تبليغاتX
سیاست نقد روز تحلیل ( مشاركت در قم)
سیاست نقد روز تحلیل ( مشاركت در قم)
سیاست و نقد و تحلیل روز یادداشت روزانه

مشاركت و عاشورا در كانون توحيد

به گزارش شرق آنلاين – محمد رضا سرداري : در چهار شب پاياني مراسم عزاداري براي حسين بن علي (ع ) جبهه مشاركت منطقه تهران از چهار شخصيت سياسي و مذهبي دعوت كرد تا براي تفسير و تحليل واقعه عاشورا براي هواداران اين جبهه در كانون توحيد حضور يابند.

شب هشتم محرم از عليرضا علوي تبار دعوت شد تا درباره دين شناسي و امامت سخنراني كند. عليرضا علوي‌تبار طي سخناني با بيان اين كه " وجه تمايز تشيع از ديگر مذاهب اسلامي، اعتقاد آن به دستيابي به باطن دين و گذر از ظاهر آن است" افزود: از نگاه شيعه بخشي از ويژگي‌هاي لازم براي وصول به كنه دين از طريق روش‌هاي اكتسابي بشري به دست مي‌آيد و بخشي ديگر حاصل فضل الهي است.

این مدرس دانشگاه گفت: واقعه عاشورا درگيري كفر با دين نيست، يك نبرد تاريخي است كه هميشه بين دو فهم متفاوت از دين وجود داشته، امروز هم وجود دارد و ما بايد ببينيم در كدام جبهه قرار داريم و از كدام فهم دفاع مي‌كنيم.

وي با طرح اين سوال كه " آيا باورهاي ديني ما در چهارچوب حقانيت مدرن قابل دفاع هستند يا خير" تشريح كرد: به اين نكته‌ بايد توجه داشت كه از جهان تصويرهاي مختلفي عرصه مي‌شود كه ناشي از زاويه‌هاي متفاوت نگاه به دنياست و اين تصويرها به تناسب متد يا روشي كه از آن‌ها به دست آمده كم و بيش از هم استقلال دارند. مهم اين است كه نگاه ديني برخلاف نگاه فلسفي و تجربي نگاهي از درون انسان به خود انسان است.

وي در ادامه با تاكيد بر نقش ايمان به عنوان مقدمه‌ي ورود به ساحت دين افزود: ابتدا بايد زاويه‌ي نگاه، خود را عوض كنيم و از زاويه تماشاگر عالم به زاويه بازيگر عالم منتقل شويم.

علوي‌تبار معتقد است: دين به همه‌ي پرسش‌هاي انسان پاسخ نمي‌دهد، هركدام از ديدگاه‌هاي تجربي، فلسفي و ديني تنها به بخشي از پرسش‌هاي انسان پاسخ مي‌دهد. شناخت ديني حاصل تركيبي است از ايمان و تجربه‌ي ديني. تجربه‌ي ديني چيزي نيست كه براي هر كس رخ دهد، تنها پس از حصول ايمان امكان آن فراهم مي‌شود. منبع اصلي دين وحي است كه در جهان ما دو مصداق دارد؛ تجربه‌ي شخص پيامبر(ص) و دوم متن مقدسي است كه در اختيار ماست. تجربه‌ي پيامبر(ص) از آشكارشدن خداوند در انسان حكايت دارد و وقتي به زبان پيامبر(ص) جاري شد از دل آن، متن مقدس زاده شده است.

وي در پايان گفت: داستان عاشورا داستان دو نگاه متفاوت به دين است؛ واقعه درگيري كفر با دين، اين نبردي تاريخي است كه هميشه بين دو نگرش به دين وجود داشته است. امروز هم اين نبرد به قوت خود باقي است و ما بايد آرزو كنيم كه در جبهه‌ي امام حسين(ع) و يارانش قرار بگيريم.

محسن كديور نيز سخنران شب تاسوعاي كانون توحيد بود. وي با موضوع باز خواني اسلام حسيني سخنراني كرد. به گفته وي امروز اقتدا به حسين اقتدا در گريستن بر او نيست بلكه اقتدا در عمل حسين است. وي خاطرنشان كرد كه برخي مسايل در عزاداري‌ها چنان به شاخ و برگ‌هاي انحرافي در زمينه‌ي نهضت عاشورا افزوده كه پيام اصلي عاشورا فراموش شده است.

و ی با تاكيد بر اين كه " مظلوميت امام حسين(ع) و يارانش بالاترين مظلوميت‌هاست" در عين حال اظهار داشت كه در مراسم عزاداري تنها نبايد به دنبال ذكر مظلوميت باشيم زيرا اين مساله شايد براي تحريك احساسات توده‌هاي مردم حرف اول را بزند، ولي براي معرفت آن‌ها ديگر حرف اول را نمي‌زند.

وي هم‌چنين با تاكيد بر اين كه با محور قرار دادن برخي مداحان بي‌سواد نبايد به عوام فريبي به بهانه‌ي دين پرداخت، ادامه داد: اين همان استحاله‌اي است كه شريعتي و مطهري آن را مورد انتقاد قرار دادند. اين نوع عزاداري با توجه به قيام حسين(ع) شرك، كفر و جفاست.

كديور خاطرنشان كرد كه بايد به ياد داشته‌ باشيم كه عزاداري طريقتي است براي يك هدف بزرگتر.

وي در بخش ديگري از سخنانش به تحليل مفهوم شهادت در مكتب حسيني پرداخت و اعتقاد خود را اين‌گونه بيان كرد: در عرصه‌ي دين حسيني، شهادت هدف نيست، بلكه وسيله‌اي است كه در زمان نبود هيچ وسيله‌ي ديگر به عنوان بهترين و تنها راه و طريق استفاده مي‌شود. اگر بدانيم كه راه‌هاي ديگر باز است، با شهادت‌طلبي به بيراهه رفته‌ايم.

اين استاد دانشگاه و پژوهشگر ديني تاكيد كرد: اين صحيح نيست كه فكر كنيم حسين قيام كرد تا بميرد و با خون نهضت خود را آبياري كند. اين نگرش خود نوعي استحاله است كه قيام حسين را فقط محدود به شهادت مي‌دانند. شهادت هر چند امر بالايي است ولي نمي‌تواند هدف باشد. قيام حسين شهادت طلبي كور نبود، او آگاهانه اين راه را انتخاب كرد اما متاسفانه برخي خواص مدرن و سنتي اين نكته را ترويج مي‌كنند كه نهضت حسيني مساوي با شهادت طلبي است.

كديور نفس قيام امام حسين (ع) را آگاهانه توصيف كرد و يادآور شد: حسين(ع)‌ همه‌ي طرق را بررسي و جستجو كرد و در زمانه‌ي خويش وقتي راه ديگري باقي نديد قيام مسلحانه را انتخاب نمود و جان خود را در طبق اخلاص گذاشت. حتي در روز عاشورا هم ايشان آغاز به جنگ نكرد، بنابراين اگر بخواهيم اسلام حسيني را در قيامش خلاصه كنيم مرتكب اشتباه شده‌ايم.

كديور افزود: حسين(ع) دين خواه بود به خاطر همين قيام كرد. در كنار اين قيام نمي‌توان قيام عدالت‌خواه يا ظلم‌ستيز را مفروض ندانست. همچنين نمي‌توان از قيام حسين قرائت سكولار داشت، چون ذات آن اسلام‌طلبي است و مهمتر ‌اين‌كه در اسلام حسيني دين محور زندگي مسلمان است. يعني مسلمان حسيني، دغدغه و درد دين، درد اولش است.

كديور همچنين با اعتقاد به "حق بيعت و حق بيعت نكردن در مكتب امام حسين (ع)" دراين‌باره خاطرنشان كرد كه " قيام امام حسين (ع) با نفي بيعت اجباري در برابر يزيد شروع ‌شد" و بر همين اساس گفت: در اسلام حسيني هم بيعت نكردن جرم نيست و همه حق دارند بيعت كنند يا بيعت نكنند.

كاملان عضو مجمع مدرسين و محققين حوزه‌ي علميه‌ي قم نيز سخنران شب عاشورا بود. وي درباره از عاشوراي حسين تا عاشوراي شيعه سخنراني كرد. وي در بيان تفسيري كه در طول تاريخ از 10 محرم سال 61 هجري شده و عاشوراي حسين(ع) در ميان شيعيان خاطرنشان كرد كه هر چند در 10 محرم سال 61 هجري دشمنان مي‌خواستند هر نشاني از امام حسين(ع) را از بين ببرند، ولي هرگز نتوانستند نور حسين(ع) را خاموش كند.

وي با طرح اين سوال كه " آيا شيعيان نتوانستند در عاشوراي حسين(ع) تحريف ايجاد كرده و عاشورا را به گونه اي تعبير كنند كه آن را از واقعيت تهي كند؟" به آن پاسخ داد: به نظر مي‌رسد كه برخي شيعيان اين هنر را داشتند و در طول تاريخ به گونه‌اي از عاشورا تعبير كردند كه حسين شهادت به حسين مرثيه تبديل شد و حسين سرور آزادگان به حسين غريب و مظلوم.

