|
|
بررسي وضعيت مصرف مواد مخدر در دانشجويان كشور ؛ آنچه برسر دانشجو مي رود |
|
|
مصرف مواد، پديدهاي است كه آسيبهاي فراوان جسمي، رواني، خانوادگي، اجتماعي و اقتصادي به دنبال دارد. بهطوري كه ميتواند شخص درگير را دچار افت جدي در كنشهاي فردي و اجتماعي كند. بنابراين اين موضوع نيازمند برخورد جدي و البته علمي مسوولان است. لازمه چنين مقابلهاي، بيش از هر چيز آگاهي از چگونگي پيدايش، سير تغييرات و نيز ميزان شيوع آن در يك جمعيت خاص است. در حال حاضر اطلاعاتي از داخل و خارج از كشور در دست است كه نشان ميدهد مصرف مواد در بين قشر جوان و دانشجويان رو به افزايش است. با توجه به ساختار جمعيتي جوان ايران، يكي از گروههاي در معرض خطر، دانشجويان ميباشند. مصرف مواد در جمعيت دانشجويان موجب صدماتي خواهد شد كه از آن جمله ميتوان به اختلال در روند تحصيل دانشجو و در نتيجه ركود علمي، انتشار بيشتر مصرف در جامعه دانشجويي و ترويج فرهنگ مصرف در كل جامعه به علت الگو قراردادن قشر تحصيل كرده، اشاره نمود. در ايران مطالعات متعددي درخصوص مصرف مواد در دانشجويان انجام شده و نتايج گزارش شده بسيار متنوع بوده است. اين گزارش، مطالعهاي سيستماتيك بر روي پژوهشهاي مربوط به سوءمصرف مواد در دانشجويان انجام داده و تخميني از وضعيت سوءمصرف مواد مختلف در دانشجويان كشور ارائه كرده است. در اين مطالعه تعداد 17 مطالعه همهگيرشناسي كه مربوط به سالهاي 1376 تا 1382 بودهاند، مورد استفاده قرار گرفته است. جمعيت نمونه در 12 مطالعه، دانشجويان دانشگاههاي علوم پزشكي (شامل يك مورد دستياران) و در هشت مطالعه دانشجويان دانشگاههاي تحت پوشش وزارت علوم ميباشد (در سه مطالعه جمعيت نمونه از هر دو گروه دانشگاهها بوده است.) مطالعات انجام شده پنج مطالعه در شيراز، چهار مطالعه در تهران و يك مطالعه در هر كدام از شهرهاي كرمان، رفسنجان، ساري، بابل، مشهد و اروميه انجام شده است. حجم نمونه در مطالعات مختلف بين 184 تا 5250 نفر بوده است. روش تحقيق در تمامي موارد استفاده از پرسشنامه و گزارش فردي (Self-report( بوده است. غير از يك مورد كه با مصاحبه رودررو انجام پذيرفته، در بقيه موارد پرسشنامه توسط خود فرد تكميل شده و بدون ثبت مشخصات قابل شناسايي بوده است. شيوع مصرف مواد اپيوئيدي در طول عمر ترياك: مصرف ترياك در طول عمر در مردان در هشت مطالعه بررسي شده و نتايج آن از 778 درصد تا 3118 درصد پراكنده بوده است. بالاترين ميزان (يعني 3118 درصد) در دانشجويان سال آخر پزشكي گزارش شده است. مصرف ترياك در طول عمر در زنان در هفت مطالعه بررسي و ثبت شده كه در دو مطالعه صفر و در مطالعههاي ديگر 003، 005، 225، 447 و 5 درصد گزارش شده است. هروئين: مصرف هروئين در طول عمر در مردان در پنج مطالعه، بررسي و ثبت شده كه ميزان آن بين صفر تا 221 درصد گزارش شده است. مصرف هروئين در طول عمر در زنان نيز در پنج مطالعه، بررسي و ثبت شده كه در سه مطالعه صفر و در دو مطالعه 003 و 006 درصد گزارش شده است. ساير: مصرف مرفين در طول عمر در مردان در سه مطالعه بررسي و از صفر تا 227 درصد و در زنان در چهار مطالعه بررسي و از صفر تا 006 درصد گزارش شده است. مصرف شيره در طول عمر تنها در مردان و در يك مطالعه (در 6 دانشگاه كشور) مورد بررسي قرار گرفته و ميزان آن 443 درصد گزارش شده است.مصرف تزريقي مواد: تنها در يك مطالعه در مردان و در طول عمر مورد بررسي قرار گرفته كه ميزان آن 0036 درصد گزارش شده است. شيوع مصرف مواد اپيوئيدي در زمان انجام مطالعه ترياك: مصرف ترياك در زمان انجام مطالعه در مردان در چهار مطالعه مورد بررسي قرار گرفته است و در سه مطالعه بين 771 تا 1002 درصد و در انترنهاي دانشگاه تهران در 2445 درصد موارد گزارش شده است. جالب است كه كمترين ميزان گزارش از كرمان بوده كه البته تنها مطالعهاي است كه با شناسايي و مصاحبه رودررو انجام شده است. مصرف ترياك در زمان انجام مطالعه در زنان نيز در چهار مطالعه بررسي و ثبت شده كه در دو مطالعه صفر و در يك مطالعه 116 درصد و در دانشجويان پرستاري دانشگاه شيراز 332 درصد گزارش شده است. هروئين: مصرف هروئين در زمان انجام مطالعه در مردان در پنج مطالعه مورد بررسي قرار گرفته است و در سه مورد صفر و در دو مورد 112 و 118 درصد گزارش شده است. مصرف هروئين در زمان انجام مطالعه در زنان در شش مطالعه بررسي و ثبت شده كه در پنج مطالعه صفر و در ديگري 004 درصد گزارش گرديده است. ساير: مصرف جاري مرفين در مردان در دو مطالعه بررسي و در هر دو صفر و در زنان در سه مطالعه بررسي و در هر سه صفر گزارش شده است. مصرف شيره در زمان انجام مطالعه تنها در مردان و در يك مطالعه (در شش دانشگاه كشور) مورد بررسي قرار گرفته و ميزان آن 332 درصد گزارش گرديده است. شيوع مصرف روزانه مواد اپيوئيدي ترياك: مصرف روزانه ترياك در مردان در چهار مطالعه بررسي و ارائه و بين 334 تا 888 درصد گزارش شده است. مصرف روزانه ترياك در زنان در چهار مطالعه بررسي و ارائه و در سه مورد صفر و در شيراز 112 درصد گزارش شده است. هروئين: مصرف روزانه در مردان در سه مطالعه بررسي و ارائه و در دو مطالعه صفر و در شيراز 112 درصد گزارش شده است. مصرف روزانه هروئين در زنان در چهار مطالعه بررسي و ثبت و در تمام موارد صفر گزارش شده است. ساير: مصرف روزانه مرفين در مردان در سه مطالعه بررسي و در دو مطالعه صفر و در يك مطالعه 006 درصد و در زنان در چهار مطالعه بررسي و در سه مطالعه صفر و در