|
|
فشارهای مضاعف علیه ایران در آستانه سال نو |
|
|||||||||
فشارهای بین المللی علیه جمهوری اسلامی در حالی که ایرانیان خود را برای تعطیلات سال نو خورشیدی آماده می کنند، به طور بی سابقه ای در حال افزایش است.
اعضای ثابت شورای امنیت سازمان ملل و آلمان برای صدور قطعنامه تازه ای در جهت تشدید تحریم ایران به توافق نزدیک شده اند و در روزهای اخیر روسیه نیز علائمی از ناشکیبایی در برابر سیاست های دولت ایران از خود بروز داده است. اعضای ارشد حزب دموکرات در کنگره آمریکا هم از پیگیری قطعنامه ای که هر گونه تصمیم کاخ سفید برای حمله به ایران را مشروط به کسب مجوز از کنگره می کرد، منصرف شده اند. روس ها با به تعویق انداختن راه اندازی نیروگاه اتمی بوشهر به دلیل آنچه خودداری ایران از پرداخت به موقع تعهدات مالی خود به مسکو نامیده اند، به ایران پیام فرستاده اند که بدون نرمش تهران در برابر قطعنامه ۱۷۳۷ شورای امنیت سازمان ملل، نباید امیدی به ادامه همکاری اتمی و یا حمایت موثر روسیه از خود در صحنه بین المللی داشته باشد. دموکرات های کنگره آمریکا هم ظاهرا به این نتیجه رسیده اند که مشروط کردن تصمیم جورج بوش رئیس جمهوری آمریکا برای حمله احتمالی به ایران، فرستادن علامت غلط به تهران در شرایط حاضر است و ممکن است مقام های ایرانی را درباره موضع واقعی حزب دموکرات آمریکا نسبت به برنامه هسته ای جمهوری اسلامی دچار سوء محاسبه کند، بنابراین آنان در حال حاضر ترجیح داده اند که مانع به کارگیری اهرم تهدید نظامی از طرف آقای بوش به عنوان ابزاری روانی علیه ایران نشوند. این در حالی است که تلاش وسیعی از جانب نهادهای دولتی و غیر دولتی آمریکا و اسراییل برای محدود کردن روابط تجاری و بانکی جامعه جهانی با ایران در جریان است و همزمان شدن احتمالی تصویب قطعنامه دوم شورای امنیت با این تلاش ها حتی اگر دربردارنده تحریم های شدید علیه ایران نباشد می تواند جمهوری اسلامی را در شرایط سخت و بغرنجی قرار دهد.
آنچه محافل آمریکایی و اسراییلی را به تشدید تحریم های بین المللی علیه ایران ترغیب کرده ، باور فزاینده آنها به تاثیر تحریم ها بر فضای داخلی ایران است. در واقع، آمریکا و متحدان آن، تاثیر تصویب قطعنامه ۱۷۳۷ شورای امنیت بر جمهوری اسلامی را بیش از حد انتظار خود یافته اند و به این باور رسیده اند که با تشدید تحریم ها می توان ایران را به تعلیق برنامه غنی سازی اورانیوم مجبور کرد بدون آنکه به تن دادن به مخاطرات ناشی از یک حمله نظامی نیازی باشد. این نکته ای است که حتی چهره های راستگرای تندرو در اسراییل نظیر بنیامین نتانیاهو رهبر حزب لیکود نیز بر آن تاکید می کنند. ظاهرا بالا گرفتن انتقادها از مدیریت محمود احمدی نژاد رئیس جمهور ایران بخصوص در بین بخشی از نیروهای حاکم، سبب خوش بینی محافل خارجی نسبت به تاثیرگذاری فشارهای اقتصادی و سیاسی بر فضای داخلی ایران شده است. هر چند که هواداران آقای احمدی نژاد خوش بینی فوق را مبنایی برای حمله به منتقدان داخلی خود و همسو دانستن آنان با محافل خارجی قرار داده اند، اما خود به تدریج دریافته اند که جامعه ایران حاضر به پذیرش هزینه ای در سطح انزوای شدید، تحریم گسترده و یا حمله نظامی نیست. از این رو، بسیاری از هواداران آقای احمدی نژاد به صف منتقدان وی پیوسته و افرادی هم که بر ادامه حمایت از وی اصرار دارند، آشکارا به موضع دفاعی کشیده شده اند. به سخن دیگر، حامیان آقای احمدی نژاد از احتمال بروز جنگ بین آمریکا و ایران و یا تشدید تحریم ها استقبال و پشتیبانی نمی کنند، بلکه احتمال بروز این رخدادها را رد می کنند.
