر اين اساس، "ديو مهيب خودسری نتواند بار ديگر در تعرض به آزادی و حقوق مردم سر بلند کند." در اين بيانيه، همچنين از قتلهای سياسی سالهای پيش و آنچه کشتارهای هولناک دهه شصت خوانده شده، به عنوان ريشه و پيشينه قتلهای سياسی آذرماه سال ۱۳۷۷ ياد شده است. به اين ترتيب، در حالی که مسئولان رسيدگی به پرونده به درخواستهای مکرر خانواده مقتولان، وکلای مدافع و نيز سازمانها و نهادهای حامی حقوق بشر برای پيگيری همه جانبه و مجازات آمران و عاملان قتلهای زنجيره ای پاسخ مثبتی نداده اند، به نظر می رسد پيگيران اين پرونده، به رغم محدوديت فزاينده ای که برای برگزاری مراسم يادبود کشته شدگان با آن روبرو هستند، همچنان بر خواسته های بی جواب مانده خود اصرار می ورزند. چنين شرايطی می تواند بيانگر آن باشد که بدون ايجاد تغييراتی عمده در فضای سياسی کشور، اميد اندکی برای بازگشايی پرونده قتلهای زنجيره ای و تحقق دادرسی مورد نظر پيگيران اين پرونده وجود خواهد داشت؛ چراکه به نظر می رسد سرنوشت پرونده و روشن شدن همه ابعاد آن به مسائل عمده ديگری در جمهوری اسلامی پيوند خورده است. |
||
|
2
نوشته شده در شنبه دوازدهم آذر 1384ساعت 10:20  توسط mohammad reza.t.... |
|
||
|
|
جنبش دانشجويی؛ زخم های کهن و دل های پر شور |
|
|
طيف علامه دفتر تحکيم وحدت، تشکل دانشجويی در ايران، با انتشار بيانيه ای به مناسبت آغاز سال تحصيلی جديد دانشگاه ها، با تاکيد بر اينکه "زخم های رفته بر دانش و دانشگاه در ساليان اخير کهنه و فزون گشته و مرهمی چند برای آن فراهم نگرديده"، بار ديگر، بر رويکرد خود مبنی بر دوری از حاکميت و نقد قدرت اصرار کرده است. اين تشکل دانشجويی در عين حال از "دل های پرشور" و اميد به آينده بهتر "ايران زمين" سخن گفته است. اين موضع گيری در شرايط کنونی از آن جهت اهميت دارد که تلاش ها و رقابت های دو جناح محافظه کار و اصلاح طلب درون حاکميت، برای انتخابات رياست جمهوری سال آينده از چند ماه پيش شتابی افزون يافته و همه معادلات سياسی را تحت تاثير خود قرار داده است. دفتر تحکيم وحدت، در بيانيه خود استقرار فضای ياس و نا اميدی بر دانشگاه ها را رد و هر دو جناح درون حاکميت را متهم کرده که هر يک با اهداف و دلايلی متفاوت، در صدد القاء اين باور هستند که شور و نشاط از محيط دانشگاهی کشور رخت بربسته است. اين تشکل دانشجويی، با استناد به راهبرد خود که آن را فاصله گرفتن از کنش های معطوف به شرکت در قدرت سياسی و سهم خواهی های مرسوم و نقد قدرت و دوری از حاکميت خوانده، تاکيد کرده که در اين مسير، به رغم برخی همپوشانی ها با شماری از جريان های سياسی، ديگر به ابزار دست آنها بدل نخواهد شد. جنبش دانشجويی در سال های قبل از عمده ترين مدافعان محمد خاتمی شناخته می شدند جنبش دانشجويی در سال های قبل از عمده ترين مدافعان محمد خاتمی شناخته می شدند طيف علامه دفتر تحکيم وحدت که از ماه ها پيش، به طور روزافزونی از اصلاح طلبان درون حاکميت فاصله گرفته، در تبيين رويکرد خود در سال تحصيلی جديد نيز تاکيد کرده که هرنوع همراهی با احزاب و گروه های سياسی، نه با در نظر گرفتن سهيم شدن در قدرت، بلکه متناسب با آرمان هايی خواهد بود که جنبش با معيارهای دموکراسی خواهی، تحول طلبی، آزادی خواهی، کثرت گرايی و دفاع از حقوق بشر ارايه می دهد. فاصله گيری بخش مهم و فعالی از جنبش دانشجويی و اصلاح طلبان درون حاکميت از يکديگر، روندی دو سويه داشته است و متقابلا، نيروهای حاضر در قدرت نيز در ماه های اخير با انتقادهای ضمنی و آشکار از استراتژی دوری از حاکميت و نقد قدرت، طيف علامه دفتر تحکيم وحدت را مورد انتقاد قرار داده اند. اين وضعيت، در شرايط کنونی، پيامدهای ناخوشايندی برای جناح اصلاح طلب دارد؛ زيرا اين جناح به طور آشکاری نيازمند آن است که برای پيروزی احتمالی در انتخابات رياست جمهوری سال آينده و تداوم حضور موثر خود در ساخت قدرت، طيفی از نيروهای اثرگذار اجتماعی از جمله دانشجويان و زنان را همراه خود سازد. اما به نظر می رسد که نه تنها دستاوردهای دو دوره رياست جمهوری محمد خاتمی و عمر هشت ساله آنچه جنبش دوم خرداد خوانده شده، بلکه شعارهايی که از هم اکنون برای تعيين جانشين آقای خاتمی داده شده نيز ديگر برای قانع کردن انبوه مردمی که با رای خود آغاز دوره اصلاحات را ممکن کردند، کافی نيست. بيانيه دفتر تحکيم وحدت، نمونه روشنی از اين تلقی و افزايش و تعميق خواسته ها را به نمايش می گذارد. در اين بيانيه، با تاکيد بر نمايان شدن هرچه بيشتر کاستی های ساختاری حاکميت در پی تجربه 8 ساله دوران اصلاحات و فراتر از آن، تجربه 25 ساله استقرار جمهوری اسلامی، انتخابات آينده رياست جمهوری، مساله ای ثانوی و فراتر از انتخاب شخص رييس جمهوری دانسته شده است. بر پايه چنين تحليلی است که دفتر تحکيم وحدت، مساله اصلی و کليدی را معطوف به ساختار قدرت دانسته و تاکيد کرده است که ساخت قدرت در قانون اساسی ناموزون و غير دموکراتيک است. دفتر تحکيم وحدت، در بيانيه خود استقرار فضای ياس و نا اميدی بر دانشگاه ها را رد و هر دو جناح درون حاکميت را متهم کرده که هر يک با اهداف و دلايلی متفاوت، در صدد القاء اين باور هستند که شور و نشاط از محيط دانشگاهی کشور رخت بربسته است از نگاه دانشجويان، قدرت نهادهای انتصابی شامل شورای نگهبان، مجمع تشخيص مصلحت نظام، قوه قضاييه و نهادهای نظامی و انتظامی فراتر از قدرت نهادهای دموکراتيک حاکميت است و در اين شرايط، تا مساله قدرت مطلقه حل نشود، نه انتخابات مفهومی پيدا می کند و نه قوه ای به نام مجريه وجود عينی می يابد. اين سخن به معنای آن است که اکنون، تنها فرآيندی می تواند يک دگرگونی بنيادين پديد آورد و راه برون رفت از چرخه بسته فعلی را نشان دهد که تغيير قانون اساسی را در سرلوحه شعار و عمل خود قرار داده باشد. اما از نگاه طيف علامه دفتر تحکيم وحدت، چنين رويکردی در بين نيروهای فعلی سهيم در قدرت در جمهوری اسلامی ديده نمی شود و همه آنها فارغ از گرايش های اصلاح طلبانه و يا محافظه کارانه شان، در ناکارآمدی های موجود شريکند. اين صف بندی انتقادی و صريح نسبت به هر دو جناح حاضر در قدرت، هر چند می تواند به استقلال هرچه بيشتر جنبش دانشجويی بينجامد، اما در کوتاه مدت می تواند بر هزينه هر اقدام و عمل اين جنبش نيز بيفزايد؛ ضمن آنکه در مقابل، دامنه نفوذ و اقتدار جمهوری اسلامی نيز بيش از هر زمان ديگر، در دانشگاه و بين دانشجويان محدود خواهد شد. بيانيه دفتر تحکيم وحدت نيز با اين اميد به پايان رسيده که به رغم چشم انداز نه چندان خوشايند سال تحصيلی جديد، عزم و کوشش جوانان و ملت ايران بتواند با تکيه بر سرمايه اميد، آينده ای درخشان و روشن را در پس ناکار آمدی ها و بی تدبيری ها ترسيم کند. |
