|
|
با هوشياري و رأي شهروندان مجلس هشتم چند صدايي شد |
|
|
رئیس ستاد انتخابات جبهه مشارکت:
نتايج اوليه انتخابات هشتمين دوره مجلس شوراي اسلامي در سراسر کشور نشان داد که بازی بزرگان به هم خورد و مجلس چند صدا شکل گرفته است، سيد مصطفي تاجزاده رئيس ستاد انتخابات مجلس هشتم جبهه مشاركت ايران اسلامي در گفتگو با نوروز ضمن اعلام مطلب فوق به ارزيابي نتايج اوليه انتخابات مجلس هشتم پرداخت. وي گفت: انتخابات مجلس هشتم از زاويههاي گوناگوني قابل تأمل است و بايد مورد ارزيابي همه جانبه قرار گيرد. با اينكه اين انتخابات غير رقابتي بود و ائتلاف اصلاحطلبان تنها توانست 102 نامزد براي 260 كرسي معرفي كند و با وجود غير عادلانه بودن انتخابات و بسيج امكانات لشگري و كشوري به سود يك جناح يا حتي بهتر بگويم به سود يك فهرست اصولگرا ، انتخابات نتايج مورد نظر كانون قدرت را برآورده نكرد و مردم در مجموع با رأي آگاهانه خويش نه تنها اجازه ندادند مجلس تكصدا شود و در نتيجه سكوتي قبرستاني جامعه را فراگيرد، بلكه حمايت خود را از نامزدهای اصلاح طلب یا مستقل اعلام كردند و عملاً مجلس چند صدايي را شكل دادند. عضو شوراي مركزي جبهه مشاركت ايران اسلامي با اشاره به مهندسي انتخابات به منظور در اختيار قرار گرفتن اكثريت كرسيهاي مجلس هشتم توسط اصولگرايان قبل از برگزاری انتخابات 24 اسفند، يادآور شد كه اولاً اصولگرایان به رغم داشتن اکثریت کرسیها که با همه تمهیدات غیر قانونی کمتر از دو سوم مجلس شده است، دارای اختلافات زيادي هستند و به نظر من در سال آينده به ویژه در مورد انتخابات رياستجمهوري دهم، اختلافات آنان به اوج خود ميرسد. از سوي ديگر، اصلاحطلبان توانستند به رغم موانع بيشمار اقليتي قدرتمندتر از اقليت مجلس هفتم را، در مجلس هشتم البته با رأي مردم تشكيل دهند. وي افزود بیش از 60 نامزد مستقل که اکثراً متمايل به اصلاحطلبان هستند نيز در اين انتخابات در مرحله اول به پيروزي رسيدند. جالب آنکه با همه حمایتهایی که کلیه ارکان نظام از یک فهرست انتخاباتی صورت دادند. نامزدهای آن حزب تنها در 60 کرسی در مرحله اول رأی آوردند (به استثنای تهران) بنابراین حزب غیر رسمی مورد تأیید ارکان نظام نه تنها قادر خواهند بود فراکسیون اقلیت که کمتر از نیمی از کرسیهای مجلس را تشکیل دهد و این شکست بزرگی برای آنها بود به نظر وی در مجموع تركيب مجلس هشتم، وضعيتي بين مجلس پنجم و مجلس هفتم پيدا كرده است. تاجزاده تأكيد كرد به اين ترتيب هدف اوليه و اصلي اصلاحطلبان از شركت در انتخابات محقق شد و مجلسي چند صدايي شكل گرفت كه به دليل غير رقابتي بودن 160 كرسي از 290 كرسي، اكثريت كرسيها در اختيار اصولگرايان از طیفهای گوناگون قرار گرفته است. به همین دلیل مسئوليت معضلات ملي از جمله گراني، تورم، بيكاري، رشد بزههاي اجتماعي و همچنين تداوم تحريمهاي بينالمللي عليه ملت ايران در سالهای آینده به عهده اصولگرايان است. سرپرست وزارت كشور در دولت اصلاحات با اشاره به تركيب آراي شهروندان در سراسر کشور گفت چنانچه نامزدهاي مشهور اصلاحطلب رد صلاحيت نميشدند و امكان رقابت برای 290 کرسی براي ما فراهم بود، اصلاحطلبان و نامزدهای مستقل با اتكال به خداوند و اتكاي به مردم قادر بودند اکثریت قاطع کرسیهای مجلس هشتم را فتح کنند ولي ردصلاحيتهاي فلهاي و غير قانوني مانع حضور چهرههاي مشهور اصلاحطلب به عنوان نامزد انتخابات شد و ما از رقابت در 160 كرسي محروم شديم. به علاوه قوای لشکری و کشوری به سود یک فهرست بسیج شدند. با وجود اين به دليل هوشياري مردم، بازي خطرناكي كه یکدست کردن و مجلس و در نتيجه تحميل تكصدايي به جامعه بود، با شكست مواجه شد و مردم ثابت كردند كه اجازه نمی دهند هيچ فردي و مقامي حتي با استفاده از تمام ظرفيتهاي حكومتي بتواند نظام تك حزبي يا تك صدايي در ايران حاكم یا اصلاحطلبان را حذف کند. معاون سياسي و امنيتي وزارت كشور در دولت اصلاحات ادامه داد اين انتخابات از منظر ديگري نشان داد كه زمينه براي بازگشت شكوهمند خاتمي كاملا آماده است. اگر چه ايشان بارها در جلسات خصوصي و بعضا عمومي اعلام كردهاند كه نامزد انتخابات رياست جمهوري دهم نخواهد شد، اما انتخابات مجلس هشتم این ظرفیت را دارد که