|
|
ولايت فقه يا ولايت فقيه؟ |
|
|
با گذشت چند روز از فتوای بعضی از مراجع تقليد ساکن قم در مخالفت با دستور محمود احمدی نژاد رييس جمهوری ايران برای اختصاص جايگاهی به زنان در ورزشگاه ها، وی هنوز از تصميم خود عدول نکرده است. بعضی از نزديکان آقای احمدی نژاد از جمله مهدی کوچک زاده نماينده تهران در مجلس شورای اسلامی و جواد شمقدری مشاور فرهنگی رييس جمهوری که هر دو به داشتن ديدگاه های افراطی شهرت دارند، عمل به فتوای مراجع را برای دولت الزامآور ندانسته و بحث حضور يا عدم حضور زنان در ورزشگاه ها را موضوعی مربوط به "قانون" دانسته اند که بايد از مسير معمول آن در مجلس به تصويب برسد. در مقابل، برخی ديگر از مقامهای رسمی از جمله احمد خاتمی، امام جمعه موقت تهران فتوای مراجع را به مثابه قانون دانسته و دولت را به اطاعت از آن فرا خواندهاند. تضمين اسلامی بودن نظام، بحثی قديمی اين مجادله که در محافل سياسی و مذهبی ايران در حال اوج گرفتن است، در واقع بحثی قديمی است که جمهوری اسلامی، از ابتدای تشکيل، رو در روی آن قرار داشته است. مجادلهای که اينک بين برخی از نزديکان محمود احمدی نژاد با بعضی از هواداران مراجع درگرفته است، ريشه در منازعه پنهانی دارد که بر سر "ولايت فقه" يا "ولايت مطلقه فقيه" از دير باز در محافل مذهبی ايران جريان داشته و با دستور ناگهانی آقای احمدی نژاد که احتمالا بدون اطلاع مقامهای مافوق نبوده، از پرده بيرون افتاده است در واقع، از زمانی که نام حکومت ايران پسوند اسلامی گرفت، اين بحث نيز به همراه آن مطرح شد که با چه مکانيسمی میتوان اسلامی بودن آن را تضمين کرد. طبق قانون اساسی جمهوری اسلامی، شورايی مرکب از شش فقيه در قالب شورای نگهبان که از سوی رهبر نظام منصوب میشوند، وظيفه تطبيق قوانين مصوب مجلس را با احکام شرع بر عهده دارند و بدين وسيله اسلامی بودن نظام را تضمين میکنند. اين راهکار اما مشکل را حل نکرده است، زيرا فقيهان شورای نگهبان لزوما نظر مراجع تقليد شيعه را که مقام مذهبیشان بالاتر از خود آنان است نمايندگی نمیکنند. اين در حالی است که مراجع شيعه نيز متعددند و از نظر واحدی هم در باره مسائل برخوردار نيستند. طبيعی است که شورای نگهبان در مقام قانونگذاری نمیتواند از نظرات مختلفی پيروی کند و ناچار به ترجيح فتوای يک مرجع بر مرجع ديگر است. البته هنوز اين نکته روشن نشده است که فقيهان شورای نگهبان در مقام "مجتهد" برای تطبيق قوانين مصوب مجلس با موازين شرع تا چه اندازه نظر فقهی خود را ملاک قرار میدهند و تا چه ميزان به فتاوای مراجع استناد میکنند، اما از زمان حيات آيت الله خمينی، بنيانگذار جمهوری اسلامی، چنين مرسوم شد که اگر در باره موضوعی، مراجع تقليد نظر متفاوتی داشته باشند، نظر آيتالله خمينی به عنوان "ولی فقيه" بر نظر سايرين ترجيح داده شود. تلاش برای عبور از بن بست های قانونگذاری با اين همه، سختگيری شورای نگهبان در تصويب قوانين به ويژه در زمان جنگ ايران و عراق سبب شد که آيت الله خمينی اختيارات اين شورا را محدود کند و راهکار تازه ای برای عبور از بنبستهای قانونگذاری بينديشد. آيت الله خمينی در ابتدا اعلام کرد که اگر دو سوم نمايندگان مجلس به قانونی رای دادند، آن قانون ديگر نيازی به تصويب شورای نگهبان ندارد. برخی از بلندپايهترين مراجع مانند آيت الله منتظری که منتقد صريح اللهجه عملکرد نظام اسلامی است، در باره حضور زنان در ورزشگاه ها اظهار نظر نکردهاند و نظر اين دسته از مراجع نيز معمولا برای مسئولان حکومتی اهميتی ندارد، چرا که در جمهوری اسلامی مراجع نه بر مبنای مقام علمی و فقهی خود بلکه بر اساس ديدگاه سياسیشان مورد توجه قرار میگيرند پس از اين دستور، آيت الله خمينی تعدادی از مقامهای حکومتی را که اغلب در حوزه مسائل دينی صاحبنظر نبودند، به عنوان اعضای مجمع تشخيص مصلحت نظام برگزيد تا درباره آن دسته از قوانين مصوب مجلس که به تاييد شورای نگهبان نرسيده بود، نظر نهايی را اعلام کنند. گام ديگر آيت الله خمينی در اين جهت، طرح نظريه "ولايت مطلقه فقيه" بود که طبق آن رهبر نظام اجازه داشت تا بنا به مصلحت حکومت، هر نوع قانونی را که مورد نياز کشور باشد، بدون توجه به مغايرت آن با شرع تحت عنوان "حکم حکومتی" ابلاغ کند. در آن دوره، برخی از صاحب نظران، اين نظريه آيت الله خمينی را حرکت در جهت عرفی کردن قوانين و شرع زدايی از حکومت تفسير کردند و برخی از روحانيون نيز احتمالا به همين دليل با آن به مخالفت برخاستند که مشهورترين آنها آيت الله علی خامنهای رهبر فعلی نظام اسلامی بود. به هر حال، نظريه ولايت مطلقه فقيه در کنار تشکيل مجمع تشخيص مصلحت نظام که هر دو در بازنگری قانون اساسی جمهوری اسلامی پس از فوت آيت الله خمينی در قانون اساسی گنجانده شدند، راه قانونگذاری در ايران را هموارتر کردند، اما در عين حال از اهميت نظر مراجع تقليد تا اندازه زيادی کاستند. از آن پس اين استدلال که فتوای مراجع تقليد فقط برای مقلدان آنها حجت است و الزامی شرعی و قانونی برای دولت ايجاد نمیکند، به عنوان نظر غالب در جمهوری اسلامی پذيرفته شد. زنده شدن بحث قديمی اما اينک دستور محمود احمدی نژاد برای حضور زنان در ورزشگاه ها که برخی مراجع عليه آن فتوا دادهاند، بار ديگر بحث اهميت شرعی و قانونی فتوای مراجع را زنده کرده است. البته برخی از بلندپايهترين مراجع مانند آيت الله منتظری که منتقد صريح اللهجه عملکرد نظام اسلامی است، در باره حضور زنان در ورزشگاه ها اظهار نظر نکردهاند و نظر اين دسته از مراجع نيز معمولا برای مسئولان حکومتی اهميتی ندارد، چرا که در جمهوری اسلامی مراجع نه بر مبنای مقام علمی و فقهی خود بلکه بر اساس ديدگاه سياسیشان مورد توجه قرار میگيرند. اما اکنون مساله اين است که مراجع منتقد نظام به مخالفت با تصميم آقای احمدی نژاد برنخاستهاند، بلکه مراجع حامی حکومت اعتراض کردهاند. در هر صورت، مجادلهای که اينک بين برخی از نزديکان محمود احمدی نژاد با بعضی از هواداران مراجع درگرفته است، ريشه در منازعه پنهانی دارد که بر سر "ولايت فقه" يا "ولايت مطلقه فقيه" از دير باز در محافل مذهبی ايران جريان داشته و با دستور ناگهانی آقای احمدی نژاد که احتمالا بدون اطلاع مقامهای مافوق نبوده، از پرده بيرون افتاده است. قاعدتا اگر مراجع بتوانند بدون اعلام نظر "ولی فقيه" فتوای خود را به دولت بقبولانند، گامی در جهت "ولايت فقه" برداشتهاند، اما ولايت فقه گرچه برخی از نواقص ولايت مطلقه فقيه را برطرف میکند، به نوبه خود بنبستهايی در راه قانونگذاری پديد میآورد که پيش از اين، در زمان حيات آيت الله خمينی تجربه شده بود. |
||
|
2
نوشته شده در دوشنبه یازدهم اردیبهشت 1385ساعت 10:46  توسط mohammad reza.t.... |
|
||
|
|
علت سکوت احمدی نژاد چيست؟ |
|
|
به رغم گذشت يک هفته از صدور دستور محمود احمدی نژاد، رييس جمهوری مبنی بر دادن اجازه به زنان برای ورود به ورزشگاه ها و تماشای مسابقات فوتبال، انتقاد و اعتراض طيف تندرو جناحی که خود را اصولگرا می نامد، همچنان ادامه دارد. در تازه ترين واکنش ها به دستور آقای احمدی نژاد، علی سعيدی، نماينده ولی فقيه در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی گفته است، اظهارات رييس جمهوری در خصوص حضور زنان در استاديوم، موجب چالش و چند دستگی در درون جريان دينمدار و اصولگرايان شد. وی تاکيد کرده که آقای احمدی نژاد، بايد اين مشکل را به شکل مناسب، منطقی و در چارچوب مبانی شرعی و مصالح جامعه حل کند. سکوت محمود احمدی نژاد و عدم پاسخ صريح وی به خواسته های روشن حاميان معترض خود، نمونه ديگری از تعارض اداره جامعه و حفظ شعارها و آرمان های ايدئولوژيک را ديگر بار به نمايش گذاشته است در روزهای اخير، و به دنبال واکنش گسترده و بی سابقه شماری از روحانيون بلندپايه جناح محافظه کار از تصميم محمود احمدی نژاد، گروه تندرو انصار حزب الله که از حاميان اصلی رييس جمهوری محسوب می شود، روز جمعه تظاهراتی را در اعتراض به اظهارات آقای احمدی نژاد برگزار کرد. با وجود همه اعتراض ها و انتقادهای روزهای اخير، محمود احمدی نژاد تا کنون واکنشی از خود نشان نداده است و مشخص نيست که آيا وی مصمم به عملی ساختن دستور خود است يا اينکه ناگزير به خواسته منتقدان خود برای جلوگيری از حضور زنان در ورزشگاه ها تن خواهد داد. سکوت آقای احمدی نژاد می تواند بيانگر موقعيت دشواری باشد که اکنون وی در آن قرار گرفته است. وی اميدوار بود با چنين دستوری، هم به شکلی به يک خواسته مطرح در جامعه پاسخ دهد و هم درعين حال بر محبوبيت خود در بين اقشاری در جامعه که همسويی کمتری با گرايش های مذهبی و سياسی حاکم دارند، بيفزايد. اما واکنش های پس از چنين اقدامی حکايت از آن دارد که محمود احمدی نژاد ظاهرا در رسيدن به اهداف خود چندان کامياب نبوده است. ماموران نيروی انتظامی به يک زن در مورد پوشش تذکر می دهند دستور دادن اجازه به زنان برای حضور در ورزشگاه ها، همزمان با آغاز دور تازه ای از برخوردها با آنچه در جمهوری اسلامی بی حجابی و بد حجابی خوانده می شود، صورت گرفت در گرماگرم بحث های مربوط به پرونده هسته ای و در حالی که همه نگاه ها به نحوه مديريت اين بحران و خروج از آن با کمترين هزينه ممکن دوخته شده، صدور دستوری مبنی بر اجازه دادن به زنان برای حضور در ورزشگاه ها چندان مورد توجه و اقبال قرار نگرفت؛ به ويژه آنکه چنين دستوری در زمانی صادر شد که موج تبليغاتی تازه ای مبنی بر مبارزه گسترده تر با آنچه در جمهوری اسلامی بی حجابی يا بد حجابی خوانده می شود، جامعه و جوانان را هدف قرار داده بود. در مقابل، هر اندازه که استقبال از تصميم رييس جمهوری نمودی نه چندان پر رنگ داشت، انتقادها و اعتراضات مراجع مذهبی و طيف تندرو جناح اصولگرا صريح، نسبتا گسترده و شايد تا حدودی دور از انتظار آقای احمدی نژاد بود. مراجع مذهبی و چهره های تاثير گذار بر طيف حاميان آقای احمدی نژاد، جايی برای مصالحه باقی نگذاشته اند و خواستار تجديد نظر قطعی رييس جمهوری در تصميم خود و پس گرفتن آن شده اند. با وجود همه اعتراض ها و انتقادهای روزهای اخير، محمود احمدی نژاد تا کنون واکنشی از خود نشان نداده است و مشخص نيست که آيا وی مصمم به عملی ساختن دستور خود است يا اينکه ناگزير به خواسته منتقدان خود برای جلوگيری از حضور زنان در ورزشگاه ها تن خواهد داد اين انتقادها در عين حال تا حدودی با تهديدهای ضمنی و تلويحی نيز همراه بوده است. حاميان رييس جمهوری که به نظر می رسد در جريان انتخابات نقشی اساسی در پيروزی وی ايفا کرده اند، به محمود احمدی نژاد هشدار داده اند که در صورت تبعيت نکردن از نظر مراجع مذهبی، حمايت خود را از وی سلب خواهند کرد. علی سعيدی، نماينده ولی فقيه در سپاه پاسداران با تاييد اعتراضات صريح قبلی، گفته است:" طبقات متدين و مذهبی از حرکت رييس جمهوری استقبال نمی کنند و ما نبايد به گونه ای تصميم بگيريم که اکثريت جامعه مذهبی و متدين با ما مساله دار شود." وی افزوده:" مراجع تقليد و مدرسين حوزه علميه قم از اصولی تبعيت می کنند و با هيچ کس عقد اخوت ندارند. برای آنها فرقی نمی کند که يک روحانی در راس قوه مجريه باشد يا يک غير روحانی؛ بلکه تا زمانی که آن فرد به اصولگرايی پايبند است از او حمايت می کنند، اما اگر ديدند اشتباهی کرد يا زمينه اشتباهی فراهم شده است، به او هشدار می دهند." اگرچه به نظر می رسد که در روزهای اخير برخی از نزديکان رييس جمهوری در ديدارهای خود با مراجع تقليد، در صدد حل اختلاف پيش آمده بوده اند، اما سکوت محمود احمدی نژاد و عدم پاسخ صريح وی به خواسته های روشن حاميان معترض خود، نمونه ديگری از تعارض اداره جامعه و حفظ شعارها و آرمان های ايدئولوژيک را ديگر بار به نمايش گذاشته است. |
||
|
2
نوشته شده در دوشنبه یازدهم اردیبهشت 1385ساعت 10:44  توسط mohammad reza.t.... |
|
||
|
|
ادعای تازه مقام های آمريکايی درباره فعاليت های اتمی ايران |
|
|
روزنامه واشنگتن پست در شماره روز چهارشنبه گزارش داده است که مقام های آمریکایی پس از بیست ماه بررسی مدارک محرمانه به این نتیجه رسیده اند که مهندسین ایرانی طراحی یک تونل زیرزمینی را به پایان رسانده اند. این روزنامه به نقل از مقام های اطلاعاتی آمریکا افزود به نظر می رسد طرح این تونل 400 متری برای انجام آزمایش هسته ای در زیر زمین تهیه شده باشد. بر اساس تخمین تحلیلگران اطلاعاتی آمریکا و متحدان این کشور اگر ایران با هیچ مانع تکنیکی مواجه نشود و همه منابع علمی و صنعتی خود را بکار گیرد تا ده سال دیگر به بمب اتم دست خواهد یافت. دولت ايران همواره ادعا کرده است به دنبال توسعه سلاح های اتمی نيست. به نوشته واشنگتن پست کارشناسان آمریکا و سازمان ملل متحد که نقشه های مربوط به این تونل زیرزمینی را مشاهده کرده اند گفته اند که این طرح ها فاقد تاریخ، نام نویسنده و یا لغت "اتمی" بوده و همچنین مدرکی که نشان دهنده وجود برنامه ای برای ساخت چنین تونلی باشد تاکنون دیده نشده است. اما یک مقام ارشد آمریکایی به واشنگتن پست گفت که این نقشه در راستای طرح تاسیس یک سایت آزمایش اتمی بوده و دربردارنده یک تیم کنترل آزمایش اتمی نیز هست که در ده کیلومتری تونل مستقر می شوند. واشنگتن پست در ادامه مقاله به یک کامپیوتر لپ تاپ اشاره می کند که در سال 2004 توسط یک شهروند ایرانی به سرقت برده شد و حاوی نقشه های شرکت ایرانی کیمیا مادون است که برای تولید محدود گاز اورانیم تاسیس شده است. گرچه کارشناسان اطلاعاتی آمریکا مدارک موجود در این کامپیوتر را معتبر می دانند اما قادر به اثبات صحت آنها نیستند واشنگتن پست به نوشته واشنگتن پست این لپ تاپ که هم اکنون در اختیار سازمان های اطلاعاتی آمریکا قرار دارد حاوی طراحی های مختلف برای تغییر موشک های بالستیک به گونه ای است که قادر به حمل کلاهک های اتمی باشند. این روزنامه می نویسد گرچه کارشناسان اطلاعاتی آمریکا مدارک موجود در این کامپیوتر را معتبر می دانند اما قادر به اثبات صحت آنها نیستند. تحلیلگران نیز احتمال می دهند که مخالفین داخلی جمهوری اسلامی این مدارک را جعل کرده باشند و یا اینکه حکومت ایران برای اینکه به غرب نشان دهد برنامه اتمی آن همچنان در مراحل اولیه قرار دارد این نقشه ها را در این کامپیوتر قرار داده باشد. به نوشته واشنگتن پست برخی از تحلیلگران سازمان مرکزی اطلاعات آمريکا، سیا، نیز در ابتدا احتمال دادند که یک کشور ثالث نظیر اسرائیل این مدارک را جعل کرده باشد اما بعدها این نظریه بعید دانسته شد. این روزنامه افزود کامپیوتر یاد شده توسط یک ایرانی به ترکیه برده شد و در اختیار ماموران اطلاعاتی یک کشور خارجی قرار داده شد اما در هیچ یک از فایل های آن لغت هسته ای به چشم نمی خورد. به نوشته واشنگتن پست کارشناسان اطلاعاتی بريتانيا این مدارک را واقعی دانسته و همتایان آلمانی و فرانسوی آنها نیز مدارک یاد شده را نگران کننده خوانده اند. اما کارشناسان روسی هر گونه نتیجه گیری قطعی را در این زمینه رد کرده اند. یک مقام آمریکایی که خواست نامش فاش نشود به واشنگتن پست گفت که احتمال دارد این قضیه فریب بزرگی باشد اما از سوی دیگر حجم عظیمی از مدارک و شواهد وجود دارند که هیچ کدام ناقض دیگری نیستند. پس از اشتباهات اطلاعاتی آمریکا بر سر برنامه سلاح های کشتار جمعی عراق، کاخ سفید به راحتی ارزیابی کارشناسان آمریکایی از مدارک مربوط به ایران را نمی پذیرد واشنگتن پست واشنگتن پست تاکید کرد پس از اشتباهات اطلاعاتی آمریکا بر سر برنامه سلاح های کشتار جمعی عراق، کاخ سفید به راحتی ارزیابی کارشناسان آمریکایی از مدارک مربوط به ایران را نمی پذیرد. به نوشته این روزنامه سازمان سیا هزاران صفحه از نقشه های موجود در این لپ تاپ را بررسی کرده و کارشناسان آزمایشگاه ملی ساندیا در نیومکزیکو به این نتیجه رسیده اند که برخی از این طرحها ویژه تغییر دماغه موشک های شهاب 3 برای حمل کلاهک اتمی هستند. این کارشناسان با بررسی های بیشتر متوجه شدند که این طرحها غیرقابل اجرا بوده و به موشک های شهاب ایران اجازه حمل کلاهک های اتمی را نمی دهد. واشنگتن پست سپس به مدرک دیگری اشاره می کند که از شبکه دکتر خان، پدر بمب اتمی پاکستان، بدست آمده است. دکتر خان متهم به فروش مواد ویژه ساخت سلاح اتمی به کره شمالی، لیبی و ایران است. بنا به ادعای مقامات آمریکایی "بخاری سید طاهر" یکی از اعضای این شبکه که بیست ماه پیش در مالزی دستگیر شد اخیرا به ماموران سازمان سیا گفت که در اواسط دهه نود سه دستگاه پیشرفته سانتریفوژ ساخت پاکستان به ایران ارسال کرده است که قرار بود به عنوان مدل برای تولید سانتریفوژهای نوع پی 2 استفاده شوند. به نوشته واشنگتن پست معلوم نیست که طاهر تحت چه شرایطی در زندان چنین اظهاراتی را مطرح کرده است اما اگر این گفته ها صحت داشته باشد ایران در زمان کمتری می تواند به سلاح اتمی دست یابد. واشنگتن پست در خاتمه با اشاره به اینکه طی دو سال گذشته کاخ سفید تلاش کرده است که متحدان خود را برای اقدامی علیه ایران راضی کند افزود مدارک جدیدی که بدست آمده ممکن است به کاهش اختلاف بین آمریکا و اروپا علیه ایران کمک کند. |