||
|
2
نوشته شده در پنجشنبه دهم آذر 1384ساعت 9:28  توسط mohammad reza.t.... |
|
||
|
|
انتقاد دانشجويان از اتحاديه اروپا؛ محافظه کاران را نپذيريد |
|
|
چهل و هفت انجمن اسلامی دانشجويان عضو طيف علامه دفتر تحکيم وحدت، با انتشار نامه سرگشاده ای خطاب به خاوير سولانا، مسئول هماهنگ کننده سياست خارجی اتحاديه اروپا، از موضع گيری ها و عملکرد های اخير برخی از کشورهای عضو اتحاديه اروپا انتقاد کرده و از آنها خواسته اند که دموکراسی و حقوق بشر را فدای منافع کوتاه مدت خود نکنند. انتشار چنين نامه ای در شرايط خاص کنونی، نه تنها نشانه ای مهم از فاصله گيری هرچه بيشتر منسجم ترين تشکل دانشجويی هوادار اصلاحات از حاکميت محسوب می شود، بلکه به معنای صحه گذاشتن بر نقش فشارهای بين المللی برای تغيير رويکرد جمهوری اسلامی در عرصه های داخلی نيز هست. انگيزه نوشتن اين نامه ابراز نگرانی از نحوه عمل كشورهای اروپايی در وقايع جاری ايران است كه گونه ای حمايت تلويحی و موافقت ضمنی نسبت به عملکرد محافظه کاران در نقض حق انتخاب مردم ايران را به ذهن متبادر می سازد. دفتر تحکيم وحدت اين نامه در پی سفرهای چندباره آقای سولانا به ايران و پس از سفرهای رييس جمهوری اتريش و نخست وزير ايتاليا به تهران و نيز سفر دبير شورای عالی امنيت ملی و وزير بازگانی ايران به فرانسه، همزمان با اوج گيری بحران رد صلاحيت های گسترده نامزدهای نمايندگی مجلس هفتم منتشر شده است. محور اصلی گفتگوی مقامات اروپايی و ايرانی، گسترش مناسبات تجاری و اقتصادی بوده و تحکيم روابط دو جانبه بوده است. دفتر تحکيم وحدت، به عنوان بزرگ ترين تشکل دانشجويی هوادار اصلاحات، تاکيد کرده انگيزه نوشتن اين نامه ابراز نگرانی از نحوه عمل كشورهای اروپايی در وقايع جاری ايران است كه گونه ای حمايت تلويحی و موافقت ضمنی نسبت به عملکرد محافظه کاران در نقض حق انتخاب مردم ايران را به ذهن متبادر می سازد. در اين نامه همچنين تاکيد شده که به رسميت شناختن و مذاکره با جريان فكری وسياسی که به رای مردم بی اعتنا است و در ميان ملت ايران فاقد پايگاه اجتماعی و دارای پايين ترين حد مشروعيت است، از سوی کشورهای اروپايی اشتباهی بزرگ خواهد بود. دانشجويان، با اشاره به تجربه کشورهايی نظير عراق و سرنوشت حاکم پيشين اين کشور، تصريح کرده اند چنين اقدامی نه تنها به تامين منافع کشورهای اروپايی نمی انجامد، بلکه موجب خدشه دار شدن اعتبارجهانی آنها وشکل گيری نگاه منفی نسبت به اين کشورها در اذهان مردم ايران و جهان می گردد. مايه تاسف بسيار است که کشور فرانسه که مهد آزادی، دموکراسی و روشنفکری در جهان مدرن به شمار می رود، با پذيرش ميزبانی و مذاکره با نمايندگان اقتدارگرايان ( حسن روحانی) نقشی اساسی در اين زمينه ايفا نموده است. دفتر تحکيم وحدت اين دومين نامه طيف علامه دفتر تحکيم وحدت، به يک مقام بين المللی در کمتر از يک سال گذشته است. اين تشکل دانشجويی، پيش از اين نيز در نامه سرگشاده ای به کوفی عنان، دبير کل سازمان ملل، جمهوری اسلامی را به نقض گسترده حقوق بشر متهم کرده و خواستار دخالت سازمان ملل برای جلوگيری از تداوم چنين روندی شده بود. انتشار اين نامه، نه تنها با واکنش تند محافظه کاران همراه شد، بلکه سکوت و عدم جانبداری اصلاح طلبان درون حاکميت از دانشجويان را نيز در پی داشت؛ امری که خود موجب برخورد دستگاه های امنيتی و قضايی با شماری از دانشجويانی شد که در نوشتن و انتشار نامه سرگشاده به دبير کل سازمان ملل نقشی فعال داشتند. رويکرد دانشجويانی که در سال های قبل، بويژه در به قدرت رسيدن اصلاح طلبان درون حاکميت تاثير گذار بوده اند به مقامات و سازمان های بين المللی، در عين حال بيانگر نااميدی فزاينده آنان از روند تحولات در جمهوری اسلامی است. در حقيقت، نگارش نامه به خاوير سولانا بيانگر آن است که اصلاح طلبان و هواداران آنان قادر نيستند خود در داخل کشور مانع از آن شوند که محافظه کارانی که عملا حرف آخر را در زمينه های اصلی از جمله سياست خارجی می زنند، به عنوان نمايندگان ايران پشت ميز مذاکره با مقامات خارجی بنشينند. مسئولان جمهوری اسلامی، هر اندازه که در برابر خواسته های داخلی مقاومت می کنند، به همان اندازه در برابر فشارهای خارجی از خود انعطاف نشان می دهند. دانشجويان در نامه خود تا آنجا پيش رفته اند که فرانسه را به دليل پذيرش حسن روحانی و مذاکره با وی مورد انتقاد قرار داده اند؛ حال آنکه آقای روحانی، از جمله چهره های مورد اعتماد آيت الله علی خامنه ای، رهبر جمهوری اسلامی محسوب می شود که بويژه از هنگام آغاز مذاکرات پيرامون برنامه های اتمی ايران، به شخص اول کشور در زمينه سياست خارجی بدل شده است. به نوشته دفتر تحکيم وحدت، "مايه تاسف بسيار است که کشور فرانسه که مهد آزادی، دموکراسی و روشنفکری در جهان مدرن به شمار می رود، با پذيرش ميزبانی و مذاکره با نمايندگان اقتدارگرايان نقشی اساسی در اين زمينه ايفا نموده است." نامه سرگشاده دانشجويان هوادار اصلاحات، که نقش و تاثير آنان بر روند تحولات سياسی در ايران غير قابل انکار است، همچنين می تواند به تقويت نيروهايی در اتحاديه اروپا بينجامد که خواستار برخوردهای جدی تر با جمهوری اسلامی بويژه بر سر مسايلی نظير حقوق بشر، دمکراسی و رعايت آزادی فردی و اجتماعی هستند. تحقق چنين امری، به دليل آنکه بر دشواری های جمهوری اسلامی در عرصه بين المللی می افزايد، اين اميدواری را نيز افزايش می دهد که به چنين خواسته هايی بيشتر توجه شود؛ زيرا حوادثی که در گذشته روی داده، اين ذهنيت را تقويت کرده که مسئولان جمهوری اسلامی، هر اندازه که در برابر خواسته های داخلی مقاومت می کنند، به همان اندازه در برابر فشارهای خارجی از خود انعطاف نشان می دهند. |