وي با بيان اين كه " عاشوراي حسين(ع) يك سكه دو رو است كه از هم جدايي ناپذيرند" ادامه داد: يك روي آن غم و مصيبت و تراژدي است و روي ديگر آن حماسه. حماسه انساني مبتني بر اصول اخلاقي، عقلاني و ديني اما متاسفانه بيشتر روي ديگر سكه مورد توجه قرار گرفته است. اگر وظيفه ما اين باشد كه مراسم عزا براي حسين(ع) برگزار كنيم كاري بسيار ساده و راحت است و علايق ديني خود را نيز ارضا كرده‌ايم و از حسين(ع) شفاعت را طلبكاريم. گريستن بر حسين گناه اولين و آخرين را مي‌بخشد و حتي اگر گريه نداري خودت را به بكا بزن. مي‌بينيم كه چقدر راحت است، اما اگر به روي ديگر سكه توجه كنيم رسالت سنگيني بر دوش ما شيعيان خواهد بود و همين مسووليت سنگين موجب مي‌شود كه انسان راه راحت‌تر را انتخاب كند.

وي گفت: برخي تعريف خواب‌هايي را به نام دين به خورد ما مي‌دهند، اين‌ها همان هايي هستند كه در گذشته جعل حديث مي‌كردند و امروز نيز به جاي جعل حديث اين خواب‌ها را به خورد ما مي‌دهند. جنبه‌ي عاطفي عاشوراي حسين(ع) اصل و جنبه عقلاني آن فرع شده است و اين انحراف اول است. منظور من اين نيست كه نبايد به بعد عاطفي توجه شود، مهم اين است كه انسان در عمل نشان دهد كه تنها معشوقه‌اش خداست و بداند كه در جبهه حسين(ع) تمام ارزش‌هاي اخلاقي است.

كاملان دريافت مبالغ گزاف بابت مداحي در عزاداري حسين(ع) را مغاير با اصل عزاداري ديني دانست و گفت: اين كه مدح‌ها را در دستگاه‌هاي مختلف بخوانند هنر است اما مدح و ثناي حسين(ع) در دستگاه موسيقي خواندن در ذهن يك جوان چه برداشتي ايجاد مي‌كند؟ چرا تعصبات خود را كنار نمي‌گذاريد و نمي‌خواهيد رستاخيزي را كه حسين(ع) به وجود آورد براي مردم تبيين كنيد؟

هاشم آقاجري عضو ارشد سازمان مجاهدين انقلاب و استاد دانشگاه تربيت مدرس نيز سخنران شام غريبان بود. هرچند كه وي در سخنراني گفت ترجيح داد شام غريبان را شام ظالمان نام گذاري كند. وي با موضوع "شهادت پارادوكسي ميان مر گ و زندگي" سخنراني كرد و گفت ارتباط بين اين دو مربوط به تلقي از واژه‌ي خداست.عبوديت خداي حسين(ع) عين آزادي است.

، وي اظهار داشت: انسان با تلقي خود از خدا زندگي مي‌كند، من موحدم و شهادتين مي‌گويم اما بايد ديد كه تفاوت مفهوم خدايي كه حسين(ع) آن را بندگي مي‌كند و مفهوم خداي ديگري در چيست. اگر فرض خداي حسين(ع) باشد هرگز پارادوكس ميان آزادي و ايمان مفهومي‌پيدا نمي‌كند.

اين استاد دانشگاه تاكيد كرد: ايمان با جبر و دستور به وجود نمي‌آيد، بلكه يك خودجوشي و شكوفايي است كه با اختيار و ميل انسان صورت مي‌گيرد.اگر آزادي نباشد، اين نحوه‌ي سلوك انجام نمي‌پذيرد. برخي واژه‌ي آزادي را بدون هيچ قيد و بندي تعريف مي‌كنند اما بايد بدانيم آزادي از چه و براي چه است؟

وي همچنين در توضيح واژه‌ي شهادت از عمليات استشهادي نيز سخن گفت و افزود: عمليات استشهادي مردم فلسطين پاسخي به جنايات اسراييل است، برخي مي‌خواهند اين عمليات را محكوم كنند اما آن‌ها اول بايد اسراييل را محكوم كنند. هرچند كه عمليات استشهادي در چارچوب عقل و منطق نمي‌گنجد، ولي اين عمليات را از سوي كساني شاهديم كه هيچ راه ديگري در مقابل خود نمي‌بينند.

وي در عين حال خاطرنشان كرد: هر عملياتي كه منجر به كشته شدن تعدادي از انسان‌هاي بي‌گناه شود، محكوم است.برخي عمليات‌هاي انتحاري - كه اخيرا به نام اسلام رو به افزايش است - هيچ توجيهي ندارد. مبارزان قهرمان ما پيش از انقلاب هر زمان كه قصد انجام عملياتي را داشتند براي آسيب نديدن مردم از جان خود نيز مي‌گذشتند و گواه اين ماجرا مهندس ميثمي‌است.

وي با اشاره به تعريف فقها از واژه‌ي شهادت يادآور شد: برخي فقها اين واژه را تنها براي مسلمانان به كار مي‌برند، اما من معتقدم كه هر انسان والا و آزاده‌اي كه به استقبال مرگ برود و آن را در آغوش بگيرد و به حقيقت گواهي ‌دهد، شهيد است.

آقاجري گفت: از برخي دوستان شنيدم كه به جمله دكتر شريعتي مبني بر اين‌كه " شهادت دعوتي است به همه‌ي عصرها و به همه نسل‌ها كه اگر مي‌تواني بميران و اگر نمي‌تواني بمير " انتقاد مي‌كنند و مي‌گويند تفكر شريعتي و به طور كلي شيعه مرگ‌انديش است ولي در پاسخ به آن‌ها بايد گفت كه اين تعريف زندگي نيست بلكه تعريف مرگ است.

اين استاد دانشگاه گفت: مرگ وداع با زندگي نيست، بلكه بيان اين واقعيت است كه فرصت ما براي زندگي كم است، و متذكر مي‌شود، كه بايد از اين موقعيت براي استفاده از اختيارات و فرصت‌هاي تعهد استفاده كرد. مرگ به زندگي انسان معنا و اين ا مكان را مي‌دهد كه تصميم بگيرد و عزم كند. درست است كه مرگ پايان زندگي نيست، اما آن سوي مرگ عرصه‌اي براي عمل وجود ندارد.



محسن آرمين سخنگوي سازمان مجاهدين انقلاب نيز سخنران آخرين شب كانون توحيد بود . وي با موضوع "ريشه‌يابي راديكاليسم ديني در تفسير قرآن معاصر سخن راند. به گفته وي . درحالي‌كه اصلي‌ترين مبناي آزادي حق مخالفت است، در تلقي‌هاي راديكال ديني چنين استدلال مي‌شود كه براي ممانعت از نابودي ارزش‌هاي ديني شايد لازم باشد مخالفان از بين بروند."

عضو شوراي مركزي سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي افزود: "قرائت‌هايي كه اين روزها از قيام امام حسين و يارانش ارائه مي‌شود و به تفسيرهاي خشونت‌بار از اين واقعه مي‌پردازد، جلوه‌هايي از بروز تفكرهاي رادايكال ديني است، در حالي كه اين واقعه سرشار از لطافت، شعور ، انسانيت، رحمت و شفقت است."

آرمين تاكيد كرد كه "از زمان فوت پيامبر اسلام به بعد فقط در زمان حكومت امام علي (ع) بود كه حق مخالفت با حكومت به رسميت شناخته شد و كساني كه با خليفه بيعت نكردند، از امنيت و آزادي برخوردار بودند." سخنگوي سازمان مجاهدين انقلاب البته تاكيد كرد كه قصد ندارد به انديشه‌هاي متفكران بزرگي چون سيد قطب كه در دوران معاصر به ترسيم زواياي راديكاليسم ديني پرداخته‌اند جفايي كند، اما گفت كه بهرحال ريشه‌هاي قرائت‌هاي خشونت‌بار امروزي را مي‌توان در آن تئوري‌ها جست وجو كرد." آرمين "سياست و قدرت" را دو وجه غالب در جريان فكري راديكال ديني خواند و اضافه كرد:"خشونت‌طلبان نقاط مختلف دنيا از هر نحله فكري كه باشند به يكديگر نيازمند هستند چنانكه حاكمان جمهوري خواه و البته خشونت طلب كاخ سفيد براي دستيابي به اهداف خود به وجود خشونت در كشورهاي ديگر نياز دارند."

اين عضو شوراي مركزي سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي گفت:"تا افرادي مثل بن لادن و صدام و گروه‌هايي چون طالبان وجود نداشته باشند كه بوش نمي‌تواند به منطقه خاورميانه حمله كند. تحولات جديد در ايران هم در راستاي دستيابي به اهداف آنها و باعث تداوم جريانات خشونت طلب مي‌شود."

