تبليغاتX
سیاست نقد روز تحلیل ( مشاركت در قم)
سیاست نقد روز تحلیل ( مشاركت در قم)
سیاست و نقد و تحلیل روز یادداشت روزانه

نگرانی سوریه از نرمش ایران در لبنان؟
 
 
بشار اسد، آيت الله خامنه ای و محمود احمدی نژاد
بشار اسد، آيت الله خامنه ای و محمود احمدی نژاد
بشار اسد، رئیس جمهور سوریه، پس از دیدار با مقام های بلند پایه ایرانی به سفر دو روزه خود از تهران پایان داد و با بدرقه محمود احمدی نژاد همتای ایرانی خود، به کشورش بازگشت.

موضوع مذاکره آقای اسد با مقام های ایرانی گسترش روابط دو جانبه، مقابله با برنامه های آمریکا در خاورمیانه، بررسی اوضاع عراق، لبنان و فلسطین و نیز اختلافات فرقه ای در جهان اسلام اعلام شد، اما به نظر می رسد که مساله لبنان مهمترین انگیزه سفر بشار اسد به تهران در شرایط حاضر بوده است.

از برخی شواهد و قرائن چنین بر می آید که سوریه از تلاش پشت پرده ایران و عربستان برای حل بحران سیاسی لبنان راضی نیست و از همین رو، آقای اسد با سفر به تهران خواسته است تا مقام های ایرانی را از پیامدهای حل بحران لبنان بر مبنای علایق سعودی ها، آگاه کند.

چند هفته پیش هنگامی که بحث های مربوط به درگیری های فرقه ای در جهان اسلام بالا گرفت، علی لاریجانی، دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران، با سفر به ریاض و دیدار با ملک عبدالله، پادشاه عربستان، نامه رهبری و رئیس جمهور ایران را مبنی بر آمادگی جمهوری اسلامی برای کمک به کاهش اختلاف های فرقه ای در جهان اسلام تسلیم وی کرد.

 مهمترین خواست سعودی ها در لبنان تشکیل دادگاهی بین المللی برای مجازات قاتلان رفیق حریری است، اصلی ترین علاقه ایران در لبنان، تقویت حزب الله است، بزرگترین خواست سوری ها جلوگیری از تشکیل دادگاه بین المللی برای متهمان قتل آقای حریری است، زیرا طبق تحقیقات شماری از مقام های سیاسی و امنیتی سوریه مظنون به مشارکت در قتل نخست وزیر فقید لبنان هستند
 

سعودی ها ظاهرا تصمیم گرفتند تا از آمادگی ایران برای کمک به کاهش اختلاف های فرقه ای در جهان اسلام در جهت پایان دادن به بحران داخلی لبنان استفاده کنند، به همین دلیل در پی دیدار آقای لاریجانی از ریاض، همتای سعودی وی به تهران سفر کرد تا دو طرف برای یافتن راه حلی برای آشتی جناح های رقیب در لبنان مذاکره کنند.

هر چند که مذاکرات، غیر علنی و به دور از جنجال های رسانه ای بود، اما تاثیر خود را بر فضای سیاسی لبنان گذاشت.

حزب الله، قدرتمندترین گروه مخالف دولت فواد سینیوره نخست وزیر لبنان، که پیش از مذاکرات ایران و عربستان تمام قدرت خود را در جهت سرنگونی یا تسلیم دولت لبنان در برابر خواست های خود و متحدانش به کار گرفته بود، به ناگهان از شدت فشارهای خود بر دولت آقای سینیوره کاست و بدین ترتیب آرامش نسبی بر لبنان حاکم شد.

به نظر می رسد سعودی ها در مذاکرات پشت پرده خود با ایران، توانسته اند جمهوری اسلامی را به پذیرش تشکیل دادگاه بین المللی برای محاکمه مظنونان به قتل رفیق حریری، نخست وزیر فقید لبنان، در مقابل واگذاری بيش از سی درصد کابینه لبنان به حزب الله و متحدانش تا حدی متقاعد کنند.

این نکته را می توان از سخنان سعدالدین حریری، فرزند رفیق حریری و رئیس فراکسیون اکثریت در پارلمان لبنان، که در دومین سالگرد ترور پدرش در بیروت ایراد شد، تا اندازه ای دریافت.

آقای حریری بر خلاف متحدان خود، از جمله سمیر جعجع، رهبر نیروهای لبنانی و ولید جنبلاط، رهبر دروزی ها، خود را نسبت به تقسیم قدرت در لبنان منعطف نشان داد اما تاکید کرد که هر راه حلی برای بحران لبنان از دروازه تشکیل دادگاه بین المللی عبور می کند.

سعدالدین حریری روز گذشته (17 فوريه) نیز اعلام کرد کشوری که در مقابل تشکیل دادگاه بین المللی ایستاده، سوریه است، نه ایران.

 فرمولی که از یک سو، تشکیل دادگاه بین المللی را تضمین کند و از دیگر سو، سهم مهمی از قدرت در اختیار حزب الله قرار دهد، با منافع عربستان و ایران همسوست، اما با منافع سوریه در تعارض است
 

قاعدتا سخنان آقای حریری را، که روابط نزدیک و مستحکمی با سعودی ها دارد، می توان نشانه ای از علاقه عربستان به واگذاری یک – سوم کابینه لبنان به حزب الله و متحدانش در مقابل موافقت آنها با تشکیل دادگاه بین المللی برای محاکمه متهمان قتل رفیق حریری دانست.

طبعا اگر بر سر چنین فرمولی بین ایران و عربستان و به تبع آن بین دولت لبنان و مخالفانش توافق حاصل شود، بازنده اصلی سوریه خواهد بود.

مهمترین خواست سعودی ها در لبنان تشکیل دادگاهی بین المللی برای مجازات قاتلان متحد نزدیک آنها یعنی رفیق حریری است. اصلی ترین علاقه ایران در لبنان، تقویت حزب الله و حتی المقدور پیشگیری از منزوی شدن آن است. بزرگترین خواست سوری ها نیز جلوگیری از تشکیل دادگاه بین المللی برای محاکمه متهمان قتل آقای حریری است، زیرا طبق تحقیقات کمیته ویژه سازمان ملل، شماری از مقام های سیاسی و امنیتی سوریه و متحدان آن در لبنان، مظنون به مشارکت در قتل نخست وزیر فقید لبنان هستند.

بدین ترتیب، فرمولی که از یک سو، تشکیل دادگاه بین المللی را تضمین کند و از دیگر سو، سهم مهمی از قدرت در اختیار حزب الله قرار دهد، با منافع عربستان و ایران همسوست، اما با منافع سوریه در تعارض است.

بر همین اساس، احتمالا بشار اسد با سفر خود به تهران در صدد بر آمده است تا مقام های ایرانی را از موافقت با چنین فرمولی بر حذر دارد.

استدلالی که احتمالا آقای اسد برای متقاعد کردن مقام های ایرانی به منظور عدم موافقت آنها با تشکیل دادگاه بین المللی ارائه کرده است، نباید چندان پیچیده و دشوار باشد.

 از نگاه آقای اسد، تشکیل دادگاه بین المللی به معنای تضعیف و انزوای سوریه و قطع شدن کامل نفوذ آن در لبنان است.
 

از نگاه آقای اسد، تشکیل دادگاه بین المللی به معنای تضعیف و انزوای سوریه و قطع شدن کامل نفوذ آن در لبنان است.

طبیعتا در غیاب نفوذ سوریه در لبنان، گروههای سیاسی همسو با این کشور نیز به تدریج ضعیف و از میدان خارج خواهند شد و یکی از این گروهها می تواند حزب الله باشد.

در این میان، آقای اسد می تواند به سخنان کاندولیزا رایس، وزیر خارجه آمریکا، در سفر جاری وی به خاورمیانه اشاره کند که لبنان را خط مقدم مبارزه بین افراط گرایی و دولت های مسئول نامیده است. قاعدتا اگر دولت لبنان موفق به مهار گروههای معارض خود شود، "خط مقدم مبارزه" به سود آمریکا و همپیمانانش رقم خواهد خورد و این چیزی نیست که مورد رضایت رهبران ایران باشد.

بنابر این، احتمال اینکه مقام های ایرانی در دیدار با بشار اسد، تحت تاثیر سخنان او، نرمش در مواضع خود را در برابر بحران لبنان رها کنند، کم نخواهد بود، اما چنین حرکتی از سوی ایران، هم عربستان را خشمگین می کند و هم لبنان را وارد دوره ای از تشنج می سازد و هر دوی این مسائل به نوبه خود، به بالا گرفتن درگیری فرقه ای در جهان اسلام یاری می رساند.

2 نوشته شده در  دوشنبه سی ام بهمن 1385ساعت 23:47  توسط mohammad reza.t.... | 

'آمریکا درانفجارهای زاهدان دست داشته است'
 
 
انفجار زاهدان، عکس از فارس
زاهدان طی یک هفته شاهد دو انفجار بوده است
فرماندار زاهدان به دنبال انفجارهای اخیر در این شهر، خبر از برقراری آرامش و امنیت در زاهدان داد و آخرین انفجار صورت گرفته را ناشی از یک بمب صوتی خواند.

حسنعلی نوری، فرماندار زاهدان، مرکز سیستان و بلوچستان در گفتگو با خبرگزاری دولتی ایرنا، خبر از درگیری نیروهای امنیتی با عوامل بمب گذار داد و گفت: "هدف این افراد، ایجاد ترس و وحشت در میان مردم منطقه و خدشه دار کردن وحدت شیعیان و سنی ها است." استان سیستان و بلوچستان که در جنوب شرقی ایران قرار دارد، عمدتا سنی مذهب است.

فرماندار زاهدان گفت که این عمليات تلفاتی در بر نداشت. از طرفی مدیر کل سیاسی استانداری سیستان و بلوچستان در مصاحبه با خبرگزاری نیمه رسمی مهر، آمریکا و بریتانیا را به دخالت در حوادث اخیر در این استان متهم کرد.

سلطانعلی میر همچنین از کشف چند خانه تیمی و سلاح و مهمات در زاهدان خبر داد و گفت که این سلاح ها "ساخت آمریکا و انگلیس" است.

 

آقای میر از اعتراف یکی از بازداشت شدگان انفجار اخیر خبر داد که در آن این فرد از تلاش برای ترور روحانیون اهل سنت خبر داده و گفته است که "قرار بود سران اهل سنت ترور شوند و سپس شیعیان در این ماجرا متهم شوند، تا از این طریق جنگ قومی، قبیله ای شکل گیرد."

زاهدان طی یک هفته شاهد دو انفجار بوده است. روز چهارشنبه، 27 بهمن، يک خودروی بمب گذاری شده در مسير اتوبوس متعلق به نيروی زمينی سپاه پاسداران ايران منفجر شد که يازده کشته و سی و یک زخمی بر جای گذاشت.

گروه سنی مذهب بلوچ موسوم به گروه "جندالله" مسئوليت انفجار اول را بر عهده گرفته است.

گروه جندالله قبلا نيز مسئوليت حملاتی را که در استان سيستان و بلوچستان بر عليه سربازان ايرانی صورت گرفته بود، بر عهده گرفته اما اظهارات مقام های ایران در مورد داشتن ارتباط با آژانس های اطلاعاتی خارجی و گروه های بنيادگرای سنی مذهب در خارج را رد کرده است.

سازمان ملل متحد و اتحادیه اروپا این انفجارها را محکوم کرده اند.

 
2 نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم بهمن 1385ساعت 9:58  توسط mohammad reza.t.... | 

مقتدی صدر در تهران؟
 
 
مقتدی صدر
طی روزهای اخير، گزارش های ضد و نقيضی درباره اينکه آقای صدر کجاست، منتشر شده است
منابع نظامی آمریکا در عراق مدعی شده اند که مقتدی صدر روحانی تندرو شیعه که رهبری گروهی شبه نظامی به نام سپاه مهدی را به عهده دارد، به ایران متواری شده است.

نزدیکان آقای صدر اصرار دارند که وی در عراق به سر می برد و وعده داده بودند که او برای پایان دادن به شایعات مربوط به فرارش به ایران، در نماز جمعه شهر کوفه حضور خواهد یافت، وعده ای که البته با عدم حضور مقتدی صدر در نماز جمعه شهر کوفه، عملی نشد.

یکی از مشاوران نوری المالکی نخست وزیر عراق گفته است که مقتدی صدر برای دیداری کوتاه از ایران، در تهران به سر می برد، اما به زودی به عراق باز خواهد گشت.

دولت ایران نیز در مورد حضور احتمالی آقای صدر در تهران سکوت کرده است.

با وجود تناقضات فوق، نمی توان در باره حضور آقای صدر در ایران یا در عراق و یا در هر نقطه دیگری با اطمینان سخن گفت، اما اگر خبر حضور او در ایران صحت داشته باشد، این حرکت در شرایط کنونی، از نقطه نظر سیاست ایران در برابر بحران عراق چه مفهومی دارد؟

 یک فرضیه این است که آقای صدر از بیم عملیات امنیتی مشترک ارتش عراق و آمریکا برای پاکسازی بغداد از وجود شورشیان و شبه نظامیان مسلح، کشورش را ترک کرده است چرا که وی و گروه شبه نظامی تحت فرمانش یکی از اهداف عملیات امنیتی در بغداد محسوب می شوند. اگر فرض فوق درست باشد، میزبانی احتمالی ایران از آقای صدر، می تواند بر اساس توافق با دولت عراق و به منظور کمک به بازگشت آرامش به بغداد و پرهیز از گسترش جنگ های فرقه ای در عراق صورت گرفته باشد، توافقی که نشان از ادامه روابط صمیمانه دو کشور دارد
 

با توجه به فضای غیر شفافی که پیرامون سیاست ایران در برابر عراق شکل گرفته است، فرار احتمالی مقتدی صدر به ایران نیز می تواند در قالب فرضیه های مبهم تفسیر شود.

یک فرضیه این است که آقای صدر از بیم عملیات امنیتی مشترک ارتش عراق و آمریکا برای پاکسازی بغداد از وجود شورشیان و شبه نظامیان مسلح، کشورش را ترک کرده است چرا که وی و گروه شبه نظامی تحت فرمانش یکی از اهداف عملیات امنیتی در بغداد محسوب می شوند.

اگر این فرضیه درست باشد بدین معناست که دولت آقای مالکی در روابط سیاسی خود با مقتدی صدر تجدید نظر کرده و تصمیم دارد تا به فعالیت شبه نظامیان وابسته به او در عراق پایان دهد.

گروه مقتدی صدر با در اختیار داشتن ۳۴ کرسی پارلمان و شش وزارتخانه کابینه آقای مالکی، یکی از شرکای مهم دولت ائتلافی عراق محسوب می شود و تجدید رابطه دولت با این گروه، به معنای تجدید سازمان دولت عراق محسوب می شود.

آقای صدر در هفته های اخیر بارها تاکید کرده است که قصد درگیری با نیروهای آمریکایی را ندارد و با طرح امنیتی بغداد نیز موافق است، با این همه تردیدی نیست که شبه نظامیان تحت امر وی که به تشکیل دادن «جوخه های مرگ» و کشتار جمعیت سنی عراق در بغداد متهم هستند، یکی از اهداف عملیات امنیتی را بغداد به شمار می روند.

جلال طالبانی رئیس جمهور عراق گفته است که آقای صدر به منظور عدم درگیری با ارتش آمریکا و عراق به فرماندهان سپاه مهدی دستور داده است تا خاک عراق را ترک کنند. آقای طالبانی چنین دستوری را نشانه مثبتی از سوی مقتدی صدر برای پرهیز از خشونت های بیشتر در عراق دانسته است.

بر این مبنا، آیا ممکن است دولت عراق با مقتدی صدر به توافق رسیده باشد که در طول عملیات امنیتی در بغداد، فرماندهان سپاه مهدی و و آقای صدر عراق را ترک کنند تا خطر رویاوریی نیروهای مشترک ارتش عراق و آمریکا با این گروه پیش نیاید؟

 فرضیه دوم این است که ایران بدون رضایت دولت عراق، پذیرای احتمالی آقای صدر و فرماندهان سپاه مهدی شده است تا آنان را از گزند عملیات امنیتی بغداد در امان دارد و پس از پایان عملیات، آنان را به کشورشان گسیل دارد. در صورت صحت این فرضیه، سوءظن های کنونی در باره نوع دخالت ایران در امور داخلی عراق بویژه در بین آمریکایی ها افزایش می یابد و روابط تهران و بغداد به سردی می گراید
 

اگر فرض فوق درست باشد، میزبانی احتمالی ایران از آقای صدر، می تواند بر اساس توافق با دولت عراق و به منظور کمک به بازگشت آرامش به بغداد و پرهیز از گسترش جنگ های فرقه ای در عراق صورت گرفته باشد، توافقی که نشان از ادامه روابط صمیمانه دو کشور دارد.

فرضیه دوم اما این است که ایران بدون رضایت دولت عراق، پذیرای احتمالی آقای صدر و فرماندهان سپاه مهدی شده است تا آنان را از گزند عملیات امنیتی بغداد در امان دارد و پس از پایان عملیات، آنان را به کشورشان گسیل دارد.

در صورت صحت این فرضیه، سوءظن های کنونی در باره نوع دخالت ایران در امور داخلی عراق بویژه در بین آمریکایی ها افزایش می یابد و روابط تهران و بغداد به سردی می گراید.

در روزهای اخیر، افزون بر اتهام های آمریکا مبنی بر دخالت سپاه قدس (شاخه برون مرزی سپاه پاسدارن ایران) در مسلح کردن شبه نظامیان عراقی برای کشتن سربازان آمریکایی و دامن زدن به جنگ فرقه ای در عراق، نوری مالکی نیز به صراحت نارضایتی خود را از سیاست جمهوری اسلامی در عراق اعلام کرده و ضمن تایید حمایت ایران از برخی شبه نظامیان، همزمان به تهران و واشنگتن هشدار داده است که اختلاف های خود را در جایی غیر از خاک عراق دنبال کنند.

ظاهرا آقای مالکی پی برده است که عملیات امنیتی در بغداد که به صورت گسترده ای به اجرا گذاشته شده است، آخرین شانس وی برای نشان دادن توانایی دولتش در مهار خشونت های افسار گسیخته در عراق است، از همین رو، به اعتقاد برخی از ناظران سیاسی وی تصمیم گرفته است نه به عنوان رهبر یک گروه شیعه، بلکه به عنوان نخست وزیر عراق روابط خود را با گروههای داخلی و کشورهای خارجی تنظیم کند، امری که البته برخی دیگر از ناظران نسبت به ان تردید دارند.

2 نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم بهمن 1385ساعت 9:49  توسط mohammad reza.t.... | 

 
بوش
سخنان آقای بوش در حالی ابراز شد که کنگره اين کشور سرگرم بررسی طرح جديد برای عراق است
جورج بوش، رييس جمهور آمريکا، ضمن تاکيد بر نقش سپاه قدس ايران در ارسال سلاح برای شورشيان عراقی گفت مطمئن نيست که رهبران ايران به سپاه قدس دستور ارسال اين سلاح ها را داده باشند.

جورج بوش که در يک مصاحبه مطبوعاتی سخن می گفت افزود دولت آمريکا "می داند که سپاه قدس در دسترسی اين شبکه ها به اين گونه سلاح نقش کليدی داشته است."

آقای بوش در حالی درباره نقش رهبران ايران در ارسال اسلحه برای شورشيان عراق اظهار بی اطلاعی کرده که مقامات ايالات متحده در عراق پيشتر گفته بودند به باور آنها عالی رتبه ترين مقامات ايران در ارسال سلاح به عراق دست داشته اند.

رييس جمهور آمريکا در اولين کنفرانس مطبوعاتی خود در سال جديد ميلادی گفت: "سوال اين است که کدام بدتر است: اين که آنها دستور داده باشند يا اين که دستوری از سوی آنها صادر نشده اما ارسال سلاح از سوی ايرانيان همچنان (بدون اطلاع آنها) صورت گرفته است؟"

آقای بوش همچنين گفت کشورش قصد دارد موضوع بحران هسته ای ايران و کره شمالی را به شکلی صلح آميز حل کند.

رييس جمهور آمريکا در بخش ديگری از سخنان خود از طرح امنيتی جديد برای بغداد دفاع کرد و گفت اين استراتژی فرصتی را برای دولت عراق فراهم آورده تا بر خشونت های فرقه ای در اين کشور غلبه کند.

آقای بوش در اين کنفرانس مطبوعاتی اضافه کرد که اگر ايالات متحده در عراق شکست بخورد، دشمنان به اين کشور حمله خواهند کرد.

رييس جمهور آمريکا در اين کنفرانس خبری اذعان کرد که استقرار امنيت در بغداد به زمان نياز دارد و خشونت ادامه خواهد داشت اما موفقيت ايالات متحده در عراق اهميت بسيار زيادی دارد.

سخنان آقای بوش در حالی ابراز شد که روز گذشته (13 فوريه) مجلس نمايندگان آمريکا مناظره در مورد قطعنامه ای در مخالفت با طرح جديد برای عراق را آغاز کرده است. انتظار می رود اين قطعنامه تصويب شود.

2 نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم بهمن 1385ساعت 22:42  توسط mohammad reza.t.... | 

تلاش برای رفع نگرانی در مورد احتمال حمله به ايران
 
جورج بوش درحال مصاحبه با وان ويليامز از راديو ان پی آر - عکس از آرشيو
آقای بوش گفت گمانه زنی ها در مورد احتمال حمله به ايران انگيز سياسی دارد
جورج بوش برای فرونشاندن توفان گمانه زنی ها در مورد احتمال حمله نظامی آمريکا به ايران که خود يک ماه قبل به برخاستن آن دامن زده بود، گفته است که دولت او ضمن حفظ فشار بر ايران قصد ندارد به اين کشور حمله کند.

رئيس جمهور آمريکا روز دوشنبه در مصاحبه ای با شبکه تلويزيونی "سی اِسپَن" آمريکا هرگونه حرف و اظهار نظر در مورد برنامه ريزی دولت وی برای حمله نظامی به ايران را به عنوان "سر و صدای" توخالی رد کرد.

اظهارات و اقدامات مقام های دولت آمريکا طی يک ماه گذشته باعث انتقاد شديد دمکرات ها به دولت بوش در مورد رويکردش مقابل ايران شده است.

سرآغاز گمانه زنی های تازه در مورد احتمال درگيری نظامی آمريکا با ايران به سخنرانی يک ماه قبل جورج بوش در کنگره بازمی گردد.

آقای بوش در آن سخنرانی در مورد "دخالت" در عراق شديدا به ايران هشدار داد و تهديد کرد که ارتش اين کشور شبکه های پيشرفته سلاح رسانی به شبه نظاميان شيعه در عراق را که به ادعای وی با مساعدت ايران تشکيل شده اند تعقيب و نابود خواهد کرد.

حملات لفظی و اقدامات دولت بوش عليه ايران برای تقريبا سه هفته با شدت ادامه داشت، اما از يک هفته پيش تاکنون به نسبت فروکش کرده است.

در اين مدت از جمله مشخص شد که رئيس جمهور آمريکا به نيروهای مسلح اين کشور در عراق دستور داده است آن دسته از عوامل ايرانی در عراق را که به گفته دولت آمريکا در قتل سربازان آمريکا نقش دارند شناسايی و نابود کنند.

رد گمانه زنی ها
 فکر می کنم واکنش من به اين سر و صداها در باره اينکه 'او می خواهد به جنگ برود' اول از همه اين است که من تاکتيک های آنها [دمکرات ها] را درک نمی کنم. به گمانم بايد بگويم که اين حرف ها انگيزه سياسی دارد
 
جورج بوش

بازداشت تعدادی از مقام های ايرانی توسط نيروهای آمريکايی در عراق که پنج تن از آنها هنوز در بازداشت به سر می برند ظاهرا ناشی از همين فرمان بود. گفته می شود برخی از مقام های بازداشت شده اعضای ارشد سپاه پاسداران بوده اند.

مقام های ارشد نظامی و اطلاعاتی دولت بوش نيز در اين مدت در جلسات مختلف کنگره به نمايندگان اين کشور گفته اند که شواهد روزافزونی در مورد دخالت ايران در عراق به خصوص کمک به شبه نظاميان شيعه در اختيار دارند.

وزارت دفاع آمريکا روز يکشنبه برای مستند کردن اتهامات خود عليه ايران "شواهد" آنچه را ادعا می کند نشانگر دخالت مستقيم "مقام های ارشد ايرانی" در ارسال بمب های پيشرفته برای شبه نظاميان شيعه است را عرضه کرد.

دولت بوش همزمان با تشديد حملات لفظی عليه ايران دو ناو هواپيمابر را در هفته های اخير به خليج فارس اعزام کرد.

همه اين اقدامات باعث نگرانی اعضای حزب دمکرات در مورد احتمال بروز جنگ ديگری مانند عراق، اين بار با ايران، شده است.

نگرانی دمکرات ها

مقام های بلند پايه اين حزب از جمله سناتور جان راکفلر، رئيس جديد کميته اطلاعات امنيتی سنا، می گويند موضع گيری های دولت بوش برای آنها يادآور دوره منتهی به جنگ عراق است.

آنها در اين مدت مکررا به دولت آقای بوش هشدار داده اند از بزرگ کردن شواهد مربوط به "دخالت ايران در عراق" خودداری کند و به علاوه گفته اند دولت برای هرگونه اقدام نظامی عليه ايران بايد از کنگره که در اختيار دمکرات هاست اجازه بگيرد.

سناتور دمکرات جان راکفلر (راست)
سناتورهای دمکرات عليه اقدام نظامی مقابل ايران به دولت بوش هشدار داده اند

دمکرات ها همچنين شواهدی را که پنتاگون روز يکشنبه در مورد نقش ايران در ارسال سلاح های پيشرفته به شبه نظاميان شيعه عراق عرضه کرد زير سوال بردند.

آقای بوش روز دوشنبه در مصاحبه با "سی اسپن" در واقع به اتهامات دمکرات ها پاسخ می گفت.

رئيس جمهور آمريکا گفت: "فکر می کنم واکنش من به اين سر و صداها در باره اينکه 'او می خواهد به جنگ برود' اول از همه اين است که من تاکتيک های آنها [دمکرات ها] را درک نمی کنم. به گمانم بايد بگويم که اين حرف ها انگيزه سياسی دارد."

آقای بوش افزود: "از سوی ديگر، اميدوارم که اعضای کنگره، به ويژه در حزب مخالف، خطر شديد دسترسی ايران به سلاح اتمی را درک کنند."

البته اين اولين بار نيست که کاخ سفيد - که به خاطر اشتباهات عمده در مورد مجهز بودن صدام حسين به سلاح های کشتار جمعی با کسر شديد اعتبار روبروست - مجبور می شود برنامه ريزی برای حمله به ايران را انکار کند. پيش از آقای بوش ساير مقام های دولت او از جمله وزير دفاع اين موضوع را انکار کرده اند.

همزمان کاخ سفيد تا حدودی رسانه ها را در بزرگ کردن گمانه زنی ها در مورد احتمال عمليات نظامی عليه ايران مقصر دانسته است.

'نقش مطبوعات'

برخی روزنامه های آمريکايی در هفته های اخير با چاپ گزارش هايی دولت بوش را برای ارائه شواهد آنچه دخالت ايران در عراق می داند تحت فشار قرار داده اند.

تونی اسنو، سخنگوی کاخ سفيد، روز دوشنبه گفت: "فکر نمی کنم لحن ما عوض شده باشد. با حفظ کامل احترام مطبوعات، بايد بگويم که فکر می کنم تلاش هايی در ميان آنها در جريان بوده تا اين مساله را بزرگ کنند و بپرسند: آيا دولت دنبال شکار ايران است؟."

بازدارندگی؟
 از محتوای بحث کاملا پيداست که آنها [اعضای دولت بوش] سعی دارند مانع جاری شدن پول و سلاح (به عراق) شوند، نه اينکه درحال آماده کردن خود برای جنگ با ايران باشند.
 
آنتونی کوردزمن، کارشناس خاورميانه

آنتونی کوردزمن، کارشناس خاورميانه در مرکز مطالعات بين المللی و استراتژيک در واشنگتن به خبرگزاری رويتر گفت که مباحثات پيرامون ايران ظاهرا ناشی از تلاش دمکرات ها برای يافتن موضوعی برای حمله به کاخ سفيد و همچنين ناشی از تلاش نومحافظه کارانی است که خواهان شاهد تغيير رژيم تهران هستند.

وی گفت: "از محتوای بحث کاملا پيداست که آنها [اعضای دولت بوش] سعی دارند مانع جاری شدن پول و سلاح (به عراق) شوند، نه اينکه درحال آماده کردن خود برای جنگ با ايران باشند. نشانه ها بيش از هر چيز حاکی از بازدارندگی است."

آقای بوش در مصاحبه خود همچنين در مورد مناقشه مربوط به برنامه اتمی ايران گفت که او "سياست جامعی با هدف حل مسالمت آميز اين مساله دارد" و قول داد ايران را برای معلق کردن بخش های حساس برنامه اتمی اش که می تواند در جهت ساخت سلاح اتمی به کار گرفته شود "شديدا تحت فشار بگذارد."

مقام های ايران اتهامات آمريکا در مورد دخالت در امور عراق از جمله ارسال سلاح برای شبه نظاميان شيعه و همچنين تلاش برای دستيابی به سلاح اتمی را رد می کنند.

محمود احمدی نژاد، رییس جمهوری ایران روز يکشنبه در مصاحبه ای با تلویزیون "ای بی سی" اتهامات آمریکا مبنی بر کمک تسلیحاتی به شورشیان شيعه در عراق را رد کرد و گفت که ایران خواهان صلح است و با هر نوع درگیری مخالف است.

آقای احمدی نژاد در اين مصاحبه بار دیگر خواهان خروج نیروهای آمریکایی از عراق شد و گفت راه استقرار صلح در عراق، خروج نیروهای خارجی از عراق است.

وی خاطرنشان کرد که ایران از هر نوع درگیری پرهیز می کند و از درگیری و خونریزی احتمالی ناراحت خواهد شد.

 
2 نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم بهمن 1385ساعت 13:34  توسط mohammad reza.t.... | 

سرقت از دو نهاد تحت مديريت خاتمی در تهران
 
نشان بنياد باران
از جمله هداف بنياد باران آن "گردآوری تجارب مديران"، "تدوين سياست های کلان" و "پيشنهاد آن به مراجع ذيربط" ذکر شده است
بنا به گزارش ها، دفتر موسسه بين المللی گفتگوی فرهنگ ها و تمدن ها، و بنياد باران که موسس هر دو محمد خاتمی رئيس جمهور پيشين ايران است، مورد دستبرد قرار گرفته و وسايل و تجهيزات آنها به سرقت رفته است.

وبسايت رسمی بنياد باران نوشته است که صبح روز دوشنبه 12 فوريه (23 بهمن ماه)، كاركنان اين بنياد در بدو ورود به محل كار خود با درهای شکسته و بهم ريختگی مدارک و اسناد مواجه شدند.

ظاهرا سرقت در شب يا روز بيست و دوم بهمن اتفاق افتاده که كاركنان اين دو موسسه در محل حضور نداشتند و به نوشته اين وبسايت "موضوع با درخواست مسئولان بنیاد باران از سوی نیروی انتظامی در دست بررسی و پیگیری است."

موسس دو نهاد غير دولتی 'گفتگوی فرهنگ ها و تمدن ها' ، و 'بنياد آزادی، رشد و آبادانی ايران' (باران) محمد خاتمی است که از جمله هداف آن "گردآوری تجارب مديران"، "تدوين سياست های کلان" و "پيشنهاد آن به مراجع ذيربط" ذکر شده است.

بر اساس اين گزارش، "سارقان در اتاق‌ها، كمد‌ها و فايل‌ها را با زور شكسته و باز كرده ‌اند و ضمن بهم ريختن بخشی از اسناد و مدارک، چندين دستگاه رايانه، ويدئو پروجكشن، آمپلی فاير و دستگاه تكثير و همچنين كليه گوشی‌ های تلفن و مهر بنياد باران را همراه خود برده ‌اند."

تا کنون اشاره ای در مورد انگيزه های احتمالی اين سرقت و هويت احتمالی سارقان نشده است.

دفتر اين دو نهاد غير دولتی در حوالی ميدان آرژانتين در تهران قرار دارد.

 
2 نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم بهمن 1385ساعت 13:33  توسط mohammad reza.t.... | 

اکونوميست: هدف بعدی ايران؟
 
روی جلد اکونوميست با عنوان مقاله ايران
اکونوميست حمله آمريکا به ايران را بعيد نمی داند
هفته نامه اکونوميست چاپ بريتانيا در شماره 10 فوريه مقاله ای را با عنوان "هدف بعدی ايران؟" به احتمال رويارويی نظامی ايالات متحده و جمهوری اسلامی اختصاص داده است.

نويسنده مقاله با نقل اظهارات رابرت گيتس، وزير دفاع آمريکا، که گفته بود "ما برای حمله به ايران برنامه ريزی نمی کنيم"، می نويسد که با وجود يک رييس جمهوری منزوی و ضعيف و ارتشی که در مصيبت عراق به گل نشسته، کنگره و مردم آمريکا واقعا دل و دماغی برای جنگيدن ندارند.

در عين حال، به نوشته اکونوميست، با وجود اظهارات آرامش بخش آقای گيتس، ايران و آمريکا به سوی يک رويارويی پيش می روند و اگرچه نمی توان احتمال اين درگيری را مشخص کرد، اين امکان واقعا وجود دارد که جورج بوش قبل از ترک کاخ سفيد، يعنی تا دو سال ديگر، دستور حمله به ايران را صادر کند.

اين هفته نامه می نويسد که از زمان انقلاب سال 1979 در ايران، ايران و آمريکا مواضعی خصمانه نسبت به يکديگر داشته اند اما چهار عامل جديد باعث می شود اين خصومت ديرينه خطرناکتر جلوه کند.

به نوشته اکونوميست، يکی از اين چهارعامل ظاهرا عزم ايران در ساختن بمب اتمی و نگرانی آمريکا از اين است که جمهوری اسلامی به نقطه ای نزديک شده که ديگر امکان ندارد بتوان اين روند را متوقف کرد و عامل دوم ظهور محمود احمدی نژاد، رييس جمهوری عوامگرايی است که هولوکوست را انکار می کند و آشکارا خواستار نابودی اسرائيل می شود و سخنرانی هايش بسياری از مردم در اسرائيل و آمريکا را قانع کرده است که جهان با ظهور هيتلری ديگر و نسل کشی ديگری روبروست.

 ايران و آمريکا به سوی رويارويی پيش می روند و اگرچه نمی توان احتمال اين درگيری را مشخص کرد، اين امکان واقعا وجود دارد که جورج بوش قبل از ترک کاخ سفيد، يعنی تا دو سال ديگر، دستور حمله به ايران را صادر کند
 
اکونوميست

اين نشريه می افزايد که عامل سوم، گرايش اخير مقامات دولت بوش است که ايران را مسئول تمامی مشکلات آمريکا نه تنها در عراق، بلکه در سرتاسر خاورميانه جلوه دهند.

اکونوميست می نويسد که هريک از اين عوامل به خودی خود می تواند باعث بی ثباتی شود اما بر روی هم، احتمال سوء محاسبه و افتادن به دامان جنگ را افزايش می دهد به خصوص اگر با عامل چهارم تعارض بين ايران و آمريکا نيز درآميزد.

عامل چهارم به گفته اکونوميست مشکلات آقای بوش است که ديگر به نظر مثبت رای دهندگان نيازی ندارد اما می داند که جايگاه تاريخی وی را موفقيت در آزمونی تعيين خواهد کرد که در کانون سياست خارجی خود قرار داده است: يعنی ترويج دموکراسی در خاورميانه و جلوگيری از دستيابی رژيم های ياغی به تسليحات کشتار جمعی.

حمله پيشگيرانه

اکونوميست می افزايد که با توجه به تمايل مفرط جورج بوش به مقصر جلوه دادن ايران در سنگ اندازی در برابر هدفهای شريف آمريکا در خاورميانه، ممکن است وی حمله پيشگيرانه عليه برنامه های هسته ای اين کشور را راهی مناسب برای اعاده اعتبار رياست جمهوری خود بداند اما چنين برداشتی اشتباه خواهد بود.

اکونوميست يادآور می شود که از اشغال عراق حمايت کرد در حاليکه (به اشتباه) می پنداشت که صدام حسين در حال دستيابی به اسلحه هسته ای است و نبايد به يک قاتل اجازه داد به ابزار موثرتر کشتار دست يابد اما در مورد ايران، زيرا اگر روشن شود که ايران در آستانه دستيابی به بمب اتمی است، بازهم حمله آمريکا به تاسيسات هسته ای اين کشور قماری خطرناک است.

  بدون اقدام ارتش آمريکا در اشغال خاک ايران - که البته با توجه به شرايط عراق غيرقابل تصور به نظر می رسد - حمله به تاسيسات اتمی ايران تنها برنامه های هسته ای ايران را به تعويق می اندازد ولی در مقابل می تواند باعث جلب حمايت از رژيمی شود که در داخل کشور چندان محبوبيتی ندارد و آن را به دست زدن به اقدامات تلافی جويانه در داخل عراق، عليه اسرائيل و شايد حتی عليه ايالات متحده بر انگيزد
 
اکونوميست

اين نشريه در توضيح نظر خود می نويسد که بدون اقدام ارتش آمريکا در اشغال خاک ايران - که البته با توجه به شرايط عراق غيرقابل تصور به نظر می رسد - حمله به تاسيسات اتمی ايران تنها برنامه های هسته ای ايران را به تعويق می اندازد ولی در مقابل می تواند باعث جلب حمايت از رژيمی شود که در داخل کشور چندان محبوبيتی ندارد و آن را به دست زدن به اقدامات تلافی جويانه در داخل عراق، عليه اسرائيل و شايد حتی عليه ايالات متحده بر انگيزد.