همان نقش مجلس پنجم را ايفا كند. انتخابات اخیر به همه نشان داد كه اكثريت قاطع اين ملت خواهان تغييرند و درصد عظيمي از شهروندان خواهان بازگشت خاتمي به صحنه مديريت كشور و نجات ميهن از شرايط دشوار كنوني و بهبود وضعیت معیشتی و جلوگیری از خود سری نهادهای حکومتی هستند. عضو شواري مركزي مجاهدين انقلاب اسلامي با مقايسه ميان دو انتخابات مجلس هشتم و ششم که هر دو انتخابات دو سال و نيم پس از انتخاب رؤسای جمهور برگزار شدند، گفت: ميزان رضایت مردم از عملکرد 2.5 سال اول خاتمی و نارضايتي عمومي از عملكرد اصولگرايان پس از یکدست شدن حکومت را نتایج انتخابات مشخص کرد. در آن انتخابات به رغم وجود موانع متعدد اصلاحطلبان توانستند با آراي قاطع شهروندان در تهران وشهرستانها به مجلس راه يابند واكثريت مقتدري را با رأی بالا تشكيل دهند. براي مثال نفر اول انتخابات تهران درمجلس ششم،آقاي محمد رضا خاتمي حدود يكميليون و هشتصد هزار رأي كسب كرد. اما امروز دو سال و نيم بعد از پيروزي آقاي احمدينژاد، اصولگرايان براي فرار از شكست بزرگ انتخاباتي چارهاي جز قلع و قمع چهرههاي مشهور اصلاحطلب ندیدند, آنهم به بهانههاي واهي از جمله تحصن نمايندگان شجاع مجلس ششم در اعتراض به ردصلاحيت گسترده و غیر قانونی داوطلبان در انتخابات مجلس هشتم توسط شورای نگهبان و ارسال نامه سرگشاده به مقام رهبري . در هر حال در انتخابات اخیر تنها 50 نامزد مشهور ائتلاف اصلاحطلبان در سراسر كشور تأييد صلاحيت شدند و بیش از 50 درصد آنها رأي لازم را براي ورود به مجلس كسب كردند.تاجزاده تأكيد كرد ردصلاحیت فلهای و غیرقانونی و غير رقابتي كردن انتخابات توسط هيأتهاي اجرايي منتخب دولت نهم و هیأتهای نظارت شوراي نگهبان مشاركت شهروندان را در شهرهاي بزرگ به شدت كاهش داد و در برخی شهرها مشارکت آنان را به زیر 30 درصد رساند. وی افزود: تصور نمیکنم در کشور نیز بیش از 50 درصد مردم در انتخابات شرکت کرده باشند. با اين وجود، نتايج انتخابات منجر به تشكيل مجلس یکدست موافق سياستها و عملكرد حکومت یکدست نشد. رئيس ستاد انتخابات مجلس هشتم جبهه مشاركت ايران اسلامي افزود: نكته ديگر از منظر چشمانداز آتي كشور است. همه ميدانند و اين انتخابات ثابت كرد كه اقليت و اكثريت در مجلس هشتم با آنچه در جامعه وجود دارد، نسبتي معكوس دارد؛ يعني اكثريت مجلس هشتم متكي به اقليت 15 در صدي جامعه است و اقليت اصلاحطلبان و مستقلها در مجلس هشتم به اكثريت جامعه اتكا دارند. او ادامه داد از آنجا كه با حکومت اصولگراها هيچ چشم انداز مثبتی براي حل مشكلات اقتصادي و اجتماعي ديده نميشود و گراني و تورم و بيكاري روز به روز بيشتر خواهد شد و فراكسيون اصولگرايان مجلس هشتم نيز که دارای انتخابات گسترده هستند، قادر به اتخاذ تصميمات يا انجام اقدام هایی در جهت مهار مشكلات نیستند، بايد گفت فراكسيون اقليت مجلس هشتم علاوه بر اينكه متكي به اكثريت جامعه است، چشماندازي رو به آينده نيز دارد و البته وظيفه تاريخي و مهمي بر دوش تكتك اين عزيزان است تا صداي شهروندان بيپناه را در خانه ملت منعكس كنند و از حقوق فردي، محلي، قومي و ملي آنها در مجلس هشتم قاطعانه حمايت كنند و اجازه ندهند اصولگراها تصميمات غير كارشناسانه و غير علمي اتخاذ كنند يا دولتیان و مجلسیان با سخنان و رفتارهاي ماجراجويانه کشور را در انزوا و تحریم بیشتر قرار دهند كه دود آن بيش و پيش از همه به چشم مردم بهويژه محرومان فرو ميرود. سرپرست وزارت كشور در دوره اصلاحات يادآور شد كه اصولگرايان بعد از افزايش بيسابقه قيمت نفت و يكدست شدن قدرت چنان مغرور شده بودند كه اعلام ميكردند نه تنها اصلاحطلبان جايي در حكومت و مجلس ندارند و نبايد داشته باشند، بلكه مستحق محکومیتهای سنگین هستند و اساساً زنده ماندن آنها نشانه رأفت اصولگرايان است. در حالي كه نتایج همین انتخابات غیر رقابتی و غیر عادلانه نشان داد كه شهروندان ايران زمين با چنین دیدگاهی موافق نیستند و جايگاه اصلاحطلبان را در كانونهاي تصميمگيري و اداره اين كشور ميدانند و به رغم تمام انتقادهايي كه به اصلاحطلبان دارند و در بسياري از موارد نيز حق با آنها است و ما ميتوانستيم و ميبايست از فرصتهاي به دست آمده در دوره 8 ساله اصلاحات