||
|
2
نوشته شده در پنجشنبه دهم آذر 1384ساعت 9:25  توسط mohammad reza.t.... |
|
||
|
|
نامه ای با هزار امضا و اهميت آن |
|
|
انتشار نامه اعتراض آميز بيش از هزار تن از دانشجويان و فارغ التحصيلان دانشگاه های کشور که در آن از "مردم ايران و وجدان های آگاه بشری" خواسته شده که زندانيان سياسی در ايران را از ياد نبرند تازه ترين تحرکی است که در فضای سياسی بسته کشور، بيرون از رقابت های دو جناح سياسی اتفاق می افتد. جوانان دانشجو وفارغ التحصيلی که پای اين نامه اعتراضی امضا گذاشته اند، در ابتدای نامه خود بر نام سه تن از فعالان سياسی زندانی – رضاعليجانی، هدی صابر و تقی رحمانی - تاکيد کرده اند و در ادامه خواستار آزادی همه زندانيان سياسی شده اند. زندانيان سياسی از ديد امضاکنندگان اين نامه "رشد يك ملت را به پرورش نيروهای درستكار و نيك انديش منوط می دانند و با همه گونه انحصار فضای عمومی جامعه در تريبونی خاص مخالفند و گفتگو را بر منطق يكسويه كه امروز به ياری حاكميت اقتدارگرا شاهديم، ترجيح می دهند." رجوع خانواده زندانيان سياسی به نهادهای بين المللی دو هفته پيش به دنبال ملاقات محدودی که بعد از مدت ها بين سه زندانی سياسی ملی – مذهبی و خانواده آنها در حضور ماموران زندان ها و دادستانی صورت گرفت، خانواده اين زندانيان با اشاره به وضعيت نامساعد نگهداری آنان در سرمای زمستان در زندان و محروم بودنشان از حقوق اوليه انسانی اعلام داشتند که چاره ای جز رجوع به نهادهای بين المللی مدافع حقوق بشر ندارند. اما آنچه به نامه ای با هزار و چند امضا اهميت می دهد، اشاراتی است که در بين سطور اين نامه به شرايط عمومی کشور و نارضايتی های مردم شده است. در بخشی از نامه اعتراض آميز دانشجويان که نام هيچ يک از فعالان سياسی و چهره های مشهور حرکت های دانشجوئی در آن به چشم نمی آيد نوشته شده "مردم خسته از سياست های فرمايشی و رفرم ظاهری به آينده می انديشند." امضا کنندگان نامه اعتراض آميز با اشاره به وضعيت زندانيان سياسی در ايران از "تمامی فعالان و سازمان های مدافع حقوق بشر" خواسته اند شرايط را برای اجرای مفاد منشور حقوق بشر در ايران فراهم آورند. در سال ها و ماه های گذشته امضاکنندگان نامه های اعتراض آميز و افشاگر به نهادهای بين المللی با انواع فشارها، دستگيری ها و محاکمات روبرو شده اند که در مورد عده ای از آنها نوشتن نامه به دبيرکل سازمان ملل به عنوان يکی از اتهامات آنها در کيفرخواست دادستانی قيد شده بود. هنوز معلوم نيست که دستگاه های قضائی و انتظامی چه برخوردی با نامه هزار و چند امضائی خواهند کرد ولی ناظران سياسی معتقدند در شرايط حساس کنونی، برخوردهای تند و دستگيری ها خواهد توانست فضای به شدت کنترل شده فعلی را به تحرکی اندازد که مخالفان جمهوری اسلامی در انتظار آن به سر می برند. تلاش برای آرام کردن اوضاع در سه ماه گذشته و به دنبال محکوميت جمهوری اسلامی به نقض حقوق بشردر مجمع عمومی سازمان ملل، تصميم سازان جمهوری اسلامی سعی کرده اند با جلوگيری از برپائی اجتماعات دانشجوئی و دادن مرخصی موقت به دانشجويان زندانی مانع از آن شوند که موارد تازه ای از نقض حقوق بشر و درگيری با دانشجويان به کارنامه جمهوری اسلامی افزوده شود. نگرانی ديگر تصميم سازان از تحرک دانشجويان و جوانان، به نزديک بودن تاريخ برگزاری انتخاباتی بر می گردد که مقامات جمهوری اسلامی اعلام داشته اند استقبال مردم از آن نشانه ای خواهد بود بر مشروعيت نظام که می تواند در مقابله با فشارهای بين المللی به کار آيد. هر نوع تحرک و تشکلی از سوی دانشجويان که از پيش اعلام داشته اند پيوند خود را با اصلاحات دوم خردادی بريده اند، اين نگرانی را برای مدافعان حفظ وضعيت موجود در پی دارد که ممکن است دانشجويان با تحريم انتخابات اسفند ماه مجلس، تبليغات رسمی حکومت را خنثی کنند و زمينه ای برای شناخت نارضايتی ها، در اختيار ناظران بين المللی قرار دهد. |
||
|
2
نوشته شده در پنجشنبه دهم آذر 1384ساعت 9:21  توسط mohammad reza.t.... |
|
||
|
|
احمدی نژاد ناخواسته نگذاشت جنبش دانشجویی به خواب زمستانی برود |
|
|
دانشجويان دانشگاه امير کبير تهران در ادامه تظاهرات دانشجويی روزهای اخير در دانشگاه های مختلف کشور در اعتراض به آنچه که امنيتی شدن فضای دانشگاه ناميده اند، در محوطه داخل اين دانشگاه تجمع کردند. در روز يکشنبه نيز دانشجويان دانشگاه تهران در اعتراض به انتصاب يک روحانی به رياست دانشگاه تهران، که برای اولين بار در تاريخ هفتاد ساله اين دانشگاه صورت گرفت، دست به اعتراض زدند. در برخی از دانشگاه های شهرهای ديگر کشور و ازجمله دانشگاه بابل نيز در روزهای گذشته تظاهرات دانشجويی صورت گرفت و دانشجويان کرد دانشگاه های تهران هم در اعتراض به آنچه که نقض حقوق مدنی و سياسی کردهای کشور ناميدند تجمع کردند. از مجموعه حرکت های دانشجويی در روزهای اخير در دانشگاه های ايران چنين پيداست که گويا جنبش دانشجويی کشور که برای مدتی طولانی نسبتا خاموش و متفرق بوده بار ديگر به عنوان يک نيروی موثر در جامعه خود نمايی می کند. به نظر می رسد که بر سرکار آمدن دولت احمدی نژاد و سياست های داخلی و خارجی دولت او دانشجويان کشور را به حرکت جديدی واداشته است. سخت گيری های که دولت احمدی نژاد از زمان برسرکار آمدنش در زمينه ای مختلف فرهنگی به عمل آورده دليل ديگر نگرانی دانشجويان است. دانشجويان همچنين به ادامه بازداشت اکبرگنجی، روزنامه نگار، و فعالان حقوق بشر و دانشجويی اعتراض دارند. آنچه که در روزهای اخير دانشجويان را به خشم آورده اقدام دولت احمدی نژاد به انتصاب رييس جديدی برای دانشگاه تهران است. دانشجويان معتقدند که رييس دانشگاه تهران بايد مثل گذشته از طرف هيات علمی دانشگاه انتخاب شود و دولت در اين امر دخالت نکند تا استقلال دانشگاه های کشور حفظ شود. ولی به نظر می رسد که نارضايی دانشجويان ريشه های عميق تری دارد. آنها معتقدند که دولت احمدی نژاد فضای دانشگاه های کشور را هر چه بيشتر امنيتی کرده است. دانشجويان ايران که هميشه در تاريخ معاصر کشور چه در دوره شاه و چه پس از انقلاب در صف اول مبارزه