|
|
سیاستهایی تازه عليه تبادلات فرهنگی؟ |
|
|||||
دو روز بعد از انتشار خبر صدور حکم سه سال زندان برای علی فرح بخش، کارشناس اقتصادی مطبوعات که بعد از شرکت در یک همایش بین المللی به جاسوسی متهم شده است، وزیر اطلاعات به پرسشهای موجود درباره علت سنگینی حکم این روزنامه نگار پاسخ گفت و اعلام داشت: "با کسانی که از داخل کشور اطلاعات گردآوری می کنند و در اختیار دشمن قرار می دهند، بشدت برخورد خواهد شد".
سیاستی که غلامحسین محسنی اژه ای اعلام داشت، بازگشت به وضعیتی است که قبل از تحولات سال ۱۳۷۷ وزارت اطلاعات در ایران معمول بود و روزنامه نگاران، فعالان حقوق زنان، روشنفکران و استادان دانشگاه بندرت می توانستند در مجامع خارج از کشور حاضر شوند و به سخنرانی بپردازند. پائیز سال ۱۳۷۷ بعد از افشای دست داشتن عده ای از کارکنان وزارت اطلاعات در قتلهای زنجیره ای روشنفکران و فعالان سیاسی که منجر به دستگیری آنان و خودکشی معاون سابق وزارت اطلاعات در زندان شد، رئیس جمهور وقت اعلام داشت که "غده سرطانی را از تن دستگاه امنیتی خارج کرده" به دنبال تغییراتی در سطوح بالای دستگاههای امنیتی، فضای بازتری برای تبادلات فرهنگی به وجود آمد. گروهی که در مطبوعات به تیم "سعید امامی" معروف شدند، در سالهای ریاست جمهوری اکبر هاشمی رفسنجانی با ترتیب دادن حوادثی ساختگی که بعضی از آنها فاش شده است، کوشیدند راه هر نوع مبادلات فرهنگی و هنری را بین داخل و خارج از کشور ببندند. دولت اصلاح طلب محمد خاتمی با اعلام علاقه مندی خود به تنش زدايی از سیاست خارجی و برنامه ریزی برای تبادل فرهنگی و تأسیس مرکز گفتگوی تمدنها و تشویق شرکت کارشناسان ایرانی به حضور در همایشهای بین المللی و دعوت از کارشناسان کشورهای دیگر به ایران، به وحشت و نگرانی روشنفکران و کارشناسان ایرانی در این مورد پایان داد. اما با روی کار آمدن دولت محمود احمدی نژاد اخبار پراکنده حکایت از آن داشت که در بازگشت از سفرهای خارجی برای روزنامه نگاران و فعالان سیاسی مشکلاتی پدید آمده است. ممنوع الخروجها اول بار که مخالفت دولت احمدی نژاد با حضور ایرانیان در مجامع بین المللی مشهود شد، زمانی بود که از خروج کسانی مانند عمادالدین باقی، محمد ملکی، هاشم آغاجری، عیسی سحرخیز، محسن کدیور و گروهی دیگر از اصلاح طلبان و فعالان سیاسی جلوگیری شد. همه این افراد برای شرکت در همایش ها و جلسات سخنرانی قصد سفر داشتند و همزمان با جلوگیری مأموران از خروج آنها، روزنامه های نزدیک به جناح تندرو اتهاماتی علیه آنان مطرح کردند. از دید تندروها، عموم همایشهای مربوط به حقوق بشر و آزادی بیان و حقوق زنان، تدارک انقلاب مخملین خوانده می شود. کارشناسان امنیتی این نشریات با اشاره به حوادثی که در اوکراین، قرقیزستان، گرجستان و بخشهای دیگر دنیا به وجود آمده و در پی تظاهرات و نافرمانيهای آرام مردم، حکومتهای استبدادی مجبور به استعفا شده اند، از انقلاب مخملین یا انقلاب رنگین به عنوان برنامه هايی ياد می کنند که دولتهای غربی برای تغییرنظام در ایران برنامه ریزی کرده اند. چنانکه وزیر اطلاعات نیز در مصاحبه مبهم روز سه شنبه خود با اشاره به افرادی نامعلوم گفت: "این عوامل با اطلاعاتی که برای دشمن جمع آوری می کنند و با سیگنال های غلطی که در اختیار آن قرار می دهند، متأسفانه در جهت خواست آمریکا، صهیونیسم و اسرائیل حرکت می کنند". قربانی دوره جدید علی فرح بخش که به نظر می رسد اولین قربانی دور تازه ای از محدودیتها و منع فعالیتها و جلوگیری از تبادلات ایرانیان با مؤسسات بین المللی