آنان اغلب چنین وانمود می کنند که ایران در موضع بین المللی برتری نسبت به آمریکا قرار گرفته و ایالات متحده برای حل بحران های منطقه ای چاره ای جز کنار آمدن با دولت آقای احمدی نژاد ندارد. هواداران دولت، برای اثبات نظریات خود عموما به نوشته های انتقادی مطبوعات غربی از سیاست دولت هایشان درباره ایران استناد می کنند و این نوشته ها را نشانه برتری موقعیت ایران می پندارند. این نوع استدلال ها اما در پی هر اقدام بین المللی علیه ایران رنگ می بازد و از همین رو طرفداران دولت آقای احمدی نژاد روز به روز در موضع ضعیف تری نسبت به منتقدان خود قرار می گیرند. با توجه به این وضعیت، صدور قطعنامه جدید علیه ایران، تعویق تکمیل نیروگاه اتمی بوشهر از طرف روسیه و همنوا شدن دموکرات های کنگره آمریکا با کاخ سفید در موضوع هسته ای ایران، هواداران سیاست های دولت آقای احمدی نژاد را در موقعیت دشوارتری قرار خواهد داد، بخصوص اینکه فشارهای بین المللی و تحریم های اقتصاد روز به روز اقتصاد بیمار ایران را در بحران عمیق تری فرو می برد. |
|||||||||||
|
2
نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم اسفند 1385ساعت 14:9  توسط mohammad reza.t.... |
|
|||||||||||
|
|
ايران و اسرائيل: رقبای استراتژيک يا دشمنان ايدئولوژيک؟ |
|
|||||||
بسياری از تحليلگران معتقدند که ريشه درگيری های اخير بين گروه حزب الله لبنان و اسرائيل در اختلافات ايران و اسرائيل نهفته است.
مقام های ايرانی طی چند روز گذشته از عمليات حزب الله عليه اسرائيل حمايت کرده و به اسرائيل هشدار داده اند که در صورت حمله به سوريه با 'پاسخ محکم جهان اسلام' روبرو خواهد شد. اما دشمنی ايران و اسرائيل بر سر چيست؟ خصومتهای ايدئولوژيک است و يا رقابتهای دو قدرت بزرگ در منطقه؟ بسياری از صاحبنظران معتقدند حکومت اسلامی ايران از اساس با موجوديت اسرائيل مخالف است. اظهارات اخير محمود احمدی نژاد رئيس جمهور ايران مبنی بر اينکه 'اسرائيل بايد از صفحه روزگار محو شود' آخرين مدرکیست که برای اثبات اين نظريه مطرح شده است.