بهتر و بيشتر به سود مردم استفاده ميكرديم، با وجود اين اكثر شهروندان در مقام مقايسه اصلاحطلبان با اصولگرايان به خصوص با مقايسه اوضاع و مدیریت کشور در هر دو دوره، به طور قاطع در یک انتخابات آزاد به اصلاحطلبان رأي ميدهند. تاجزاده افزود به همين علت اصولگرايان در اين انتخابات كوشيدند كه اصلاحطلبان اساساً در ميدان رقابتهاي انتخاباتي اين دوره حاضر نشوند يعني هم در جلسات خصوصي و هم عمومي اعلام كردند شما ميدانيد صلاحيتتان تأييد نخواهد شد، پس زحمت نكشيد و ثبتنام نكنيد. پس از ثبت نام نیز، به صورت فلهای آنان را ردصلاحیت کردند. عضو شوراي مركزي جبهه مشاركت ايران اسلامي سخنان خود را چنین به پايان رساند كه اصلاحطلبان با تحليل درست شرايط به اين نتيجه رسيدند كه بيشتر از گذشته ثبتنام كنند تا بتوانند با خط خطرناك استحاله نظام جمهوري اسلامي كه در ذات خود به معناي پذيرش چند صدايي است، به دولت اسلامي كه معنايي جز تك صدا شدن در حكومت و ايجاد اختناق در جامعه ندارد، مقابله كنند. نتايج اين انتخايات غیر رقابتی و غیر عادلانه معلوم كرد كه اكثريت قاطع ملت ایران با تك صدايي مخالفند و بر اين باورند كه راه حفظ امنيت كشور، كسب منافع ملي، پيشرفت توسعه اقتصادي، علمي و فني و همينطور دفاع از اين مرز و بوم، تنها با حاکمیت چند صدایی و با حضور نمایندگان همه گرایشها حتی نامزدهای گروههایی که خود را ملتزم به قانون اساسی میدانند و اکنون از محذوفان به شمار میروند میدانند |
||
|
2
نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386ساعت 22:23  توسط mohammad reza.t.... |
|
||
|
|
سال ۱۳۸۶، سال اتحاد یا تفرقه؟ |
|
||||||||||||||
|
سال ۱۳۸۶ در ایران سال "اتحاد ملی و انسجام اسلامی" نامگذاری شده بود، اما آنچه در عمل اتفاق افتاد فاصله گرفتن بیشتر گروههای منتقد وضع موجود از حکومت و بروز اختلاف و تفرقه بیشتر در بین ائتلافهای سیاسی و بلوک قدرت حاکم بود.
در این سال، نه فقط از سوی نظام حاکم کوششی برای جلب مشارکت گروهها و اقشار منتقد و مخالف در اداره امور کشور به عمل نیامد، بلکه برخی از نیروهایی که پیش از آن از سوی حکومت تا اندازهای تحمل میشدند، با محدودیتهای بیشتری روبرو شدند. در عین حال، در سطح رسمی نیز نیروهای حاکم نتوانستند نمایشی از اتحاد و انسجام از خود نشان دهند به طوری که شکافهای پدید آمده در بطن جناح موسوم به اصولگرا عمیق تر شد، اختلاف بین چهرههای عملگرای درون هیئت حاکمه با جناح حامی محمود احمدی نژاد رئیس جمهور ایران ابعاد تازهای به خود گرفت و حتی جناح اصلاح طلب نیز نتوانست اتحاد قبلی خود را حفظ کند. در سطح جامعه مدنی، تشدید برخورد با گروههای فعال حوزههای مختلف در حقیقت نشان داد که حکومت قصد نشان دادن انعطاف در زمینه فعالیتهای اجتماعی، سیاسی و حقوق بشری را ندارد و منظورش از اتحاد ملی، بالا بردن تحمل خود در برابر این نوع فعالیتهای مسالمت آمیز نیست. اما صرف نظر از حوزه مدنی و فعالیتهای سیاسی خارج ازحوزه قدرت دولت، در سطح حکومتی نیز در سال ۱۳۸۶ اتفاقاتی رخ داد که انسجام و اتحاد نهادهای حاکم را در نزد افکار عمومی به کلی مخدوش کرد. در این سال، با درگذشت علی مشکینی رئیس مجلس خبرگان رهبری، تعیین جانشین او موضوعی کم و بیش پر سر و صدا شد.
در واقع، درگذشت آقای مشکینی وجود دو طیف سیاسی در داخل مجلس خبرگان و میزان قدرت هر یک از آنها را علنی کرد. این دو طیف که از سوی تحلیلگران، سنتی - میانه رو و بنیادگرا- تندرو نام گرفتند در داخل مجلس خبرگان به صف آرایی در مقابل هم پرداختند. طیف سنتی – میانه رو را اکبر هاشمی رفسنجانی رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام رهبری میکرد و رهبری طیف بنیادگرا - تندرو نیز با محمد یزدی رئیس جامعه مدرسین حوزه علیمه قم و احمد جنتی دبیر شورای نگهبان بود. آقای هاشمی رفسنجانی با کسب ۴۱ رای توانست احمد جنتی را شکست دهد، اما ۳۴ رای آقای جنتی نشان داد که طیف تندرو نیز در داخل مجلس خبرگان از قدرت بالایی برخوردار است. با انتخاب آقای هاشمی رفسنجانی تصور میشد که توازن قدرت در نظام حاکم تا حدودی به نفع میانه روها تغییر کرده است، اما تحولات بعدی این مساله را به اثبات نرساند.