اکونوميست می نويسد که علاوه بر اين، معلوم نيست که ايران هسته ای تا چه اندازه خطرناک خواهد بود زيرا برخلاف عراق در دوره حکومت صدام، ايران دارای يک ساختار قدرت پيچيده و حاوی عناصری از کثرت گرايی است که باعث برقراری نوعی نظارت و پاسخگويی می شود.

اين نشريه اظهار می دارد که با وجود تظاهر به دينداری، رژيم ايران از زمان انقلاب، رفتاری عقلايی داشته و گرچه مطمئنا در پيگيری برخی از هدف های منطقه ای شيطنت آميز خود به وسايل غير مجاز، از جمله تروريسم، متوسل شده است اما در مجموع، آيت الله ها تا کنون در مورد نتايج اقدامات خود حسابگرانه عمل کرده اند و در نتيجه، مانند اتحاد شوروی، احتمالا بتوان ايران هسته ای را مهار کرد.

 برای اسرائيلی ها، که آقای احمدی نژاد خواستار محو کشور آنان از نقشه جهان شده، اين گفته که "احتمالا" بتوان ايران هسته ای را مهار کرد چندان اطمينان بخش نخواهد بود
 
اکونوميست

هفته نامه اکونوميست می نويسد که تمامی اين ملاحظات حکايت از آن دارد که در شرايط کنونی، حمله نظامی ايالات متحده عليه ايران اقدامی اشتباه آميز خواهد بود اما اگر کسی تصور کند که ايران هسته ای خطرناک نيست، گرفتار نهايت خودفريبی شده است زيرا چنين وضعيتی بسيار، بسيار خطر آفرين خواهد بود.

اکونوميست در ادامه می افزايد که اتمی شدن ايران ممکن است اسرائيل، يعنی يک قدرت اعلام نشده هسته ای را تحريک کند که به حمله پيشگيرانه عليه اين کشور دست بزند زيرا برای اسرائيلی ها، که آقای احمدی نژاد خواستار محو کشور آنان از نقشه جهان شده، اين نظر که "احتمالا" بتوان ايران هسته ای را مهار کرد چندان اطمينان بخش نخواهد بود.

اتمی شدن ايران و رقابت تسليحاتی در منطقه

به نوشته اکونوميست، حتی اگر هم اسرائيل به چنين عملياتی دست نزند، اتمی شدن ايران می تواند تتمه پيمان منع گسترش تسليحات اتمی را بر باد دهد زيرا تا کنون هم همزيستی کشورهای عرب مانند مصر و عربستان سعودی با اسرائيل اتمی به اندازه کافی برای آنها دشوار بوده و اتمی شدن ايران باعث خواهد شد که مسابقه ای تسليحاتی در منطقه به راه افتد.

اين هفته نامه در مورد خطر ديگر ناشی از اتمی شدن ايران می نويسد که مهمتر از همه، ايران اتمی ممکن است احساس کند که برای تشديد تلاش در صدور خشونت آميز انقلاب به خارج از مرزهای خود از امنيت لازم برخوردار شده است.

 ايران اتمی ممکن است احساس کند که برای تشديد تلاش در صدور خشونت آميز انقلاب به خارج از مرزهای خود از امنيت لازم برخوردارشده است
 
اکونوميست

هفته نامه اکونوميست توصيه می کند که برای جلوگيری از توليد بمب اتمی ايرانی بايد به هر اقدامی دست زد اما برای اين منظور، راهی بهتر از حمله نظامی هم وجود دارد.

اين نشريه يادآور می شود که آقای بوش در سال 2002، ايران را همراه با عراق و کره شمالی اعضای محور شرارت توصيف کرد ولی از سال 2004 به بعد، به دليل در دست نبودن گزينه ای بهتر، وی با تلاش های بريتانيا، فرانسه و آلمان برای قانع کردن ايران به تبعيت از ضوابط اتمی بين المللی همراهی کرده است.

به نوشته اکونوميست، ايران همواره بر غيرنظامی بودن برنامه های خود تاکيد داشته اما سال گذشته اروپاييان با پيشنهاد برخی امتيازات به ايران در برابر کنار گذاشتن برنامه غنی سازی اورانيوم عملا دست اين کشور را رو کردند و زمانی که ايران اين پيشنهادها را رد کرد، به اعمال تحريم های شورای امنيت روی آوردند.

 سال گذشته اروپاييان با پيشنهاد برخی امتيازات به ايران در برابر کنار گذاشتن برنامه غنی سازی اورانيوم عملا دست اين کشور را رو کردند و زمانی که ايران اين پيشنهادها را رد کرد، به اعمال تحريم های شورای امنيت روی آوردند
 
اکونوميست

هفته نامه اکونوميست در تاييد فشارهای ديپلماتيک بر ايران می نويسد که گرچه ديپلماسی سازمان ملل به کندی پيش می رود، اما ايران هنوز تا توليد بمب اتمی چند سال فاصله دارد در حاليکه آمريکاييان، اروپاييان، روسيه و چين سرانجام در کنار هم صف کشيده اند.

اين نشريه می نويسد بايد فشار اقتصادی بر ايران را افزايش داد و در کنار آن نوعی مشوق را نيز مطرح کرد و در اين زمينه، مفيدترين انگيزه قول صريح آقای بوش در اين مورد خواهد بود که اگر ايران به معيارهای اتمی گردن نهد با تلاش آمريکا برای سرنگونی رژيم اين کشور مواجه نخواهد شد.

هفته نامه اکونوميست در خاتمه اظهار می دارد که با وجود همه اينها، ممکن است سرنوشت آمريکا و ايران اين باشد که در خاورميانه شاخ به شاخ شوند اما اين منطقه، و جهان، بدون سايه بمب اتمی ايران جايی به مراتب امن تر خواهد بود.

2 نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم بهمن 1385ساعت 13:32  توسط mohammad reza.t.... | 

درگيری و جنگ مخفيانه آمريکا با ايران؟
 
صفحه اول مقاله نيوزويک
به نوشته نيوزويک موضعگيری های احمدی نژاد باعث تيرگی بيشتر روابط دو کشور شده است
هفته نامه آمريکايی نيوزويک در شماره اخير خود مطلبی را به بحران جاری در روابط ايران و آمريکا اختصاص داده است.

در آغاز اين مقاله که با عنوان "درگيری؟ جنگ مخفيانه آمريکا با ايران" و به قلم مايکل هرش و مازيار بهاری به چاپ رسيده، ماجرای دستگيری جلال شرفی، ديپلمات ايرانی دربغداد گزارش شده است که، به گفته نويسندگان مقاله، توسط گروهی متشکل از بيست فرد مسلح در اونيفورم گارد ملی عراق، بازداشت شد.

نيوزويک به نقل از ديپلمات های ايرانی می نويسد که مهاجمان به واحدی تحت نظر نيروهای آمريکايی تعلق داشتند و می افزايد که يک مقام امنيتی سابق عراق نيز تاييد کرده است که اين افراد عضو يک واحد مستقر در فرودگاه بغداد بودند که در برابر افسران نيروهای ويژه آمريکايی پاسخگوست.

نويسندگان مقاله با يادآوری بازداشت تعدادی ديگر از ايرانيان در بغداد و اربيل، و اتهام ايالات متحده در اين مورد که ايران احتمالا در ربودن و قتل چهار سرباز آمريکايی در کربلا دست داشته است، می افزايند که طبيعی است چنين وقايعی فکر مقامات ايرانی را به خود مشغول کند.

نيوزويک می افزايد برخی از ناظران اينگونه حملات لفظی آمريکا عليه ايران را تاروپود يک انگاره نگران کننده عليه اين کشور می دانند و از قول يک کارمند سابق کاخ سفيد می نويسد که برخی از مشاوران جورج بوش مخفيانه در صدد يافتن بهانه ای برای حمله نظامی به ايران هستند و دست به اقداماتی می زنند تا ايرانيان را به شدت تحريک کرده و به بروز واکنشی وادار سازند که آمريکا را ناگزير از اقدامات تلافی جويانه کند.

به نوشته نيوزويک در حاليکه ايران معتقد است که ايالات متحده در صدد سرنگونی رژيم اين کشور است، آمريکاييان نيز ايران را متهم می کنند که می کوشد در تلاش اين کشور برای ايجاد ثبات در خاورميانه اخلال کند و در صدد دستيابی به تسليحات اتمی است

اين هفته نامه يادآور می شود که روابط ايران و آمريکا از زمان کودتای سال 1953 (1332)دشوار و از زمان پيروزی آيت الله خمينی در انقلاب سال 1979 متشنج بوده و با انتخاب جورج بوش در آمريکا و محمود احمدی نژاد در ايران، دو کشور تحت نظر کسانی اداره می شوند که نسبت به يکديگر کاملا بی اعتماد هستند و در باره سلامت فکری يکديگر ترديد دارند و در حاليکه ايران معتقد است که ايالات متحده در صدد سرنگونی رژيم اين کشور است، آمريکاييان نيز ايران را متهم می کنند که می کوشد در تلاش اين کشور برای ايجاد ثبات در خاورميانه اخلال کند و در صدد دستيابی به تسليحات اتمی است.

در ادامه مقاله، نويسندگان می گويند که با وجود اين خصومت ديرين، بين دو کشور دوره های همکاری و تلاش برای آشتی هم وجود داشته و از جمله به هماهنگی آمريکا و ايران پس از حملات يازدهم سپتامبر سال 2001 در آمريکا و حمله ايالات متحده به افغانستان اشاره می کنند.

يازدهم سپتامبر و مسير آشتی

نيوزويک می نويسد که پس از حمله انتحاری يازدهم سپتامبر، محمد حسين عادلی، معاون پيشين وزارت خارجه، موفق شد رهبران جمهوری اسلامی را به محکوم کردن اين عمليات قانع کند و از قول آقای عادلی نقل می شود که ايران در عين حال می خواست علاقمندی خود را به آشتی با آمريکا نشان دهد.

محمد حسين عادلی
به نوشته نيوزويک عادلی رهبران ايران را وادار کرد از حملات يازدهم سپتامبر ابراز تاسف کنند

به نوشته اين هفته نامه، در حاليکه تلاش برای بهبود روابط ادامه داشت، رييس جمهوری آمريکا در سخنرانی خود ايران و کره شمالی را در کنار عراق از تشکيل دهندگان "محور شرارت" توصيف کرد هرچند، به گفته يکی از سخنرانی نويسان جورج بوش، دليل اشاره به ايران و کره شمالی اين بود که مقامات ارشد آمريکايی نمی خواستند تنها از عراق نام ببرند در حاليکه رييس جمهور آمريکا در آن زمان طرح حمله به عراق را در سر می پروراند.

نويسندگان مقاله از اين سخنرانی به عنوان عاملی برای عقب راندن اصلاح طلبان ايرانی طرفدار بهبود روابط با آمريکا ياد می کنند اما می افزايند که بازهم جنگ ديگری - اين بار جنگ عراق - باعث نزديکی ايران و آمريکا شد زيرا آمريکاييان مايل به کمک ايران در صورت آواره شدن مردم عراق در اثر جنگ بودند در حاليکه ايرانيان نيز می خواستند آمريکاييان پس از سقوط رژيم عراق، مجاهدين خلق را با تعدادی از فعالان القاعده که در ايران بازداشت شده بودند مبادله کنند.

نيوزويک می نويسد که اين پيشنهاد به دليل نگرانی برخی مقامات آمريکايی در مورد نحوه رفتار با مجاهدين خلق در صورت تحويل به ايران و هشدار برخی ديگر در مورد از دست ندادن گزينه های مختلف، مورد قبول آمريکاييان قرار نگرفت.

  شورشيان سنی در عراق چند آمريکايی را به قتل برسانند و چند برگه شناسايی ايرانی را در کنار آنان قرار دهند تا جنگی تمام عيار را به راه اندازند
 
نيوزويک

در ادامه مقاله آمده است که در همين زمان، يک پيام دو صفحه ای با فاکس از ايران برای مقامات آمريکايی ارسال شد که حاوی پيشنهاد مذاکرات دو جانبه بود و به نظر می رسيد که ايرانيان حتی حاضر بودند در مورد فشار بر گروه های حزب الله لبنان و حماس (يا لااقل تبديل آنها به سازمان های صلح طلب) و شفافيت کامل در مورد برنامه هسته ای خود با آمريکاييان گفتگو کنند و در مقابل، ايالات متحده رفتار خصمانه خود را کنار بگذارد و تحريم های اقتصادی عليه ايران را لغو کند.

نيوزويک می نويسد که اين نامه با واکنش متفاوت مقامات آمريکايی مواجه شد و چند روز بعد، هنگامی که انفجار بمب در عربستان سعودی بيست و نه نفر از جمله چند شهروند آمريکايی را کشت، تندروها در دولت آمريکا فورا ايرانيان را مسئول دانستند و گفتند که شنود مکالمات تلفنی يکی از رهبران القاعده که ظاهرا در اين ايران بازداشت شده نشان داده که وی دستور اين بمب گذاری را صادر کرده است.

اين هفته نامه در توجيه نگرش خصمانه دولت آمريکا نسبت به جمهوری اسلامی می نويسد که کالين پاول، وزير خارجه سابق آمريکا، از جمله کسانی است که می گويد جورج بوش آماده نبود با رژيمی وارد معامله شود که به نظر وی اصلا نمی بايست زمام امور ايران را در دست داشته باشد و اقدامات وزارت خارجه ايالات متحده برای ترغيب دولت به تماس ديپلماتيک با ايران و سوريه همواره با مقاومت شديد نزديکان رييس جمهوری مواجه می شد.

نيوزويک با ذکر خلاصه ای از سابقه بحران هسته ای ايران، می نويسد که علاوه بر اتهام حمايت از تروريسم، دولت آمريکا نسبت به برنامه های هسته ای ايران نيز ظنين بوده هر چند از حل اين مساله از راه های ديپلماتيک حمايت می کرد.

صعود ستاره بخت ايران و سياست جديد آمريکا

اين هفته نامه يادآور می شود که در تابستان سال گذشته، به نظر می رسيد که ستاره بخت ايران رو به صعود است و عملکرد حزب الله لبنان در برابر حمله اسرائيل باعث جلب حمايت افکار عمومی جهان عرب از محمود احمدی نژاد، به عنوان يکی از حاميان اصلی اين گروه و باعث آن شد که مقامات ايرانی گرفتار غرور شوند و آقای احمدی نژاد نه تنها اظهارات خود درباره هولوکاست را پس نگيرد بلکه تهديد به وضع تحريم های سازمان ملل را هم بی اهميت قلمداد کند.

در همانحال، به نوشته نيوزويک، در حاليکه کشورهای عرب سنی مذهب نسبت به گسترش نفوذ ايران در منطقه احساس خطر می کردند، ناکامی حزب جمهوريخواه در انتخابات کنگره آمريکا باعث بروز اين نگرانی در اسرائيل شد که ممکن است اين کشور ناچار باشد به تنهايی با تهديد ايران دست و پنجه نرم کند ولی مقامات آمريکايی، تا حدودی در مشورت با بريتانيا، يک استراتژی جديد را برای ضربه زدن به بخش های مختلف نظام ايران تدوين کردند.

 ژنرال های آمريکايی بر اين باورند که عمليات ولو گسترده نظامی تنها می تواند برنامه هسته ای ايران را برای مدتی به تعويق اندازد و تنها راه از ميان بردن تهديد ايران، سرنگونی رژيم اين کشور است در حاليکه ايالات متحده نفرات نظامی لازم را برای دست زدن به چنين اقدامی در اختيار ندارد
 
نيوزويک

اين هفته نامه می نويسد که منتقدان سياست جديد آمريکا می خواهند بدانند چه مقدار از اين استراتژی جديد شامل عمليات نظامی است هرچند مقامات ارشد دولت آمريکا در هفته های اخير وجود برنامه های برای حمله به ايران را تکذيب کرده اند.

نيوزويک اظهار می دارد که با وجود انکار رسمی طرح حمله به ايران، وزارت دفاع نقشه های اضطراری برای جنگ کامل عليه ايران را تدوين کرده که شامل حمله به سيستم دفاع هوايی، تاسيسات هسته ای و شيميايی، پايگاه های موشکی، پايگاه های دريايی سپاه پاسداران در خليج فارس و مراکز اطلاعاتی اين کشور است اما در عين حال، ژنرال های آمريکايی بر اين باورند که عمليات ولو گسترده نظامی تنها می تواند برنامه هسته ای ايران را برای مدتی به تعويق اندازد و تنها راه از ميان بردن تهديد ايران، سرنگونی رژيم اين کشور است در حاليکه ايالات متحده نفرات نظامی لازم را برای دست زدن به چنين اقدامی در اختيار ندارد.

نيوزويک سپس به اختلافات ايران و آمريکا در مورد عراق می پردازد و می نويسد که ايالات متحده مقامات جمهوری اسلامی را به تجهيز شورشيان عراقی متهم می کند اما در نهايت، شواهد ارايه شده نمی تواند نشان دهد که آيا اين تجهيزات توسط دولت ايران به شورشيان منتقل شده يا قاچاقچيان اسلحه و عناصر خودسر در سپاه پاسداران در آن دست داشته اند.

اين نشريه نتيجه می گيرد که در حال حاضر، پيکان اصلی تهاجم آمريکا عليه ايران را اقدامات سياسی تشکيل می دهد و از جمله محدوديت های بانکی ايالات متحده عليه جمهوری اسلامی به تدريج آثار اقتصادی خود را آشکار می سازد.

به نوشته نيوزويک، بدی اوضاع اقتصادی باعث کاهش محبوبيت محمود احمدی نژاد در ميان رای دهندگان شده است که البته اگر وی همچنان از حمايت آيت الله خامنه ای برخوردار می بود، اهميتی نداشت اما به نظر می رسد که رييس جمهوری به تدريج اين حمايت را هم از دست می دهد.

به نوشته نيوزويک، نزديکان آيت الله خامنه ای گفته اند که وی مسئوليت تحريم های شورای امنيت را متوجه لفاظی های احمدی نژاد عليه اسرائيل و سخنان وی در باره هولوکاست می داند.

نويسندگان مقاله با ابراز اين نظر که طی پنج سال اخير، هر گاه آمريکا يا ايران به امتيازی نسبت به ديگری دست يافته، در استفاده از آن راه افراط پيموده است، می نويسند که در حال حاضر هم فشار بيشتر بر احمدی نژاد می تواند باعث مظلوم جلوه کردن وی در فرهنگی مبتنی بر شهادت شود و محبوبيت او را افزايش دهد در حاليکه کافی است شورشيان سنی در عراق چند آمريکايی را به قتل برسانند و چند برگه شناسايی ايرانی را در کنار آنان قرار دهند تا جنگی تمام عيار را به راه اندازند.

نويسندگان مقاله نيوزويک در خاتمه می نويسند که: مانند مواقع متعدد ديگر در تاريخ رابطه پيچيده دو کشور، اينک لحظه بهره برداری از فرصت و به همان ميزان هم زمان خطری بزرگ است.

2 نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم بهمن 1385ساعت 13:30  توسط mohammad reza.t.... | 

اظهارت تازه مقامات آمريکايی عليه نقش ايران در عراق
 
روزنامه نيويورک تايمز
روزنامه آمريکايی نيويورک تايمز گزارشی با اين عنوان منتشر کرده است که به گفته مقامات آمريکايی، مرگبارترين سلاحها در عراق از ايران می آيد
به گفته يکی از سناتورهای آمريکايی، فرماندهان ارتش ايالات متحده در عراق شواهد و مدارکی به گروهی از قانونگذاران آمريکايی نشان داده اند که از دخالت ايران در حمايت تسليحاتی از برخی گروههای مسلح عراقی حکايت می کند.

سناتور جو ليبرمن، نماينده مستقل ايالت کانکتيکات در مجلس سنای آمريکا به خبرگزاری آسوشيتدپرس گفته با ديدن اين شواهد و مدارک قانع شده که ايران به برخی گروههای عراقی اسلحه می دهد تا به نظاميان آمريکايی در کشورشان حمله کنند.

يک شب پيش از او، رابرت گيتس وزير دفاع آمريکا هنگامی که در حال ترک اجلاس سازمان پيمان آتلانتيک شمالی (ناتو) در شهر سويل اسپانيا بود در جمع گروهی از خبرنگاران گفت برخی سلاحها و مهماتی که از گروههای شورشی عراقی به دست آمده شماره سريالها و نشانه های ايرانی دارد.

آقای گيتس نخستين مقام بلندپايه دولت ايالات متحده به شمار می رود که از شواهدی در مورد آنچه حمايت تسليحاتی ايران از گروههای مسلح عراقی می خواند سخن می گويد، هرچند ظاهرا لحن او در مصاحبه با خبرنگاران چندان قاطع به نظر نمی رسيده و اظهارات او چيزی بيش از آنچه برخی فرماندهان و مقامات دون پايه تر آمريکايی در اين باره گفته اند نداشته است.

همزمان، روزنامه آمريکايی نيويورک تايمز نيز گزارشی با اين عنوان منتشر کرده است که به گفته مقامات آمريکايی، مرگبارترين سلاحها در عراق از ايران می آيد.

اين گزارش، يافته های خود را مبتنی بر اسناد طبقه بندی شده دولت آمريکا و اظهارات برخی فرماندهان آمريکايی در عراق معرفی کرده است. اين در حالی است که نظاميان آمريکايی در عراق حدود يک ماه است پنج ايرانی را که طی حمله به دفتر نمايندگی ايران در شهر اربيل عراق دستگير کرده اند، همچنان در بازداشت خود دارند.

سفير آمريکا در عراق اين افراد را اعضای نيروی قدس سپاه پاسداران ايران معرفی کرده که به گفته او در قاچاق اسلحه از ايران به عراق دست داشته اند، او گفته بود که آمريکا بزودی مدارکی ارائه خواهد کرد که دخالت ايران در حمايت تسليحاتی از برخی گروههای عراقی را ثابت می کند.

اما با گذشت هفده روز از سخنان وی، هنوز هيچ مدرک مشخصی عرضه نشده و اين در حالی است که او گفته بود اين مدارک ظرف چند روز منتشر خواهد شد.

ايران نه تنها هر گونه دخالت در نا آراميهای عراق را تکذيب می کند بلکه مقامات اين کشور می گويند رهبران عراقی از آنها خواسته اند برای بازگرداندن ثبات و امنيت به کشورشان به آنان کمک کنند.

2 نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم بهمن 1385ساعت 10:10  توسط mohammad reza.t.... | 

پیامد بودجه امریکا و مخالفین نظام
 است که دولت ايالات متحده بودجه‌ای سه ميليون دلاری به منظور حمايت از آنچه پيشرفت دموکراسی و حقوق بشر در ايران خوانده شده، اختصاص داده است.

ريچارد باوچر، سخنگوی وزارت خارجه آمريکا، ضمن رد اتهام ايران مبنی بر مغايرت اين مصوبه با بيانيه الجزاير، اعلام کرده است که سازمان‌های غيردولتی که در زمينه‌های آموزشی، مطبوعاتی و حقوق بشر در داخل ايران مشغول فعاليت‌اند، می‌توانند برای استفاده از اين بودجه رقابت کنند

پس از انقلاب سال ۵۷، اين نخستين بار است که دولت آمريکا به طور رسمی بودجه‌ای را به نهادها يا اشخاصی در داخل ايران تخصيص می‌دهد. از اين رو، اين اقدام، صرف نظر از ميزان مبلغ اختصاص يافته، اهميت سمبليک بسياری دارد.

موضع جمهوری اسلامی

مقام‌های رسمی ايران تهديد کرده‌اند که به دليل نقض بيانيه الجزاير توسط آمريکا از اين کشور نزد دادگاه لاهه شکايت خواهند کرد، اما عبدالله رمضان‌زاده سخنگوی دولت ايران برای کم اهميت نشان دادن تصميم تازه آمريکا گفته است که دولت آمريکا سال‌هاست که منابعی را برای دخالت در امور داخلی ايران اختصاص می‌د‌هد ولی حکومت ما آنقدر ثبات دارد که با اين تدابير متلاطم نشود.

در واقع از همان ابتدای پيروزی انقلاب اسلامی، زمامداران ايران بی‌وقفه آمريکا را به "دسيسه چينی عليه نظام نوپای دينی" متهم کرده‌اند و در اين زمينه مدعی کشف توطئه‌ها و کودتاهايی شده‌اند که پشت همه آنها نيز دولت آمريکا معرفی شده است.

در اين ميان به طور مشخص می توان به آنچه "کودتای نوژه" و نيز "تلاش صادق قطب‌زاده با همراهی آيت‌الله شريعتمداری برای انجام کودتا" نام گرفته است، اشاره کرد. متهمان اين پروندها عموما به جوخه اعدام سپرده شدند.

علاوه براين، فعاليت‌های سياسی مسالمت‌آميز نهادهای روشنفکری و دانشجويی و اعتراض‌های قانونی چهره‌های با سابقه ملی و دينی نيز همواره به نحوی رسمی و غير رسمی به "نقشه‌های آمريکا و ديگر اجانب" نسبت داده شده است به طوری که گويی نظام جمهوری اسلامی از نگاه رهبران آن، هيچ مخالف ملی و مستقلی نمی‌تواند داشته باشد!

بهانه‌ای برای اعمال فشار بيشتر؟

هر چند که ناچيز بودن رقم سه ميليون دلاری که اينک دولت آمريکا برای استفاده سازمان‌های غيردولتی در داخل ايران اختصاص داده با تمسخر روزنامه های تندرو چاپ تهران روبرو شده است، اما همين مبلغ اندک قادر است در نحوه برخورد حکومت ايران با مخالفانش در داخل کشور تاثيرات جدی و عميقی بر جا بگذارد.

احتمالا دستگاه‌های اطلاعاتی و امنيتی ايران از اين پس، عمده تلاش خود را صرف کشف افراد و سازمان‌هايی خواهند کرد که از ديد آنها، مظنون به دريافت سه ميليون دلار اختصاصی آمريکا باشند. احتمالا در رده نخست مظنونان نيز فعالان فرهنگی و مطبوعاتی و مدافعان حقوق بشر قرار خواهند گرفت چرا که دولت آمريکا کمک خود را به همين نوع فعاليت‌ها اختصاص داده است.

احتمالا هدف آمريکا اختصاص بودجه 3 ميليون دلاری، فرستادن اين علامت به جامعه جهانی، دولت جمهوری اسلامی و مردم ايران است که واشنگتن راه "تغيير نظام سياسی" و يا "تغيير در نظام سياسی" ايران را از راه تکيه بر دموکراسی و حقوق بشر دنبال می‌کند و در شرايط حاضر در پی توسل به شيوه‌های نظامی نيست

به عبارت ديگر، سه ميليون دلار وعده داده شده آمريکا سبب خواهد شد که بدبينی و شک و اتهام بر فضای جامعه ايران غلبه کند، فعاليت‌های فرهنگی و حقوق بشری بيش از پيش تحت کنترل و نظارت امنيتی قرار گيرد و افترای "وابستگی به بيگانگان" که سابقه‌ای طولانی در ايران دارد، زمينه‌ساز برخورد حکومت با مخالفان و منتقدانش از يک‌سو و دستمايه تسويه حساب گروه‌های رقيب سياسی با يکديگر از ديگر سو شود.

کار آمريکا چه منطقی دارد؟

سوال اين است که با توجه به پيامدهای منفی اختصاص بودجه سه ميليون دلاری آمريکا به فعاليت‌های فرهنگی و حقوق بشری در ايران، دولت آمريکا با چه انگيزه‌ای چنين تصميمی گرفته است؟

احتمالا هدف آمريکا از اين کار، فرستادن اين علامت به جامعه جهانی، دولت جمهوری اسلامی و مردم ايران است که واشنگتن راه "تغيير نظام سياسی" و يا "تغيير در نظام سياسی" ايران را از راه تکيه بر دموکراسی و حقوق بشر دنبال می‌کند و در شرايط حاضر در پی توسل به شيوه‌های نظامی نيست.

اما آنچه روشن است، اختصاص سه ميليون دلار به افراد و نهادهای فرهنگی فعال در داخل کشور کمکی به اين هدف نمی‌کند مگر آنکه آمريکا شيوه ديالکتيکی پيچيده‌ای را در اين باره در مد نظر داشته باشد.

در توضيح اين شيوه ديالکتيکی می‌توان چنين گمانه‌زنی کرد که آمريکا برای ايجاد تغييرات مورد علاقه خود در نظام سياسی ايران، نياز به وخيم‌تر شدن وضع حقوق بشر در ايران در کوتاه مدت دارد تا بدين وسيله هم بتواند کوشش‌های گاه و بيگاه برخی نهادهای حکومتی جمهوری اسلامی را برای ارائه چهره‌ای ملايم‌تر از نظام خنثی و بی‌اثر کند و هم موفق به ايجاد اجماعی جهانی عليه ايران به دليل نقض فاحش حقوق بشر شود. در واقع، از ديد بسياری از ناظران، اختصاص علنی و رسمی سه ميليون دلار کمک به سازمان‌های غيردولتی در داخل ايران فقط در همين جهت قابل فهم است چرا که خوی به شدت ظنين و بدبين دستگاه‌های تصميم‌گير ايران را به واکنش خشن عليه هر نوع فعاليت فرهنگی و حقوق بشری برمی‌انگيزد، اقدامی که به نوبه خود کارنامه حقوق بشر ايران را در وضعی اسفناک قرار می‌دهد و برای نظام جهانی غيرقابل تحمل می کند!

2 نوشته شده در  جمعه بیستم بهمن 1385ساعت 9:11  توسط mohammad reza.t.... | 

بودجه آمریکا برای 'پیشبرد دموکراسی' در ایران
 
جورج بوش
آمریکا از سال 2005 بودجه برای 'حمایت از دموکراسی در ایران' اختصاص داده است
جورج بوش، رییس جمهوری آمریکا در بودجه جدید این کشور برای سال 2008 هفتاد و پنج میلیون دلار برای آنچه حمایت و پیشبرد دموکراسی در ایران خوانده اختصاص داده است.

دولت آمریکا به غیر از اختصاص این مبلغ برای پیشبرد آنچه "آمال ایرانیان برای جامعه ای دموکراتیک و آزاد" خوانده، بودجه رسانه های وابسته به خود را که برای ایران، کوبا و کره شمالی برنامه پخش می کنند افزایش داده است.

در متن بودجه پیشنهادی آقای بوش آمده که قرار است از این مبلغ برای ارتقای جامعه مدنی، آزادی رسانه ها و آزادی اطلاعات در ایران استفاده شود.

آمریکا برای اولین بار در سال 2005 به صورت رسمی بودجه ای 3 میلیون دلاری برای 'حمایت از دموکراسی در ایران' اختصاص داد. پس از انقلاب سال 1357 در ایران، اين نخستين بار بود که دولت آمريکا به طور رسمی بودجه‌ای را به نهادها يا اشخاصی در داخل ايران تخصيص می داد. سال پیش نیز آمریکا بودجه 75 میلیون دلاری برای چنین اقدامی اختصاص داد که با واکنش دولت ایران مواجه شد.

مجلس شورای اسلامی سال گذشته در پی تخصیص بودجه ای برای "پیشبرد دموکراسی در ایران" از سوی آمریکا، بودجه ای بالغ بر دوازده و نيم ميليارد تومان برای آنچه "کشف و خنثی کردن توطئه ‌ها و دخالتهای دولت آمريکا" خوانده شد اختصاص داد.

دولت ايران این بودجه را برای "کشف و خنثی کردن توطئه‌ ها و دخالتهای دولت آمريکا" از مجلس ایران درخواست کرده بود.

بودجه جدید آمریکا

جورج بوش، رییس جمهوری آمریکا گفته است که امنیت مردم آمریکا به ثبات و شکوفایی اقتصاد جهانی وابسته است و از این رو در لایحه بودجه که به کنگره این کشور تقدیم شده، آمریکا میزان کمک های خود به برخی مناطق و کشورها را افزایش داده است.

بودجه جدید آمریکا برای خاور نزدیک با 6 درصد افزایش مواجه شده که از آن برای پیروزی در "جنگ علیه تروریسم" استفاده خواهد شد و حدود 7 میلیارد دلار نیز در بودجه 2008 آمریکا برای عملیات ضد تروریسم و مبارزه با مواد مخدر اختصاص داده شده است.

افزایش بودجه صدای آمریکا

دولت آمریکا درصدد آن است تا حمایت و پشتیبانی خود از پخش برنامه های رادیو تلویزیونی برای ایران، کره شمالی و کوبا را افزایش دهد.

بودجه پخش برنامه در سطح بین المللی از جمله صدای آمریکا با افزایش 3.8 درصدی به668 میلیون دلار خواهد رسید و قرار است صدای آمریکا روزانه 12 ساعت برنامه تلویزیونی به زبان فارسی برای ایران پخش کند.

هیات مدیره پخش برنامه های رادیویی تلویزیونی آمریکا ( BBG) که بر شبکه های رادیویی و تلویزیونی بین المللی که با بودجه دولت این کشور فعالیت می کنند نظارت می کند اعلام کرده که بودجه جدید "برای گسترش آزادی و دموکراسی" حیاتی است.

بودجه تخصیص داده شده در شبکه هایی مانند صدای آمریکا، رادیو فردا، رادیو آزادی و شبکه های تلویزیونی مانند الحره عراق به کار گرفته می شود.

موسسه صلح آمریکا

در لایحه بودجه سال 2008 آمریکا همچنین مبلغ 30 میلیون دلار برای موسسه صلح آمریکا اختصاص داده شده است. اهداف این موسسه که از سوی کنگره آمریکا تاسیس شده، جلوگیری و یا کمک به حل بحران های خشونت بار بین المللی، گسترش ثبات در کشورهایی که به تازگی از بحران رها شده اند و کمک به نقل و انتقالات دموکراتیک در کشورها است.

طبق بودجه درخواستی برای موسسه صلح آمریکا، این موسسه در سال 2008 فعالانه به جستجوی راه حلی صلح آمیز برای بحران های عراق، افغانستان و سودان خواهد پرداخت و تلاش خواهد کرد تا با جهان اسلام وارد تعامل شود و به گفتگو، گسترش روند دموکراسی و تقویت مواضع میانه رو ها کمک کند.

این موسسه همچنین در سال 2008 تلاش می کند تا در بحران هسته ای ایران و کره شمالی و بحران اسرائیل و فلسطینیان راه حل هایی ارائه کند.

نقض معاهده الجزایر

ايران طی سال های گذشته با محکوم کردن این دست از اقدامات آمریکا، آن را نقض آشکار معاهده الجزيره خوانده بود.

این معاهده که در دی ماه 1359 درالجزيره، پايتخت الجزاير امضا شد، به آزادی 52 گروگان آمريکايی پس از 444 روز اسارت در ايران منجر شد و دولت آمریکا متقابلا تعهد کرد که از دخالت "مستقيم يا غيرمستقيم سياسی يا نظامی در امور داخلی ايران خودداری کند."

2 نوشته شده در  جمعه بیستم بهمن 1385ساعت 9:7  توسط mohammad reza.t.... | 

اسنو:'رزمایش ایران را تهدید نمی دانیم'
 
تونی اسنو
کاخ سفید رزمایش موشکی ایران را تهدیدی برای ناوگان خود نمی داند
تونی اسنو سخنگوی کاخ سفید در واکنش به رزمایش موشکی ایران در نزدیکی تنگه هرمز با تاکید بر تغییر نکردن سیاست آمریکا در برابر این کشور گفت واشنگتن این مانور را تهدیدی برای ناوگان جنگی خود در خلیج فارس نمی داند.

آقای اسنو همچنین بار دیگر تاکید کرد آمریکا به دنبال حمله به ایران نیست و در پی دست یافتن به یک راه حل دیپلماتیک برای پایان دادن به مشکلات خود با جمهوری اسلامی است.

وزارت دفاع آمریکا، پنتاگون، نیز با تکرار اظهارات سخنگوی کاخ سفید درباره نگران نبودن از آزمایش نظامی ایران، مانور موشکی اخیر را تکرار رزمایش های قبلی دانسته است.

آیزن اولریش کارشناس امور نظامی فدراسیون دانشمندان آمریکا می گوید با وجود این واکنش آمریکا به مانور موشکی ایران، واشنگتن نگران توانایی و اقدامات احتمالی تهران در خلیج فارس است.

او می گوید:"من فکر می کنم آمریکا نسبت به توانایی ایران دراختلال در انتقال نفت از خلیج فارس از طریق تنگه هرمز نگران است و باید هم نگران باشد. این نگرانی ناشی از ترکیبی از توانایی ایران، جغرافیای بسیار محدود منطقه و انتقال حجم عظیمی از نفت از آبراه باریک تنگه هرمز است."

به گفته آیزن اولریش نگرانی آمریکا لزوما از تهدید موشکی ایران علیه ناوهای جنگی خود نیست:

"نیروی دریایی آمریکا می تواند از خود در مقابل حمله موشک های کروز حفاظت کند. این احتمالا خطرناک ترین تهدید نیست. بیشترین تهدید از ناحیه حمله موشکی به تانکرهای نفتی است که قابلیت دفاع از خود را ندارند. چنین حمله ای موجب اختلال در تردد کشتی ها در خلیج فارس می شود."