يك مطالعه 006 درصد گزارش گرديده است. شيوع مصرف الكل شيوع مصرف الكل در طول عمر: در مردان شيوع مصرف الكل در طول عمر در 9 مطالعه بررسي و ثبت شده كه ميزان آن از 1119 درصد تا 4559 درصد ذكر گرديده و ارقام ديگر ميان اين دو رقم پراكنده بوده است. در زنان نيز در هشت مطالعه ميزان آن بين 111 تا 1334 درصد و ميان اين دو رقم پراكنده بوده است. شيوع مصرف الكل در زمان انجام مطالعه: در مردان شيوع مصرف الكل در زمان انجام مطالعه در چهار مطالعه بررسي و ثبت شده است كه در سه مطالعه 1002 تا 1226 و در يك مطالعه 3004 درصد بوده است. در زنان تنها در دو مطالعه اين شاخص بررسي شده است كه ميزان آن را 118 و 221 درصد گزارش نمودهاند. شيوع مصرف روزانه الكل: در مردان مصرف روزانه الكل در پنج مطالعه بررسي و ثبت شده است كه طيف وسيعي داشته و در چهار مطالعه از 005 تا 552 و در يك مطالعه در شيراز 3004 درصد گزارش شده است. در زنان نيز اين شاخص در چهار مطالعه بررسي شده كه ميزان آن در سه مطالعه صفر و در يك مطالعه 441 درصد گزارش شده است. شيوع مصرف حشيش در 65 مطالعه، شيوع مصرف حشيش و ماريجوانا از هم تفكيك و جداگانه مورد بررسي قرار گرفته بود. در بقيه تنها از واژه حشيش استفاده شده بود كه احتمالا در چنين حالتي پرسششوندگان به مصرف حشيش و ماريجوانا پاسخ دادهاند. در زير به ذكر نتايج مربوط به حشيش ميپردازيم، چرا كه معلوم نيست به چه ميزان نتايج ذكرشده در مطالعات براي حشيش و ماري جوانا همپوشاني دارد و بنابراين نميتوان نتايج آنها را با هم جمع كرد و تحت عنوان گروه كانابيس ذكر نمود. شيوع مصرف حشيش در طول عمر: در مردان در هفت مطالعه به ميزان شيوع مصرف حشيش در طول عمر دسترسي پيدا شد. نتايج بين 666 تا 2447 درصد متفاوت بوده است. در زنان در پنج مطالعه ميزان اين شاخص بررسي شده است. تنها نتيجه صفر درصد مربوط به مازندران بوده و در بقيه موارد سوءمصرف بين 003 تا 223 درصد گزارش شده است. شيوع مصرف حشيش در زمان انجام مطالعه: در مردان در سه مطالعه اين شاخص بررسي شده كه ميزان آن از 117 تا 888 درصد گزارش شده است. در زنان تنها يك مطالعه در شيراز ميزان آن را 006 درصد ذكر كرده است. شيوع مصرف روزانه حشيش: در مردان در شش مطالعه ميتوان نتايج شيوع مصرف روزانه حشيش را استنتاج نمود كه در چهار مطالعه ميزان آن صفر و در دو مطالعه ديگر 336 و 558 درصد گزارش شده است. در زنان ميزان آن در پنج مطالعه بررسي شده كه در هر پنج مطالعه صفر گزارش شده است (تنها در يك مطالعه شيوع وابستگي به ماري جوانا 003 درصد گزارش گرديده است) شيوع مصرف كوكائين شيوع مصرف كوكائين در طول عمر: در مردان در چهار مطالعه شيوع مصرف كوكائين در طول عمر بررسي و ثبت شده است كه سه مطالعه مربوط به شيراز بوده و سوءمصرف از صفر تا 334 درصد گزارش شده است. در زنان نيز همين چهار مطالعه شيوع سوءمصرف كوكائين در طول عمر را صفر تا 112 درصد گزارش كردهاند. شيوع مصرف كوكائين در زمان انجام مطالعه: در سه مطالعه ميتوان به شيوع مصرف حداقل يك بار كوكائين در طول يك ماه قبل از مصاحبه به تفكيك جنس دست يافت. در مردان اين ميزان در دو مطالعه صفر و در ديگري 334 درصد و در زنان دو مطالعه صفر و در ديگري 006 درصد گزارش شده است. شيوع مصرف روزانه كوكائين: اين شاخص به تفكيك جنس در چهار مطالعه قابل استنتاج است كه در يكي از آنها از واژه وابستگي بدون ذكر تعريف استفاده گرديده است. اين ميزان در مردان در سه مطالعه صفر و در ديگري 003 درصد و در زنان در سه مطالعه صفر و در ديگري 006 درصد گزارش شده است. شيوع مصرف هالوسينوژنها (مواد توهمزا) در سه مطالعه در مردان و در چهار مطالعه در زنان، نتايج قابل استنتاج است. شيوع مصرف هالوسينوژنها در طول عمر: در مردان در سه مطالعه شيوع مصرف هالوسينوژنها در طول عمر بررسي و ثبت شده است كه در دو مطالعه در مورد LSD صفر و در سومي براي هالوسينوژنها 227 درصد گزارش شده است. در زنان در چهار مطالعه شيوع مصرف LSD و يا ساير هالوسينوژنها در طول عمر سه مورد صفر و در چهارمي 006 درصد گزارش شده است.شيوع مصرف هالوسينوژنها در زمان انجام مطالعه: در مردان در دو مطالعه ميتوان به شيوع مصرف حداقل يك بار LSD در طول يك ماه قبل از مصاحبه دست يافت كه هر دو صفر گزارش شده است. در زنان اين شاخص در سه مطالعه و در هر سه صفر گزارش شده است. شيوع مصرف روزانه هالوسينوژنها: اين شاخص در سه مطالعه در مردان قابل استنتاج است كه در يكي از آنها از واژه وابستگي بدون ذكر تعريف استفاده گرديده است و در دو مطالعه صفر و در ديگري 003 درصد گزارش شده است. اين ميزان در زنان در چهار مطالعه صفر گزارش شده است. نسبت دانشجويان در جمعيت معتادان در شش مطالعه نسبت دانشجويان در جمعيت معتادان بررسي شده است كه همگي مربوط به سالهاي 1375 تا 1382 ميباشد. منبع اكثر آنها سازمان بهزيستي كشور است و اين شاخص در مراجعين به مراكز درماني بهزيستي مورد بررسي قرار گرفته است. ميزان گزارش شده بين 003 تا 009 درصد ميباشد و تنها در يك مطالعه در زندان كرمانشاه اين ميزان صفر و در گزارشي مربوط به تماسگيرندگان با صداي مشاور تهران اين نسبت 227 درصد گزارش شده است. بحث و نتيجهگيري در ايران، در سالهاي اخير، ميزان اطلاعات توليد و منتشرشده در مورد وسعت و ماهيت اعتياد افزايش يافته و در همين راستا تعداد قابل توجهي مطالعه همهگيرشناسي مربوط به مصرف مواد و اعتياد در دانشجويان انجام شده است. تمامي مطالعات