پیش از انتخابات هیئت رئیسه مجلس خبرگان، نیروهای امنیتی حسین موسویان، از اعضای تیم سابق مذاکره کننده هستهای ایران به رهبری حسن روحانی را به اتهام "جاسوسی" دستگیر کرده بودند. آقای موسویان از نزدیکان آقای هاشمی رفسنجانی و متحد نزدیک او حسن روحانی بود. از منظر سیاسی، بازداشت آقای موسویان به صورت نمادی از اختلاف بین آقای هاشمی رفسنجانی و آقای احمدی نژاد تلقی میشد و سرنوشت او به میزان قدرت هر یک از آنها گره خورده بود. به هر حال، دستگاه قضایی در مجموع جانب آقای موسویان را گرفت و او را با قید وثیقه آزاد کرد. هواداران آقای احمدی نژاد این مساله را به اعمال فشار طیف آقای رفسنجانی به قوه قضائیه مربوط دانستند و شماری از آنها در مقابل دادستانی تهران تظاهرات کردند. دستگاه قضایی این نوع ادعاها را تکذیب کرد، اما در عین حال دادستانی تهران به تظاهر کنندگان وعده داد که با انجام تحقیقات جدید به زودی در باره اتهامهای آقای موسویان تصمیم خواهد گرفت، تصمیمی که هنوز گرفته نشده است.
در آن زمان به نظر میرسید که آزادی آقای موسویان به معنی غلبه طیف آقای رفسنجانی بر طیف آقای احمدی نژاد در این موضوع خاص باشد و از همین رو تصور میشد که طیف حامی رئیس مجلس خبرگان برای تقویت موقعیت خود در نظام حاکم، برای حضور در هشتمین مجلس شورای اسلامی به صورتی سازماندهی شده وارد رقابتهای انتخاباتی شود. چنین اتفاقی اما رخ نداد. حامیان آقای رفسنجانی که عموما در مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت و حزب اعتدال و توسعه حضور داشتند، در اقدامی غیر منتظره حتی از ثبت نام برای شرکت در انتخابات خودداری کردند. برخی تحلیلگران این مساله را به اظهارات آیت الله علی خامنهای رهبر جمهوری اسلامی در یزد مربوط دانستند که طی آن، نیروهای خواهان انعطاف در برنامه هستهای ایران را به باد انتقاد گرفت و نسبت به حضور آنان در مجلس هشدار داد. برخی دیگر از تحلیلگران، مساله را به کشمکشهای احتمالی بر سر تایید صلاحیتها و چگونگی تنظیم فهرستهای انتخاباتی نسبت دادند. به هر حال، صرف نظر از دلیل واقعی عدم ثبت نام یاران نزدیک آقای رفسنجانی در انتخابات مجلس هشتم، این ماجرا تا حدودی روشن کرد که رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام از قدرت و یا اراده و برنامه لازم برای تحکیم و تفوق موقعیت نیروهای وفادار به خود در نهادهای تصمیم گیر برخوردار نیست و احتمالا چالش وی با دولت آقای احمدی نژاد در همان سطوح قبلی با افت و خیزهایی ادامه پیدا خواهد کرد. این در حالی است که در سال ۱۳۸۶ اختلاف در بین جناح موسوم به اصولگرا نیز جدی تر و شفاف تر شد. در داخل مجلس هفتم، طیفی از حامیان قبلی آقای احمدی نژاد با تشکیل فراکسیون مجزایی با نام اصول گرایان مستقل انتقادهای خود را از برنامه ها و عملکرد دولت شدت بخشیدند و در انتخابات مجلس هشتم نیز فهرست جداگانهای دادند.
در کنار آنها، انتشار علنی نامههای انتقاد آمیز از سوی احمد توکلی رئیس مرکز پژوهشهای مجلس در مورد مسافرتهای خارجی آقای احمدی نژاد و نیز افشای نامهای از آیتالله خامنهای توسط غلامعلی حداد عادل رئیس مجلس هفتم که در آن آقای احمدی نژاد موظف به اجرای قوانین مصوب مجلس شده بود، از عمیق تر شدن اختلاف های پشت پرده بین رهبران شاخص جناح موسوم به اصولگرا حکایت داشت. در این بین، استعفای ناگهانی علی لاریجانی از دبیری شورای عالی امنیت ملی و انتقادهای بعدی وی از شیوه برخورد آقای احمدی نژاد با مسائل کشور، او را به صف دیگر چهرههای اصولگرای منتقد رئیس جمهور از جمله محمد باقر قالیباف شهردار تهران و محسن رضایی فرمانده سابق سپاه پاسداران وارد کرد. در حقیقت این تحولات نشان داد که هر چه آقای احمدی نژاد به پایان دوره ریاست جمهوری خود نزدیک میشود، بیش از پیش از متحدان سیاسی خود فاصله میگیرد. با این حال، گروههای اصلی اصولگرا تلاش کردند تا انتخابات مجلس هشتم را به صورت نمادی از ادامه ائتلاف خود نشان دهند و تجربه انتخابات دور سوم شوراهای شهر و روستا را که طرفداران آقای احمدی نژاد به صورت جداگانه و با نام رایحه خوش خدمت در آن شرکت کردند و شکست سختی خوردند، تکرار نکنند، اما شواهد نشان می دهد که این ائتلاف پس از انتخابات پایدار نخواهد ماند و بسیاری از اعضای فهرست انتخاباتی آنها در صورت راهیابی به مجلس به مخالفت با سیاستهای دولت برخواهند خاست.