این در حالی است که جورج بوش رئیس جمهور آمریکا به تازگی دومین ناو هواپیمابر این کشور را عازم منطقه خلیج فارس کرده است.

بعضی از سیاستگذاران آمریکایی افزایش حضور نظامی این کشور در خلیج فارس را به عنوان گامی برای افزایش فشار بر ایران دانسته اند

2 نوشته شده در  جمعه بیستم بهمن 1385ساعت 9:4  توسط mohammad reza.t.... | 

واکنش آيت الله خامنه ای به شايعه بيماری خود
 
آيت الله خامنه ای
آيت الله خامنه ای در جمع نفرات نيروی هوايی به سخنرانی پرداخت
رهبر ايران به شايعاتی که چند هفته پيش در مورد بيماری و احتمال مرگ وی در رسانه های غربی مطرح شده بود واکنش نشان داد.

آيت الله خامنه ای رهبر جمهوری اسلامی طی سخنرانی در جمع فرماندهان و شماری از اعضای نيروی هوايی ارتش که به مناسبت روز نيروی هوايی به ديدار وی رفته بودند گفته است: "دشمنان نظام اسلامی شايعات مختلفی درباره فوت و بيماری درست می‌ کنند تا شايد چند روزی روحيه ملت ايران را تضعيف کنند اما آنها نمی‌ دانند که در ايران با يک شخص روبرو نيستند، بلکه با ملتی روبرو هستند که در پاسخ به توطئه‌ ها و حيله ‌های دشمن روز ۲۲ بهمن در سراسر کشور به خيابانها می ‌آيد و با فريادهای پرشور، قدرت و هوشياری و استقامت خود را در دفاع از اسلام و انقلاب و ايران نشان خواهد داد".

شماری از مخالفان جمهوری اسلامی مدتهاست عنوان می کنند که رهبر ايران به سرطان مبتلاست و حالش خوب نيست.

اوائل سال جاری ميلادی، شايعه وخامت وضع جسمی آيت الله خامنه ای پس از آن قوت گرفت که مايکل لدين، يکی از مخالفان سرسخت حکومت ايران و از نظريه پردازان سرشناس جريان فکری نومحافظه کاران در آمريکا آن را تأييد کرد.

غيبت آيت الله خامنه ای از مراسم عيد قربان نيز بر قوت اين شايعه افزود.

اين شايعه تکذيب سخنگوی وزارت امورخارجه ايران را به همراه داشت اما آيت الله خامنه ای همچنان به مدت دو سه هفته ای در ديدارهای عمومی ديده نشد.

در اين ميان، برای نخستين بار گزارشی از وضعيت جسمی آيت الله خامنه ای از طريق خبرگزاری فارس منتشر شد که به محافل محافظه کار ايران منسوب است.

اين خبرگزاری شايعه وخامت وضع جسمی آيت الله خامنه ای را با شايعاتی که گاه با عنوان دروغ سال منتشر می شوند و همچنين با شايعاتی مقايسه کرد که پس از انقلاب 1979 درباره وضع جسمی آيت الله خمينی بنيانگذار جمهوری اسلامی مطرح می شد اما در عين حال خبر داد که آيت‌ الله خامنه ای مدتی دچار سرماخوردگی نسبتاً شديد بوده و به همين دليل، از تعداد برنامه های وی با توصيه پزشکان کاسته شده است.

هشدار عليه حمله به ايران

آيت الله خامنه ای در سخنرانی در جمع نفرات نيروی هوايی همچنين موضوع احتمال حمله به ايران را مطرح کرده و آن را شايعه ای ديگر دانسته که "دشمن" به دليل "دچار شدن به ضعف و استيصال" مطرح کرده است.

او در عين حال هشدار داده که هرگونه حمله به ايران، "عکس العمل همه جانبه" ملت ايران را نسبت به حمله کنندگان و منافع آنان در همه نقاط جهان به دنبال خواهد داشت و در پاسخ به کسانی نيز که می گويند قدرت دشمن را دست کم نگيريد گفته است: "اين حرف درستی است و در فرهنگ عميق ملت ايران نيز مورد تأکيد است اما آيا عاقلانه است که دشمن را دست کم نگيريم اما در مقابل، عظمت و تواناييهای ملت ايران را ناديده بگيريم"؟

آيت الله خامنه ای درباره حمله به ايران افزود: "معتقديم هيچ کس، چنين بی‌عقلی و خطايی نخواهد کرد و کشور و منافع خود را به خطر نخواهد انداخت، البته برخی می گويند رئيس جمهور آمريکا، اهل محاسبه و در نظر گرفتن عواقب کارهايش نيست، اما اين جور اشخاص را هم می‌ توان سرعقل آورد و تحليلگران و سياست سازان آمريکايی اين را می‌ فهمند که ملت ايران هيچ تعرضی را بدون پاسخ نخواهد گذاشت".

رهبر ايران ادامه داده که: "ملت ايران را با اين مسائل نترسانند، زيرا مگر تا به حال آمريکا به ايران حمله نکرده است"؟

افزايش تحريمها

او همچنين به تهديد مقامات آمريکايی اشاره کرده که می گويند در صورت پافشاری ايران بر ادامه دادن به فعاليتهای حساس اتمی با تصويب قطعنامه های تازه ای در شورای امنيت، به ميزان تحريمهايی که عليه ايران اعمال شده خواهند افزود.

آيت الله خامنه ای چنين تهديدهايی را موضوعی تکراری خوانده و گفته است: "آمريکا و برخی کشورهای ديگر از سالها پيش جمهوری اسلامی ايران را تحريم کرده ‌اند اما ملت ايران در همين فضای تحريم به پيشرفتهای درخشان علمی- فناوری و موفقيتهای فراوان رسيده است؛ بنابراين اين ملت بزرگ را از تحريم نترسانيد چرا که وقتی ملتی بيدار شد و تواناييهای خود را کشف کرد هيچ چيز قادر نخواهد بود او را متوقف کند".

 
2 نوشته شده در  جمعه بیستم بهمن 1385ساعت 9:2  توسط mohammad reza.t.... | 

گزارش گروه بین المللی بحران در مورد رییس جمهوری ایران
 
محمود احمدی نژاد
گزارش گروه بين المللی بحران می گوید که ناکامی در اجرای برنامه های اقتصادی، موقعیت رییس جمهوری ایران را تضعیف کرده است
"گروه بحران" که یک موسسه تحقیقاتی بین المللی است، در گزارشی تازه به بررسی موقعیت محمود احمدی نژاد در ایران پرداخته و خاطرنشان می کند که رییس جمهوری ایران با نارضایتی های روزافزون داخلی مواجه است و سیاست های او در ایران با انتقاد روبرو می شود.

این گزارش که با نام "ریاست جمهوری پر هیاهوی احمدی نژاد" توسط گروه بين المللی بحران منتشر شده خاطرنشان می کند که مشکلات داخلی آقای احمدی نژاد از شکست اخیر در انتخابات شورای شهر و روستا و خبرگان رهبری و انتقادهای روزافزون از سیاست خارجی او نشات می گیرد.

گزارش گروه بين المللی بحران می گوید که ناکامی در اجرای برنامه های اقتصادی، موقعیت رییس جمهوری ایران را تضعیف کرده است. همچنین رفتار محمود احمدی نژاد در صحنه بین المللی و نگرانی از انزوای ایران در جامعه جهانی باعث تقویت رقبای او شده است.

این گزارش در عین حال یادآور می شود که تصوراشتباهی است اگرآمریکا فکر می کند که با رویه خصمانه علیه ایران در عراق و حضور ناوهای جنگی خود در خلیج فارس و مداخله نظامی غیر مستقیم می تواند باعث ایجاد شکاف در حکومت ایران شود.

طبق این گزارش، شکست رییس جمهوری ایران و متحدانش در انتخابات شورای شهر و روستا و مجلس خبرگان رهبری نشان از بروز مشکلات جدی، هم در اردوگاه محافظه کاران و هم در میان جامعه داشت.

این گزارش می گوید که این مساله همچنین نشان می دهد که احتمالا فشار داخلی و نه فشار از خارج بهترین راه برای اصلاحات در ایران است.

گروه بين المللی بحران می گوید که به هر حال، محمود احمدی نژاد کماکان از نظر سیاسی امکاناتی دارد که چشمگیرترین آن تحریک حس ملی گرایی در مورد برنامه هسته ای ایران و عکس العمل های بین المللی ناشی از آن است.

طبق این گزارش به نظر می رسد ادامه سیاست های عوام گرایانه (پوپولیستی) با در پیش گرفتن خط مشی تبلیغات دایمی و حمایت از نیروهایی مانند سپاه پاسداران و بسیج، محاسباتی هستند که با هدف تقویت جایگاه آقای احمدی نژاد در لایه هایی از جامعه که او را به قئرت رساندند طرح ریزی شده اند.

فریده فرهی مشاور بخش ایران گروه بين المللی بحران می گوید که واقع بینانه است که انتظار داشته باشیم ایران به طور بنیادی سیاست خارجی خود را به علت تحولات داخلی تغییر دهد.

خانم فرهی می افزاید در مورد مسایلی مانند حق غنی سازی اورانیوم تا به عهده گرفتن نقش گسترده تر در منطقه، در داخل حکومت ایران اجماع وجود دارد و اگر اختلافی هست، بر سر روش ها و سیاست ها است.

مشاور بخش ایران گروه بين المللی بحران می گوید که اقدام نظامی باعث تعویق اصلاحات و تغییرات داخلی می شود و باعث مستحکم تر شدن جایگاه افراطیون خواهد شد ضمن اینکه می تواند احتمالا منجر به تلافی جویی ایرانی ها شود.

رابرت مالی، مدیر بخش خاورمیانه و شمال آفریقای گروه بين المللی بحران نیز بر این باور است که تهدیدات امنیتی و نظامی خارجی به طور قطع بر توانایی بازیگران عملگرای داخل ایران برای به جلو بردن اهداف خود تاثیر گذار خواهد بود.

به گفته آقای مالی، آمریکا با اشتیاق برای تعامل بیشتر با ایران، بدون وضع پیش شرط می تواند خدمت بزرگ تر و عاقلانه تری هم به خود و هم به منطقه ارائه بکند.

گروه بين المللی بحران سازمانی مستقل در جهت پيش بينی بحرانها و جلوگيری از وقوع آنها در جهان است و یکی ازمعتبرترين نهادهای مستقل و غيردولتی برای ارايه اطلاعات، تحليل و مشاوره به دولتها درباره مسايل مناقشه برانگيز است.

 
2 نوشته شده در  جمعه بیستم بهمن 1385ساعت 8:54  توسط mohammad reza.t.... | 

چرا آمریکا و اسرائیل تا این حد به هم نزدیکند؟
 
پرچم اسرائيل و آمريکا
بعضی از تحلیلگران می گويند علت نزدیکی اسرائیل و آمریکا را باید در قدرتمندی لابی یا مجموعه محافل طرفدار اسرائیل در آمریکا جستجو کرد
در جنگ اخیر بین حزب الله لبنان و اسرائیل، دولت آمریکا با تقاضای آتش بس فوری که از سوی سازمان ملل طرح شد مخالفت کرد. دولت آمریکا استدلال می کرد که آتش بس فوری اگر به قطع حملات حزب الله منجر نشود بی فایده است.

شماری از صاحب نظران عقیده دارند که این سیاست آمریکا در واقع ناشی از قدرت لابی یا مجموعه سازمان های فعال مدافع اسرائیل است که در آمریکا بسیار فعال هستند.

آمریکا سالیانه سه میلیارد دلار کمک بلاعوض به اسرائیل می دهد. اگر این مبلغ را بین مردم اسرائیل تقسیم می کردند هر سال به هر اسرائیلی پانصد دلار می رسید. به علاوه، آمریکا متحد اصلی اسرائیل در عرصه بین المللی است.

چندین قطعنامه سازمان ملل در انتقاد یا محکومیت اسرائیل توسط آمریکا وتو شده و در جنگ اخیر هم آمریکا حاضر نشد تقاضا برای فشار بر اسرائیل در جهت آتش بس سریع در لبنان را بپذیرد.

 توجه اصلی سیاست خارجی آمریکا در خاورمیانه این بوده که در جریان صدور نفت از منطقه وقفه ایی ایجاد نشود. جالب توجه است که آمریکا که هیچگاه برای دفاع از اسرائیل وارد جنگی نشده است در سال 1991 میلادی برای دفاع از کویت و عربستان سعودی وارد جنگ با عراق شد.
 
جف وینتروب استاد دانشگاه پنسیلوانیا

دولت های دو کشور می گویند این نزدیکی نتیجه همخوانی منافع آمریکا و اسرائیل است چرا که هر دو کشور سخت درگیر "مبارزه با تروریسم بین المللی" هستند. خواه این تروریسم لباس القاعده به تن داشته باشد خواه به شکل موشک های حزب الله لبنان زندگی شهروندان اسرائیل را مختل کند.

اما بعضی از تحلیلگران در عین اینکه اشتراک منافع دو کشور و همخوانی دیدگاه های دو دولت را رد نمی کنند، می گویند علت نزدیکی اسرائیل و آمریکا را باید در قدرتمندی لابی یا مجموعه محافل طرفدار اسرائیل در آمریکا جستجو کرد. آیا واقعاً چنین است؟

یکی از این تحلیلگران، جان مرشایمر استاد دانشگاه شیکاگو است. او در مورد "کمیته روابط آمریکا و اسرائیل" موسوم به ایپک، که اصلی ترین سازمان درمجموعه لابی اسرائیل در آمریکاست، می گوید: "در واقع ایپک بین 250 تا 300 رای در مجلس نمایندگان کنگره آمریکا را در اختیار دارد. یعنی ایپک می تواند روی حمایت بیش از نیمی از کرسی های مجلس نمایندگان حساب کند. در مجلس دوم آمریکا، یعنی سنا هم وضع چندان متفاوت نیست. در اینجا شما با لابی قدرتمندی طرف هستی که می تواند سیاست خارجی آمریکا را به نفع اسرائیل تحت نفوذ قرار دهد.این وضعیت به سود منافع استراتژیک آمریکا نیست.من به آنهایی که می پرسند چرا این همه آمریکا در خاورمیانه با مشکل روبروست می گویم که یکی از دلایل اصلی آن همین نفوذ لابی اسرائیل در آمریکاست."

جان مرشایمر و یکی از همفکرانش به نام استیون والت که استاد دانشگاه هاروارد است چند ماه پیش این نظر را به تفصیل انتشار دادند. بعد از انتشار آن مقاله، انتقادات زیادی بر نظرات آن ها وارد شد و موضوع لابی اسرائیل به یکی از جنجالی ترین بحث ها در دانشگاه ها و رسانه های آمریکا تبدیل شد.

رهبران آمريکا و اسرائيل می گویند نزدیکی دو کشور نتیجه همخوانی منافع آنهاست، چرا که هر دو کشور سخت درگیر "مبارزه با تروریسم بین المللی" هستند

یکی از این منتقدان جف وینتروب استاد دانشگاه پنسیلوانیا است. او می گوید: "توجه اصلی سیاست خارجی آمریکا در خاورمیانه این بوده که در جریان صدور نفت از منطقه وقفه ای ایجاد نشود. جالب توجه است که آمریکا که هیچگاه برای دفاع از اسرائیل وارد جنگی نشده است در سال 1991 میلادی برای دفاع از کویت و عربستان سعودی وارد جنگ با عراق شد.همچنین باید در نظر داشته باشید که آمریکا سالیانه دو میلیارد دلار به مصر کمک می کند و اگر شما بقیه کمک های آمریکا به کشور های عرب منطقه را در نظر بگیرید در می یابید که مجموع آن ها از کمک به اسرائیل بیشتر می شود."

اما جان مرشایمر می گوید پولی که به مصر و بعضی دولت های دیگر منطقه داده می شود در واقع برای تشویق آنان به ادامه تفاهم با اسرائیل است. آیا واقعاً چنین است و لابی اسرائیل باعث می شود حتی کمک آمریکا به بعضی از کشورهای عرب منطقه ناشی از سیاست حمایت از اسرائیل باشد؟

جف وینتروب می گوید که چنین نیست و نباید نفوذ لابی های دیگر بر سیاست خارجی آمریکا را فراموش کرد.

 پولی که به مصر و بعضی دولت های دیگر منطقه داده می شود در واقع برای تشویق آنان به ادامه تفاهم با اسرائیل است. آیا واقعاً چنین است و لابی اسرائیل باعث می شود حتی کمک آمریکا به بعضی از کشورهای عرب منطقه ناشی از سیاست حمایت از اسرائیل باشد؟
 
جان مرشایمر استاد دانشگاه شیکاگو

به عقيده وی "نفوذ لابی عربستان سعودی بر دستگاه مجریه آمریکا بسیار بیشتر ازنفوذ لابی اسرائیل است. فراموش نکنید که حاکمان عربستان سعودی از دوستان خانواده جورج بوش هستند. بنابراین نباید نفوذ بر قوه مقننه یعنی کنگره آمریکا را بر تمامی دستگاه سیاسی آمریکا تعمیم داد. من می توانم ده لابی دیگر را در آمریکا نام ببرم که از لابی اسرائیل قویترند که یکی از آن ها لابی نفت است. مثلاً دفتر ریچارد چنی، معاون رئیس جمهور، از منافع شرکت های بزرگ نفتی حمایت می کند حال آنکه آقای چنی هیچ مناسباتی با لابی اسرائیل ندارد."

اما گری سیک از اعضای پیشین شورای امنیت ملی آمریکا می گوید که نمی توان در عرصه سیاست خارجی، لابی نفت را با لابی اسرائیل قابل مقایسه دانست.

او می گويد: "لابی نفت در آمریکا در زمینه مسائل بین الملل و بخصوص در زمینه مسائل خاورمیانه بسیار ساکت بوده چرا که در سا ل های اخیر متهم شده که از محل جنگ سود اندوزی می کند و منافع استراتژیک ملی را مد نظر ندارد. در ضمن لابی نفت به اندازه لابی اسرائیل متشکل نیست. البته صدای شرکت های بزرگ نفتی مثل اگزان موبیل این سو و آن سو شنیده می شود اما آن ها از نظر فعالیت مستمر و متمرکز روی موضوعات خاص سیاسی، قابل مقایسه با لابی طرفدار اسرائیل نیستند."


توضیح: گفته های جان مرشایمر و استیون والت از مصاحبه آنان با شبکه خبری سی اسپن وابسته به کنگره آمریکا برداشته شده است. آدرس این شبکه:
http://www.c-span.org/

مقاله مرشایمر و والت در نشریه "بررسی کتاب لندن" در انتقاد از لابی اسرائیل
http://www.lrb.co.uk/v28/n06/mear01_.html

مقاله آلن درشویتز از منتقدان اصلی مرشایر و والت. او معتقد است لابی اسرائیل از ابزارهای دمکراسی خوب استفاده می کند و می پرسد آیا این یک گناه است؟
http://en.wikipedia.org/wiki/The_Israel_Lobby_and_U.S._Foreign_Policy

مقاله مایکل مسینگ از نویسندگان نیویورک تایمزکه به بحث لابی اسرائیل در آمریکا دامن زد.
http://www.nybooks.com/articles/19062

آدرس اینترنتی "کمیته روابط آمریکا واسرائیل" موسوم به ایپک
http://www.aipac.org/

 
2 نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم بهمن 1385ساعت 10:20  توسط mohammad reza.t.... | 

تکرار سخنان بوش در مورد ايران از سوی هيلاری کلينتون
 
 
 
هيلاری کلينتون
خانم کلينتون در جمع اعضای کميته آمريکايی امور عمومی اسراييل ايران را خطری برای آمريکا و بزرگترين تهديد عليه اسرائيل ناميد
هيلاری کلينتون سناتور دموکرات و همسر رئيس جمهور سابق آمريکا، که از او به عنوان يکی از شانس های اصلی پيروزی در انتخابات رياست جمهوری سال آينده اين کشور ياد می شود، خواستار سياست واحد و شفاف آمريکا در برابر برنامه هسته ای ايران شده و گفته است:" ما نمی توانيم، نبايد و نمی گذاريم که ايران به سلاح هسته ای دست يابد."

خانم کلينتون که روز پنجشنبه در ضيافت شام اعضای کميته آمريکايی امور عمومی اسراييل (آيپک) در نيويورک سخن می گفت، ايران را خطری برای آمريکا و بزرگترين تهديد عليه اسراييل توصيف کرد و گفت: " ما بايد از همه ابزارهای در دسترس خود از جمله ابزارهای ديپلماتيک، اقتصادی به اضافه تهديد به استفاده از قدرت نظامی بهره بگيريم."

اين سناتور دموکرات ضمن درخواست تعامل و گفتگو با ايران، سوريه، حزب الله و حماس، بخصوص در باره ايران گفت که در مقابله با اين کشور هيچ گزينه ای کنار گذاشته نخواهد شد.

سخنان خانم کلينتون در جمع اعضای آيپک را می توان تکرار اظهارات جورج بوش، رئيس جمهور آمريکا، در باره برنامه هسته ای ايران تلقی کرد.

 به نظر می رسد عاملی که بيش از ساير عوامل در نزديک شدن ديدگاه دموکرات ها و چمهوری خواهان آمريکا در مورد ايران نقش بازی کرده است، اظهارات محمود احمدی نژاد، رئيس جمهور ايران، مبنی بر لزوم "حذف اسراييل از صحنه روزگار" است
 

پيش از اين در محافل رسانه ای جهان چنين تصور می شد که دموکرات های آمريکا سياستی متفاوت از دولت آقای بوش در برابر ايران در نظر دارند، اما اظهارات خانم کلينتون نشان می دهد که در مورد خاص ايران، ديدگاه های دو حزب جمهوريخواه و دمکرات آمريکا در حال نزديک شدن به يکديگر است.

به نظر می رسد عاملی که بيش از ساير عوامل در نزديک شدن ديدگاه دموکرات ها و چمهوری خواهان آمريکا در مورد ايران نقش بازی کرده است، اظهارات محمود احمدی نژاد، رئيس جمهور ايران، مبنی بر لزوم "حذف اسراييل از صحنه روزگار" است.

در ماه های اخير مقام های اسراييلی برای نزديک کردن ديدگاه دو حزب بزرگ حاکم بر آمريکا تلاش زيادی کرده اند، چرا که به گمان آنها سياست يکدست آمريکا در برابر برنامه هسته ای جمهوری اسلامی بهتر می تواند آنچه را که آنان تهديد عليه موجوديت خود از سوی ايران می نامند، خنثی کند.

نزديکی دموکرات ها به اسرائيل

دموکرات های آمريکا معمولا روابط نزديکتر و بهتری نسبت به جمهوری خواهان با جامعه يهودی آمريکا و نيز اسراييل داشته اند.

در انتخابات اخير کنگره آمريکا، بيش از هشتاد و پنج درصد يهوديان آمريکا رای خود را به نفع دموکرات ها به صندوق های رای ريختند و بيش از نيمی از هزينه های تبليغاتی آنها را نقبل کردند. بنابراين نفوذ يهوديان آمريکا بر دموکرات ها و تاثير پذيری دمکرات ها از لابی يهودی اين کشور امری عادی است.

 ظاهرا مقام های ايرانی به رغم آنکه يهوديان و اسراييل را تعيين کننده سياست خارجی واشنگتن معرفی می کنند، هنوز به واقعيت روابط احزاب بزرگ آمريکا با لابی يهودی اين کشور پی نبرده اند و از همين رو، تصور می کنند که با وجود اظهارات ضد اسراييلی آقای احمدی نژاد می توان ايالات متحده آمريکا را به پذيرش نظام سياسی حاکم بر ايران متقاعد کرد
 

در اين ميان، مقام های ايرانی که تصور می کردند کنگره ای با اکثريت دموکرات ها می تواند به عنوان مانعی در برابر سياست دولت جورج بوش در مقابل جمهوری اسلامی عمل کند، از سخنان خانم کلينتون در خواهند يافت که وقتی پای امنيت اسراييل در ميان باشد، دموکرات ها پر حرارت تر از جمهوری خواهان ظاهر خواهند شد.

ظاهرا مقام های ايرانی به رغم آنکه يهوديان و اسراييل را تعيين کننده سياست خارجی واشنگتن معرفی می کنند، هنوز به واقعيت روابط احزاب بزرگ آمريکا با لابی يهودی اين کشور پی نبرده اند و از همين رو، تصور می کنند که با وجود اظهارات ضد اسراييلی آقای احمدی نژاد می توان ايالات متحده آمريکا را به پذيرش نظام سياسی حاکم بر ايران متقاعد کرد.

چندی پيش غلامرضا آقا زاده، رئيس سازمان انرژی اتمی ايران، از قول آيت الله خامنه ای رهبر جمهوری اسلامی اعلام کرد که ايران به جای معامله بر سر برنامه هسته ای خود برای به دست آوردن امتياز در حوزه های ديگر، حاضر است در حوزه های ديگر برای حفظ برنامه اتمی خود امتياز دهد.

مساله اسراييل می تواند يکی از حوزه های مورد نظر غلامرضا آقازاده تلقی شود، اما رويکرد آقای احمدی نژاد نسبت به اين مساله، عملا بيش از هر موضوع ديگری برنامه اتمی ايران را در نعرض تهديد قرار داده است، تهديدی که می توان آن را از اظهارات خانم کلينتون در جمع اعضای بزرگترين لابی يهوديان در آمريکا دريافت

2 نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم بهمن 1385ساعت 10:17  توسط mohammad reza.t.... | 

فشار برای جلوگيری از اقدام نظامی احتمالی آمريکا عليه ايران
 
پرونده هسته ای ایران
در برخی از محافل کشورهای غربی احتمال حمله نظامی آمريکا به ايران جدی گرفته می شود
سه ژنرال سابق ارتش آمريکا با انتشار نامه مشترکی ضمن هشدار نسبت به پيامدهای حمله احتمالی آمريکا به ايران، از دولت بريتانيا خواسته اند که برای جلوگيری از اين واقعه از هيچ تلاشی خودداری نکند.

هشدار شديد ژنرال های سابق آمريکايی نشان می دهد که در برخی از محافل کشورهای غربی احتمال حمله نظامی آمريکا به ايران هرچه بيشتر جدی گرفته می شود.

اين سه ژنرال آمريکايی که همگی سابقه خدمت طولانی مدت در بالاترين مقام های ارتش کشور خود را داشته اند هشدار داده اند که هرگونه اقدام نظامی عليه ايران می تواند پيامدهای فاجعه باری داشته باشد.

ژنرال های سابق آمريکايی که گويا از امکان قانع کردن دولت بوش برای خودداری از حمله احتمالی به ايران مايوس شده اند، از دولت بريتانيا خواسته اند که از نفوذ خود در کاخ سفيد بهره بگيرد و مانع از وقوع چنين رويدادی شود.

درخواست افسران بلندپايه آمريکايی از دولت بريتانيا هنگامی منعکس می شود که ائتلافی از پانزده سازمان بريتانيايی نيز قرار است در روز دوشنبه 5 فوريه گزارش مشترکی منتشر کنند و درباره خطرات هرگونه حمله نظامی به ايران هشدار دهند و از آمريکا و بريتانيا بخواهند که برای حل مناقشه هسته ای ايران راه ديپلماسی را در پيش بگيرند.

اين گزارش مفصل را سازمان های پرنفوذ خيريه، گروه های مذهبی مسيحی و اسلامی و همچنين چند مرکز تحقيقاتی معتبر بريتانيا امضا کرده اند و قرار است که ريچارد دالتون، سفير سابق بريتانيا در ايران و عده ای ديگر از کارشناسان مسایل ايران در بریتانیا جزئيات آن را طی يک کنفرانس خبری در روز دوشنبه اعلام کنند.

سياست رسمی دولت بريتانيا اين است که بايد مناقشه هسته ای ايران از راه ديپلماتيک حل شود

تهيه کنندگان اين گزارش معتقدند که دولت بريتانيا بايد برای آرام کردن واشنگتن نقش فعال تری ايفا و از وقوع يک جنگ ويرانگر ديگر در منطقه جلوگيری کند.

انتقاد اين سازمان ها از دولت تونی بلر اين است که او شخصا هيچگاه احتمال حمله به ايران را رد نکرده است.

سياست رسمی دولت بريتانيا اين است که بايد مناقشه هسته ای ايران از راه دييلماتيک حل شود و در سال های اخير دولت اين کشور در اقدامی مشترک با دولت های فرانسه و آلمان با ايران بارها مذاکره کرده است.

ولی از سوی ديگر در حالی که جک استراو، وزير امور خارجه سابق بريتانيا، صريحا هرگونه اقدام نظامی عليه ايران را "غير قابل تصور" می دانست، جانشين او خانم مارگارت بکت از اين اصطلاح استفاده نکرده است .

تونی بلر، نخست وزير بریتانیا نيز هيچگاه صراحتا احتمال اقدام نظامی علیه ایران را رد نکرده و حتی زمانی گفت که گزينه نظامی به عنوان يکی از گزينه ها ممکن است زمانی مطرح شود. گرچه وی تاکيد کرده که فعلا بايد از طريق ديپلماسی، مناقشه هسته ای ايران را حل کرد.

تصور عمومی اين است که تونی بلر متحد نزديک جورج بوش است و او در مقايسه با ساير رهبران دنيا، در موقعيت مهمی قرار گرفته که اگر بخواهد، می تواند رييس جمهوری آمريکا را قانع کند که از حمله به ايران خودداری کند.

ولی عده ای ديگر از کارشناسان معتقدند که بر خلاف ظاهر قضيه، آقای بلر نفوذ چندانی در کاخ سفيد ندارد و اگر دولت آمريکا بخواهد سياستی را به پيش ببرد، منتظر تاييد نخست وزير بريتانيا نخواهد ماند.

حال بايد ديد که اين فشارهای فزاينده، چه تاثيری بر آقای بلر خواهد داشت و اگر روزی آمريکا بخواهد عليه ايران دست به اقدام نظامی بزند او با جورج بوش همراه خواهد شد و يا بر خلاف سياست سال های اخير خود، آمريکا را تنها خواهد گذاشت.

 

2 نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم بهمن 1385ساعت 10:12  توسط mohammad reza.t.... | 

ممنوع الخروج شدن دو فعال سیاسی در ایران
عبدالله مومنی-هاشم آقاجری - عکس از ایسنا
گدرنامه این دو فعال سیاسی توسط ماموران توقیف شده است
هاشم آقاجری، استاد دانشگاه و عبدالله مومنی، سخنگوی ادوار تحکیم وحدت، از تشکل های دانشجويی در ايران، هنگام سفر به آمریکا برای شرکت در یک کنفرانس، توسط نیروهای امنیتی از سفر بازماندند.

قرار بود این دو نفر در کنفرانسی که توسط دانشگاه ام آی تی آمریکا ترتیب داده شده شرکت کنند.

آقای مومنی در مصاحبه با بخش فارسی بی بی سی گفت که وی و هاشم آقاجری قصد سوار شدن به هواپیما را داشته اند که با مخالفت ماموران لباس شخصی مواجه شده اند.

سخنگوی ادوار تحکیم وحدت افزوده است که گذرنامه وی و آقای آقاجری مهر خروج از کشور را داشته و ممانعت از سفر آنها با نامه و دستور قضایی همراه نبوده است

گذرنامه این دو فعال سیاسی توسط ماموران توقیف و به آنها گفته شده برای رسیدگی به پرونده خود به مکانی که به آنها گفته شده مراجعه کنند. اما آقای آقاجری و مومنی به خبرگزاری ایسنا گفته اند که هیچ پرونده مفتوحی در قوه قضائيه ندارند.

در همین حال سرپرست دادسرای ناحیه 9 در مصاحبه با خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) گفته است که قرار ممنوع الخروج شدن هاشم آقاجری، برای شش ماه از سوی دادگاه انقلاب صادر شده است. اين مقام قضائی افزوده است که با صدور قرار ممنوع الخروج شدن آقای آقاجری از سوی دادگاه انقلاب، نمایندگی وزارت اطلاعات از سفر این استاد دانشگاه جلوگیری کرده است.

ناصر سراج، معاون سیاسی امنیتی دادستان کل کشور نیز گفته است که این افراد می توانند نسبت به صدور چنین قراری از سوی دادگاه انقلاب اعتراض و تقاضای تجدید نظر کنند.

خبرگزاری کار ایران، ایلنا نیز نوشته است که عليرضا رجايی و مرضيه مرتاضی لنگرودی از فعالان سیاسی که به اين کنفرانس دعوت شده‌‏ بودند توانستند از کشور خارج شوند، در حالی که تقی رحمانی، از فعالان ملی مذهبی که توسط انجمن قلم دانمارک به این کشور دعوت شده بود به علت ممنوع ‌‏الخروج بودن نتوانسته سفر خود را انجام دهد.

ممانعت از خروج چند فعال سیاسی از ایران در حالی صورت می گیرد که سه فعال جنبش زنان نیز که برای شرکت در یک دوره آموزش روزنامه نگاری عازم هند بودند، روز شنبه 7 بهمن در فرودگاه امام بازداشت و به بند 209 زندان اوین منتقل شدند. این افراد پس از حدود بيست و چهار ساعت با قرار کفالت آزاد شدند.

در ماه های گذشته خبرنگاران و فعالان سياسی-اجتماعی ايران در موارد مختلف به هنگام خروج از اين کشور يا به هنگام ورود به فرودگاه از سوی مسئولان امنيتی ايران مورد بازجويی قرار گرفته اند.

2 نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم بهمن 1385ساعت 10:9  توسط mohammad reza.t.... | 

'حمله به ايران پيامدهای خطرناکی خواهد داشت'
 
هواپيما در حال ريختن بمب - روی جلد گزارش پژوهشگران بريتانيايی
اغلب مؤسسات شرکت کننده در تهيه گزارش نزديک به جريانهای سياسی ميانه رو و حزب کارگر به شمار می روند
هفده مؤسسه پژوهشی و تشکل اجتماعی بريتانيايی با تهيه گزارشی به بررسی پيامدهای حمله احتمالی ايران پرداخته و نتيجه گرفته اند که برای حل مناقشه ای که بر سر فعاليت اتمی ايران به راه افتاده بايد قاطعانه روشی ديپلماتيک در پيش گرفت، چراکه جنگ با اين کشور بشدت برای جهان مخرب و خطرناک خواهد بود.

عمده مؤسساتی که در تهيه اين گزارش شرکت داشته اند عبارتند از: گروه تحقيقاتی آکسفورد (Oxford Research Group)، مرکز سياست خارجی (Foreign Policy Centre)، سازمانهای امدادرسان و خيريه اکسفام (Oxfam)، اکندن (Ockenden)، صندوق اموس (Amos ،Trust)، مردم و کره زمين (People & Planet)، پکس کريستی (Pax Christi)، پزشکان مخالف با جنگ هسته ای (IPPNW)، اتحاديه های کاری يونيسون (UNISON)، خدمات عمومی و تجاری (PCS) و صنعتگران، کارگران ماهر و کارشناسان فنی (AMICUS) و شورای مسلمانان بريتانيا (MCB).

اغلب اين مؤسسات عمدتاً نزديک به جريانهای سياسی ميانه رو و حزب کارگر به شمار می روند.

در آغاز گزارشی که اين مؤسسات تهيه کرده اند، پيش بينی شده که اگر فعاليت اتمی ايران با سرعت کنونی ادامه يابد، اين کشور بين سالهای 2008 تا 2010 ميلادی توانايی توليد سلاح اتمی خواهد يافت اما دشواريهايی که ممکن است در روند پيشرفت برنامه اتمی ايران پيش بيايد اين تاريخ را به عقب خواهد انداخت.

سپس در اين گزارش، حمله آمريکا يا اسرائيل به ايران برای جلوگيری از گسترش فعاليت اتمی اين کشور احتمالی واقعی در سال جاری ميلادی دانسته شده و پيامدهای حمله به ايران به صورت جزء به جزء مورد بررسی قرار گرفته است.

پيامدهای حمله

در اين گزارش پيش بينی شده که اگر به ايران حمله شود، حکومت اين کشور مصمم می گردد که به سلاح اتمی دست يابد و به احتمال زياد از پيمان منع گسترش جنگ افزارهای اتمی خارج خواهد شد.

واکنش ديگری که درباره حکومت ايران در اين گزارش پيش بينی شده، استفاده از گروههايی همچون حزب الله در لبنان و حماس در فلسطين و گروههای هوادار ايران در عراق و ساير کشورهای خاورميانه برای هدف قرار دادن اهداف مربوط به آمريکا، اسرائيل و حتی بريتانياست.

نويسندگان گزارش معتقدند که دست کم برخی از مسلمانان، حمله به ايران را حمله به جهان اسلام قلمداد خواهند کرد و اين امر به آتش تروريسم در جهان دامن خواهد زد.

ديگر پيامدی که در اين گزارش برای حمله به ايران پيش بينی شده، قطع صادرات نفت ايران و بسته شدن تنگه هرمز است که بازار نفت را در بحران فروخواهد برد و بهای هر بشکه نفت خام را از يکصد دلار بالاتر خواهد برد.

چنين بحرانی در بازار نفت، به پيش بينی تهيه کنندگان گزارش هم نارضايتی مردم را در کشورهای اروپايی و آمريکا به دنبال خواهد داشت که به کوتاه آمدن اتحاديه اروپا در برابر ايران خواهد انجاميد و هم اينکه فقر را در کشورهای جهان سوم افزايش خواهد داد.