مربوط به سالهاي بعد از 1376 ميباشد. پس از دوره 20 ساله وقفه در مداخله سيستم بهداشتي - درماني در اعتياد، اين سال نقطه عطفي است كه سازمان بهزيستي كشور و بهدنبال آن وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكي وارد عرصه مطالعه و مداخله مبتني بر دانش روز شده و فضاي اجتماعي نيز تا اندازهاي اجازه توليد و توزيع اطلاعات را ميدهد. مطالعه ديگري بر كل مقالات علمي چاپ شده از كشور در زمينه اعتياد نيز نشان از رشد چاپ مقالات از همين سالها دارد. در مجموع از 17 مطالعه همهگيرشناسي جمعيت دانشجويي به كار گرفته شده در اين مطالعه، 16 مطالعه توسط دانشگاههاي علوم پزشكي انجام شده بود كه نشان از توجه تخصصي بيشتر دانشگاههاي علوم پزشكي به اين رفتار مخاطرهآميز دانشجويان دارد و شايد به همين دليل تعداد مطالعاتي كه جمعيت نمونه آنها از دانشجويان دانشگاههاي علوم پزشكي بوده است، بيش از دانشجويان مشغول تحصيل در وزارت علوم ميباشد. روش تحقيق در تمامي موارد با گزارش فردي و اغلب بدون ثبت مشخصات قابل شناسايي بوده است. اين روش، براي تحقيق بر روي دانشجويان روش مطلوبي است كه موجب افزايش اعتبار تحقيق شده و از نظر اخلاقي نيز مقبول است. ليكن در هيچ مطالعهاي ميزان حساسيت و ويژگي اين روش مورد بررسي قرار نگرفته است و معلوم نيست با چه ضريب تصحيحي بايد ميزان واقعي مصرف مواد در دانشجويان را تخمين زد. تجمع مطالعات در سالهاي 1376 تا 1382 و فقدان هرگونه تحقيقي در سالهاي قبل از آن و بويژه قبل از انقلاب امكان مقايسه ميزان شيوع مصرف مواد در طول زمان را ناممكن مينمايد همچنين تجمع بيشتر همين مطالعات در سالهاي 1378 تا 1380 و استفاده از شاخصها و تعاريف متفاوت و جمعيت نمونههاي متفاوت موجب ميگردد كه نتوان هيچگونه تحليلي از تغييرات شيوع مصرف مواد در اين سالها ارائه كرد و اين در حاليست كه در سالهاي اخير بيشترين مطالعات خارجي بر روي دانشجويان را كه در مجلات علمي به چاپ ميرسند، مطالعات طولي با تجزيه و تحليل روند )Trend analysis( تشكيل ميدهند. در اين مطالعات بررسي شده از شاخصهاي مختلف با تعاريف گوناگوني استفاده شده بود. گاهي نيز از واژه مصرف بدون ذكر تواتر و يا طول زمان نام برده شده بود.بهطور خلاصه جمعبندي نتايج به دست آمده نشان ميدهد كه مصرف الكل احتمالا بيش از ساير مواد بررسيشده در اين مطالعه در ميان دانشجويان رايج است كه اين موضوع هم در مورد مصرف در طول عمر و هم در مورد مصرف در طول يك ماه اخير صدق ميكند. پس از آن ميزان مصرف ترياك و سپس حشيش بالاتر گزارش شده است. اين الگو كم و بيش هم در مردان و هم در زنان ديده ميشود. ليكن در مورد مصرف روزانه كه نشان از شدت بيشتر مصرف و احتمال ايجاد عوارض آن مانند وابستگي وجود دارد، در مردان بيشترين ميزان را ترياك و سپس الكل و حشيش تشكيل ميدهند. در زنان با توجه به كمبودن ميزان مصرف روزانه تمام مواد در مورد شيوع بيشتر نوع خاصي از مواد نميتوان نتيجهگيري كرد. در تنها مطالعه به دست آمده از قبل از انقلاب در چهار دانشگاه كشور، حشيش بهعنوان شايعترين ماده مورد استفاده توسط دانشجويان گزارش شده بود و اين احتمال وجود دارد كه الگوي مصرف دانشجويان در طول 25 سال اخير تغيير كرده باشد. از آنجا كه جمعيت دانشجويان بيشتر در طيف سني 18 تا 25 سال قرار دارند، شاخص مصرف در طول عمر از نظر بهداشتي اهميت زيادي ندارد. ليكن شاخص مصرف در يك ماه اخير بويژه در مورد برخي از مواد مانند هروئين و در درجه بعدي ترياك (به علت قدرت شديد در ايجاد وابستگي) و در مورد موادي مانند الكل و حشيش (در صورت زيادهروي و مصرف توا براساس نقطهنظر كارشناسي و برگرفته از مطالعهاي ملي ميتوان گفت كه شيوع اعتياد در جمعيت عمومي مردان بزرگسال حدود 10 درصد (حدود دو ميليون معتاد مرد از ميان حدود 10 ميليون نفر جمعيت مردان بالغ كشور) ميباشد. البته بايد در نظر داشت كه ميانگين سن معتادان كشور حدود 32 سال است كه از مطالعات مختلف به دست آمده است. بنابراين ميزان شيوع اعتياد در جمعيت عمومي مردان 18 تا 25 سال (معادل سني جمعيت دانشجويان) كمتر از 10 درصد ميباشد. در هر صورت به نظر نميرسد كه ميزان اعتياد در مردان دانشجوي كشور بيش از جمعيت مشابه غيردانشجو باشد. در مورد زنان، مطالعهاي مروري جمعيت زنان معتاد به مواد اپيوئيدي كشور را بين 100 تا 150 هزار نفر يعني 006 تا 008 درصد از زنان بزرگسال كشور تخمين زده است. با توجه به كمبودن ميزان شيوع مصرف روزانه مواد در زنان دانشجو و اين يافته كه در اكثر مطالعات اين ميزان صفر گزارش شده است، نميتوان مقايسه قابل قبولي بين ميزان اعتياد در جمعيت زنان دانشجو با جمعيت زنان غيردانشجو انجام داد. بررسي نسبت دانشجويان در جمعيت معتادان كشور(كه عمدتا از آمار مراكز درماني سازمان بهزيستي به دست آمده است)، حاكي از اين است كه بهطور متوسط حدود 005 درصد از اين معتادان را دانشجويان تشكيل ميدهند. اگر رقم معتادان كشور را دو ميليون نفر در نظر بگيريم، از اين طريق به رقم 12 هزار نفر معتاد دانشجو ميرسيم كه بسيار كمتر از رقم 50 هزار نفري است كه از مطالعات همهگيرشناسي به دست آمده است. اين به آن معناست كه يا ميزان مراجعه دانشجويان براي دريافت خدمات درماني بهطور قابل ملاحظهاي كمتر از ساير گروههاي جامعه است و يا دانشجويان، اغلب به ساير انواع مراكز مانند مطبهاي خصوصي، مراكز عمومي روانپزشكي و يا شايد مراكز مشاوره دانشجويي مراجعه ميكنند و بنابراين نسبت دانشجويان در آمار ساليانه مراجعين معتادان به مراكز درماني سازمان بهزيستي (كه شايد تنها آمار منظم منتشره در كشور باشد) براي استنتاج شيوع اعتياد در دانشجويان و تغييرات آن نميتواند منبعي مكفي باشد. مطالعات مختلف از كشورهاي غربي مانند آمريكا، كانادا، انگلستان و اسپانيا و حتي كشورهايي مانند هند، كنيا، لبنان و تركيه حاكي از آن است كه شايعترين ماده مورد مصرف دانشجويان الكل ميباشد كه ميزان مصرف طول عمر و ماه گذشته آن بسيار بيش از ميزان يافت شده در اين مطالعه در دانشجويان ايراني است كه با توجه به ممنوعيت توا * تلخيص و اقتباس: نشريه پايش فصلنامه علمي تحقيقاتي جهاد دانشگاهي وب سایت اطلاع رسانی اعتماد ملی |