وي در پاسخ به اين سئوال كه "انقلاب اسلامي ايران در تقويت راديكاليسم اسلامي نقش داشته يا در تعديل آن؟" گفت:"پاسخ دادن به اين سئوال مستلزم انجام تحقيقي جامع است و بايد به اين مساله هم پاسخ داد كه اساسا تفكر سياسي راديكال چقدر بر پيروزي انقلاب اثر داشته است ."

آرمين افزود:"گمان مي‌كنم از قضا انقلاب ايران در نوع خود تنها انقلابي بود كه وجه خشونت در آن بسيار كمرنگ بود و نسبت به ديگر انقلاب‌هاي دنيا كه ذاتا خشن بودند، به لحاظ شيوه و رويكردها انقلابي آرام بود چنانكه حتي به انقلاب نوار معروف شد."

آرمين گفت كه "انديشه‌هاي آيت الله ناييني در راستاي جريان اصلاح ديني در ايران مي‌كوشيد با استناد به برخي آيات و روايات يك نظامي سياسي متعادل و در برگيرنده مفاهيمي چون دموكراسي و نظام مشروطه را طراحي كند و آن را به عنوان انديشه‌اي متعادل در جامعه جا بياندازد."

سخنگوي سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي افزود:"آيت‌الله ناييني فلاسفه غربي را به دليل پايه‌گذاري انديشه دموكراسي و آزادي در مقابل استبداد تحسين مي‌كند و همين جريان فكري است كه در نهضت مشروطه ايران پرچمدار مي‌شود و در مصر نيز با اقبال و توجه بسيار مردم مواجه مي‌گردد."

2 نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم بهمن 1384ساعت 23:27  توسط mohammad reza.t.... | 