||
|
2
نوشته شده در یکشنبه دهم اردیبهشت 1385ساعت 11:10  توسط mohammad reza.t.... |
|
||
|
|
ارتباط برنامه هسته ای ايران و اسرائيل |
|
|
روزنامه گاردين، چاپ لندن، در مقاله ای که در شماره سه شنبه، 4 آوريل، به قلم ديويد هرست* منتشر کرده به برنامه هسته ای ايران و ارتباط آن با سياست اتمی اسرائيل پرداخته است. در اين مقاله که تحت عنوان "اگر يک طرف مناقشه، هسته ای شود طرف ديگر هم تقليد خواهد کرد" چاپ شده، آمده است که جامعه بين المللی به طور گسترده بر اين نکته توافق دارد که دستيابی ايران به تسليحات هسته ای تحولی نگران کننده است اما در عين حال، به دليل اصلی تلاش ايران، يعنی وجود زرادخانه اتمی اسرائيل توجهی نمی شود. به گفته نويسنده، اين زرادخانه در خلال دهه های اخير انگيزه ای برای بروز رقابت بالقوه هسته ای در منطقه خاورميانه بوده است اما اينک، کشوری که قطعا دوست غرب تلقی نمی شود، يعنی ايران، وارد اين رقابت شده است. در اين مقاله آمده است که دستيابی ايران به تسليحات اتمی قطعا باعث ضربه زدن به نظام منع گسترش جنگ افزارهای اتمی می شود که در حال حاضر نيز، به دليل تلاش کشورهای ديگر در اين زمينه، با خطر تضعيف مواجه است. نويسنده مقاله يادآور می شود که ايالات متحده عملا قدرت های اتمی را به دو گروه کشورهای مسئول و غير مسئول تقسيم می کند و ايران در حال حاضر از ديد ايالات متحده از شمار "رژيم های ياغی" يعنی بدترين نمونه از يک کشور غيرمسئول است که آمريکا آن را رژيمی سرکوبگر، ستيزه جو و از نظر ايدئولوژی منزجر کننده تلقی می کند. جامعه بين المللی به طور گسترده بر اين نکته توافق دارد که دستيابی ايران به تسليحات هسته ای تحولی نگران کننده است اما در عين حال، به دليل اصلی تلاش ايران، يعنی وجود زرادخانه اتمی اسرائيل توجهی نمی شود مقاله گاردين با اينهمه، نويسنده اين نظر را مطرح می کند که در صحنه رقابت های هسته ای خاورميانه، بايد اسرائيل را مرتکب "گناه اوليه" دانست زيرا دستيابی اين کشور به زرادخانه اتمی و احساس امنيت بيشتر، صرفا باعث شده است تا به جای نرمش در چاره جويی برای اختلافات منطقه ای، عملا موضعی سرسختانه تر اتخاذ کند. وی از قول يک تحليلگر اسرائيلی نقل می کند که اين کشور حاضر نيست زير سايه تهديد بمب هسته ای ايران با فلسطينيان مذاکره کند و می افزايد که در واقع اعراب طی چندين دهه همراه با تهديد تسليحات اتمی اسرائيل، با اسرائيل مذاکره کرده اند. خطرات راه حل نظامی نويسنده مقاله راه حل نظامی برای بحران هسته ای ايران را مردود می داند و هشدار می دهد که حمله نظامی آمريکا به ايران به فاجعه منجر می شود زيرا جمهوری اسلامی توانسته است تجهيزات ضد دريايی پيشرفته از روسيه دريافت کند و می تواند خليج فارس را به دامی هولناک برای ناوگان آمريکا مبدل سازد. اين مقاله مسير ديگری برای بحران کنونی را نيز مطرح می کند که در آن، اسرائيل انحصار اتمی در منطقه را از دست می دهد. به گفته نويسنده مقاله، گرچه روحانيون که حکومت ايران را در دست دارند، همانند اسرائيل، از قدرت اتمی خود بهره برداری غير مسئولانه و سياسی خواهند کرد، اما مانند اسرائيل، هدف آنان از دستيابی به تسليحات اتمی هدفی دفاعی است. به گفته نويسنده مقاله، مانند اسرائيل، هدف رهبران روحانی ايران از دستيابی به تسليحات اتمی هدفی دفاعی است و سرنوشت صدام حسين، رهبر يک رژيم ياغی ديگر، آنان را قانع کرده است که بايد تسليحات غيرمتعارف به دست آورند نويسنده مقاله معتقد است سرنوشت صدام حسين، رهبر يک رژيم "ياغی" ديگر در منطقه کافی است تا دولتمردان ايرانی را قانع کند که برای حفظ و بقای خود بايد به اسلحه های غير متعارف دست يابند. راه حل ديگری که به عقيده نويسنده برای بحران کنونی می توان منظور کرد اين است که اسرائيل نيز تسليحات هسته ای خود را کنار بگذارد زيرا چنين اقدامی نه تنها بر موازنه قدرت در منطقه تاثير می گذارد بلکه نشانه ای از تغيير در رويکرد سياست خارجی ايالات متحده نيز محسوب خواهد شد. نويسنده مقاله از قول يک تحليلگر اسرائيلی نقل می کند که اين کشور می تواند در حال حاضر، و با برخورداری از انحصار منطقه ای تسليحات اتمی، به صلح با فلسطينيان دست يابد و سپس بر خلع سلاح هسته ای خاورميانه گردن نهد. وی می گويد که در حاليکه جهانيان اينگونه به کجروی ايران توجه دارند، چنين تحولی شايد آرمانگرايانه باشد، اما می افزايد که چنين شرايطی به مراتب بهتر از نتايج عمليات تهاجمی ايالات متحده است که می تواند فضای منطقه را حتی بيش از آنچه که هست به سوی مخالفت با غرب سوق دهد. نويسنده مقاله می گويد که در چنان وضعيتی، اسرائيل هرگز نخواهد توانست مورد قبول اهالی خاورميانه قرار گيرد. * ديويد هرست روزنامه نگار قديمی بريتانيايی و کارشناس مسايل خاورميانه است. وی از سال 1963 تا سال 2001 به عنوان خبرنگار روزنامه گاردين در خاورميانه فعاليت داشت. |
||
|
2
نوشته شده در یکشنبه دهم اردیبهشت 1385ساعت 11:8  توسط mohammad reza.t.... |
|
||
|
|
آيا رييس جمهوری ايران يهودی ستيز است؟ |
|
|
اهود اولمرت، نخست وزير اسراييل در اظهاراتی بی سابقه محمود احمدی نژاد، رييس جمهوری ايران را يک "ديوانه جانی ضد يهود كه مانند هيتلر سخن می گويد" ناميده است. اين تندترين اظهار نظری است كه تا كنون در سطح سران كشورهای جهان در مورد آقای احمدی نژاد صورت گرفته است. اهود اولمرت در مصاحبه با روزنامه آلمانی بيلد در عين حال اظهار اميدواري كرده است که " محمود احمدی نژاد هرگز شانس عملی كردن تهديدهای خود را به دست نياورد." نخست وزير اسراييل در بخش ديگری از سخنان خود تاكيد كرده است كه "تمام كشورهای جهان وظيفه دارند كه برای جلوگيری ايران از دستيابی به سلاح اتمی با يكديگر همكاری كنند تا خدای نكرده اين مرد، محمود احمدی نژاد، دستش به سلاح اتمی نرسد تا تهديدهای خود را عملي كند." اهود اولمرت از اينكه "جهان غرب به رهبری آمريكا تحت هيچ شرايطی موافق دستيابی ايران به صلاح هسته ای نيست" اظهار خشنودی كرده و جرج بوش رييس جمهوری آمريكا را به دليل فهم اين مطلب "مردی شجاع" ناميده است. در ايران نيز مانند بسياری از كشورهای اسلامی، دولت علاقه ای به ترسيم چهره ای واقع بينانه از اسراييل ندارد، زيرا تا هنگامی كه اسراييل به عنوان كشوری مورد حمايت غرب، به صورت نقض كننده فاحش حقوق بشر معرفی شود، انتقاد دولتهای غربی و جامعه روشنفكری از نقض حقوق بشر در كشورهای اسلامی گوش شنوايی نخواهد يافت محمود احمدی نژاد، رييس جمهوری ايران به دليل انكار هولوكاست و تاكيد بر حذف اسراييل از نقشه جغرافيا خشم سران اسراييل و ساير رهبران يهودی جهان را عليه خود برانگيخته است. آقای احمدی نژاد به ويژه از جانب سران اسراييل به يهود ستيزی و تلاش برای به دست آوردن سلاح اتمی به منظور نابود كردن اسراييل متهم است. محمود احمدی نژاد و همكارانش تا كنون چندين بار در صدد برآمده اند تا اظهارات وی را درباره نابودی اسراييل و انكار هولوكاست تعديل و يا اصلاح كنند، اما به علت عدم صراحت و نيز تكرار سخنان ضد اسراييلی به نحوی ديگر، موفق به انجام اين كار نشدهاند. در حالی كه آقای احمدی نژاد به عنوان يک يهود ستيز در جامعه جهانی شهرت پيدا كرده است، به نظر می رسد بسياری از ايرانيانی كه در انتخابات رياست جمهوری سوم تير سال گذشته به وی رای دادهاند، در اين باره ابهام دارند. از نظر آنها، در حالی كه پديده ای به عنوان يهود ستيزی در ايران سابقه نداشته است، چه دليلی وجود دارد كه احمدی نژاد به صورت چهره ای يهود ستيز ظاهر شده و دشمنی گروه های يهودی متنفذ جهان را عليه ايران برانگيخته است؟ در عين حال، برخی ايرانيان نيز بر اين تصورند كه آقای احمدی نژاد اصولا يهود ستيز نيست و شعارهای تند او عليه دولت اسراييل را نيز نبايد يهود ستيزانه تلقی كرد، زيرا حمله او به اسراييل صرفا جنبه سياسی دارد و از هيچ صبغه نژادی و مذهبی برخوردار نيست. از نظر اين عده، حتی انكار هولوكاست نيز نه به قصد پاک كردن دامن هيتلر از نسل كشی يهوديان و يا نوعی خصومت هيستريک با نژاد سامی بلكه با انگيزه بی اعتبار كردن دولت اسراييل صورت گرفته است. نظر كاملا متفاوتی هم در اين ميان مطرح است. برخی ايرانيان نوعی يهود ستيزی را در آموزه های بنيادگرايان اسلامی رد نمی كنند و آقای احمدی نژاد را نيز متاثر از اين آموزهها می دانند. ظاهرا ضديت بنيادگرايی اسلامی با برخی از جلوه ها و مظاهر تمدن غربی آنها را به ضديت با يهوديان به عنوان "هدايتگران پنهان" اين تمدن رهنمون كرده است گو اينكه چنين انديشهای در ميراث سنتی مسلمانان وجود نداشته است. آريل شارون و اهود اولمرت اهود اولمرت، پس از بيماری آريل شارون در اسراييل به قدرت رسيد در عين حال، برخی از روشنفكران مسلمان بر اين باورند كه انتقال غير دقيق انديشههاب مارتين هايدگر فيلسوف آلمانب به جامعه ايران از طريق درسهاب احمد فرديد، نظريه پرداز پر رمز و راز و جنجالی ايران سبب رواج تفكرات يهود ستيزانه در بين قشر موثری از هواداران سرسخت جمهوری اسلامي شده و آقای احمدی نژاد نيز از اين جريان به شدت تاثير پذيرفته است. با اين همه، به نظر نمی رسد محمود احمدی نژاد شناخت روشنی از سابقه يهود ستيزی و فلسفه نژادی آن داشته باشد. ظاهرا او بر اين پندار است كه هولوكاست تنها دليل تاسيس دولت اسراييل در خاورميانه است و چنانچه واقعيت اين حادثه انكار شود، اسراييل فلسفه وجودی خود را از دست خواهد داد. بدين لحاظ، هدف او از انكار هولوكاست بيش از آنكه يهود ستيزانه باشد، اقدامی ضد اسراييلی است، اما اينكه چرا آقای احمدی نژاد ضديت با موجوديت اسراييل را در مركز ثقل سياست خارجی خود قرار داده است، خود جای بحث دارد. به نظر می رسد تصويری كه محمود احمدی نژاد از اسراييل دارد، همان تصويری است كه رسانههای ايران از آن كشور ساخته و پرداختهاند. در حالی كه آقای احمدی نژاد به عنوان يک يهود ستيز در جامعه جهانی شهرت پيدا كرده است، به نظر می رسد بسياری از ايرانيانی كه در انتخابات رياست جمهوری سوم تير سال گذشته به وی رای دادهاند، در اين باره ابهام دارند اين مساله، خاص آقای احمدی نژاد نيست؛ بلكه بسياری از ايرانيان اعم از تحصيلكرده و عامی متاثر از تصويری هستند که رسانهها از اسراييل ارايه کرده اند. طبق اين تصوير، اسراييل موجوديتی يكپارچه است و جز اشغال سرزمينهای مسلمانان، كشتار روزانه مردم بی دفاع، تخريب خانههای افراد بی پناه، قطع درختان زيتون كشاورزان فقير و بمباران محل اسكان فلسطينی ها كارويژه ديگری ندارد و درعين حال در پرتو حمايت آمريكا به هيچ قاعده و قانون بين المللی و قطعنامههای شورای امنيت سازمان ملل پايبند نيست. محمود احمدی نژاد بر اين باور است كه موجوديتی با ويژگی های فوق مشروع ترين هدفی است كه وی می تواند با حمله لفظی به آن، هم خود را در بين مسلمانان جهان فردی "عدالتخواه" معرفی كند و هم برنامه جهان غرب در دفاع از آزادی و دمكراسی را با تناقض روبه رو سازد. هر چند كه از نظر بسياری از مدافعان حقوق بشر در جهان، اسراييل در برخورد با فلسطينی ها موازين بين المللی و حقوق شناخته شده آنها را رعايت نمی كند، اما روشن است كه تصويری كه رسانههای ايران از اسراييل ارائه می كنند، اغراق آميز است و بسياری از گفت و گوهای جاری در جامعه متنوع و پيچيده اسراييل را در بر نمی گيرد. ظاهرا در ايران نيز مانند بسياری از كشورهای اسلامی، دولت علاقه ای به ترسيم چهره ای واقع بينانه از اسراييل ندارد، زيرا تا هنگامی كه اسراييل به عنوان كشوری مورد حمايت غرب، به صورت نقض كننده فاحش حقوق بشر معرفی شود، انتقاد دولتهای غربی و جامعه روشنفكری از نقض حقوق بشر در كشورهای اسلامی گوش شنوايی نخواهد يافت. در ضمن، اين احتمال هم وجود دارد كه محمود احمدی نژاد گمان نمی كرده است كه اظهارات تند ضد اسراييلي او در سطح بين المللي تا اين اندازه برايش پرهزينه تمام شود. او در طول 27 سال پس از انقلاب شاهد بوده است كه رهبران جمهوری اسلامی با بی پروايی از نابودی اسراييل سخن گفته اند و از عمليات انتحاری عليه اهداف نظامی و غيرنظامی آن حمايت كردهاند، اما هرگز با يهود ستيزانی چون هيتلر مقايسه نشدهاند. شايد آقای احمدی نژاد هنوز متوجه نشده است كه خاورميانه وارد دورانی تازه از تاريخ خود شده است؛ دورانی كه قرار است اسراييل نيز عضوی از كشورهای منطقه در قالب خاورميانه بزرگ باشد. مسلما سخن از نابودی اين عضو نمی تواند از سوی قدرتهای بزرگ مانند گذشته تا حدود زيادی ناديده گرفته شود. |
||
|
2
نوشته شده در یکشنبه دهم اردیبهشت 1385ساعت 11:7  توسط mohammad reza.t.... |
|
||
|
|
اولمرت: احمدی نژاد مانند آدولف هیتلر سخن می گوید |
|
|
بیلد، پرتیراژترین روزنامه آلمانی، به عنوان نخستین نشریه اروپائی مصاحبه ای با اهود اولمرت، نخست وزیر تازه اسرائیل، انجام داده که در شماره روز شنبه 29 ماه آوریل چاپ شده است. در این مصاحبه آقای اولمرت، رئیس جمهوری ایران را شخصيتی "آتش افروز"، "دیوانه" و شبیه "هیتلر" توصیف کرده است. بخش هايی از متن مصاحبه که به ایران مربوط می شود را می خوانيد: بيلد: آقای نخست وزیر آیا رئیس جمهوری ایران خطری برای جهان است؟ به همان اندازه که آدولف هیتلر خطرناک بود؟ به هر حال چندی پیش خانم مرکل صدر اعظم آلمان او را اینگونه وصف کرده بود... اولمرت: آری در اصل چنین است. اما امیدوارم که او هیچگاه به اندازه آدولف هیتلر خطرناک و ویرانگر نشود و فرصت اجرای تهدیدات خود را پیدا نکند. اگر قرار باشد که مقیاس قضاوت در مورد رهبر یک کشور بیانات او باشد آنگاه به نظر می رسد که سخنان احمدی نژاد بگونه ای است که از هیتلر پیش از آنکه به قدرت برسد شنیده می شد. احمدی نژاد از محو و نابودی کامل ملت اسرائیل سخن می گوید. از کشورهای اروپائی می خواهد که در برابر یهودیان رفتار و کردار دیگری را در پیش گیرند و می گوید اسرائیل در نتیجه تنفر اروپائیان و یهودی ستیزی آنان ایجاد شده است و حالا اگر امکان بازگشت همه یهودیان به اروپا عملی می بود کشور اسرائیل از صفحه روزگار محو می شد. با اینگونه اظهارات توجه می کنید که ما با دیوانه ای از بدترین نوع آن سر و کار داریم! با یک رئیس جمهور یهودی ستیز و آتش افروز. خدا نخواهد که روزی دست چنین موجودی به بمب اتم برسد و بتواند تهدیدهای خود را جامه عمل بپوشاند. همانطور که خانم مرکل هم به وضوح گفت- وظیفه همه ما این است که از دستیابی ایران به سلاحهای غیر متعارف جلوگیری کنیم. بيلد: به باور شما به نقطه ای خواهیم رسید که یک حمله نظامی به ایران اجتناب ناپذیر باشد؟ اولمرت: پرسش دشواری است. کافی است که من به این نکته اکتفا کنم که غرب خصوصا تحت رهبری آمریکا – ضامن این است که ایران به هیچ وجه صاحب بمب اتمی نشود. رئیس جمهوری آمریکا شخصیت بی باکی است با درک دقیق این مسئله. اینکه چه اقدامی صورت خواهد گرفت مربوط به آمریکائیها، آلمان ها، فرانسویها و بریتانیائی ها است. آنها به خوبی به آنچه باید کرد آگاهند. بيلد: می توان کشوری چون ایران را به مسابقات جام جهانی فوتبال دعوت کرد؟ اولمرت: من و کشورم سخت تحت تاثیر آنگلا مرکل صدر اعظم آلمان هستیم. اطمینان دارم اگر قرار باشد خانم مرکل در مورد آقای احمدی نژاد برای حضور در جام جهانی فوتبال تصمیم بگیرد، او (مرکل) از دعوت محمود احمدی نژاد به عنوان میهمان آلمان پرهیز خواهد کرد. مسئله این است که آیا آلمان به عنوان ميزبان مسابقات جام جهانی می تواند از این امر جلوگیری کند که یک رئیس جمهوری قانونی ولی کراهت آور، ناخوشایند و یهودی ستیز بعنوان میهمان رسمی دولت به این کشور سفر کند. من نمی دانم که آیا خانم مرکل میتواند بگوید: "تو اجازه سفر به آلمان را نداری!". ایران متاسفانه در زمان زمامداری احمدی نژاد هم عضوی از سازمان ملل متحد است و اگر ایشان بخواهند به نام نماینده کشورش در پشت تریبون سازمان ملل سخنرانی کند در این صورت حتی آمریکا هم نمی تواند از ان ممانعت به عمل آورد. البته اعتقاد راسخ دارم که روح مسابقات جهانی، روح این بازی ها، بطور کامل مغایر با افکار و رفتار احمدی نژاد است. از این رو امیدوارم اگر او برای تماشای بازی ها به آلمان بیاید، شیفتگان فوتبال در استادیوم ورزشی استقبالی متناسب او تدارک ببینند به نحوی که ناگزیر شود فرار را بر قرار ترجیح دهد ( به سرعت به ایران باز گردد). |