||
|
2
نوشته شده در دوشنبه سیزدهم آذر 1385ساعت 9:20  توسط mohammad reza.t.... |
|
||
|
|
حاصل قهر و سكوت - سرمقاله اعتمادملي 13 آذر 1385 |
|
|
هر ملتي در تاريخ پر فراز و نشيب خود روزهايي دارد كه اگر به درستي از آن بهره نبرد، شايد زماني دراز در حسرت آن به سر برد.اگر با فضيلت باشد خود را ملامت كند و از فرصتناشناسي خود انگشت حيرت به لب گزد و اگر مسووليتناشناس باشد ابر و باد و مه و خورشيد را به كار گيرد، تا از خود رفع مسووليت كند. ملت ايران كم ندارد روزها و ايامي را كه ميتوانست اقدامي كند براي فردايش اما برنخاست و سكوت برگزيد.هرچند كم هم نبود و در هزار پاره تاريخ اين مرز و بوم كه فراخاسته است و حركتي نموده و بركتي را سبب شده است.تاريخ ما تنها گلستان و تركمانچاي و استبداد صغير و كودتاي 28 مرداد نيست. تاريخ ما تختجمشيد و رفعت و كتابت و شعر و منزلت و امپراتوري نيز داشته است. ايرانيان هم 22 بهمن را رقم زدهاند و هم فتح خرمشهر. بستگي به آن دارد كه خرد جمعي و روح ملي و رهبري هوشمندانه و آرماني كمال يافته، رگ خوابشان را تحريك كند.از آن روزي كه شهروندان تهراني در خانههاي خود نشستند تا عدهاي ناشناس با اندك آراي سازماندهي شده كرسيهاي شهر تهران را در دست گيرند و محمود احمدينژاد را به شهرداري تهران رهنمون شوند، تا امروز كه تحولات بسياري در عرصه سياسي اين اهورا سرزمين رخ نموده، زمان چندان درازي نگذشته است.اما همان شهروندان سكوت گزيده بايد پاسخ دهند با اين اقدام خود و قهر با سپهر سياست و پشت كردن به اصلاحطلبان كه انصافا نيز شايستگي نهيب شنيدن نيز داشتند، موجد چه بركت و الهامي براي جامعه بيمار ايران شدهاند.آيا امروز منزلت اجتماعي ايرانيان بيشتر ارتقاء يافته؟ آيا جامعه بينالمللي بهتر و بيشتر ما را در آغوش كشيده است؟ آيا دولت سرمايهگذاريهاي خود را در حوزه اقتصاد و صنعت تداوم و گسترش داده است؟ آيا ارزاني به دوران طلايي خويش بازگشته است؟آيا از بوي نفت بر سفرههاي مردم فقير اين سامان عطري به مشام ميرسد؟ آيا بانكهاي خارجي بهراحتي پروژههاي ايران را پشتيباني ميكنند و نرخ ريسكپذيري بيمههاي بينالمللي كاهش داشته؟ پاسخ به اين سوالات نبايد چندان سخت باشد. دولت امروز در انتخاباتي بر اريكه قدرت سوار شده كه از دل يك بازي شناختهشده انتخاباتي شكل گرفته است. اگر آن 17 ميليون هموطناني كه به دولت فعلي راي دادهاند، تصميم ديگري ميگرفتند، اتفاق فعلي تكرار ميشد؟ اگر شهروندان بر اين باورند كه قهر و سكوت آنها موجب باروري بيشتر سپهر سياست در ايران و ارتقاي جايگاه و منافع ايرانيان شده،همان سياست را ادامه دهند اما هزينههاي آن را نيز بايد پرداخت نمايند. فردا هيچ جاي گلهگذاري نيست. نميتوانند تقصيرها را به گردن زمين و زمان بيندازند. مردم ايران بايد متوجه شده باشند كه هميشه نميتوانند از رانت فراموشخاطري و حافظه كم تاريخي خود بهره برند. روزي بايد پاسخ رفتارهاي خود را بدهيم و بدانيم آينده ايران اسلامي با همت، اراده، خواست، تحرك اجتماعي و بلوغ سياسي تكتك شهروندانش صورت عافيت خواهد يافت. |
||
|
2
نوشته شده در دوشنبه سیزدهم آذر 1385ساعت 9:17  توسط mohammad reza.t.... |
|
||
|
|
مشروب با طعم آمپول |
|
|
پشت پيشخوان شلوغ است اما کنج داروخانه، يک آدم مشکوک با يک کيسه نايلون سياه، تا خرخره پر از چيپس و پفک و ماست موسير، خودش را الکی سرگرم مسواکها و خمير دندانها کرده تا سر آقای دکتر کمی خلوت شود. اين روزها کمی الکل طبی رقيق شده که بوی تندش هم با اسنانسی، آب ميوهای يا نوشابهای قابل تحمل شده باشد، نوشيدنی الکلی محبوبی است برای مردم سرزمينی که سی سالی است زندگینامه خريداران و فروشندگان مشروبات الکليش پر از حکم دادگاه است. شيشه ها شکست جوانان قديم میگويند از همان اول هم بوی الکل به مذاق انقلاب خوش نيامد، چون روزهای شلوغ سال ۵۷ سوپرمارکتها بی سر و صدا شيشههای مشروب را سر به نيست میکردند و مشروب فروشیها و پياله فروشها هم يا کرکرهها را به کل پايين کشيدند يا شدند ساندويچ و آب ميوه فروشی. انقلاب اما درِ کارخانههای توليد مشروبات الکلی را به کل تخته نکرد. چند کارخانه بزرگ و معروف که زمانی مردمیترين نوشيدنیهای الکلی را توليد میکردند، کمی خودشان را تغيير دادند تا به جای عرق کشمش و ودکا، شيشههای الکل طبی و صنعتی روانه بازار کنند؛ اما با نظارت دقيق وزارت بهداشت. از آن طرف، بازار زيرزمينی مشروبات الکلی هم به راه افتاد. بازاری که سیسال است زنده است و ابتکارش هم، به قول يکی از دستاندرکاران، در مشت ارمنیهاست: «سالهای اول انقلاب که حسابی بگير بگير بود، با زحمت میشد توی کيسه نايلون عرق کشمش خريد و با ترس و لرز آورد خانه، قيمت هم بستگی داشت به رابطه فروشنده و خريدار.»