آلودگی محيط زيست بر اثر حمله به تأسيسات اتمی يا نفتی ايران نيز در اين گزارش مورد اشاره قرارگرفته و نويسندگان گزارش برای اينکه نمونه ای از آلودگی محيط زيستی ناشی از جنگ احتمالی با ايران ارائه بدهند حمله آمريکا و متحدانش به عراق در جنگ اول خليج فارس را مثال زدند که طی آن عراقيها 736 چاه نفت را در کويت آتش زدند و در نتيجه چاههای شعله ور تقريباً پانصد ميليون تن گاز کربنيک به هوا فرستادند و چنان ابر تاريکی فضا را فراگرفت که دمای هوا در منطقه ده درجه سانتيگراد کاهش يافت، تا فاصله هزارونهصد کيلومتری بارانهای اسيدی باريد، ده ميليون متر مکعب خاک آلوده به مواد سمی شد، 25 هزار پرنده جان باختند و ميليونها پرنده ديگر منطقه را ترک گفتند، سواحل خليج فارس به طول بيش از هزاروپانصد کيلومتر آلوده شد و حتی با وجود گذشت شانزده سال، هنوز دو پنجم تمامی ذخائر آب شيرين کويت آلوده است.

در گزارش تصريح شده که کسانی که معتقدند حمله هدفمند به تأسيسات اتمی و نظامی تلفات غيرنظامی بار نخواهد آورد در اشتباهند، چراکه اين تأسيسات در نزديکی شهرهای پرجمعيت قرار دارند.

آن گونه که در گزارش اشاره شده، در حمله هوايی آمريکا به عراق در سال 2003 و با وجود تمام تلاشی که آمريکا برای هدفمند بودن بمبارانها و جلوگيری از کشته شدن غيرنظاميان کرد، بيش از هفت هزار غيرنظامی در عراق جان خود را از دست دادند.

راه حل

تهيه کنندگان گزارش در نهايت به اين نتيجه رسيده اند که تنها راه برای راضی کردن ايران به دست برداشتن از فعاليتهای حساسيت برانگيز اتمی، راه ديپلماسی است و توصيه کرده اند که در مجموعه امتيازاتی که دولتهای اروپايی ماه ژوئن گذشته به همين منظور به ايران پيشنهاد دادند تجديدنظرهايی صورت بگيرد و خواسته های ايران در مورد آن لحاظ شود.

در اين گزارش پيشنهاد شده که برای جلب موافقت دولت ايران، تضمين امنيتی به حکومت اين کشور در مجموعه امتيازات اتحاديه اروپا که بسته پيشنهادی نام گرفته گنجانده شود.

نقش بريتانيا

تهيه کنندگان گزارش که همگی از مؤسسات بريتانيايی اند، احتمال اينکه اين کشور در حمله احتمالی به ايران شرکت کند را بسيار بعيد دانسته و در عين حال تأکيد کرده اند که همراهی بريتانيا در عمليات نظامی عليه ايران برای آمريکاييها خيلی مهم است.

بدين ترتيب به دولت بريتانيا توصيه شده که برای جلوگيری از حمله به ايران گام بردارد و در اين راه از سويی برای فراهم آوردن امکان گفتگوی مستقيم ميان ايران و آمريکا پيشقدم شود و از سوی ديگر اعتماد اصلاح طلبان داخل حکومت ايران را به خود جلب کرده، مواضع آنان را تقويت کند.

2 نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم بهمن 1385ساعت 10:7  توسط mohammad reza.t.... | 

روزنامه سياست روز توقيف شد
 
روزنامه های ايرانی
هيأت نظارت بر مطبوعات ايران با تشکيل جلسه فوق العاده رای به توقيف روزنامه سياست روز داد
هيأت نظارت بر مطبوعات ايران، شنبه سوم ژانويه (چهاردهم بهمن) روزنامه 'سياست روز' را توقيف کرده است.

دبيرخانه اين هيأت در اطلاعيه ای دليل توقيف اين روزنامه نزديک به محافظه کاران ايران را "درج مطالب موهن" ذکر کرده و از "ارجاع پرونده اين نشريه به مراجع قضايی" خبر داده است.

در همين حال علی يوسف پور، صاحب امتياز سياست روز در گفتگو با خبرگزاری ايسنا از توقيف روزنامه اظهار بی ‌اطلاعی كرده و گفته "اگر قرار بر توقيف روزنامه بود، ‌بايد نمابر آن ابتدا برای روزنامه ارسال می شد اما چنين نشده است."

وی در مورد دلايل توقيف روزنامه از سوی هيات نظارت بر مطبوعات ايران گفته است: "دليل توقيف را - اگر صحت داشته باشد - بايد از آنهايی كه اين تصميم را گرفته ‌اند جويا شد."

روزنامه سياست روز هفته گذشته يادداشتی تحت عنوان 'نقش روابط ناسالم در جنايت کربلا' در مورد واقعه عاشورا منتشر کرده بوده که ظاهرا در جايی از متن آن اشتباهی تایپی صورت گرفته بوده که منجر به بيانيه پوزش روزنامه در شماره های بعدی آن شده است.

 در شماره 1640 اين نشريه اشکال فنی و جا افتادن کلمه اموی از ادامه واژه 'خليفه دوم' موجبات سوءبرداشت را ايجاد می کند که به اين وسيله ضمن تصحيح [از درج آن] پوزش می خواهيم
 
توضيح روزنامه سياست روز

در توضيح سياست روز آمده است: "در شماره 1640 اين نشريه اشکال فنی و جا افتادن کلمه اموی از ادامه واژه 'خليفه دوم' موجبات سوءبرداشت را ايجاد می کند که به اين وسيله ضمن تصحيح [از درج آن] پوزش می خواهيم."

ظاهرا اين عبارت به اين شکل چاپ شده بوده است: "در مورد افرادی چون خليفه دوم، عبيدالله ابن زياد و ... که همگی جنايت های بی شماری در تاريخ اسلام مرتکب شده اند ..." که در نبود کلمه اموی تعبير آن به جای يکی از خاندان بنی اميه به خليفه دوم مسلمانان (عمر) بر می گردد.

به نظر می رسد به دليل بحران فرقه ای در عراق که به برخی تنش های ميان مذاهب شيعه و سنی دامن زده، مقام های ايرانی حساسيت بيشتری روی اين موضوع پيدا کرده اند.

روزنامه سياست روز از نشريات نزديک به محافظه کاران است که در ابتدا به شکل دو هفته نامه منتشر می شد و از انتشار آن حدود هشت سال می گذرد.

علی يوسف پور، صاحب امتياز اين روزنامه، از نمايندگان سابق مجلس ايران و از اعضای تشکل دست راستی شورای مرکزی جمعيت ايثارگران انقلاب اسلامی است که چند ماه پيشتر از سوی محمود احمدی نژاد، رئيس جمهور ايران، به سرپرستی وزارت رفاه نيز برگزيده شد.

2 نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم بهمن 1385ساعت 10:6  توسط mohammad reza.t.... | 

'شکاف فزاينده' - گسترش اختلاف شيعه و سنی
 
کاريکاتور اکونوميست
به نوشته اکونوميست خطر شکاف و اختلاف بين شيعه و سنی هرگز چنين بزرگ نبوده است
هفته نامه اکونوميست چاپ لندن در شماره 3 فوريه مقاله ای را به بررسی آنچه که اختلاف فرقه ای در ميان مسلمانان و بهره برداری برخی دولت ها از آن خوانده اختصاص داده است.

در اين مقاله که با عنوان "شکاف روز افزون" چاپ شده آمده از قول محمود احمدی نژاد، رييس جمهوری ايران، نقل شده که اسرائيل و آمريکا باعث ايجاد تنش بين مسلمانان سنی و شيعه می شوند تا ثروت آنان را غارت کنند در حاليکه محمد مهدی عاکف، رهبر اخوان المسلمين مصر، اسرائيل و آمريکا را به برانگيختن هراس سنيان از شيعيان متهم کرده و هدف آنان را انحراف مسلمانان از مساله فلسطين عنوان کرده است.

اکونوميست می نويسد که در بخش های بزرگی از خاورميانه، خطر "فتنه" يا شکاف فرقه ای بين مسلمانان هرگز چنين بزرگ نبوده است و می افزايد که نمونه بارز آن در حوادث هفته گذشته در عراق نمود کرد که غيرنظاميان شيعه عمدا هدف يک رشته بمب گذاری قرار گرفتند و شبه نظاميان شيعه نيز به تلافی، محله های سنی نشين را زير آتش خمپاره گرفتند و چند مرد سنی را ربودند و کشتند.

اين هفته نامه همچنين درگيری های فرقه ای در ميان مسلمانان پاکستان را يادآور می شود که در خلال پانزده سال اخير بيش از دو هزار کشته برجای گذاشته و می نويسد که در لبنان هم، مناقشه ای لفظی در غذاخوری يک دانشگاه به زودی به نبرد خيابانی بين هواداران احزاب سنی و شيعه منجر شد و چهار کشته برجای نهاد.

اکونوميست می افزايد که پيش نماز سنی در مراسم تدفين يکی از کشته شدگان اين درگيری از وی با عنوان "شهيد راه اعراب" نام برد که اشاره ای تلويحی به تقابل آن با شيعيان "پارسی" - يعنی طرفدار ايران - و حزب الله، يعنی حزب اصلی آنان در لبنان است.

درگيری های فرقه ای

اکونوميست می نويسد که برگزاری مراسم عاشورا در برخی از نقاطی که پيروان دو فرقه اسلامی در کنار هم در آنها سکونت دارند با تنش همراه بود و احساسات فرقه گرايانه حتی در مکان هايی هم که شيعيان حضور چندانی در آنها ندارند نيز رو افزايش بوده است.

اين نشريه می نويسد که در ماه دسامبر، مقامات دولت سودان غرفه ايران در يک نمايشگاه کتاب را بستند زيرا فعالان سنی آن را به تبليغات شيعی متهم می کردند و روزنامه های الجزاير هم نوشته اند که مبلغان شيعی تلاش می کنند کودکان سنی را به گرويدن به مذهب خود ترغيب کنند.

 هواداران فتح، که يک حزب لائيک فلسطينی است، در تظاهرات عليه هواداران حزب اسلامگرا (و سنی مذهب) حماس به نشانه تاکيد بر ارتباط نزديک اين گروه با ايران شعار "شيعه، شيعه" سر می دهند، در اردن، گروهی از روستاييان مانع از دسترسی جمعی از اهالی محل به يک زيارتگاه شيعيان شدند و شايع شده که حمله ماه گذشته به مراکز و برخی از محل های کسب و کار شيعيان در شهر ديترويت آمريکا نيز انگيزه فرقه ای داشته است
 
اکونوميست

به نوشته اکونوميست، هواداران فتح، که يک حزب لائيک فلسطينی است، در تظاهرات عليه هواداران حزب اسلامگرا (و سنی مذهب) حماس به نشانه تاکيد بر ارتباط نزديک اين گروه با ايران شعار "شيعه، شيعه" سر می دهند، در اردن، گروهی از روستاييان مانع از دسترسی جمعی از اهالی محل به يک زيارتگاه شيعيان شدند و شايع شده که حمله ماه گذشته به مراکز و برخی از محل های کسب و کار شيعيان در شهر ديترويت آمريکا نيز انگيزه فرقه ای داشته است.

اين نشريه اظهار می دارد که به نظر می رسد که بخشی از هشدارهای فرقه ای ناشی از اقدامی هماهنگ بوده و ماه گذشته و در اوج بارش اتهامات عليه ايران در مصر، روزنامه الاهرام جمهوری اسلامی ايران را متهم کرد که تلاش برای دستيابی به صلح در عراق را تضعيف می کند و افزوده که هدف از اين اقدام تضعيف دولت های سنی عربی است به نحوی که ايران بتواند "رويای صفوی" توسعه طلبی شيعه را تحقق بخشد.

اکونوميست گزارش می کند که الاهرام به نقل از منابع مصری، که از آنان نامی برده نشده، اين اتهام را وارد کرده که ماموران اطلاعاتی ايران در ربودن و قتل سفير مصر در عراق در ژوئيه سال 2005 دست داشتند.

گسترش 'هلال شيعی' در منطقه

هفته نامه اکونوميست می نويسد که در عربستان سعودی نيز مبارزه تبليغاتی مشابهی به راه افتاده و تعداد روز افزونی از سايت های اينترنتی، که گفته می شود ماموران پليس سعودی در آنها نفوذ کرده اند، چت هايی حاوی اتهامات مشکوک در مورد لغزش های دينی شيعيان را انتشار داده اند و در يکی از اين چت ها، اين سخن به احمدی نژاد نسبت داده شده که در پاسخ به سئوالی در باره "هراس سنيان از گسترش هلال شيعی" در منطقه گفته است که اين يک هلال نيست بلکه ماه کامل است.

اکونوميست نمونه ديگری از اتهاماتی را ذکر می کند که در رسانه های سعودی عليه شيعيان وارد می شود و می نويسد که نويسنده يکی از نشريات سعودی اين نظر، البته نادرست، را مطرح کرد که به اعتقاد شيعيان، اگر آنان يک فرد سنی را لمس کنند، غسل بر آنان واجب می شود و اينکه سی و هشت روحانی ارشد سعودی، سنيان را به جهاد در دفاع از عراق عليه "توطئه صليبی-صفوی" که در صدد ريشه کنی اسلام سنی است دعوت کرده اند.

 با وجود نفرت قديمی از صدام حسين، زمانبندی و نحوه اعدام وی در روز عيد قربان که عيد اصلی سالانه سنيان است، برای بسياری از آنان نمادی زشت از نمايش پيروزی شيعيان بوده است و رهبری گسترده تر ايران بر نهضت های "مقاومت" اسلامگرا همانند جنگ پرشور حزب الله عليه اسرائيل در لبنان، باعث تشديد نگرانی رهبران عرب شده است
 
اکونوميست

هفته نامه بريتانيايی می نويسد که اين موضعگيری هشدارآميز تا حدودی منعکس کننده تمايل دولت های سنی متحد آمريکا، مانند مصر و عربستان سعودی، برای مقابله با آن چيزی است که افزايش نفوذ ايران، و اين موضوع را که شيعيان سرکوب شده عراقی برای نخستين بار در تاريخ اين کشور به قدرت دست يافته اند نشانه از ميان رفتن سنگر اصلی اعراب عليه توسعه طلبی فارسيان تلقی می کنند.

به نوشته اکونوميست، با وجود نفرت قديمی از صدام حسين، زمانبندی و نحوه اعدام وی در روز عيد قربان که عيد اصلی سالانه سنيان است، برای بسياری از آنان نمادی زشت از نمايش پيروزی شيعيان بوده است و رهبری گسترده تر ايران بر نهضت های "مقاومت" اسلامگرا همانند جنگ پرشور حزب الله عليه اسرائيل در لبنان، باعث تشديد نگرانی رهبران عرب شده است.

اين هفته نامه می افزايد که همزمان، آمريکای متحد اين رهبران خواستار حمايت آنان از سياست محدود کردن ايران شده و رهبران عرب نيز، بيمناک از پی آمد منفی حمله آمريکا عليه ايران و نگران از اينکه مبادا حامی منافع اسرائيل محسوب نشوند، ظاهر ترجيج داده اند با بهره برداری از احساسات فرقه گرايانه، ضربه کوچکی هم به ايران زده باشند.

اکونوميست می نويسد که ملک عبدالله، پادشاه سعودی، در اظهاراتی که مطابق معمول احتياط آميز بود، کمابيش اين نظر را تاييد کرد و بدون نام بردن از کشوری خاص گفت که "به آنان توصيه کرده ايم که منطقه را در معرض خطر قرار ندهند" و افزود "ما در امور کسی دخالت نمی کنيم اما هر دولتی که به اقدامات غير عاقلانه دست بزند، در برابر ساير کشورهای منطقه مسئول است."

هدفگيری نابجا

اکونوميست می نويسد که هدف عربستان سعودی برای ناکام گذاشتن بلندپروازی های منطقه ای ايران بيش از هرکجا در لبنان مشهود است و می افزايد که دولت سعودی حمايت گسترده ای را از دولت فواد سنيوره، نخست وزير لبنان، به عمل آورده که دولت ائتلافی وی، شامل احزاب سنی، دروز و مسيحی، درگير مبارزه ای با ائتلافی از مخالفان به رهبری جنبش حزب الله بوده است.
شيخ فضل الله
فضل الله اختلاف فرقه ای را باعث تقويت گرايشهای لائيک دانسته است

اين هفته نامه می افزايد که در همانحال آنچه که بيش از هرچيز حزب الله را در فشار قرار داده از دست رفتن اعتباری است که در جريان مقابله با حملات اسرائيل در ماه گذشته در افکار عمومی اعراب کسب کرده بود و در حاليکه در آن زمان، بسياری از اعراب اين حزب را پرچمدار مبارزه عليه اسرائيل می دانستند، اينک آن را چيزی بيش از عامل دست نشانده ايران محسوب نمی کنند.

اکونوميست اظهار می دارد که همانطور که مصيبت کنونی در عراق نشان داده، اختلاف فرقه ای به مثابه غولی خطرناک است که نبايد از بطری بيرون بيايد و در تلاش برای کاستن از حرارت افراطگرايی های اخير بوده که امير نشين قطر ماه گذشته اجلاسی را با حضور حدود چهارصد تن از شخصيت های شيعه و سنی تشکيل داد.

اما، به نوشته هفته نامه بريتانيايی، در عمل، مباحثات اين اجلاس به شکلی ناخوشايند تند و تيز بود زيرا آيت الله محمد تسخيری، رييس هيات ايرانی در اجلاس، هدف اتهاماتی از اين قبيل قرار گرفت که ايران اقدامی برای توقف پاکسازی قومی سنيان عراقی نکرده، سنيان خودر ا آزار می دهد، عوامل آن می کوشند سنيان را وادار به تغيير مذهب کنند، متونی حاوی توهين به شخصيت های مورد احترام سنيان را توزيع کرده اند در حاليکه روحانيون شيعه نيز سئوال می کردند چرا روحانيون سنی ندرتا قتل عام شيعيان عراق را محکوم می کنند و چرا از محروميت اقليت های شيعی در کشورهای سنی سخنی به ميان نمی آيد؟

در اين ميان، پيام شيخ محمد حسين فضل الله، از روحانيون ارشد شيعی لبنان، به اجلاس قطر به مثابه ريختن آب سرد بر سر شرکت کنندگان بود زيرا وی گفت که اگر شيعيان و سنيان اختلافات خود را کنار نگذارند، آنگاه مسلمانان به عنوان منجی خود به افکار لائيک روی خواهند آورد.

2 نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم بهمن 1385ساعت 9:59  توسط mohammad reza.t.... | 

مخالفت سه ژنرال سابق ارتش آمريکا با حمله به ايران
 
ژنرال
دولت ايران همواره گفته است که برنامه هسته ای اين کشور صرفا سرشت صلح جويانه دارد
سه افسر بلندپايه سابق ارتش آمريکا در نامه ای نسبت به پيامدهای حمله به ايران هشدار دادند.

به نظر سه ژنرال سابق حمله به ايران برای امنيت خاورميانه و همچنين برای نيروهای ائتلاف موجود در عراق "پيامدهايی فاجعه بار" خواهد داشت.

آنها گفته اند که بحران مربوط به برنامه هسته ای ايران بايد از راه ديپلماسی حل شود و به دولت آمريکا توصيه کرده اند که هرچه زودتر با دولت ايران گفتگوی مستقيم برقرار کند.

نامه ژنرال های سابق در روزنامه بريتانيايی ساندی تايمز منتشر شده است. سه ژنرالی که نامه را امضا کرده اند عبارتند از:

ژنرال رابرت گارد معاون نظامی سابق وزارت دفاع ايالات متحده، ژنرال جوزف هور فرمانده ستاد مرکزی ارتش آمريکا و ژنرال جک شنهان مدير پيشين مرکز اطلاعات وزرات دفاع.

نويسندگان نامه گفته اند: "به عنوان فرماندهان نظامی سابق ارتش آمريکا نسبت به کاربرد نيروی نظامی عليه ايران به شدت هشدار می دهيم."

به نظر آنها حمله به ايران به تنش های منطقه ای و جهانی به شدت دامن می زند.

آنها گفته اند: "برخورد ديپلماتيک با ايران به نفع ايالات متحده و بريتانياست و می تواند به تقويت امنيت منطقه ای و بين المللی کمک کند."

آنها افزوده اند که: "دولت بريتانيا نقش بسيار مهمی دارد که به تلاش ديپلماتيک تازه ای دست بزند و مخالفت جدی خود را با حمله نظامی تازه ابراز کند."

ايالات متحده و متحدان غربی آن دولت جمهوری اسلامی را متهم می کنند که با برنامه هسته ای خود اهداف نظامی را دنبال می کند. اما دولت ايران همواره تأکيد کرده است که برنامه هسته ای اين کشور صرفا سرشت صلح جويانه دارد.

ايالات متحده گفته است که برای جلوگيری با برنامه هسته ای ايران، امکان دارد به حمله نظامی نيز متوسل شود.

به تازگی ارتش آمريکا حضور نظامی خود را در خليج فارس تقويت کرده است.

2 نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم بهمن 1385ساعت 9:57  توسط mohammad reza.t.... | 

مذاکرات ایران و عربستان؛ راه حل بحران لبنان؟
 
 
سعود الفيصل
سعود الفيصل وزير خارجه عربستان
سعود الفیصل وزیر خارجه عربستان از تماس های کشورش با ایران برای کمک به حل بحران در لبنان و عراق خبر داده است.

پیش از این آقای فیصل در گفتگو با روزنامه فیگارو چاپ پاریس از تصمیم ژاک شیراک رئیس جمهور فرانسه برای اعزام نماینده ای ویژه به تهران به منظور مذاکره برای حل بحران لبنان انتقاد کرده بود.

سعود الفیصل در مصاحبه با فیگارو گفته بود که لبنان کشوری عربی است و حل بحران آن ربطی به ایران ندارد.

اینک اما سعودی ها خود در حال انجام مذاکره با ایران برای حل بحران در دو کشور عربی اند، مذاکره ای که برخی خبرگزاری های بین المللی آن را نشانه فاصله گرفتن عربستان از سیاست آمریکا در رویارویی با ایران می دانند.

مراودات نه چندان دوستانه

با این همه، اظهارات علنی مقام های سعودی در روزهای اخیر در باره جمهوری اسلامی چندان دوستانه نبوده است.

برای نمونه، ملک عبدالله پادشاه عربستان در مصاحبه اخیر خود با روزنامه کویتی السیاسیه، ضمن متهم کردن تلویحی ایران به ترویج تشیع در میان مسلمانان اهل سنت، این اقدام را بی اثر دانسته بود. وی در عین حال به ایران هشدار داده بود که با سیاست های خود، منطقه خلیج فارس را به مخاطره نیاندازد زیرا بروز خطر در منطقه جانب همه را خواهد گرفت.

سعود الفیصل نیز در مورد نتیجه دیدار علی لاریجانی دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران با ملک عبدالله در ریاض گفته بود که مقام های ایرانی در نامه خود به پادشاه سعودی برای پایان دادن به درگیری های فرقه ای در جهان اسلام و کمک به حل بحران لبنان و عراق اظهار تمایل کرده بودند و ما هم در پاسخ گفتیم که به جای حرف زدن می توانید حامیان خود را در مناطق بحران زده به قطع درگیری ها فرا بخوانید.

اکنون نیز وزیر خارجه عربستان بر این نکته تاکید می کند که ایران، خود برای کمک به حل بحران لبنان و عراق از طریق گفتگو با عربستان پیشقدم شده است.

از اظهارات مقام سعودی چنین استنباط می شود که ایران از بروز جنگ فرقه ای در جهان اسلام و تقسیم آن به دو قطب متخاصم شیعه و سنی نگران شده و برای رفع این نگرانی به سعودی ها پیشنهاد همکاری بخصوص برای حل بحران لبنان داده است.

نشانه هايی از کاهش بحران در لبنان

در پی گفتگوهای ایران و عربستان، نشانه هايی از فروکش کردن بحران لبنان ظاهر شده است.
حسن نصرالله دبیرکل حزب الله لبنان در سخنرانی روز عاشورای خود در حومه جنوبی بیروت، ضمن فراخواندن گروههای لبنانی به تشکیل جبهه "مقاومت ملی" برای آزادسازی مزارع شبعا از اشغال اسراییل اعلام کرد که بحران لبنان سیاسی است و فقط از راههای سیاسی قابل حل است.

حزب الله لبنان خود را "مقاومت اسلامی" می داند و از همین رو، تاکید آقای نصرالله بر تشکیل جبهه "مقاومت ملی" می تواند نشانه ای از فاصله گرفتن حزب الله از چالش های مذهبی در لبنان تلقی شود.

فواد سینیوره نخست وزیر لبنان از سخنان حسن نصرالله استقبال کرده و از گروههای مخالف دولت خود خواسته است که برای حل بحران لبنان به میز مذاکره باز گردند.

دولت لبنان و مخالفان آن به رهبری حزب الله، دو دستور کار کاملا متضاد برای اداره کشورشان دارند، به گونه ای که پل زدن بین اختلاف های آنها از طریق یافتن یک راه سوم، کاملا دور از دسترس است

رویدادهای فوق همه علائم مثبتی از احتمال حل مسالمت آمیز بحران لبنان در سایه گفتگوهای ایران و عربستان، به عنوان حامیان اصلی دو طرف درگیر در لبنان به شمار می رود، اما مساله اصلی این است که دو طرف تا کجا پیش خواهند رفت؟

کاهش مقطعی تشنج در روابط دولت لبنان و مخالفان آن البته کار دشواری نیست، اما یافتن راهی که دو طرف به اختلاف های خود پایان دهند، بی نهایت مشکل به نظر می رسد.

واقعیت این است که دولت لبنان و مخالفان آن به رهبری حزب الله، دو دستور کار کاملا متضاد برای اداره کشورشان دارند، به گونه ای که پل زدن بین اختلاف های آنها از طریق یافتن یک راه سوم، کاملا دور از دسترس است.

دولت لبنان در پی همکاری با دنیای غرب برای ایجاد نظمی تازه در خاورمیانه است حال آنکه حزب الله پیشگیری از ایجاد چنین نظمی را بزرگترین وظیفه خود می داند.

بین این دو رویکرد، راه سومی فعلا قابل تصور نیست و بنابراین، برای دستیابی به توافق، یکی از طرفین به ناچار باید از از مواضع خود عدول کند. محل نزاع دو طرف اکنون بر موقعیت یک وزیر در دولت وحدت ملی احتمالی متمرکز شده است. ظاهرا قرار است که اعضای کابینه لبنان از 24 نفر کنونی به 31 نفر افزایش یابد. پیشنهاد دولت آقای سینیوره این است که 20 وزارتخانه در اختیار احزاب طرفدار وی که اکثریت پارلمانی را در اختیار دارند، 10 وزارتخانه در اختیار مخالفان دولت و یک وزارتخانه نیز در اختیار فردی بی طرف باشد.

برای برخورداری از حق وتو

حزب الله و گروههای همپیمانش خواستار کنترل 11 وزارتخانه اند تا امکان وتوی مصوبات دولت را داشته باشند، اما طرفداران دولت این مساله را خط قرمز خود می دانند و به هیچ وجه حاضر به دادن حق وتو به گروههای مخالف نیستند.

بدین ترتیب، کار بر سر وضعیت یک وزیر گره خورده است و گشودن این گره جز از طریق عقب نشینی یکی از دو طرف منازعه از مواضع خود ممکن نیست.

در صورت حل مساله فوق، به نظر می رسد حل سایر اختلاف های دولت و مخالفانش چندان دشوار نباشد.

حال بحث بر سر این است که مذاکرات ایران و عربستان گره کور بحران لبنان را به سود کدامیک از دو سوی منازعه خواهد گشود؟

به نظر می رسد سعودی ها بر این باورند که تحولات منطقه ای و جهانی سبب شده است که ایران برای نرمش در بحران لبنان آمادگی داشته باشد، از همین رو ظاهرا عربستان موقعیت را برای حل بحران لبنان به سود دولت آقای سینیوره مناسب یافته است.

قاعدتا آمریکا نیز با مذاکراتی که فقط سبب کسب امتیاز از ایران شود، مخالفتی ندارد و این همان کاری است که سعودی ها مدعی انجام آنند.

با این وصف، آیا ایران در مسیر ارائه امتیازهای یکجانبه قرار گرفته است؟ بعید به نظر می رسد، اما شکست احتمالی گفتگوهای ایران و عربستان برای حل بحران لبنان، احتمالا روابط دو کشور را وارد مرحله ای متشنج تر خواهد کرد.

 
2 نوشته شده در  جمعه سیزدهم بهمن 1385ساعت 10:7  توسط mohammad reza.t.... | 

برنامه هسته ای ايران: احمدی نژاد در پی اختيارات بيشتر
 
 
ايران هسته ای
آقای احمدی نژاد می کوشد ابتکار عمل در پرونده هسته ای ايران را به دست گيرد و ساير مقام های مسئول را از دور خارج کند.
محمود احمدی نژاد رئيس جمهور ايران گفته است که "رئيس جمهور به عنوان مسئول دستگاه اجرايی کشور پيگير و اعلام کننده مواضع هسته ای است."

به نظر می رسد که اظهارات آقای احمدی نژاد واکنشی است به موضع گيری علی لاريجانی دبير شورای عالی امنيت ملی ايران نسبت به پيشنهاد محمد البردعی دبير کل آژانس بين المللی انرژی اتمی برای حل مسالمت آميز بحران هسته ای ايران.

آقای لاريجانی در جريان ديدار ايگور ايوانف همتای روس خود از تهران گفته بود که جمهوری اسلامی برای برای بررسی پيشنهاد محمد البرادعی نياز به وقت بيشتر دارد. آقای البرادعی در پيشنهادی به منظور حل مسالمت آميز بحران هسته ای ايران خواستار تعليق همزمان تحريم های شورای امنيت سازمان ملل عليه ايران و فعاليت های مربوط به غنی سای اورانيوم از سوی تهران شده بود.

رسانه های جهانی موضع آقای لاريجانی را نشانی از انعطاف احتمالی ايران بر سر بحران هسته ای اين کشور دانستند، اما آقای لاريجانی روز چهار شنبه بر تصميم ايران برای ادامه غنی سازی اورانيوم تاکيد کرد و پيشنهاد آقای البرادعی را محدود به اسرگيری مذاکره بين ايران و قدرت های جهانی دانست.

به نظر می رسد موضع گيری نخست آقای لاريجانی واکنش مثبتی در هئيت حاکمه ايران بويژه از جانب آقای احمدی نژاد نداشته است چرا که پس از آن موضع گيری، هم آقای لاريجانی حرف خود را پس گرفت و هم آقای احمدی نژاد تاکيد کرد که اعلام کننده مواضع هسته ای ايران شخص وی است.

در بين مقام های ايرانی، آقای احمدی نژاد تندترين مواضع را نسبت به برنامه هسته ای ايران اتخاذ می کند. در سخنان او اغلب نه فقط نشانی از رويکردی ديپلماتيک به موضوع ديده نمی شود، بلکه وی با سخنان تند و صريح خود، برخورد توام با احتياط ساير مقام های مسئول در پرونده هسته ای ايران را خنثی می کند.

لحن متفاوت محمود احمدی نژاد با ساير مقام های جمهوری اسلامی در باره برنامه اتمی ايران، ظاهرا برخی از مخاطبان خارجی ايران را نسبت به موضع واقعی جمهوری اسلامی در اين مورد، سر در گم کرده است.

به نظر می رسد برخی طرف های خارجی تصور می کنند که مواضع واقعی جمهوری اسلامی توسط علی لاريجانی به عنوان نماينده رهبری جمهوری اسلامی در شورای عالی امنيت ملی اعلام می شود، تصوری که در داخل ايران هم شايع است.

اين تصور اما خوشايند محمود احمدی نژاد نيست. او می خواهد خود را تنها مسئول پيگيری برنامه هسته ای و اعلام کننده مواضع ايران در اين زمينه معرفی کند.

به باور برخی رسانه های وابسته به جناح های سياسی متنفذ در جمهوری اسلامی، هدف اصلی آقای احمدی نژاد از تکرار مداوم مواضع سرسختانه خود در باره برنامه اتمی ايران، سرپوش نهادن بر ناکامی های دولت خود برای بهبود شرايط جامعه ايران بخصوص در حوزه اقتصادی است.

بر مبنای باور فوق، اگر برنامه هسته ای ايران از دستور کار آقای احمدی نژاد خارج و يا اظهارات او در اين زمينه کاملا تشريفاتی و بی اثر تلقی شود، وی دستاويز ديگری برای دلگرم کردن حاميان تندرو خود نسبت به دستاوردهای دولتش نخواهد داشت.

با اين حساب، به نظر می رسد که آقای احمدی نژاد تعمدا می کوشد تا ابتکار عمل در پرونده هسته ای ايران را به دست گيرد و ساير مقام های مسئول را از دور خارج کند.

 طبق قوانين جمهوری اسلامی رئيس جمهور اختيارات محدودی دارد و اين محدوديت شامل هر رئيس جمهوری اعم از ميانه رو و تندرو می شود.
 

مجموعه نظام سياسی ايران اما آيا حاضر به دادن چنين نقشی به آقای احمدی نژاد در پرونده هسته ای است؟

کاملا بعيد به نظر می رسد، چرا که طبق قوانين جمهوری اسلامی رئيس جمهور اختيارات محدودی دارد و اين محدوديت شامل هر رئيس جمهوری اعم از ميانه رو و تندرو می شود.

قاعدتا اگر آقای احمدی نژاد احساس کند که در مورد برنامه هسته ای ايران از اختياراتی که برای خود تصور می کند، محروم است، به تدريج بحث «محدوديت اختيارات رئيس جمهور در ايران و پيامدهای منفی آن برای اداره کشور» از سوی طرفدارانش مطرح خواهد شد همانگونه که اين بحث در دوران رياست جمهوری محمد خاتمی از سوی هوادارانش مطرح شد.

طبيعتا هنگامی که آقای خاتمی با وجود مجلس پشتيبان خود نتوانست اختياری بيش از آنچه نهادهای انتصابی برای او قائل بودند به دست آورد، آقای احمدی نژاد به طريق اولی در فراچنگ آوردن اختيارات بيشتر ناموفق خواهد بود.

در اين ميان اما نکته ای طنزآلود هم رخ می نمايد. بحث اختيارات رئيس جمهور در ايران تابع گرايش های سياسی فردی است که اين مقام را در اختيار دارد. اگر اصلاح طلبان رياست جمهوری را در اختيار داشته باشند، از نظر آنان اختيارات رئيس جمهور اندک است و بايد افزايش يابد، حال آنکه از نظر رقبای آنها، اختيارات رئيس جمهور نه فقط کافی که بيش از اندازه است.

اما اگر رياست جمهوری در اختيار تندروها باشد، موضوع کاملا معکوس می شود، به گونه ای که اصلاح طلبان از محدوديت قدرت رئيس جمهور دفاع می کنند و رقبايشان از گسترش اختيارات وی!

2 نوشته شده در  جمعه سیزدهم بهمن 1385ساعت 10:3  توسط mohammad reza.t.... | 

متحد طبيعی آمريکا در خاور ميانه کيست؟
توماس فريدمن، نويسنده ستون آزاد روزنامه نيويورک تايمز که از صاحب نظران برجسته درباره مسائل جهان به خصوص خاورميانه و برنده سه جايزه پوليتز است، مقاله ای درباره سياست خارجی آمريکا در خاورميانه نگاشته که روز چهارشنبه در اين روزنامه چاپ شد. در زير ترجمه اين مقاله را می خوانيد.


خاور ميانه

برايتان يک آزمون کوچک درباره سياست خارجی دارم: دو کشور را - که کشور الف و کشور ب می نامم - برايتان وصف کنم و شما بگوييد کدام يک متحد آمريکا هست و کدام يک نيست.

اجازه دهيد شروع کنم: کشور الف فعالانه به آمريکا کمک کرد طالبان را در افغانستان شکست دهد و به جای آن يک دولت منتخب متشکل از مسلمانان ميانه رو که حامی آمريکاست بنشاند. زنان کشور الف رای می دهند، در سمت های دولتی خدمت می کنند، اکثريت دانشجويان کشورشان را تشکيل می دهند و به طور کامل در نيروی کار جذب شده اند.

روز يازدهم سپتامبر، شهروندان کشور الف از جمله معدود کسانی در جهان اسلام بودند که به گونه ای خودجوش تجمعی در حمايت از آمريکا برگزار کردند. رئيس جمهور راديکال کشور الف اخيرا برای افزايش محبوبيت خود کنفرانسی درباره اينکه چرا هولوکاست هرگز اتفاق نيافتاده برگزار کرد. يک ماه بعد، کشور الف انتخابات سراسری شوراهای محلی را برگزار کرد و همان رئيس جمهور شاهد بود که رای دهندگان نامزدهای دلخواه او را به نفع محافظه کاران معتدلتر کنار گذاشتند. کشور الف برای منافع استراتژيک خود می خواهد شاهد موفقيت دولت تحت هدايت شيعيان عراق که طرفدار آمريکاست باشد. هر چند اين کشور يک کشور مسلمان درست در مجاورت عراق است اما هرگز بمبگذار انتحاری به عراق نفرستاده و از ديرباز از جوامع يهودی و مسيحی خود حفاظت کرده است. کشور الف به طور سرانه بيش از هر کشور ديگری در خاور ميانه اسلامی، وبلاگ نويس دارد.