||
|
2
نوشته شده در یکشنبه دهم اردیبهشت 1385ساعت 11:5  توسط mohammad reza.t.... |
|
||
|
|
'مساله ايران آزمونی برای محک زدن روابط آمريکا و اروپاست' |
|
|
ريچارد هولبروک، از مقام های بلندپايه آمريکايی در دوران رياست جمهوری بيل کلينتون که از نامزدهای اصلی اشغال پست وزارت خارجه در صورت پيروزی دموکرات ها در انتخابات بعدی تصور می شود، اخطار داده است که مساله برنامه اتمی ايران يک آزمون مهم برای روابط آمريکا و اروپاست. وی در "مجمع بروکسل" که يک کنفرانس عمده بين المللی در پايتخت بلژيک است و کارشناسان سياست خارجی اروپا و آمريکا در آن گرد آمده اند سخنرانی می کرد. پيامدهای ديپلماتيک بالقوه عدم اطاعت ايران از درخواست های آژانس بين المللی انرژی اتمی از موضوعات ثابت اين کنفرانس بوده است. روز جمعه سناتور جمهوری خواه جان مک کين تاکيد کرده بود که اگر چين و روسيه در آينده قطعنامه ای برای تحريم های اقتصادی ايران را در شورای امنيت وتو کنند، روابط دوجانبه آنها با واشنگتن ممکن است صدمه ببيند. امروز، ريچارد هولبروک، يکی از برجسته ترين کارگزاران سياست خارجی دولت بيل کلينتون، همين نقطه نظر را منعکس کرد. وی گفت ايران را نمی توان بدون کمک روسيه منزوی کرد اما ايران به گفته وی چالشی در روابط آمريکا و اروپا نيز به حساب می آيد. او گفت: "اکثر آمريکايی ها فکر می کنند که يک ايران اتمی عميقا باعث بی ثباتی در جهان خواهد بود و قدرت ايران در سه يا چهار سال گذشته به دليل حماس، غرب افغانستان، دولت شيعه در بغداد و نفت بشکه ای 70 دلار به طور چشمگيری افزايش يافته است. و ما مجبوريم به عنوان جامعه آمريکايی-اروپايی به آن رسيدگی کنيم. در ميان همه مسائلی که امروز به آنها اشاره شد، ايران مهم ترين آزمون و محک در مورد اين مساله است که آيا گفتگوی آمريکا و اروپا به اقدامی موثر منجر خواهد شد يا خير." آقای هولبروک و سناتور مک کين هر دو کسانی هستند که نقشی برجسته در تفکر سياست خارجی احزاب متبوع خود بازی می کنند. اتفاق نظر آنها حکايت از آن دارد که پرونده هسته ای ايران اگر به درستی رسيدگی نشود، می تواند همه نوع مشکلات ديپلماتيک به بار آورد - عاملی که دولت ايران به خوبی می فهمد و سعی خواهد کرد برای برتری ديپلماتيک خود از آن بهره جويد. جاناتان مارکوس گزارشگر امور ديپلماتيک بی بی سی در محل کنفرانس بروکسل |
||
|
2
نوشته شده در یکشنبه دهم اردیبهشت 1385ساعت 11:4  توسط mohammad reza.t.... |
|
||
|
|
آمریکا: ایران همچنان فعالترین دولت حامی تروریسم است |
|
|
وزارت خارجه آمریکا در گزارش سالانه خود درباره وضعيت تروریسم در جهان که ساعاتی پیش منتشر شد سپاه پاسداران و وزارت اطلاعات ایران را متهم کرد که مستقیما در برنامه ریزی و حمایت از آنچه اقدامات تروریستی خوانده است نقش دارند. گزارش وزارت خارجه آمریکا همچنین به حمایت ایران از گروه های فلسطینی و حزب الله لبنان برای انجام اقدامات تروریستی اشاره می کند. ایران همواره این اتهام ها را رد کرده و اعلام کرده است که از گروه های فلسطینی و لبنانی تنها حمایت معنوی می کند. در گزارش یاد شده آمده است که سپاه پاسداران ایران با کمک های خود به پیکارجویان عراقی به بی ثباتی در عراق کمک می کند. وزارت خارجه آمریکا ادعا می کند که ایران قابلیت تولید سلاح های بیولوژیک و شیمیایی را دارد و این کشور ممکن است به گروه های تروریستی برای دستیابی به سلاح های کشتار جمعی کمک کند. در ادامه گزارش ضد تروریسم وزارت خارجه آمریکا به عدم اجرای عدالت در مورد اعضای بلند پایه القاعده که گفته می شود در اختیار حکومت ایران هستند اشاره شده است. هنری کرامپتون نماینده ویژه آمریکا در امور ضد تروریسم در یک مصاحبه مطبوعاتی گفت: "تهران مکررا از محاکمه، معرفی و تبادل اطلاعات درباره اعضای ارشد القاعده که در ایران در بازداشت هستند خودداری کرده است. این افراد در قتل آمریکایی ها و مردم سایر کشورها در بمبگذاری های سفارتخانه های آمریکا در شرق آفریقا در سال 1998 دست داشته اند." گزارش وزارت خارجه آمریکا نشان می دهد که تعداد حملات تروریستی در جهان از 3192 مورد در سال 2004 به 11 هزار مورد در سال 2005 افزایش یافته است که بخش عمده این افزایش در عراق رخ داده است. با وجود آنکه سه سال از حمله آمریکا به عراق می گذرد این کشور به طور فزاینده ای به یکی از مراکز اصلی اقدامات تروریستی تبدیل می شود. دولت آمریکا همچنین تاکید می کند که با وجود ضربه ای که به ساختار گروه القاعده زده است جنگ این کشور با تروریسم طولانی خواهد بود و اکنون تنها در مراحل اولیه قرار دارد. وزارت خارجه آمریکا اینترنت را بهشت امن مجازی تروریست ها خوانده و هشدار می دهد که شناسایی و دستگیری نسل جدیدی از تروریست ها که از طریق اینترنت آموزش می بینند بسیار دشوار است. کشورهای کوبا، لیبی، ایران، سودان، سوریه و کره شمالی همچنان در فهرست کشورهای حامی تروریسم وزارت خارجه آمریکا جای دارند. |
||
|
2
نوشته شده در شنبه نهم اردیبهشت 1385ساعت 11:16  توسط mohammad reza.t.... |
|
||
|
|
جامعه جهانی در مورد برنامه هسته ای ايران به سوی بحران ديپلماتيک پيش می رود؟ |
|
|
جنجال کنونی پيرامون برنامه اتمی ايران چه زمانی به يک بحران تمام عيار بين المللی بدل خواهد شد؟ آمريکا و اتحاديه اروپا مايلند گام های پرشتاب بردارند. آنها هفته آينده در سازمان ملل خواهان افزايش فشار بر ايران خواهند شد. روز سه شنبه در پاريس تماس های مقدماتی ديپلماتيک ميان مقام های ارشد پنج عضو دائمی شورای امنيت به اضافه آلمان برقرار خواهد شد. واشنگتن مايل است برای اعمال تحريم های اقتصادی عليه ايران فشار آورد هرچند در نخستين قدم بعدی تنها ممکن است بر سر يک قطعنامه رسمی که از ايران می خواهد فعاليت های غنی سازی را متوقف سازد و به طور کامل با آژانس بين المللی انرژی اتمی همکاری کند، توافق حاصل شود. اما اگر ايران همکاری نکند چه خواهد شد؟ آن وقت است که احتمال دارد راه ها از يکديگر جدا شود و روسيه و چين مايل به پذيرش قدم بعدی يعنی تحريم های تمام عيار نباشند. اين ممکن است يک بحران ديپلماتيک واقعی به وجود آورد. جان مک کين، سناتور ارشد حزب جمهوری خواه که ممکن است در انتخابات رياست جمهوری 2008 نامزد شود، طی سخنانی در يک کنفرانس عمده بين المللی در بروکسل، با قاطعيت بيان داشت که تصميم چين و روسيه در مورد مساله ايران آزمونی کليدی برای رابطه آنها با واشنگتن خواهد بود. وی گفت که اگر آن دو کشور در سر راه تحريم ها بايستند، بسياری از بخش های همکاری های آنها با آمريکا تحت تاثير قرار خواهد گرفت. اما سناتور مک کين به طور يکسان تاکيد کرد که پرزيدنت جورج بوش برای دست زدن به اقدام نظامی شتاب نمی کند. به علاوه او گفت که اگر گفتگوی مستقيم با ايران راهی برای پرهيز از رويارويی به دست دهد، دولت بوش بايد چنين گزينه ای را بررسی کند. |
||
|
2
نوشته شده در شنبه نهم اردیبهشت 1385ساعت 11:15  توسط mohammad reza.t.... |
|
||
|
|
تهران، يک هفته پس از اجرای طرح 'مبارزه با بد حجابی' |
|
|
يک هفته از آغاز طرح تازه "مبارزه با بی حجابی و بد حجابی" می گذرد. اکنون اين سوال مطرح است که آيا چهره شهر تغييری کرده است؟ آيا مردم طرح را جدی گرفته اند و تغييری در پوشش خود داده اند؟ آيا اين طرح مانند سال های دهه شصت علاوه بر برخورد های خشونت بار، به ايجاد وحشت در مردم هم انجاميده است؟ "چرا بايد پوششم را تغيير بدهم؟ من هميشه همينطور به خيابان می آمدم. دوستانم هم همينطور." دختر جوانی که همراه دوستانش در خيابان شريعتی به سمت سيد خندان پياده می رفت، اين را می گويد و به دوستش اشاره می کند که روسری نازکی به سر دارد و با مانتوی تنگ کنار او ايستاده است. "من اولش ترسيدم؛ اما امروز که بعد از سال ها می خواستم يکی از رفقايم را ببينم، تيپ زدم. ولی به نظرم مردم ترسيده اند. تعداد کسانی که مانتوهای کوتاه و تنگ بپوشند کمتر شده است." تنها سه روز از آغاز طرح "مبارزه با بی حجابی و بد حجابی" می گذرد، اما به نظر نمی رسد تغيير چندانی در رفتار مردم به وجود آمده باشد. دو دختر جوان با مانتوهای کوتاه از خيابان سهروردی می گذرند، ماشين دربست می گيرند و می روند. زير پل سيد خندان، تعدادی دختر جوان با موهای بيرون آمده از زير روسری های نازک ايستاده اند و با دوستان پسر خود خوش و بش می کنند. پاساژهای ميدان محسنی را زنان و دخترانی پر کرده اند که مثل هميشه مانتوهای تنگ و کوتاه پوشيده اند و آرايش های غليظ دارند. تجربه تلخ دو خواهر که در يکی از همين پاساژ ها مشغول گشت زدن هستند، از ترس مردم و رعايت قانون نانوشته حجاب صحبت می کنند؛ در حالی که هر دو مانتوهای کوتاه و روسری های نيمه به سر دارند. يکی از آن ها با اشاره به تکذيب اجرای طرح می گويد: "شنيدم که نيروی انتظامی اجرای طرح را تکذيب کرده است. برای همين امروز راحت تر بيرون آمدم. البته پيش از اين هم تغييری در نوع پوشش خودم نداده بودم." يکی از ماموران در حال صحبت با دو دوختر جوان دو بار تا حالا من را گرفته اند و به جايی برده اند که در شان هيچ زنی نيست. من از اين که باز هم با من چنين رفتاری کنند می ترسم. يک دختر جوان خواهرش که روزهای اول ترسيده بوده و به قول خودش مانتوهای بلند تری را برای پوشيدن انتخاب می کرده، درباره نوع پوشش آن روزش که مثل قبل است، می گويد: "وقتی خواهرم گفت تکذيب شده، من هم دوباره مثل هميشه لباس پوشيدم." اشاره آن ها به تکذيب برخورد نيروی انتظامی با خانم های بدحجاب از سوی سردار طلايی است. آقای طلايی درباره نحوه اجرای طرح نيز گفته بود: "به عنوان فرمانده نيروی انتظامی به جامعه اطمينان می دهم که پليس نه تنها به دنبال برخورد با جامعه نيست، بلکه تنها هدفش ارتقای سلامتی و امنيت جامعه است و ماموران نيز در اين راستا، بدون عصبانيت و با دوستی و حفط احترام و شخصيت افراد عمل می کنند." شايد ترسی که برخی از زنان و دختران از آن ياد می کنند و به دليل آن، نوع پوشش خود را نيز تغييری هر چند اندک داده اند، ناشی از يک تجربه تلخ يا شنيده هايی از اين دست باشد. دختر جوانی که مانتوی نسبتا بلندی به تن داشت، با عصبانيت می گويد: "من ترسيدم و طرز لباس پوشيدنم را عوض کردم. چون دو بار تا حالا من را گرفته اند و به جايی برده اند که در شان هيچ زنی نيست. من از اين که باز هم با من چنين رفتاری کنند می ترسم." افراط و تفريط ميدان آرژانتين و ونک هم دست کمی از بقيه نقاط ندارد. دختران و زنان زيادی با آرايش هايی مثل سابق از کنار پارچه فروشی های گاندی رد می شوند. خيابان های منشعب از ميدان ونک هم پر است از دختران دبيرستانی يا دانشگاهی که با مقنعه هايی که نيمه های سرشان قرار گرفته، منتظر تاکسی يا ماشين دربست ايستاده اند. رستوران ها و کافی شاپ های حاشيه های خيابان از جمله خيابان شريعتی هم با همين افراد پر شده است. ماموران نيروی انتظامی در اولين روز اجرای طرح مبارزه با بی حجابی و بد حجابی - عکس از خبرگزاری فارس ترس من اين است که اگر اقدامی شود، باز هم همراه با افراط و تفريط باشد. يک خانم با حجاب در کنار کسانی که با وجود ترس نسبی از برخورد خشن به دليل نوع پوشش خود، باز هم چهره هايی دارند که با عرف پوشش مطلوب جمهوری اسلامی سازگاری ندارد، افرادی هم هستند که به اختيار خود، پوشش منسوب به پوشش اسلامی دارند. خانمی که با مقنعه از سر کار بر می گشت، از وضعيت فعلی جامعه گله مند بود و آن را برای خود که ظاهری ساده و لباس هايی گشاد داشت، سخت توصيف می کرد: "من طی سال های اخير برای خريد مانتو با مشکل مواجه بودم. آنچه توليد می شد و در مغازه ها عرضه می شد، متناسب با خواست عده ای بود که با مد حرکت می کنند و لباس پوشيدن برای امثال من سخت شده بود." آيا با طرح تازه، تغييری در وضعيت حجاب خانم ها پيش خواهد آمد؟ وی در پاسخ می گويد: "من که نديدم اقدامی صورت گيرد. اما ترس من اين است که اگر اقدامی شود، باز هم همراه با افراط و تفريط باشد." اما کسانی هم هستند که اعمال زور را موثر بدانند. خانمی چادری که خيابان دولت را به سمت دانشکده الهيات دخترانه پياده طی می کرد، اعمال زور و فشار را آن هم بعد از يک دوره "بی تفاوتی از سوی مسئولان" لازم می داند و می گويد: "شرايط فعلی برای جوانان ما خطر آفرين است. بالاخره بايد اقدامی کرد. بايد کمی فشار وارد کنند تا اين مشکل برطرف شود. نمی شود شاهد بود که زنان و دختران با اين شرايط و لباس های نامناسب در جامعه ظاهر شوند." نبود تعريف يکی از ماموران ارشادی در حال صحبت با يک دختر جوان - عکس از خبرگزاری فارس بسياری از منتقدان معتقدند برخورد با مسئله حجاب سليقه ای صورت می گيرد در دوران هشت سال حکومت اصلاح طلبان بسياری از زنان در شهرهای بزرگ رنگ های تيره و مانتوهای بلند گشاد اوايل انقلاب را رها کردند و به روسری های رنگارنگ و مانتوهای کوتاه و چسبان که حالت اندام ها را نمايان می کند، روی آوردند. ظاهری که به عقيده عده ای از مديران محافظه کار و برخی از مردم مذهبی، خطر آفرين و غير قابل پذيرش است. اما تا زمانی که تعريف مشخصی در مورد حجاب و بی حجابی وجود نداشته باشد، اعمال فشارها و برخوردهای قانونی احتمالی سليقه ای خواهد بود. دختر جوانی که با چادر در صف اتوبوس ايستاده بود، گرچه اعمال فشار و برخورد های اجباری را برای اجرای قانون ضروری می داند، اما در مورد طرح جديد معتقد است: "تا زمانی که قانون مدونی در مورد ملاک حجاب و بد حجابی وجود نداشته باشد، نمی توان برخوردی هم با اين مسئله انجام داد." بسياری از منتقدان معتقدند در نظام جمهوری اسلامی با آن که حجاب برای خانمها اجباری است و بیحجابی جرم تلقی میشود، اما تا کنون حدود و ثغور حجاب مورد قبول نظام به صورت قانونی تعريف نشده و از همين رو، نهادهای مسئول در برخورد با اين پديده طبق سليقه خود عمل میکنند. |
||
|
2
نوشته شده در شنبه نهم اردیبهشت 1385ساعت 11:14  توسط mohammad reza.t.... |
|
||
|
|
موضوع زنان و فشار گروه های مذهبی بر احمدینژاد |
|
|