است، در دی ماه سال گذشته دستگیر شد و چنان که در موارد مشابه عمل شده، زمانی که در سلول انفرادی و بدون هیچ دسترسی به وکیل و ملاقات بود، ابتدا در روزنامه های جناح تندرو و سپس بر اساس کیفرخواست دادستانی انقلاب به "جاسوسی" و "دریافت پول از بیگانه" متهم شد. علی فرح بخش به گفته علیزاده طباطبائی، وکیل مدافع خود منکر چنین اتهامی است. فرح بخش از حدود ده سال قبل کار روزنامه نگاری خود را با نوشتن مقالاتی در مجله صنعت حمل و نقل آغاز کرد و بعد از دوم خرداد 76، دبیری سرویس اقتصادی چند روزنامه اصلاح طلب را عهده دار شد. او در این فاصله در چند همایش جهانی پیرامون مسائل اقتصادی شرکت کرد که آخرین آنها به دستگیری وی منجر شد. علت یابی بخشی از کارشناسان مسائل ایران که از دو سال پیش و همزمان با انتخابات ریاست جمهوری، افزایش سانسور، شدت گرفتن فشار علیه طبقات مختلف اجتماعی و افزایش موارد نقص حقوق بشر را گمانه می زدند، در روزهای اخیر با بالاگرفتن تشنج در روابط خارجی جمهوری اسلامی، تنش زايی را بخشی از سیاست دولت جدید به قصد یافتن فضائی برای کنترل تحرکات ناشی از نارضایتی های داخلی می دانند. در مقابل این عده، هستند کارشناسانی که علت اصلی افزایش فشارهای داخلی را تنش ها در روابط خارجی می دانند و اظهار عقیده می کنند که نگرانی از گشوده شدن جبهه ای در درون کشور، مسئولان نظام را وامی دارد تا با اعلام وضعیت فوق العاده و اضطراری و بزرگ کردن خطر دشمن، در صدد جلوگیری از تبادلات فرهنگی و اطلاع رسانی باشند. زوایای دیگر سیاست انقباضی دولت محمود احمدی نژاد نیز در فیلترینگ سایتهای اینترنتی، برخورد تند و قهرآمیز با زنان معترض و دانشجویان و کارگران منتقد، بستن نهادهای غیردولتی، انجمنهای دانشجويی و سندیکاها، حمله به تظاهرات آرام و تهدید مدام مخالفان دولت، قابل رؤیت است. مواردی که در سایه سیاست تبلیغاتی دولت، زیر لایه های بزرگنمايی شده "خطرات دشمن خارجی" مدفون می شوند. |
|||||||
|
2
نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم فروردین 1386ساعت 15:14  توسط mohammad reza.t.... |
|
|||||||
|
|
نگرانی از تشدید برخورد با منتقدان برنامه هسته ای ایران |
|
|||||||||||
سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی که یکی از گروه های اصلاح طلب در ایران به شمار می رود، طی بیانیه ای نسبت به سخنان غلامحسین محسنی اژه ای، وزیر اطلاعات ایران، هشدار داده است.
پس از آنکه آیت الله خامنه ای رهبر جمهوری اسلامی در آغاز سال جاری خورشیدی، سال جدید را سال 'وحدت ملی و انسجام اسلامی' نامگذاری کرد، آقای محسنی اژه ای طی سخنانی "تضعیف کنندگان اتحاد ملی" را تهدید به برخورد امنیتی کرد. آقای اژه ای در سخنان خود تاکید کرد که برای متهم ساختن کسی به جاسوسی لزوما فرد نباید جاسوس باشد بلکه کافی است که در جهت تضعیف اتحاد ملی و عملا در جهت منافع بیگانه اقدام کند. به نظر می رسد روی سخنان وزیر اطلاعات جمهوری اسلامی با افرادی بود که از اصرار دولت ایران بر ادامه پروژه غنی سازی اورانیوم به بهای افزایش تحریم های بین المللی و یا احتمال بروز جنگ علیه ایران، انتقاد می کنند و خواهان نرمش جمهوری اسلامی در جهت دستیابی به تفاهم با جامعه بین المللی اند. یکی از معدود گروه های سیاسی که از رویکرد جمهوری اسلامی نسبت به غنی سازی اورانیوم به صراحت انتقاد کرده است، سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی است و احتمال دارد که منظور نظر آقای اژه ای از تضعیف کنندگان اتحاد ملی، یکی هم همین گروه باشد.