برای آزادی و دموکراسی قرار داشته اند سياست های دولت را مخالف خواسته های خود می دانند. يکی از دانشجويان در گردهمايی دانشگاه امير کبير تهران با اشاره به دولت احمدی نژاد گفت کابينه ای که 16 وزير آن سابقه نظامی و يا امنيتی دارند نمی تواند با مردم مهرورزی کند و عدالت برقرار سازد. برخی دانشجويان همچنين به نظر می رسد که با سياست های هسته ای دولت مخالفند و معتقدند که پافشاری به چرخه سوخت هسته ای، ايران را در خطر انزوای جهانی قرار داده است. اين در حالی است که شماری از دانشجويان نيز با کشيدن زنجيره های انسانی به دور تاسيسات اتمی، حمايت خود را از فعاليتهای هسته ای جمهوری اسلامی ابراز کرده اند. سخت گيری های که دولت احمدی نژاد از زمان برسرکار آمدنش در زمينه ای مختلف فرهنگی به عمل آورده دليل ديگر نگرانی دانشجويان است. دانشجويان همچنين به ادامه بازداشت اکبرگنجی، روزنامه نگار، و فعالان حقوق بشر و دانشجويی اعتراض دارند. البته دانشجويان ايران هم اکنون انسجام و تشکيلات گذشته خود را ندارند. تشکل های سنتی دانشجويی همچون دفتر تحکيم وحدت دچار انشعاب شده و نفوذ خود را بر دانشجويان کشور تا حد زيادی از دست داده اند. ولی نسل جديدی از دانشجويان در دانشگاه های کشور در حال رشديابی است که به دموکراسی، حقوق بشر و جدايی دين از دولت به عنوان خواسته های اوليه می نگرند و به دنبال سازماندهی جديد اند. تلاش اين دانشجويان اين است که دانشگاه را به موتور تحولات دموکراسی خواهی در کشور تبديل کنند. به نظر می رسد که دولت احمدی نژاد و سياست های داخلی و خارجی خاص او هر چه بيشتر زمينه های يک حرکت اعتراضی گسترده دانشجويی را فراهم می کند و ممکن است که جنبش دانشجويی کشور پس از يک رخوت چندساله بار ديگر با خواسته های مشخص تر و تشکل و رهبری جديد تربه سمت احيا شدن در حرکت باشد. |
||
|
2
نوشته شده در پنجشنبه دهم آذر 1384ساعت 9:20  توسط mohammad reza.t.... |
|
||
|
|
تحويل هواپيمای VIP و برزخ اخلاقی احمدی نژاد |
|
|
جمهوری اسلامی بعد از ماه ها تاخير يک فروند ايرباس تشريفاتی،(VIP) خود را از فرانسه تحويل گرفته است، ولی رييس دفتر رييس جمهوری ايران نمی داند آيا محمود احمدی نژاد حاضر می شود سوار اين هواپيمای گرانقيمت شود يا خير. در مراسمی که شنبه ۲۶ نوامبر در غياب وزير راه و ترابری برگزار شد، غلامحسين الهام، رييس دفتر آقای احمدی نژاد، اين ايرباس ۳۲۱ ويژه را تحويل گرفت. قرارداد خريد اين هواپيمای دست دوم که "فقط حدود ۱۵۰۰ ساعت پرواز کرده"، در سال ۲۰۰۳ ميان دولت جمهوری اسلامی و شرکت فرانسوی سوژرما به ارزش ۳۹ ميليون دلار منعقد شد. طرف فرانسوی همچنين پذيرفت در ازای ۲۰ ميليون دلار دکوراسيون تشريفاتی در اين ايرباس تعبيه کند تا فراخور پروازهای بين المللی مقامات جمهوری اسلامی باشد. اما بعد از دو سال وقفه، شرکت سوژرما به بهانه تحريمهای آمريکا عليه ايران از تحويل هواپيما خودداری کرد. اين اختلاف تا آنجا پيش رفت که مجلس ايران دست به تحقيق و تفحص زد. در گزارش مجلس آمده بود که قرار است اين هواپيمای مسافربری با "هزينه سنگين" به اتاق خواب، حمام، دستشويی، دکوراسيون مجلل، صندلی های لوکس و کف پوش نفيس مجهز شود. تشريفات مراسم تحويل گفته می شود يک فروند هواپيمای تشريفاتی ديگر که قرار بود از بستگان سلطان برونئی برای شخص آيت الله علی خامنه ای خريداری شود، به دليل کلاهبرداری واسطه های معامله دچار سرنوشتی نامعلوم شده است آقای الهام با اذعان به اين نکته چنين ابراز تعجب کرده است: "من نمی دانم با توجه به تجهيزات بکار رفته و مبلغ صرف شده برای تشريفات، آيا آقای احمدی نژاد از اين هواپيما استفاده خواهد کرد يا نه و اين برای من جای سوال دارد." رييس جمهور محافظه کار ايران پنج ماه پيش با شعار ساده زيستی و مبارزه با فساد به قدرت رسيد و حتی اعلام کرد که از مهمانان خارجی در کاخهای سعدآباد استقبال نخواهد کرد زيرا آن مجموعه برجا مانده از حکومت محمدرضا پهلوی، شاه سابق ايران، رنگ و بوی اشرافيت می دهد. اکنون که با پيگيريهای حقوقی جمهوری اسلامی، طرف فرانسوی اين هواپيما را تسليم کرده، به نظر می رسد آقای احمدی نژاد بر سر دو راهی اخلاقی قرار گرفته است. رييس دفتر وی گفته است: "اين هواپيما جزو ثروت ملی محسوب می شود و بايد از آن استفاده مطلوبی شود." اما سرپرست هواپيمايی ايران به خبرگزاری مهر اطمينان داده است که آقای احمدی نژاد از ايرباس که سالن کنفرانس دارد، استفاده خواهد کرد وگرنه باید آن را فروخت. اين دومين بار است که رهبران جمهوری اسلامی برای خريد هواپيمای تشريفاتی با مشکل مواجه می شوند. گفته می شود يک فروند هواپيمای تشريفاتی ديگر که قرار بود از بستگان سلطان برونئی برای شخص آيت الله علی خامنه ای خريداری شود، به دليل کلاهبرداری واسطه های معامله دچار سرنوشتی نامعلوم شده است. ايرباس ۳۲۱ عادی ۲۲۰: صندلی ۴۴: متر طول بدنه ۳۴: متر طول بال ۱۱: متر ارتفاع ۲۳۷۰۰: ليتر ظرفيت سوخت ۹۰۰: کيلومتر در ساعت حداکثر سرعت ۴۳۲۵: کيلومتر حداکثر برد بنا به گزارشها، ايران از طريق يک شرکت وابسته به وزارت دفاع برای خريد اين هواپيمای ۱۲۰ ميليون دلاری اقدام کرده ولی ۴۰ ميليون دلاری که به يک واسطه پرداخت شده بود، ناپديد شده است. برخی رسانه های ايرانی اين دلال را فردی ايرانی و مدير عامل شرکت "احرار" و برخی وی را بريتانيايی معرفی کرده اند. اين کشمکش و گران تمام شدن معامله به حدی بوده است که گفته می شود رهبر ايران نيز از ميل بر سوار شدن در اين هواپيما انصراف داده ولی گفته است که اگر مقامات کشور خريد آن را ضروری می دانند، او مخالفتی ندارد. بسياری از منتقدان جمهوری اسلامی می گويند در شرايطی که ناوگان هواپيمايی کشور زير فشار تحريمهای آمريکا نياز مبرم به هواپيماهای نو دارد، اين "ولخرجی" توجيه ناپذير است، ولی رهبران جمهوری اسلامی پاسخ می دهند برای حفظ شاْن خود به عنوان نمايندگان ايران در سفرهای خارجی به اين تشريفات نياز دارند. هواپيمای تشريفاتی کنونی دولت از نوع بوئينگ است و گفته می شود اين هواپيمای ۲۹ ساله دو سال ديگر بازنشسته می شود. |
||
|
2
نوشته شده در پنجشنبه دهم آذر 1384ساعت 9:19  توسط mohammad reza.t.... |