ر ميانه اوجگيری بحران هستهای ايران، محمود احمدینژاد، رئيس جمهور اين کشور، در مورد نحوه برخورد با حجاب زنان و حضور آنها در ورزشگاه آزادی تهران با فشار شديد نيروهای حامی خود روبرو شده است. محمود احمدینژاد در روزهای اخير در واکنش به درخواست نيروهای موسوم به حزباللهی برای مقابله با "بدحجابان" و حمايت تعدادی از اعضای مجلس شورای اسلامی از اين درخواست، به طور غير مترقبه ای به انتقاد از طرفداران شدت عمل با خانمهای به اصطلاح بد حجاب پرداخت و هرگونه اعمال زور در اين باره را تقبيح کرد. او در همين حد نيز متوقف نشد و يک روز بعد با صدور فرمانی از رئيس سازمان تربيت بدنی خواست که بهترين محل ورزشگاه ها را به خانمها اختصاص دهد. برخی از زنان در ايران از سالها قبل خواهان حضور در ورزشگاه برای تماشای بازی فوتبال بوده اند و نسبت به ممنوعيت ورود خود به اين محل، تجمع اعتراضآميز نيز برگزار کردهاند. اينک پس از دو روز، هم اظهار نظر محمود احمدینژاد در باره نحوه مقابله با زنان "بدحجاب" و هم دستور وی در باره اختصاص جايگاهی برای زنان در ورزشگاه آزادی با موج فزايندهای از اعتراض و مخالفت نيروهای حزبالله و نيز روحانيون بلندپايه سنتی و يا بنيادگرا روبرو شده است. گروه انصار حزبالله که در طول دو دهه گذشته مسئول اغلب حملات فيزيکی و خشونتآميز به تجمعات مسالمتآميز نيروهای منتقد نظام حاکم و شهروندان بیاعتنا به علايق آنان، معرفی شده است، با صدور بيانيهای از "امت حزبالله" دعوت کرده است که روز جمعه در اعتراض به آنچه روند لجام گسيخته فساد و بدحجابی ناميده، در جلوی دانشگاه تهران راهپيمايی کنند. انصار حزبالله که تاکنون به عنوان حاميان محمود احمدینژاد معروف بودهاند، در بيانيه خود بدون آنکه نامی از آقای احمدینژاد ببرند، به فرازهايی از سخنان آيتالله خمينی، بنيانگذار جمهوری اسلامی، و نيز رهبر کنونی ايران در مورد چگونگی برخورد با "بدحجابی" استناد کردهاند که کاملا مغاير و متضاد با اظهارات اخير احمدینژاد است. در بيانيه انصار حزبالله به نقل از سخنان آيت الله علی خامنه ای، رهبر جمهوری اسلامی، در سال ۱۳۸۰، آمده است که: "با صرف زبان و توصيه نمیشود کاری کرد. قدرت نظام بايد جلوی سير فحشا و فساد را بگيرد." اما، مهم تر از بيانيه انصار حزبالله و راهپيمايی برنامهريزی شده آنها برای روز جمعه، واکنش تند روحانيون بلندمرتبه حامی نظام، به دستور احمدینژاد در مورد اجازه ورود زنان به ورزشگاه آزادی تهران است. اغلب روحانيونی که از سوی جامعه مدرسين حوزه علميه قم به عنوان "مرجع تقليد" معرفی شدهاند، با صدور فتوايی حضور زنان در ورزشگاه را "جايز" ندانسته و بدون پرده پوشی از تصميم رييس جمهور در اين باره انتقاد کردهاند. در اين ميان حجتالاسلام محمد تقی مصباح يزدی نيز، که به عنوان جدیترين حامی محمود احمدینژاد مطرح است و به داشتن ديدگاههای بسيار سختگيرانه در امور سياسی و اجتماعی شهرت دارد، با ارسال پيامی شفاهی به آقای احمدینژاد از وی خواسته است که در تصميم خود تجديد نظر کند. اين در حالی است که تعداد زيادی از نمايندگان مجلس نيز به انتقاد از دستور محمود احمدی نژاد برخاستهاند و گفته میشود که ۱۲۰ نماينده مجلس قرار است در اين باره بيانيه مشترکی صادر کنند. در بين نمايندگان مجلس، عماد افروغ، از حوزه انتخابيه تهران، بدون آنکه با اصل حضور زنان در ورزشگاه مخالفت کند، گزندهتر از ديگر نمايندگان از آقای احمدینژاد انتقاد کرده و تصميم او را سياسی و انتخاباتی دانسته است. منظور عماد افروغ از انتخاباتی دانستن تصميم محمود احمدینژاد با توجه به اينکه هنوز بيش از سه سال از رياست جمهوری او باقی مانده است، چندان مشخص نيست، اما اينکه او قصد بالابردن محبوبيت خود در بين زنان را داشته است، قابل انکار نيست. البته تلاش يک سياستمدار برای ارتقاء محبوبيت خود در بين اقشار جامعه در همه جای دنيا مرسوم است و امر مذمومی به شمار نمیرود، اما اگر تلاش او صرفا در جهت کسب محبوبيتی زودگذر و به بهای از دست رفتن منافع کلانتر جامعه باشد، مورد نقد قرار میگيرد. روشن است که تصميم محمود احمدینژاد برای برخورد ملايم با بدحجابی و حضور زنان در ورزشگاه از نظر اکثريت جامعه ايران نه فقط مغايرتی با منافع کلان کشور ندارد، بلکه با توجه به محدوديتهای پيش روی زنان در نظام حاکم، اقدامی در جهت صحيح است. ولی روحانيون سنتی و بنيادگرا و حاميان متعصب آنها متفاوت از اين میانديشند. از نظر آنها رييس جمهور موظف به اجرای احکام شرعی مورد نظر برخی از فقيهان است و در اين باره او نبايد به رضايت يا نارضايتی شهروندان بهايی دهد. محمود احمدینژاد پيش از آنکه به مقام رياست جمهوری برسد، از همين انديشه دفاع میکرد، اما اکنون او به عنوان مقام نخست اجرايی کشور احتمالا به اين نتيجه رسيده است که بدون جلب رضايت اقشار وسيعتری از مردم، حکمرانی کار چندان سادهای نيست. گذشته از اين، آقای احمدینژاد به عنوان رهبری "تودهگرا" علاقه خاصی به محبوبيت عمومی دارد و از اينکه در نزد توده مردم – و نه لزوما روشنفکران – به صورت رهبری مستبد و ديکتاتور شناخته شود، هراس دارد. ظاهرا او در سفرهای استانی خود دريافته است که مردم فقط در نيروهای موسوم به حزباللهی خلاصه نشدهاند و بسياری از اقشار اجتماعی علايقی متفاوت از آنها دارند. از اين رو، او در روزهای اخير کوشيده است تا دست کم در حوزه اجتماعی خود را مدافع طيف وسيعتری از توده غير سياسی نشان دهد. اما چنين کوششی، محمود احمدینژاد را در معرض تناقض قرار داده است. او از يک سو متکی به حمايت متعصبان مذهبی است که خواهان اجرای سياستهای سختگيرانه فرهنگی و اجتماعیاند و از ديگر سو میداند که تعداد اين متعصبان مذهبی چندان زياد نيست که بتواند از طريق نمايندگی کردن آنها به خواست خود برای تبديل شدن به "رئيس جمهوری مردمی" دست يابد. بنابراين او در صدد است که با حمايت از سياست مدارا در برخی از زمينههای اجتماعی پشتيبانی اقشار نه چندان مذهبی را نيز به دست آورد، اما چنين سياستی خشم متعصبان را برمیانگيزد و آنان را به اعتراض وامیدارد. مسلما آقای احمدینژاد در موقعيتی نيست که حاضر به از دست دادن نيروهای حزباللهی باشد، از همين رو به رغم سرسختی خود، ممکن است در برابر فشار آنها از تصميم خود در باره حضور زنان در ورزشگاه عدول کند. اگر چه که به جلب رضايت ساير اقشار نيز همچنان چشم خواهد داشت. اما با تسليم شدن در برابر تندروهای مذهبی او چگونه میتواند رضايت ساير اقشار را جلب کند؟ اين همان پرسشی است که محمود احمدینژاد از اين پس مجبور است به آن بيشتر بيانديشد. به هر حال، بعيد است راه حلی برای آن بيابد. او در نهايت ناگزير به انتخابی دردناک خواهد بود. |
||
|
2
نوشته شده در شنبه نهم اردیبهشت 1385ساعت 11:13  توسط mohammad reza.t.... |
|
||
|
|
ايران و برنامه اتمی: تهديدی واقعی يا تصويری اغراق شده؟ |
|
|
بيش از هفتصد نفر سه شنبه، 25 آوريل، در سالن بزرگ 'انجمن سلطنتی جغرافيا' در لندن گردآمدند تا در جلسه بحثی پيرامون مناقشه هسته ای ايران شرکت کنند. جلسه ای که به ابتکار روزنامه تايمز و موسسه 'ضريب هوشی به توان دو' (Intetlligence²) برگزار شد تا به يک پرسش اساسی بپردازد. ذره بين آيا خطر اتمی ايران واقعی است؟ يا تا حد بسيار زيادی اغراق شده است؟ هر يک از حاضرين به هنگام ورود نظر خود را در مورد سوال بالا اعلام می کند: موافق، مخالف، يا بدون نظر. نتيجه را در ميان جلسه اعلام می کنند: 253 نفر خطر ايران را اغراق شده می دانند، 268 نفر تصوير را واقعی و ايران را تهديدی جدی ارزيابی می کنند، و 214 نفر اظهار بی اطلاعی می کنند. آرای شرکت کنندگان بسيار نزديک به هم است؛ هر چند که در آغاز جلسه اکثريت نسبی با کسانی است که تهديد را جدی می دانند. رای گيری ديگری در پايان جلسه برگزار خواهد شد تا اثر بحث های انجام شده در طول دو ساعت بر نظر شرکت کنندگان روشن شود. برای پيش بردن بحث از شش متخصص ايرانی و غير ايرانی دعوت شده تا در مورد مناقشه هسته ای ايران صحبت کنند؛ سه نفر موافق و سه نفر مخالف. مشکل اساسی بيشتر از آنکه فعاليت های هسته ای ايران باشد، رابطه اين کشور با آمريکا است مارتين وولکات، روزنامه نگار، گاردين 'اغراق آميز است' موافقين بر اين باورند که علی رغم وجود مشکلات بسيار در رابطه با ايران و نقدهای جدی به سياست های داخلی و خارجی جمهوری اسلامی، تصويری که از برنامه های هسته ای اين کشور به عنوان تهديدی برای امنيت جهانی ارايه می شود، با واقعيات موجود همخوانی ندارد و تصويری شديدا اغراق آميز است. سه نفری که از اين موضع صحبت می کنند عبارتند از: دکتر علی انصاری، استاد تاريخ معاصر ايران از دانشگاه سنت اندروز، ايرج باقرزاده، موسس شرکت انتشاراتی آی بی تاوريس (IB Tauris) که ناشر پيشرو در مطالعات ايرانی به شمار می رود، و آقای مارتين وولکات، خبرنگار پرسابقه روزنامه گاردين و دبير سابق سرويس خارجی اين نشريه بريتانيايی. در چهل سال گذشته، هيچيک از امضا کنندگان ان پی تی به تسليحات اتمی دست پيدا نکرده اند پاتريک کلاسون، موسسه مطالعات خاور نزديک واشنگتن 'خطر واقعی است' در سوی ديگر، مخالفين بر اين باورند که به دليل ماهيت ايدئولوژيک، ساختار پيچيده و ناشفاف، و رفتار غير قابل پيش بينی نظام جمهوری اسلامی، برنامه های هسته ای ايران را بايد تهديدی جدی به شمار آورد. اين دسته شاهد مدعای خويش را پنهانکاری 18 ساله ايران دانسته و خبر دستيابی اين کشور به چرخه سوخت هسته ای و صحبت های تهديد آميز آقای احمدی نژاد را زنگ خطری برای جامعه جهانی می دانند. سه نماينده اين موضع در جلسه بحث عبارتند از: دکتر پاتريک کلاسون، معاون تحقيقات در موسسه مطالعات خاور نزديک در واشنگتن، دکتر مهرداد خوانساری، مشاور ارشد تحقيقات در مرکز مطالعات ايرانی و عربی در لندن و نماينده ايران در سازمان ملل در دوران پهلوی، و آقای روئی گيلاد، از مقام های ارشد سفارت اسراييل در لندن. پس از سخنرانی کوتاه هر يک از اين شش نفر، و پرسش و پاسخ، دوباره رای گيری می شود تا حاضرين در سالن برگه های 'موافق'، 'مخالف' را که از پيش دريافت کرده اند به صندوق بياندازند. نظرسنجی از حاضران شروع جلسه اغراق است: 4/34 درصد واقعی است: 5/36 درصد نمی دانم: 1/29 درصد پايان جلسه اغراق است: 1/51 درصد واقعی است: 7/38 درصد نمی دانم: 2/10 درصد نظرسنجی و شکل دهی افکار عمومی نتيجه رای گيری در مقايسه با نظرهای اعلام شده در ابتدای جلسه بسيار جالب توجه است: 293 نفر تهديد را واقعی می دانند، 387 نفر خطر ايران را اغراق شده ارزيابی می کنند، و 77 نفر همچنان بدون نظر باقی می مانند. در حقيقت بخش بسيار بزرگی از کسانی که در آغاز جلسه اظهار بی اطلاعی کرده بودند، پس از شنيدن صحبت های هر دو طرف و انجام پرسش و پاسخ، به گروه کسانی پيوسته اند که خطر اتمی ايران برای امنيت جهان را 'اغراق شده' می دانند. مجری جلسه نتيجه بحث را به نفع گروه سه نفره موافقين 'اغراق' - دکتر انصاری، آقای باقرزاده، و مارتين وولکات - اعلام می کند. اکثريت هفتصد نفری که در سالن 'انجمن سلطنتی جغرافيا'، واقع در غرب لندن، حاضرند رای به 'اغراق آميز' بودن تصوير خطر ايران داده اند؛ دستکم در پايان اين جلسه. تعداد زياد آرای 'نمی دانم' در آغاز جلسه و افزايش چشمگير موافقان تنها پس از دو ساعت بحث و گفتگو، اگر چه آنطور که آقای انصاری می گويد نشانی از 'سرراست' بودن استدلال 'موافقين' است؛ اما در عين حال بيانگر اين واقعيت است که شکل دادن و تغيير افکار عمومی کاری است شدنی، و بنا بر تجربه اين جلسه، نه چندان دشوار. گوشه هایي از صحبت های هر يک از سخنرانان، به همان ترتيب سخنرانی در جلسه، در زير آمده است: تصوير اغراق شده است علی انصاری ايرج باقرزاده مارتين وولکات تهديد جدی است پاتريک کلاسون مهرداد خوانساری روئی گيلاد ايرج باقرزاده نگاهی به ساختار سياسی و قانون اساسی جمهوری اسلامی نشان می دهد که احمدی نژاد تنها يکی از بخش های قدرت در ايران است و ياد کردن از او به عنوان تهديد صلح و امنيت، خالی از اغراق نيست. درسی که مردم ايران از تاريخ معاصر خود گرفته اند اين است که اگر ضعيف باشی، کلاهت پس معرکه است. و اين درسی بود که بار ديگر از حمله به عراق آموخته شد: که به تو حمله می کنند، چون 'نداری'، نه چون 'داری' ايرج باقرزاده از سوی ديگر در همين موضع گيری های آقای احمدی نژاد نيز بايد بين 'حرف' و 'عمل' تفاوت قايل شد، و من فکر می کنم اين موضعگيری ها بيشتر واکنش های دفاعی و جدال لفظی است که در هر دو طرف مناقشه می بينيم. من بر اين باورم که اگر هم پس از سه يا پنج يا ده سال ايران به سلاح هسته ای برسد، ميزان و قدرت آن به هيچ وجه در حدی نخواهد بود که فکر حمله به سر سياستمردان جمهوری اسلامی خطور کند. آنها هم می دانند که هر گونه اقدام به حمله به مثابه خودکشی سياسی خواهد بود. ممکن است برخی بگويند که در جدال ايدئولوژيک اين اتفاق می تواند بيافتد، يا اينگونه استدلال کنند که فرهنگ شهادت طلبی در جمهوری اسلامی جايی برای چنين محاسبات نمی گذارد. در پاسخ به اينها بايد بگويم که حاکمين ايران به ارزش شهادت باور دارد؛ اما نه برای خود، برای بقيه مردم. از منظر يک ايرانی، تاريخ اين کشور در سه قرن گذشته پر از ناکامی، شکست و در کنار اينها حضور دائم قدرت خارجی است. از وضع آشوبناک قرن هجدهم گرفته تا مداخله های گسترده بريتانيا و روسيه در قرن نوزدهم و اضافه شدن آمريکا به اين معادلات در قرن بيستم. موضع ايران در تمام سال های پس از انقلاب اسلامی تا به امروز، موضعی 'دفاعی' بوده است. حتی رفتارهايی چون هجوم به سفارت آمريکا يا شعارهايی که عليه غرب داده می شود بخشی از اين مکانيزم دفاعی است ايرج باقرزاده درسی که مردم ايران از اين همه گرفته اند، چيست؟ به زبان ساده اينکه اگر ضعيف باشی، کلاهت پس معرکه است. و اين درسی بود که بار ديگر از حمله به عراق آموخته شد: که به تو حمله می کنند، چون 'نداری'، نه چون 'داری'. کافی است اين را کنار واقعيات ژئوپوليتيک موجود در منطقه بگذاريد: حضور نظامی آمريکا تقريبا در تمام کشورهای همسايه ايران، قدرت هسته ای پاکستان و اسراييل، و صحبت های تغيير رژيم. حال به همه اينها تصويب بودجه 75 ميليون دلاری در آمريکا برای حمايت از جنبش ها و گروه های منتقد به دولت ايران را اضافه کنيد تا نگرانی های امنيتی جمهوری اسلامی آشکار شود. در جمع بندی اين همه می توان گفت که موضع ايران در تمام سال های پس از انقلاب اسلامی تا به امروز، موضعی 'دفاعی' بوده. حتی رفتارهايی چون هجوم به سفارت آمريکا يا شعارهايی که عليه غرب داده می شود بخشی از اين مکانيزم دفاعی است. بازگشت به فهرست سخنرانان مهرداد خوانساری مهرداد خوانساری نگاهی به ماهيت نظام جمهوری اسلامی و درک ايدئولوژی پايه ای حکومت آن، که بر مبنای 'اسلامگرايی مبارزه جو' بنا شده، ما را به اين نتيجه می رساند که نبايد تهديد ايران را دستکم گرفت. من برای دفاع از اين موضع، به شش دليل اشاره می کنم: * وجود يک حکومت دينی در ايران با دسترسی به منابع سرشار * مخالفت فلسفی با مدرنيسم و ايجاد مانع برای تغيير به اين سمت * بی ارزش دانستن هنجارها و الگو های پذيرفته شده جهانی * تلاش بسيار برای حفظ بقا و تضمين موجوديت نظام * تفاوت بارز بين قرائت حکومت ايران از دين اسلام و قرائت ديگر جريان های ميانه رو اسلامی * رفتار مغاير با حقوق بشر با شهروندان ايرانی اگر به گفته های رييس جمهور ايران توجه شود، دليل جدی بودن خطر ايران واضح خواهد بود. نگاه آخرالزمانی آقای احمدی نژاد که برگرفته از باور شيعيان به ظهور امام غايب است، زنگ خطر ديگری است که نبايد از آن به سادگی گذشت. چند دهه پيش، مردم جزيره بريتانيا خطر سوسيال ناسيوناليسم را دستکم گرفتند و نتايج فاجعه بار آن را در جنگ جهانی دوم ديدند. اينبار هم می توان تحت عنوان پرهيز از 'واکنش زياده از حد' دست روی دست گذاشت و کاری نکرد، اما عواقب آن روشن نيست. بازگشت به فهرست سخنرانان علی انصاری علی انصاری به اعتقاد من موضوع تهديد ايران برای صلح و امنيت جهانی بسيار اغراق شده و ثابت کردن اين موضوع هم کار چندان مشکلی نيست. مدتی پيش دونالد رامسفلد، وزير دفاع آمريکا، جمله ای گفت که تا حد خوبی روشنگر نگاهی است که در حال حاضر به فعاليت های هسته ای ايران وجود دارد. او گفته بود: "وجود نداشتن دلايل، دليل وجود نداشتن نيست." اين جمله اگر چه در مورد سلاح های کشتار جمعی عراق و دلايل حمله به آن کشور گفته شده، اما توصيف روشنی است از آنچه در مورد پرونده هسته ای ايران نيز در حال رخ دادن است. به دليل همين نوع نگاه و همين رويکرد است که، به باور من، واقعيات کمرنگ می شوند و اسير خيالپردازی می شويم. با اينگونه اغراق در مسائل، اساسا مشکل اصلی گم می شود. مشکل ايران و مردم ايران تقليل می يابد به سياست داخلی آمريکا و مجادله حزب دموکرات و حزب جمهوريخواه علی انصاری اين نگاه حتی ريشه در پيش از انقلاب اسلامی در ايران دارد. در سال 1976 رمان موفقی در آمريکا منتشر شد که موضوع آن فرمانروای ديوانه ای در خاورميانه و تلاش وی برای ايجاد يک امپراتوری در اين منطقه از جهان بود. در اين داستان که اشاره آن به شاه پيشين ايران بود، فرمانروا می خواست به چاه های عربستان سعودی حمله اتمی کند و سپس با نيروی زمينی، عراق و منابع نفت آن را به چنگ بياورد تا قدرت بلامنازع در اين بخش جهان باشد. بسياری از آنچه امروز در مورد بحران اتمی ايران نوشته می شود، گويی نسخه ضعيفی از آن رمان بسيار موفق است. اين اختلاط واقعيت و خيال چيزی است که خطرناک است و جای انتقاد دارد. من نمی گويم که ايران مسئله ای نيست و نبايد به آن پرداخت؛ نمی گويم که مشکلات در ايران و در هماهنگی ايران با جهان وجود ندارد؛ اما اغراق چيزی از بار اين مشکلات نمی کاهد. نکته مهم اينجاست که اگر محمود احمدی نژاد تهديد است، بيشتر برای مردم کشور خودش تهديد است تا برای جهان. با اينگونه اغراق در مسائل، اساسا مشکل اصلی گم می شود. مشکل ايران و مردم ايران تقليل می يابد به سياست داخلی آمريکا و مجادله حزب دموکرات و حزب جمهوريخواه. بازگشت به فهرست سخنرانان پاتريک کلاسون پاترک کلاسون نکته ای که در هياهوی رويارويی ايران و آمريکا گم می شود، نقش اروپاست. اساسا بيشتر آنچه تا کنون در باب مناقشه هسته ای ايران گفته شده و انجام شده، از جانب اروپايی ها بوده، نه ايالات متحده. ايران اگر هم خطری برای صلح و امنيت جهان است، که هست، اين خطر بيشتر برای اروپايی هاست؛ برای آن مدل و آرمانی که سياستمداران اروپايی در ذهن دارند، يعنی جهانی با حکمرانی قوانين بين المللی. در جدی بودن خطر ايران همين بس که مقام ارشدی چون حسن روحانی، سرپرست پيشين مذاکرات هسته ای اين کشور، می گويد پس از دستيابی به چرخه کامل سوخت هسته ای می توان به راحتی به دانش ساخت بمب نيز رسيد. به خاطر داشته باشيد که ايران به اعلام خود چرخه سوخت هسته ای را تکميل کرده است. ايران 18 سال در برنامه های خود پنهانکاری کرده و تعهدات خود را ناديده گرفته، پس طبيعی است که ديگر از حقوق مندرج در ان پی تی برخوردار نباشد پاتريک کلاسون نکته مهم ديگری که در بسياری موارد ناديده گرفته می شود ماهيت تعاملی ان پی تی (پيمان منع گسترش سلاح های هسته ای) است. به اين معنا که کشورهای امضا کننده اين پيمان بين المللی از حقوقی برخوردار می شوند، اما تنها در ازای پذيرفتن برخی وظايف. در حقيقت اين حقوق که ايرانی ها هم بسيار از آن سخن می گويند، مشروط به انجام وظايف و پايبندی به تعهداتی است که در همان پيمان بين المللی از آن ياد شده و يکی از مهم ترين و اساسی ترين آنها شفافيت در برنامه های هسته ای است. از سوی ديگر بنا به گزارش آژانس بين المللی انرژی اتمی، ايران 18 سال در برنامه های خود پنهانکاری کرده و در واقع تعهدات خود را ناديده گرفته است. پس طبيعی است که ديگر از حقوق مندرج در ان پی تی برخوردار نباشد. در چهل سال گذشته، هيچيک از امضا کنندگان ان پی تی به تسليحات اتمی دست پيدا نکرده و رسيدن ايران به دانش ساخت بمب خطری بسيار جدی است، دستکم به اين دليل که کشور های ديگر را نيز به اين مسير تشويق می کند و به احتمال فراوان در منطقه خاورميانه مسابقه تسليحاتی به راه خواهد انداخت. بازگشت به فهرست سخنرانان مارتين وولکات به خاطر داشته باشيم که اين رويارويی کشورها و تقابل انسانهاست که جنگ به راه می اندازد، نه وجود اسلحه ها و بمب ها. ايران خطری است نه برای جهان، بلکه برای نفوذ بيش از حد آمريکا در منطقه خاورميانه. اما به باور من کمرنگ شدن نفوذ، واقعيتی است که آمريکا و بريتانيا و ذهنيتی که عادت به قدرت ورزی در جهان دارد، بايد با آن کنار بيايد مارتين وولکات به نظر من مشکل اساسی بيشتر از آنکه فعاليت های هسته ای ايران باشد، رابطه اين کشور با آمريکا است. بايد ديد که چرا اين ارتباط تا اين حد تيره و تار است؛ و سؤال اساسی تر اينکه آيا وضعيت اين ارتباط واقعا همينقدر بد است؟ از نگاه من تغييراتی در سطح جهان و به ويژه در منطقه خاورميانه رخ داده و در حال رخ دادن است که نتيجه آن کاهش نفوذ آمريکا، افزايش اثر گذاری کشورهايی چون چين، هند، و روسيه، و پيدايش قدرت های منطقه ای تازه ای مانند ايران است. اما پرسش اينجاست که با چنين تغييراتی که بخشی از تاريخ هستند، چگونه بايد برخورد کرد. آنطور که من موقعيت کنونی را می بينم، ايران و نظام جمهوری اسلامی بيش از هر چيز می خواهند به عنوان يک حکومت و يک بازيگر مهم منطقه ای به رسميت شناخته شوند و امنيت کشورشان تضمين شود. به بيان ديگر ايران خطری است نه برای جهان، بلکه برای نفوذ بيش از حد آمريکا در منطقه خاورميانه. اما به باور من کمرنگ شدن نفوذ، واقعيتی است که آمريکا و بريتانيا و ذهنيتی که عادت به قدرت ورزی در جهان دارد، بايد با آن کنار بيايد. اين نکته را سالها قبل در دوران جنگ سرد، رييس ناسا به خوبی بيان کرده بود. وی گفته بود در معادلات جهانی قدرت های تازه ای پيدا می شوند؛ تغييراتی رخ می دهد که بايد با خونسردی با آن برخورد کرد نه با جنگ طلبی؛ به خطر افتادن موقعيت خود را به خطر جهانی تعبير نکنيد. بازگشت به فهرست سخنرانان روئی گيلاد من صحبت دوستانی را که خطر ايران برای امنيت و صلح در جهان را 'اغراق شده' می دانند با دقت گوش کردم، و بايد بگويم که به عنوان يک اسراييلی قانع نشدم. بايد بگويم که اسراييل طرفدار مداخله نظامی يا حمله به ايران نيست و راه درست برخورد با مناقشه هسته ای را ديپلماسی می داند روئی گيلاد حکومت ايران پس از انقلاب اسلامی همواره از گروه های مسلح و عملياتی که در نقاط مختلف انجام می دهند حمايت کرده؛ حزب الله لبنان در واقع ساخته دست جمهوری اسلامی است و همينطور جهاد اسلامی که همين چند روز پيش هم در بمبگذاری انتحاری جان تعداد زيادی آدم بی گناه را گرفت. به باور من ايران با هر گونه راه حل مسالمت آميز بين اسراييلی ها و فلسطينيان مخالف است، و اين مخالفت دو دليل اصلی دارد: اول اينکه هر چه خشونت در خاورميانه بيشتر و وضعيت صلح بحرانی تر باشد، توجه به ايران و برنامه هسته ای اين کشور خواه ناخواه کمتر می شود. دليل دوم اينکه ايران پس از انقلاب اسلامی اساسا با وجود کشور اسراييل در اين بخش جهان و در ميان جوامع مسلمان مخالف است. بنابراين با نگاهی به عملکرد حکومت ايران در سه دهه گذشته می توان به روشنی ديد که اين کشور و برنامه هسته ایش خطری جدی برای امنيت و صلح در جهان است. با اين حال بايد بگويم که اسراييل طرفدار مداخله نظامی يا حمله به ايران نيست و راه درست برخورد با مناقشه هسته ای را ديپلماسی می داند. اما در اين راه مهم است که جهان يکصدا، متحد و هوشيار باشد تا بتوان به نتيجه دلخواه رسيد. |
||
|
2
نوشته شده در شنبه نهم اردیبهشت 1385ساعت 11:12  توسط mohammad reza.t.... |
|
||
|
|
آژانس انرژی اتمی: ايران خواسته شورای امنيت را اجرا نکرد |
|
|
با پايان يافتن ضرب الاجلی که شورای امنيت سازمان ملل متحد برای ايران تعيين کرده، آژانس بين المللی انرژی اتمی گزارش تازه ای از فعاليت اتمی ايران در اختيار اين شورا قرار داد. شورای امنيت با صدور بيانيه ای، مهلتی سی روزه به ايران داده بود تا کليه فعاليت های مرتبط با غنی سازی اورانيوم را متوقف کند اما تا روز 28 آوريل که اين مهلت پايان يافت، ايران بر موضع خود که حاضر نيست از غنی سازی اورانيوم صرف نظر کند، پا برجا ماند. با پايان يافتن مهلت، رييس آژانس بين المللی انرژی اتمی گزارشی به شورای امنيت داده و طی آن رسماً تأييد کرده که ايران به خواست شورای امنيت عمل نکرده است. آن گونه که در اين گزارش آمده، ايران پيشنهاد داده است که به شرط اينکه رسيدگی به پرونده اتمی اش تنها در چارچوب آژانس بين المللی انرژی اتمی بماند و به شورای امنيت سپرده نشود، حاضر است برخی پرسش هايی را که درباره برنامه اتمی اش مطرح است پاسخ دهد. همچنين آژانس در گزارش خود تأييد کرده که ايران توانسته است اورانيوم را تا سطح سه و شش دهم درصد غنی سازی کند که برای توليد سوخت اتمی مورد نياز نيروگاه های هسته ای کفايت می کند. بوش خواستار راه حلی ديپلماتيک شد جورج بوش، رييس جمهوری آمريکا در اولين واکنش خود به گزارش آژانس بين المللی انرژی اتمی گفت آمريکا به رايزنی ها وهمفکری های خود با متحدانش درباره آنچه وی تلاش ايران برای دستيابی به تسليحات هسته ای خواند، ادامه خواهد داد. وی همچنين روز جمعه 28 آوريل خواستار راه حلی ديپلماتيک و مسالمت آميز برای حل و فصل بحران پديد آمده بر سر فعاليت های هسته ای ايران شد. رييس جمهوری آمريکا همزمان با انتشار گزارش آژانس بين المللی انرژی اتمی درباره ايران و پس از ديدار با الهام علی اف، رييس جمهوری آذربايجان در کاخ سفيد گفت که به آقای علی اف اطمينان داده است که خواست وی، يافتن راه حلی مسالمت آميز و ديپلماتيک برای مناقشه هسته ای ايران است. آقای بوش در شرايطی اين اظهارات را عنوان کرده که روشن نيست آيا وی از محتوای گزارش آژانس بين المللی انرژی اتمی درباره پرونده هسته ای ايران مطلع بوده است يا نه. در اين گزارش تصريح شده که جمهوری اسلامی، خواست شورای امنيت سازمان ملل متحد درباره تعليق کليه فعاليت های مربوط به غنی سازی اورانيوم را ناديده گرفته است. اين گزارش قرار است به شورای امنيت که می تواند تحريم هايی عليه ايران وضع کند نيز ارسال شود. الهام علی اف، پيشتر تاکيد کرده بود که اگر آمريکا تصميم بگيرد که اقداماتی نظامی عليه ايران به مرحله اجرا بگذارد، جمهوری آذربايجان هيچ نقشی در اين زمينه بر عهده نخواهد گرفت. 'گزارش آژانس، مدرکی عليه ايران است' در همين حال، جان بولتون، نماينده آمريکا در سازمان ملل متحد در واکنش به متن گزارش آژانس بين المللی انرژی اتمی گفته است به باور وی، اين گزارش مدرکی است که نشان می دهد ايران بر تلاش های خود برای دستيابی به سلاح های هسته ای افزوده است. وی گفت اين مساله و همچنين برنامه ايران برای گسترش موشک های قاره پيما تهديدی عليه صلح و امنيت جهانی است. واکنش بريتانيا، آلمان و فرانسه از سوی ديگر، بريتانيا گفته است که از شورای امنيت خواهد خواست که فشارها بر ايران را افزايش دهد. آلمان نيز بار ديگر تاکيد کرده است که راه حل را بايد در ديپلماسی جست و جو کرد و همزمان فرانسه اعلام کرده است که درهای ديپلماسی هنوز گشوده است. پيشتر، محمود احمدی نژاد رييس جمهوری اسلامی با اشاره به احتمال صدور قطعنامه های تنبيهی عليه جمهوری اسلامی گفته بود که "آنان که می خواهند با اين روش ها جلوی حق ملت ايران را بگيرند بدانند اين مردم برای اين گونه بخشنامه ها و قطعنامه ها تره هم خرد نخواهد کرد." |
||
|
2
نوشته شده در شنبه نهم اردیبهشت 1385ساعت 11:11  توسط mohammad reza.t.... |
|
||
|
|
حمله لفظی شيمون پرز به رييس جمهوری ايران |
|
|
شيمون پرز، نخست وزير اسبق اسرائيل ضمن حمله لفظی شديد به محمود احمدی نژاد، رييس جمهوری ايران، او را با آدولف هيتلر، رهبر آلمان نازی، مقايسه کرده است. روز سه شنبه، 25 آوريل، آقای پرز که در مراسم بزرگداشت قربانيان اردوگاه های مرگ آلمان نازی در لهستان شرکت داشت، در سخنانی گفت که هنگام ظهور هيتلر، جهانيان اظهارات يهود ستيزانه او را جدی نگرفتند و زمينه بروز جنگ دوم جهانی و کشتار يهوديان را فراهم کردند و هشدار داد که نبايد همين اشتباه در مورد رييس جمهوری ايران نيز تکرار شود. آقای پرز که در مراسم بزرگداشت قربانيان آلمان نازی در شهر کراکو در لهستان سخن می گفت با اشاره به سخنان رييس جمهوری ايران در مورد اسرائيل، وی را متهم کرد که خواستار نابودی ملت يهود شده است. وی گفت که هيتلر برای از ميان بردن يهوديان به ساختن اردوگاه های مرگ مبادرت ورزيد و رييس جمهوری ايران را متهم کرد که برای همين منظور در صدد دستيابی به بمب اتمی در پوشش فعاليت های صلح آميز هسته ای است. آقای احمدی نژاد در سخنانی در گذشته خواستار محو اسرائيل از نقشه جهان شده و ايجاد اين کشور پس از جنگ دوم جهانی را ناشی از اقدام غرب در جبران بدرفتاری با يهوديان خوانده بود که هزينه آن بر فلسطينيان تحميل شده است. وی در مصاحبه ای در روز دوشنبه همين هفته نيز مساله فلسطين را ناشی از "يهود ستيزی" غرب در گذشته توصيف کرد. آقای پرز در راس هياتی از اسرائيل در مراسم موسوم به "راهپيمايی برای زنده ها" در لهستان شرکت می کند که از اردوگاه آشويتز آغاز می شود و تا اردوگاه مرگ برکنائو ادامه می يابد. شيمون پرز در سال 1923 در لهستان متولد شد و در سال 1934 همراه خانواده خود به فلسطين مهاجرت کرد و پس از تاسيس کشور اسرائيل، به فعاليت های سياسی روی آورد. وی سه بار نخست وزير و بارها عضو هيات دولت اسرائيل بوده و در سال 1994، همراه با اسحاق رابين، نخست وزير وقت اسرائيل، و ياسر عرفات، رهبر فقيد فلسطينيان، به دليل امضای تفاهم نامه اسلو بين اسرائيل و فلسطينيان به طور مشترک به دريافت جايزه صلح نوبل نايل شد. آقای پرز از اعضای قديمی حزب چپگرای کارگر و زمانی رهبر حزب بود اما پس از جدايی آريل شارون، نخست وزير سابق اسرائيل، از حزب راستگرای ليکود و تشکيل حزب کديما، به اين حزب پيوست. در انتخابات ماه مارس در اسرائيل، شيمون پرز به عنوان عضو حزب کديما به پارلمان راه يافت و در حال حاضر از رهبران کديما محسوب می شود. |
||
|
2
نوشته شده در سه شنبه پنجم اردیبهشت 1385ساعت 11:25  توسط mohammad reza.t.... |
|
||
|
|
'غرب نزاعی بدون برد را با ايران آغاز کرده است' |
|
|