اختلاف در بین نیروهای موسوم به اصولگرا در حالی رو به گسترش به نظر میرسد که سال ۱۳۸۶ شاهد بروز اختلاف عمیقی بین اصلاح طلبان نیز بود، اختلافی که احتمالا ادامه مییابد و تعمیق میشود. در حقیقت مهدی کروبی دبیر کل حزب اعتماد ملی در روزهای مشرف به برگزاری انتخابات انتقادهای جسته و گریخته قبلی خود را از گروههای اصلاح طلب شدت بخشید و به شماری از اعضای موثر آنها لقب "افراطی" داد. در مقابل، سایر گروههای اصلاح طلب نیز به انتقاد از آقای کروبی و حزب تحت رهبری او برخاستند و در نهایت برای انتخابات مجلس هشتم دو فهرست مجزا از نامزدها معرفی کردند که البته اغلب آنها در دو فهرست مشترک بودند. به نظر میرسد آقای کروبی به دو قطبی کردن فضای سیاسی ایران بین اصلاح طلبان و اصولگرایان باور ندارد و با فاصله گرفتن از اصلاح طلبان میکوشد تا حزب خود را فارغ از دسته بندی های سیاسی مرسوم معرفی کند، اما موفقیت او در این زمینه تا حد زیادی به راه یافتن نامزدهای حزب اعتماد ملی به مجلس هشتم بستگی دارد. گروههای اصلاح طلب آقای کروبی را متهم میکنند که وی برای دستیابی به کرسی ریاست جمهوری در دوره آینده، صف خود را از اصلاح طلبان مغضوب حکومت جدا کرده است، اما آقای کروبی ضمن تاکید بر حضور خود در انتخابات ریاست جمهوری آینده، مخالفت خود با اصلاح طلبان را به مسائل مهمتری از جمله تجربه مجلس ششم که ریاستش با وی بود، ربط میدهد. به هر حال، سال ۱۳۸۶ نشانی از اتحاد در ایران با خود نداشت و بیشتر شاهد به هم خوردن صف بندیهای گذشته بود. آیا سال آینده شاهد صف بندی ها و آرایشهای تازه سیاسی در ایران خواهیم بود و یا اینکه روند تجزیه و پراکندگی ادامه خواهد یافت؟ |
||||||||||||||||
|
2
نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386ساعت 22:12  توسط mohammad reza.t.... |
|
||||||||||||||||
|
|
نوه آيت الله خمينی: ايران دوران سياهی را می گذراند |
|
|
حجت اسلام حسن خمينی و زهرا اشراقی، نوادگان بنيانگذار جمهوری اسلامی و سعيد ليلاز، کارشناس امور سياسی در گفت و گو با روزنامه های ايتاليا از نحوه برگزاری انتخابات و سياست های دولت محمود احمدی نژاد انتقاد کردند. سيد حسن خمينی در گفت و گو با خبرنگار روزنامه لارپوبليکای ايتاليا که با وی در جماران ملاقاتی داشته است، می گويد: «هر انقلابی حاوی پيامی است، انقلاب فرانسه پيامش دمکراسی بود، انقلاب آمريکا ليبراليسم و انقلاب روس هم سوسياليسم را هديه آورد و انقلاب ما هم معنويت را جانشين ماديت ساخت.» به گفته حجت الاسلام حسن خمينی، «امروز در خاورميانه جنبش های اسلامی جانشين نهضت های ملی گرای دهه قبل شده اند.» نوه بنيانگذار جمهوری اسلامی در ادامه می افزايد: «البته نبايد از نظر دور دانست که طالبان هم به نام اسلام عمل می کنند و رييس جمهوری سابق، سيد محمد خاتمی، هم پرچمدار نوعی اسلام کاملا متفاوت از اسلام طالبانی است.»
حسن خمینی می گوید: «برخی درگيری را جانشين رقابت ساخته اند و اين به نفع نظام نيست.» سيد حسن خمينی در اشاره به نقش اصلاحات می گويد: «اصلاح طلب در جستجوی راه حلی برای مشکلات جامعه است و هر چند اين راه حل می تواند بهترين پاسخ نباشد با اين وجود اين اصل که اقدام به اصلاح صورت می گيرد به خودی خود امر مثبتی است.» نوه آيت الله خمينی در خاتمه به دو مساله ديگر چون حضور نظاميان در صحنه سياست و درگيری های روزهای قبل از برگزاری انتخابات نيز اشاره می کند و در رابطه با حضور پررنگ تر نظاميان، می گويد: «آنجايی که اسلحه حضور پيدا کند، گفت و گو به پايان می رسد.» در اشاره به حملات سخت هواداران محمود احمدی نژاد به طرفداران اصلاحات، نوه بنيانگذار جمهوری اسلامی اظهار عقيده می کند که «برخی درگيری را جانشين رقابت ساخته اند و اين به نفع نظام نيست.» «جوانان عکس العمل نشان می دهند» زهرا اشراقی، ديگر نوه آيت الله خمينی در گفت و گو با روزنامه ايل ريفورميستا با زبان ديگری صحبت می کند و می گويد: «پدربزرگم که بنيانگذار جمهوری اسلامی است هرگز حکومت اسلامی را مد نظر نداشت.» مسئول جوانان حزب مشارکت ايران اسلامی می افزاید: «کشور ما در حال حاضر دوران سياهی را می گذراند ولی فکر نمی کنم اين دوران مدت زيادی به طول انجامد.» خانم زهرا اشراقی هشدار می دهد: «جوانانی که امروز ۱۳ يا ۱۴ سال دارند حاضر نيستند فشارهای کنونی را تحمل کنند و به زودی از خود عکس العمل نشان خواهند داد.»