|
||
|
|
هاله نور' بر 'منبر' سازمان ملل |
|
|
با گذشت چندين هفته از پخش شايعات مربوط به سخنان بحث برانگيز محمود احمدی نژاد، رئيس جمهور ايران در ديداری با عبدالله جوادی آملی، يکی از روحانيون بلندپايه ايران روز يکشنبه فيلم کوتاهی از اين ديدار در سايت خبری بازتاب انتشار يافت. عکسی برگرفته از تصوير ويدئويی ديدار محمود احمدی نژاد با آقای جوادی آملی - سايت بازتاب يکی از همان جمع به من گفت: من ديدم يک نوری آمد، تو را احاطه کرد و تو تا آخر در يک حصن و حصاری رفتی محمود احمدی نژاد در ديدار با آقای جوادی آملی عليرغم اين که فيلم کامل اين ديدار، ظرف هفته های گذشته در تهران و برخی شهرستان ها روی سی دی تکثير شده و دست به دست می گشت، اقدام بی سابقه سايت بازتاب در انتشار مناقشه برانگيزترين قسمت های سخنان آقای احمدی نژاد، بار ديگر واکنش های فراوانی نسبت به اظهارات رئيس جمهور ايران برانگيخته است. حصن و حصاری از نور آقای احمدی نژاد در اين ملاقات به هنگام نقل خاطرات سفرش به نيويورک برای سخنرانی در مجمع عمومی سازمان ملل متحد به آقای جوادی آملی می گويد: "روز آخری که سخنرانی کردم، تقريباً همه سران بودند، يکی از همان جمع به من گفت: «وقتی تو شروع کردی «بسمالله» و «اللهم» را گفتی، من ديدم يک نوری آمد، تو را احاطه کرد و تو تا آخر در يک حصن و حصاری رفتی»." رئيس جمهور ايران در تأييد سخنان اين فرد ادامه می دهد: "اين را من خودم هم احساس کردم که فضا يک دفعه عوض شد و همه حدود بيست وهفت هشت دقيقه تمام، اين سران مژه نزدند، اينکه می گم مژه نزدند، غلو نمی کنم، اغراق نيست، چون نگاه می کردم، همه سران مبهوت مانده بودند، انگار يک دستی همه آنها را گرفته بود، آنجا نشانده بود، چشم ها و گوش هايشان را باز کرده بود که ببينيد از جمهوری اسلامی پيام چيست." دين به مثابه ابزار در طول سال های گذشته بسياری از متفکران و روشنفکران دينی نسبت به استفاده ابزاری از دين و هزينه کردن بی رويه از عامل مذهب در ايران از سوی برخی روحانيان و در تريبون های نماز جمعه انتقادهايی مطرح کرده اند اما شايد اين نخستين باری باشد که يکی از مقامهای رسمی کشور به واسطه اظهاراتش، آماج چنين انتقاداتی قرار می گيرد. در روايات ما بارها روی اين نکته تأکيد شده که بايد افرادی که ادعاهای ويژه ای می کنند را جزو کذابين شمرده، حرفهايشان را دروغ به حساب آورد محمدعلی ابطحی البته نبايد فراموش کرد که تکيه بر مذهب و اعتقادات دينی در عرصه سياست، از ديرباز مورد توجه سياستمداران بوده و در کشورها و دوران های مختلف، از اين ابزار برای به کرسی نشاندن عقايد خاص استفاده شده است. ماشاءالله شمس الواعظين، روزنامه نگار و تحليلگر مسائل سياسی با اشاره به اين که محمدرضا پهلوی، آخرين شاه ايران خود را "کمربسته امام علی" می دانست و معتقد بود يک بار "حضرت عباس" او را از مرگ حتمی نجات داده است، تأکيد می کند که بسياری از سلاطين ايران پس از عهد صفوی، خود را "ظل الله" يا سايه خداوند بر زمين می دانستند. به گفته آقای شمس الواعظين، اکنون نيز محمود احمدی نژاد تلاش دارد "با استفاده از باورهای مذهبی مردم، روش ها يا سياست های خود را مستظهر به باورهای دينی کند." 'تيشه بر ريشه ديانت' محمدعلی ابطحی از معاونان رئيس جمهور پيشين ايران، چنين ديدگاهی را آسيب زدن به اصل ديانت می داند. آقای ابطحی معتقد است "اگر فردا، گرفتاری های کشور زياد شود و مثل هر رئيس جمهور ديگری (آقای احمدی نژاد) نيز با بحران هايی روبرو شود، اصل اعتقاد مردم به چنين ارزش هايی ازبين خواهد رفت." غالب خواننده های ايرانی با رمان «اسمال در نيويورک» آشنايی دارند و می توانند (مشابه) اين تجربه را در آن کتاب مطالعه کنند محسن کديور آقای ابطحی با اشاره به مستندات مطرح در برخی منابع دينی و اسلامی ادامه می دهد: "برای جلوگيری از ايجاد چنين فضاهايی، در روايات ما بارها روی اين نکته تأکيد شده که بايد افرادی که ادعاهای ويژه ای می کنند را جزو کذابين شمرده، حرفهايشان را دروغ به حساب آورد." معاون پارلمانی محمد خاتمی در ادامه با اشاره به ادعای آقای احمدی نژاد مبنی بر اين که نوری آمده و هنگام سخنرانی در سازمان ملل او را فرا گرفته است، می افزايد: "اگر منظور آقای احمدی نژاد از آن نور، امام زمان باشد بايد گفت اين نکته در مستندات شيعه هميشه رد شده است." آقای ابطحی با اشاره به آيت الله خمينی به عنوان "يکی از بزرگترين مراجع شيعه" ادامه می دهد: "امام خمينی هرگز چنين ادعاهايی نداشتند و همواره با چنين مکاتبی مبارزه می کردند." 'خلاف شئون ديپلماتيک' اکبر اعلمی، عضو فراکسيون اقليت مجلس هفتم در واکنش به اظهارات رئيس جمهور ايران گفته است: "اين که در حين سخنرانی يک انسان، هاله ای از نور او را احاطه کند که به قول احمدی نژاد فقط او و يکی از نزديکانش اين نور را مشاهده کنند، ادعای بزرگی است که حتی قديسين صدر اسلام هم چنين داعيه ای نداشتند." عکسی برگرفته از تصوير ويدئويی ديدار محمود احمدی نژاد با آقای جوادی آملی - سايت بازتاب همه حدود بيست وهفت هشت دقيقه تمام، اين سران مژه نزدند، اينکه می گويم مژه نزدند، غلو نمی کنم. اغراق نيست محمود احمدی نژاد در ديدار با آقای جوادی آملی وی سپس خاطرنشان می کند: "ادعای رئيس جمهور مبنی بر اينکه در هنگام سخنرانی ايشان سران کشورها مژه نزدند و اصرار و تأکيد ايشان بر اينکه «غلو نمی کنم» خود به طور آشکار مقرون به غلو و اغراق است." آقای اعلمی ادامه می دهد: "چطور می توان تصور کرد سخنران يا خطيبی حين ايراد نطق مهم خود آن هم با فاصله نسبتاً دور، حرکات مژه های همه حاضران را زير نظر داشته باشد و به يکی از علمای بزرگ قم با قاطعيت اعلام کند «اينکه می گويم مژه نزدند، غلو نمیکنم، اغراق نيست»." آقای احمدی نژاد در بخش ديگری از سخنان خود در ديدار با آقای جوادی آملی گفته است: "وقتی در خيابان ها راه می رفتيم، به هر ساختمانی می رفتيم، همه توجهات به سمت هیئت ايرانی بود، کأنه (انگار) هيچ کس ديگری نبود." اکبر اعلمی در گفتگو با خبرگزاری کار ايران تأکيد می کند: "مبهوت شدن مردم در خيابانهای نيويورک يا سران در اجلاس، علاوه بر اهميت و ويژگی خاص هيئت ايرانی و مواضع