آن شاخه از اسلام که اکثريت مردم کشور الف پيرو آن هستند به زنان احترام می گذارد، در پرتو مدرنيت درهايش به روی قرائت های تازه باز است و پوچ گرايی از نوع القاعده را رد می کند.

اکنون کشور ب: 15 تن از 19 هواپيماربای 11 سپتامبر از اين کشور آمدند. کشور ب به زنانش اجازه نمی دهد رانندگی کنند، رای بدهند يا نامزد انتخابات شوند. در کشور ب ساختن کليسا، کنيسه يا معبد هندو قدغن است. کشور ب مسئول حمايت مالی از طالبان بود.

موسسات خيريه کشوب ب به بقای القاعده کمک می کنند. مردان جوان در مساجد کشور ب مرتبا اجير می شوند تا در عراق بمبگذاری انتحاری انجام دهند. مساجد و موسسات خيريه کشور ب پول جمع می کنند تا به شورشگری در عراق کمک کنند. کشور ب نمی خواهد که دولت منتخب تحت هدايت شيعيان در عراق موفق شود. درحالی که رهبران کشور ب طرفدار آمريکا هستند، نظرسنجی ها نشان می دهد که بسياری از مردم آن با آمريکا خصومت می ورزند -- برخی از آنها 11 سپتامبر را جشن گرفتند. شاخه ای از اسلام که در کشور ب بيشترين پيروان را دارد، به مساجد سراسر جهان صادر می شود و بيشترين ضديت را با مدرنيته و ساير اديان دارد.

سوال: به نظر شما کدام کشور متحد طبيعی آمريکاست: الف يا ب؟

البته که الف. کشور الف ايران است و کشور ب عربستان سعودی.

عجله نکنيد. می دانم که ايران هم درگير تروريسم عليه آمريکا شده و اينکه سعودی ها در مواقع حساس در برخی زمينه ها از آمريکا حمايت کرده اند. با اين حال نکته ای که می خواهم به کرسی بنشانم اين است که خصومتی که از زمان سقوط شاه در سال 1979 ميان ايران و آمريکا وجود داشته خصومتی طبيعی نيست.

به اقتضای فرهنگ، تاريخ و جغرافيا ما عملا منافع مشترک خيلی بيشتری با مردم ايران داريم. و من تنها کسی نيستم که متوجه اين مساله شده ام.

محمد حسين عادلی، سفير سابق ايران در لندن، در مجمع داووس به من گفت از آنجا که آمريکا دو عدد از بزرگترين دشمنان ايران - طالبان و صدام - را نابود کرده "بحثی در ايران درگرفته که می گويد آيا واقعا ما همچنان بايد با اين شدت مقابل آمريکا عمل کنيم... اکنون آمادگی بيشتری برای ديالوگ با آمريکا وجود دارد."

مهمتر اينکه وقتی مردم می گويند "مهمترين کاری که آمريکا امروز می تواند برای ايجاد ثبات در خاور ميانه انجام دهد حل مناقشه اسرائيل-فلسطين است"، آنها اشتباه می کنند، اين دومين کار مهم است. مهمترين کار اين است که مناقشه ايران و آمريکا حل شود.

اين کار کل خاور ميانه را عوض خواهد کرد و راه را برای حل مناقشه اسرائيل و فلسطين می گشايد، زيرا ايران حامی کليدی حماس، جهاد اسلامی، حزب الله و سوريه است. کمک های فعال ايران همچنين می تواند برای ثبات عراق اهميت حياتی داشته باشد.

برای همين است که با جنگ با ايران مخالفم. من از مذاکره طرفداری می کنم. منزوی کردن ايران مانند حکومت کاسترو در کوبا تنها به توليد همان چيزی که در کوبا شاهد بوده ايم منجر می شود: تقويت کاستروهای ايران. اما برای آنکه گفتگو با ايران مثمر ثمر باشد، بايد از اهرم ها استفاده کنيم.

می پرسيد چه اهرم های موثری وجود دارد؟ ابهامی نگذاريد که ايران نمی تواند کاری کند که ما را از نظر نظامی از خليج (فارس) بيرون براند؛ قيمت نفت را که در خودبزرگ بينی رهبران تندروی ايران نقش کليدی دارد پايين بياوريد. از نظر مالی تندروها را زير فشار بگذاريد. اما همه اين ها بايد با اعلام آشکار اين موضوع همراه باشد که آمريکا قصد تغيير رژيم در ايران را ندارد، بلکه خواستار تغيير رفتار ايران است. همچنين روشن کنيد که آمريکا می خواهد فورا سفارت خود در تهران را بگشايد و اينکه اولين کاری که خواهد کرد دادن 50 هزار ويزای دانشجويی به ايرانی ها برای درس خواندن در دانشگاه های آمريکاست.

فقط همين کار را بکنيد - و بعد عقب بنشينيد و شاهد باشيد که چه بحث خارق العاده ای در ايران درخواهد گرفت. می توانيد خانه تان را روی آن شرط ببنديد.

2 نوشته شده در  جمعه سیزدهم بهمن 1385ساعت 10:0  توسط mohammad reza.t.... | 

گزارشگران بدون مرز: شرايط دشوار روزنامه نگاران ايرانی
بنياد گزارشگران بدون مرز در گزارش تازه ای از وضعيت آزادی بيان در سال ٢٠٠٦ از شرايط رسانه های گروهی در ايران انتقاد کرده، کار و زندگی روزنامه نگاران و خبرنگاران ايرانی را با فشارها و محدوديت های فراوان همراه دانسته است.

بنا به گزارش تازه در سال گذشته در ايران "ده ها روزنامه‌نگار برای انتشار مقالات انتقادی‌ شان بازداشت شدند. برخی از آنها در شرايط دشوار و بدون داشتن حق دسترسی به وکيل در بازداشت‌گاه های مخفی زندانی بودند. با آنکه تعداد زندانيان کاهش يافته است، اما بسياری از روزنامه‌نگاران قربانی تعقيب قضايی بی پايان و تهديدهای مداوم برای انجام وظيفه خود هستند."

به گفته گزارشگران بدون مرز وضعيت آزادی بيان در دوران رياست جمهوری محمود احمدی نژاد وخيم شده است: "از تير ماه ۱۳۸۴ با به قدرت رسيدن رئيس جمهور احمدی نژاد و هيات دولت اش که اکثريت آن را فرماندهان سابق سپاه پاسداران و يا ماموران وزارت اطلاعات تشکيل داده اند، سرکوب همه جانبه‌ی رسانه‌ها و دست اندکاران حرفه‌ی اطلاع رسانی شدت يافته است."

گزارشگران بدون مرز در تائيد اين مدعا گفته است: "در سال ٢٠٠٦ بيش از ده نشريه تعطيل و ٣٨ روزنامه نگار بازداشت شده اند."

به گفته گزارشگران بدون مرز: "بسياری از روزنامه‌نگاران دستگير شده با نقض ابتدايی ترين حقوق‌شان در بازداشت‌گاه های مخفی نگاهداری شده‌اند." در گزارش موارد بسياری از تضييقاتی که عليه رسانه ها و کارکنان آنها به عمل آمده، ذکر شده است.

در گزارش آمده است: "در سال گذشته تعداد بسياری از رسانه ها هدف حمله و تهاجم قرار گرفتند. در بهمن ماه سال گذشته نهادهای حکومتی و حوزه های علميه با سازمان دادن 'تظاهرات مردمی' دفتر هفته نامه ی تمدن هرمزگان را تخريب و به آتش کشيدند، ٧ روزنامه نگار و همکار مطبوعاتی اين نشريه نيز دستگير شدند."

گزارش از رواج عام خودسانسوری برای ادامه حرفه خبرنگاری و روزنامه نويسی در ايران انتقاد کرده است: "برای بسياری از رسانه ها خودسانسوری بهترين روش برای بقاست. خطوط قرمز از مرز گفتن و نوشتن در باره ی روحانيون و تابوهای اجتماعی تا حقوق زنان و خواست های ملی و قومی و مذهبی گستره ايست که نبايد از آن گذشت."

اين نهاد مدافع آزادی بيان که مقر اصلی آن در پاريس است، تصويری منفی از شرايط کار و زندگی روزنامه نگاران ارائه داده است: "روزنامه نگاران از سوی دستگاه قضايی تحت تعقيب قرار می گيرند و برای 'آزادی' تا هنگام محاکمه بدون تعيين زمان مجبور به پرداخت وثيقه های سنگين می شوند، روزنامه نگاران به اصطلاح 'آزاد' شده از هر سو تحت فشار قرار می گيرند و اجازه کار نمی يابند. بدون امنيت شغلی همواره هراسند که انتشار مطلبی ناخوش آيند برای حکومت، دوباره برای آنها احضار و دادگاه و زندان را در پی داشته باشد."

گزارشگران بدون مرز در پايان گزارش ساليانه خود از کشته شدن يک روزنامه نگار در شرايطی نامعلوم سخن گفته است. به علاوه عاملان اصلی مرگ زهرا کاظمی روزنامه نگار ايرانی تبار کانادايی هنوز معرفی نشده و در برابر عدالت قرار نگرفته اند.

گزارشگران بدون مرز آزادی اکبر گنجی روزنامه نگار ايرانی را پس از شش سال زندان، از نادر وقايع مثبت سال 2006 دانسته است.

 
روزنامه
در سال های اخير دهها روزنامه و نشريه در ايران تعطيل شده است

2 نوشته شده در  جمعه سیزدهم بهمن 1385ساعت 9:58  توسط mohammad reza.t.... | 

‏بيانات آيت الله العظمي منتظري
 ‏‏در سالگرد درگذشت آقاي مهندس مهدي بازرگان دبير كل نهضت آزادي ايران و نخست وزير دولت موقت ، اعضاي شوراي مركزي‏ ‏نهضت آزادي و علاقه‌مندان مرحوم بازرگان از شهرهاي مختلف پس از شركت در مراسمي كه در قم بر سر مزار آن مرحوم تشكيل‏ ‏شده بود با حضرت آيت‌الله العظمي منتظري ديدار و گفتگو كردند; مشروح اين ديدار كه با بيانات معظم‌له آغاز شد بدين شرح‏ ‏است :

  ‏ ‏

  ‏اعوذ بالله من الشيطان الرجيم ، بسم الله الرحمن الرحيم و به نستعين ‏

‏(و لنبلونكم بشي من الخوف والجوع و نقص من الاموال والانفس والثمرات و بشر الصابرين ، الذين اذا اصابتهم مصيبة قالوا انا لله‏ ‏و انا اليه راجعون ، اولئك عليهم صلوات من ربهم و رحمة و اولئك هم المهتدون ).

 

  ‏ ‏در آغاز، سالروز درگذشت مرحوم مهندس بازرگان را به شما برادران و خواهران و همه علاقه‌مندان تسليت ميگويم.‏ ‏درجاتش عالي است، خداوند متعالي گرداند و به همه بازماندگان و علاقه‌مندان ايشان صبر و اجر عنايت كند.‏ ‏مرحوم مهندس بازرگان از افرادي بودند كه واقعا الگوي ديگران بود و در برهه‌اي از زمان بسياري از كساني را كه از دين‏ ‏بيگانه شده بودند به اسلام، دين و معنويت جذب كرد. آن مرحوم نسبت به دين و معنويت ، مرد عمل بود. خاطره‌اي را‏ ‏در اين خصوص قبلاً عرض كردم ; يك وقتي در حسينيه ارشاد آقاي ميناچي يك عده‌اي را دعوت كرده بود از جمله :‏ ‏شهيد مطهري ، مرحوم شيخ نعمت‌الله صالحي نجف‌آبادي و مرحوم بازرگان و بنده در آن جلسه بوديم . جلسه‌اي بود‏ ‏كه مباحث مختلف تاريخي ، سياسي و انتقادي مطرح ميشد. ناگهان ديديم مرحوم مهندس بازرگان در جلسه نيستند;‏ ‏بعد ديديم رفته است گوشه‌اي سجاده‌اش را انداخته و چون وقت نماز بود داشت نماز اول وقت ميخواند; مرحوم‏ ‏آقاي مطهري گفتند: ما يك عده آخوند و روحاني اينجا نشسته‌ايم و مباحث بي‌فايده‌اي را مطرح ميكنيم و مهندس‏ ‏رفته نمازش را اول وقت ميخواند. ـ ان شاءالله من هم عرائضم را زودتر تمام ميكنم آقايان هم به نمازشان ميرسند ـ .‏ ‏خلاصه اينكه ايشان وجودش واقعاً براي تمام نسل‌ها به ويژه نسل جوان جاذبه داشت. اين گونه نيست كه قدرت جذب‏ ‏افراد به دين و معنويت از آن روحانيون تنها باشد. ايشان مردي بود كه در عين حالي كه دانشگاهي ، درس خوانده و‏ ‏سياسي بود و متخصص در اين امور بود با اين حال به جهات ديني بسيار اهميت ميداد.

  ‏ ‏توصيه ميكنم هم به خودم و هم به شما برادران و خواهران كه دنيا خوب يا بد ميگذرد. مولي اميرالمومنين (ع )‏ ‏ميفرمايد: (ما اصف من دار اولها عناء و آخرها فناء) "من چگونه توصيف كنم دنيايي را كه اولش سختي و پايانش‏ ‏فناست " همه ما رفتني هستيم پس بايد براي آن عالم فعاليت و كار كرد. اميرالمومنين (ع ) هنگامي كه فرمانده كل قواي‏ ‏مسلمين بودند در ذي قار ـ ظاهراً منطقه‌اي بوده نزديك همين العماره كنوني در عراق ـ نشسته بودند كفششان را وصله‏ ‏ميكردند. حضرت به ابن عباس ـ كه ظاهراً اعتراض داشت ـ فرمودند: "اين كفش من چقدر ميارزد؟ " گفت : قيمت‏ ‏ندارد، و به نقلي گفت : "كسرة درهم "! يك درهم شكسته ! بنابر آنچه در نهج البلاغه (خطبه 33) آمده حضرت فرمودند:‏ (والله لهي احب الي من امرتكم الا ان اقيم حقا او ادفع باطلا) "به خدا قسم اين كفش پاره محبوب‌تر است نزد من از‏ ‏حكومت بر شما مگر اين كه حقي را بپا دارم يا جلوي باطلي را بگيرم " براي اين كه كفش رفع حاجت آدم را ميكند اما‏ ‏حكومت جز مسئوليت هيچ چيز ديگري نيست و آدم عاقل حتي‌المقدور سراغ مسئوليت نمي‌رود مگر اين كه از باب‏ ‏ضرورت به عهده‌اش بيفتد كه آن وقت وظيفه است ; لذا فرمودند: "مگر اينكه حقي را به پا دارم يا باطلي را برطرف و‏ ‏دفع كنم " حكومتي كه انسان نتواند كاري براي اسلام و جامعه انجام بدهد جز وبال و گرفتاري نيست . آقايان به اندازه‏ ‏قدرت و توانتان در مسائل بايد تذكر بدهيد. كه ان شاءالله تذكر براي مومنين مفيد است . برخي مسئولين خيال ميكنند‏ ‏بايد مردم خفه شده و هيچ نگويند; در خطبه 216 نهج البلاغه مولي اميرالمومنين (ع ) ميفرمايند: (فلا تكفوا عن مقالة ‏ ‏بحق او مشورة بعدل فاني لست في نفسي بفوق أن أخطيء الا ان يكفي الله ). علي (ع ) با اين كه ما ايشان را معصوم‏ ‏ميدانيم ميفرمايد: "شما خودتان را باز نداريد از گفتار حق و مشورت عادلانه ، من ذاتاً فوق خطا نيستم "; سپس‏ ‏ميفرمايند: "مگر اين كه خدا مرا كفايت كند". اين دستور حضرت است كه از گفتار حق و مشورت عادلانه دست‏ ‏برنداريد و بايد مسائل گفته شود الحمدلله آقايان به اوضاع و امور توجه دارند و لازم است به اندازه قدرت و توانتان‏ ‏اشكالات را بگوييد. در حال حاضر دو موضوع خيلي به نظر من در كشور ما مهم است :

 

  ‏‏‏نكته اول اين كه ; بالاخره آمريكا ـ گرچه ما ميگوييم مرگ بر آمريكا ـ ولي اينها‏ ‏قدرتي هستند، امكانات هم دستشان هست من نمي‌خواهم بگويم سياست‏ ‏آنها درست است ، با اينكه رفتاري كه آنها دارند در آينده به ضرر خودشان‏ ‏است چنانچه آمريكا در ويتنام شكست خورد در عراق با اين كه ميليارها‏ ‏دلار خرج كرد شكست خورد و به اهداف خود نرسيد ـ و بايد از عراق خارج‏ ‏شده و حكومت را به دست خود عراقي ها بدهند ـ اما دست بردار نيستند; با‏ ‏اين اوصاف انسان بايد با دشمن عاقلانه برخورد كند و به گونه‌اي نباشد كه‏ ‏آنها را تحريك كنيم ، اينها باعث ميشود مشكلاتي براي كشور ما پديد آيد‏ ‏بايد با گفتگو مسايل را حل كرد. من يادم هست در جنگ ويتنام آمريكايي‌ها‏ ‏با ويت كنگ‌ها كه جنگ داشتند در ويتنام جنگ ادامه داشت اما در پاريس با‏ ‏هم جلسه داشتند و مذاكرات برقرار بود. تندرويها به ضرر مردم و كشور‏ ‏است و بايستي اين مسأله جوري باشد كه دشمنان ما تحريك نشوند. وزير‏ ‏خارجه آمريكا به منطقه آمده و كشورهاي عربي را دارند عليه ما به ناحق‏ ‏بسيج ميكنند. ما با اين ناحق بايد جوري برخورد كنيم كه دودش در چشم‏ ‏ملت نرود. ‏البته اينكه چه كار بايد كرد؟ عقلاي قوم و اهل خبره و بصيرت ميدانند كه‏ ‏بايد چگونه با ظرافت برخورد كرد و مسائل و مشكلات را حل كرد و از‏ ‏شعارهاي تند و تحريك‌آميز پرهيز نمود تا هزينه كمتري را مردم متحمل‏ ‏شوند.

  ‏نكته دوم ; آنچه خيلي ما لمس ميكنيم ، و به ما مراجعه ميكنند، مردم همه‏ ‏مينالند و از رسانه‌ها هم معلوم ميشود; مسأله فشار اقتصادي و گراني‏ ‏سرسام آور است . در اين باره آيا نبايد مسئولين تلاش كنند؟! بعضي كشورها‏ ‏نفت و گاز ندارند با اين حال كشورشان را از نظر اقتصادي اداره ميكنند و‏ ‏روي پايشان ايستاده‌اند اما ما با اين كه اين همه نفت و گاز و منابع ديگر داريم‏ ‏خرجهاي بيهوده انجام ميدهيم و به فكر ديگر كشورها هستيم ولي به فكر‏ ‏گرفتاري مردم خودمان نيستيم و متأسفانه روز به روز مايحتاج عمومي گران و‏ ‏گران‌تر ميشود. آقايان براي حل معضلات اقتصادي تصميمات مقطعي‏ ‏انجام ميدهند مثلاً ميگويند به حقوق كارمندان فلان مقدار اضافه كرده‌ايم !‏ ‏برخي از مسئوولان علي‌رغم گراني‌ها و فشارها ميگويند: بيش از 13% تورم‏ ‏نداريم درصورتي كه انسان وقتي كه بررسي و سؤال ميكند ميبيند در برخي‏ ‏مانند مسكن و...بيش از50%  قيمت‌ها بالا رفته است ; اين كه بياييم تحليل‏ ‏كرده ، مصاحبه كنيم و بگوييم : "تورم از 13% بيشتر نيست و گراني نداريم و‏ ‏وضعمان الحمدلله خوب است " با اين تحليل‌ها و شعارها كه مشكلات و‏ ‏معضلات اقتصادي برطرف نمي‌شود! در هر صورت بايستي كه دولت و‏ ‏مسئولين از خرجهاي بيهوده از مسافرتهايي كه هيچ فايده‌اي براي مردم و‏ ‏كشور ندارد جلوگيري كنند. واقعاً اين نفت و گاز مالكش همه مردم هستند،‏ ‏مردم فقط يك عده خاص نيستند كه برخي حقوق و امكانات كلان داشته‏ ‏باشند و يك كارمند، يك معلم و يك كارگر با حقوق خيلي كم و بخور و نمير‏ ‏بخواهد زندگي كند. مردم ما با اين كه به اين وضعيت اعتراض نمي كنند و‏ ‏ساكت‌اند، اما ميفهمند و خوب هم ميفهمند. بايستي براي مردم كاري كرد!‏ ‏و شما آقايان، برادران و خواهران و همه اقشار هم به اندازه قدرتتان ، به اندازه‏ ‏توانتان ، دوستانه به آنهايي كه دست اندركارند تذكر بدهيد. مردم دولت را‏ ‏انتخاب كرده‌اند نه براي شعار دادن ! بلكه شعار مقدمه كار است و ما خيال‏ ‏ميكنيم با شعار دادن كشور اداره ميشود. هر روز تكرار ميكنيم كه : فلان چيز‏ ‏حق مسلم ماست . خيلي خوب ! حقتان است ; اما حق را بايد به گونه‌اي‏ ‏گرفت كه مشكلات پديد نيايد و بهانه به دست ديگران نداد و مگر حق مسلم‏ ‏ما فقط همين است كه آقايان ميگويند و ما حق و حقوق ديگري نداريم ؟!

  ‏برادران و خواهران كه تشريف داريد از علاقه‌مندان به مرحوم مهندس‏ ‏بازرگان هستيد، ايشان از آن گروه آدمهايي بود كه ساكت نبود و براي همين در‏ ‏زمان شاه يادتان هست به چه تبعيدها و زندانها ـ مثل زندان برازجان و‏ ‏جاهاي ديگر گرفتار ميشد ـ با اين حال ايشان وظايف خود نسبت به جامعه‏ ‏را انجام ميداد.‏ ‏انسان وظيفه دارد حقايق را بگويد و صبر هم داشته باشد. خداوند در سوره‏ ‏"عصر" ميفرمايد: (بسم الله الرحمن الرحيم ، والعصر ان الانسان لفي خسر) (قسم‏ ‏به عصر و زمانه همانا انسانها در زيانند) (الا الذين آمنوا و عملوا‏ ‏الصالحات )(مگر كساني كه ايمان آورده و عمل صالح انجام دهند) اگر ما‏ ‏صالحات را انجام داديم كافي است ؟ نه (و تواصوا بالحق و تواصوا بالصبر)‏ ‏"تواصوا" باب تفاعل است يعني : به يكديگر سفارش كنيد به اينكه پشتيبان‏ ‏حق باشيد و حق را بگوييد. طبيعي است كه گفتن حق دنبالش زندان اوين و‏ ‏جاهاي ديگر درپي دارد لذا ميفرمايد: (و تواصوا بالصبر) صابر و بردبار‏ ‏باشيد در مشكلات .‏ ‏در اين سوره به عصر و زمانه قسم ميخورد. اين قسم به "عصر" به نظر ميآيد‏ ‏قسم به تاريخ باشد هميشه خدا قسم‌هايي كه دارد با مطالبي كه دنبالش‏ ‏ميآيد تناسب دارد. قسم به عصر و زمانه يعني : به تاريخ كه پر است از‏ ‏حوادث سخت و ناگوار كه انسان ها در ضرر و زيانند مگر كساني كه ايمان‏ ‏كامل دارند و كارهاي نيك را انجام ميدهند و در مقابل جامعه هم مسئوليت‏ ‏دارند.

 

‏ ‏خدايا ما را وادار به آنچه رضاي تو در آن است . بازدار از آنچه سخط تو در آن‏ ‏است . خدايا ملتمسين دعا، ملتمسات دعا، حاجت روا فرما. خدايا رفتگان‏ ‏خاك و مرحوم منهدس بازرگان و ساير بزرگاني كه به اسلام و دين خدمت‏ ‏كردند درجاتشان را عالي كن و با محمد(ص ) و آل محمد(ع ) محشورشان‏ ‏فرما. خدايا بحق محمد و آل محمد تعجيل در فرج امام زمان (عج ) بفرما.‏ ‏عاقبت همه ما را ختم به خير بفرما. خدايا به اين برادران و خواهراني كه‏ ‏زحمت كشيدند از تهران و جاهاي ديگر جمع شدند و آمدند، اجر عنايت‏ ‏فرما.‏ ‏من در پايان از همه برادران و خواهران عذرخواهي ميكنم ، وقت نماز و‏ ‏وقت ناهار است و قاعده‌اش هم بود از بيانات آقايان استفاده كنيم . حالا اگر‏ ‏آقاي دكتر يزدي مطلبي دارند بفرمايند. ان شاءالله همگي موفق و مويد‏ ‏باشيد.

 

  ‏سخنان آقاي دكتر يزدي ‏

  ‏بسم الله الرحمن الرحيم و به نستعين

  ‏من از طرف خودم و از طرف اعضاء شوراي مركزي نهضت آزادي ايران و‏ ‏ديگر اعضاء و علاقه‌مندان نهضت از شهرستانهاي مختلف ايران از اصفهان،‏ ‏زنجان، قزوين، نائين، كاشان، تبريز، مياندوآب، قم و شهرهاي مختلف كه‏ ‏اينجا آمده‌اند; از فرمايشات جنابعالي تشكر ميكنم و از رهنمودهايي كه‏ ‏داديد. ما وظيفه خودمان ميدانيم كه هربار كه بر سر مزار مرحوم مهندس‏ ‏بازرگان گردهم ميآييم تا پيمانهايمان را تجديد بكنيم و از روح بزرگ آن‏ ‏مرحوم مدد بگيريم ، خدمت حضرتعالي هم برسيم . شما مجسمه استقامت‏ ‏و مقاومت هم در دوران استبداد ستم شاهي بوديد و هم در اين دوراني كه به‏ ‏نام حكومت اسلامي كارهايي شده است و ميشود كه حقاً درست نيست كه‏ ‏اينها به نام اسلام انجام شود.

 

  خوشبختانه  نهضت آزادي ايران با پيروي از آن‏ ‏سنت‌هاي نيكويي كه بزرگان به جا گذاشته‌اند و جنابعالي هم اشاره‌اي‏ ‏فرموديد، دست از مقاومت و ايستادگي خودش برنداشت و نمي‌دارد به‌‏رغم اين كه فشارها عليه نهضت همچنان ادامه دارد; بعضاً از تشكيل‏ ‏جلسات ما خودداري ميكنند و دوستان ما را در تهران و شهرستانها مرتباً‏ ‏وزارت اطلاعات ميبرد و ميآورد. هر كس هم كه در جلسات شركت كند‏ ‏مورد ايذاء و اذيت قرار ميگيرد، پرونده محاكمات نهضت آزادي دوستان و‏ ‏اعضاء همچنان مفتوح است ، وثيقه‌هاي سنگيني كه از دوستان ما گرفته‌اند به‏‌‏رغم گذشت زمان همچنان آزاد نمي‌كنند. كساني هستند كه پس از محاكمه‏ ‏هنوز وثيقه دارند. به عنوان مثال در خراسان يكي از علاقه‌مندان شش ماه‏ ‏زندان موقت بود اما دادگاه فقط او را به چهار ماه زندان محكوم كرده ـ دو ماه‏ ‏هم طلب دارد ـ اما سندهاي وثيقه او را آزاد نمي‌كنند. دائماً دوستان ما را‏ ‏اذيت ميكنند. جلسات را بعضاً ميآيند به هم ميزنند اما به فضل الهي و با‏ ‏استمداد از ارواح بزرگان ; دوستان نهضت آزادي ايران همچنان محكم‏ ‏ايستاده‌اند. پيرامون آن مسائلي كه حضرتعالي اشاره كرديد چون مسأله گراني‏ ‏و مسأله بحران انرژي هسته‌اي و سياستهايي كه در زمينه‌هاي بين‌المللي به‏ ‏كار برده ميشود و دائماً دشمن تراشي ميكنند در تمام اين موارد‏ ‏نهضت آزادي مواضع خود را بيان كرده است و ميكند و از اين فشارها هم‏ ‏نهراسيده است و نمي‌هراسد. تا زماني كه نفس داريم و اين قلبهايمان ميتپد‏ ‏ما احساس ميكنيم كه وظيفه داريم حق مردم را بيان كنيم با هر زباني كه‏ ‏باشد البته با زبان ادب ، احترام و قانون و نه فراتر از قانون و نه چيزي كمتر از‏ ‏قانون گفته ايم و ميگوييم .‏ ‏برخي از مطالبي كه در اين ماههاي اخير يا در اين روزهاي اخير پيرامون‏ ‏مسائل مبرمي كه فرموديد وجود دارد، نهضت مطالبي نوشته است كه بنده‏ ‏نسخي را آورده‌ام كه خدمتتان تقديم كنم ، علاوه بر اين مجموعه اسناد‏ ‏نهضت آزادي ايران در طول چهل و پنج سال گذشته به صورت لوح فشرده ‏تكميل شده خدمتتان تقديم ميكنيم .‏ ‏مجدداً از فرمايشات و از رهنمودهايتان صميمانه تشكر ميكنيم .

   اميدواريم‏ ‏همچنان دعاي خير شما بدرقه راه پويندگان و جويندگان راه حقيقت و‏ ‏مبارزين نهضت آزادي باشد; تا زماني كه آزادي براي ملت ما تحقق پيدا‏ ‏نكرده است جنبش براي آزادي ادامه دارد، نهضت ادامه دارد و اميدوار‏ ‏هستيم كه خداوند هم كمك كند "من حيث لا يحتسب " كه بر توفيقات اين‏ ‏مجموعه افزوده بشود. مهمترين مسأله اين است كه ما به مردم بگوييم نبايد‏ ‏نااميد شويد بايد اميدوار بود و به دليل اين كه بعضي از كارها صورت‏ ‏ميگيرد ما نبايد منفعل بشويم و صحنه را خالي بكنيم . خوشبختيم و به درگاه‏ ‏ايزد منان دعا ميكنيم كه خداوند اين توفيق را به اين جمع ما داده است كه به‏ ‏رغم همه ناملايمات همچنان در صحنه حضور داشته باشيم .‏ ‏والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته .‏

  ‏ ‏ ‏‏30/10/1385‏‏

 

2 نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم بهمن 1385ساعت 14:11  توسط mohammad reza.t.... | 

تقسيم‌کننده مرزهاي قدرت سياسي و زور

سخنراني دكتر محمد مجتهد شبستري

در برنامه يادبود دوازدهمين سالگرد شادروان مهندس بازرگان

28/10/1385

«خدا، قدرت و زور» سه مفهومي هستند که اگر با يکديگر درآميخته شوند در آن جامعه پايه هاي استبداد محکم خواهد شد و از اين راه ضربه هاي فراوان بر مردم آن جامعه وارد خواهد آمد.

 

بر اين اساس مجتهدشبستري بر تفکيک اين سه مفهوم از يکديگر تاکيد کرد و آنان را متعلق به قلمروهاي ويژه يي دانست. او گفت؛ «تحليل عقلاني از خدا، تحليل عقلاني از مساله قدرت و تحليل عقلاني از زور سه نوع تحليل عقلاني با سه نوع نتيجه مختلف است و آثاري که بر هر کدام مترتب است عملاً در صحنه زندگي اجتماعي و انواع برخوردهايي که انسان ها با مصداق هرکدام از آنها بايد داشته باشند از بنيان با يکديگر تفاوت دارد.» مجتهدشبستري در ادامه گفت؛ «توجه کردن به تمايزها و تفاوت هاي اساسي موجب مي شود که خدا در ساحت قداست و تعالي خود که بدون آن خدايي را نتوان تصور کرد، باقي بماند. قدرت نيز موضوعي انساني تلقي شود که در عين حال که براي دوام جامعه اجتناب ناپذير است مي تواند منشاء شر و فساد فراوان شود. اما زور هم موضوعي است که هر کجا ظاهر شود آزادي مسوولانه انسان را تخريب مي کند و انسانيت او را انکار مي کند.» او سپس لازم ديد تا درخصوص قيد کلمه «مسوولانه» در کنار کلمه آزادي توضيح دهد. مجتهدشبستري گفت؛ «آن آزادي که مطلوب آزاديخواهان است، آزادي به معناي رها بودن از قيدهاي اخلاقي نيست.» او سپس در تفکيک اين سه موضوع مطالب خود را طرح کرد. مجتهدشبستري گفت که «خدا خود حقيقت نهايي است که انسان او را جست وجو مي کند. خدا اله است يعني معبود. در اسلام مهمترين و بنيادي ترين شعار لااله الاالله است يعني اللهي که اسلام از آن سخن مي گويد اله است. منتهي اله ديگري جز الله نيست. الله الا است.»

او سپس با طرح اين سوال که «اله چيست و کيست»؟ گفت که «اله يعني معبود، يعني خدا را عبادت مي کنند. خدا آن است که عبادتش مي کنند.» «عبادت چيست؟» سوال بعدي مجتهدشبستري بود که در پاسخ گفت؛ «عبادت نهايت خضوع در برابر معبود و نهايت خدمتکاري براي تحقق اراده اوست. عبادت يک مساله محوري يا مهمترين مساله محوري است که در ارتباط با خدا مطرح مي شود. واژه خدا با واژه عبادت عجين است.» او در ادامه بحث خود حاضران را به مطالعه بيشتر آثار دين شناسان از جمله در حوزه «پديدارشناسي دين» تشويق کرد و گفت؛ «سخن گفتن از خدا جز يک تفسيرگري دائمي و پايان ناپذير از او نيست. اين تفسيرگري مي تواند راهنما داشته باشد اما ممکن نيست متولي داشته باشد. متولي اين است که بگويد چنين فکر کن و چنان فکر نکن و براي رابطه خدا و انسان آئين نامه درست کند.» مجتهدشبستري سپس وارد موضوع دوم بحث خود يعني «قدرت سياسي» شد. او گفت؛ «قدرت سياسي يک واقعيت اجتماعي است که هم منشاء نظم اجتماعي است و هم منشاء تاثيرگذاري حکومت در تفکر و اعمال افراد جامعه.»

او با بيان اينکه «قدرت سياسي بسيار سرنوشت ساز است»، گفت؛ «قدرت سياسي در صورتي مي تواند سازنده باشد که در خدمت نياز هاي اساسي جامعه و افراد جامعه درآيد؛ نيازهايي چون معنويت، علم، صنعت و هنر.» مجتهد شبستري قبل از توضيح «قدرت مشروع» لازم ديد که تاکيد کند، «قدرت سياسي يک امر بشري است، اولاً و بالذات بايد با معيارهاي خود بشر سنجيده شود که اين چيست؟ و بعداً نوبت به آن مي رسد که از لحاظ اخلاقي چگونه درباره آن مي توانيم داوري کنيم.» او در ادامه با بيان اين که قدرت مشروع در اصطلاح سياسي آن قدرتي است که در خدمت تامين نياز هاي اجتماعي باشد، گفت؛ «هرگاه قدرت سياسي در خدمت منافع حاکمان برآيد و حفظ قدرت براي عده يي اصالت پيدا کند از مشروعيت مي افتد چون ديگر نياز هاي جامعه را تامين نمي کند و ضد آن را پرورش مي دهد و جامعه را دچار رنج و آسيب مي سازد.»

او آنگاه تاکيد کرد؛ «قدرت سياسي هميشه بايد خادم باشد و نه مخدوم. خدا هميشه مخدوم است اما قدرت سياسي هميشه خادم است.» در ادامه اين سخنان، مجتهد شبستري نتيجه گيري کرد؛ «قدرت سياسي بايد با صراحت مورد نقد قرار گيرد و هاله هرگونه قداست از پيرامون آن زدوده شود. اگر قدرت سياسي از خادم بودن به مخدوم بودن مبدل شود زور پا به صحنه مي گذارد. اينجاست که با زور مواجهيم.» او سپس به توضيح مفهوم «زور» پرداخت؛ «زور اعمال قدرت نامشروع، اعمال چنان قدرتي که نه تنها به تامين نياز هاي اساسي افراد جامعه خدمت نمي کند بلکه انسانيت آنها را با نفي آزادانه مسوولانه آنها تکذيب و تخريب مي کند. اول تکذيب مي کند، بعد تخريب مي کند.» مجتهد شبستري افزود؛ «زور به جاي اقناع انسان ها، آنها را به تفکر معين و رفتار معين مجبور مي سازد.» او با تاکيد بر نقش «اتوريته براي دولت» گفت که اتورتيه يا همان مرجعيت با زور متفاوت است. سپس مجتهد شبستري افزود؛ «هرجا ديديم به ما تکليف مي شود که چيزي را که با عقلت نمي تواني با آن رابطه برقرار کني درباره آن بينديش اينجاست که زور خودش را نشان مي دهد. قدرت مشروع جلوي انديشيدن را نمي گيرد ولي زور جلوي انديشيدن را مي گيرد و بعد مي گويد به آن چيزي که غير قابل انديشيدن است بينديش.» به اعتقاد مجتهد شبستري «زور نه عليه اشخاص است بلکه عليه قانون هم است چرا که زور قانون را هم نابود مي کند.»

مجتهد شبستري سخن خود را با طرح اين سوال که «زور چگونه و چرا به وجود مي آيد؟» زور را زاده تنفر عنوان کرد و گفت؛ «هرکس تنفر داشته باشد نسبت به ديگران اعمال زور مي کند پس هر حاکمي که نسبت به ملتش تنفر داشته باشد اعمال زور مي کند.»