اما تريتا پارسی، کارشناس مسائل خاورميانه در دانشگاه جانزهاپکينز، معتقد است ايران و اسرائيل درگير بازی قديمی دو قدرت بزرگ در منطقه هستند که ريشه آن به پيش از انقلاب ايران بر می گردد. به اعتقاد او اما چون در گذشته اين دو کشور دشمنان مشترکی داشتند و در برابر تهديد شوروی سابق و نيز کشورهای عربی قرار داشتند با يکديگر همکاری کردند: "روابط ايران و اسرائيل از ۱۹۶۰ تاکنون بنظر من ريشه ايدئولوژيک نداشته است. در زمان شاه چون هر دو کشور هم از سوی کشورهای عربی تهديد می شدند و هم از سوی شوروی منافع مشترک آنها موجب شد که بر ضد اين دو نيروی قوی به يکديگر کمک کنند." برخی از اسناد سازمان سيا که سال گذشته از طبقه بندی محرمانه خارج شد نيز نشان می دهد که شاه ايران از قدرت فزاينده اسرائيل در منطقه نگران بود. تريتا پارسی که با بيش از ۱۰۰ مقام ارشد ايرانی، اسرائيلی و آمريکايی در اين زمينه مصاحبه کرده است می گويد با فروپاشی شوروی سابق و نيز تضعيف صدام حسين بدنبال جنگ خليج فارس در سال ۱۹۹۱ ايران و اسرائيل بعنوان دو قدرت بزرگ منطقه به تدريج ظاهر شده و به رقابت پرداختند: "خاورميانه پس از جنگ عراق يک سيستم بدون نظم بود. به اين ترتيب بين دو کشوری که از بقيه کشورهای منطقه قوی تر بودند يک رقابت شديد شروع شد که بتوانند نظم مورد علاقه خود را بوجود آورند. اسرائيل به همين علت ايران را يک تهديد سياسی می ديد و تلاش کرد با فشار گذاشتن روی آمريکا ايران را منزوی کند. " اگر دشمنی ايران و اسرائيل ناشی از رقابت های استراتژيک باشد، اين دو دولت ممکن است بتوانند در دراز مدت حيطه قدرت و نفوذ يکديگر را در منطقه به رسميت شناخته و به اين ترتيب از يک برخورد نظامی جلوگيری کنند. اما اگر ريشه اصلی اختلافات ايدئولوژيک باشد احتمال درگيری نهايی بين آنها بيشتر خواهد بود. |
|||||||||
|
2
نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم اسفند 1385ساعت 14:6  توسط mohammad reza.t.... |
|
|||||||||
|
|
'حمله اسرائیل به ایران، خاورمیانه را بهم می ریزد' |
|
|||||||||||||||
|
|||||||||||||||||
|
2
نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم اسفند 1385ساعت 14:3  توسط mohammad reza.t.... |
|
|||||||||||||||||
|
|
تغيير رويکرد مقابل ايران: افزايش 'حلقه گم شده' به سياست آمريکا |
|
||||||||||
تصميم دولت آمريکا برای شرکت در کنفرانسی در بغداد که ايران و سوريه در آن حضور خواهند داشت آنچه را که بسياری از ناظران احساس می کردند "حلقه گم شده" سياست آمريکا در منطقه است را سر جايش قرار می دهد.
کاندوليزا رايس، وزير خارجه آمريکا، گفت که علاوه بر ملاقات در سطوح رسمی در بغداد، وزرای خارجه کشورهای حاضر در کنفرانس "تا همين نيمه اول آوريل" ملاقات خواهند کرد. وی نگفت اين ديدار کجا انجام خواهد شد اما گفته می شود احتمالا در استانبول خواهد بود. همچنين او نگفت که آيا به طور جداگانه با منوچهر متکی، وزير خارجه ايران، ديدار خواهد کرد يا نه. به هر شکل، دولت آمريکا که ابتدا توصيه های گروه مطالعه عراق برای گفتگو با ايران و سوريه را با قوت رد می کرد، اکنون دقيقا سرگرم همان کار است. نشست بغداد نخستين تماس ايران و آمريکا در بالاترين سطح طی دو سال گذشته خواهد بود. به علاوه اين ديدار ممکن است مثمر ثمرتر از ملاقات سال 2004 ميان کالين پاول و کمال خرازی، وزرای خارجه وقت آمريکا و ايران، باشد. آن دو در يک مراسم شام در شرم الشيخ مصر کنار يکديگر نشانده شدند اما گفتگوهايشان از گپی غيرجدی فراتر نرفت. سوالات دو پرسش فورا به ذهن می آيد: چرا آمريکا چنين تصميمی گرفته و چه تاثيری بر مساله فعاليت های اتمی ايران خواهد داشت؟ بخشی از پاسخ سوال اول را خانم رايس خود در بيانيه اش در سنا داد. او در اساس گفت که دولت بوش نظرش را عوض کرده است.