آنها الزاماً مثبت نيست و می تواند دلايل ديگری هم داشته باشد." نماينده تبريز در مجلس شورای اسلامی می افزايد: "عدم رعايت پروتکل های رايج، حرکات و اظهارات خلاف شئون ديپلماتيک، اقدامات نامتعارف و مغاير با عقايد مانوس، ترکيب دور از انتظار يک هيئت يا مشاهده آداب و رسوم جديد و متفاوت با واقعيت های موجود نيز میتواند اسباب بهت و حيرت جماعتی که برای نخستين بار با چنين صحنه هايی مواجه شده اند را فراهم سازد." تجربه عرفانی يا توهمی ذهنی محسن کديور، استاد دانشگاه و پژوهشگر در مسائل دينی اعتقاد دارد آنچه بر زبان آقای احمدی نژاد جاری شده، منطبق بر واقع نبوده و صرفاً تصورات شخصی او بوده است. از سوی کسی که بر جايگاه رياست جمهوری تکيه زده و برآمده از آرای بخشی از مردم است، اين نوع ساده لوحانه با مسائل در روابط بين المللی برخورد کردن، نوعی تخفيف جايگاه رئيس جمهور است احمد سلامتيان آقای کديور می گويد: "گاهی وقت ها، آنچه به عنوان تجربه دينی يا تجربه عرفانی نقل می کنند، غالباً توهمات يا تصورات يا انتظارات يا اميدهای گوينده است و نه چيز بيشتر." محسن کديور در توصيف سفر آقای احمدی نژاد به نيويورک ادامه می دهد: "اگر فردی کم تجربه برای اولين بار در محيطی غريب و متفاوت با زندگی خود برود، فکر می کند همه نگاه ها معطوف به اوست و او فرد بسيار عجيب و متفاوتی با ديگران است." آقای کديور با اشاره به يکی از رمان های قديمی ايرانی که در توصيف احوال و تجربيات نخستين سفر يک نفر به نيويورک است، می افزايد: "غالب خواننده های ايرانی با رمان «اسمال در نيويورک» آشنايی دارند و می توانند (مشابه) اين تجربه را در آن کتاب مطالعه کنند." شرايط ويژه ايران در صحنه بين الملل برخی صاحبنظران معتقدند در شرايط حساسی کنونی ايران در عرصه بين المللی، چنين اظهاراتی از سوی رئيس دولت نخواهد توانست تأثير مناسبی بر وضعيت ايران در جامعه جهانی داشته باشد. ادعای رئيس جمهور مبنی بر اينکه هنگام سخنرانی ايشان سران کشورها مژه نزدند و اصرار و تأکيد ايشان بر اينکه «غلو نمیکنم» خود به طور آشکار مقرون به غلو و اغراق است اکبر اعلمی احمد سلامتيان، تحليلگر سياسی و از نمايندگان پيشين مجلس ايران در اين زمينه می گويد: "از سوی کسی که بر جايگاه رياست جمهوری تکيه زده و برآمده از آرای بخشی از مردم است و در جايگاه دومين مقام کشور هم قرار دارد، اين نوع ساده لوحانه با مسائل در روابط بين المللی برخورد کردن، نوعی تخفيف جايگاه رئيس جمهور است و عملاً لطمه شديدی به جايگاه رئيس جمهور و آرای عمومی در اذهان عمومی داخل ايران و جهان وارد می کند." محسن کديور نيز در همين زمينه می گويد: "از مشاهده اين تصوير و شنيدن اين صدا و خواندن گزارش کوتاهی که در سايت بازتاب ديدم، بسيار متأسف و شرمنده شدم و به عنوان يک ايرانی خجالت کشيدم که نماينده کشورم اين گونه نازل و سطحی فکر می کند و گزارشش از يکی از مهمترين مجامع بين المللی اين قدر سطح پايين و قابل انتقاد است." |
||
|
2
نوشته شده در پنجشنبه دهم آذر 1384ساعت 9:17  توسط mohammad reza.t.... |
|
||
|
|
نامه 180 وکيل و حقوقدان در حمايت از عبدالفتاح سلطانی |
|
|
بسمهتعالی رياست محترم قوه قضائيه حضرت آيتالله هاشمی شاهرودی با سلام؛ احتراماً همچنان که مستحضر هستيد وکيل مبرز و توانا جناب آقای عبدالفتاح سلطانی نزديک به چهارماه است که بدون ارائه دلايل مستند و قابل قبول بازداشت میباشد که ۴۲ روز از آن در سلول انفرادی و مابقی نيز در شرايطی مشابه سلول انفرادی و تنها با حضور فرد ديگر در سلول بوده است. طی اين مدت عليرغم پيگيری متعدد وکلای نامبرده اجازه ملاقات به آنها داده نشده است. از اين گذشته در اين مدت اطلاعات متناقضی از سوی دادستانی انقلاب عليه ايشان مطرح شده که در مغايرت کامل با حقوق شهروندی و رعايت بیطرفی و استقلال امر قضاء است. حضرت آيتالله هاشمی شاهرودی جنابعالی طی بخشنامههای متعدد و همچنين در بيانات خود بر ضرورت رعايت حقوق شهروندی و حفظ حقوق متهمين تأکيد کردهايد، اما متأسفانه شواهد بسياری دال بر عدم توجه به اين اظهارات در نظام قضايی کشور وجود دارد که روند پرونده همکار محترم و ارجمند ما عبدالفتاح سلطانی از مصاديق بارز آن میباشد. لذا از جنابعالی تقاضا داريم به منظور تأمين امنيت حرفهای حقوقدانان و رفع شائبه هرگونه اراده سياسی در پرونده جناب آقای سلطانی دستور فرماييد نامبرده بلافاصله با تبديل قرار به قيد کفالت از زندان آزاد و در صورت هرگونه ادعا مبنی بر انجام بزه از سوی ايشان سريعاَ دادگاه صالحه و علنی به منظور بررسی اتهامات تشکيل گردد. ۱. آزری، مجتبی ۱۰۱۶۱ ۲. آشوری، رضا ۳. ابراهيمی، عاطفه ۴. ابوطالبی، شهرانگيز ۵. اسماعيلزاده، هادی ۶. اصولی ۷. اعتمادزاده، مزدک ۸. اعزازی، محمد رضا ۹. اعلامی ۱۰. افتخار جهرمی، گودرز ۱۱. افلاکی، نصرالله ۱۲. اقبالی، سعيد ۱۳. امين زاده ۱۴. اويسی کيا، محمد ۱۵. اويسی، محمدرضا ۱۶. ايوبی، ابراهيم ۱۷. باجلان، عباس ۱۸. بخشی، پروانه ۱۹. برات حسين ۲۰. براتی، ناصر ۲۱. بردبار، محمد رضا ۲۲. برزگر، مرتضی ۲۳. بزرگنيا، احمد ۲۴. بزرگی کوشاشاهی، مهدی ۲۵. بزرگی، مهدی ۲۶. بهاری، محمد علی ۲۷. بهشتینژاد، زهره ۲۸. بیآلايش، کيان ۲۹. بيابانی ۳۰. بيکوردی، حبيب ۳۱. پارسا منش، عباس ۳۲. پاک نژاد، عليرضا ۳۳. پراکند، مهناز ۳۴. پرسته ۳۵. پور استاد، مجيد ۳۶. پور رستگار ۳۷. پورآذر، شاپور ۳۸. پيریزاده، فرح ۳۹. تمدن، رضا ۴۰. ثابت ۴۱. ثابتقدم سيد، ابراهيم ۴۲. جاهد، نرگس ۴۳. جليل ۴۴. چهار لنگ ۴۵. حائری ۴۶. حاجی پور عبدالغفار ۴۷. حاجیپور جفروردی، عليرضا ۴۸. حبيبنژاد، کريم ۴۹. حداد عادل، شهابالدين ۵۰. حسن زاده، طاهر ۵۱. حسين آبادی امير ۵۲. حسينی ۵۳. حق پايدار اعتمادی مهردخت ۵۴. حيدرینژاد بهمن ۵۵. خاقانی، مرتضی ۵۶. خانی، جليل ۱۰۰۰۰ ۵۷. خضريان، امين ۵۸. خليلی، حميد ۵۹. خليلی، سعيد ۶۰. خواجوی، راد، علی ۶۱. خوش نظر، سيده مريم ۶۲. دادخواه، محمد علی ۶۳. درويش ۶۴. دريا بيگی، دبير ۶۵. دزفولی، سهيلا ۶۶. رافع، فريدون ۶۷. رجبی، نصرتالله ۶۸. رسولزاده ۶۹. رضايی ۷۰. رضوی نژاد ۷۱. رفيعی ۷۲. رمضانی، غلامرضا ۷۳. رمضانی، فتانه ۷۴. رهامی، محسن ۷۵. رياحی، غلامعلی ۷۶. زبردست، فرناز ۷۷. زرافشان، شهرام ۷۸. زرکلام، ستار ۷۹. زعيم، هاجر ۸۰. زکیخانی، عباس ۸۱. زمانی، عباس ۵۲۵۰ ۸۲. زنجانی، رجبی ۸۳. ستوده، نسرين ۸۴. سجادی، سيد حسن ۸۵. سلاجقه، روحالله ۸۶. سليمی، علی ۸۷. سهيلی ليروای، جمشيد ۸۸. سيفزاده، سيد محمد ۸۹. شادمانیفر، محمد رضا ۹۰. شجاعيان، محمد ۹۱. شريعت، سرور ۹۲. شريف، محمد ۹۳. شريفی، حسن ۹۴. شعبانعلی، سامان ۹۵. شعبانی ۹۶. شکيب، ابوالقاسم ۹۷. شهبازی ۹۸. شهرياری، توران ۹۹. صادق ۱۰۰. صباغيان ۱۰۱. صبوری، آزاده ۱۰۲. صدر شادی ۱۰۳. طالبی، سحر ۱۰۴. عادلی، اعظم ۱۰۵. عاشوری، عبدالحسين ۱۰۶. عبادی، شيرين ۱۰۷. عبدالهی، مسلم ۱۰۸. عسکری، فاطمه ۱۰۹. عطارديان، ندا ۱۱۰. علم، محمود ۱۱۱. علویپور ۱۱۲. علی کرمی، ليلا ۱۱۳. عليزاده طباطبايی، محمود ۱۱۴. غفاری، صائب ۱۱۵. غيرت، فريده ۱۱۶. فتحی، احمد ۱۱۷. فتحینژاد، شهرام ۱۱۸. فدائی، فاطمه ۱۱۹. فدائی، محمد رضا ۱۲۰. فرح بخش، قدرتالله ۱۲۱. فرضپور، محمد ۱۲۲. فرهادی، فريده ۱۲۳. فشنگچی ۱۲۴. فقيهی، محمد رضا ۱۲۵. فهيمی، الهام ۱۲۶. قاسمی، مجيد ۱۲۷. قدس، فتح الله ۱۲۸. کاتوزيان، مانلی ۱۲۹. کاسه، گرمی۱۶۱ قزوين ۱۳۰. کاشی، رضا ۱۳۱. کاکای، افشار علی ۱۳۲. کامرانزاده، محمود ۱۳۳. کرمی، منصور ۱۳۴. کريمی پور ۱۳۵. کريمی، محمد رضا ۱۳۶. کشاورز ۱۳۷. کمالی، سيد محمد ۱۳۸. کوبر، فائضه ۱۳۹. کيان ارثی، مريم ۱۴۰. کيانی، نصرتالله ۱۴۱. کيوانی، مهدی ۱۴۲. لاری دشتی، حجتالله ۱۴۳. لاریدشتی، حجتالله ۱۴۴. لطيفيان ،حسينی ۱۴۵. مالکی، جليل ۱۴۶. محجوب مهران ۱۴۷. نصيری، مرتضی ۱۴۸. نعمتی، ناهيد ۱۴۹. نقری، مهدی ۱۵۰. نقیزاده، حسن ۱۵۱. نمازی، ليلا ۱۵۲. نوروزی، عارف ۱۵۳. نيک بخت صالح ۱۵۴. نيکآرا مرضيه ۱۵۵. نيکو احمد کرزای حيمد رضا ۱۵۶. وفا، بهزاد ۱۵۷. هاشمی، پيرنقی ۱۵۸. هاشمیفرد، حميدرضا ۱۵۹. هروی، احمد ۱۶۰. يزدانی ۱۶۱. يزدانی، اکبر ۱۶۲. يزدی، رضا ۱۶۳. يغمايی، بهروز ۱۶۴. محرری، يوسف ۱۶۵. محمد پور، حسين ۱۶۶. محمدی ترکمانی، رضا محمد ۱۶۷. محمدی، عباس ۱۶۸. محمدی، منيژه ۱۶۹. مختاری ۱۷۰. مختاری، الهام ۱۷۱. مستوفی، جهانگير ۱۷۲. مشفق سيروس ۱۷۳. مصباح کيانی، سيد محمود ۱۷۴. مظاهری، راضيه ۱۷۵. مظفری، علی اشرف ۱۷۶. مقدمزاده کاشی، سيد محمد ۱۷۷. موسوی ۱۷۸. مولايی، مهدی ۱۷۹. مومنیزاده، هوشنگ ۱۸۰. مهدیزاده، علی ۱۸۱. نجفی، توانا علی ۱۸۲. نجمآبادی، سعيد ۱۸۳. و چند امضای ناخوانا |
||
|
2
نوشته شده در پنجشنبه دهم آذر 1384ساعت 9:14  توسط mohammad reza.t.... |
|
||
|
|
ارجاع پرونده هسته ای ايران 'به تعويق می افتد' |
|
|
ديپلماتها گفته اند که آمريکا و سه کشور بزرگ اروپايی قصد دارند اقداماتشان را برای ارجاع پرونده هسته ای ايران به شورای امنيت سازمان ملل متحد، به تعويق بيندازند. شورای حکام آژانس بين المللی انرژی اتمی قرار است روز پنجشنبه برای بحث درباره قدم بعدی در قبال پرونده هسته ای ايران در وين تشکيل جلسه دهد. دولت آمريکا می گويد که قادر به جمع آوری آرای کافی در شورای حکام برای ارجاع پرونده اتمی ايران به شورای امنيت سازمان ملل هست، اما می خواهد ببيند آيا ادامه فشار ديپلماتيک می تواند تهران را برای بازگشت به ميز مذاکرات بر سر موضوع قانع کند يا خير. خبرنگار بی بی سی در وزارت خارجه آمريکا می گويد بيانيه دولت آمريکا دلالت بر آن دارد که آمريکا در نشست هفته جاری قصد رويارويی ندارد، اما در ضمن نمی خواهد ايران دچار اين تصور شود که از قلاب رهايی يافته است. از سوی ديگر حميدرضا آصفی، سخنگوی وزارت خارجه ايران، گفته است که هيچ نکته ای در گزارش آژانس اتمی سازمان ملل وجود ندارد که ارجاع پرونده ايران به شورای امنيت سازمان ملل را توجيه کند. پارلمان ايران روز يکشنبه طرحی را تصويب کرد که بر مبنای آن در صورت ارجاع پرونده هسته ای جمهوری اسلامی به شورای امنيت، ايران همکاری خود با بازرسان آژانس اتمی را قطع خواهد کرد و فعاليتهای غنی سازی اورانيوم را پيش خواهد برد. تهران تاکيد دارد که برنامه هسته ای خود را صرفا با اهداف غيرنظامی و برای تامين انرژی دنبال می کند اما ايالات متحده نگران توليد تسليحات اتمی توسط جمهوری اسلامی است. ديپلماتهای نزديک به مذاکرات هسته ای جمهوری اسلامی می گويند به ايران فرصت بيشتری داده خواهد شد تا درباره توافقی فکر کند که حساسيت برانگيزترين بخش از روند توليد سوخت هسته ای، يعنی غنی سازی اورانيوم را به روسيه منتقل می سازد. بر اساس اين طرح، ايران اجازه فعاليت در زمينه فراوری اورانيوم را که مرحله ای مقدماتی برای غنی سازی است، خواهد يافت. اما تهران از دو هفته پيش که اين پيشنهاد برای نخستين بار مطرح شد، با آن مخالفت کرده است. جمهوری اسلامی اظهار می دارد که دستيابی به فناوری صلح آميز هسته ای، حق مشروع اين کشور است. بن بست هسته ای ايران سپتامبر 2002: فعاليتها در نخستين نيروگاه هسته ای ايران در بوشهر آغاز شد دسامبر 2002: تصاوير ماهواره ای تاسيسات هسته ای در اراک و نطنز را نمايش دادند. ايران به آژانس اتمی اجازه بازرسی داد سپتامبر 2003: آژانس اتمی به ايران چندين هفته مهلت داد تا ثابت کند که به دنبال دستيابی به تسليحات اتمی نيست نوامبر 2003: ايران غنی سازی اورانيوم را به تعليق درآورد و اجازه بازرسی های شديدتر از فعاليتهای خود را صادر کرد. آژانس اتمی گفت هيچ نشانه ای از برنامه توليد تسليحات هسته ای در دست نيست ژوئن 2004: آژانس اتمی ايران را به دليل عدم همکاری کامل با تحقيقات هسته ای، سرزنش کرد نوامبر 2004: ايران غنی سازی اورانيوم را در چارچوب بخشی از توافقهای خود با اتحاديه اروپا تعليق کرد اوت 2005: ايران پيشنهادهای اتحاديه اروپا را رد کرد و فعاليت تاسيسات هسته ای اصفهان را از سر گرفت ارجاع نهايی پرونده هسته ای جمهوری اسلامی به شورای امنيت، می تواند به تحريمهای اقتصادی عليه ايران منجر شود. يک ديپلمات اروپايی به خبرگزاری رويتر گفت: "به طور حتم، قطعنامه ای صادر نخواهد شد. روسها و چينی ها با چنين اقدامی مخالفت می کنند." مذاکرات مستقيم ايران با نمايندگان اتحاديه اروپا (بريتانيا، فرانسه و آلمان) در ماه اوت، زمانی که ايران فراوری اورانيوم و تبديل آن به گاز را در کارخانه ای در اصفهان از سر گرفت، به