به سلامتی کبد اما از عواقب زيرزمينی شدن، بیقيمتی و نايابی را که کنار بگذاريم، میماند قلابی شدن. چون ديگر از نظارت دولت هم بر کار توليد کنندگان خبری نيست. گله يکی از مصرف کنندگان مشروبات دستساز، از نامطمئن بودن گالنهای چهارليتری است که اين روزها به قيمت ۱۴ تا ۱۵ هزار تومان به فروش میرسد. خبرگزاری ايسنا هم در گزارشی به نقل از دکتر مهدی بلالی، رئيس انجمن سم شناسی ايران، وجود اتانول در مشروبات دست ساز را به عنوان بيشترين عامل مسموميتها معرفی میکند. اتانول در کبد اکسيد میشود و مادهای سمی توليد میکند که باعث کوری چشم میشود. پزشک اورژانس يکی از بيمارستانهای تهران میگويد: «آمار دقيقی وجود ندارد، هر هفته چند نفر را میآورند که به خاطر خوردن مشروبات الکلی دست ساز مسموم شدهاند، اغلب مسموميتها يا به خاطر زياد خوردن است يا وجود ناخالصی، گاهی در مشروبات قرصهای آرام بخش حل میکنند که خيلی خطرناک است.» به گفته نديمی، دکتر داروساز، الکل طبی که بيشتر از چغندر گرفته میشود، قابل خوردن است به شرطی که خالص باشد و ماده ديگری به آن اضافه نشده باشد. البته الکل دشمن کبد است و هرچه درصد خلوص بالاتری داشته باشد مضرتر است.
بوی گندم توزيع الکل طبی تا سال ۱۳۷۸ بسيار محدود بود و زير نظر مستقيم وزارت بهداشت انجام میشد. سهميه پزشکان و درمانگاهها و داروخانهها هم ماهی چند بطری بود. اما در اين سال با نظر وزارت بهداشت، توزيع الکل طبی به کارخانههای سازنده سپرده شد. ديگر محدوديتی نبود و هر داروخانهای اجازه يافت به اندازه مصرفش الکل طبی بخرد. مسؤل فنی يکی از داروخانهها، آغاز همه گير شدن مصرف الکل طبی را همان سال میداند، اما يک داروساز که صاحب داروخانهای در جواديه تهران است، انفجار پديده «الکل طبی» در جامعه را به بعد از ورود "الکل گندم" به ورود در اوايل دهه ۸۰ نسبت میدهد. کارخانه نيمه دولتی "اتحاديه" که بزرگترين توليد کننده الکل طبی و صنعتی کشور است و جوانان قديم هم از نامش به نيکی ياد میکنند، در سال ۱۳۸۱ برای اولين بار الکل طبی گرفته شده از گندم را با يک بسته بند جذاب وارد بازار کرد و بعد از آن بود که پای چيپس و ماست خورها به داروخانهها باز شد. بطری الکل گندم، مقطع مستطيلی دارد و شبيه بطری مشروبهای خارجی است. پيمان، يکی از طرفداران الکل گندم میگويد: «حداقل آدم میداند که الکل صنعتی يا آب قرص نمیخورد، بديش هم اين است که آدم ياد آمپول و بيمارستان میافتد.» کم کم با رونق گرفتن بازار فروش الکل طبی، کارخانههای ديگری هم دست به کار شدند و حتی کار به جايی کشيد که يک کارخانه، الکل طبی طعم دار توليد کرد.
الکل، ضدعفونی می شود اما حدود يک سال پيش وزارت بهداشت که از سوی نيروی انتظامی تحت فشار قرار گرفته بود، کارخانههای توليد کننده الکل طبی را موظف کرد مادهای تلخ کننده به توليداتشان اضافه کنند که عملاً الکل را غير قابل نوشيدن میکرد. بیتوجهی کارخانهها سرانجام باعث واکنش وزارت بهداشت شد: ۱۷ مهرماه، خبرگزاری فارس در گزارشی به نقل از روابط عمومی وزارت بهداشت آورد: « عمده مشکلات فعلی [درباره الکل] به ديدگاه يک سويه و صرفا اقتصادی در گذشته باز میگردد که... شرايط را برای عرضه و سوء مصرف اين ماده مساعد نموده و آن را به کالايی سودآور بدل می نمايد و در اين شرايط بعضا عوامل سودجو با ناديده گرفتن حرمت شرعی و عوارض سوء اجتماعی اين ماده نسبت به فعاليت غيرمجاز و کنترل نشده در اين زمينه میپردازند. از اين رو معاونت غذا و داروی وزارت بهداشت...نسبت به لغو پروانه ساخت پنج واحد الکل سازی اقدام نموده است.» قرار است از اين به بعد، الکل طبی را با مواد شيميايی ضد عفونی کننده به بازار بفرستند: «با توجه به قدرت ضعيف ضد ميکروبی اتانول و همچنين کاهش احتمالی سوء مصرف آن امروزه در بسياری از کشورها اين نوع الکل با مواد موثر و ضدعفونی کننده ديگر ترکيب و به صورت فرآوردههای بسيار کاراتر به کار میرود در اين راستا اداره کل نظارت بر مواد مخدر با انجام مطالعات کارشناسی، تدوين و بازنگری مقررات و ضوابط در صدد است تا از اين طريق زمينه را برای فعاليت صحيح و ضابطهمند توليد، توزيع و عرضه کنندگان مجاز الکل فراهم آورد.» اما هنوز الکل گندم ۹۶ درصد را میشود از داروخانهها، با يا بدون نسخه، به قيمت حدود ۲ هزار تومان خريد، قيمت الکل طبی معمولی هم حدود هزار تومان است. |
||
|
2
نوشته شده در پنجشنبه نهم آذر 1385ساعت 10:46  توسط mohammad reza.t.... |
|
||
|
|
اصلاح طلبان و انتخابات مجلس خبرگان |
|
||
|
حزب اعتماد ملی به رهبری مهدی کروبی فهرست نامزدهای انتخاباتی خود را برای ورود به مجلس خبرگان رهبری در تهران و برخی ديگر از استانهای ايران اعلام کرده است.