او با اشاره مستقيم به گروه مطالعه عراق و فشارهای کنگره، علنا به درخواست های آنها اذعان کرد و گفت: "من مباحثات خيلی مفيدی داشته ام." اما دليل ديگر آن را مقام های کاخ سفيد توضيح دادند و آن اينکه استراتژی اخير آمريکا افزايش نقاط فشار بر ايران بوده است. از نقطه نظر واشنگتن، اين فشارها لازم بود زيرا آمريکا در پايان سال گذشته در موضعی بسيار ضعيف قرار داشت. در اين مدت دولت آمريکا کارت های ديپلماتيکش را مرتب کرده و اکنون احساس می کند می تواند اين حرکت (گفتگو با ايران و سوريه در چارچوب کنفرانس عراق) را از موضعی قوی تر انجام دهد و نه از موضع تمنا. واشنگتن درخواست خواهد کرد که ايران بيشتر به دولت عراق کمک کند. فشار آمريکا بر ايران از چند جهت افزايش داده است: افزايش نيروها در بغداد را طراحی و آغاز کرده؛ فشار بر تهران را - با ارائه شواهدی که به ادعای واشنگتن ايران را به وسايل منفجره ای که در حمله به نيروهای آمريکا به کار رفته پيوند می زند - افزايش داده؛ و دومين ناو هواپيمابر و کشتی های جنگی همراه آن را به خليج فارس فرستاده است. واشنگتن همچنين با استفاده از حکم آژانس بين المللی انرژی اتمی داير بر اينکه ايران از مهلت شورای امنيت برای تعليق غنی سازی اورانيوم سرپيچی کرده، سرگرم گفتگو برای تشديد تحريم ها عليه آن کشور است. به علاوه واشنگتن هدف خود برای تقويت دولت عراق را از طريق ترغيب آن به خانه تکانی گسترش داده است.
برای مثال، دولت عراق بر سر قانون تازه در مورد نحوه اعطای قراردادهای توسعه نفتی به شرکت های خارجی و تقسيم درآمد نفت ميان عراقی ها به طور اصولی توافق کرده است. بنابراين آمريکا می تواند اين تغيير در سياستش نسبت به ايران را به عنوان چيزی که دولت عراق را تقويت خواهد کرد عرضه کند. از سوی ديگر ايران ممکن است اين حرکت را نشانه ضعف آمريکا و مرحله ديگری در رشد نفوذ خود در عراق و منطقه تعبير کند. عنصر ديگری هم اينجا در کار است يعنی نفوذ شخص وزير خارجه آمريکا. در همان لحظه ای که ديک چنی معاون رئيس جمهور در سفری به خارج صداهای تهديدآميزی عليه ايران در آورد، اين ابتکار عمل اعلام شد. هسته ای در مورد مساله هسته ای، موضوع همچنان حل نشده باقی مانده است و می تواند هر تلاشی برای آشتی ايران و آمريکا در مورد عراق را از خط خارج کند. هر گفتگويی ميان ايران و آمريکا اتفاق بيافتد، انتظار نمی رود که ملاقات برنامه ريزی شده شامل مساله هسته ای باشد. دولت آمريکا اميدوار است که فشار ذره ذره بر ايران نهايتا يا به تغيير سياستش در قبال غنی سازی اورانيوم منجر شود - که بعيد است - يا تغيير دولت. در همين حال، تهديد اقدام نظامی چنانکه آقای چنی گفت "هنوز روی ميز است." در ديپلماسی دو ريلی آمريکا در قبال ايران، تنش روی يک ريل کاهش داده می شود اما روی ريل ديگر همچنان بالاست. |
||||||||||||
|
2
نوشته شده در یکشنبه سیزدهم اسفند 1385ساعت 11:17  توسط mohammad reza.t.... |
|
||||||||||||
|
|
سخنرانی اکبر گنجی در شورای روابط خارجی آمریکا |
|
|||||||||
اکبر گنجی در يک سخنرانی در شورای روابط خارجی آمریکا ضمن مخالفت با حمله نظامی آمریکا به ایران، هشدار داد که این حمله می تواند فضای تازه ای برای رشد بنیادگرایی در منطقه به وجود آورد که نگاه غيرانسانی نسبت به زنان، نفرت از آزادی و دموکراسی، و تحقیر حقوق بشر از ویژگیهای مهم آن است.