روزنامه گاردين، چاپ بريتانيا، در مقاله ای به قلم سايمون جنکينز، به بررسی اختلاف بين غرب و ايران بر سر بحران ناشی از برنامه ای هسته ای اين کشور پرداخته است. نويسنده مقاله درمقدمه می گويد که ايران کشوری کهن، بزرگ و چهارمين توليد کننده بزرگ نفت در جهان است و جمعيت آن به هشتاد ميليون نفر می رسد و در نتيجه نمی توان آن را صرفا يک کشور ياغی ديگر تلقی کرد که در پی روند استعمار زدايی پديد آمده و می توان با يک سيلی آن را به راه آورد. در اين مقاله آمده است که برخی ايرانيان با نفوذ مشتاق دستيابی به بمب اتمی هستند و برخی ديگر چنين اسلحه ای را نمی خواهند، همانطور که کسانی در اين کشور خواستار محو اسرائيل هستند و کسان ديگری چنين تمايلی ندارند. در ايران، کسانی از حکومت اسلامی حمايت می کنند و کسانی نيز حامی آن نيستند، ايرانيانی مشتاق آن هستند که يک سياستمدار ديوانه غربی عليه کشورشان اعلام جنگ دهد و کسانی نيز از تصور چنين وضعيتی بيم دارند. برخی از افراد با نفوذ در ايران مشتاق دستيابی به بمب اتمی هستند و برخی ديگر چنين اسلحه ای را نمی خواهند، همانطور که کسانی در اين کشور خواستار محو اسرائيل هستند و کسان ديگری چنين تمايلی ندارند. در ايران، کسانی از حکومت اسلامی حمايت می کنند و کسانی نيز حامی آن نيستند، ايرانيانی مشتاق آن هستند که يک سياستمدار ديوانه غربی عليه کشورشان اعلام جنگ دهد و کسانی نيز از تصور چنين وضعيتی بيم دارند نويسنده مقاله می افزايد سئوالی که در برابر طراحان سياسی غرب وجود دارد اين است که می خواهند به کداميک از اين دو گروه کمک کنند. نويسند مقاله در مورد پيمان منع گسترش جنگ افزارهای هسته ای اظهار می دارد که اين پيمان باعث ايجاد يک باشگاه انحصاری برای معدوی از کشورها شده است اما هر کشور مصمم ديگری هم می تواند با پنهانکاری انحصار آن را به چالش بخواند همانطور که کره شمالی توانست وعده خود در مورد خودداری از تلاش برای دستيابی به توانايی اتمی را در مقابل چشم آمريکا زير پا بگذارد، اسرائيل به فعاليت های تسليحاتی خود ادامه بدهد و هند و پاکستان نيز بمب اتمی توليد کنند. نويسنده مقاله يادآور می شود که ايران در منطقه ای واقع شده که کشورهای هند، پاکستان، اسرائيل و روسيه در آن دارای تسليحات اتمی هستند و افغانستان و عراق در همسايگی ايران توسط يک قدرت اتمی ديگر، يعنی آمريکا، اشغال شده اند و می پرسد: در چنين صورتی، چگونه می توانيم بگوييم که چنين کشوری "حق ندارد" در پی دفاع هسته ای باشد؟ به نظر وی، از سرگيری فعاليت تاسيسات غنی سازی اورانيوم در نطنز و دو مرکز ديگر با هدف اعلام شده برنامه های صلح آميز هسته ای، نشانه ای از اقدامی چالش جويانه از سوی محمود احمدی نژاد، رييس جمهوری، بوده است. ايران در منطقه ای واقع شده که کشورهای هند، پاکستان، اسرائيل و روسيه در آن دارای تسليحات اتمی هستند و افغانستان و عراق در همسايگی ايران توسط يک قدرت اتمی ديگر، يعنی آمريکا، اشغال شده اند و می پرسد: در چنين صورتی، چگونه می توانيم بگوييم که چنين کشوری "حق ندارد" در پی دفاع هسته ای باشد؟ نويسنده می افزايد که بازرسان آژانس بين المللی انرژی اتمی مطمئن نيستند که اين اقدامات به منزله وجود برنامه ای برای توليد جنگ افزارهای اتمی نباشد هرچند شواهد موجود در اين مورد به مراتب قاطع تر از شواهدی است که در مورد برنامه تسليحاتی صدام حسين وجود داشت و همانطور که صدام حسين سرانجام کشف کرد، تلاش برای مخفی کاری در مسايل هسته ای به سادگی به بروز سوء ظن منجر می شود. نتيجه اقدامات اخير ايران باعث وحدت نظر آمريکا، روسيه و چين در تقاضا از احمدی نژاد برای خودداری از دنبال کردن چنين مسيری بوده است. مداخله آژانس قرار است آژانس بين المللی انرژی اتمی ظرف دو هفته آينده در مورد ارجاع ايران به شورای امنيت سازمان ملل تصميم گيری کند در حاليکه بدون حمايت روسيه و چين، طرح پرونده در شورای امنيت نتيجه ای در پی نخواهد داشت و همچنين، لازم است طرح ديگری نيز تهيه شده باشد تا در صورتی که فشار بر ايران به توقف غنی سازی اورانيوم نيانجامد، اين طرح به اجرا درآيد. به اعتقاد نويسنده، رويارويی با ايران نمی تواند باعث شود ايران دست از فعاليت خود در زمينه غنی سازی اورانيوم بردارد که البته گفته می شود تا توليد اورانيوم قابل استنفاده در بمب های اتمی فاصله زيادی دارد. احمدی نژاد موقعيت محکمی ندارد و تابع دستورات آيت الله خامنه ای است در حاليکه دشمن وی، اکبر هاشمی رفسنجانی، بخشی از قدرت سياسی را در دست خود حفظ کرده است نويسنده اين مقاله می نويسد که وضع تحريم های اقتصادی هم چندان موثر نخواهد بود و تحريم های به اصطلاح ظريف تر مانند خودداری از انجام مسابقات فوتبال با تيم های ايرانی (در حاليکه روحانيون از فوتبال نفرت دارند)، تحريم تماس با هنرمندان، دانشگاهيان تحت فشار، تحريم مبادلات تجاری، مسدود کردن دارايی های بانکی تنها تاثير معکوس خواهد داشت و باعث خواهد شد تا دشمنان رژيمی که تحت فشار قرار دارد به سکوت، فقر يا تبعيد کشانده شوند و به سرعت ذخيره بزرگ احساسات ضد رژيم و متمايل به غرب از ميان برود. نويسنده مقاله گاردين اظهارنظر می کند که بنا بر شواهد موجود، احمدی نژاد موقعيت محکمی ندارد و تابع دستورات آيت الله خامنه ای است در حاليکه دشمن وی، اکبر هاشمی رفسنجانی، بخشی از قدرت سياسی را در دست خود حفظ کرده است. به گفته نويسنده مقاله، نظام حکومتی ايران مانند ديکتاتوری صدام حسين در عراق يا استبداد طالبان در افغانستان نيست بلکه يک اليگارشی در هم و برهم است که در آن، بوروکرات ها و تکنوکرات ها بر سر قدرت با روحانيون درگير هستند در حاليکه پس از گذشت يک ربع قرن از انقلاب، روحانيون قادر نبوده اند يک نظام اسلامی بنيادگرا را تاسيس کنند. نويسنده اظهار نظر می کند که ايران نامزد مناسبی برای برقرار ارتباط های حساب شده سياسی است و می افزايد که چنين اقدامی باعث تقويت موضع کسانی می شود که خواستار استقرار يک نظام لائيک و بهبود روابط با غرب هستند. نظام حکومتی ايران مانند ديکتاتوری صدام حسين در عراق يا استبداد طالبان در افغانستان نيست بلکه يک اليگارشی در هم و برهم است که در آن، بوروکرات ها و تکنوکرات ها بر سر قدرت با روحانيون درگير هستند در حاليکه پس از گذشت يک ربع قرن از انقلاب، روحانيون قادر نبوده اند يک نظام اسلامی بنيادگرا را تاسيس کنند در حال حاضر، مقامات آمريکايی در بغداد ملتمسانه از سياستمداران و شبه نظاميان شيعه مورد حمايت ايران می خواهند به آنان کمک کند زودتر از عراق خارج شوند در حاليکه نفوذ ايران از بصره تا حومه بغداد گسترده است. اين مقاله نتيجه گيری می کند که ايران يک ستاره منطقه ای است و توصيه می کند که کشورهای غربی، ولو رييس جمهوری و دستگاه های سانتريفوژ اين کشور را منزجر کننده بدانند، وارد دادوستد سياسی با آن شوند زيرا "اگر نمی توانيد مانع از آن شويد که کسی اسلحه بخرد، بهترين راه اين است که وی را به دوست، و نه دشمن خود تبديل کنيد." اختلاف اروپا با چين و روسيه بحران هسته ای ايران همچنين موضوع مقاله ای است که با عنوان "اختلاف اروپا با چين و روسيه بر سر اقدام ايران" در روزنامه اينديپندنت، چاپ بريتانيا، منتشر شده است. در اين مقاله، که به قلم "آن پنکث" نوشته شده، از قول يک مقام وزارتخارجه بريتانيات نقل شده است که کشورهای اروپايی در نظر داشتند به منظور فشار مداوم و تدريجی بر ايران از شورای امنيت استفاده کنند. نويسنده مقاله می گويد که اقدام در اين زمينه مستلزم موافقت سی و پنج عضو شورای حکام آژانس بين المللی انرژی اتمی است که کشورهايی مانند سوريه، کوبا و بلاروس هم در ميان آنها حضور دارند. در عين حال، به نوشته اين روزنامه سئوالی که بر بحران کنونی سايه افکنده اين است که آيا ايران به قدرت اتمی بيش از احترام بين المللی تمايل دارد يا نه؟ اينديپندنت سخنان محمد البرادعی مديرکل آژانس بين المللی، را نقل می کند که گفته است تهديد ايران به از خاتمه دادن به همکاری با آژانس در مورد بازرسی های سرزده، باعث تشديد سوء ظن جهانی نسبت به هدف های اين کشور خواهد شد. |
||
|
2
نوشته شده در سه شنبه پنجم اردیبهشت 1385ساعت 11:24  توسط mohammad reza.t.... |
|
||
|
|
احمدی نژاد و راه رفتن روی مين اتمی |
|
|
هفته نامه نیوزویک در شماره اين هفته خود (13 فوریه 2006) مقاله ای را تحت عنوان "فداکار و بی اعتنا" به محمود احمدی نژاد رئیس جمهور ایران اختصاص داده است. در این مقاله آمده است که آقای احمدی نژاد بیش از آنکه یک رهبر باشد سمبل نسل جنگ است که معتقد است هنگامی که ایران جوانان خود را برای شهید شدن به جنگ با سربازان صدام می فرستاد و آماده بود جهان را به چالش بطلبد، حکومت آیت الله ها پاک تر، مردمی تر و نهایتا با ثبات تر بود. نسلی که روی مين می رود نیوزویک به نقل از مسعود ده نمکی فیلمساز و عضو سابق گروه انصار حزب الله درباره نسل جنگ می نویسد: "در زمان جنگ ما یاد گرفتیم که چگونه روی میدان مین برویم تا بقیه بتوانند از روی ما رد شوند. امروز این نسل همین برخورد را به سیاست دارد. ما با امکانات ناچیز خود دستاوردهای زیادی در زمان جنگ داشتیم. ما کشور را نیز به همین نحو اداره خواهیم کرد." اما پتریک کلاوسون کارشناس موسسه سیاستگذاری خاورنزدیک در واشنگتن ضمن خطرناک خواندن این گروه از بازماندگان جنگ ایران و عراق به نیوزویک می گوید: "آنها احساس می کنند که امروز حق اخلاقی دارند که حکومت کنند زیرا این آنها بودند که کشور را نجات دادند." نیوزویک در ادامه می نویسد که بسیاری از جوانان ایران حتی آنها که در زمان انقلاب متولد نشده بودند سخن از "خلوص انقلاب و جنگ" می گویند. این هفته نامه می افزاید حتی اگر آقای احمدی نژاد و هوادارانش در اقلیت باشند، با این وجود آنها فعالانی متعهد در جامعه ای منفعل هستند. به نوشته نیوزویک در سال 2005 هنگامیکه روحانیون محافظه کار تحت رهبری آیت الله خامنه ای رهبر ایران بیشتر نامزدهای اصلاح طلب را رد صلاحیت کردند اکثریت خاموش جامعه ایران ترجیح دادند در خانه های خود بمانند. پرونده اتهامات نیوزویک با اشاره به اتهام های غرب علیه آقای احمدی نژاد مبنی بر نقش وی در اشغال سفارت آمریکا در تهران و نیز قتل رهبران کردهای ایران در وین می نویسد دانشجویانی که دیپلمات های آمریکایی را گروگان گرفتند می گویند که آقای احمدی نژاد در این ماجرا هیچ نقشی نداشت. این هفته نامه سپس به نقل از یک مقام اطلاعاتی آمریکا می نویسد: سازمان های اطلاعاتی آمریکا به این نتیجه رسیده اند که آقای احمدی نژاد در ماجرای قتل رهبران کرد در وین نیز دست نداشته است. نیوزویک می افزاید: اما به گفته مقام یاد شده با توجه به آنکه آقای احمدی نژاد در آن زمان شخصیت سیاسی مهمی نبوده است اطلاعات کمی درباره او وجود دارد و به همین جهت نیز نمی توان به یک نتیجه گیری قطعی در این زمینه دست یافت. قدرت واقعی احمدی نژاد به نوشته نیوزویک شخصیت مذهبی آقای احمدی نژاد نه یک موضوع مصلحتی بلکه ناشی از ارتباط وی با جنبشی است که معتقد است باید خود را برای بازگشت امام زمان آماده کرد. این هفته نامه با اشاره به نگرانی های غرب از اظهارات خصومت آمیز آقای احمدی نژاد و برنامه های اتمی ایران می نویسد: از لحاظ تاریخی رئیس جمهور ایران هرگز قدرت زیادی نداشته و این رهبر جمهوری است که تصمیم های بزرگی نظیر جنگ و صلح را اتخاذ می کند. نیوزویک به نقل از یکی از مشاورین آیت الله خامنه ای رهبر ایران که خواست نامش فاش نشود نوشت: "من فکر نمی کنم که آقای احمدی نژاد بدون اجازه رهبر حتی آب بخورد." نمی توان از اتمی شدن ايران جلوگيری کرد روزنامه نیویورک تایمز با انتشار گزارشی به بررسی تحولات اخیر در برنامه هسته ای ایران پرداخته است. این گزارش که دوشنبه چاپ شد، با اشاره به بیانیه رییس جمهور آمریکا نوشت بسیاری از دیپلمات های غربی به این نتیجه رسیده اند که نمی توان مانع از تولید سلاح هسته ای توسط ایران شد. جورج بوش پس از تصویب قطعنامه هئیت رئیسه آژانس بین المللی انرژی اتمی درباره ایران، در بیانیه ای اعلام کرد که جهان به ایران اجازه تولید سلاح هسته ای نخواهد داد. تعويق پيوستن ايران به باشگاه هسته ای در این حال، نیویورک تایمز راه واقع گرایانه برخورد با برنامه هسته ای ایران را عقب انداختن زمان پیوستن این کشور به باشگاه قدرت های هسته ای می داند. این روزنامه به نقل یکی از مسئولان عالی رتبه آمریکایی نوشت در حالی که دانش فنی و وضع مالی ایرانی ها بهتر از پاکستانی ها و کره شمالی است، منع ایران از تولید سلاح هسته ای غیر ممکن است. به گفته این مقام آمریکایی که نیویورک تایمز نامش را فاش نکرد، ایران در نهایت به فناوری هسته ای دسترسی پیدا خواهد کرد و در این حال غربی ها باید امیدوار باشند که با مرور زمان شاهد تغییر حکومت در این کشور باشند. نیویورک تایمز این سخنان رابیانگر تجربه آمریکایی ها در عراق و آشکار شدن نقش شبکه مخفی عبدالقديرخان، موسس برنامه هسته ای پاکستان، در راه اندازی می داند. بر این اساس، در حالی که همکاری هسته ای ایران با شبکه عبدالقادرخان در میانه دهه 90 قظع شد، بازرسی های آژانس بین المللی انرژی اتمی نشان می دهد این کشور موفق شده است با در اختیار گرفتن منابع جدید، ایجاد زیر ساخت ها و ارتقای دانش فنی، برنامه هسته ای خود را بخوبی پیش ببرد. در این حال، برنامه هسته ای ایران هنوز تکمیل نشده است و به گفته جان نگروپونته، رییس اطلاعات ملی آمریکا، تکامل این برنامه نیاز به چند سال وقت دارد. هزينه های اتمی شدن برای ايران رابرت آینهورن، از مقام های هسته ای دولت بیل کلینتون می گوید غنی سازی اورانیوم قابل استفاده برنامه نظامی ایران به چند سال وقت نیاز دارد و امید می رود با طولانی شدن این روند، هم صدایی ایرانیان در این باره از بین برود. به گفته وی، تصمیم آژانس برای گزارش کردن برنامه هسته ای جمهوری اسلامی، ایرانی ها را متوجه هزینه های این برنامه خواهد کرد. از سوی دیگر به نوشته نیویورک تایمز، برخی از مقام های کاخ سفید، وزارت امور خارجه آمریکا و نیروهای امنیتی این کشور نگران افزون شدن شتاب دولت آقای احمدی نژاد برای تکمیل برنامه هسته ای ایران پس از تصویب قطعنامه آزانس بین المللی اتمی علیه این کشور هستند. تکرار اشتباه های اطلاعاتی آمریکا در عراق در برخورد با برنامه هسته ای ایران نیز از دیگر نگرانی های دولت جورج بوش است. آقای بوش در نوزدهم دسامبر سال گذشته با اشاره تلویحی به این موضوع، اجماع بین المللی را بهترین راه برخورد با برنامه هسته ای ایران دانسته بود. ايران عراق نيست به نوشته نیویورک تایمز، طرز برخورد مجامع بین المللی با ادعای آمریکا ضد ایران در مقایسه با عراق تفاوت دارد. براین اساس گزارشهای جدید محمد البرادعی، مدیرکل آژانس بین المللی انرژی اتمی درباره ارتباط یافته های بازرسان این سازمان در ایران با برنامه تولید جنگ افزار هسته ای، کشورهایی چون روسیه، چین، هند، مصر و یمن را به موضع گیری علیه ایران سوق داده است. نیویورک تایمز در پایان حق انتخاب آمریکا دربرخورد با برنامه هسته ایران را محدود می داند. این روزنامه به نقل ازچارلز فرگوسن، کارشناس شورای روابط خارجی آمریکا، می نویسد حمله احتمالی ایالات متحده به تاسیسات هسته ای ایران، این کشور را برای تولید جنگ افزارهای هسته ای مصمم تر خواهد کرد. |
||
|
2
نوشته شده در سه شنبه پنجم اردیبهشت 1385ساعت 11:22  توسط mohammad reza.t.... |
|
||
|
|
آمریکا: باب گفتگو با ایران همچنان گشوده است |
|
|
آدام ارلی معاون سخنگوی وزارت خارجه آمريکا در واکنش به صحبت های محمود احمدی نژاد رئيس جمهور اسلامی ايران مبنی بر عدم تمايل تهران به مذاکره با واشنگتن گفت که کشورش همچنان مايل به گفتگو با ايران درباره عراق است: "اگر ايرانيان اين گفتگوها را مفيد بدانند و بخواهند ملاقات کنند ما با آنها ملاقات خواهيم کرد. ما پيش تر هم گفتگوهايی از اين قبيل در افغانستان داشته ايم و بنابراين اين هيچ تغيير اساسی با عملکرد پيشين به حساب نمی آيد." آقای احمدی نژاد روز دوشنبه در يک کنفرانس خبری در پاسخ به سوالی درباره مذاکره ايران و آمريکا گفت که اکنون که دولت عراق در حال شکل گيری است نيازی به انجام اين گفتگوها نيست. اين در حاليست که مقام های آمريکايی گفت و گو با ايران را به تعويق انداخته و به شکل گيری دولت عراق موکول کرده بودند. اما آقای احمدی نژاد گفت ايران به آمريکا اعتماد ندارد و آمريکاييها به گفته او "دهها بار پيام دادند" که خواهان همکاری ايران در زمينه مسايل عراق هستند. با اين حال سخنگوی وزارت خارجه آمريکا گفت که کانال ارتباطی با ايران همچنان گشوده است و در زمان مقتضی از آن استفاده خواهد شد: "از اين کانال ارتباطی هنگاميکه لازم و مناسب باشد استفاده خواهد شد. من نمی خواهم وارد جزئيات زمان انجام اين گفتگوها شوم. اما باز هم بايد بگويم که اين مربوط به اقدامات ايران در عراق می شود." مقام های آمريکايی به کرات اعلام کرده اند که خواستار گفتگو با ايران بر سر اوضاع عراق هستند اما اين گفتگوها که قرار است در بغداد انجام شود از سوی آمريکا چندين بار به تعويق افتاده است. جورج بوش رئيس جمهور آمريکا زلمی خليلزاد سفير خود در بغداد را مامور گفت و گو با ايران کرده است. رهبران ايران نيز طی چند ماه اخير نسبت به مذاکره مستقيم با آمريکا ابراز آمادگی کرده اند. اما هر بار اين مذاکرات به دليلی به تعويق افتاده است. در مرحله آخر وزارت خارجه آمريکا اعلام کرد که آقای خليلزاد مشغول کمک به شکل گيری حکومت عراق است و تا زمانيکه دولت عراق بر سر کار نيايد ملاقاتی با ايران صورت نخواهد گرفت. در چند روز گذشته مقام های عراقی از جمله جلال طالبانی رئيس جمهوری آن کشور گفته اند که ميل دارند در گفتگوی نمايندگان آمريکا و ايران حضور داشته باشند. به گفته برخی کارشناسان در درون حکومت آمريکا برخی افراد و گروه های نزديک به دفتر ديک چنی معاون رئيس جمهور اين کشور مخالف هر گونه تماس ديپلمات های آمريکايی با ايران هستند. اما اين هنوز روشن نيست که نفوذ گروه های ياد شده در تصميم گيری های مربوط به مذاکره با ايران چقدر است. پرویز کامیاب دفتر بی بی سی، واشنگتن |