نگاهی به فهرست نامزدهای اعلام شده از سوی حزب اعتماد ملی نشان می دهد که اغلب چهره های معرفی شده از سوی اين حزب از روحانيون محافظه کارند يا اينکه سابقه ای در حمايت از جنبش اصلاح طلبی ايران ندارند. اين در حالی است که حزب اعتماد ملی خود را تشکيلاتی اصلاح طلب معرفی می کند، گو اينکه اصرار دارد در چارچوب ساختارهای سياسی موجود حرکت کند. در واقع اصرار حزب اعتماد ملی بر حرکت در چارچوب ساختارهای موجود خود موجب شده است که اين حزب به رغم نبود چهره های اصلاح طلب بين نامزدهای مجلس خبرگان، فهرستی از کانديداهای محافظه کار معرفی کند. بسياری از روحانيون اصلاح طلب در اين دوره از انتخابات مجلس خبرگان بيشتر با اين اطمينان که شورای نگهبان صلاحيتشان را تأييد نخواهد کرد، داوطلب نمايندگی نشدند و برخی از آنها نيز که برای اين منظور ثبت نام کردند، به دلايل مختلف در فهرست نهايی نامزدها قرار نگرفتند. مجلس خبرگان رهبری در ايران وظيفه معرفی و نظارت بر عملکرد رهبری عالی جمهوری اسلامی را بر عهده دارد و از اين حيث، به لحاظ نظری، عاليترين مرجع تصميمگيری در ايران به شمار می رود. در حقيقت مجلس خبرگان به خلاف قوای سه گانه جمهوری اسلامی که تحت نظارت رهبری انجام وظيفه می کنند، مافوق رهبری قرار دارد و از نقطه نظر تئوريک، هيچ قدرتی فراتر از آن در جمهوری اسلامی وجود ندارد. بر اين اساس، ترکيب مجلس خبرگان تأثيری مهم بر جهتگيريهای سياسی نظام جمهوری اسلامی دارد و هر گروه و جناحی که در آن اکثريت داشته باشد، می تواند کشور را به سمت اهداف مورد نظر خود سوق دهد.
اين ميزان از قدرت سبب شده است که محافظه کاران حاکم از طريق نظارت استصوابی شورای نگهبان بر انتخابات مجلس خبرگان، درباره تأييد صلاحيت داوطلبان سختگيری خارق العاده ای از خود نشان دهند و عملاً مانع حضور جدی روحانيون دارای گرايش اصلاح طلبی حتی در قالب فراکسيونی کوچک در مجلس خبرگان شوند. با آنکه داوطلب شدن برای ورود به مجلس خبرگان در انحصار مجتهدان حوزوی است، با اين همه به نظر می رسد که اگر انتخابات مجلس خبرگان به صورتی آزاد و عادلانه بين همه گرايشهای حوزوی برگزار شود، می تواند نمودی از دموکراسی در ايران باشد. اين در حالی است که ساير نهادهای انتخابی در ايران مانند مجلس شورای اسلامی و رياست جمهوری به دليل محدوديت قدرتشان، حتی اگر در شرايطی به نسبت آزاد انتخاب شوند، انتخاب شوندگان حتی اگر هم بخواهند قادر به تغيير سياستهای جاری در کشور نيستند. اين موضوع پيش از اين در دوران معروف به اصلاحات تجربه شده است. در آن دوره، قدرت محمد خاتمی رئيس جمهور اصلاح طلب از سوی نهادهای گوناگون انتصابی، بويژه قوه قضائيه محدود و خنثی شد. هنگامی که اکثريت قاطع کرسيهای مجلس شورای اسلامی نيز در اختيار اصلاح طلبان قرار گرفت، باز هم در معادله قدرت تأثير چندانی نداشت زيرا شورای نگهبان اغلب مصوبات اصلاح طلبانه مجلس را وتو کرد و با پافشاری مجدد مجلس بر مصوبات خود، سرنوشت اين مصوبات به مجمع تشخيص مصلحت نظام سپرده شد که نهادی انتصابی است. اين وضعيت برخی از طيفهای راديکالتر اصلاح طلب را به اين نتيجه رساند که تسخير مجلس و رياست جمهوری از راه انتخابات ثمر لازم را ندارد، از اين رو آنان در انتخابات مجلس هفتم و رياست جمهوری نهم از شرکت در انتخابات سرباز زدند. اما کمتر کسی در ايران در ميزان أثرگذاری مجلس خبرگان ترديد دارد و به همين دليل برخی از تحليلگران معتقد بودند که اصلاح طلبان باورمند به مشارکت در هر انتخاباتی، بايد فعاليت خود را بر انتخابات خبرگان متمرکز می کردند و با ترغيب روحانيون اصلاح طلب به ثبت نام گسترده و نيز شرکت آنها در "آزمون علمی" شورای نگهبان، راه محافظه کاران برای تسلط دوباره بر مجلس خبرگان مشکل می کردند. اما اصلاح طلبان تحرکی از خود نشان ندادند و بدون هرگونه فعاليت جدی، مجلس خبرگان را پيشاپيش به رقيب واگذار کردند. اصلاح طلبان معتقد به مشارکت در هر انتخاباتی اينک يا بايد مانند حزب اعتماد ملی فهرستی از داوطلبان محافظه کار را به عنوان نامزدهای رسمی خود معرفی کنند يا بدون سر و صدا از کنار انتخابات خبرگان عبور کنند، زيرا آنان اصولاً اعتقادی به تحريم انتخابات ندارند. ظاهراً اصلاح طلبان ترجيح داده اند که به جای رقابت مؤثر در انتخابات خبرگان، فعاليت خود را بر انتخابات شورای شهر تهران متمرکز کنند، نهادی که می تواند بسرعت از سوی محافظه کاران فلج و ناکارآمد شود. |
||||
|
2
نوشته شده در پنجشنبه نهم آذر 1385ساعت 10:41  توسط mohammad reza.t.... |
|
||||
|
|
قطعنامه سازمان ملل عليه وضعيت حقوق بشر در ايران |
|
|
نسبت به آنچه تداوم ارعاب، سرکوب و تعقيب مدافعان حقوق بشر، مخالفان سياسی، اقليتهای قومی و مذهبی و ديگر گروهها در ايران خوانده است ابراز نگرانی و اعلام کرده که بر اساس معيارهای بين المللی رئيس جمهور ايران در برقراری عدالت موافق نبوده است.