او باز تاکيد کرد که زور نه تنها زاده تنفر است بلکه در سراسر جامعه تنفر توليد و پخش مي کند. با طرح اين سخنان بود که مجتهد شبستري نتيجه گيري کرد اگر در آگاهي افراد جامعه ميان مفهوم خدا، قدرت سياسي و زور مرزبندي کاملاً روشن وجود نداشته باشد و آنان در مقام عمل با هرکدام از اين سه مقوله برخورد هاي کاملاً متفاوت و متناسب نکنند، در اين جامعه خدا از تعالي مي افتد، زور قداست و تعالي پيدا مي کند، قدرت مشروع سياسي تخريب و قانون نابود مي شود و کار به جايي مي رسد که زور به جاي خدا پرستش مي شود.» او با ابراز نگراني از اينکه به علم بي توجهي مي شود گفت که جامعه شناسان دين مي گويند؛ «سمبل هاي ديني بر اثر اوضاع و احوال سياسي و اجتماعي فرسودگي پيدا مي کنند. يعني ديگر پيام معنوي نمي دهند. يعني ممکن است در همه جا واژه خدا به کار برده شود اما همه اينها واقعاً از پيام معنوي خالي باشد.» مجتهد شبستري اينگونه اتفاقات را ابزاري براي اعمال زور عنوان کرد و گفت که بايد براي درستي يک پيام ببينيم آيا اين پيام، پيام معنويت است يا خير، لذا او گفت؛ «افراد جامعه بايد بتوانند با آزادي مسوولانه خود خدا را پرستش و تقديس کنند. قدرت سياسي را با صراحت و شجاعت نقد کنند و عملاً آن را با سازوکارهايي که دارد کنترل کنند اما زور را درهمه انواع آن نفي و عملاً طرد کنند.»

آنگاه او چنين گفت؛ «در عصر ما اصول بنيادين اعلاميه حقوق بشر 1948 تقسيم کننده مرز هاي قدرت سياسي مشروع و زور است.» 

2 نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم بهمن 1385ساعت 14:8  توسط mohammad reza.t.... | 

آزادي، خواسته ابدي
   آزادي، خواسته ابدي، عنوان سخنراني شادروان مهندس مهدي بازرگان در برنامه بيست و دومين سالگرد نهضت آزادي ايران در سال 1362 است كه در كتاب بازيابي ارزشها در سال 1364 به چاپ رسيده است. امروز بعداز 23 سال در دوازدهمين سالگرد درگذشت آن زنده‌ياد بيش از پيش اين انديشه مورد توجه نخبگان و فعالان سياسي جامعه مدني كشور ما قرار گرفته است.

    ابعاد گوناگون شخصيت، انديشه و خدمات علمي، اجتماعي و سياسي مهندس بازرگان در دهه گذشته مورد بحث و بررسي و نقد صاحب‌نظران بوده و هست. يكي از خصوصيات برجسته آن زنده‌ياد انسجام و تداوم انديشه نفي استبداد و آزاديخواهي در طول 60 سال حيات فكري و سياسي آن مرحوم است. رمز اين انسجام فكري، همانگونه كه مهندس بازرگان خود در آثار خويش ازجمله در مدافعات دادگاه نظامي سال 1342 بيان داشته‌اند، بر سه پايه : آشنايي با قرآن، آشنايي با تاريخ و خصوصيات مردم ايران و همچنين آشنايي با جوهر تمدن كشورهاي توسعه يافته قرار دارد. ازاينرو به‌رغم گفتمان‌هاي غالب عليه انديشه وي در مقاطع مختلف اين دوره، مهندس بازرگان تحت تأثير آنها قرار نگرفته و همواره با ايمان و آگاهي بر اين انديشه پاي فشرده است. در دوران سلطه فرهنگ ماركسيسم بر ادبيات سياسي ايران قبل از انقلاب و همچنين در سالهاي بعداز انقلاب مهندس بازرگان شماتت معارضان و حتي گاهي دوستان نزديك خود را تحمل كرد،‌ اما هيچگاه تسليم نشد و انسجام انديشه سياسي خويش را مخدوش نكرد. در آموزه‌هاي قرآني اين مشخصه از ويژگي خاص مؤمنان راستين و اهل تقوي است كه صاحب « قول سديد » هستند.

    مهندس بازرگان در طول عمر پربركت خود اين انديشه را در عرصه نظري در بسيار از آثار خويش و در عرصه اجتماعي با تأسيس نهادهاي مدني با جديت پيگيري كرده است. به‌عنوان نمونه در عرصه نظري به مدافعات آن مرحوم در دادگاه نظامي سال 1342 با عنوان، چرا با استبداد مخالفيم، مقالات چهارجلد بازيابي ارزشها و آخرين سخنراني آن زنده ياد با عنوان «بعثت و آزادي» در انجمن اسلامي مهندسين مي‌توان اشاره داشت. در عرصه جامعه مدني نيز مي‌توان به تأسيس و همكاري با انجمن‌هاي اسلامي در دهه‌هاي 20 و 30، نهضت مقاومت ملي در دهه 30 و نهضت آزادي ايران در دهه 40 و همچنين جمعيت دفاع از آزادي و حقوق بشر در سال 1356 و جمعيت دفاع از آزادي و حاكميت ملت در سال 1364 نام برد. نقش كليدي و مؤثر آن زنده‌ياد در جريان تأسيس، همكاري و مديريت اين نهادهاي جامعه مدني ايران بخشي از تاريخ چند دهه معاصر ايران را تشكيل مي‌دهد كه سوابق آن در حد مقدور در اسناد مكتوب و رايانه‌اي در اختيار علاقه‌مندان قرار دارد.

    آنچه در اين يادداشت به اختصار به آن مي‌پردازم مباني انديشه سياسي شادروان مهندس بازرگان، به‌طور مشخص درخصوص آزادي، حاكميت ملي (دموكراسي) و حقوق و كرامت انسان (حقوق بشر) و پيش از آن نفي استبداد، خودكامگي و اقتدارگرايي است.

    درباره مفهوم آزادي از انقلاب مشروطيت تاكنون مخالفان اين انديشه تعريض‌ها و نقدهاي فراواني داشته‌اند. براي پاسخ به مخالفان بازرگان مي‌گويد :

    « اصلاً معني و منظور از آزادي در ذهن واضعين و مدافعين اوليه، كه به خاطر آن فداكاريها و قربانيهاي فراوان داده و جنگ و جدال كرده‌اند و در آيين ما كه طرفدار آن هستيم، آزاي براي هوي و هوس يا طغيان و تعدي نبود. منظور از آزاد شدن از اسارت هوسبازان و طاغيان و متعديان است. بيرون آوردن مردم از عبوديت و حاكميت سلاطين به حاكميت قانون، حال اگر عيبي و ايرادي در آنجاها باشد به قوانين موضوعه است نه به آزادي»

    و سپس مباني ايجابي آن را چنين معرفي مي‌كنند : « آن آزادي كه نهضت آزادي ايران به نام آن و به‌خاطر آن تأسيس شده تقليد از مغرب‌زمين نبود بلكه تبعيت از اسلام و قرآن بود ... در اعلاميه يا افتتاحيه تأسيس نهضت آزادي در سال 1340 گفته بوديم :

« اقتضاي اطاعت از خدا مبارزه با بندگي غير اوست و شرط سپاس ايزدي تحصيل آزادي براي بكار بستن آن از طريق حق و عدالت و خدمت است. ما بايد منزلت و مسئوليت خود را در جهان خلقت بشناسيم تا به رستگاري و پيروزي نائل شويم.»

    و سپس شادروان مهندس بازرگان مطالبات مردم و خود را در اين زمينه اينچنين توصيف مي‌كنند : « ما آزادي بيان، اجازه اجتماع و دخالت معقول قانوني در امور كشور را به عنوان حقي الهي و مقدمه‌اي براي انجام وظيفه ديني، از دولتها مطالبه مي‌نمائيم و براي پاك كردن و پاك بودن جامعه است كه اصرار داريم آزادي باشد تا هر صاحب‌نظر و هر شاكي و ناراضي و ضعيف، يا مدافعين آنها، بتوانند بدون دغدغه خاطر، حرف خود را بگويند و حق خود را بخواهند.»

    مهندس بازرگان و ياران او در طول چنددهه گذشته بخش عمده‌اي از تلاش و تكاپوي خويش را متوجه استبداد ـ به هرصورت و به هر نام ـ نموده‌اند. زيرا آزاديخواهي و استبدادزدائي را دو روي يك سكه مي‌دانند.

    در غياب آزادي چيزي جز استبداد، ديكتاتوري يا اختناق و اسارت و هلاكت نخواهد بود. براين پايه مهندس بازرگان مي‌گفت : « گرفتن آزادي از انسان بزرگترين خيانت به سرنوشت او و اهانت به مقام و حيثيت انسان بوده و آدميزاد را به حيوانيت و بردگي سوق مي‌دهد»

    اگرچه مهندس بازرگان و ياران او به استبداد و مظاهر آن توجه بيشتر داشته و مبارزه با آنرا در سطح بالا و مقدم به مبارزه با استعمار يا استيلاي خارجي مي‌دانند اما همواره استبداد و استيلا را دو دشمن آزادي و حاكميت ملي مي‌دانند زيرا با تأمين آزادي و حاكميت ملي (دموكراسي) است كه شكست آن دو حاصل مي‌شود.

    حافظ و ضامن آزادي چيزي جز خود مردم يا حاكميت ملي ازطريق انتخابات آزاد و مراقبت مستمر مردم يا انجام فريضه قرآني امربه معروف و نهي‌ازمنكر نمي‌تواند باشد و درغيراينصورت همانگونه كه مولاي متقيان در نهج‌البلاغه فرموده‌اند اشرار بر جامعه مسلط خواهند شد و دعاها مستجاب و خواسته ها برآورده نمي‌شود.

    براساس اين انديشه آزادي و دموكراسي فرايندي است كه مردم بايد در طي آن بتدريج با تقويت نهادهاي مدني از جمله احزاب آن را بياموزند و رفتار فردي و اجتماعي خود را اصلاح كنند. به‌نظر مي‌رسد گفتمان غالب در جامعه امروز ما به‌رغم وجود طيف ديدگاههاي اجتماعي همين انديشه سياسي شادروان مهندس بازرگان يعني آزاديخواهي، و استقرار حاكميت ملي است تا تحقق عدالت و تأمين استقلال كشور امكان‌پذير گردد.    روحش شاد و راهش پررهرو باد.

يادداشت مهندس محمد توسلي در روزنامه اعتماد 28/10/85

2 نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم بهمن 1385ساعت 14:7  توسط mohammad reza.t.... | 

چنی: با تهدید ایران مقابله می کنیم
دیک چنی
دیک چنی بار دیگر یر سیاست آمریکا برای در پیش گرفتن دیپلماسی برای حل مناقشه اتمی ایران تاکید کرده است
دیک چنی، معاون رییس جمهوری آمریکا اعزام دومین ناو هواپیمابر این کشور به خلیج فارس را ارسال پیامی آشکار به ایران دانست.

آقای چنی در مصاحبه با شماره جدید هفته نامه نیوزویک خاطرنشان کرده که واشنگتن با ارسال این ناو می خواهد بگوید که در منطقه می ماند و با متحدانش برای مقابله با تهدید ایران همکاری می کند.

معاون جورج بوش، رییس جمهوری آمریکا بار دیگر یر سیاست این کشور برای در پیش گرفتن دیپلماسی برای حل مناقشه اتمی ایران تاکید کرده اما گفته است که تمام گزینه ها مد نظر قرار دارد.

آقای چنی گفته است که بسیاری از ملت ها در این بخش از دنیا بر این باورند که امنیت آنها توسط ایالات متحده تامین می شود و "آنها می خواهند که ما حضور عمده ای در آنجا داشته باشیم."

معاون آقای بوش در مصاحبه با نیوزویک در مورد اعزام ناوهای هواپیمابر آمریکا به خلیج فارس گفته است که این اقدام پیامی قوی برای همگان در منطقه می فرستد و نشان می دهد که آمریکا دارای توانایی و قابلیت های چشمگیری است و با همکاری با متحدانش می خواهد با تهدید ایران مقابله کند.

دیک چنی در ادامه مصاحبه خود خاطرنشان کرده که نگرانی های گسترده ای در مورد ایران به خصوص تحت ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد در منطقه وجود دارد.

آقای چنی در مورد سناریوی احتمالی آمریکا برای حمله نظامی به ایران گفته است که "نمی خواهم در مورد اقدام امنیتی احتمالی به حدس و گمان بپردازم."

وی اضافه کرده که "هر کاری را که بتوانیم برای حل مسایل انجام خواهیم داد اما تمام گزینه ها مد نظر ما هستند."

2 نوشته شده در  دوشنبه نهم بهمن 1385ساعت 16:28  توسط mohammad reza.t.... | 

لاريجانی: پيشنهاد برادعی بايد 'پرورش يابد'
ايران به پيشنهاد مديرکل آژانس بين المللی انرژی اتمی برای حل بحران ناشی از برنامه های هسته ای اين کشور واکنش نشان داده است.

به گزارش خبرگزاری دولت ايران - ايرنا - علی لاريجانی، دبير شورای عالی امنيت ملی و سرپرست مذاکرات هسته ای جمهوری اسلامی، در پاسخ به پيشنهاد مديرکل آژانس بين المللی گفت که "از آنجا که مساله هسته ای ايران موضوعی چند وجهی است پيشنهادها برای حل مساله هسته ای ايران بايد پرورش و شمول يابد تا منافع طرفين را تامين کند."

آقای لاريجانی افزود که "بايد توجه کرد که چه مکانيزم هايی می تواند پيشنهادها را بارور کند تا منافع دو طرف تامين شود."

محمد البرادعی، مدير کل آژانس بين المللی انرژی اتمی، پيشنهاد کرده بود که برای جلوگيری از تشديد رويارويی ايران و جامعه بين المللی، تحريم های سازمان ملل و برنامه غنی سازی اورانيوم در ايران همزمان به حالت تعليق در آيد.

آقای برادعی در سخنانی در روز جمعه، چنين راه حلی را "آبرومندانه" توصيف کرد و گفت که گام هايی که هر دو طرف بر می دارند همزمان خواهد بود و اين احساس را پيش نخواهد آورد که يکی از طرفين در برابر ديگری عقب نشينی کرده است.

شورای امنيت در قطعنامه شماره 1737مصوب 23 دسامبر سال 2006 برخی تحريم های بين المللی را عليه ايران وضع کرده و به اين کشور شصت روز مهلت داده است تا خواست های بين المللی را برآورده کند و در غير اينصورت، اين شورا اقدامات ديگری را تصويب خواهد کرد.

اين خواست ها شامل توقف برنامه تعليق غنی سازی اورانيوم و برخی ديگر از برنامه هسته ای ايران و همکاری گسترده تر اين کشور با نهادهای بين المللی است.

گزارش به شورای امنيت

قرار است آقای برادعی تا روز 21 فوريه گزارشی از عملکرد ايران در اجرای قطعنامه های شورای امنيت را به شورا تسليم کند.
تاسيسات پردازش اورانيوم اصفهان
ايران هدف از غنی سازی اورانيوم را تکميل چرخه سوخت نيروگاهی عنوان کرده است

کشورهای غربی به خصوص ايالات متحده اقداماتی را به منظور اجرای تحريم های شورای امنيت به عمل آورده اند و خواستار آن هستند که در صورت خودداری ايران از اجرای قطعنامه 1737، تحريم های جدی تری عليه اين کشور وضع و به اجرا گذاشته شود.

همچنين، برخی محافل از تيرگی بيشتر روابط ايران و ايالات متحده خبر داده و احتمال عمليات نظامی عليه مراکز هسته ای جمهوری اسلامی را مطرح کرده اند هرچند مقامات آمريکايی وجود چنين برنامه ای را تاييد نکرده اند.

مديرکل آژانس بين المللی انرژی اتمی با اشاره به روند کنونی، گفت بايد از تشديد بحران و بروز جنگ احتمالی جلوگيری کرد و راه حل نظامی را غيرقابل قبول خواند.

وی گفت که تحريم ايران به منزله ابراز نگرانی بين المللی از برنامه های هسته ای اين کشور است اما لازم است به راه حلی فراتر از وضع تحريم نگاه شود.

کشورهای غربی خواستار تعليق غنی سازی اورانيوم در ايران هستند و اين خواست در قطعنامه های شورای امنيت و شورای حکام آژانس بين المللی انرژی اتمی منعکس شده اما مقامات جمهوری اسلامی تا کنون اين درخواست را رد کرده اند.

جمهوری اسلامی تاکيد دارد که برنامه غنی سازی اورانيوم را به منظور تکميل چرخه سوخت نيروگاه های هسته ای دنبال می کند و اتهام کشورهای غربی در مورد تلاش برای دستيابی به تسليحات اتمی را مردود دانسته است.

 
2 نوشته شده در  دوشنبه نهم بهمن 1385ساعت 16:27  توسط mohammad reza.t.... | 

توسعه قابليت های موشکی ايران
اظهارات اخير علاالدين بروجردی، رييس کميسيون روابط خارجی و امنيت ملی مجلس شورای اسلامی در جمع اعضای جامعه اسلامی مهندسين درباره گزارش امکان انجام آزمايش موشکی تازه ايران با هدف پرتاب ماهواره مخابراتی به فضا بار ديگر برنامه توسعه ظرفيت های موشکی در ايران را در مرکز توجه محافل تخصصی و سياسی قرار داده است.

مخالفان برنامه های هسته ای ايران در کنار اتهام نظامی بودن هدف های توسعه برنامه های اتمی آن، برنامه های توسعه موشکی تهران را مکمل برنامه های اتمی آن می خوانند.

طبق این اتهامات ايران مصمم به دست يافتن به سلاح اتمی است و بخشی از برنامه های توسعه موشکی آن نيز در نهايت به منظور تامين نيازهای حمل و پرتاب سلاح اتمی صورت می گيرد. اين دسته از افراد با استناد به خصوصيات فنی و ظرفيتهای بالقوه موشکهای بالستيک ميان برد ايران، برنامه "توسعه فضائی" آنرا نيز پوششی برای افزايش برد سلاحهای اتمی می خوانند. ایران همواره چنین اتهاماتی را رد کرده است.

ايران که طی سالهای ۱۹۸۰ تا ۱۹۸۸ در حین جنگ با عراق بيش از دويست بار مورد اصابت موشکهای بالستيک قرار گرفت، در سال ۱۹۹۵ با توليد موشکهای موسوم به شهاب ۱ با برد ۳۰۰ کيلومتر، به جرگه کشورهای دارای تکنولوژی توليد موشکهای بالستيک پيوست.

توسعه سلاحهای موشکی ايران سريعتر از برنامه های اتمی آن صورت گرفته، بطوريکه قابليتهای موشکی ايران بخش عمده ای از توان حمله و همچنين ظرفيتهای بازدارندگی دفاعی آن به شمار می رود.

با توجه به حساسيتی که برنامه های توسعه اتمی ايران بوجود آورده، ايران با اصرار در دفاعی بودن ظرفيتهای موشکی خود، در سال ۲۰۰۳ اعلام کرد که برنامه افزايش برد موشکهای بالستيک ميان برد خود را به حالت تعلیق در آورده است.

موشک موسوم به شهاب ۴ که هرگز از سوی ايران مورد آزمايش قرار نگرفت در صورت توفيق در پرتاب آزمايشی و با عملياتی شدن می توانست هدفهایی را در "شعاع ۳۰۰۰ مايل" (حدود 5 هزار کيلومتر) مورد اصابت قرار دهد. به اين ترتيب بخش عمده ای از خاک اروپا در برد موشکهای مزبور قرار می گرفت.

طراحی موشکهای شهاب ۴ بر اساس طرح توسعه شهاب ۳ صورت گرفته و مرکب از سه بخش بود. بخش اول اين موشک از روی مدل آزمايش شده شهاب ۳ ساخته می شد. بخش دوم آن بدنه موشک اسکاد بی و بخش سوم اين موشک نيز قرار بود با موتور سوخت جامد تجهيز شود.

قابلیت های موشکی ایران
موشکهای شهاب ۳ ايران ۱۷ متر طول دارد وقادرند کلاهکی به وزن ۱۰۰۰ کيلو گرم را تا مسافت ۱۳۰۰ تا ۱۵۰۰ کيلومتر حمل کنند

اين نوع از موتورهای موشکی را ايران با استفاده از طراحی چينی در داخل توليد و پيش از اين بطور محدود، جداگانه و در قالب آزماشهای موشکی متفاوت مورد آزمايش قرار داده بود.

در ماه ژوئن سال ۲۰۰۶ وزارت خزانه داری آمريکا دارائيهای شرکت چينی موسوم به "صنايع ديوار بزرگ" را که کليه سهام آن متعلق به دولت چين است به اتهام همکاری با صنايع موشکی ايران ضبط کرد. موضوع اتهام متوجه توليد موشکی مجهز به موتور سوخت جامد بود که بر اساس پوسته شهاب ۲ توليد شد و سال گذشته با نام فجر ۳ از سوی نيروی هوائی سپاه پاسداران در ايران مورد آزمايش قرار گرفت. در ايران موشک ديگری با موتور سوخت جامد با نام قدر ۱۱۰ نيز در دست تهيه قرار دارد که گفته می شود تا ۱۸۰۰ مايل (بيش از 2800 کيلومتر) برد خواهد داشت.

تقريبا تمامی موشکهای بالستيک ميان برد ايران، با تغييراتی، تکنولوژی و کاربرد موشکهای شهاب ۳ را دارد، اگر چه ايران در گذشته حتی از موشکهای شناخته شده شهاب ۳ نيز با عناوين متفاوتی ياد کرده منجمله زلزال ۳ که در حقيقت الگوی آن شهاب ۳ بوده است.

وزن موشکهای شهاب ۳ ايران که از سال ۲۰۰۲ توليد آنها در ايران آغاز شده ۱۶ تن و قطر آن ۱.۳ متراست. طول اين موشکها ۱۷ متر طول دارند و قادرند کلاهکی به وزن ۱۰۰۰ کيلوگرم را تا مسافت ۱۳۰۰ تا ۱۵۰۰ کيلومتر حمل کنند.

اين موشکها بر اساس تکنولوژی سيستم پرتابی موشکهای اسکاد روسی آر ۱۱ و با حمايت وسيع فنی روسها ابتدا در کره شمالی توليد شد و بعد با نامهای متفاوت در ايران و پاکستان نيز توسعه يافت. موشکهای اين نسل را که با تفاوتهای جزئی توليد می شوند، در کره شمالی نودونگ ۱ در پاکستان قاری و در ايران شهاب ۳ نام داده اند.

مخالفان برنامه های هسته ای ايران برنامه های توسعه موشکی تهران را مکمل برنامه های اتمی آن می دانند

دقت هدف گيری اين موشکها در ابتدا ۲ کيلومتر بود ولی گفته می شود موشکهای شهاب ۳ ايران با تجهيز آنها به سيستم هدايت شونده به نسبت پيشرفته، قدرت هدفگيری در شعاع ۵۰ متر از هدف را دارند.

موشکی که می تواند بمنظور قرار دادن ماهواره مخابراطی ايران در مدار زمين مورد استفاده قرار گيرد دارای ۳۰ تن وزن و از نوع پيشرفته موشکهای بالستيک موجود ايران است که پیش از این در اختيار نيروی هوائی سپاه پاسداران قرار گرفته است.

اين موشک در صورت عملياتی شدن مشابه موشک تای پو ساخت کره شمالی خواهد بود. موشک تای پو در نوامبر سال گذشته توسط کره شمالی مورد آزمايش قرار گرفت ولی پرتاب موفقی نداشت. ناظران برنامه های توسعه موشکی ايران بر این باورند که بين ايران و کره شمالی همکاری نزديکی در مورد برنامه های توسعه ابزار های پرتابی وجود دارد. کميته تخصصصی سنای آمريکا نيز طی گزارشی که در ژوييه سال ۲۰۰۶ منتشر کرد بر اين نکته تاکيد کرده بود.

 ايران از سال ۲۰۰۰ ميلادی با اعلام برنامه توسعه تکنولوژی فضائی اعلام کرد که قصد دارد ماهواره مخابراتی تولید کند
 

با توجه به ظرفيت بازدارندگی توان موشکی برای، توسعه شعاع پروازی موشکها برای کشور دارنده، می تواند عامل مهمی در محاسبات توان دفاعی آن کشور تلقی شود. کره شمالی با تکيه بر همين نظريه در گذشته مبادرت به آزمايش موشکهایی کرده که برد موثرآنها فراتر از منطقه جغرافيائی آن کشور بوده است.

ايران از سال ۲۰۰۰ ميلادی با اعلام برنامه توسعه تکنولوژی فضائی، اعلام کرد که قصد دارد ماهواره مخابراتی تولید کرده و آنرا با استفاده از موشکهائی که خود توليد می کند در مدار زمين قرار دهد.

سيستم پرتابی مورد نظر ايران برای قرار دادن ماهواره مخابراتی در مدار زمين بر اساس سيستمهای موشکی نظامی طراحی شده و مخالفان، برنامه فضایی اعلام شده ايران را پوششی برای توليد موشکهای قاره پيما با مقاصد نظامی معرفی می کنند.

ايران در سال ۲۰۰۵ ماهواره مخابراطی سينا ۱ را توسط روسيه در مدار زمين قرار داد و ماهواره مصباح، ماهواره دوم ايران بشمار می رود.

مطابق برنامه ای که اجرای آن تاکنون با تاخير مواجه شده، ايران قصد دارد به توليد و پرتاب مستقل پنج ماهواره تا سال ۲۰۱۰ مبادرت ورزد. در صورت توفيق اين برنامه، شرايط ايران در معادلات موازنه قدرت جهانی تغير اساسی خواهد کرد. البته هزينه های اقتصادی و موانع فنی در دستيابی به هدفهای چنين برنامه ای اندک نخواهند بود.

وزن ماهواره ای که بتواند به گرد آوری امواج راديویی و ارسال آن به زمين بپردازد حدود ۳۰۰ کيلو گرم خواهد بود. در صورت توفيق در قرار دادن ماهواره ای به اين وزن در مدار زمين، تغيير طرح دماغه موشک با هدف افزايش وزن دماغه و کاهش نسبی برد آن مشکل نخواهد بود. وزن بمبهای اتمی که براساس طرح نسل اوليه اين بمبها توليد شده اند در حدود ۱۰۰۰ کيلوگرم است.

استفاده بالقوه دو گانه از ظرفيتهای موشکی که هم می توانند مصارف نظامی و هم غيرنظامی داشته باشند، مخالفان برنامه های موشکی ايران را دقيقا در خط مخالفان برنامه های توسعه هسته ای ايران قرار داده است.

 منتقدان سياسی ايران با سوء ظن و حساسيت فوق العاده برنامه های توسعه موشکی و اتمی دولت جمهوری اسلامی را را دنبال و با آن تا حد امکان مقابله می کنند
 

برنامه غنی سازی اورانيوم نيز همانگونه که می تواند در توليد سوخت هسته ای مورد استفاده قرار گيرد، قادر است در توليد بمب اتمی نيز مورد استفاده قرار گيرد.

توسعه همزمان اين دو بخش از تکنولوژی اتمی و موشکی در گذشته توسط ساير کشورها منجمله هند، پاکستان و کره شمالی به تبديل نها به قدرت نظامی اتمی انجاميده است.

به همین دلیل است که منتقدان سياسی ايران با سوء ظن و حساسيت فوق العاده برنامه های توسعه موشکی و اتمی دولت جمهوری اسلامی را دنبال می کنند و با آن مخالفند. اگرچه ايران همواره منکر پيگيری هدف هدف های نظامی در برنامه های اتمی خود شده است.

موشک مورد بحث توسط ايران هنوز مستقلا مورد آزمايش قرار نگرفته، اما اظهار نظر آقای بروجردی از يک سو و از سوی ديگر عدم رد امکان آزمايش موشکی توسط ايشان، گمانه زنی ها در مورد احتمال نزديک بودن اين آزمايش را افزایش داده است.

با توجه به حساسيت فوق العاده آمريکا و اسرائيل در قبال فعاليت های اتمی و توسعه توان موشکی ايران، انتظار می رود که آزمايش موشکی احتمالی توسط جمهوری اسلامی، حتی با تاکيد بر هدفهای غير نظامی آن، روابط خارجی ايران را با بحران تازه ای مواجه سازد، بحرانی که تصور ايجاد آن از ذهن سياست گذاران دولت دور نيست ولی با گشودن حساب بروی آثار مثبت احتمالی آن در داخل، بنظر می رسد که عوارض افزايش فشارهای خارجی ناشی از آزمايش موشکی کم اهميت تلقی شده است.

 
 
توسعه قابليت های موشکی ايران
موشکهای شهاب ۳ ايران ۱۷ متر طول دارد
2 نوشته شده در  دوشنبه نهم بهمن 1385ساعت 16:25  توسط mohammad reza.t.... | 

گری سيک: هدف آمريکا نگه داشتن ايران درحالت ترديد است
گری سیک از کارشناسان بنام آمریکایی مسائل ایران با رد گمانه زنی های مربوط به افزایش احتمال حمله نظامی کشورش به ایران می گوید دولت جورج بوش به جای اقدام نظامی قصد دارد با گسترش ائتلاف ضد ایرانی در منطقه خاورمیانه جمهوری اسلامی را وادار به کنار گذاشتن برنامه غنی سازی اتمی این کشور کند.

این در حالی است که دیک چنی، معاون رییس جمهور آمریکا، با اشاره به اعزام دومین ناو هواپیمابر این کشور و 8 ناو همراه آن به خلیج فارس می گوید آمریکا همه گزینه ها مانند اقدام نظامی را برای مقابله با برنامه اتمی ایران و دخالت این کشور در نا آرامی های عراق در نظر دارد.

گری سیک عضو سابق شورای امنیت ملی آمریکا در گفتگو با بی بی سی فارسی با اشاره به نگرانی محافل سیاسی از افزایش احتمال اقدام نظامی ایالات متحده علیه ایران، افزایش فشار روانی بر جمهوری اسلامی را علت انتشار این سخنان دانست.

وی گفت: "فکر می کنم دولت جورج بوش و همچنین اسرائیل سعی دارند با طرح مستمر احتمال به کارگیری گزینه نظامی، دولت ایران را در حالت تردید و نگرانی نگه دارند. مقام های آمریکایی می دانند که حمله به تاسیسات اتمی ایران واکنش این کشور را به همراه خواهد داشت و چنین اقدامی نمی تواند به چند مورد بمباران محدود شود."

"از سوی دیگر حمله به این تاسیسات، برنامه اتمی ایران را متوقف نخواهد کرد و تحکیم موقعیت دولت کنونی را نیز به همراه خواهد داشت."

آقای سیک با اشاره به نگرانی کشورهای عرب خاورمیانه از قدرت گرفتن ایران و افزایش نقش این کشور در عراق می گوید ایالات متحده ترجیح می دهد به جای رویارویی مستقیم با ایران، فشار روانی را ضد این کشور افزایش دهد.

"دولت آمریکا سعی دارد حداکثر فشار را بر ایران وارد کند. راهبرد جدید واشنگتن این است که ائتلاف گسترده ای را از کشورهای منطقه مانند اردن، مصر، عربستان سعودی و سایر اعضای شورای همکار خلیج فارس تشکیل دهد تا از راه های مختلف با افزایش نفوذ ایران مقابله کند. واشنگتن همچنین با بازداشت نمایندگان ایران در عراق، افزایش حملات کلامی و سعی در گسترش تحریم های شورای امنیت قصد دارد برنامه غنی سازی اورانيوم ايران را متوقف کند."

آقای سیک همچنين احتمال اقدام یک جانبه نظامی اسرائیل علیه تاسیسات اتمی ایران را ضعیف می داند.

مقابله با نفوذ ايران
 دولت آمریکا سعی دارد حداکثر فشار را بر ایران وارد کند. راهبرد جدید واشنگتن این است که ائتلاف گسترده ای را از کشورهای منطقه مانند اردن، مصر، عربستان سعودی و سایر اعضای شورای همکار خلیج فارس تشکیل دهد تا از راه های مختلف با افزایش نفوذ ایران مقابله کند. واشنگتن همچنین با بازداشت نمایندگان ایران در عراق، افزایش حملات کلامی و سعی در گسترش تحریم های شورای امنیت قصد دارد برنامه غنی سازی اورانيوم ايران را متوقف کند
 
گری سيک

وی با اشاره به حضور اسرائیل در ائتلاف ضد ایرانی در خاورمیانه می گوید اقدام این کشور علیه جمهوری اسلامی به معنی افزایش مشکلات آمریکا در منطقه است و این کشور نمی خواهد واشنگتن را از خود برنجاند.

گری سیک همچنین سیاست خارجی محمود احمدی نژاد رییس جمهور ایران را مهم ترین علت گسترش ائتلاف بین المللی علیه این کشور می داند:

"آقای احمدی نژاد ایران را به دوران اول انقلاب اسلامی بازگردانده است. ایران بعد از پایان جنگ با عراق تصمیم گرفت به خصومت با همسایگان عرب خود پایان داده و روابط را گسترش دهد. ایران همزمان تحرکات خود را در عرصه بین المللی نیز افزایش داد و به یکی از فعال ترین کشورهای در سازمان ملل متحد تبدیل شد. این نقش مثبت به حدی پیش رفت که ایران در دوره ریاست جمهور محمد خاتمی منادی گفتگو در جهان بود. ولی سیاست های آقای احمدی نژاد هزینه زیادی برای این کشور به باور آورده است."

گری سیک همچنین با انتقاد از سیاست های ایالات متحده و ایران، که مانع از گفتگوی دو کشور شده است، می گوید مذاکره بین دو کشور می تواند در کاهش تنش ها نقش مهمی داشته باشد.

این در حالی است که محمد علی حسینی سخنگوی وزارت امورخارجه جمهوری اسلامی از ارسال پیام از سوی چند مقام آمریکایی به ایران خبر داده است.

آقای حسینی بدون اشاره به پیام دهندگان و محتوای آنها گفته است: "محتوای نامه هايی که معمولا در زمينه رايزنی و مشورت ها می فرستند پيام هايی است که به شکلی می خواهند کمک کنند که موضوعی که الان وجود دارد و به دليل سياست های نادرست غربی ها پيچيده شده، از حالت پيچيدگی درآيد تا اشتباهات گذشته سياستمداران شان را جبران کنند."

آقای سیک در این باره می گوید: "در ربع قرن گذشته آمریکا و ایران سیاست مسکوت گذاشتن گفتگو و پرخاش از راه دور را پیشه کرده اند. آیا در صورت گفتگوی دو کشور، وضع از آن چه اکنون وجود دارد بدتر می شود؟"

"ما چیزی را در گفتگو با ایران از دست نمی دهیم. البته منظور من از تعامل با ایران برقراری روابط سیاسی نیست و برقراری یک نشست منطقه ای با حضور ایران و آمریکا نیز می تواند مفید باشد. چندین شخصیت سیاسی خواستار برقراری چنین نشستی شده اند ولی دولت آقای بوش با آن مخالف است. این سیاست، سیاست اشتباهی است!"


2 نوشته شده در  دوشنبه نهم بهمن 1385ساعت 16:21  توسط mohammad reza.t.... | 

ايران به تصويب قطعنامه تازه ای تهديد شد
آمريکا در واکنش به گزارشهايی که حاکی از اقدام ايران در گسترش غنی سازی اورانيوم است هشدار داد که چنين اقدامی تصويب قطعنامه تازه ای در شورای امنيت سازمان ملل متحد عليه ايران در پی خواهد داشت.

رئيس جمهور ايران و برخی از ديگر مقامهای اين کشور بارها خبر داده اند که قصد دارند بزودی خبرهای تازه ای درباره فعاليت اتمی کشورشان به مردم بدهند اما در مورد ماهيت اين خبرها هيچ توضيحی نداده اند.

در اين ميان رسانه های غربی گزارشهايی منتشر کرده اند حاکی از اينکه ايران در حال افزودن سه هزار دستگاه سانتريفوژ به تأسيسات غنی سازی اورانيوم خود در نطنز است که هم اکنون با 163 دستگاه سانتريفوژ فعاليت می کند بيفزايد تا بدين ترتيب توان اتمی خود را به ميزان چشمگيری بالا ببرد.

مقامات ايرانی اين خبر را تأييد يا تکذيب نکرده اند اما نيکلاس برنز معاون وزارت خارجه آمريکا افزودن به تعداد دستگاههای سانتريفوژ در تأسيسات غنی سازی اورانيوم ايران را خطايی بزرگ توصيف کرده و هشدار داده که چنين اقدامی باعث خواهد شورای امنيت سازمان ملل متحد قطعنامه تازه ای عليه ايران تصويب کند و فشار بين المللی بر اين کشور افزايش پيدا کند.

شورای امنيت طی قطعنامه ای که چند روز پيش از آغاز سال نوی ميلادی صادر کرد به ايران دو ماه مهلت داده تا غنی سازی اورانيوم را متوقف کند.

غنی سازی اورانيوم می تواند در ساخت سلاح اتمی کاربرد داشته باشد اما ايران بارها هدف خود از غنی سازی اورانيوم را توليد سوخت مورد نياز نيروگاههای اتمی اعلام کرده است.

تصويب قطعنامه تازه ای عليه ايران در شورای امنيت يا مجمع عمومی سازمان ملل رويدادی است که مقامات ايرانی نيز آن را پيش بينی می کنند.

ايران عمل به قطعنامه 1737 شورای امنيت در مورد توقف غنی سازی اورانيوم را رد کرده و اکبر هاشمی رفسنجانی رئيس مجمع تشخيص مصلحت ايران در خطبه های نمازجمعه تهران گفته که: "دشمنان برنامه ‌ای برای مجمع عمومی دارند که مصوبه‌ ديگری عليه ما صادر کنند".