||
|
2
نوشته شده در سه شنبه پنجم اردیبهشت 1385ساعت 11:20  توسط mohammad reza.t.... |
|
||
|
|
آمريکا به دنبال تهاجم مالی عليه ايران |
|
|
مجله تایم در شماره اين هفته خود که روز یکشنبه نسخه آنلاين آن منتشر شد، از تاکتیک جدید آمریکا برای مقابله با برنامه های اتمی ایران خبر داده است. به نوشته تايم، آمریکا به جای حمله نظامی به ایران در صدد تهاجم مالی به این کشور است به این ترتیب که در نشست بعدی شورای امنیت سازمان ملل متحد آمریکا و کشورهای اروپایی پیش نویس قطعنامه ای برای اعمال تحریم های اقتصادی و سیاسی ایران تنظیم می کنند. تایم می نویسد اما اگر همانطور که انتظار می رود چین و روسیه مانع از تصویب این قطعنامه شوند، آمریکا تلاش خواهد کرد که با کمک متحدانش ایران را بیرون از چهارچوب سازمان ملل متحد از نظر اقتصادی و دیپلماتیک منزوی کند. بر اساس مقاله مجله تایم در مرحله اول طرحی که مقام های آمریکایی تنظیم کرده اند حسابهای بانکی و موسسات مالی ایران در اروپا مسدود خواهند شد. کاندولیزا رایس وزیر خارجه آمریکا هفته گذشته با وزرای دارايی بریتانیا و آلمان ملاقات کرد و درباره مسدود کردن شعب بانکی ایران در این کشورها به منظور جلوگیری از استفاده ایران از درآمدهای نفتی خود گفتگو کرد. اما به نوشته هفته نامه تایم ایران برای مقابله با چنین اقدامی مدتی پیش برخی از حسابهای بانکی خود را از اروپا به کشورهای خلیج فارس منتقل کرده است. رابرت جوزف معاون وزارت خارجه آمریکا گفته است که اخيرا در سفر به هفت کشور خاورمیانه در اين باره گفتگو کرده است که "در باره اختلال در فعاليتهای تکثير سلاح های اتمی چه می توان کرد". به گفته آقای جوزف محدويدتهای مالی "می تواند موانعی برای ايران در کسب فناوری و دانش هسته ای از خارج ایجاد کند". نشریه تایم سپس به اقدام احتمالی دیگر آمریکا اشاره می کند که طی آن این کشور سرمایه های خود را از شرکت ها و بانک هایی که با ایران ارتباط دارند خارج می کند. اما تایم با تاکید بر اینکه اجرای این طرح برای آمریکا بسیار دشوار خواهد بود می افزاید با این حال مقام های آمریکایی امیدوارند که نگرانی این شرکتها از ضربه خوردن به روابط عمومی شان در اثر تهديد آمريکا منجر به خاتمه فعالیت آنها در ایران شود. |
||
|
2
نوشته شده در دوشنبه چهارم اردیبهشت 1385ساعت 11:37  توسط mohammad reza.t.... |
|
||
|
|
سناتور کندی: گزينه نظامی در برابر ايران نبايد حمله اتمی را شامل شود |
|
|
ادوارد کندی عضو دمکرات سنای آمريکا نسبت به برنامه های اتمی ايران ابراز نگرانی کرد و آن را خطری جدی خواند. سناتور کندی در گفتگو با شبکه تلويزيونی ان بی سی از تلاش های ديپلماتيک و چندجانبه دولت جورج بوش رئيس جمهور آمريکا برای اعمال فشار بر ايران و نيز تماس های مستقيم ديپلماتهای کشورش با مقام های ايرانی استقبال کرد. او همچنين گفت که آمريکا قطعا بايد گزينه نظامی را در دستور کار خود داشته باشد اما اين به هيچ وجه شامل حمله پيشدستانه اتمی به ايران نمی شود: "من فکر می کنم که اين (طرح حمله پيشدستانه اتمی) مخرب و خطرناک است و ما در حال حاضر نياز به چنين گزينه ای نداريم. اما واضح است که ساير گزينه های نظامی بايد در دستور کار قرار داشته باشند." سناتورکندی اضافه کرد که به اعتقاد او حمله آمريکا به عراق موجب آنچه او گستاخی بيشتر ايران خواند شده بطوريکه اين کشور حمايت های خود از گروه های فلسطينی نظير حماس را افزايش داده و به برنامه های اتمی خود سرعت بيشتری داده است. سناتور کندی در پاسخ به اين سوال که اگر مشاوران نظامی تنها راه برخورد با برنامه های اتمی ايران را استفاده از بمب های تاکتيکی اتمی بدانند آنگاه چه بايد کرد گفت: "من نمی توانم هيچ شرايطی را در نظر بگيرم که در آن بتوان استفاده از بمب های اتمی تاکتيکی را حتی تصور کرد. فکر می کنم که ما بايد گزينه نظامی را مد نظر داشته باشيم اما حمله اتمی گزينه ای نيست که ما بخواهيم درباره آن فکر کنيم. اين ايده که ايالات متحده قابليت حمله اتمی پيشگيرانه عليه ايران را در نظر گرفته است پيامی نيست که ما بايد به ايرانيان، به منطقه و به جهان بدهيم. اين بسيار خطرناک و بسيار بسيار مخرب خواهد بود." ساير سناتورهای دمکرات نيز گرچه از اعمال فشارهای ديپلماتيک و تحريم عليه ايران حمايت کرده اند اما نسبت به استفاده از بمب های اتمی تاکتيکی عليه تاسيسات هسته ای ايران هشدار داده اند. دايان فاينستين سناتور دمکرات از ايالت کاليفرنيا که به ضديت با حکومت ايران مشهور است هفته گذشته طی مقاله ای در روزنامه لس آنجلس تايمز خاطرنشان کرد که آمريکا بايد گزينه نظامی را همچنان مد نظر قرار بدهد اما اين مسئله تحت هيچ شرايطی نبايد شامل حمله پيشدستانه اتمی به اين کشور شود. خانم فاينستين افزود آمريکا بايد از اوضاع عراق تجربه اندوزد و تلاش کند که با استفاده از ابزارهای ديپلماتيک و بسيج جامعه جهانی غنی سازی اورانيم در ايران را بطور کامل متوقف کند. برخی از دمکراتهای آمريکا نگرانند که در صورت وقوع يک حمله تروريستی ديگر نظير حملات يازده سپتامبر در آمريکا آقای بوش ايران را مسئول جلوه دهد و همانگونه که حمله به عراق را توجيه کرد به ايران نيز لشکرکشی کند. |
||
|
2
نوشته شده در دوشنبه چهارم اردیبهشت 1385ساعت 11:32  توسط mohammad reza.t.... |
|
||
|
|
جبهه دمکراسی خواهی و حقوق بشر؛ شعاری که عملی می شود؟ |
|
|
مصطفی معين، نامزد انتخابات رياست جمهوری از سوی طيفی از اصلاح طلبان جمهوری اسلامی که از خود به عنوان اصلاح طلبان پيشرو ياد می کنند، اعلام کرده است که اخيرا با سه تن از مراجع تقليد در قم ديدار و پيش نويس منشور جبهه دمکراسی خواهی و حقوق بشر را به آنان ارايه کرده است. بحث تشکيل جبهه دمکراسی خواهی و حقوق بشر، در گرماگرم نهمين دوره انتخابات رياست جمهوری و به عنوان محوری برای همکاری و ائتلاف برخی از گروه های اصلاح طلب از جمله جبهه مشارکت با شماری از نيروها و فعالان سياسی بيرون از قدرت نظير نهضت آزادی ايران و نيروهای ملی- مذهبی مطرح شد. با اين همه، بحث ها درباره تشکيل اين جبهه از اظهار نظرهای گوناگون فراتر نرفت و به رغم گذشت نزديک به يک سال از طرح آن، به نظر می رسد که هنوز اقدامی عملی برای تشکيل چنين جبهه ای صورت نگرفته است. ممکن است اين ديدارها با هدف فعال تر کردن زمينه های تحقق جبهه دمکراسی خواهی از يک سو و جلب حمايت نيروهايی که تاکيد بيشتری بر وجوه مذهبی و اسلامی چنين جبهه ای دارند از سوی ديگر صورت گرفته باشد ديدار مصطفی معين با حسينعلی منتظری، عبدالکريم موسوی اردبيلی و يوسف صانعی، سه تن از مراجع تقليد و روحانيون بلندپايه نزديک به اصلاح طلبان در جمهوری اسلامی، تازه ترين حرکت عملی، پس از مدت ها سکوت درباره تشکيل ائتلاف طيفی از نيروهای سياسی تحت عنوان جبهه دمکراسی خواهی و حقوق بشر است. وی در ديدارهای خود، ضمن ارايه پيش نويس منشور جبهه دمکراسی خواهی، از هر سه مرجع تقليد خواسته است که از منظر فقهی و شرعی موضوع حقوق بشر را بيش از پيش مورد توجه قرار دهند. آقای معين گفته است که پيش نويس منشور اين جبهه، پس از ماه ها بحث با جمعی از نخبگان و فعالان سياسی با گرايش های مختلف از 14 حزب، گروه و تشکل سياسی آماده شده است. وی به نام اين احزاب و گروه ها اشاره ای نکرده است، اما به نظر می رسد که به رغم برخی تحولات و موضع گيری ها، تشکيل دهندگان جبهه دمکراسی خواهی، يعنی جبهه مشارکت ايران اسلامی، نهضت آزادی ايران و نيروهای ملی- مذهبی همچنان اصلی ترين گروه های حاضر در اين جبهه باشند. برخی از گروه های فعال ديگر، به رغم حمايت اوليه از تشکيل چنين جبهه ای، عملکرد جبهه مشارکت به ويژه در دور دوم انتخابات رياست جمهوری را مورد انتقاد قرار دادند و مصطفی معين و حاميانش را متهم کردند که از مفاهيمی مانند حقوق بشر و دمکراسی به عنوان تاکتيکی برای جلب آرا بيشتر استفاده کرده اند. در ماه های اخير، برخی نيروها که در آغاز از تشکيل جبهه دمکراسی خواهی حمايت کرده بودند، اقداماتی برای تشکيل ائتلافاتی تازه را سازمان دادند و عملا بر فاصله خود با طيف اصلاح طلبان درون حاکميت افزودند. برخی از گروه های فعال، به رغم حمايت اوليه از تشکيل جبهه دمکراسی خواهی، عملکرد جبهه مشارکت به ويژه در دور دوم انتخابات رياست جمهوری را مورد انتقاد قرار دادند و مصطفی معين و حاميانش را متهم کردند که از مفاهيمی مانند حقوق بشر و دمکراسی به عنوان تاکتيکی برای جلب آرا بيشتر استفاده کرده اند از سوی ديگر، برخی گروه های نزديک به جبهه مشارکت، از جمله سازمان مجاهدين انقلاب اسلامی که از نامزدی مصطفی معين حمايت می کردند، نه تنها بر مرزبندی صريح خود با گروه هايی مانند نيروهای ملی- مذهبی و نهضت آزادی تاکيد می کردند، بلکه از پيوستن به جبهه دمکراسی خواهی نيز سرباز زدند. چنين امری نيز تحقق جبهه دمکراسی خواهی و حقوق بشر را بيش از پيش با ترديد روبه رو کرده بود؛ هرچند برخی چهره های شاخص در سازمان مجاهدين و جبهه مشارکت تاکيد کرده اند که تشکيل و فعاليت اين جبهه قطعی است. محمد رضا خاتمی، دبير کل جبهه مشارکت در تازه ترين اظهار نظر خود در اين زمينه گفته است بايد مطمئن بود که جبهه دمکراسی خواهی تشکيل خواهد شد. با وجود اين، وی تصريح کرده تا زمانی که نتوان به يک استراتژی و هدف واحدی دست پيدا کرد، نمی توان به طور رسمی تشکيل چنين جبهه ای را اعلام کرد. اکنون ديدار مصطفی معين با سه تن از مراجع تقليد، می تواند به معنای آغاز دور تازه ای از تلاش ها برای به ثمر رساندن طرح تشکيل ائتلافی حول محور دمکراسی خواهی و حقوق بشر باشد؛ امری که می تواند با دو انتخابات پيش رو، يعنی انتخابات مجلس خبرگان رهبری و شوراهای شهر و روستا نيز پيوند يابد. آقای موسوی اردبيلی، پيش از اين دادستان کل کشور و آقای صانعی نيز در يک دوره عضو شورای نگهبان بوده است؛ با اين همه، به نظر می رسد که اين دو نيز همچون آيت الله منتظری در شرايط کنونی از ابزارهای لازم چندانی برای تاثيرگذاری بر فرآيندهای تصميم گيری در جمهوری اسلامی برخوردار نيستند. با وجود اين، ممکن است اين ديدارها با هدف فعال تر کردن زمينه های تحقق جبهه دمکراسی خواهی از يک سو و جلب حمايت نيروهايی که تاکيد بيشتری بر وجوه مذهبی و اسلامی چنين جبهه ای دارند از سوی ديگر صورت گرفته باشد. |
||
|
2
نوشته شده در دوشنبه چهارم اردیبهشت 1385ساعت 11:31  توسط mohammad reza.t.... |
|
||
|
|
ايران تا چه اندازه در پذيرش طرح روسيه جدی است؟ |
|
|
علی اصغر سلطانیه، نماینده ایران در آژانس بین المللی انرژی اتمی که برای شرکت در کنفرانس " امنیت انرژی" در مسکو به سر می برد، خبر از دستیابی توافقی اصولی با روسیه برای غنی سازی اورانیوم داده است. پیشنهاد روسیه مبنی بر انتقال بخش های حساسیت بر انگیز برنامه هسته ای ایران به خاک این کشور که بعدها به "طرح روسیه" موسوم شد، از همان آغاز اگر چه با استقبال گرمی از سوی مقام های ایرانی روبه رو نشده بود، اما گفت و گوهای تیم مذاکره کننده هسته ای ایران با روسیه در خصوص جزئیات این طرح توانست امیدهایی را برای امکان اجرایی شدن آن ایجاد کند. سال گذشته و در پی توقف مذاکرات ایران با سه کشور اروپایی که نشان از بالا گرفتن بحران می داد، راه حل میانه روسیه از سوی سه کشور اروپایی مورد پذیرش قرار گرفت و سپس حتی جورج بوش، رییس جمهوری آمریکا هم آن را به تلویح مورد تایید قرار داد. اما پس از ماه ها مذاکره، مقام های دو کشور در تهران و مسکو، نهایتا به دليل پا فشاری ایران بر حفظ فن آوری غنی سازی اورانیوم در داخل این کشور این مذاکرات عملا با شکست مواجه شد. اکنون در حالی که مدت بسیار کوتاهی تا پایان ضرب الاجل یک ماهه شورای امنیت و تشکیل جلسه آتی این شورا باقی است، یک بار دیگر علی اصغر سلطانیه خبر از توافق اولیه برای غنی سازی اورانیوم در خاک روسیه می دهد. کارشناسان سیاسی معتقدند زنده کردن این بحث در مقطع فعلی تنها در صورتی می تواند تحولی در روند پرونده ایجاد کند که مطرح شدن آن، همزمان با پذیرش تعلیق فعالیت های غنی سازی در داخل ایران باشد. منصور فرهنگ، نماینده پیشین ایران در سازمان ملل، ضمن اشاره به این موضوع تاکید می کند که شواهد و قراین موجود حاکی از اصرار ایران بر مواضع پیشین خود است و لذا صحبت بر سر طرح روسیه را باید در زمره تکرار مکرراتی دانست که تاثیری در روند فعلی پرونده نخواهد داشت. در شرایطی که روسیه و چین به شدت از ادامه روش های دیپلماتیک برای حل بحران هسته ای ایران حمایت می کنند، ممکن است ایران در تلاش باشد با کشاندن پرونده به راهی که قبلا طی شده است، در تصمیم گیری اعضای شورای امنیت تاثیرگذار بوده و نشان دهد که راه دیپلماسی برای حصول توافق با ایران همچنان باز است. با این حال، برخی کارشناسان معتقدند محوری ترین بحث اجلاس آتی شورای امنیت، خنثی کردن مقاومت چین و روسیه در مقابل اعمال تحریم های تنبیهی علیه ایران خواهد بود و یافتن راهی برای حصول توافق با این کشور، عملا در دستور کار شورا قرار ندارد. علی اصغر سلطانیه که خبر از توافق اولیه با روس ها در زمینه سرمایه گذاری مشترک برای غنی سازی اورانیوم در خاک روسیه داده، در عین حال یادآور شده که مشکلات فنی، حقوقی و مالی همچنان در پیش روی این طرح خودنمایی می کند. رضا تقی زاده، کارشناس مسائل سیاسی ایران در اشاره به نوع این مشکلات می گوید:"با توجه به اینکه دولت روسیه در فعالیت های اقتصادی مشارکت مستقیم ندارد، پیدا کردن بخش خصوصی و شرکایی که باید این طرح را به اجرا در آورند، ابعاد اقتصادی آن و حتی تملیک زمینی که باید این پروژه در آن به اجرا در آید و مشکلات عدیده و جنبی دیگر نشان خواهد داد که چنین طرحی نمی تواند در کوتاه مدت مشکلات ایران را حل کند." خبر موافقت اولیه ایران با طرح روسیه در حالی از سوی تلویزیون دولتی ایران منتشر شده که همزمان اولگ کوزرف، معاون وزیر امور خارجه روسیه از امتناع ایران با موافقت با طرح پیشنهادی روسیه ابراز تاسف کرده است. |
||
|
2
نوشته شده در یکشنبه سوم اردیبهشت 1385ساعت 10:42  توسط mohammad reza.t.... |
|
||
|
|
فرمانده پليس تهران: پليس با مساله حجاب کاری ندارد |
|
|