مجمع عمومی سازمان ملل در اين قطعنامه از دولت ايران خواسته است حق آزادی بيان و برگزاری تجمعات را رعايت کند و کاربرد شکنجه، "مجازات بيرحمانه" و تبعيض مذهبی، قومی، زبانی و جنسی را از ميان بردارد. اين قطعنامه را کانادا تنظيم کرده و نماينده ايران در کميته سوم مجمع عمومی سازمان ملل هنگام رأی گيری به قطعنامه به دولت کانادا اعتراض کرده و خواستار آن شده که رفتار دولت کانادا با بوميان و ساکنان اوليه اين سرزمين، يعنی سرخپوستان و اسکيموها در دستور کار سازمانهای حقوق بشری قرار گيرد. رئيس مجلس ايران نيز از موضعگيريهای کانادا عليه ايران در دو سه سال اخير ابراز "گله مندی" کرده و گفته: "تصور عمومی در ايران اين است که کانادا هم مانند انگليس از سياستهای دولت آمريکا دنباله روی می کند، انگليس حيثيت خود را برای پيروی کورکورانه از آمريکا از دست داده است و تصوير دولت کانادا در جهان نيز شبيه همان تصوير انگليس خواهد شد". طی دوران مجمع عمومی سازمان ملل بجز يکی دو سال، تقريباً همه ساله قطعنامه ای در مورد وضعيت حقوق بشر در ايران صادر کرده، هرچند قطعنامه های اين مجمع همچون قطعنامه های شورای امنيت سازمان ملل لازم الاجرا نيستند. از ميان کشورهای عضو سازمان ملل متحد، هفتاد کشور به تصويب قطعنامه عليه ايران رأی مثبت، 48 کشور (از جمله خود ايران) رأی منفی و 55 نماينده رأی ممتنع داده اند. هنگام رأی گيری بر سر قطعنامه عليه ايران، نماينده فنلاند که کشورش رياست دوره ای اتحاديه اروپا را دارد و همچنين نماينده کانادا به عنوان طراح قطعنامه از موضع موافقت با قطعنامه به سخنرانی پرداختند و نمايندگان سودان و برزيل به عنوان مخالف سخن گفتند، هرچند نماينده برزيل در نهايت به قطعنامه رأی ممتنع داد. بجز بوسنی و هرزگووين که رأی ممتنع داده، همه کشورهای اروپايی عليه ايران رأی داده اند. در ميان همسايگان ايران نيز نمايندگان عراق و ترکيه هنگام رأی گيری غايب بودند، ترکمنستان رأی ممتنع داد و بقيه همسايگان ايران به نفع اين کشور رأی دادند. گرجستان تنها کشور منطقه و آلبانی تنها کشور مسلمان است که عليه ايران رأی دادند. پنجشنبه گذشته (شانزدهم نوامبر) نيز پارلمان اروپا با صدور قطعنامه ای دولت ايران را به نقض حقوق بشر متهم کرده بود. |
||
|
2
نوشته شده در پنجشنبه دوم آذر 1385ساعت 12:52  توسط mohammad reza.t.... |
|
||
|
|
درخواست اعدام برای پخش کنندگان 'سی دی مستهجن' |
|
|
دادستان تهران خواستار مجازات اعدام برای هفت نفر شده که به اتهام توزيع تصاوير ويدئويی هرزه گرايانه بازداشت شده اند.
جمال کريمی راد، سخنگوی قوه قضائيه ايران در نشست هفتگی خود با خبرنگاران گفته که در ارتباط با آنچه وی توزيع "سی دی های مستهجن" خوانده، سه پرونده با هفت متهم در دادسرای تهران تشکيل شده که دادستان در کيفرخواستی که برای آنان صادر کرده، آنان را متهم به تجاوز به عنف و اشاعه فحشا کرده و خواستار اعدام آنان شده است. به گفته سخنگوی قوه قضائيه، فردی که تصوير ويدئويی هرزه گرايانه را تهيه و اقدام به توزيع آن در قالب لوح فشرده رايانه ای (سی دی) کرده، دارنده يک مغازه عکاسی در تهران بوده که اکنون در بازداشت به سر می برد، محل کار او توقيف و تعطيل شده و مجوز عکاسی او برای ابطال به صنف عکاسان و فيلمبرداران فرستاده شده است آن گونه که آقای کريمی راد گفته، کلاً 35 نفر در ارتباط با توزيع سی دی های حاوی تصاوير ويدئويی هرزه گرايانه دستگير شده اند که تعدادی از آنان در بازداشت به سر می برند. يکی از تصاوير ويدئويی هرزه گرا که اخيراً در تهران پخش شده به يکی از بازيگران سريالهای تلويزيونی نسبت داده می شود که آن گونه که سخنگوی قوه قضائيه گفته، متهم اين پرونده بازداشت شده اما اين پرونده "پيچيدگيهای خاصی" دارد که نيازمند بررسی بيشتر است. وی در مورد "پيچيدگيهای پرونده" توضيح بيشتری نداده است. در اين تصوير ويدئويی زن جوانی که ادعا می شود زهرا اميرابراهيمی، بازيگر سريال تلويزيونی "نرگس" است در حال هماغوشی با دوست پسرش نشان داده می شود اما خانم اميرابراهيمی بشدت اين ادعا را رد کرده است. در سالهای اخير فروش فيلمهای غيرمجاز از مراسم عروسی، مهمانيهای خصوصی يا استخرهای ويژه زنان در ايران ناگهان رونق زيادی پيدا کرده و بنابر گزارشها، عکسها و ويدئوی مراسم عروسی علی دائی، فوتباليست سرشناس ايرانی تنها ساعاتی پس از ضبط در اينترنت منتشر شد. |
||
|
2
نوشته شده در چهارشنبه یکم آذر 1385ساعت 13:12  توسط mohammad reza.t.... |
|
||
|
|
درگذشت يکی از مراجع تقليد شيعه در قم |
|
|
آيت الله ميرزا جواد تبريزی، يکی از مراجع تقليد شيعه در سن هشتاد سالگی درگذشت و به مناسبت درگذشت او در سراسر ايران عزای عمومی اعلام شده است.
آيت الله ميرزا جواد تبريزی در قم سکونت داشت و دوشنبه شب (بيستم نوامبر) پس از گذراندن دوره ای از بيماری در تهران درگذشت. وی از جمله فقهايی بود که پس از آنکه آيت الله خمينی، آيت الله گلپايگانی، آيت الله مرعشی نجفی و آيت الله خوئی طی چند سال متوالی از هفده سال پيش به اين سو درگذشتند، به جرگه مراجع تقليد پيوست و رساله عمليه منتشر کرد. در ميان نسل جديد مراجع، آيت الله ميرزا جواد تبريزی از جمله فقهای سنتی به شمار می رفت و معمولاً از مسائل سياسی دوری می جست. وی تحصيلات خود را در شهرهای تبريز، قم و نجف انجام داده و از شاگردان برخی از فقهای بزرگ معاصر شيعه همچون آيت الله حجت کوه کمره ای و آيت الله بروجردی در قم و آيت الله سيد عبدالهادی شيرازی و آيت الله خوئی در عراق بود. آن گونه که در سايت اينترنتی آيت الله ميرزا جواد تبريزی آمده، وی در زمان اقامت در عراق به تبليغ مذهب شيعه در منطقه سنی نشين کرکوک عراق پرداخته و بسياری از مردم اهل سنت منطقه بر اثر تبليغات وی به مذهب شيعه گرويده اند. به دنبال تيرگی روابط ايران و عراق در سالهای دهه شصت ميلادی، حکومت عراق از سال 1970 فشار بر ايرانيان مقيم اين کشور آغاز و اکثر آنان را از عراق اخراج کرد. در سال 1976 ميلادی و پس از گذشت ۲۳ سال از اقامت آيت الله ميرزا جواد تبريزی در نجف می گذشته، وی هنگام بازگشت از سفر به شهر کربلا بازداشت و از عراق اخراج شد. آيت الله ميرزا جواد تبريزی در قم سکونت گزيد و تدريس در حوزه علميه را ادامه داد. در پی در گذشت آيت الله گلپايگانی در اوائل دهه نود ميلادی، محل تدريس فقه ايشان در مسجد اعظم قم که در جوار آرامگاه حضرت معصومه قرار دارد به آيت الله ميرزا جواد تبريزی تعلق گرفت. از آيت الله ميرزا جواد تبريزی تأليفاتی در علوم فقه، اصول، رجال و کلام باقی مانده است. |
||
|
2
نوشته شده در چهارشنبه یکم آذر 1385ساعت 13:6  توسط mohammad reza.t.... |
|
||
|
|
محمود احمدی نژاد، رئیس جمهور ایران، در نامه ای به رومانو پرودی، نخست وزیر ایتالیا، آمادگی جمهوری اسل |
|
|
محمود احمدی نژاد، رئیس جمهور ایران، در نامه ای به رومانو پرودی، نخست وزیر ایتالیا، آمادگی جمهوری اسلامی را برای همکاری با این کشور در جهت کمک به صلح در خاورمیانه اعلام کرده است.