زهرا اشراقی، نوه آیت الله خمینی خانم اشراقی انزوای کنونی ايران را نتيجه «دخالت های دولت کنونی در امور کشورهای همسايه می داند» که به گفته او، علت اصلی «عدم اطمينان جامعه جهانی به جمهوری اسلامی ايران است.» سعيد ليلاز، کارشناس امور سياسی نيز به کوريره دلاسرا گفته است که«مهم نيست ۷۰ يا ۱۰۰ اصلاح طلب به مجلس راه يابند زيرا در هر صورت نقشی در تعيين سياست های نظام نخواهند داشت و مجلس در دست قشر جديدی که نظاميان آن را تشکيل می دهند خواهند بود.» سعيد ليلاز در ادامه به نقش نظاميان در صحنه سياست که به گفته او «روز به روز افزايش می يابد» اشاره کرده و می افزايد: «امروز روحانيون و نظاميان به مبارزه با يکديگر مشغولند و آن نظاميانی که در جوانی در جنگ با عراق حضور داشتند امروز در صدند روحانيون را کنار گذارده و قدرت را تصاحب کنند.» سعيد ليلاز افزايش بهای نفت را نيز عامل بازدارنده اصلاحات به حساب می آورد و در اين زمينه می گويد: «در کشوری که تنها ۱۰ درصد از بودجه از طريق ماليات تامين شود صاحبان قدرت خود را در مقابل ملت مسئول نمی داند و برعکس ملتی که سالانه هر نفرش هزار دلار از دولت تحت عناوين مختلف دريافت می کند را تابع خود به حساب می آورد.» |
||
|
2
نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386ساعت 22:5  توسط mohammad reza.t.... |
|
||
|
|
اتحاديه اروپا: انتخابات ایران آزاد و عادلانه نبود |
|
|
اتحاديه اروپا روز یکشنبه در يک اظهار نظر رسمی در باره انتخابات مجلس شورای اسلامی در ايران اعلام کرد که انتخابات در ايران آزاد و عادلانه نبوده است. به گزارش خبرگزاری ها، اتحاديه اروپا در بيانيه خود در باره انتخابات مجلس شورای اسلامی ايران اعلام کرده که «عميقاً نگران است» که رای گيری دور از استانداردهای بين المللی برگزار شده باشد و امکان يک رقابت انتخاباتی را سلب کرده باشد. در بيانيه اتحاديه اروپا آمده است که «استانداردهای معمول بين الملی از اين جهت نقض شده است که ايرانيان نمی توانند کانديداهايی از جناح های مختلف سياسی را انتخاب کنند.» هیئت های اجرایی وزارت کشور و شورای نگهبان جمهوری اسلامی، پس از ثبت نام کانديدهای انتخابات مجلس شورای اسلامی بيش از دو هزار نامزد را رد صلاحيت کردند. جناح اصلاح طلب جمهوری اسلامی ايران اعلام کرده است که تعداد زيادی از کانديداهای این جریان جزء رد صلاحيت شدگان بوده اند. روز شنبه، ۲۵ اسفند ماه نیز، وزارت امور خارجه آمريکا در واکنش به برگزاری انتخابات مجلس ايران گفته بود که «انتخابات به دور از استانداردهای بين المللی و معيارهای دمکراتيک برگزار شده است.»
اتحادیه اروپا در ايران، محمد علی حسينی، سخنگوی وزارت خارجه جمهوری اسلامی در آخرين نشست خبری خود در سال ۱۳۸۶ آمریکا را «بازنده اصلی» انتخابات روز جمعه مجلس خواند و «برنده حقيقی» را مردم ايران و جوانان دانست. اصولگرايان پيروز دور اول انتخابات تهران معرفی شدند در همین حال، بر اساس تازه ترين آمار منتشر شده از شمارش آرای استان تهران، ۱۴ کانديدای اصولگرا به عنوان منتخبين مردم تهران معرفی شده اند و انتخاب ۱۶ نماينده ديگر تهران نیز به دور دوم کشيده شده است. نتيجه شمارش آرای بيش از نيمی از صندوق های رای گيری حوزه انتخابيه تهران، ری، شميرانات و اسلام شهر نشان می دهد که ۱۴ نامزد از ليست های «جبهه متحد اصولگرايان» و «ائتلاف فراگير اصولگرايان» به عنوان منتخبين دور اول انتخابات مجلس هشتم در حوزه تهران بزرگ به مجلس راه يافته اند. همچنين ۳۲ کانديدا هم به عنوان نامزدان راه يافته به دور دوم انتخابات مجلس شورای اسلامی معرفی شده اند. در ميان اين ۳۲ نفر نام چند کانديدای ائتلاف اصلاح طلبان نیز وجود دارد. نام پنج نفر از ۱۴ کانديدايی که به عنوان کسب کنندگان بيشترين تعداد رای در تهران معرفی شده اند، در هر دو ليست «جبهه متحد اصولگرايان» و «ائتلاف فراگير اصولگرايان» وجود دارد اما نام هفت نفر فقط در ليست «جبهه متحد اصولگرايان» قرار دارد. در انتخابات مجلس هشتم، محافظه کاران، نامزدهای خود را در مجموع زير دو عنوان جبهه متحد و ائتلاف فراگير اصولگرايان معرفی کرده اند. ائتلاف فراگير اصولگرايان نيز که تنها پنج نامزد مشترک با جبهه متحد دارد به افرادی چون محمد باقر قاليباف، شهردار تهران، علی لاريجانی، دبير سابق شورای عالی امنيت ملی و محسن رضايی، دبير مجمع تشخيص مصلحت نظام نزديک هستند. در اين بين نام برخی از کانديداها به طور مشترک در هر دو فهرست وجود دارد. حداد عادل، رييس مجلس هفتم شورای اسلامی که بر اساس گزارش خبرگزاری ها تا اين لحظه بيشترين تعداد آرای حوزه تهران بزرگ را کسب کرده است، در هر دو ليست اصولگرايان سر ليست است. مرتضی آقا تهرانی، نماينده اصولگرای