وی افزوده است: "امروز در شرايط نسبتاً سختی قرار گرفته‌ ايم، امروز دشمنان بعد از يک دوره شکستهای مکرر از انقلاب و عدم توفيق در کشورمان از در ديگری وارد شده ‌و با چند پرونده به سراغ ما آمده ‌اند و در بسياری از مراکز جهانی نيز برای خود ‌رأی جمع کرده ‌اند ... جنگ عجيبی که در رسانه‌ ها عليه ايران راه انداختند می ‌تواند روی هر ملتی اثر بگذارد يا ارتباطات خارجی آن را به خطر بيندازد، چيزی که امروز در جريان است برنامه‌ ای است برای اين که ملت ما را مرعوب کنند و زندگی آنها را تحت تأثير قرار دهند، همچنين سرمايه‌ گذاری و توليد را در کشورمان ضعيف کنند".

2 نوشته شده در  یکشنبه هشتم بهمن 1385ساعت 11:44  توسط mohammad reza.t.... | 

ديدگاه ايرانيان سرشناس لس آنجلس درباره مسئله اتمی
 
آنچه می خوانيد ديدگاه شماری از چهره های مشهور و متخصص ايرانی در لس آنجلس از حرفه ها و تخصصهای مختلف درباره مسئله هسته ای ايران است، هرچند بسياری از پاسخ دهندگان بيشتر به استفاده غيرصلحجويانه از انرژی اتمی اشاره کرده اند، در پايان نيز ديدگاههای شماری از شهروندان ايرانی لس آنجلس به عنوان نمونه ای از طرز فکر عامه جامعه ايرانی اين شهر آمده است.


بيژن پاکزاد: طراح لباس و صاحب بوتيک بيژن در بورلی هيلز

 آيا ما همه بايد ماشين داشته باشيم؟ بلی، ولی اگر مست باشيم آيا بايد پشت فرمان بنشينيم؟ خير
 
بيژن پاکزاد

من معتقدم ايران بايد بمب اتمی داشته باشد، ايران مهمتر از پاکستان، هند و اسرائيل است پس اگر اين کار می تواند به فرهنگ و استقامت هفتاد ميليون نفر کمک کند، چرا که نه، چرا آنهای ديگر داشته باشتد و ما نداشته باشيم؟

فقط در اينجا يک نکته خيلی باريکی هست؛ شما می پرسيد که آيا ما همه بايد ماشين داشته باشيم؟ بلی، ولی اگر مست باشيم آيا بايد پشت فرمان بنشينيم؟ خير.

اگر اين اتم دست يک آدم مستی می افتد و آن آدم مست ممکن است کارهايی بکند که عده ای بی خانمان شوند، پس ما نبايد داشته باشيم.

با خبرهايی که در حال حاضر می بينيم و می شنويم، با اين که خيلی مسلمانم، تعجب می کنم که رئيس جمهور جديد مملکت سابق من بگويد اسرائيل از بين برود، من نمی فهمم که اين يعنی چه.

وقتی می گويند اسرائيل را بايد به دريا بريزيد و نبايد باشد، بسيار حرف زشت و غيرانسانی است، اينها يک وحشتی برای من به وجود می آورد که آيا اين بايد ساخته بشود يا نبايد ساخته بشود.

شهره آغداشلو: بازيگر سينما

 وقتی بمب اتمی دست کسانی است که مثل بچه ها رفتار می کنند و حرفهايی می زنند که آدم خنده اش می گيرد، آن وقت انسان دوباره فکر می کند که آيا بايد به عنوان ايرانی وطن پرست حرف بزند يا به عنوان ايرانی هوشمند و عاقبت انديش
 
شهره آغداشلو

در سال ۲۰۰۳ در مجمع عمومی سازمان ملل متحد، من از طرف تلويزيون پاکستانيها استخدام شدم تا برای مصاحبه با ژنرال مشرف، رئيس جمهور پاکستان به سازمان ملل متحد بروم، اولين سؤال من از ژنرال مشرف در باره فعاليتهای هسته ای پاکستان بود که آيا بالاخره می خواهند که اين فعاليت های هسته ای را متوقف بکنند يا خير.

جواب ژنرال مشرف به من اين بود که چرا ما بايد اول اين فعاليتها را متوقف کنيم؟ چرا هند اين فعاليتها را متوقف نمی کند؟ چرا هند داشته باشد و ما نداشته باشيم؟

تصور من اين است که اگر از هر ايرانی وطن پرستی اين سؤال را بکنيد، اين ايرانی هر کجای جهان که باشد، همين پاسخ را به شما خواهد داد که اگر هند دارد و پاکستان دارد، ايران چرا نبايد داشته باشد؟

اما بلافاصله اين سؤال پيش می آيد که اين سلاح هسته ای دست چه کسانی است و چگونه از آن استفاده خواهند کرد؟

اين را من تا به امروز با همه بی دانشی ام دريافته ام که اگر قرار باشد روزی در آمريکا از اين سلاح استفاده شود، نه تنها بايد با فرد فرد آمريکاييها در اين باره مشورت بشود و بگويد که آيا می خواهد يا نمی خواهد اين کار بشود، بلکه رئيس جمهور هم حتماً ماهها خودش تنهايی راه خواهد رفت و تمام موهای سرش را می کند تا به اين نتيجه برسد اين کار را بکند يا نکند.

ولی وقتی بمب اتمی دست کسانی است که مثل بچه ها رفتار می کنند و حرفهايی می زنند که آدم خنده اش می گيرد، يعنی فکر می کند که فقط يک بچه می تواند تا اين حد ابلهانه حرف بزند، آن وقت انسان دوباره فکر می کند که آيا بايد به عنوان ايرانی وطن پرست حرف بزند يا به عنوان ايرانی هوشمند و عاقبت انديش.

بهروز صوراسرافيل: روزنامه نگار و برنامه ساز تلويزيون

 از لحظه ای که ايرانيها اورانيوم غنی شده درست کردند و خودشان اعلام کردند و افتخار کردند، جنبه وطن پرستانه و حتی جنبه ايرانی بودن قضيه بکلی به نظر من تمام شد
 
بهروز صوراسرافيل

ما نمی توانيم از لحاظ اقتصادی و تجارتی صحبت از گلوباليزاسيون و جهانی شدن کنيم ولی وقتی که می رسد به سلاح اتمی، آن وقت محلی فکر کنيم، خير، اين مسئله، مسئله جهانی است.

در مورد جنگ ايران و عراق، برای شخص من کاملاً آسان بود و ترديد نبود که من از ايران، حتی با وجود رژيم جمهوری اسلامی در مقابل مهاجم عراقی حمايت می کردم اما از لحظه ای که و از روزی که ايرانيها آمدند و برخلاف آنچه که قبلاً می گفتند اورانيوم غنی شده درست کردند و خودشان اعلام کردند و افتخار کردند، جنبه وطن پرستانه و حتی جنبه ايرانی بودن قضيه بکلی به نظر من تمام شد.

اکنون من به عنوان يک انسان، وظيفه ام اين است که در مقابل چنين پديده خطرناکی موضع بگيرم، اگر چنين رژيمی به بمب اتمی دست پيدا کند و بعد آن را در اختيار ديگران بگذارد، آنها ممکن است بيايند و همان اتفاقی را که در يازدهم سپتامبر در آمريکا افتاد اين بار با بمب اتمی يا تاکتيکی يا استراتژيک تکرار کنند.

در آن صورت ديگر مسئله وطن پرستی بنده و آب و خاک ايران مطرح نيست، به نظر من مسئله جهانی است و معتقدم که به هر قيمتی شده از جمله به قيمت جنگ، دنيا بايد جلوی چنين چيزی را بگيرد، يعنی برای بنده فرقی نمی کند که ايرانی ام يا اهل يوگسلاوی.

نجم الدين مشکاتی: استاد مهندسی صنايع در دانشگاه کاليفرنيای جنوبی

 حساب نيروگاه اتمی بوشهر را بايد از مسائل ديگر جدا کرد
 
نجم الدين مشکاتی

من شايد نظرم در اين باره تا حدی بی طرفانه نباشد يا شايد گرايشهای خاصی داشته باشم چون يکی از زمينه های تحقيقاتی من در ۲۵ سال گذشته مسئله ايمنی نيروگاههای اتمی بوده است.

من در مورد نيروگاه اتمی بوشهر قدری مطالعه کرده و نيروگاههای اتمی زيادی ديده ام از جمله چرنوبيل در اوکراين، شايد بيشتر از هر ايرانی ای به نيروگاههای اتمی در دنيا سفر کرده باشم.

به نظر من حساب نيروگاه اتمی بوشهر را بايد از مسائل ديگر جدا کرد، اين نيروگاهی است که آژانس بين المللی انرژی اتمی تائيد کرده، حق مسلم ايران است و بايد به اتمام برسد.

در مورد بقيه فعاليتهای اتمی ايران، آن قسمتهايی که زير بدنه آژانس بين المللی انرژی اتمی است، به نظر من بسيار مشروع است و بايد اجرا شود اما آن فعاليتهای اتمی که زير بدنه آژانس نيست، متاسفانه من هيچ اطلاعی ندارم و نمی توانم اظهار نظر کنم.

ثريا سپه پور: نويسنده و پژوهشگر در دانشگاه کاليفرنيا

 مثل اين است که سرعت مجاز حداکثر شصت کيلومتر در ساعت باشد، ايران ۶۲ کيلومتر رفته و کسان ديگری که خلاف کرده اند هفتاد يا هشتاد کيلومتر رفته اند و آمريکا و آژانس بين المللی انرژی اتمی کاری نکرده اند
 
ثريا سپه پور

اين برنامه هسته ای يک بهانه است.

در سال ۱۹۸۱، بعد از گروگانگيری در سفارت آمريکا در تهران، در الجزيره قراردادی بسته شد که بر اساس آن ايران گروگانها را آزاد کرد و آمريکا هم قبول کرد که به هيچ وجه چه سياسی و چه نظامی در کار ايران دخالت نکند.

اما از سال ۸۱ به بعد ابن برنامه آمريکا بوده که از لحاظ سياسی و هر نوع ديگر در کار دولت ايران دخالت می کند و مقصودش هم اين بوده که رژيم ايران را سرنگون کند، منتهی هيچ جوری نتوانسته رژيم ايران را از پای بياندازد.

و حالا اين آخرين بهانه ای است که بتواند با اين برنامه هسته ای ايران را از بين ببرد و رژيم را بيندازد وگرنه خلافی که به قول اينها ايران با برنامه هسته ای اش کرده، مثل اين است که جاده ای داشته باشيم با سرعت مجاز حداکثر شصت کيلومتر در ساعت. ايران ۶۲ کيلومتر رفته و کسان ديگری که خلاف کرده اند هفتاد يا هشتاد کيلومتر رفته اند و آمريکا و آژانس بين المللی انرژی اتمی کاری نکرده اند.

اسدالله مروتی: رئيس هيئت مديره راديو صدای ايران

 تا اين حکومت هست ما نبايد در امور اتمی دخالت کنيم
 
اسدالله مروتی

آن حکومت، اتم را برای حفظ خودش می خواهد نه برای مملکت. آن عده ای که در داخل ايران با اين برنامه موافقند به عنوان يک ايرانی می گويند که من ايرانی هم بايد دارای چنين نيرويی داشته باشم.

ولی حقيقت اين است که حکومت الان به دنبال اين کار است، شايد اگر يک حکومت ملی بود، يک حکومت مردمی بود، تمام افراد و دولت های خارجی هم حتی موافقت می کردند که ايران به امور اتمی بپردازد، در حال فعلی تا اين حکومت هست ما نبايد در امور اتمی دخالت کنيم.

ما جوامع ايرانی در داخل و خارج کشور بايد با کشورهائی که مخالف داشتن اين اسلحه در ايران هستند همفکری و همکاری کنيم و اين کار را هم خواهيم کرد.

حسن شماعی زاده: خواننده و آهنگساز

 ايران حقش است که انرژی هسته ای داشته باشد حتی حقش است که بمب اتم هم داشته باشد اما در دست که؟
 
حسن شماعی زاده

من با اينکه با خودم شرط کرده ام که ديگر در مسائل سياسی دخالت نکنم و حرفی نزنم ولی اين مسئله تقريباً اجتماعی است.

دولت ايران موفق شده که اين مسئله را به صورت مسئله ملی درآورد و دستگاههای ارتباط جمعی خارج از کشور نتوانسته اند اين را به مردم تفهيم کنند، از اين رو دولت ايران موفق شده اين مسئله را مثل مسئله نفت کند.

ايران حقش است که انرژی هسته ای داشته باشد حتی حقش است که بمب اتم هم داشته باشد اما در دست که؟

مسئله آن است.

هما سرشار: نويسنده و روزنامه نگار

 حتماً بهانه ای است مثل آنچه برای صدام حسين در نظر گرفتند، شايد برنامه هايی دارند که در آينده به ايران حمله بکنند يا ايران را تحت فشار قرار دهند
 
هما سرشار

من با اتمی شدن همه کشورها مخالفم از جمله ايران.

با اتمی شدن کشوری که حکومتش حکومتی غيرقابل پيش بينی است صد در صد مخالفم و فکر می کنم دنيا از اين بابت به خطر می افتد.

اما حالا دعوا بر سر اين است که چرا ايران نداشته باشد و چند کشور ديگر داشته باشند.

در حال حاضر من فرق زيادی ميان ايران و پاکستان نمی بينم برای اينکه در پاکستان هم تندروهای مذهبی می توانند يک روزی کاری بکنند که دنيا را به خطر بيندازد.

بنابراين ذره ای برای من جای سؤال دارد که چرا در موقعيتهای اين چنينی فشار به اين زيادی روی ايران می آورند؟

فکر می کنم حتماً بهانه ای است مثل آنچه برای صدام حسين در نظر گرفتند، شايد برنامه هايی دارند که در آينده به ايران حمله بکنند يا ايران را تحت فشار قرار دهند.

اگر فردا روزی حکومتی در ايران بر سر کار بيايد مثل حکومت دوران شاه که دوست آمريکا بود و آن موقع هم برنامه اتمی داشتند و کسی کاری به کارشان نداشت، آيا ديگر هسته ای شدن ايران مشکل اساسی نيست؟

با گذاشتن اين معادلات در کنار يکديگر، می بينيم که مشکل آمريکا و ساير کشورهای غربی با حکومت ايران است نه با هسته ای شدنش.

اگر به قول خودشان حکومتی دموکرات، حکومتی قابل پيش بينی و افرادی سر کار بيايند که دچار جنون آنی نمی شوند يا از نظر تندروی مذهبی تصميمهای حاد نمی گيرند يا از بمب اتمی شان نمی خواهند برای از بين بردن کشور ديگری استفاده کنند، حتماً می گذارند استفاده کند.

بنابراين اينجا مسئله سياسی است تا اينکه مسئله هسته ای باشد.

مری آپيک: بازيگر تئاتر و سينما

 آيا ايران می خواهد بگويد با جنگی که شما در همسايگی ما عراق راه انداختيد و امکان دارد روزی هم بخواهيد به سراغ ما بياييد، بنا بر اين ما بمب اتم داريم که شما از ما بترسيد؟
 
مری آپيک

من مخالف بمب اتم هستم در هرجايی، چه بخواهد آمريکا باشد چه در هرجای دنيا باشد.

هرچيزی که تخريب بکند من مخالفش هستم، من مخالف جنگم، من مخالف از دست دادن آدمهای خوبم، من خودم دو پسر دارم بنابراين برای من مسئله جنگ، تخريب، بمب اتم، بمب معمولی، هواپيمای جنگی قابل قبول نيست.

من مخالف اين سيستم فکری در دنيا هستم؛ ايجاد کردن اينها بجز گرفتاری و بدبختی برای مردم دنيا چيز ديگری نخواهد بود.

در سياستهای داخلی اش هم نمی توانم وارد شوم يا حرفی بزنم برای اينکه نمی دانم واقعاً آمريکا چه کاری را عمدی می کند و چه کاری را نمی کند يا موقعيت ايران چيست؛ آيا ايران می خواهد بگويد که ما در مقابل شما قدرت داريم، با جنگی که شما در همسايگی ما عراق راه انداختيد و امکان دارد روزی هم بخواهيد به سراغ ما بياييد، بنا بر اين ما بمب اتم داريم که شما از ما بترسيد؟

من نمی دانم که موضع ايران از نظر سياسی چيست و استراتژی آنها چيست اما اصلاً موجوديت بمب اتم خودش برای بشر چيز وحشتناکی است.

مهرداد پاکروان: مدير شرکت کلتکس تهيه و توزيع کننده موسيقی صوتی و تصويری

 کنونی ايران را کشور مسئولی نمی بينم که رآکتور اتمی يا سلاح اتمی داشته باشد
 
مهرداد پاکروان

اين بحران اتمی که می شود گفت بالغ بر هفت يا هشت ماه است که سروصدايش بيشتر شده، مجهولی است که در واقع مشخص نيست پشت قضيه چه هست و چگونه است.

هر روز برگ ديگری بخصوص از ايران صادر می شود که دنيای غرب را غافلگير می کند مثل نامه ای که رئيس جمهور ايران برای رئيس جمهور آمريکا فرستاد.

يعنی واقعاً چه دستهايی اين پشت هست و چه هدفهايی هست مجهولی است که من پاسخی برايش ندارم.

اما به طور کلی اگر کسی مسئول باشد و دولتی مسئول باشد که چيزی داشته باشد، به نظر من می تواند داشته باشد اما من کشور کنونی ايران را کشور مسئولی نمی بينم که رآکتور اتمی يا سلاح اتمی داشته باشد.

مازيار جبرانی: کمدين

 اگر واقعاً اين برای مملکت ايران خطر بزرگی باشد، بايد نگاه کرد و ديد که آيا می ارزد که خدای نکرده جنگی در بگيرد
 
مازيار جبرانی

در واقع راجع به اين اختلاف بين ايران و آمريکا خيلی نگرانم چون که هم آنجا فاميل دارم و هم اين که من واقعاً مملکت ايران را دوست دارم.

متأسفانه وقتی جنگ بين دو طرف در می گيرد، هميشه مردم ممالکند که زجر می کشند و هميشه هم آغاز کار از ماجراهای سياسی است.

من اميدوارم که اينها بتوانند با ديپلماسی به يک نتيجه ای برسند، کجا برسند من نمی دانم.

هر روز که روزنامه ها را نگاه می کنم می بينم که انگار هر دو طرف حرف می زنند ولی هيچکس به هيچکس گوش نمی کند.

مثلاً آمريکا چگونه می تواند قبول کند که با هند روی بمب اتمی کار کند و بعد به ايران بگويد که نمی توانی اتم داشته باشی.

ايران هم در جايی هست که می خواهد پيشرفت کند، تکنولوزی اش پيشرفت کند اما اگر واقعاً اين برای مملکت ايران خطر بزرگی باشد، بايد نگاه کرد و ديد که آيا می ارزد که خدای نکرده جنگی در بگيرد.

الان در عراق می گويند بين پنجاه تا صد هزار بيگناه کشته شده، آيا می ارزد؟

خشايار شجاعتی: مشاور اقتصادی

 فردا حتی اگر جمهوری اسلامی بگويد ما همه چيز را قبول داريم، تمام نيروگاهها را هم تعطيل می کنيم، دولت بوش اعلام خواهد کرد که چون هوای تهران آلوده است ما بايد ايران را بمباران کنيم
 
خشايار شجاعتی

اگر داستان بر سر اين بود که آمريکا بر اساس مصالح و منافع ملی خود حرکت می کرد و از اين در وارد می شد، اين مسئله صد در صد به هر شکل ديپلماتيکی حل شده بود.

اشکال قضيه در آنجاست که به نظر من دولت آمريکا در کل و بالاخص در منطقه خاورميانه، ديپلماسی اش در واقع اطاعت کورکورانه از منافع و منويات اسرائيل است.

اسرائيل طبق طرحی که در سال ۱۹۸۲ در انستيتوی تحقيقات استراتژيک صهيونيسم در تل آويو تهيه شد، برنامه اش اين است که کل کشورهای خاورميانه را تجزيه کند، دولتهای ملی در اين کشورها را سرنگون کند و تقسيمشان کند به گروههای نژادی، قومی و مذهبی تا در اين ميان دولت اسرائيل بتواند طرح اصلی خود يعنی اسرائيل بزرگ، از نيل تا فرات، را پياده کند.

جالب اين است که در آن طرح که در آن سال نوشته شد، اولين کشوری را که پيشنهاد کردند بايد از بين برود عراق بود و همين سياست را آمريکاييها در مورد عراق پيش بردند.

بنابراين چون اين مسئله گره می خورد به خواست دولت اسرائيل، حدس من اين است که فردا حتی اگر جمهوری اسلامی بگويد ما همه چيز را قبول داريم، سوخت هم دنبالش نمی رويم، حاضريم همه چيز را به روسيه ببريم و تمام نيروگاهها را هم تعطيل می کنيم، دولت بوش اعلام خواهد کرد که چون هوای تهران آلوده است ما بايد ايران را بمباران کنيم.

بنابراين راه حل ديپلماتيکی برای اين مسئله وجود ندارد.

مهرداد پارسا: تحليلگر و برنامه ساز تلويزيون

 از همين فشاری که اکنون جهانيان ايجاد کرده اند، رژيم جمهوری اسلامی بهره برداری می کند
 
مهرداد پارسا

هر حرکتی که به مردم صدمه بزند از نظر من محکوم است اما اين بحران هسته ای که در ايران به وجود آمده بايد ببينيم هدفش چيست.

رژيم تلاشش بر اين است که هم در خارج از کشور و هم درون ايران خودش را در اوج اقتدار نشان دهد.

در درون برای سرکوب و جلوگيری از مطالبات مردم و در خارج از کشور هم برای اينکه اين انگ تروريستی را يک جوری در مقابلش بايستد که صدمه از خارجی نبيند.

در اين دهکده کوچک جهانی ما بايد زندگی کنيم و داشتن سلاح کشتار جمعی عامل بسيار خطرناکی برای امنيت جهان است اما من معتقدم آن فشاری که خارجيها می آورند و هر جنگی که دارند بايد با رژيم جمهوری اسلامی باشد نه با ملت ايران.

برای اينکه از همين فشاری که اکنون جهانيان ايجاد کرده اند، رژيم جمهوری اسلامی بهره برداری می کند که اينها با ملت ايران کار دارند، در صورتی که چنين چيزی نيست.

خواست اول ما در الويت اين است که جلوی فعاليتهای رژييم جمهوری اسلامی گرفته شود، حالا يا با زور اسلحه است يا از طريق مذاکرات ديپلماتيک که نتيجه بسيار ضعيفی خواهد داشت.

در هر حال بنده با هر نوع جنگ چه در کوچه خودم، چه در شهر خودم، چه در کشور خودم، چه در تمام جهان مخالفم اما در مقابل زورگوی ديکتاتور چه کاری می شود کرد؟

من فکر می کنم هيچ چيز بجز زور نمی تواند يک گرگ درنده را از بين ببرد.

نادر باقرزاده: استاد کامپيوتر و مهندسی برق در دانشگاه کاليفرنيا

 آمريکا بايد کمی کوتاه بيايد وگرنه مسئله حل شدنی نيست و به احتمال زياد کار به جنگ می رسد
 
نادر باقرزاده

تا حالا سابقه نداشته که کشوری عضو آژانس بين المللی انرژی اتمی باشد و معاهده عدم گسترش تسليحات هسته ای (ان پی تی) را هم امضا کرده باشد، آن وقت توانسته باشد به باشگاه اتمی وارد شود.

آن سه کشوری که بمب اتمی دارند، اسرائيل و هند و پاکستان، اين پيمان را امضا نکرده اند و کره شمالی هم که می گويند حالا چند تا بمب دارد دو سه سال پيش از آن خارج شد.

بنابراين اگر بتوانند ايران را تحت کنترل آژانس نگاه دارند که تنها به دنبال برنامه های صلح آميز اتمی باشد و به ايران اجازه دهند که چرخه سوخت را هم تحت نظر بازرسان آژانس تا حدودی جلو ببرد، به نظر من مسئله حل شده است اما موضعی که آمريکا گرفته اين است که ما نه تنها نمی خواهيم ايران چرخه سوخت داشته باشد بلکه با داشتن دانش آن هم مخالفيم.

اين دانش به احتمال زياد در داخل يک سی دی است که در تمام ايران پخش شده و در مغز بچه های دانشگاه شريف است که دور تا دور ايران هستند، پس گرفتن اين دانش از ايران سخت است، از آن خط عبور کرده اند.

بنابراين آمريکا در اين باره بايد کمی کوتاه بيايد وگرنه مسئله حل شدنی نيست و به احتمال زياد کار به جنگ می رسد که بيشتر کشورها با آن موافق نيستند.

عباس پهلوان: روزنامه نگار و سردبير نشريه عصر امروز

 آدمی که در خانه شيشه ای نشسته که سنگ به شيشه مردم نمی زند
 
عباس پهلوان

اينها يک مقدار برای ماندن خودشان اين سروصداها را می کنند تا يک تضمينی از غرب بگيرند چون آمريکا رسماً گفته که ما می خواهيم اين رژيم را از بين ببريم چون غيرمنتخب است و ما در کنار مردم هستيم.

در يک محيط سالم می شود انرژی اتمی داشت اما از دولتی که اين سابقه تروريستی را دارد، پنجاه ميليون به حماس می دهد و حزب الله را به وجود آورده، جهان کمی می ترسد.

با اين ادعاهايی که می کنند که جهان بزودی تسليم ما می شود، اينها را به واهمه می اندازد.

چنين حکومتی بايد قدری با صلح و صفاتر باشد تا بتواند اتم داشته باشد، کمی از اين گنده گوييها دست بردارد، در دنيا عوام کم نيستند که بترسند و بگويند نکند که اينها اين کار ها را بکنند.

اينها اعتماد عمومی جلب نمی کنند، اين طور به نظر می آيد که خودشان هم بدشان نمی آيد جنگی بشود، آقای بنی صدر هم چند وقت پيش گفته بود که يک گروهی در ايران هستند که می خواهند جنگ را به غرب تحميل کنند.

وگرنه آدمی که در خانه شيشه ای نشسته که سنگ به شيشه مردم نمی زند.

امير شجره: مدير تلويزيون پارس

 ايران اگر به دست ايرانی آگاه اداره می شد حق داشت انرژی اتمی داشته باشد، اسلحه اتمی هم داشته باشد ولی وقتی دست اينهاست، بايد ايران را فراموش کرد
 
امير شجره

اولاً به آمريکا ربطی ندارد که ايران چه می خواهد بکند.

ثانياً بايد به دنيا به طور مساوی نگاه کرد، نمی شود ما بگوييم يک کشور می تواند داشته باشد و يک کشور نمی تواند، اين از نظر ديد کلی جهانی.

ولی آن طرف قضيه، با تصويری که حکومت ايران امروز از خودش نشان می دهد و با منابع عظيم انرژی که در اختيار دارد، از نظر علمی و منطقی نمی تواند قصد ديگری جز توليد اسلحه اتمی داشته باشد و چون نشان داده که از تروريستها حمايت می کند، خطرناک است که اين اسلحه دست اين گروه بيفتد، نه البته دست کشور ايران چون کشور ايران بحثش جداست.

ايران اگر به دست ايرانی آگاه اداره می شد حق داشت انرژی اتمی داشته باشد، اسلحه اتمی هم داشته باشد ولی وقتی دست اينهاست، بايد ايران را فراموش کرد.

شما داروها را ديده ايد که رويش نوشته اند که از دسترس بچه ها دور نگاه داريد، چرا؟ برای اينکه اين احتمال هست که اين بچه دارو را بردارد و همه را بخورد و مسموم شود يا داخل غذا بريزد و همه را مسموم کند.

وقتی اسلحه را دست آدم ناشی بدهی خطر ايجاد می کند ولی از اين نظر که بخواهند ايران را درگير جنگ کنند يا تحريم اقتصادی بکنند، من فکر می کنم هيچ آدم عاقلی آن را دوست ندارد.

حسين حقيقی: حقوقدان

 تيغ تيز را به دست زنگی مست دادن سؤال بين المللی است
 
حسين حقيقی

بحران هسته ای ايران را از دو ديد بايد نگاه کرد.

يکی اينکه ملت ايران مثل همه ملل ديگر شايسته اين هستند و استحقاق اين را دارند که به فن آوری هسته ای دست پيدا کنند منتهی تيغ تيز را به دست زنگی مست دادن سؤال بين المللی است.

ما وقتی می بينيم که در ايران حکومت از چه گروههايی حمايت می کند، چه نقشی در توطئه های بين المللی دارد، امنيت فکری از جهانيان سلب می شود که اگر چنين حکومتی به دستش دانش و بعد امکانات توليد تسليحات اتمی رسيد دنيا چه امنيتی دارد که اين گروه از اين امکانات اتمی سوء استفاده و استفاده غير انسانی نکند.

بايد هيئت حاکمه نخست مقبوليت جهانی پيدا کند، بعد اين فن آوری را داشته باشد.

عليرضا حکمت شعار: خبرنگار عکاس و برنامه ساز راديو و تلويزيون

متأسفانه فکر می کنم شرايط به آن شکلی که ما فکرش را می کرديم نيست، آرزو می کردم که به اين وضع نرسد که الآن همه هموطنان عزيز نگران هستند.

به هر حال مشخص است که نمی شود جلوی پيشرفت تکنولوژی و فن آوری را گرفت.

اميدوارم که در جهت مثبت بتوانند راهکاری بينديشند و مسير را به سمتی سوق دهند که از تمام اين تکنولوژی و فن آوری که اکثر کشورهای جهان به دنبالش هستند، از جمله کشورهای همسايه ما، در جهت مثبت استفاده شود و روابط با آمريکا هم انشاءالله بهتر شود.

اين تنها دعائی است که می توانم بکنم.

فؤاد دبيری: دانشجوی دکترای کامپيوتر در دانشگاه کاليفرنيا - لس آنجلس

من معتقدم که آمريکا به نيت ايران گير داده است، يعنی معتقد است که ايران در آينده ممکن است سلاح اتمی بسازد و اين شک هم به خاطر سابقه حکومت ايران است وگرنه هيچ دليل عينی برای اين قضيه ندارد.

اگر شواهد و مدارک مشخص داشت ديگر بحث مذاکره مطرح نبود، در نتيجه طرفين کنار نمی آيند.

از طرفی به نظر من حق ايران است که انرژی اتمی داشته باشد، از طرفی هم نگرانيها شايد تا حدی طبيعی باشد که در آينده چه استفاده ای از اين تکنولوژی خواهد شد.

ولی در حال حاضر معتقدم که هيچ دليل و مدرکی در دست آمريکا نيست و شايد نظير همان اتهاماتی باشد که در مورد عراق وارد شد و ديديم هم که خبری نبود، البته ايران کنار نخواهد آمد.

گيلدا: دکتر طب مکمل (کايروپراکتيک) از دانشگاه کاليفرنيای جنوبی

بايد به اين مسئله دو طرف جوری توجه کنند که مسالمت آميز حلش کنند، نه اين که تنها بخواهند جنگ بر سر آن راه بيندازند يا محدوديت و اين نوع چيزها.

راهی که هردو طرف می روند غلط است و بايد راهی پيدا کنند که ارتباطشان بهتر شود.

اين حق ما و هر ملتی است که اين فن آوری را داشته باشد، از نظر حقوق بشر هم بايد داشته باشيم اما از نظر سياسی با در نظر گرفتن مخالفت ايران با امپرياليسم محدوديتهايی هست.

بايد ثابت کنيم که اين حق ماست.

رضا: دانشجوی راه و ساختمان در دانشگاه کاليفرنيا - لانگ بيچ

اين مسئله هسته ای حق ماست، آمريکا حرف زور می زند، بدون هيچ مبنايی حرف می زند اما مسئله سياسی است.

از آن طرف هم ايران برای اينکه به خاطر اقتصاد داخلی خودش، کمی روابط بين المللی اش را بهتر بکند، بايد کمی با اينها راه بيايد.

با موضعی که ايران گرفته و اين واقعيت که به هرحال آمريکا قدرت اول است، تيره شدن بيشتر روابط اقتصاد ايران را دچار مشکل می کند.

البته آمريکا هم حرف زور می زند که برای هيچ کشوری قابل قبول نيست اگر ايران به آمريکا بگويد که نمی توانی انرژی هسته ای داشته باشی، امريکا قبول می کند؟

اين نوع نگاه رئيسانه کردن به دنيا خود آمريکا را هم خراب می کند.

نيما گيلک: دانشجوی مهندسی شيمی در دانشگاه کاليفرنيا - لانگ بيچ

در فعاليت اتمی هر کشوری بايد کاری که دوست دارد بکند، به کشور ديگر ربط ندارد.

هلن: دانشجوی زيست شناسی در دانشگاه کاليفرنيا - لانگ بيچ

برای حل مسئله هسته ای، به نظر من بايد يا اينها کوتاه بيايند يا آنها.

ليلا: فارغ التحصيل رشته جهانگردی

از نظر يک ايرانی يا هر انسانی که حق حيات دارد، فکر می کنم هر کشوری احتياج به انرژی اتمی دارد. چين يک سری مبارزه کرد تا گرفت، هند هم همين طور اما حالا هردو می گويند ايران نبايد داشته باشد، اين صحيح نيست، همه بايد در حد معقولی انرژی اتمی داشته باشند، من موافقم که ايران هم داشته باشد.

سارا: فارغ التحصيل روانشناسی

من واقعاً متأسفم چون ايران وطن من است و من نمی خواهم هيچ خاری به چشم هيچ ايرانی برود، ترسم از اين است که اين مشاجره ها و گفتگوها موقعی خدای نکرده به آنجا بکشد.

من آرزو داشتم که هيچ کسی بمب اتمی نداشت، آرزو داشتم که همه ما يکی باشيم، يک ملت باشيم و همديگر را دوست داشته باشيم، به عوض اين که با هم دعوا کنيم و بجنگيم از دست آوردهای همديگر استفاده کنيم، از اين همه پيشرفت های همديگر استفاده کنيم و نه اين که بد همديگر را بخواهيم.

محمد: کارشناس اقتصاد (بازنشسته)

من فکر می کنم که جهان سوم و ايران هميشه تابع ابرقدرت هستند و اميدم به اين است که در آينده ايران و آمريکا صد در صد با هم سازش کنند.

اين همه اختلاف و ناراحتی به خاطر يک سری مسائل پيچيده ای است که انگليس سالهای سال است که ايران را اسير آن کرده است.

من فکر می کنم که به عنوان يک ايرانی جابجا شدن آمريکا و انگليس به نفع ماست، هميشه به نفع ماست که آمريکا با ايران نزديک باشد برعکس انگليس که هميشه خون ما را خشک کرده.


اگر درباره ديدگاههای مطرح شده در اين صفحه يا کلاً ديدگاه ايرانيان لس آنجلس درباره مسئله اتمی ايران نظری داريد از طريق پنجره ای که در سمت چپ اين صفحه قرار دارد برای ما بنويسيد


ديدگاههای شما:

واقعاً متأثرم که اولاً چرا شما بعضی از اين افراد را نامدار می دانيد، برای اينکه مصاحبه شما ارزش داشته باشد بهتر است با تعدادی افراد صاحبنظر و خبره گفتگو کنيد نه هر کسی که حالا لس آنجلس نشين شد ثانياً مبنای بحث قابل خدشه است بايد اول ثابت بشود که ايران دنبال سلاح اتمی است بعد در موردش صحبت بشود واقعاً که از بی بی سی انتظار نمی رفت برای ايران همه چيز برعکس است: گناهکار مگر اينکه خلافش ثابت شود. مهرداد - سيدنی (استراليا)

توضيح بی بی سی: همان گونه که در مقدمه اين مطلب اشاره شده، سؤالی که با افرادی که در اين صفحه از آنان نام برده شده، مطرح گرديده اين است که درباره مناقشه اتمی ايران چه نظری دارند و صلحجويانه بودن يا نبودن فعاليت اتمی ايران موضوعی است که سؤال شوندگان به خواست خود مطرح کرده اند.