بن بست خورد چرا که اروپا تعليق آن فعاليت ها را از شروط ادامه گفتگوها می دانست. شورای حکام آژانس بين المللی انرژی اتمی در ماه سپتامبر از ايران خواست تا همه فعاليتهايش را در زمينه چرخه سوخت هسته ای کنار بگذارد و تهديد کرد که تهران را به شورای امنيت سازمان ملل ارجاع می دهد. گزارش موقتی که هفته پيش و در آستانه نشست شورای حکام تهيه شده، فاش کرد که ايران از طريق شبکه قاچاق فناوری اتمی که زيرنظر عبدالقدير خان، دانشمند مطرود پاکستانی اداره می شد، به اطلاعاتی درباره چگونگی ساخت يکی از اجزای اساسی سلاح اتمی دست يافته است. ايران تاکيد می کند که خواستار دريافت اين دستورالعمل نبوده و از آن استفاده نيز نکرده است. تهران هفته گذشته خبر داد که پردازش محموله تازه ای از اورانيوم را آغاز کرده است. اين اورانيوم، در صورتی که با درجه غلظت بالايی غنی شود می تواند در سلاح اتمی به کار رود. نمايندگان جمهوری اسلامی در مذاکرات هسته ای بارها گفته اند که خواهان از سر گيری فعاليتهای غنی سازی هستند اما تاکنون از اقدامات يکجانبه در اين زمينه خودداری کرده اند. |
||
|
2
نوشته شده در چهارشنبه دوم آذر 1384ساعت 10:35  توسط mohammad reza.t.... |
|
||
|
|
بلر: اوضاع ايران با روی کارآمدن احمدی نژاد مشکلتر شده است |
|
|
تونی بلر نخست وزير بريتانيا در جلسه ای با شماری از نمايندگان مجلس عوام اين کشور بار ديگر نسبت به خط مشی دولت ايران ابراز نگرانی "جدی و واقعی" کرد و در برشمردن دلائل اين نگرانی، علاوه بر اشاره به برنامه اتمی ايران، اين دولت را به حمايت از تروريسم و دخالت در امور داخلی عراق متهم کرد. آقای بلر در عين حال بازهم همچون گذشته تأکيد کرد که در حال حاضر کسی به دنبال حمله نظامی به ايران نيست، چراکه به گفته وی، ايران با کشورهايی مانند عراق و افغانستان که حکومت آنها از طريق حمله نظامی خارجی سرنگون شد تفاوت "بسيار بسيار زيادی" دارد و تغيير حکومت آن بايد در نهايت از درون صورت گيرد. نخست وزير بريتانيا از ايران به عنوان کشوری قدرتمند و صاحب سهم بزرگی از ذخائر انرژی جهان ياد کرد و همين ويژگيها را مايه نگرانی در مورد ايران دانست. او همچنين با اشاره به تحولاتی که در ايران پس از روی کارآمدن دولت محمود احمدی نژاد روی داده گفت که به نظر نمی رسد اين تحولات چشم انداز خوشايندی داشته باشد و بايد بی رودربايستی اين را پذيرفت که از زمان انتخاب آقای احمدی نژاد، اوضاع مشکلتر شده است. آقای بلر ضمناً تأييد کرد که مذاکرات دولتهای بريتانيا، فرانسه و آلمان با ايران بر سر برنامه اتمی اين کشور، "در سطح معينی" ادامه دارد. او گسترش دموکراسی و حقوق بشر را هدف بلندمدت بريتانيا در خاورميانه اعلام کرد و گفت با رسيدن به چنين هدفی، مشکلات امنيتی و ديگر مشکلاتی که جهان امروز با آن رودرروست تا حدود زيادی حل خواهد شد. نخست وزير بريتانيا در توصيف وضعيت کنونی خاورميانه گفت که بسياری از دولتهای اين منطقه هم اکنون به قراری نانوشته با مردم خود رسيده اند که طی آن در ازای اعطای سطح بسيار نازلی از آزاديهای سياسی و حقوق بشر به مردم، عناصر مذهبی افراطی در رأس امور مملکت قرار داده شوند. |
||
|
2
نوشته شده در چهارشنبه دوم آذر 1384ساعت 10:33  توسط mohammad reza.t.... |
|
||
|
|
بروز ناآرامی تازه در مهاباد |
|
|
رسانه های ايران می گويند که تازه ترين موج ناآرامی در شهر کردنشين مهاباد که با قتل يکی از اهالی توسط نيروهای پليس آغاز شده بود، مهار شده است. خبرگزاری جمهوری اسلامی، ايرنا، اعلام کرد که کانون اين درگيری در بخشی از حاشيه مهاباد که به "پشت تب و باغ شايگان" معروف است، رخ داده ولی "حوالی ساعت ۱۴ يکشنبه با متفرق شدن مردم پايان يافت." اين خبرگزاری به نقل از نيروی انتظامی جمهوری اسلامی گزارش داده است که مقتول "در يک اقدام ناگهانی ماموران گشت انتظامی را با چاقو مورد حمله قرار داده و يکی از آنها را مجروح کرده بود. مامور ديگری که شاهد ماجرا بوده با درگيری با فرد مهاجم شروع به تيراندازی می کند که در نتيجه فرد مهاجم مورد اصابت گلوله قرار گرفته و کشته می شود." ايرنا افزوده است که ماموران در حال تحقيق درباره انگيزه ضارب هستند، ولی رفت و آمد مردم و وسايل نقليه در مهاباد به حالت عادی برگشته است. اما جعفر آيين پرست، نماينده مهاباد در مجلس به بی بی سی گفته است که گزارشهای ضد و نقيضی از علت اين واقعه شنيده است و بايد منتظر تاييد آن توسط منابع موثق بماند. مهاباد در ماه های اخير بستر حوادث خونينی بوده و تلاش مقامات جمهوری اسلامی برای فرونشاندن نارضايتی مردم که می گويند حقوقشان پايمال شده و قربانی بی عدالتی شده اند، بی ثمر بوده است. موج اصلی نا آرامی در مناطق کردنشين غرب ايران که چند هفته به طول انجاميد، به دنبال کشته شدن جوانی به نام کمال اسفرم، معروف به شوانه قادری در تابستان گذشته آغاز شد که در شهر مهاباد هدف گلوله مأموران انتظامی قرار گرفت. انتشار تصاويری از جنازه او که نشانه های شکنجه بر خود داشت به تحريک احساسات عمومی و بروز تنش انجاميد که از شهر مهاباد به ديگر شهرهای کردنشين غرب ايران سرايت کرد و تعدادی کشته و خسارات گسترده برجای گذاشت. مراجع قضائی و امنيتی، شوانه قادری را فردی شرور معرفی کرده اند که به اتهامات متعددی تحت تعقيب بوده و قتل او در پی مقاومت در برابر دستگيری و حمله به مأموران انتظامی رخ داده است. آنان شکل فجيع جنازه شوانه را ناشی از خودزنی و همچنين شستشوی جنازه وی با آب داغ دانسته اند. گروههای سياسی کرد و منابع محلی می گويند که شوانه فردی بوده که در سازماندهی جشنها و تجمهايی در شهرهای کردنشين نقش داشته است که اغلب به خشونت و درگيری با نيروی انتظامی انجاميده اند. مقامهای جمهوری اسلامی همچنين دخالت گروه مسلح حيات آزاد کردستان، موسوم به پژاک و حتی آمريکا را در بروز و گسترش نا آرامی اخير شهرهای کردنشين مؤثر دانسته اند. شمار مأموران انتظامی که طی نيمه نخست سال جاری خورشيدی در درگيريهای مناطق کردنشين کشته شده اند، يکصد و بيست تن و تعداد مجروحان ۶۲ تن اعلام شده است. |
||
|
2
نوشته شده در چهارشنبه دوم آذر 1384ساعت 10:31  توسط mohammad reza.t.... |
|
||