مجلس هفتم، احمد توکلی رييس مرکز پژوهش های مجلس که در ماه های گذشته انتقادات تندی از دولت محمود احمدی نژاد مطرح کرده است و محمد رضا باهنر، نايب رئيس مجلس پس از حداد عادل، نفرات دوم تا چهارم اين ۱۴ نفر هستند. علي مطهری، حسن غفوری فرد، شهاب الدين صدر، بيژن نوباوه وطن، عليرضا مرندی، علي عباسپور تهراني فرد، حميدرضا كاتوزيان، اسماعيل كوثری، رضا اكرمی و فاطمه آليا به ترتیب سایر کاندیداهایی هستند که خبرگزاری های ایران از آنان به عنوان نامزدانی نام برده اند که تا کنون بیشترین آرای حوزه انتخابیه تهران بزرگ را کسب کرده اند. «جبهه متحد اصولگرايان» معتقد است که فهرست آنها مورد قبول جامعه مدرسين حوزه علميه قم، جامعه روحانيت مبارز و ۵۰ گروه و جريان اصولگرا است و شعار آنها نيز «پروا مکن بشتاب، همت چاره ساز است» تعيين شده بود. در مقابل «ائتلاف فراگير اصولگرايان» هم معتقد است که «در ساير ليست ها افرادی وجود دارند که از عهده وظايفشان بر نمی آيند». اختلافات دو گروه اصولگرا تا جايی پيش رفت که پنج نفر از افراد سرشناس محافظه کار از جمله علی اکبر ولايتی، مشاور بين الملل آيت الله خامنه ای برای ايجاد توافق ميان آنها به رايزنی های گسترده ای پرداختند، ولی موفق نشدند تا فهرست مشترکی از نامزدهای اصولگرا معرفی کنند. با اين حال نام برخی کانديداها در هر دو ليست وجود دارد. اعتراض اصلاح طلبان از سوی دیگر، به گزارش منابع خبری نزدیک به ائتلاف اصلاح طلبان، تعدادی از کانديداهای اين ائتلاف در پی آنچه «در پی تعلل وزارت کشور در اعلام نتايج شمارش آرا در تهران و شايعه دخل و تصرف در انتخابات به نفع يک جريان سياسی خاص» با حضور در ستاد انتخابات کشور خواهان اطلاع از نتايج واقعی شمارش آرا شدند. نتيجه شمارش آرای بيش از نيمی از صندوق های رای گيری حوزه انتخابيه تهران، ری، شميرانات و اسلام شهر نشان می دهد که ۱۴ نامزد از ليست های «جبهه متحد اصولگرايان» و «ائتلاف فراگير اصولگرايان» به عنوان منتخبين دور اول انتخابات مجلس هشتم در حوزه تهران بزرگ به مجلس راه يافته اند.
مجيد انصاری، جواد اطاعت، و اسحاق جهانگيری کانديداهای ستاد ائتلاف اصلاح طلبان به همراه حسين مرعشی، رييس ستاد ائتلاف اصلاحطلبان در تهران، عصر روز شنبه ۲۵ اسفند ماه با وزير کشور و معاون سياسی وی ديدار کردند. جواد اطاعت دربار مذاکرات خود با مقامات وزارت کشور گفت:«ما از وزارت کشور درخواست کرديم که در شمارش آراء سرعت بيشتری به کار گرفته شود و آمار تهران به صورت تدريجی برای جلوگيری از ايجاد شبهه و شايعات اعلام شود.» مصطفی پور محمدی، وزير کشور جمهوری اسلامی ايران پس در ساعات پايانی جمعه ۲۴ اسفند ماه اعلام کرده بود که نتيجه شمارش آرای اين دوره از انتخابات خلاف سنت گذشته، به مرور اعلام نمی شود و وزارت کشور پس از شمارش آرا نتايج را رسماً اعلام می کند. وزير کشور جمهوری اسلامی همچنين گفته بود که نتيجه شمارش آرای تهران دو روز پيش از آغاز سال نو اعلام می شود. «حرف و حديث های انتخابات تهران» عبدالواحد موسوی لاری، رييس ستاد ائتلاف اصلاح طلبان با اشاره به اين که « نحوه شمارش آراء را مهم ترين مسئله ای که امروز بايد مورد توجه قرار گيرد»، گفت:« طبق گزارشاتی که از سراسر کشور مي رسد ما با شرايط متفاوتی روبه رو هستيم و مهم ترين مسئله ای هم که امروز برای ما حائز اهميت است يکدست بودن جريان نظارت و اجرا و راه ندادن نمايندگان کانديداها سر صندوق های رأی و بي اطلاعی مطلق از سرنوشت انتخابات است». آقای موسوی لاری با تاکيد بر اين که «هيچ اطلاعی از نحوه شمارش آرا نداريم»، گفت: «متاسفانه امروز شرايط به سمتی رفته که نگرانی نسبت به سلامت انتخابات وجود دارد. اما متأسفانه اين حساسيت را مسئولان اجرا و نظارت در نظر نگرفتهاند و لذا سرنوشت انتخابات در تهران کاملاً مبهم است و در خيلی مناطق حرف و حديث های زيادی مي رسد.» در همين حال براساس آخرين گزارش ها از شمارش آرای انتخابات هشتمين دوره مجلس تاکنون آمار نهايی ۱۵۱ حوزه انتخابيه از سوی ستاد انتخابات کشور اعلام شده است. وزير کشور روز شنبه از مشارکت شصت درصدی در انتخابات خبر داد و گفت:« در اين مرحله از انتخابات حدود ۲۵ ميليون نفر مشارکت عمومی داشته ايم .» |
||
|
2
نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386ساعت 23:7  توسط mohammad reza.t.... |
|
||
|
|
کارنامه سیاسی مجلس هفتم: از انفعال داخلی تا ایستادگی خارجی |
|
|||||
|
بررسی کارنامه عملکرد سیاسی مجلس هفتم شورای اسلامی کار ساده ای نیست، از سویی باید در نظر داشت که این مجلس با ترکیب اکثریت اصولگرایی که داشت و نقطه مقابل مجلس ششم با اکثریت اصلاح طلب بود، عملکرد و استراتژی کاملاً متفاوتی در پیش گرفته بود.