گزارش سخنرانى هاى شب هاى محرم در حسينيه ارشاد و كانون توحيد
گروه سياسى،حسين رضوى: كانون توحيد و حسينيه ارشاد در شب هاى محرم امسال نيز شاهد سخنرانى چهره هاى فكرى _ سياسى جريان اصلاحات بودند. سخنرانى هايى كه همچون هميشه بر پايه قرائتى دموكراتيك از اسلام، وجوه تفاوت و افتراق جريان هاى نوانديش دينى از طيف هاى بنيادگرا و سنتگرا را نشان مى داد. حسينيه ارشاد از سال هاى پيش از انقلاب چنين جايگاهى داشته و كانون توحيد هم كه وابسته به موسسه اميرالمومنين تحت مديريت آ يت الله موسوى اردبيلى است، در سال هاى اصلاحات و با سخنرانى هايى كه جبهه مشاركت در مناسبت هاى مذهبى ماه هاى محرم و رمضان برپا مى كند، هويتى اصلاح طلبانه پيدا كرده است. در كنار برنامه هايى كه در شب هاى اخير در اين دو مكان برگزار شد، جلساتى هم صبح ها در منزل «هاشم صباغيان» عضو شوراى مركزى نهضت آزادى برپا شد تا سخنرانان نوانديش دينى در روزگارى كه حاشيه رفتنى دوباره را تجربه مى كنند، فعال بودن خويش را نشان داده باشند. خلاصه اى از اين سخنرانى ها را در اين صفحه مى خوانيد. برگزاركننده مراسم كانون توحيد جبهه مشاركت منطقه تهران بود. شوراى تهران دفتر تحكيم وحدت به همراه سازمان ادوار دفتر تحكيم برگزاركننده مراسم حسينيه ارشاد بودند و جلسات منزل صباغيان هم از سوى نهضت آزادى برپا شده بود.
• «خشونت عشق» از نگاه ملكيان
«مصطفى ملكيان» از چهره هاى شاخص جريان نوانديشى دينى از سخنرانان مراسم حسينيه ارشاد بود. اين پژوهشگر و استاد دانشگاه كه عنوان سخنرانى اش را «خشونت عشق» انتخاب كرده بود، در سخنانش وجه تمايز خشونت مبتنى بر عشق و خشونت مبتنى بر نفرت را توضيح داد تا حرفى متناسب با تقويت جريان هاى افراطى در جهان اسلام گفته باشد: «خشونت عشق متوجه خود انسان است و خشونت نفرت متوجه ديگران. در اوضاع و احوال كنونى جهان، خشونت عشق جاى خود را به خشونت نفرت سپرده و همه ما با درجات مختلف قربانى خشونت هستيم.» وى گفته اش را به شهادت امام حسين و يارانش در عاشورا پيوند داد و گفت: «شهادت يعنى در راه عقيده كشته شدن و اين يعنى اوج خشونت عشق. گذشتن از ثروت، قدرت، جاه، مقام، شهرت و محبوبيت خود براى بهروزى ديگران، اوج خشونت عشق است و اگر من عاشق انسان هاى ديگر باشم، زندگى براى من زندگى خشنى خواهد بود.»وى با اشاره به «تناقض هاى معنويت»، با «بيان اينكه اين تناقض ها براى كسانى كه معنوى و عاشق نيستند، تناقض است در حالى كه براى انسان هاى عاشق تناقض نيست»، اظهار داشت: «يكى از مهمترين اين تناقض ها صلح با شمشير است، يعنى انسان معنوى در مرحله اى از زندگى احساس مى كند آرامش با شمشير ايجاد مى شود. تناقض ديگر اين است كه تا زندگى را از دست ندهى، آن را به دست نمى آورى يعنى زندگى بدون مردن امكان پذير نيست.»وى افزود: «ابلهان نوعى فرزانگى دارند، اين تناقض ديگرى است كه موجب شده بسيارى از فيلسوفان از سادگى ساده لوحان و فرزانگى آنها سود جويند، قوت ضعف ها نيز تناقض ديگرى است، يعنى بسيارى از ضعف هاى انسان قوت اوست و نبودنش يك ضعف است، خشونت عشق نيز تناقضى است كه من آن را تنها راه رسيدن به يك انسان كامل و جامعه شادمانه مى دانم.»ملكيان ادامه داد: «با رسيدن به مرحله خشونت عشق، انسان آهسته آهسته در دلش فرد ديگرى مى شود و جامعه، جامعه شادمان با روان هاى آ سوده مى شود يعنى در درون فرد، انسان جديدى زايش مى كند و انسان به سادگى دوران كودكى خود برمى گردد.»اين استاد دانشگاه در پايان سخنانش تصريح كرد: «خشونت نفرت هميشه معطوف به انسان هاى ديگر است، در نفرت، خشونت معطوف ديگران مى شود تا خود فرد دستخوش خشونت نشود، اينكه من انسان ها را مطابق ميل و عقيده خود بسازم و مردم بايد خادم من باشند، پديده اى رايج از اين خشونت است.»
• كديور از اصلاح طلبى حسين گفت
كديور در اين شب ها سه سخنرانى داشت. وى در كانون توحيد با عنوان «بازخوانى اسلام حسينى» سخنرانى كرد. به گزارش خبرنگار آفتاب محسن كديور در خصوص دليل انتخاب اين عنوان گفت: «آنچه كه امروز به عنوان اسلام حسينى مطرح مى شود با آنچه كه در ۱۴ قرن پيش وجود داشته تفاوت هاى فراوانى دارد از اين رو ما نياز به بازخوانى آن داريم همانطور كه شريعتى ابعاد فروخفته نهضت كربلا را عيان ساخت و مطهرى با پيش كشيدن تحريف قيام امام حسين لايه هاى ديگرى از اين قيام را مورد بررسى قرار داد و هر دو آنها نسبت به اين مسئله حساس بودند.» اين پژوهشگر دينى معتقد است: «محور كار امام حسين اصلاح طلبى توأم با خشونت نبود و وى در زمان خودش همه راه ها را آزمود و وقتى به نتيجه نرسيد به قيام روى آورد. چرا كه در دين حسينى جنگيدن هنر نيست، دفاع كردن وظيفه است. كديور با تاكيد بر اينكه جوهر قيام امام حسين اسلام خواهى بود گفت: حسين يك دين خواه بود و اساس كار وى احياى دين بود و از قيام حسين نمى توان قرائت سكولار داشت و آنچه كه در قيام حسين موضوعيت دارد حضور دين در عرصه عمومى بود و مشكل وى سلب ارزش هاى دينى در عرصه عمومى از سوى حكومت جابر بود.» وى با تصريح اينكه درد اول مسلمان حسينى درد دين است گفت: «دين صرفاً عدالت نيست، هويت ما دين ما و هويت حسينى اسلام است.» كديور امر به معروف و نهى از منكر را مسئله عمومى دانست و ادامه داد: «اسلام حسينى اسلام سياسى است و مسلمان حسينى، كسى است كه از خود حساسيت نشان دهد و آنكه پيرو حسين است تابع اسلام ديگرى نيست. حسين حق نظارت و ارزيابى حكومت توسط مردم را به رسميت مى شناخت و خود عملاً حكومت را ارزيابى مى كرد.»وى بر اين اساس گفت: «نخبگان بايد پيشتاز جامعه در امر به معروف و نهى از منكر باشند.» كديور در سخنرانى خود در حسينيه ارشاد نيز در اظهاراتى مشابه گفت: «اگر اهداف حسينى(ع) تشريح شود، بسيارى از كسانى كه به عوام فريبى دينى مى پردازند، محلى از اعراب نخواهند داشت.»وى يكى از اهداف امام حسين(ع) را «اصلاح دين در زمان خودش و اصلاح امت پيامبر(ص)» عنوان كرد و گفت: «امام حسين(ع) قيامش را به عنوان اصلاح طلبى آغاز كرد كه مى خواهد انحرافات جامعه را كه در آن دين در طول زمان گسترش توده اى داشته و از عمق آن كاسته شده بود، زائل كند.»كديور كه تحت عنوان «بازخوانى امامت در پرتو نهضت حسينى» سخن مى گفت، وى در ادامه سخنان خود تصريح كرد: «دغدغه حسين(ع) دين در عرصه عمومى جامعه بود، ملاك او اصلاح آدميان در راستاى عشق به خدا بود در حالى كه هنوز هم در مواردى شاهد ادامه بى عدالتى تحت نام دين به ويژه نسبت به انسان هاى معترض و منتقد هستيم. امام على(ع) مى گفت، تا زمانى كه مخالف من دست به اسلحه نبرده ولو دشنام هم بدهد، آزاد است.»
• ارزيابى علوى تبار از جدال دو نگاه متفاوت به دين
«عليرضا علوى تبار» نخستين سخنران مراسم ۵ شب كانون توحيد بود. اين استاد دانشگاه در سخنان خود با عنوان «دين شناسى و امامت» تاكيد كرد: «شهادت در كربلا گذار از يك موقعيت ايمانى به يك موقعيت ديگر است كه فقط خاصه امامان و بندگان مقرب خداوند است و عاشورا حاصل دو نگاه متفاوت از دين است كه اين نگاه ظاهرا درگيرى تاريخى است و بايد ببينيم كه در كجاى اين دعواى تاريخى قرار داريم؟» اين محقق اظهار داشت: «فهم كامل پيام انبيا و دعوت موفق به ديندارى فقط از كسى بر مى آيد كه از جنس انبيا باشد چرا كه مردم فقط با استدلال به دين روى نمى آورند و اين افراد نيز در اقليت اند.» وى معتقد است كه امام در اعتقاد شيعه كسى است كه عنصرى از توجه ويژه خداوند را به همراه داشته باشد و با اين ديدگاه مى توان گفت كه با عقلانيت مدرن مى توان از امامت دفاع كرد. علوى تبار ادامه داد: «وظيفه ما اين است كه دين را عصرى كنيم و هم عصرمان را دينى كنيم به اين معنا كه دين را به گونه اى بفهميم كه با نگاه علمى و فلسفى اين عصر تناسب داشته باشد و از سوى ديگر با گسترش رفتارهاى اصيل دينى زمان خود را دينى كنيم.» وى تصريح كرد: «وظيفه مومنانى كه در مقام امامت نيستند اين است كه به ميزان ايمان شناخت و فهم دين بپردازند و از آنجا كه در زمان غيبت امام هيچ فهمى از دين كامل نيست نمى توان قانونى را براساس فهم مقطعى از دين ابدى دانست و بايد براساس شرايط زمان امكان تغيير در قوانين وجود داشته باشد. كه البته با مكانيسم هاى خاص خود امكان پذير است.»
• شكاف ميان عاشوراى حسينى و عاشوراى شيعى به روايت كاملان
آنچه علوى تبار درباره جدال دو نگاه متفاوت به دين گفت، «محمدصادق كاملان در سخنرانى اش با عنوان «از عاشوراى حسينى تا عاشوراى شيعى» به شكلى آشكارتر باز گفت. اين عضو مجمع محققين و مدرسين حوزه علميه قم در سخنانش در كانون توحيد علت انتخاب عنوان اين جلسه را «بررسى تفاوت تفسير واقعه عاشوراى حسينى در ۱۰ محرم سال ۶۱ هجرى و اينكه امروز اين واقعه در ميان شيعيان چگونه تعبير مى شود»، ذكر كرد. وى در مقام توضيح اظهار داشت: «حادثه عاشوراى سال ۶۱ هجرى بعد از ۵۰ سال از وفات رسول اكرم در گوشه اى از مملكت اسلامى آن زمان در سرزمينى به نام نينوا رخ داد كه پس از آن دشمن سعى در خاموش كردن اين واقعه و از بين بردن آثارش از جمله معدوم كردن قبر حسين بن على را داشت. اما با يارى خداوند دشمن نتوانست نور حسينى را خاموش كند ولى متاسفانه برخى از شيعيان اين هنر را داشتند كه اين حادثه را از واقعيت تهى كنند و حسين به گونه اى تفسير شد كه حسين شهادت به حسين مرثيه و سرور آزادگان به نماد مظلوميت تبديل شد به گونه اى كه در شهر قم كه بزرگترين حوزه جهان تشيع در آن قرار دارد شهردارى اين شهر در پلاكاردهاى بزرگى نوشته است «غريب مادر حسين»، كه اين نشان از اين دارد كه بعد مظلوميت حسين(ع) بر ديگر ابعاد شخصيت ايشان سبقت گرفته است.»
• آقاجرى مقابله دو گفتمان دينى در كربلا را تصوير كرد
«سيدهاشم آقاجرى» اما پركارترين سخنران اين روزها بوده است. اين استاد دانشگاه تربيت مدرس در سخنرانى نخستش كه در كانون توحيد انجام شد، با عنوان «شهادت پارادوكس ميان مرگ و زندگى» سخن گفت. آقاجرى كه به مدافع شريعتى در ميان اعضاى سازمان مجاهدين انقلاب نسبت به ديگران مشهورتر است، در سخنانش نيز از او گفت: «برخى به شريعتى انتقاد مى كنند كه چرا وى مرگ انديش است و اينكه چرا شهادت را دعوتى براى همه عصرها و نسل ها مى داند در حالى كه بايد در پاسخ به آنها گفت: شريعتى در عبارت «اگر مى توانى بميران و اگر نمى توانى بمير» نوعى از مرگ را تعريف كرده است كه در فرهنگ ما شهادت ناميده شده است ولى در عين حال مسئله مرگ بى ربط با زندگى نيست چرا كه انسان از روز اول در تاريخ اسطوره اى با مسئله مرگ و به عبارت دقيق تر با مرگ دست به گريبان است. زندگى آدم به نوعى با راز مرگ و حس جاودانگى او گره خورده است. وى با بيان اينكه «مرگ دو وجهه دارد كه يك سوى آن رازى است ناگشودنى»، گفت: «پيامبران و كتاب هاى دينى ما تصويرى مجازى از مرگ به ما ارائه دادند و ما نمى دانيم آن بعد ناگشودنى مرگ چيست؟ و خداوند در قرآن مى فرمايد كه ما مرگ و حيات را خلق كرده ايم تا شما را بيازماييم تا معلوم شود كداميك از شما بهترين عمل را انجام مى دهد؟ در تلقى هاى عادى، مرگ و زندگى عين هم هستند اما اديان الهى خواستند اين پارادوكس را براى ما حل كنند و با ناديده گرفتن مرگ اين تناقض از بين نمى رود.»وى ادامه داد: «مرگ و زندگى آنگاه به پارادوكس مى رسند كه دو مفهوم در مقابل هم قرار بگيرند. در روز عاشورا اين تناقض ايجاد شد كه يك طرف آن زندگى در ذلت و تن به تبعيت اجبارى دادن بود و طرف ديگر مرگ كه حسين با شهادت خود آن پارادوكس را حل كرد. حسين وقتى از مدينه حركت كرد هدفش مرگ نبود هدفش زندگى بود. چرا كه شهادت مرگ انديشى نيست و حسين قبل از اينكه شهيد شود آماده بود زندگى را براى مردم بياورد و زمانى كه قرار شد يا زندگى با ذلت را بپذيرد و يا مرگ را گفت «هيهات منا الذله» و شهادت را پذيرفت.»آقاجرى اما در حسينيه ارشاد سياسى تر سخن گفت. وى در سخنانش گفت: «در زمانه اى هستيم كه مخالفان و دشمنان كه اساساً انگيزه هاى سياسى دارند، مى كوشند چهره زشت و كريهى از مقدمات ما ترسيم كنند، هرچند اين دو جماعت در مقاصد و اهداف با يكديگر متفاوتند اما با يك مقدمه يكسان آغاز مى كنند.»آقاجرى ادامه داد: «اينكه برخى مطبوعات اروپايى به نام آزادى روزنامه نگارى دست به زشت ترين اهانت ها به پيامبر اسلام(ص) مى زنند، به اين دليل است كه پيش از آنها كسانى به نام مسلمان و در كسوت رسمى سخنگويان دين كوشيده اند ترور، سركوب را به نام دين تئوريزه كنند. اكنون به دليل اين حملات ناجوانمردانه و تحريف هاى آشكار از درون و برون، ما و نسل جوانمان نياز بيشترى به شناخت علمى پيامبر(ص) و اسلام و اهل بيت داريم و تنها با چنين معرفتى است كه تزوير مزدوران به نام دين و تحريف دشمنان عليه دين كارگر نمى افتد و نسل جوان ما مى تواند در پشت اين پوستين وارونه گوهر اسلام ناب را دريابد.»آقاجرى همچنين طى سخنانى با عنوان «عاشورا ولايت رهايى بخش» در مراسم عاشوراى حسينى در منزل صباغيان گفت: «اگر بخواهيم در جوهره عاشورا راه بيابيم و معنا و مفهوم عاشورا را رمز گشايى كنيم، بايد آن را در بستر تاريخى خود قرار دهيم تا اين رويداد، واقعيت خود را بر ما مشكوف كند.» وى ادامه داد: «عاشورا برخورد ناگهانى ميان دو نفر يعنى يزيد و حسين نبود بلكه نتيجه مواجهه دو گفتمان، دو ايدئولوژى و دو ساختار بود. ايدئولوژى و ساختارى كه يكى از نتايج سياه آن را در ۱۰ محرم سال ۶۱ هجرى ديديم گفتمان و ساختارى بود كه نه فقط فاجعه كربلا را آفريد بلكه هم پيش و هم پس از عاشورا فجايع ننگين ديگرى را در تاريخ به نام خود ثبت كرد.»