از زمانی که برنامه هسته ای جمهوری اسلامی سبب بروز یک بحران بین المللی شده است، مقام های ایرانی تلاش می کنند تا تک تک ایرانیان را پشتیبان پروژه غنی سازی اورانیوم معرفی کنند و نسبت به هر گونه تردید و تشکیکی در این زمینه حساسیت بسیاری نشان می دهند. تحت فشار؛ به دنبال اجماع ظاهرا تصور رهبران ایران این است که اگر جامعه جهانی به این نتیجه برسد که همه ایرانیان از برنامه اتمی جمهوری اسلامی حمایت می کنند، در مقابل برنامه اتمی ایران تسلیم خواهد شد. هر چند که حمایت مردم یک کشور از سیاست دولتشان نسبت به موضوعی که کشورهای دیگر آن را خطری علیه خود تعریف می کنند، معمولا باعث باز گذاشتن دست آن دولت در ادامه سیاست خود نشده است، اما با این همه، حمایت افکار عمومی یک کشور از سیاست های دولت متبوع خود هنگامی نتایج بین المللی مثبتی به دنبال دارد که این حمایت در فضایی کاملا باز و دموکراتیک صورت گیرد. دولت ایران اما بدون فراهم آوردن کمترین زمینه ای برای بحث و گفتگوی آزاد در باره برنامه هسته ای خود، حمایت عموم مردم ایران از برنامه هسته ای را به عنوان اصلی قطعی و بدیهی معرفی می کند.
این در حالی است که در فضای کنونی جهان، حمایت یکدست تمام طبقات و صنف های یک کشور از سیاست دولت خود، بیش از آنکه نقطه قوتی برای آن دولت محسوب شود، تردید برانگیز است و نشان از هدایت تبلیغاتی افکار عمومی از طریق در انحصار گرفتن وسایل ارتباط جمعی و خاموش کردن منتقدان و مخالفان از راه تهدید و سرکوب به حساب می آید. با این همه، جمهوری اسلامی بر ضرورت یکدستی حمایت از برنامه اتمی اش در بین ایرانیان به رغم پیامدهای منفی آن در جامعه جهانی اصرا می ورزد و از سخنان آقای اژه ای چنین بر می آید که نظام سیاسی ایران قصد برخورد امنیتی با افراد و گروههای منتقد این برنامه دارد. برخورد امنیتی و پیامدهای ناخواسته هر گونه برخورد امنیتی جمهوری اسلامی با منتقدان داخلی برنامه هسته ای دولت ایران، اما پیامدهایی کاملا متفاوت از خواست جمهوری اسلامی در سطح داخلی و جامعه بین المللی در پی خواهد داشت. تحولات سیاسی ایران در سال های اخیر نشان می دهد که برخورد امنیتی با افراد و گروه های منتقد، هر چند که ممکن است باعث احتیاط عده ای از فعالان سیاسی در جامعه شود، اما عده ای بیشتر را به فعالیت گسترده تر ترغیب می کند.
بنابراین از نظر مسائل داخلی، برخورد امنیتی با منتقدان برنامه هسته ای به احتمال زیاد، نه فقط فضا را به سمت دلخواه جمهوری اسلامی هدایت نخواهد کرد بلکه بر شمار منتقدان خواهد افزود. در سطح بین المللی هم، تهدید و برخورد با منتقدان برنامه هسته ای ایران، کارنامه حقوق بشر جمهوری اسلامی را که نظام سیاسی تا اندازه ای نسبت به آن حساس است، کاملا تیره خواهد کرد، به گونه ای که جمهوری اسلامی از یک سو، حمایت نسبی معدود روشنفکران چپگرای دنیا را از دست خواهد داد و از دیگر سو، راه هرگونه فشار اقتصادی، سیاسی و نظامی را از سوی قدرت های بزرگ جهانی علیه ایران هموارتر خواهد کرد. با توجه به زیان های ناشی از برخورد امنیتی با منتقدان برنامه هسته ای ایران، عملی شدن تهدیدهای آقای اژه ای قطعی به نظر نمی رسد، البته مگر آنکه برخی جناح های تندرو حاکم بر ایران، بر کل حاکمیت غلبه کنند و بدون هر گونه محاسبه منطقی، به بحران جاری ایران ابعادی گسترده تر دهند. |
|||||||||||||
|
2
نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم فروردین 1386ساعت 15:12  توسط mohammad reza.t.... |
|
|||||||||||||
|
|
ایران: آمریکا دست از 'لجاجت' بردارد |
|
|||||||||||
|
|||||||||||||
|
2
نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم فروردین 1386ساعت 15:11  توسط mohammad reza.t.... |
|
|||||||||||||
|
|
مسابقه اتمی در خاورميانه |
|
|||||||||||
|
|||||||||||||
|
2
نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم فروردین 1386ساعت 15:8  توسط mohammad reza.t.... |
|
|||||||||||||
|
|
'يک ميليون امضا برای تغيير قوانين تبعيض آميز در ايران' |
|
||||||||||||||||
|
||||||||||||||||||
|
2
نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم فروردین 1386ساعت 15:3  توسط mohammad reza.t.... |
|
||||||||||||||||||