از جزئیات نامه آقای احمدی نژاد به آقای پرودی که سعید جلیلی، معاون وزرات خارجه ایران، آن را تسلیم نخست وزیر ایتالیا کرده است، تا کنون گزارشی منتشر نشده و دولت ایتالیا تاکید کرده است که مفاد نامه را به دقت بررسی خواهد کرد. اگر مضمون نامه آقای احمدی نژاد به رومانو پرودی پیشنهادی شفاف برای همکاری ایران با اتحادیه اروپا به منظور کمک به استقرار صلح در خاورمیانه باشد، در آن صورت نامه وی را باید تحولی بنیادی در سیاست ایران در برابر بحران خاورمیانه بویژه اسراییل دانست. این در حالی است که روند کلی سیاست در ایران و بخصوص اظهارات اخیر آقای احمدی نژاد در باره اسراییل، با اعلام آمادگی وی برای کمک به روند صلح در خاورمیانه، کاملا متناقض به نظر می رسد. برای رفع این تناقض آیا باید چنین گمان کرد که آقای احمدی نژاد از یک سو برای جلب اطمینان هواداران افراطی خود در داخل کشور، بر شعار نابودی اسراییل تاکید می کند و از سوی دیگر، به منظور جلوگیری از انزوای بین المللی جمهوری اسلامی، پیام های متفاوتی در این باره به جهان خارج ارسال می کند؟ اگر چنین باشد، آنگاه این پرسش پیش می آید که سیاست واقعی محمود احمدی نژاد در برابر صلح خاورمیانه کدامیک از موضع گیری های وی است؟ آنچه در داخل به هواداران خود می گوید یا نامه ای که به نخست وزیر ایتالیا می نویسد؟ معمولا در ایران چنین تصور می شود که مقام های جمهوری اسلامی همواره در موضوعات سیاست خارجی، زبانی دوگانه داشته اند که یکی مصرف داخلی و دیگری کارکرد خارجی داشته است. از همین رو، برخی صاحب نظران آن دسته از مواضع خارجی ایران را که تند و رادیکال است چندان جدی نمی گیرند و در مقابل لحن ملایم و دیپلماتیک ایران در حوزه بین المللی را موضع واقعی جمهوری اسلامی تلقی می کنند. تجربه گذشته اما نشان می دهد که چنین تصوری کاملا با واقعیت منطبق نیست و به راحتی نمی توان از زبان دوگانه مقام های ایرانی، موضع واقعی آنها را دریافت. همین مساله، تا اندازه زیادی سبب بی اعتمادی برخی از کشورهای جهان به پیام های آشتی جویانه جمهوری اسلامی شده است، موردی که می توان آن را از واکنش آقای پرودی به نامه آقای احمدی نژاد نیز دریافت، واکنشی که آشکارا نسبت به نیات واقعی رئیس جمهور ایران برای کمک به صلح خاورمیانه تردید آمیز بوده است. هر چند که در آمادگی احتمالی ایران برای کمک به روند صلح خاورمیانه می توان تردید جدی داشت، با این همه به نظر می رسد که ایران خواهان وخامت بیشتر اوضاع در خاورمیانه نیست و نشانه هایی از این سیاست را می توان در دیپلماسی ایران دید. به عبارت روشن تر، ایران با صلحی که منجر به پذیرش موجودیت اسراییل در خاورمیانه شود به شدت مخالف است، مگر آنکه در مواضع آن انقلاب رخ دهد. در عین حال، ایران با شدت یافتن درگیری های خاورمیانه دست کم در شرایط حاضر موافق به نظر نمی رسد و در مجموع ترجیح می دهد که روند کنونی ادامه یابد، روندی که نه صلح است و نه جنگ، بلکه تنشی است کم شدت و فرساینده. احتمالا بر همین اساس است که سفارت ایران در بیروت برای پیشگیری از فرو غلتیدن لبنان در یک جنگ داخلی و یا بروز هرج و مرج کامل در آن کشور با سفارت عربستان سعودی رایزنی می کند و در عین حال، جهاد اسلامی فلسطین که گفته می شود روابط بسیار نزدیکی با تهران دارد، به پیشنهاد محمود عباس رئیس دولت خودگردان فلسطین برای پایبندی به یک آتش بس دو طرفه با اسراییل، به طور اصولی روی خوش نشان داده است. در این میان، اما مساله اصلی این است که اتحادیه اروپا صرفا در پی پیشگیری از وخامت بیشتر اوضاع در خاورمیانه نیست، بلکه می خواهد با کمک به از سرگیری مذاکرات اسراییل و فلسطینی ها به استقرار صلح در خاورمیانه دست یابد، صلحی که ضمن ایجاد کشور مستقل فلسطینی، امنیت اسراییل را نیز تضمین کند. با این حساب، پیشنهاد آقای احمدی نژاد به رومانو پرودی نمی تواند چیزی بیش از علاقه ایران به کمک به اروپا برای جلوگیری از شدت یافتن بحران خاورمیانه باشد، از همین رو، هنگامی که ایتالیا به عنوان یکی از مبتکران طرح صلح اروپایی، جزئیات پیشنهاد ایران را دریابد، به احتمال زیاد از آن ناامید خواهد شد. با این حال اگر چشم انداز تحولات خاورمیانه به اندازه ای وخیم باشد که کمک ایران به پیشگیری از وخامت بیشتر اوضاع مثبت تلقی شود، در آن صورت اروپایی ها، نامه آقای احمدی نژاد را اندکی امیدوار کننده خواهند یافت. |
||
|
2
نوشته شده در چهارشنبه یکم آذر 1385ساعت 13:2  توسط mohammad reza.t.... |
|
||