به نظر می رسد ديد رسانه های داخلی آمريکا روی آنها تأثير گذاشته و بيطرفانه به موضوع نمی نگرند. امين - يزد

واقعاً جالب است که در يک صفحه از تعدادی شخصيت مطالبی ذکر می شود که گاه متناقض يکديگرند توأم با اظهارنظرهای متين و علمی، متأسفانه بعضی مطالبی عنوان کرده اند که بطن آنها با صحبتهای آقای احمدی نژاد فرقی نمی کند و واقعاً جای تأسف است وفتی ايرانی صحبت از حمله به ايران می کند، اگر از خود سؤال می کنيد که چرا ايرانيان لس آنجلس لابی بانفوذ ندارند جوابتان را در همين صفحه می توانيد بيابيد، من فکر می کنم آقايان و خانمهای هنرمند به حرفه خود بپردازند و اجازه دهند صاحبنظران با علم روز و آگاه به مسائل سياسی رسيدگی کنند و اگر نمی توانيد باری از مشکلات ايران و ايرانی برداريد آن را سنگينتر نکنيد چرا که شما هيچگونه احساسی نسبت به نيازها و آنچه درون ايران می گذرد، نداريد، اميدوارم خوانندگان غيرايرانی اين صفحه، مطالب عنوان شده را چکيده تفکر تمام ايرانيان ندانند. سعيد - ويرجينيای غربی (آمريکا)

تا زمانی که آمريکا حکم عروسک را در دست اسرائيل دارد دنيا آرامش نخواهد داشت، تمام قلدارهای دنيا بايد بدانند که دوران قلدری تمام شده است، آمريکا، اسرائيل، ايران و بقيه ستمکاران، مردم دنيا در هر کشوری می دانند چه می خواهند اگر اين پول پرستان جاه طلب بگذارند؛ دولتمردان هر دو کشور آمريکا و ايران ديوانه اند ولی آمريکا دارد زور می گويد. ناهيد - ويرجينيا (آمريکا)

اگر آقايان خيلی از سلاح هسته ای در دست ايران نگرانند بيايند شروع کنند اول از همه خودشان کلاهکهای هسته ای را که دارند نابود کنند. باور کنيد همه کشورهای ديگر هم اين کار را خواهند کرد اما صحبت سر اين حرفها نيست بلکه صحبت سر حرف زور است که ماهم تن به زور نمی دهيم نداده ايم و نخواهيم داد. عباس - مونيخ (آلمان)

من هم مثل هر انسان ديگری وطنم را دوست دارم و افتخار می کنم که کشورم به جايی رسيده که ادعا می کند با استفاده از متخصصان داخلی و بدون توجه به مخالفت قدرتهای بزرگ جهان به تکنولوژی روز دنيا دسترسی دارد اما از طرفی متأسفم از اينکه رئيس جمهور مملکت ايران بی پرده و علناً آرزوی نابودی ملت ديگری همچون اسرائيل را در تريبونهای خبری عرضه می کند و مدعی است که اين خواسته همه ملت ايران است، چرا ايشان به جای ابراز دشمنی با ديگر دولتها سعی در برقراری رابطه دوستی با آنان نمی کند؟ چنانچه آمريکا، اسرائيل و ايران با يکديگر صلح کنند بسياری از بحرانهای موجود در جهان بخصوص در خاورميانه برطرف خواهد شد. علی - منچستر (انگلستان)

2 نوشته شده در  یکشنبه هشتم بهمن 1385ساعت 11:41  توسط mohammad reza.t.... | 

پادشاه عربستان: سنی ها تغییر مذهب نمی دهند
 
ملک عبدالله
پادشاه عربستان به ندرت تن به مصاحبه می دهد و این برای اولبن بار است که در مورد چنین گزارش هایی واکنش نشان می دهد
ملک عبدالله، پادشاه عربستان در گفتگو با روزنامه السیاسه چاپ کویت گفته است که تلاش برای تغییر مذهب مسلمانان سنی به شیعه شکست خواهد خورد و سنی ها کماکان اکثریت جهان اسلام را تشکیل خواهند داد.

پادشاه عربستان در مصاحبه خود به هیچ کشوری اشاره نکرده اما خبرگزاری آسوشیتدپرس نوشته این اظهارنظر پادشاهی عربستان بی سابقه است و به منظور رفع نگرانی های اعراب در برابر گسترش نفوذ ایران در منطقه صورت می گیرد.

پادشاه عربستان به ندرت تن به مصاحبه می دهد و این برای اولبن بار است که در مورد چنین گزارش هایی واکنش نشان می دهد.

پادشاه عربستان همچنین گفته است که روند شیعی کردن مسلمانان سنی مذهب موفق نخواهد شد و سنی ها هرگز مذهب خود را تغییر نخواهند داد.

ملک عبدالله گفته است ما نسبت به تنش های قومی میان شیعیان و سنی ها هوشیار هستیم اما آن را خطری فوری نمی دانیم.

رسانه های عربی مدعی آن هستند که ایران به عنوان تنها کشور دارای دولت شیعی مذهب در تلاش برای گسترش شیعه گری در کشورهای عربی است که عمدتا سنی مذهب هستند.

سردبیر روزنامه الاهرام مصر طی سرمقاله ای با بیان این نکته که نیات ایران دیگر بر کسی پوشیده نیست هشدار داده که ایران درصدد احیا دوره صفویان است.

اشاره سردبیر روزنامه الاهرام مصر به این نکات است که قدرت در جهان اسلام در دوره صفویان بین دو امپراتوری عثمانی سنی مذهب و امپراتوری صفوی شیعه مذهب تقسیم شد و به باور مورخین، صفوی ها عادت داشتند تا به زور شمشیر مذهب سنی ها را تغییر دهند.

خبرنگار بی بی سی در قاهره می گوید که این اتهامات در ادامه موج ضد شیعه در جهان عرب است که عمدتا سنی مذهب هستند.

برخی کشورهای عربی از نفوذ ایران، لبنان و مناطق فلسطینی نگران هستند و نسبت به ادامه این نفوذ هشدار داده اند.

2 نوشته شده در  یکشنبه هشتم بهمن 1385ساعت 11:36  توسط mohammad reza.t.... | 

برادعی: حمله به ايران فاجعه بار خواهد بود
محمد البرادعی، مديرکل آژانس بين المللی انرژی اتمی، عليه حمله نظامی به ايران هشدار داده و آن را اقدامی فاجعه بار خوانده و همزمان، يک مقام ايرانی از اقدام اين کشور در نپذيرفتن برخی از بازرسان آژانس دفاع کرده است.

روز جمعه، 26 ژانويه، مديرکل آژانس بين المللی در سخنانی در نشست مجمع جهانی اقتصاد در داووس گفت که حمله به تاسيسات هسته ای ايران نتيجه معکوس به بار می آورد و ممکن است اين کشور را تحريک کند تا برای حفاظت از خود در برابر حملات خارجی توليد اسلحه اتمی را مورد توجه قرار دهد.

وی گفت حمله نظامی نتيجه بخش نخواهد بود و وی اميدوار است که در اين باره سخنی گفته نشود.

به گزارش خبرگزاری فرانسه از دواووس، آقای برادعی گفت که معتقد است تنها راه حل برای ساله هسته ای ايران، تماس و گفتگو با اين کشور است و افزود که بايد در مسير صلح سرمايه گذاری شود.

مقامات آمريکايی دولت ايران را به تلاش برای دستيابی به تسليحات اتمی در پوشش برنامه های صلح آميز هسته ای متهم کرده اند، اتهامی که جمهوری اسلامی مردود دانسته است.

برخی محافل خبری گاه از برنامه های ايالات متحده يا اسرائيل برای حمله به تاسيسات هسته ای ايران خبر داده اند اما مقامات اين دو کشور اين گزارش ها را تاييد نکرده اند.

دعوت به خويشتنداری

پيشتر، محمد خاتمی، رييس جمهوری سابق ايران که به اجلاس داووس دعوت شده است، طرف های درگير در مساله هسته ای ايران را به خويشتنداری فرا خواند.

به گزارش خبرگزاری دولتی ايران - ايرنا - آقای خاتمی گفت "در حال حاضر اين موضوع عميقا به بردباری، درک و پرهيز از احساسگرايی نياز دارد."
لاريجانی
لاريجانی از رسانه ها خواسته است به منع ورود بازرسان حساسيت بيش از حد نشان ندهند

همچنين، شوکت عزيز، نخست وزير پاکستان، در سخنانی در اجلاس دواوس حمله نظامی به ايران را اقدامی خواند که نه تنها برای منطقه بلکه برای تمامی جهان نتايجی وخيم در پی خواهد داشت.

همزمان، يک مقام ايرانی از تصميم اين کشور در خودداری از صدور اجازه ورود برای تعدادی از بازرسان آژانس بين المللی دفاع کرده است.

به گزارش ايرنا، علی لاريجانی، دبير شورای عالی امنيت ملی و سرپرست مذاکرات هسته ای جمهوری اسلامی، گفته است که پذيرفتن يا نپذيرفتن برخی از بازرسان آژانس بين المللی حق طبيعی ايران است.

روز دوشنبه اين هفته، دولت ايران اعلام کرد که به سی و هشت تن از بازرسان آژانس اجازه ورود به ايران را نخواهد داد.

به گفته يک مقام ايرانی، اين اقدام به عنوان واکنشی در اجرای مصوبه مجلس اتخاذ شد که پس از صدور قطعنامه شورای امنيت عليه ايران، طرح محدود کردن همکاری جمهوری اسلامی با آژانس را تصويب کرد.

به گزارش ايرنا، آقای لاريجانی که در مراسم بدرقه دبير شورای امنيت ملی عربستان سخن می گفت، افزود که بر اساس پيمان منع گسترش جنگ افزارهای هسته ای، کشورهای امضا کننده حق دارند برخی از بازرسان را بپذيرند و برخی را نپذيرند.

وی افزود که اين موضوع به زمان حاضر ارتباط ندارد و بارها اتفاق افتاده و از رسانه ها خواست که به اين موضوع حساسيت بيش از حد نشان ندهند.

 
2 نوشته شده در  شنبه هفتم بهمن 1385ساعت 14:7  توسط mohammad reza.t.... | 

"يک ميليون امضا برای تغيير قوانين تبعيض آميز در ايران"، گفتگوی بی بی سی با مريم حسين خواه، عضو کميته
اخيرا در ايران گروه هايی از فعالان حقوق زنان حرکتی جمعی و هدفمند را با عنوان 'يک ميليون امضاء' برای اصلاح قوانين آغاز کرده اند؛ قوانينی که ميان زن و مرد تفاوت حقوقی قائل می شود.

مبتکران و سازماندهان اين تلاش دسته جمعی می گويند قصد دارند با جمع آوری يک ميليون امضاء در تهران و ديگر شهرستان ها قانونگذاران را وادار کنند طبق تعهدات بين المللی که دولت ايران پذيرفته، اين قوانين را بازنگری و اصلاح کنند.

بيانيه "يک ميليون امضاء" می گويد: "... طبق قانون يک دختر ۹ ساله مسئوليت کيفری دارد و اگر مرتکب جرمی شود که مجازات آن اعدام است دادگاه می تواند او را به اعدام محکوم کند... اگر حادثه ای جلوی چشم زن و مردی اتفاق بيافتد طبق قانون شهادت زن به تنهايی پذيرفته نمی شود اما شهادت مرد پذيرفته می شود ... طبق قانون مردان می توانند چند همسر داشته باشند و هر موقع بخواهند زنشان را طلاق بدهند."

در وبسايت "يک ميليون امضاء" آمده که ابتکار اين حرکت نتيجه تجمع گروهی از زنان معترض به قوانين تبعيض آميز در خردادماه سال جاری در ميدان هفت تير تهران بوده و از ۵ شهريور آغاز شده است. در آن روز تجمع کنندگان، که از جمله خواهان منع تعدد زوجات و برابری حقوق زن در طلاق و سرپرستی فرزندان شده بودند، با برخورد پليس روبرو شدند و تجمع آنها به خشونت کشيده شد.

جمع آوری امضاء و حرکت های گروهی (کمپين) به منظور تغييرات سياسی و اجتماعی چند سالی است که در ايران و همچنين در ميان ايرانيان خارج از کشور باب شده که همواره شبکه ای از مسائل سياسی و اجتماعی تعيين کننده ضريب موفقيت آنها بوده است.

کمپين "يک ميليون امضاء" از طرفداران حقوق زنان می خواهد تا با برقرار کردن ارتباط "چهره به چهره" امضای يک ميليون نفر از مردم را جمع آوری کنند.

مريم حسين خواه، عضو کميته رسانه کمپين "يک ميليون امضاء" و عضو مرکز فرهنگی زنان، در گفتگويی با بخش فارسی بی بی سی به سوالات در اين مورد پاسخ داده است:

- چرا برای تغيير قوانين، جمع آوری يک ميليون امضاء را انتخاب کرديد؟

در پيگيری قطعنامه ۲۲ خرداد برای برابری حقوق زن و مرد، تصميم گرفتيم در کنار روش های مرسوم مانند برگزاری سمينارها، وبسايت ها، ... از روشی ديگر استفاده کنيم و روشی چهره به چهره داشته باشيم و به بهانه جمع آوری امضاء به ميان مردم برويم و بحث تبعيض را در ميان اقشار مختلف جامعه مطرح کنيم.

جمع آوری امضاء يک کار نمادين و بهانه ای بوده برای مطرح کردن مباحث حقوقی با مردم و زنانی که ما کمتر به آنها دسترسی داشته ايم و حساسيت آنها هم نسبت به تبعيض های جنسيتی کم بوده است.

در ايران جنبش های مرتبط با حقوق اجتماعی هميشه در لايه روشنفکری باقی مانده که نهايتا به دانشجويان تسری پيدا می کرده. مردم معمولی مخاطب سمينارها و وبسايت های ما نيستند و حتی مخاطب روزنامه ها و کتاب ها قشر خاصی هستند. اين بار هدف ما بردن اين گونه مباحث به ميان همه زنان در شهرها و شهرستان ها بوده (زنان در صف اتوبوس، آريشگاه ها، کارگاه های توليدی، مجالس روضه ...)

- تجمعات زنان در ايران برای حقوق برابر تقريبا هميشه به نوعی با محدوديت روبرو بوده، جمع آوری "چهره به چهره" امضاء در سطح گسترده چطور؟

کاری که ما می کنيم اصلا غيرقانونی نيست. حق هر شهروندی است که از دولت و حکومتش بخواهد قوانينی که فکر می کند نياز به اصلاح دارد، اصلاح کند. اين حق در هر جامعه ای و همين طور جامعه ايران از حقوق اوليه هر شهروند محسوب می شود و به رسميت شناخته شده است.

ما برخوردی به آن معنا نداشته ايم؛ در دو مورد اعضای کمپين حين جمع آوری امضاء دستگير شدند که بعد از توضيح آزاد شدند. آنهايی که دستگيرشان کرده بودند متوجه شدند دليل و سندی برای نگه داشتن آنها ندارند.

- در بيانيه به تعدادی از قوانين اشاره شده. آيا جمع آوری امضاء به منظور تغيير همين قوانين است؟

ما خواستار برابری در کليه قوانين هستيم. در ابتدای راه اندازی اين کمپين (که توسط پنجاه شصت نفر آغاز شد) برخی اصلاح قوانين خانواده و برخی قوانين کيفری را پيشنهاد دادند. اما ما متوجه شديم که گروهی از زنان تحصيلکرده از طبقه متوسط شهری نبايد اولويت يک ميليون امضاء کننده را تعيين کنند بلکه خود مردم بايد بگويند به نظر آنها اصلاح کدام قانون مهم تر است.

در فرمی که برای امضاء به مردم می دهيم از آنها اين سوال را کرده ايم و اميدواريم که با بيشتر شدن تعداد امضاها و حتی پيش از رسيدن به رقم يک ميليون بتوانيم اعلام کنيم که اصلاح کدام قوانين اولويت دارد. به هر حال با شرايط ايران فکر نمی کنم که همه قوانين را بتوانيم اصلاح کنيم و بايد گام به گام جلو برويم.

- اين حرکت جمعی برای جمع آوری امضاء مهلت زمانی دو سال دارد. اين مدت بر چه اساس و به چه دليلی تعيين شده؟

در کمپين ها معمول بوده که از بالا و لابی با نمايندگان و حکومت و فشار بين المللی شروع می کنند که شايد در وقت کمتری به هدف برسد. ما خواسته ايم از پايين شروع کنيم و جمع آوری امضاء و تغيير ذهنيت تک تک امضاکنندگان کار آسانی نيست و وقت زيادی می خواهد.

تبعيض و نابرابری فقط در قوانين نيست بلکه درعرف جامعه هم هست. مثلا در بين مردم ايران - چه مرد و چه زن - برخی باور دارند که زن نبايد حق طلاق، سرپرستی فرزند، شهادت و قضاوت را داشته باشد.

تجربه نشان داده حتی وقتی قانون تغيير می کند اگر باور مردم عوض نشده باشد در عمل تفاوتی ايجاد نمی شود و مردم قانون را دور می زنند. هدف ما تغيير ديدگاه مردم هم هست. برای اين کار کارگاههای آموزشی داير کرده ايم. اين فرايند سختی است که شايد بيشتر از دو سال هم طول بکشد.

- چه تعداد امضاء تا کنون جمع شده؟

ما کميته ای به نام مستندسازی داريم که آمار را ثبت می کند و من در حال حاضر آمار دقيق را نمی دانم. در ضمن همه امضاها به دست ما نرسيده. می دانم که ۲ هزار، سه هزار امضاء از هر شهر جمع شده که اعضاء بايد به دست ما برسانند.

- اگر شمار امضاهای جمع شده به رقمی چشمگير - نزديک به يک ميليون - رسيد چگونه و به چه ترتيب می تواند باعث اصلاح قوانين بشود؟

شيوه فاز اول جمع آوری امضاء بوده و شيوه اجرای فاز دوم را بايد اعضای کمپين به طور جمعی تصميم بگيرند که چگونه خواهد بود اما در نهايت قوانين جايگزين با کمک وکلا تعيين خواهد شد و کمپين در ادامه کار خود برای تصويب آنها تلاش خواهد کرد.

- حدود پنج ماه از آغاز اين حرکت می گذرد و حدود يک سال و نيم ديگر از آن باقی است، با توجه به مسائلی که مطرح شد چرا فکر می کنيد اين کمپين موفق خواهد بود؟

به نظر من اگر کمپين حتی امروز هم متوقف بشود تجربه ای مثبت در جنبش زنان ايران بوده. اين که به ميان مردم رفتيم حرکتی مثبت بوده. البته کمپين متوقف نخواهد شد. در ارتباط با تغيير قوانين تبعيض آميز هم من خيلی اميدوار هستم وقتی يک ميليون نفر خواستار اصلاح آنها بشوند اين تغيير صورت بگيرد.

قوانين نابرابر زندگی را برای همه سخت کرده است. اين تفکر حتی در لايه های حکومت هم ديده می شود. به عنوان مثال قوه قضائيه دفترچه ای چاپ کرده و شروطی برای اضافه شدن به عقدنامه پيشنهاد کرده است.

حتی اگر کمپين نتواند قوانين را عوض کند همين که بتوانيم آگاهی در مورد تبعيض در قوانين را به ميان مردم ببريم خود يک موفقيت است.


2 نوشته شده در  شنبه هفتم بهمن 1385ساعت 14:5  توسط mohammad reza.t.... | 

صنايع نفت و گاز هدف جنگ مالی غرب عليه ايران
ايران و مساله هسته ای آن در ابتدای سال تازه مسيحی نيز همچنان در رديف خبرسازترين مسايل مورد بحث جهان باقی ماند. در حالی که بی تفاوتی نسبی و واکنش سرد افکار عمومی در داخل، نسبت به تحولات مرتبط با فعاليت های هسته، روند معمولی خود را طی می کرد، وسايل ارتباط جمعی جهان، تحولات "جاری" و رويدادهای "ممکن" را در اين رابطه با توجهی بيش از پيش پيگير شدند.

همزمان و در کنار تلاش های سياسی ايران و مخالفان آن به منظور جلب حمايت جهانی از مواضع خود، جنگ روانی دو سوی مخاصمه نيز با انتشار مطالب ضد و نقيض در مطبوعات بين المللی و صدور بيانيه های رسمی و غير رسمی به اوج رسيد.

در اولين روزهای ژانويه، علی لاريجانی، دبير شورای عالی امنيت ملی و سرپرست تيم مذاکره کننده هسته ای ايران، برای گفتگو و مذاکره با مقامات چینی به این کشور سفر کرد و در فاصله کوتاهی بعد ان ديدار، اهود اولمرت نخست وزيراسراييل عازم پکن شد.

اما علاوه بر اين سفرها و همچنين تلاشها برای تحت فشار قرار دادن ايران، شايد اثر گذارترين بخش مقابله با ايران، اعمال تحریم های اقتصادی و مالی است، که علی رغم عوارض محسوس آن، بنظر می رسد ايران و به خصوص آمريکا، که در اجرا و کمک به تحقق هدف های اين مقابله نقش عمده ای عهده دار شده است، همچنان ترجيح می دهند از کنار آن با سکوت نسبی رد شوند؛ جبهه ای که شورای امنيت نيز علی رغم صدور قطعنامه ۱۷۳۷ تاکنون عملا از گشودن آن پرهيز کرده است.

آغاز جنگ مالی

طبيعت جنگی که حتی پيش از تصويب قطعنامه شورای امنيت به رهبری آمريکا عليه ايران آغاز شده، مالی- اقتصادی است و عوارض آن بنابر تایید مستقيم وغير مستقيم مسئولان دولت جمهوری اسلامی هم اکنون گريبانگير بخشهای اقتصادی کشور بخصوص برنامه های توليد و توسعه نفت و گاز شده است.

هدف جنگ مالی آمريکا توقف تدريجی طرحهای توليد و توسعه منابع نفت و گاز ايران و در نهايت محروم ساختن دولت از درآمد های ناشی از صادرات نفت و همچنين توسعه بيشتر منابع گازی است.

در ادامه اين جنگ دولت آمريکا علاوه بر استفاده از تمامی تواناييهای ديپلماتيک و نفوذ سياسی خود در سيستم بين الملل، ظرفيتهای بانکی در اختيار را نيز در سراسر جهان عليه ايران بکار گرفته است. حمايت همپيمانان آمريکا از مواضع واشنگتن عليه تهران در ادامه اين جنگ اعلام نشده، عوارض آنرا برای ايران بميزان قابل توجهی افزايش داده است.

در شرايط جاری عربستان سعودی به تنهايی قادر است با استفاده از ظرفيت مازاد توليد خود مجموع بازارهای صادرات نفتی ايران را( در صورت قطع صادرات ايران) دراختيار گيرد

در نتيجه آغاز و ادامه اين رويارويی مالی، سرمايه گذاری مستقيم خارجی بخصوص در طرحهای توسعه نفت و گاز ايران بشدت کاهش يافته است.

البته با توجه به افزايش در آمدهای نفتی ايران بدليل افزايش قيمت نفت در بازارهای بين المللی بخصوص طی سه سال گذشته و در نتيجه افزايش محسوس ذخاير ارزی ايران، مقابله با محدوديتهای سرمايه گذاری مستقيم خارجی از راه افزايش استفاده از موجودی صندوق ذخاير ارزی تا حدودی امکان پذير بنظر می رسد.

بنابر گفته های اکبر ترکان، مدير عامل شرکت نفت و گاز پارس جنوبی، که طی دو کنفرانس تخصصی نفت و گاز در آبان ماه سال جاری در تهران مطرح شد، دولت بمنظور تامين ارز خارجی مورد نياز طرحهای توسعه پارس جنوبی پنج ميليارد دلار از داراييهای صندوق ذخاير ارزی را در اختيار اين شرکت قرار خواهد داد.

ولی با توجه به محدوديتهای اين صندوق که بطور مثال برای مصارف مشخص است و همچنين نامحدود نيست، تامين تمامی هزينه های ارزی طرحهای توليد و توسعه نفت و گاز ايران از محل اين منبع عملا ناممکن خواهد بود؛ و در نتيجه اين محدوديتها، ايران بمنظور تامين هزينه های ارزی مورد نياز، ناگزير از رويکردن به منابع بانکی خارجی و قرض گرفتن خواهد بود.

حتی در صورت قناعت به استقراض، بجای جلب سر مايه گذاری مستقيم خارجی نيز، ضمانت دست يافتن به تمامی هدفهای تعيين شده در زمينه توليد و و توسعه نفت و گاز ايران ممکن نخواهد بود.

در اولين روزهای ژانويه، علی لاريجانی، دبير شورای عالی امنيت ملی و سرپرست تيم مذاکره کننده هسته ای ايران، برای گفتگو و مذاکره با مقامات چینی به این کشور سفر کرد و در فاصله کوتاهی بعد ان ديدار، اهود اولمرت نخست وزيراسراييل عازم پکن شد.

طرحهای توليد و توسعه نفت و گاز ايران بنابر برآورد های رسمی، طی پنج سال آينده نيازمند ۱۳۵ ميليارد دلار سر مايه گذاری ارزی است. بر اساس گزارشها از اين ميزان ۵۸ ميليارد دلار قرار است از منابع داخلی و بقيه از منابع خارجی تامين شود.

با توجه به محدوديتهايی که بانکهای خارجی بخصوص طی ماه های اخير برای اعطای وام به ايران قايل شده اند، دست يافتن به تمامی سرمايه های مورد نياز ايران ازاين منابع دشوار تر و بمراتب گرانتر از پيش شده است.

بطور مثال با افزايش خطر سرمايه گذاری در ايران و تغيير گروهی که ايران تا پيش از ارسال پرونده هسته ای به شورای امنيت در آن قرار داشت، نرخ بهره وامهای خارجی به ايران بشدت افزايش يافته است. حتی در صورت موافقت ايران به پر داخت بهره بالاتر نيز بسياری از بانکهای بزرگ بين المللی عملا از اعطای وام به ايران با قرار دادن شرايط دشوار خود داری می ورزند.

در نتيجه ايجاد اين تنگناههای مالی، تصوير ميان مدت توليدات نفت و گاز در ايران با ابهام های جدی روبرو شده است.

با توجه به افزايش مستمر مصارف داخلی نفت و گاز ( وهمچنين برق که توليد آن نيزمتکی به توليدات گاز و نفت است) از يک سو، و از سويی امکان کاهش توليد نفت و گاز بدليل فقدان سرمايه گذاری لازم، حفظ ظرفيتهای فعلی صادرات نفت و تامين در آمدهای ناشی از آن طی سالهای آينده آسان نخواهد بود.

علاوه بر افزايش مصرف داخلی که عملا ظرفيتهای صادرات نفت را تحليل می برد، ايران بدليل سالانه با افت توليد ۳۵۰۰۰۰ بشکه نفت در روز روبرو است.

در صورت ادامه محدوديتهای سرمايه گذاری خارجی در ايران، توليدات گاز نيز با دشواری های جدی روبرو خواهد بود. ايران علاوه بر استفاده از گاز در مصارف خانگی و صنعتی و توليدات پتروشيمی، ميزان قابل ملاحظه ای از گاز توليدی خودرا نيز بمنظور افزايش فشار چاه های مسن نفت و در نتيجه افزايش باروری آنها به اين چاهها تزريق می کند. در صورت عدم وجود گاز کافی و کاهش ميزان تزريق، حفظ سطح توليد اين چاهها امکان پذير نخواهد بود.

اگرچه ايران با در اختيار داشتن دومين ذخيره بزرگ گاز طبيعی جهان انتظار می رفت و می توانست تاکنون به تامين کننده مهمی در بازارهای مصرف گاز دنيا تبديل شود، با اين وجود در شرايط فعلی وارد کننده خالص گاز بشمار می رود و ميزان واردات گاز ايران از صادرات آن که منحصر به بازار ترکيه است همچنان بيشتر است.

ايران طی چهار سال آينده نيز، حتی در صورت تامين هزينه ها و اجرای طرحهای مربوط به توسعه فازهای اعلام شده ميدان پارس جنوبی، فاقد گاز کافی برای صادرات به خارج خواهد بود.

با اين وجود آمريکا بازارهای احتمالی صادرات آينده گاز ايران را نيز هدف قرار داده و با اعلام مخالفت اشکاردر قبال اجرای طرح فروش گاز ايران به هند و پاکستان بر ساير مشکلات اين طرح افزوده است.

مخالفتی که در اجرای طرح مشارکت ژاپن با ايران در زمينه توسعه ميدان عظيم نفتی آزادگان نيز اعلام شد و مالا به پا پس کشيدن ژاپن از اجرای آن انجاميد. برغم موافقت اصولی ايران و چين برای توسعه ميدان نفتی ياد آوران و همچنين طرح صدور گاز مايع به چين، خطر به انجام نرسيدن اين طرح هم با توجه به تجارب نا موفق توافقهای پيشين با ژاپن و هند چندان دور از ذهن نيست.

جنگ مالی آمريکا و متحدان ان عليه ايران تدريجی است و به اين دليل توجه کمتری را بخود جلب ميکند. بدون هزينه است بنابر اين مخالفت افکار عمومی و مقاومت احزاب رقيب را بر نخواهد انگيخت.

شدت دادن به اين جنگ و اعمال مضيقه های تازه عليه ايران به ايجاد بحران مستقيم تازه ای در بازارهای جهانی نفت نخواهد انجاميد چرا که قيمتهای جهانی نفت رو به کاهش اند، ميزان ذخيره های استراتژيکی آمريکا و اروپا افزايش يافته و مهمتر از آن ظرفيتهای مازاد توليد در داخل و خارج از اوپک همچنان رو به افزايش است.

چنانکه در شرايط جاری عربستان سعودی به تنهايی قادر است با استفاده از ظرفيت مازاد توليد خود مجموع بازارهای صادرات نفتی ايران را( در صورت قطع صادرات ايران) دراختيار گيرد. ظرفيتی که سال قبل وجود خارجی نداشت. بعلاوه عراق نيز با برخورداری از ذخاير عظيم نفت دارای قابليتهای فراوان برای افزايش توليد و ورود به بازار است.

تـنگناهای مالی و اقتصادی ياد شده از ماهها قبل بخش خصوصی ايران را نيز تحت تاثير قرار داده چنانکه گشودن اعتبارات وارداتی و نقل و انتقالهای ارزی تجار و واردکنندگان ايرانی کالا گرانتر و سخت تر از پيش شده، سهل است که تعداد قابل ملاحظه ای از بانکهای بزرگ حتی از تن دادن به گشايش اعتبار ارزی نيز خود داری می ورزند.

قرار دادن بانک سپه در ليست سياه آمريکا، بعد انجام اقدام مشابهی در مورد بانک صادرات نشان می دهد که جبهه مقابله مالی و فرسايش اقتصادی ايران تنها در حال گسترش است و با ادامه روياری بر سر برنامه هسته ای در آينده دامنه وسيعتری خواهد يافت.

2 نوشته شده در  شنبه هفتم بهمن 1385ساعت 14:3  توسط mohammad reza.t.... | 

برنامه اتمی ايران و نقش احمدی نژاد
در حالی که فشارهای جهانی عليه ايران روز به روز تشديد می شود، در تهران علامتی حاکی از اينکه جمهوری اسلامی چه تصميم مشخصی درباره برنامه هسته ای خود گرفته است، به چشم نمی خورد.

از يک سو محمود احمدی نژاد، رئيس جمهور ايران، با ناديده گرفتن فشارهای جهانی، از عزم راسخ جمهوری اسلامی برای نهايی کردن برنامه هسته ای خود سخن می گويد و برخی نمايندگان مجلس و فرماندهان رده ميانی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، احتمال بستن تنگه هرمز در صورت تشديد فشارها عليه ايران را مطرح می کنند، اما از سوی ديگر، مقام های مذاکره کننده ايرانی در پرونده هسته ای در اظهارنظرهای خود احتياط به خرج داده و بر لزوم ازسرگيری مذاکرات با قدرت های بزرگ جهانی برای حل بحران هسته ای تاکيد می کنند.

افزون بر اين، مقام های جمهوری اسلامی در باره خطر رويارويی نظامی ايران و آمريکا نيز نظر واحدی ندارند.

در حالی که شمار زيادی از مسئولان ايرانی بويژه رئيس جمهور، گزارش های رسانه ای مربوط به احتمال حمله نظامی آمريکا به ايران و تقويت نيروهايی آمريکايی در منطقه خليج فارس را صرفا جنگ روانی جهان غرب عليه ايران به منظور تسليم شدن آن تلقی می کنند، محسن رضايی فرمانده سابق سپاه پاسداران و دبير فعلی مجمع تشخيص مصلحت نظام، برخورد آمريکا با ايران را قطعی می داند و حمله نظامی را نيز بخشی از اين برخورد تلقی می کند.

از نظر برخی قطعنامه اخیر شورای امنیت علیه ایران آنقدر شدید نیست

آنچه در اين ميان بسيار قابل توجه و در عين حال مبهم به نظر می رسد ادامه اظهارات تند آقای احمدی نژاد درباره برنامه اتمی ايران و انتقاد محافل قدرتمندی در هيئت حاکمه ايران از وی به دليل اظهاراتش در مورد برنامه اتمی ايران است.

برای نمونه روزنامه همشهری که توسط حسين انتظامی سخنگوی شورای عالی امنيت ملی اداره می شود، چند هفته پيش طی سرمقاله ای، ضمن حمله به استراتژی هيئت مذاکره کننده قبلی ايران در مقابل برنامه هسته ای، از نحوه عملکرد آقای احمدی نژاد نيز در مورد بحران هسته ای انتقاد کرد و استراتژی وی را «استراتژی سخنرانی های داغ» نام نهاد.

نکته عجيب در سرمقاله همشهری اين بود که استراتژی علی لاريجانی دبير شورای عالی امنيت ملی به عنوان بهترين راهکار پيشبرد برنامه هسته ای ايران معرفی شده بود، در حالی که بسياری از تحليلگران، ارجاع پرونده ايران به شورای امنيت سازمان ملل را نتيجه عملکرد وی می دانند.

در واقع سرمقاله همشهری در بردارنده اين پيام بود که بين آقای لاريجانی و آقای احمدی نژاد بر سر پرونده هسته ای ايران اختلافاتی بروز کرده است و برخی نيز از آن چنين برداشت کردند که شورای عالی امنيت می کوشد تا از پذيرش مسئوليت صدور قطعنامه شورای امنيت عليه ايران شانه خالی کند و «سخنرانی های داغ» رئيس جمهور را باعث اصلی ماجرا معرفی کند.

روزنامه جمهوری اسلامی نيز که توسط مسيح مهاجری مديريت می شود، همزمان با همشهری، سخنرانی های مکرر آقای احمدی نژاد در شهرهای دور افتاده را در باره برنامه اتمی ايران به باد انتقاد گرفت و اين نوع برخورد را نه تنها باعث سخت تر شدن روند پرونده اتمی دانست بلکه آن را به تلاش رئيس جمهور به منظور پنهان کردن ضعف های دولت خود نسبت داد.

بسیاری از تحلیلگران ارجاع پرونده ایران به شورای امنیت را نتیجه عملکرد علی لاریجانی می دانند

از آنجا که به نظر نمی رسد روزنامه جمهوری اسلامی نماينده جريان سياسی مشخصی در درون نظام حاکم بر ايران باشد، شايد انتقاد آن از موضع گيری های اتمی آقای احمدی نژاد کم اهميت به نظر برسد، اما نبايد از ياد برد که روزنامه جمهوری اسلامی معمولا در مراکز حساس جمهوری اسلامی از جمله در سپاه پاسداران توزيع می شود و مدير مسئول آن نيز رابطه ای ديرينه با مقام های ارشد نظام دارد.

علاوه براين، روزنامه جمهوری اسلامی در اغلب مسائل داخلی و بين المللی دارای مواضع فوق افراطی است و به همين علت قاعدتا بايد از مواضع اتمی رئيس جمهور حمايت کند و نه اينکه به انتقاد از آن برخيزد. در واقع، همين نکته، حمله روزنامه جمهوری اسلامی را به مواضع آقای احمدی نژاد قابل تامل می کند.

افزون بر اينها، سايت بازتاب که گفته می شود نيروهای نزديک به محسن رضايی آن را اداره می کنند، به منتقدان سرسخت مواضع اتمی آقای احمدی نژاد پيوسته است. اين سايت که پيش از اين با حرارت از مواضع اتمی رئيس جمهور حمايت می کرد اينک او را يکی از مسئولان اصلی بروز بحران بر سر اين مساله قلمداد می کند.

با اين همه، آنچه در اين ميان معمولا مسکوت می ماند، دايره اختيارات رئيس جمهور ايران برای تصميم گيری عملی در برنامه اتمی ايران است.

اعضای هيئت سابق مذاکره کننده هسته ای ايران بارها اعلام کرده اند که تصميم های اصلی در باره پرونده هسته ای عموما در جلسه ای با حضور همه سران کشور از جمله رهبری صورت می گيرد و يک فرد خاص از جمله رئيس جمهور نمی تواند نقش تعيين کننده ای در اين مورد داشته باشد.

با توجه به اين مساله، در ارتباط با موضع گيری های اتمی آقای احمدی نژاد و انتقاد محافل ذی نفوذ از وی، دو نکته ابهام آميز وجود دارد. نکته نخست اينکه، آيا صرف سخنرانی های تند آقای احمدی نژاد باعث ارجاع پرونده اتمی ايران به شورای امنيت و صدور قطعنامه عليه آن شده، يا آنچه که ايران در ميدان عمل انجام داده است؟

قاعدتا نمی توان گفت که اعضای شورای امنيت فقط به علت اظهارات تند رئيس جمهور ايران و بی توجه به تصميم ايران برای پايان دادن به تعليق غنی سازی اورانيوم اقدام به صدور قطعنامه عليه ايران کرده اند.

بدين ترتيب، آيا انتقاد محافل ذی نفوذ در ايران از محمود احمدی نژاد در کنار دفاع از پايان تعليق غنی سازی اورانيوم و ساير تصميم های مربوط به آن، ابهام آميز به نظر نمی رسد؟

نکته دوم اينکه، وقتی رئيس جمهور ايران می داند که تصميم گيری نهايی درباره برنامه اتمی از حيطه قدرت و اختيارات وی خارج است، چرا می کوشد تا خود را تصميم گيرنده واقعی معرفی کند و به رغم انتقادهای محافل درون نظام، همچنان به اظهارات تند خود در اين باره ادامه دهد؟

از دو ابهام فوق چنين استنباط می شود که احتمالا پرونده هسته ای ايران به صورت دستمايه ای برای تسويه حساب های پيچيده تر و پنهان تر بين نهادهای مختلف در آمده است.

2 نوشته شده در  شنبه هفتم بهمن 1385ساعت 14:1  توسط mohammad reza.t.... |  <