همزمان با آغاز دور تازه ای از آنچه در جمهوری اسلامی برخورد با "بی حجابی و بد حجابی" خوانده می شود، مرتضی طلايی فرمانده نيروی انتظامی تهران بزرگ تاکيد کرده است که پليس با مساله حجاب کاری ندارد. آقای طلايی گفته است هدف از راه اندازی گشت های ارشاد پليس، ارتقای امنيت اجتماعی است و پليس به هيچ وجه وارد حوزه خصوصی مردم نمی شود. اين سخنان در حالی بيان شده که پيشتر از فرمانده نيروی انتظامی تهران بزرگ نقل شده بود که پليس با زنانی که به گفته وی شلوار کوتاه، مانتوهای تنگ و رنگی و روسری های کوتاه و نازک می پوشند، برخورد خواهد کرد. با اين حال، آقای طلايی انتساب چنين سخنانی به خود را تکذيب کرده و گفته است به عنوان فرمانده نيروی انتظامی به جامعه اطمينان میدهد که پليس نه تنها به دنبال برخورد با جامعه نيست، بلکه تنها هدفش ارتقاء سلامتی و امنيت جامعه است و ماموران نيز در اين راستا، بدون عصبانيت و با دوستی و حفط احترام و شخصيت افراد عمل می کنند. در هفته گذشته، به دنبال برپايی تجمعی در مقابل مجلس شورای اسلامی در اعتراض به آنچه گسترش بدحجابی و بی حجابی در جامعه خوانده شد، مقامات حکومتی و انتظامی بر ضرورت انجام اقدامات جدی تر برای رعايت حجاب و شئونات اسلامی تاکيد کردند. قرار بود اين اقدامات که از جمله شامل برخورد با کسانی که در معابر عمومی و پارک ها سگ به همراه دارند نيز می شود، از اول ارديبهشت ماه انجام گيرد، اما بعدا اعلام شد که يکصد مامور مرد و يکصد مامور زن عمليات گشت زنی خود را از روز شنبه آغاز خواهند کرد. با وجود اين و همزمان با آغاز کار مامورانی که از آنها به عنوان ماموران گشت های ارشاد ياد شده، فرمانده پليس تهران تاکيد کرده که ماموريت اين گشت ها، يک ماموريت عمومی است و آنها به هيچ عنوان نبايد وارد حوزه خصوصی مردم شوند. چنين اظهاراتی، که در پی تاکيدات روزهای اخير مبنی بر برخورد قاطع با مردان و زنانی که بی حجاب يا بدحجاب قلمداد می شوند عنوان شده، می تواند به منظور تلطيف فضای عمومی و گسترش آرامش روانی در جامعه صورت گرفته باشد. در سال های اخير، همواره همزمان با آغاز فصل گرما، بحث حجاب و برخورد با بی حجابی از سوی مراجع مذهبی، نيروی انتظامی، بسيج و نيروهای مذهبی و متشرع بالا گرفته، اما پس از اندکی، از شدت سختگيری ها کاسته شده است. در واقع برخورد با جمعيت جوانی که پوشش و رفتارش چندان با الگوهای مورد نظر در جمهوری اسلامی تناسبی ندارد، چندان کم هزينه به نظر نمی رسد. در شرايطی که مقامات برای مقابله با حوادث آتی بر سر پرونده هسته ای بر همبستگی ملی تاکيد می کنند، افزايش سختگيری ها می تواند نتايجی نادلخواه به همراه داشه باشد. با وجود اين، مشکل اصلی دولت محمود احمدی نژاد اين است که همزمان بايد انتظارات طيفی از هواداران خود را برآورده سازد که توقع دارند دولت جديد، به عنوان دولتی انقلابی و پايبند به شرع، احکام اسلامی به ويژه در زمينه مسايلی همچون حجاب را به طور گسترده در جامعه جاری سازد. |
||
|
2
نوشته شده در یکشنبه سوم اردیبهشت 1385ساعت 10:40  توسط mohammad reza.t.... |
|
||
|
|
کتابچه ای برای درک ايران |
|
|
مرکز سياست خارجی (Foreign Policy Centre) که مؤسسه ای پژوهشی در لندن است، جزوه ای 38 صفحه ای با عنوان "درک ايران" (Understanding Iran) منتشر کرده و انتشار آن را با برگزاری ميزگردی درباره ايران اعلام کرده است. در اين ميزگرد که روز چهارشنبه نوزدهم آوريل (سی ام فروردين) برگزار شد، استيون تويگ، رئيس مرکز سياست خارجی و هيو بارنز، رئيس بخش دموکراسی و بحران اين مرکز همراه با مارک فيتزپاتريک عضو ارشد هيئت علمی مؤسسه بين المللی مطالعات راهبردی (IISS) در لندن و سايمون تيسدال معاون سردبير روزنامه بريتانيايی گاردين به بحث و گفتگو درباره ايران پرداختند. مرکز سياست خارجی خود را يکی از بانکهای اصلی انديشه و مؤسسات پژوهشی عمده اروپايی معرفی می کند که با حمايت تونی بلر نخست وزير بريتانيا تأسيس شده و از جمله اهدافش يافتن راه حلهايی برای معضلات جهانی است که بر اساس تنوع و تکثر فرهنگها بنا نهاده شده باشند. در شرايطی که ايران و فعاليت اتمی آن صدر نشين اخبار جهان شده و گمانه زنيهای مختلفی درباره آينده رويارويی ايران و غرب مطرح می شود، مرکز سياست خارجی کوشيده است با انتشار جزوه "درک ايران" تکثر و تنوع را در ساختار قدرت در ايران به ترسيم کشد، به تحليل شخصيت شماری از افراد با اهميت در اين کشور بپردازد و زمينه های شکلگيری جامعه مدنی در ايران را بررسی کند. مؤلفان جزوه درک ايران را هيو بارنز و آلکس بيگهام تدوين کرده اند. هيو بارنز که اکنون مديريت بخش دموکراسی و بحران را در مرکز سياست خارجی به عهده دارد، دارای سابقه بيست سال خبرنگاری در زمينه اخبار جهانی است؛ جنگ کوزوو را برای روزنامه فايننشال تايمز، هفته نامه يکشنبه های اينديپندنت و نشريه نيو استيتسمن گزارش کرده و گزارشگر حمله آمريکا به افغانستان برای هفته نامه ساندی تايمز بوده است. او همچنين سه سال خبرنگار ارشد خبرگزاری فرانسه در مسکو بوده و مقالات متعددی نيز در مورد روسيه، آسيای ميانه، خاورميانه و آفريقا نوشته است. آلکس بيگهام، ديگر مؤلف جزوه "درک ايران" در زمينه ايران در مرکز سياست خارجی تحقيق می کند. ترکيب جمعيتی جزوه "درک ايران" پس از مقدمه ای درباره وضع کنونی ايران ابتدا به جغرافيای ايران و شرحی درباره ترکيب جمعيتی، قومی و مذهبی ايران پرداخته که طی آن وضع اين گروههای جمعيتی چندان خوشايند توصيف نشده است. سپس ساختار قدرت در ايران تشريح گرديده و تلاش شده تا در مورد اينکه چرا اجزای مختلف حکومت، همچون دولت، مجلس و قوه قضائيه گاه رو در روی يکديگر و گاه در کنار يکديگر قرار می گيرند توضيح داده شود و مسئله تعدد مراکز تصميم گيری در ايران تبيين گردد. دموکراسی در بخش بعدی که به دموکراسی در ايران اختصاص دارد نوشته شده که ايرانيها کشور خود را جولانگاه رقابت غرب و شرق می دانند و معتقدند که غرب و شرق هر دو به ايران خيانت کرده و مانع از برقراری دموکراسی در کشورشان و پيشرفت آن گرديده اند. به نظر نويسندگان جزوه، چنين انديشه ای در ايران باعث شده است که ايرانيها 'جهان سوم گرا' شوند و در جستجوی راهی مستقل برآيند. علاقه ايران به نزديکی به چين و روسيه در آرايش کنونی قدرتهای جهان نيز از نظر نويسندگان، برگرفته از چنين طرز فکری است. اقتصاد جزوه "درک ايران" سپس به اقتصاد ايران پرداخته و آن را دچار عدم کارآيی، سوء مديريت، حيف و ميل و فساد بی رويه توصيف کرده است. آن گونه که در اين بخش از جزوه آمده، ايران حتی اگر نرخ رشدی معادل شش تا هفت درصد داشته باشد، ميزان بيکاری در همان حد کنونی ثابت خواهد ماند. تورم و همچنين بنيادهای بزرگ اقتصادی از جمله موانع توسعه ايران شمرده شده اند و تأکيد شده که مشکلات اقتصادی اين کشور آن چنان عميق است که "دريای نفتی که روحانيون ايران در آن شنا می کنند" نمی توانند چاره درد آن باشد. وابستگی ايران به نفت و سلطه دولت بر اقتصاد دو مشکل اساسی اقتصاد ايران شمرده شده است. نويسندگان جزوه اذعان کرده اند که ايران قابليت تبديل به کشوری ثروتمند را دارد و ابراز عقيده کرده اند که آنچه که مانع از تبديل اين کشور به کشوری ثروتمند می شود اين است که حاکمان محافظه کار اين کشور نمی خواهند اجازه سرمايه گذاری خارجی را در کشورشان بدهند چراکه چنين چيزی به نفع اصلاح طلبان تبديل می شود و پايه های قدرتشان را سست می سازد. بحران هسته ای ايران نيز در اين جزوه عامل ديگری در کند شدن آهنگ رشد اقتصادی ايران ارزيابی شده است. جامعه مدنی نويسندگان جزوه سپس به جامعه مدنی و حقوق بشر در ايران می پردازند و ضمن اينکه پيروزی محمود احمدی نژاد را در انتخابات اخير رياست جمهوری ايران، شکستی برای فعالان جامعه مدنی ارزيابی می کنند به افت و خيزهايی که جامعه مدنی طی سالهای پس از انقلاب طی کرده و دلائل عدم توسعه و شکلگيری آن اشاره می کنند. توصيه ها جزوه "درک ايران" در ادامه با اختصاص دادن فصلهايی به رسانه ها، مخالفان حکومت، تغييرات سياسی، سياست خارجی و برنامه اتمی ايران در پايان به بررسی احتمال حمله نظامی به ايران می پردازد. در اين بخش پس از آنکه پيامدهای ناگوار حمله به ايران گوشزد می شود، پيشنهاد می گردد که در قبال ايران راه تحريم در پيش گرفته شود و برای جلب موافقت چين و روسيه با تحريم ايران امتيازاتی به آنها داده شود. همچنين توصيه می گردد که مبادلات فرهنگی، اقتصادی، آموزشی و اجتماعی با بدنه جامعه ايرانی گسترش يابد تا حکومت تحت فشار داخلی مجبور به کاستن از محدوديتها شود. تماس با حلقه های اصلی قدرت در ايران برای دستيابی به توافقی با آنان نيز از جمله ديگر توصيه های نويسندگان جزوه است. |
||
|
2
نوشته شده در شنبه دوم اردیبهشت 1385ساعت 10:51  توسط mohammad reza.t.... |
|
||
|
|
بروز نشانه های سازش از سوی تهران در مورد مساله هسته ای |
|
|
تنها يک هفته مانده به پايان ضرب الاجل شورای امنيت سازمان ملل برای ايران جهت معلق کردن فعاليت های غنی سازی اورانيوم، نشانه های فزاينده ای به چشم می خورد که ايران ممکن است مايل باشد بر سر برنامه های اتمی خود دست به سازش بزند. در پی بالا گرفتن گفتگو از تحريم يا حتی انجام عمليات نظامی عليه تاسيسات اتمی ايران در صورت خودداری تهران از تعليق غنی سازی، فرستادگان جمهوری اسلامی در آخرين لحظه فعاليت های ديپلماتيک خود را شدت بخشيده اند. يک مقام ايرانی که نخواست نامش فاش شود می گويد هياتی که روز چهارشنبه به مسکو رفت تا با اروپايی ها مذاکره کند، پيشنهاد تعليق کامل غنی سازی اورانيوم را داد به شرطی که فعلا علنی نشود. آن هيات روز چهارشنبه با نمايندگان آلمان، بريتانيا و فرانسه در مسکو گفتگو کرد اما اروپايی ها گفتند که در اين مذاکره تغييری در موضع ايران مشاهده نکرده اند. اين مقام ايرانی می گويد اروپايی ها پيشنهاد تهران را با اين استدلال که مديرکل آژانس بين المللی انرژی اتمی بايد تا پايان ماه جاری ميزان همکاری ايران را به شورای امنيت گزارش کند رد کردند. ساير گزارش ها از اروپا حاکيست که ايران پيشنهاد يک وقفه فنی کوتاه در غنی سازی را داده است تا زمينه انجام گفتگوها فراهم شود، اما اين پيشنهاد رد شد. اينها نشانه های نرمشی احتمالی از سوی ايران است که تاکنون با شعارهای مقابله جويانه و تمرد آميز به درخواست های شورای امنيت واکنش نشان می داد. يک استدلال اين است که اکنون که ايران می گويد در فناوری غنی سازی اورانيوم مهارت پيدا کرده، می تواند به گونه ای آبرومندانه برنامه اتمی اش را متوقف کند. اخيرا همچنين صحبت های بيشتری از نياز ايران به مذاکره مستقيم با آمريکا در مورد مساله هسته ای مطرح شده است. اما معلوم نيست آيا آمريکا مايل است اين کار را به شکلی انجام دهد که تهران بتواند حفظ آبرو کند يا اينکه آن کشور را وادارد به تمام خواسته های واشنگتن تن دهد. |
||
|
2
نوشته شده در شنبه دوم اردیبهشت 1385ساعت 10:47  توسط mohammad reza.t.... |
|
||
|
|
انتقاد و هشدار؛ اجماعی فراگير وجود ندارد |
|
|
حسن روحانی، دبير سابق شورای عالی امنيت ملی و رييس تيم پيشين مذاکرات هسته ای ايران با انتقاد تلويحی از تيم جديد مذاکره کنندگان هسته ای جمهوری اسلامی، هشدار داده که پيش از آنکه دير شود، بايد برای حل مساله هسته ای با غرب به گفت و گو نشست. آقای روحانی، با اشاره به چند رويداد مهم تاريخی، از جمله بحث اشغال سفارت آمريکا و آزادی گروگان ها، مذاکره با آمريکا و همچنين مذاکره با عراق برای پايان دادن به جنگ تاکيد کرده که در همه اين موارد، جمهوری اسلامی نتوانسته سريع و به موقع تصميم بگيرد و هميشه هنگامی راه مذاکره را در پيش گرفته که ديگر دير شده است. دبير سابق شورای عالی امنيت ملی، با انتقاد از چنين وضعيتی، گفته است:"ما هميشه در مقاطع سخت نمی توانيم تصميم گيری سريعی داشته باشيم و احساسات را در تصميمات دخيل می کنيم." چنين سخنانی می تواند به معنای آن باشد که از نگاه حسن روحانی، که ديدگاه هايش در زمينه پرونده هسته ای به ديدگاه کسانی چون اکبر هاشمی رفسنجانی و محمد خاتمی، روسای جمهوری پيشين نزديک است، دولت محمود احمدی نژاد و کسانی که اکنون مذاکرات اتمی ايران را پيش می برند، قدر فرصت ها را نمی دانند. سخنان حسن روحانی و اظهارات اخير اکبر هاشمی رفسنجانی، بيانگر آن است که در شرايط کنونی، اجماعی فراگير بين مراکز متعدد تصميم گيری در جمهوری اسلامی بر سر مسير آينده و اقدامات آتی ايران وجود ندارد آقای روحانی هشدار داده که با تداوم روند کنونی، ايران بار ديگر ناگزير خواهد شد در بدترين شرايط ممکن پای ميز مذاکره بنشيند و علاوه بر پرداخت هزينه های بسيار، نخواهد توانست منافع خود را تامين کند. دبير سابق شورای عالی امنيت ملی پيش بينی کرده که در آينده، شورای امنيت سازمان ملل متحد قطعنامه هايی عليه ايران صادر خواهد کرد. وی در عين حال، مذاکره با غرب را ناگزير دانسته و تاکيد کرده مساله هسته ای ايران در مذاکره و تعامل با غرب حل خواهد شد. از آنجا که جمهوری اسلامی در سال های اخير، مذاکراتی پيوسته و گسسته با اروپا داشته است، می توان چنين استنباط کرد که منظور آقای روحانی از غرب عمدتا اشاره ای تلويحی به آمريکا است. آقای روحانی، در گردهمايی سراسری دبيران تشکيلات استانی حزب اعتدال و توسعه، همچنين ضمن دفاع از عملکرد دولت های گذشته در زمينه برنامه های هسته ای گفته تدبير جمهوری اسلامی اين بود که در مساله هسته ای که امروز به يک مساله پيچيده تبديل شده، بتواند از راه هايی پيش رود که هزينه کمتری دارد. وی با تاکيد بر اينکه شرايط امروز روند را سخت تر کرده است، افزود با روی کار آمدن دولت جديد، تاکتيک ها در مساله هسته ای تغيير کرد و در برابر اين تاکتيک ها که به گفته آقای روحانی موفقيت هايی داشته، جمهوری اسلامی ناچار شده هزينه های زيادی بپردازد. آقای روحانی در عين حال، انتخابات رياست جمهوری و نتيجه آن را در ناکامی مذاکرات هسته ای جمهوری اسلامی و سه کشور اروپايی موثر دانسته و گفته است اروپايی ها در زمان انتخابات، احتياط پيشه کردند و گفتند ناچارند صبر کنند تا دولت جديد سر کار آيد. از نگاه حسن روحانی، که ديدگاه هايش در زمينه پرونده هسته ای به ديدگاه کسانی چون اکبر هاشمی رفسنجانی و محمد خاتمی، روسای جمهوری پيشين نزديک است، دولت محمود احمدی نژاد و کسانی که اکنون مذاکرات اتمی ايران را پيش می برند، قدر فرصت ها را نمی دانند به گفته وی، اگر چنين نمی شد، ايران و اروپا به توافق نهايی نزديک شده بودند. سخنان حسن روحانی، تازه ترين اظهار نظر در دفاع از عملکرد دولت های پيشين در رابطه با برنامه های هسته ای جمهوری اسلامی و انتقاد از رويکرد دولت محمود احمدی نژاد در اين زمينه است. وی با اشاره به اينکه از سال 1367 تا امروز، حرکت های زيادی در مسير دستيابی به فن آوری هسته ای صورت گرفته، برای نخستين بار خبر از آن داده که ايران برای اولين بار در سال 1381 توانسته به فن آوری غنی سازی اورانيوم دست يابد. آقای روحانی، در عين حال از مذاکراتی که تحت سرپرستی وی با سه کشور اروپايی انجام شد و در جريان آن جمهوری اسلامی به صورت داوطلبانه پذيرفت که غنی سازی اورانيوم را به حالت تعليق درآورد، دفاع کرده و گفته است اين مذاکرات، فرصتی آرام برای دانشمندان ايرانی پديد آورد تا بتوانند به فعاليت های خود ادامه دهند. پيش تر، محمود احمدی نژاد به دنبال اعلام خبر دستيابی ايران به ميزانی از اورانيوم غنی شده، بدون نام بردن از فرد يا گروه خاصی، گفته بود کسانی که با پذيرفتن تعليق موجب وقفه در پيشرفت کشور شده اند، بايد از مردم عذرخواهی کنند. سخنان حسن روحانی و اظهارات اخير اکبر هاشمی رفسنجانی، بيانگر آن است که در شرايط کنونی، اجماعی فراگير بين مراکز متعدد تصميم گيری در جمهوری اسلامی بر سر مسير آينده و اقدامات آتی ايران وجود ندارد. چنين موضوعی به ويژه به آن دليل مهم است که تصميم گيری نهايی درباره پرونده هسته ای، از حوزه اختيار دولت بيرون است و اتخاذ تصميم نهايی در اين زمينه در سطوح بالاتر قدرت صورت می گيرد. از همين رو، طرح علنی و عمومی ديدگاه هايی مغاير با مشی و روشی که از سوی دولت محمود احمدی نژاد دنبال می شود، بيانگر تلاش هايی است که برای تاثير گذاری بر تصميم گيری نهايی در مورد پرونده اتمی ايران جريان دارد. |
||
|
2
نوشته شده در شنبه دوم اردیبهشت 1385ساعت 10:45  توسط mohammad reza.t.... |
|
||