• مبانى دينى نافرمانى مدنى در نظر يزدى
«ابراهيم يزدى» دبيركل نهضت آزادى هم در منزل صباغيان به مناسبت تاسوعا سخن گفت. وى در سخنانش از «نافرمانى مدنى» گفت و مبانى دينى آن را برشمرد.يزدى گفت: «اولين اثر نافرمانى مدنى اين است كه جامعه بى تفاوت را از بى تفاوتى خارج مى كند، چراكه اگر اعتراضات و فريادهاى اپوزيسيون نباشد جامعه نمى فهمد كجا مى رود و لذا به سمت سقوط پيش خواهد رفت.» وى در مقام تبيين دينى نافرمانى مدنى «مسرفين، مفسدين، مكذبين، كافران، منافقان و كسانى كه از روى هواى نفس گام هاى شيطان را پيروى مى كنند»، كسانى دانست كه براساس فرامين اسلامى نبايد از آنها اطاعت كرد. وى با بيان اينكه «عمل امام حسين(ع) شلاقى بود بر وجدان هاى خفته زمان خود»، گفت: «عمل امام حسين پس از واقعه كربلا نيز تاثيرگذار بود و اين همان معناى كل يوم عاشورا و كل ارض كربلا است.»
• هشدار ايازى درباره مسخ هدفدار شيعه
«عاشورا؛ حماسه يا تراژدى» عنوان سخنرانى «محمد على ايازى» در حسينيه ارشاد بود. اين عضو مجمع محققين و مدرسين حوزه علميه قم در سخنانش گفت: «عده اى مى خواهند عاشورا را مسخ كنند تا شيعه را به عنوان يك جريان پويا از كار بيندازند و از اين مسئله در جهت تثبيت قدرت و ممانعت از نقد خود بهره گيرند كه ما بايد مانع آنها شويم.» وى توضيح داد: «جريانى در توصيف حادثه عاشورا و دلايل رخداد كربلا مى گويد امام حسين(ع) هدفى نداشته است يا اگر هدفى داشته، ما اطلاعى از آن نداريم. اين جريان از آنجا كه براى رفتارهاى ائمه يك حقيقت ماورايى توصيف مى كند، ائمه را از سطح الگو بودن به درجه اى كه دست نيافتنى است، تنزل مى دهند و مى گويند ما دلايل قيام را نمى دانيم.»وى ادامه داد: «امروز در سراسر كشورهايى كه شيعيان در آن زندگى مى كنند شور و احساسات در عزادارى ها به وجود مى آيد اما از اين موقعيت در جهت آرمان امام حسين (ع) استفاده نمى شود. ما در اوايل انقلاب اسلامى شاهد تحولى جدى در مجالس و محافل عزادارى ها بوديم كه متاسفانه در ۱۵ سال اخير برخى حركتى را آغاز كرده اند كه حتى رگ و ريشه هاى قبلى كه در آغاز به وجود آمده بود، تغيير پيدا مى كنند و امروز اشعارى را كه پيام هاى كربلا را داشته باشد، كمتر مى بينيم و از رسانه ها همان فرهنگ هدف كشى توصيف و ترسيم مى شود.»
• صلح طلبى امام حسين
«عمادالدين باقى» روزنامه نگار و پژوهشگر هم طى سخنانى در حسينيه ارشاد از انديشه هاى صلح طلبانه امام حسين گفت. وى توضيح داد: «عظمت امام حسين(ع) به اين نيست كه در پيكارى نابرابر به شهادت رسيد بلكه عظمت امام حسين به انسان گرايى و عقلانيت حركت او است.» در حالى كه اغلب وجوه نبرد امام سوم شيعيان در عزادارى ها برجسته مى شود، باقى گفت: مهم ترين ويژگى امام حسين، صلح طلبى او است. وى توضيح داد: «امامان ما به طور ذاتى با جنگ مخالفند، خود آغاز گر جنگ نيستند و سعى مى كنند با تمام قوا از وقوع جنگ پيشگيرى كنند اما اگر جنگى به آنها تحميل شد، ذلت را نمى پذيرند و شهادت طلبانه مى رزمند به گونه اى كه تاريخ را تحت تاثير خود قرار مى دهند. مشكل ما اين است كه تاريخ را به گونه اى كه دلمان مى خواهد تفسير و تحريف مى كنيم و بعد براساس آن نماد خود ساخته و استراتژى سياسى ترسيم مى كنيم و اين گفتمان مبناى تفكر يك جنگ قرار مى گيرد در حالى كه اصل تفسير، محل مناقشه است.»باقى خاطرنشان كرد: «امام حسين(ع) اصل موازنه قوا را به خوبى مى فهميد، به آن پايبند بود و براساس آن عمل مى كرد لذا در جايى كه برابرى قوا وجود ندارد، جنگ را عقلانى، انسانى، الهى و خدا پسندانه نمى داند، در جهانى كه هيچ موازنه قوايى وجود ندارد، صرف نظر از اينكه در اين چالش چه كسانى درست مى گويند يا غلط، نبايد وارد كارزار شد. اينكه در شرايط نابرابر بخواهيم وارد جنگ شويم و جهان را عليه خود بسيج كنيم، با حركت امامان ما همخوانى ندارد. نمى توان انسان را خليفه خدا بر روى زمين دانست و برايش كرامت ذاتى قائل بود اما به راحتى در جنگ جانش را پايمال كرد.» وى در پايان ابراز اميدوارى كرد كه عده اى نتوانند از فرهنگ عاشورا براى سياست ها و تدابير نابخردانه خود استفاده كنند.
• فلسفه شهادت در سخنان اشكورى
«حسن يوسفى اشكورى» از روحانيون جريان ملى- مذهبى هم طى سخنانى در حسينيه ارشاد با موضوع «نگاهى دوباره به فلسفه شهادت» سخنرانى كرد. وى گفت: «حادثه عاشورا با شهيد و شهادت عجين است. اين واژه چنان كه تاريخ گواهى مى دهد بعد از واقعه عاشورا در ميان شيعيان اعم از زيديه، اسماعيليه و دوازده امامى مطرح مى شود و در شاخه هاى مختلف تشيع به عنوان يك انديشه و يك اصل جا مى افتد. بعد از مشروطيت و شروع مبارزات آزادى خواهانه و عدالت طلبانه اين واژه به نوعى احيا شد و به شكل سازنده ترى در ذهن و عمل مردم به جريان افتاد. بعد از سال هاى ۴۹ و ۵۱ از سويى به علت مبارزات مسلحانه، زندان ها، شكنجه ها و شهادت هايى كه در زندان هاى رژيم گذشته پديد آمد و از سوى ديگر به علت بيانات شريعتى در دميدن روح تازه به اين واژه ها با انديشه خلاق و ادبيات پرشور و عميق، كلمه شهادت مفهوم تازه اى يافت و در دهه ۵۰ اين انديشه موتور حركت مبارزات انقلابيون آزادى خواه و عدالت طلب شد و در سال ۵۷ و هشت سال جبهه و جنگ به شكل بى سابقه اى بر ذهن و زبان مردم جارى شد.»وى افزود: «در سال هاى اخير به دليل شرايط سياسى، اجتماعى و فرهنگى اين واژه براى عده اى موجب سوء استفاده شد، در حالى كه در مقابل براى عده اى اين مفهوم زير سئوال رفت، به گونه اى كه آنها بر اين مفهوم انتقادهاى سياسى، معرفتى و اجتماعى را وارد كردند.»اين پژوهشگر دينى ادامه داد: «اگر كسى آگاه نباشد كه چه مى كند و نسبت به انتخابى كه مى كند، ايمان و معرفت نداشته باشد، جهاد، صدقه و عزادارى اش اهميت ندارد زيرا اساس دين، آگاهى و معرفت است البته اگر خودآگاه باشد اما اگر كس ديگرى برايش انتخاب كرده و او به اكراه آن را انجام دهد، باز ارزشى ندارد.»وى خاطرنشان كرد: «ما گاهى با اسراف اين واژه را در مواردى غير از موارد لازم به كار مى بريم و به هر كس به هر شكلى كه كشته شده باشد، لقب شهيد مى دهيم البته به شرطى كه از دسته، فرقه و گروه ما و طرفدار و مبلغ ما باشد.»
• رحمانى از نياز به بازسازى عاشورا گفت
«تقى رحمانى» ديگر فعال ملى- مذهبى بود كه در حسينيه ارشاد سخنرانى كرد. وى در سخنانش با عنوان «عاشورا، هم اسطوره، هم تاريخ» گفت: «۱۸۰ سال است كه ما در شوق رسيدن به آزادى و عدالت تلاش مى كنيم اما چندان در اين راه كامياب نشده ايم، چرا كه روشنفكران و جريانات مذهبى ما زور و پول كافى براى تحقق آزادى و دموكراسى را ندارند و همچنان در تعارض حرف و عمل قرار گرفته اند.»اين فعال ملى - مذهبى افزود: «سنتز مطلوب براى عاشورا، ايثار، مسئوليت و شهادت دادن به ترقى، آزادى و عدالت با فرهنگ مذهبى است. بينش عاشورا آگاهى، ايثار، عشق و شهادت است نه انتحار و جهان را به جنگ فراخواندن. دين با شمشير نمى ماند بلكه با عشق مى ماند، ما امروز نياز به سنتز عاشورايى داريم.» رحمانى گفت: «ما مسيرها را براى رسيدن به آزادى و دموكراسى با كمك عاشورا آمده ايم، پس لازم است امروز سنتزى را خلق كنيم كه عاشورا باز به كار بيايد و اگر ما اين كار را نكنيم، ديگران عاشورا را به كار خواهند گرفت. ما بايد عاشورا را براساس آزادى، عدالت و ترقى بازسازى كنيم تا موفق شويم.»وى گفت: «متاسفانه امروز گويى برخى با طالبان براى ترويج اسلام خشونت طلب رقابت گذاشته اند. كسى كه در حكومت است بايد تفكر عاشورايى داشته باشد و نه رفتار عاشورايى و به آن وسيله با يك اقليت ضعيف در جامعه به مقابله برخيزد.»
• تذكر طالقانى درباره آموزه هاى فرهنگى عاشورا
«اعظم طالقانى» دبيركل جامعه زنان انقلاب اسلامى نيز در حسينيه ارشاد گفت: «هرچه حسين(ع)، ياران و فرد فرد خانواده او در هر شرايطى گفته اند مى تواند براى ما اسوه قرار گيرد. نسل جوان و به ويژه دانشجويان اگر مى خواهند تجربه تاريخى و موضع گيرى هاى صريح و به موقعى داشته باشند، تاريخ اسلام را مطالعه كنند تا به شناخت عميق ترى برسند.» اعظم طالقانى با بيان اين كه «آموزه هاى بسيارى در حركت فرهنگى عاشورا وجود دارد»، ادامه داد: امام حسين(ع) در اين حركت نشان داد كه بايد با هر كسى و در هر موقعيتى چطور برخورد كرد، اين درس بسيار بزرگى است. ايشان در اين حركت همچنين مشاركت همگانى را به همراه داشت. امام حسين(ع) در ارزيابى از حكومت وقت به اين نتيجه مى رسد كه با شيوه هايى كه حكومت دارد بايد حركت جدى ترى انجام دهد و وقتى براى او پيام مى رسد كه بايد حاكميت را بپذيرد، با پيشينه اى كه از روش يزيد دارد نمى تواند سازش كند، او تربيت شده مكتب اسلام است و دليلى ندارد كه با هركسى بيعت كند.
• پيام زينب براى زنان از نگاه داوودى
«فريبا داوودى مهاجر» ديگر زن سخنران در حسينيه ارشاد بود. دبيركل انجمن روزنامه نگاران جوان در سخنانش گفت: «پيام زينب (س) براى زنان ما مسئوليت اجتماعى و نه پرده نشينى و خانه نشينى است، بايد براى مردان و به خصوص زنانى كه پيام مبارزه را به ما رسانده اند اما در صفحات تاريخ از آنها يادى نمى شود، درود فرستاد.» وى همچنين گفت: «در دورانى كه خلفا به نام دين، اسلام، اميرالمومنان و جانشين خدا در زمين حكومت مى كردند و كشته شدگان را وعده بهشت مى دادند، حسين(ع) قيام كرد تا يزيديان در هيچ عصرى نتوانند با پوشش اسلام جاهليت را زنده كنند.»
• ريشه هاى جريان افراطى از منظر آرمين
«محسن آرمين» سخنگوى سازمان مجاهدين انقلاب هم از سخنرانان كانون توحيد بود. وى در شب پايانى اين جلسات با موضوع «ريشه هاى راديكاليسم در تفسير قرآنى معاصر» سخنرانى كرد و به بيان سيرى از برخوردهاى متفكران اسلام در كشورهاى بزرگ اسلامى با جهان غرب و مظاهر آن پرداخت. آرمين در سخنانش گفت كه گروه هاى افراطى دينى مانند التكفير و الهجره در مصر و برخى تفكرات راديكالى و پس از آن شيوع حركت هاى سلفى راديكال مانند القاعده به نوعى متاثر از سيد قطب بوده است. وى از برخى تفكرات راديكالى معاصر در ايران انتقاد و آنها را نوعى عاميانه و پوپوليستى از راديكاليسم در جهان اسلام ارزيابى كرد. آرمين در بخش پرسش و پاسخ درباره تاثيرات تفكرات افراطى در انقلاب ايران گفت: «به رغم اين كه خشونت ذاتى هر انقلاب است اما انقلاب ما در مقايسه با ساير انقلاب ها كمترين ميزان خشونت را داشت. يعنى از روش هاى مسالمت جويانه استفاده كرد و تا جايى كه به انقلاب نوار يا انقلاب كلام مشهور شد. البته حركت هاى خشونت طلبانه ضد انقلاب نظير ترور ، تجزيه طلبى و خشونت را به انقلاب ما تحميل كردند. البته جنگ و آثار و عوارض آن را نبايد از نظر دور داشت كه ذهنيتى مناسب براى شكل گيرى افراطى گرى ايجاد مى كند.»
روزنامه شرق
2 نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم بهمن 1384ساعت 23:25  توسط mohammad reza.t.... | 