گنجی بنيادگرايان را بيگانه با علم و فرهنگ غربی و خصم آن خواند و گفت از نظر آنها جذابترین جنبه تمدن غربی تکنولوژی، علوم و فنون نظامی و امنیتی است، و تصور می کنند مهمترین چیزی که باید از غرب آموخت تکنولوژی جنگ و خشونت است. هنر، اخلاق، فلسفه، علم و فرهنگ غربی از نظر آنها یکسره مذموم و کفرآلود است. اين روشنفکر معترض ايرانی که در يکمين سالگرد پايان زندان شش ساله ای که به اتهام مقالات افشاگرانه اش در مخالفت با بنيادگرايان و روحانيون حاکم بدان گرفتار شد، در حالی در شورای روابط خارجی آمريکا به سخنرانی پرداخت که حدود دويست نفر از رجال سياسی و علمی و اقتصادی آمريکا بر اساس دعوت شورا در اين جلسه حضور داشتند. انتقاد از آمريکا گنجی سخنان خود را با انتقاد از سياست دولت های آمريکا درباره ايران آغاز کرد و با تاکيد بر اين که از موضع يک روشنفکر و نه سياستمدار سخن می گوید اضافه داشت نگاه مسلط بر سياست خارجی ايالات متحده آمريکا در خاورمیانه بر مسائل امنيتی و ملاحظات نظامی شکل گرفته، و گفتاری را ساخته که عاملان اصلی آن، صاحبان قدرت نظامی و امنيتی هستند. اين گفتار عاملانی را بر می کشد و به مرکز متن می آورد که می توانند به واسطه برخورداری از تسلط بر دستگاههای نظامی و امنيتی، طرف گفتگوی مباحثی باشند که سياست خارجی آمريکا لااقل در پنج دهه گذشته، آن را در مورد ايران و منطقه خاورميانه برجسته کرده است.
نويسنده نشريات توقيف شده اصلاح طلب همفکران سابق خود را نيز از انتقاد محروم نکرد و گفت در سال های نخست پس از پیروزی انقلاب، گروهی از شهروندان ایرانی در اقدامی تندروانه و خلاف قوانین بین الملل سفارت آمریکا را در ایران اشغال کردند، و دیپلماتهای آن کشور را به گروگان گرفتند. این نیروهای تندرو اقدامات خود را به عنوان واکنشی به سیاستهای نظامی- امنیتی دولت آمریکا در قبال مسائل ایران توجیه می کردند. به نظر گنجی نیروهای تندرو در جمهوری اسلامی، خصوصاً پاره ای از نیروهای امنیتی و نظامی، همواره با استناد به "توطئه های دشمن" (تعبیری که غالباً درباره دولت آمریکا به کار می رفته است) سیاستهای خود را در سرکوب جامعه مدنی و نقض حقوق اساسی شهروندان ایرانی توجیه کرده اند. گنجی که در طول سال های زندان با نوشتن "مانیفست جمهوری خواهی" عملا خواستار ايجاد يک جمهوری سکولار در ايران شد بعد از آن که حمله نظامی را بدترين راه حل ها برای مشکل هسته ای خواند به پاسخ اين سووال پرداخت که چرا حمله نظامی آمریکا به ایران از منظر اخلاقی و حقوقی اقدامی غیر قابل توجیه است؟ به گفته وی حمله نظامی غرب را به ايران نمی توان به عنوان جنگ پیشدستانه (pre-emptive war) و یا حتی جنگ پیشگیرانه (preventive war) خواند چرا که دولت آمریکا مطلقاً در معرض خطر حمله نظامی قطعی و قریب الوقوع دولت ایران قرار ندارد. اکبر گنجی ريشه نا آرامی های منطقه خاورميانه را زندگی اسف بار فلسطينی ها و سياست های دولت اسرائيل دانست و گفت البته در این میان نقش ایران را در حمایت از پاره ای گروه های افراطی در خاورمیانه نمی توان نادیده گرفت. اما به نظر می رسد عواملی که به رشد افراطیگری و بنیادگرایی در خاورمیانه دامن می زند، همان عواملی است که ریشه بی ثباتی و نا امنی منطقه است: فقر گسترده، بیسوادی، و حکومتهای فاسد و خودکامه. حمايت از تروریسم به نظر وی شاید کسانی ادعا کنند که دولت ایران حامی تروریسم است، و همین امر حمله به ایران را موجه می سازد. اما حقیقت این است که برخی از کشورهای دوست آمریکا در منطقه خاورمیانه بسی بیش از ایران در مظان اتهام حمایت پنهان از گروههای تروریستی مانند القاعده و گروههای بنیادگرای اسلامی مانند طالبان هستند. اين روشنفکر ناراضی و برنده جايزه روزنامه نگار سال 2006 جهان و تقديرهای متعدد نهادهای حقوق بشری دومين ايرانی است که در شش ماه گذشته در شورای عالی روابط خارجی سخن رانده است. پیش از وی محمود احمدی نژاد رييس جمهور ايران در دومين سفر خود به ايالات متحده که به بهانه شرکت در اجلاس سازمان ملل اتفاق افتاد، برای نخستين بار پس از بيست و هفت سال در يک نهاد آمريکائی به سخنرانی پرداخت. وی بخش عمده ای از زمان تعيين شده خود را به بحث درباره شرايط دموکراسی و آزادی و حقوق بشر در ايران اختصاص داد و با تاکيد بر اين که خطر حمله نظامی موجب می شود که دولت ایران به بهانه حفظ امنیت ملّی با دست گشاده تری نیروهای دموکرات، آزادیخواه و مدافع حقوق بشر را سرکوب کند، و نهادهای مدنی نوپای جامعه ایرانی را یکسره برچیند به ياد آورد که در پی انتخاب محمّد خاتمی به ریاست جمهوری ایران، مسأله گسترش جامعه مدنی، حقوق بشر و آزادیهای سیاسی به گفتمان غالب در جامعه ایرانی بدل شده بود. اما اکنون با نزدیک شدن خطر جنگ مسأله امنیت ملّی بهانه ای برای ناديده گذاشتن همه اين بحث هاست. جلسه سخنرانی احمدی نژاد هم "ضبط صوت بسته" بود و گزارشی درباره پرسش و پاسخ هائی که در آن رخ داد داده نشد. سياست تغيير رژيم گنجی با اشاره به اين که به نظر می رسد سیاست اصلی دولت پرزیدنت بوش در قبال ایران از ابتدا سیاست "تغییر رژیم" بوده گفت در حافظه تاریخی و فرهنگ سیاسی ايرانيان "تغییر رژیم" طنین بسیار منفی و ناخوشایندی دارد و با کشتار، مصادره اموال، سرکوب، و حتی آزار خانواده رهبران سیاسی سابق همراه است همان که در تجربه اتقلاب اسلامی رخ داد و تازه پی آمدهای "تغییر رژیمی" که توسط دخالت مستقیم نیروهای خارجی صورت بپذیرد به مراتب ویرانگرتر و نگران کننده تر از تغییراتی است که در نتیجه یک انقلاب متکی بر نیروهای داخلی کشور تحقق می یابد. در بخش ديگری از سخنانش اکبر گنجی گفت دولت آمریکا گویی از یک سو به رهبران حکومت ایران پیام می دهد که سرنوشتی همچون صدام حسین در انتظار آنهاست، و از سوی دیگر از ایشان می خواهد که اسلحه خود را نیز تحویل