چه به آتش آزادى چه به آتش غيرت
ظالم آن قومى كه چشمان دوختند
وز سخن ها عالمى را سوختند
حق آزادى بيان گويا امروزه تكليفى شده است تا با نام محمد گستاخى و دليرى كنند. از اين خصمانه تر چنگ در خون آزادى نمى توان برد. مسلمانان از اين كار رايحه توطئه و تخريب مى شنوند و در آن رسم تطاول مى بينند و تبانى و تلاقى سكولاريسم و بنيادگرايى را مى خوانند. بايد به خدا و خرد پناه برد از اينكه فوندامنتاليسم سكولار هيزم بر آتش فوندامنتاليسم دينى [كه گاه به هوس نام غيرت دينى بر خود مى نهد] بريزد و آشوب و اشتلم برانگيزد.[*] نيك خواهانى كه در پى تحكيم ستون هاى ديالوگ هستند، از اينكه گردش گزاف قلمى همه جهد و جهاد آنان را غرقه سيلاب خشونت و خصومت كند، چرا اندوهگين نباشند؟ناشران نافرهيخته آن نقوش نازيبا [در رسانه هاى دانمارك و نروژ و سوئد و اسپانيا...] بايد اينك شرمنده و پوزش خواه دل هاى بريان و چشم هاى گريان و جان هاى بى تاب و روح هاى مجروحى باشند كه از نهيب آسيب آن بى حرمتى بر خود پيچيده اند و لرزيده اند.آزادى بيان محترم است، چون آزادى آدمى محترم است و آزادى آدمى محترم است چون آدمى خود محترم است و اگر تيغ آزادى جامه حرمت آدمى را چاك كند چه جاى تيز كردن آن تيغ برهنه است؟ آزادى بيان نه يگانه حق آدمى است و نه برترين حقوق او. و اگر با ديگر حقوق آدميان موزون و مقيد نشود، قامت حقوق را ناساز و بى اندام خواهد كرد. آزادى نه يك مركب شخصى بل يك مسابقه جمعى است و آنكه با نقض قواعد اين بازى چراغ رقابت خردورزانه را خاموش مى كند، از خرد و آزادى چه بر جاى خواهد گذاشت؟ادب بيان ادب خاموشى هم هست و آنكه از حق آزادى بيان بهره مى جويد اما حق خاموشى را نمى گذارد، فقط به نيمى از حقيقت دست يافته است. حكيمان مگر نگفته اند:
دو چيز طيره عقل است، دم فرو بستن
به وقت گفتن و گفتن به وقت خاموشى
و كه گفت كه آزادى بيان جواز آزادى عمل هم هست؟ و مگر جاى انكار است كه تخفيف و تحريك دو عمل اند نه دو سخن؟امروزه به تقريب، ربع ساكنان ربع مسكون مسلمانانند كه نام ناميراى محمد را هر روز در ماذنه ها به بلندى بانگ مى كنند و در نمازها با درود و ستايش بر زبان مى آورند. اين نام، ناموس مسلمانى است. سرمايه و ثروت قدسى امت احمدى است. پرچم خجسته غرور و شعور و آرمان و انديشه و آبروى عالم اسلامى است. نماينده و نماد همه ارواح مكرم و پاكان دو عالم است. «نام احمد نام جمله انبيا است».خوارداشت اين نام، خوارداشت تمدن كلانى است كه بر صورت صاحب آن نام ساخته شده است، خوارداشت هزاران هزار جان شيفته اى است كه از او هويت مى گيرند و معنويت مى آموزند، خوارداشت صدها عالم و عارفى است كه از سفره او قوت و قوت گرفته اند و مى گيرند. خوارداشت غرور و شعور و عشق و ايمان پاره بزرگى از بشريت است.باكى نيست. سوزاندن اين عود چه به آتش «آزادى» و چه به آتش «غيرت»، عالم را عطرآگين خواهد كرد. اما آتش افروزى آيا ادب آزادى و ديندارى است؟
قصد كرده ستند اين گلپاره ها
كه بپوشانند خورشيد تو را
در دلى كه لعل ها دلال توست
باغ ها از خنده مالامال توست
عبدالكريم سروش
2 نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم بهمن 1384ساعت 23:17  توسط mohammad reza.t.... | 

در طبقه چهارم آژانس چه گذشت؟


مقر آژانس در دامنه جنوبى رشته كوه هاى آلپ قرار دارد و سالن اجلاس شوراى حكام در طبقه چهارم اين ساختمان. از ساعت ۱۲ و ۳۰ دقيقه روز پنجشنبه ۱۳ بهمن كه اجلاس اضطرارى آژانس آغاز شد گوشه و كنار اين ساختمان شاهد رايزنى و مشورت ۳۵ عضو شورا به همراه ايران بود. ۳۵ عضو هيات مديره فعلى آژانس را در سه گروه مى توان دسته بندى كرد: گروه اول شامل كشورهاى صنعتى است. اين بلوك را ايالات متحده آمريكا و سه كشور اروپايى فرانسه، بريتانيا و آلمان هدايت مى كنند. اعضاى دائمى اين بلوك را آلمان، آرژانتين، استراليا، بلژيك، برزيل، كانادا، كره جنوبى، فرانسه، بريتانيا و ژاپن تشكيل مى دهند. اعضاى غيردائم شوراى حكام كه عضو اتحاديه اروپا هستند همانند اسلوونى، نروژ، اسلواكى و سوئد كاملاً تحت تاثير اين بلوك قرار دارند.گروه ديگر شامل اعضاى جنبش غيرمتعهدها است. ليدرى اين بلوك را كه عضو دائمى شوراى حكام است، آفريقاى جنوبى (عضو دائمى شوراى حكام) و مالزى (كه در حال حاضر عضو شورا نيست) به عهده دارند. اخيراً كوبا و سوريه نيز با عضويت در شوراى حكام موضع آفريقاى جنوبى را تقويت كرده اند. ونزوئلا نيز كه پيشتر در شوراى حكام حضور داشت در جمع اين گروه است. اين بلوك را نه قدرتمندان غيرمتعهد كه اعضاى موثر جنبش راهبرى مى كنند. (مثلاً هند از بزرگترين اعضاى جنبش عدم تعهد است كه همانند سريلانكا و سنگاپور اگر نه راهى جدا، مسيرى دور از غيرمتعهدها را طى مى كنند.) اعضاى موثر جنبش غيرمتعهدها، حاميان اصلى ايران در اجلاس بودند كه نظر منفى به قطعنامه پايانى دادند. گروه سوم، بلوك «نه مخالف، نه موافق» است. اعضاى اين بلوك به لحاظ ديدگاه، نظرى نزديك به ايران دارند. موافق بهره گيرى از انرژى هسته اى صلح آميز هستند، در مسير توسعه قرار دارند اما به لحاظ ديپلماتيك يا اقتصادى موضعى ضعيف دارند كه آنها را تحت نفوذ به سوى بلوك شمال (مخالفان بهره گيرى ايران از انرژى هسته اى) سوق مى دهد. كلمبيا، مصر و اكوادور از جمله اعضاى اين گروه هستند. مصر كه از مخالفان عمده گزارش پرونده ايران به شوراى امنيت بود، زير فشارهاى ديپلماتيك غرب (در فاصله تعويق اجلاس از جمعه شب 14 بهمن تا تا شنبه صبح15 بهمن) حتى ممتنع راى نداد بلكه راى مورد نظر غرب را به صندوق ريخت. تنوع آرا و نبود اجماع ميان اعضا، اجلاس اضطرارى شوراى حكام را تا ۷۲ ساعت طولانى كرد و براى دومين بار تصويب قطعنامه را با اجماع غيرممكن ساخت. سفير آمريكا براى گرفتن آراى موافق و سفير مالزى براى جلب آراى مخالف، با كشورهايى كه راى ممتنع داشتند لابى و مذاكره فشرده اى انجام داده اند. نتيجه اين لابى ها شكست اجماع و كم شدن ۶ راى ممتنع و افزايش آراى مخالف از يك به ۳ كشور نسبت به اجلاس تابستانى بود. مذاكرات بلوك هاى مختلف و كشورهاى عضو باعث شد كه سرانجام كشورهاى حامى ايران بتوانند بندى را در قطعنامه بگنجانند كه به طور غيرمستقيم از وضعيت تسليحات اتمى اسرائيل انتقاد مى كند. ايالات متحده ابتدا حاضر به يادآورى غيرمستقيم موضوع اسرائيل در قطعنامه نبود. اين بند با حمايت موثر مصر در قطعنامه اضطرارى ذكر شد. عضو جنبش غيرمتعهدها خواستار حذف تمام اشاره هاى قطعنامه به شوراى امنيت بودند كه اين موضوع با فشار آمريكا و حمايت اروپا كه از قبل تصميم شان را در جلسه لندن گرفته بودند، عملى نشد. اختلاف نظرها در اجلاس اضطرارى به گونه اى بود كه آفريقاى جنوبى و الجزاير قبل از اينكه جلسه راى گيرى آغاز شود، راى خود را براى رسانه ها علنى كردند. اين فشرده آن چيزى بود كه طى ۷۲ ساعت در طبقه چهارم آژانس سپرى شد.

سوريه : متحد استراتژيك ايران يكى از ۳ كشورى بود كه مخالف قطعنامه پيشنهادى راى داد. نماينده دمشق در شوراى حكام طى بيانيه اى رسمى به تصميم گروه ۱+۵ براى گزارش پرونده ايران به شوراى امنيت اعتراض كرد و اين اقدام را راه حل مسئله ندانست. سوريه كه از مهرماه امسال به مدت دوسال به عضويت شوراى حكام درآمده است خود پرونده اى باز در شوراى امنيت سازمان ملل متحد دارد.

ونزوئلا :شايد بتوانيم عنوان «متحد استراتژيك تازه» ايران را در منطقه آمريكاى لاتين به ونزوئلا بدهيم. «كاراكاس» براى دومين بار به قطعنامه پايانى اجلاس شوراى حكام درباره ايران راى منفى داد تا نشان دهد در عمل هم با ايران همراه است و در روزهاى سخت از تهران در مجامع بين المللى حمايت مى كند. ونزوئلا كه مناسبات بسيار گرمى با تهران دارد از مخالفان ايالات متحده محسوب مى شود.

كوبا : دولت فيدل كاسترو از مهرماه امسال كه به جمع اعضاى شوراى حكام آمده، پيش بينى مى شد كه در حلقه حاميان ايران حاضر شود. كوبا عضو جنبش غيرمتعهدها است و به زودى رياست اين گروه را به عهده خواهد گرفت. كوبا نيز به قطعنامه پيشنهادى راى منفى داد.

الجزاير : كشور آفريقايى الجزاير كه از دوستان ايران محسوب مى شود در اجلاس اضطرارى اخير نيز همانند اجلاس تابستانى، به قطعنامه پايانى راى ممتنع داد.