دهند. این سیاست در عمل به تقویت نیروهای افراطی و مخالف دموکراسی در ایران انجامیده است. وقتی حاکمان ایران خود را با خطر "تغییر رژیم" روبرو می بینند، به مراتب تندخوتر، سختگیرتر، و سرکوبگرتر می شوند، و برای حفظ خود آماده اند تا آخرین نفس بجنگند. درخواست از جامعه بين المللی آخرين بخش از سخنرانی گنجی به خواست های جامعه دموکراسی خواه ايران از جامعه بين المللی اختصاص داشت که در آن گفته شد جامعه بین الملل می تواند به جای تهدید نظامی از استراتژی کمک اقتصادی در برابر تن دادن حکومت به اصلاحات دموکراتیک و رعایت موازین حقوق بشر بهره بجوید. سازمان ملل می تواند از طریق سازمانهای تخصصی خود مانند ILO و UNCTAD و غیره بر روند واگذاری پروژه های اقتصادی ایران به پیمانکاران داخلی و خارجی نظارت کند، و اطمینان یابد که این قراردادها به شیوه های قانونی و از طریق مکانیسمهای شفاف مناقصه و مزایده بسته شده است.
به باور اين روشنفکر ناراضی ايرانی حمایت بین المللی از نیروی کار در ایران، خودداری دولت ها از صدور تکنولوژی سرکوب و کنترل به ایران، ايجاد يک چارچوب برای تأمین ثبات و امنیت منطقه خاورمیانه که در آن اصل عدم تجاوز، عدم استفاده از خشونت در حل فصل منازعات سیاسی، و نیز تضمین توسعه اقتصادی عادلانه به رسمیت شناخته شده باشد و از جمله اين که کلّ منطقه خاورمیانه از سلاحهای هسته ای و میکروبی پیراسته شود. در ادامه همين بحث وی تاکيد کرد مردم، نخبگان، و آزادیخواهان ایران باید رژیم جمهوری اسلامی را مجبور کنند تا از رؤیای هسته ای خود دست بردارد. عظمت طلبی هستهای رژیم ایران اجازه نمی دهد که ما ایرانیان به شایستگی درباره مشکلات مربوط به انرژی در ایران بیندیشیم و برای آنها چارهاندیشی کنیم. جاه طلبی های هسته ای حکومت ایران بدون توجه به مسائل زیست محیطی انجام می پذیرد، و با توجه به ضعف تکنولوژی و نیز ضعف کنترل و سازماندهی در کشور، مردم ایران و کشورهای همسایه همواره با خطر یک فاجعه انسانی و زیست محیطی عظیم روبرو خواهند بود. گنجی گفت اگر جاه طلبی های حکومت ایران به سوی دستیابی به چنان سلاحهایی تمایل پیدا کند البته مخاطرات برنامه هسته ایران به مراتب بیشتر خواهد شد. بنابراین، فشار به دولت ایران برای جلوگیری از اتمی شدن در شرایط کنونی به نفع ایران است. اما این فشارها نباید به گونه ای باشد که زندگی مردم را تحت تأثیر قرار دهد. از اینرو ما با هرگونه تحریمی که به درد و رنج مردان، زنان، و کودکان ایرانی بینجامد، مخالف هستیم. تجربه ديگران وی در پايان با اشاره به تجربه سی سال گذشته جنوب و شرق اروپا، آفریقای جنوبی، و آمریکای لاتین خواستار مشروعیت زدایی از قدرت حاکم سرکوبگر و عدم همکاری با آن، بسیج اجتماعی و اعمال فشار نیروهای دموکرات داخلی، و سازمان یافتگی، جلوگیری از غلبه گفتار انتقام جویانه و تهدید صاحبان قدرت به حذف کامل از عرصه سیاسی و اجتماعی (یعنی التزام به اصل "ببخش و فراموش نکن".) شد. در همين بخش اضافه کرد که تعهد به اینکه نیروهای سیاسی صاحب قدرت که به رژیم خودکامه وابسته بوده اند می توانند در صحنه رقابت سیاسی دموکراتیک (یعنی انتخابات آزاد رقابتی منصفانه و عادلانه) برای انتقال قدرت شرکت کنند (یعنی التزام به اصل "رقابت همگانی و منصفانه")، مجموعه ای از مذاکرات طولانی و بده بستان های سیاسی در میان نخبگان ( یعنی حلّ و فصل مسائل بر سر میز مذاکره)، و سرانجام شرایط مساعد خارجی در قالب فشار مؤثر افکار عمومی بین المللی خواهد توانست باعث رشد فرآیند دموکراسی در کشور شود. آخرين نکته ای که گنجی در سخنرانی خود در شورای سياست خارجی آمريکا بر آن تاکيد کرد اين بود که حل مشکل دموکراسی در ایران را باید به ایرانیان سپرد تا در داخل ایران و از طریق مبارزات مدنی و غیر خشونت آمیز فرآیند گذار به دموکراسی را پیش ببرند. اما موفقیت در این فرآیند بدون شرایط مساعد بین المللی امکان پذیر نیست. به بیان دیگر، فشارهای بین المللی قدرت چانه زنی نیروهای دموکرات و آزادیخواه داخلی را با رژیم حاکم افزایش می دهد. در اینجاست که به گمان من جامعه بین المللی می تواند به یاری جنبش دموکراسی خواهی ایرانیان بیاید. (یعنی حمایتهای نهادهای بین المللی مانند سازمان ملل، اتحادیه اروپا، و مانند آن ها) |
|||||||||||
|
2
نوشته شده در یکشنبه سیزدهم اسفند 1385ساعت 11:13  توسط mohammad reza.t.... |
|
|||||||||||
|
|
احمد باطبی؛ حکايت تلخ آن پيراهن خونين |
|
||||||||||||||
|
به یاد زندانی سیاسی باطبی که جرمش فقط یک عکس بود مروری داریم بر مطلب یکی از روزنامه های خارجی در مورد او در اولین روزهای بازداشتش
زنده باد ازادی
|
||||||||||||||||
|
2
نوشته شده در سه شنبه یکم اسفند 1385ساعت 0:42  توسط mohammad reza.t.... |
|
||||||||||||||||
|
|
گزارشهایی از 'وخامت حال' احمد باطبی |
|
|||||||||||
|
|||||||||||||
|
2
نوشته شده در سه شنبه یکم اسفند 1385ساعت 0:37  توسط mohammad reza.t.... |
|
|||||||||||||
|
|
واکنش مثبت متکی به سخنان منسوب به رايس |
|
|||||||||||||
|
|||||||||||||||
|
2
نوشته شده در سه شنبه یکم اسفند 1385ساعت 0:23  توسط mohammad reza.t.... |
|
|||||||||||||||
|
|
البرادعی: با ايران گفتگو کنيد؛ تحريم کافی نيست |
|
|||||||||||
|
|||||||||||||
|
2
نوشته شده در سه شنبه یکم اسفند 1385ساعت 0:17  توسط mohammad reza.t.... |
|
|||||||||||||
|
|
مناقشه برسر دلایل تاخیر ساخت نیروگاه بوشهر |
|
|||||||||||
|
|||||||||||||
|
2
نوشته شده در سه شنبه یکم اسفند 1385ساعت 0:15  توسط mohammad reza.t.... |
|
|||||||||||||
|
|
'هزينه های نظامی باعث گسترش فقر در ايران شده' |
|
|||||||||||
|
|||||||||||||
|
2
نوشته شده در سه شنبه یکم اسفند 1385ساعت 0:14  توسط mohammad reza.t.... |
|
|||||||||||||