اندونزى : پرجمعيت ترين كشور مسلمان جهان كه از پاييز امسال وارد شوراى حكام شد، به قطعنامه راى ممتنع داد. اين كشور عضو جنبش غيرمتعهدها و سازمان كنفرانس اسلامى است و در مذاكرات هسته اى طرف رايزنى ايران است.

بلاروس : بلاروس نيز عضو تازه شوراى حكام است. اين كشور از دوستان ايران محسوب مى شود و در عين حال روابط سردى با ايالات متحده آمريكا دارد. پيش بينى مى شد راى بلاروس به قطعنامه منفى باشد، اما اين كشور يكى از پنج آراى ممتنع را به قطعنامه پايانى داد.

آفريقاى جنوبى : ژوهانسبورگ تلاش هاى زيادى را به كار بست تا از اجماع بر سر گزارش پرونده هسته اى ايران به شوراى امنيت جلوگيرى شود. وزير خارجه ايران چند روز پيش در جريان آخرين رايزنى ها و تلاش هاى ديپلماتيك سفرى يك روزه به اين كشور داشت. منافع ملى اين عضو موثر جنبش غيرمتعهدها ايجاب كرده است تا راى ممتنع به قطعنامه پايانى اجلاس بدهد.

ليبى : از ورود ليبى به شوراى حكام ۵ ماه مى گذرد. طرابلس در جريان اجلاس بيانيه اى منتشر كرد و از لزوم وادار كردن اسرائيل به پذيرش معاهده منع گسترش سلاح هاى هسته اى «ان پى تى» سخن گفت. ليبى در همين قطعنامه از كشورهاى ۱+۵ پرسيده بود كه آيا آژانس از همه ابزار خود براى اطمينان از برنامه هاى ايران استفاده كرده كه مى خواهيم موضوع را به شوراى امنيت گزارش دهيم؟ راى طرابلس پنجمين راى ممتنع به قطعنامه پايانى اجلاس بود تا از مجموع ۵ راى ممتنع ۴ راى متعلق به قاره آفريقا شود.

آمريكا : ايالات متحده آمريكا رهبرى برنامه «گزارش» پرونده ايران به شوراى امنيت را به عهده داشت. سفير واشينگتن در آژانس تلاش هاى بسيارى به كار بست تا قطعنامه دلخواه گروه ۱+۵ با «اجماع» تصويب شود اما ناكام ماند. به همين منظور دوبار اجلاس را به تعويق انداخت تا با اعضاى شورا گفت وگو كند. آمريكا هم اينك براى مدت يك ماه تا يازدهم اسفند رياست شوراى امنيت را نيز به عهده دارد. آمريكا با انتشار بيانيه اى گفته است كه شوراى امنيت، مواضع شوراى حكام را تقويت مى كند.

استراليا : طى دو سالى كه از بررسى پرونده ايران در شوراى حكام مى گذرد، استراليا پاى ثابت مخالفت ها با ايران بوده است. اين كشور در جريان اجلاس با انتشار بيانيه اى ضمن حمايت از گزارش پرونده به شوراى امنيت اعلام كرد كه اين موضوع پايان ديپلماسى نيست. استراليا اعتقاد دارد كه شوراى امنيت، تنها موضع شوراى حكام را تقويت مى كند.

بريتانيا : پادشاهى متحده بريتانياى كبير ميزبان اجلاسى بود كه در آن گروه ۱+۵ براى «گزارش» برنامه ايران به شوراى امنيت تصميم گرفتند. تونى بلر نخست وزير بريتانيا و جك استراو وزير خارجه، تلاش هاى زيادى براى اجماع بر سر اين موضوع به كار بستند اما آنها نيز ناكام ماندند. بريتانيا يكى از سه كشور اروپايى است كه طى دوسال و نيم گذشته مذاكرات اتمى را با ايران انجام مى داد.

كره جنوبى: سئول هر دو بارى كه درباره قطعنامه پايانى راى گيرى شده است به نفع غرب راى داده است. مناسبات تهران و سئول در جريان موضع گيرى كره جنوبى در اجلاس تابستانى تيره شد و ايران براى مدتى ورود كالاهاى كره اى را تحريم كرد.

آلمان : «آنگلا مركل» صدراعظم تازه آلمان مواضع بسيار راديكال و زننده اى در خصوص ايران دارد. وى از زمانى كه به صدراعظمى آلمان انتخاب شده از ارجاع پرونده به شوراى امنيت سخن مى گويد. آلمان در جريان اجلاس از طرف سه كشور اروپايى بيانيه اى صادر كرد و گفت پرونده بايد پيش از اين به شوراى امنيت ارجاع مى شد. آلمان تلاش دارد عضو دائمى شوراى امنيت شود. تلاشى كه تاكنون بى فرجام مانده است اما مواضع بن را به واشينگتن، بسيار نزديك تر از زمان صدراعظمى گرهارد شرودر كرده است.

فرانسه : فيليپ دوست بلازى وزير خارجه فرانسه مى گويد گرچه با همكارى كشورش پرونده ايران به شوراى امنيت گزارش شده اما اين پايان ديپلماسى نيست و درهاى مذاكره هنوز باز است. پاريس پيشنهاددهنده مذاكرات سه كشور اروپايى با ايران بود كه از مهرماه ۱۳۸۲ آغاز شده بود. اين كشور عضو دائمى شوراى امنيت است.

كانادا : همسايه شمالى ايالات متحده روز نخست اجلاس اضطرارى بيانيه اى منتشر كرد و گفت كه شورا تنها يك انتخاب دارد و آن هم گزارش پرونده به شوراى امنيت است. كانادا طى جلسات گذشته شوراى حكام همواره عليه ايران موضع گرفته و در جريان دوبار راى گيرى نيز هر دو بار موافق قطعنامه راى داده است.

روسيه: مسكو كه پيشنهاد غنى سازى مشترك اورانيوم را به ايران داده بود سرانجام به قطعنامه اى كه خود يكى از بانيان آن بود راى داد. ايران اعلام كرده بود كه با گزارش پرونده به شوراى امنيت طرح روسيه نيز منتفى خواهد شد. روسيه در اجلاس گذشته راى ممتنع داده بود اما اين بار راى مثبت به قطعنامه داده است. روسيه عضو دائم شوراى امنيت است. اين كشور در حال حاضر رياست گروه هشت كشور صنعتى را نيز به عهده دارد.

چين : موضع ديگر عضو دائمى شوراى امنيت از هنگامى كه يكى از بانيان گزارش پرونده ايران به شوراى امنيت شد قابل پيش بينى بود. چين در اجلاس تابستانى به قطعنامه اروپا راى ممتنع داده بود. حجم روابط تجارى ايران و چين در حال حاضر به ۷ ميليارد دلار رسيده در حالى كه حجم تجارت اين كشور با آمريكا ۴۰۰ ميليارد دلار و بيش از ۱۰۰ ميليارد به نفع پكن است. اين نابرابرى تجارى يكى از اهرم هاى فشار ايالات متحده به چين بوده است.

اسلوونى : عضو تازه اتحاديه اروپا از مهرماه امسال به عضويت هيات مديره آژانس بين المللى انرژى اتمى درآمد و همسو با اتحاديه اروپا به قطعنامه پيشنهادى راى مثبت داده است. اين كشور روابط تجارى و ديپلماتيك گسترده اى با ايران ندارد

نروژ : عضو قديمى اتحاديه اروپا كه به تازگى به عضويت شوراى حكام درآمده است در نخستين حضورش در شورا موافق قطعنامه پيشنهادى راى داد.

يونان: آتن يكى ديگر از سه كشور اروپايى است كه از مهرماه امسال وارد شوراى حكام شده است. مناسبات تهران و يونان طى سال هاى اخير گسترش قابل توجهى را شاهد بود، اما اين موضوع باعث نشده است كه آتن همسو با اتحاديه اروپا نباشد. يونان هم اينك عضو غيردائم شوراى امنيت نيز هست.

كلمبيا : از قاره آمريكا، كلمبيا نيز اخيراً به جمع ۳۵ عضو شوراى حكام وارد شده است. اين كشور نيز در اولين تجربه اش در شوراى حكام به نفع غرب راى مثبت به قطعنامه پايانى اجلاس داده است.

هند : شريك عمده ايران در آسيا كه قرار است گاز طبيعى ايران را نيز از راه يك خط لوله خريدارى كند اين بار نيز به قطعنامه اى كه تهران هيچ رضايتى از آن نداشت راى مثبت داد. دهلى نو اولين بار در جريان اجلاس تابستانى شوراى حكام عليه ايران راى داد كه اين موضوع باعث تعجب ناظران سياسى شد و به موضع گيرى احزاب چپ اين كشور انجاميد چنان كه دهلى طى
به نقل از روزنامه شرق
2 نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم بهمن 1384ساعت 23:11  توسط mohammad reza.t.... |