این تفاوت باید در تمام طول مسیر بررسی عملکرد مجلس هفتم در ذهن باشد تا به درک علت اتخاذ روش و تصمیمات اتخاذ شده کمک کند. از نگاه ناظران، اصولاً مسئله این بود که مجلس هفتم در حوزه سیاست داخلی با نگاه به آنچه در دوران مجلس ششم اتفاق افتاده بود، نمی خواست وارد مسائل سیاسی شود. بر اساس آمارهای تهیه شده از عملکرد مجلس ششم، از ۱۰۶۰ نطق ایراد شده در مجلس، تنها سی و هفت درصد به مسائل سیاسی مربوط بودند. به اعتقاد کارشناسان، مجلس هفتم می خواست مجلس ششم نباشد و دراین راه اساس کار خود را هم روی شعارهای اقتصادی تنظیم کرد و نمی خواست وارد مسائل سیاسی ای شود که طبیعتاً با کنش و واکنشهای مختلف همراه می شد. اسماعیل گرامی مقدم از طیف اقلیت مجلس هفتم در این رابطه تأکید می کند که مجلس هفتم سعی می کرد اصلاً وارد حوزه های تنشزای سیاسی نشود، به گفته او، مجلس هفتم بر همین اساس طبق روش رئیس مجلس یعنی غلامعلی حداد عادل عمل می کرد که خواهان "مجلس آرام" بود و نمی خواست صدای مخالفی از مجلس به گوش برسد و حتی دو صدایی را بین خودشان (جناح اصولگرا) هم کنترل کردند تا مجلس، مجلس آرامی باشد.
از همین رو در دوران مجلس هفتم، از تحقیق و تفحصهای دوران مجلس قبلی عملاً خبری نشد و چند مورد تحقیقات از دستگاههای مختلف هم به عرصه عمومی راه پیدا نکرد یا اگر هم پیدا کرد، پوشش و توجه خاصی به آنها مبذول نشد. از دید برخی کارشناسان، علت این امر بیشتر معلول وضعیت همسو و یکدستی ایجاد شده میان قوای سه گانه ای بود که اصولگرایان و به عبارتی محافظه کاران در تمامی آنها دست برتر را در اختیار گرفته بودند. مجلس هفتم در آغاز کار خود دو سال پایانی دولت محمد خاتمی را پوشش داد و در دو سال بعدی، دولت محمود احمدی نژاد را همراهی کرد که او هم زمام دولتی را در دست گرفته بود که همانند تفاوت مسیر مجلس هفتم و ششم، پرچمدار روشی در جهت عکس سیاستهای دولت محمد خاتمی بود. بسیاری معتقدند که مجلس هفتم در برابر دولت محمود احمدی نژاد بیشتر حالت دنباله رو و حامی به هر قیمت و در هر وضعیتی را داشت، هرچند این ناظران مواردی را هم بر می شمارند که مجلس هفتم در برابر دولت حالت منفعل نداشت. اسماعیل گرامی مقدم، از نمایندگان جناح اقلیت اصلاح طلب مجلس هفتم معتقد است که مجلس دارای اکثریت اصولگرا در بحث رأی اعتمادها به دولت آقای احمدی نژاد و تا اندازه کمتری در بحث بودجه کشور، از خود عملکرد قابل تأملی بر جای گذاشت. به بیان این نماینده مجلس، در موضوع رأی اعتماد به وزیرانی که محمود احمدی نژاد به مجلس هفتم معرفی کرد، "مجلس دست بسته نبود و کاملاً موضع گرفت و چهار وزیر را انداخت و دو بار به وزیران پیشنهادی نفت رأی نداد که اینها جزو کارهای مثبت مجلس هفتم بود". اما در قضیه بودجه، به گفته آقای گرامی مقدم، مجلس واکنشهای خوبی نشان داد و به دولت تذکر داد که بودجه بیش از چهل میلیارد دلاری پیشنهادی تبعات منفی تورمی ایجاد خواهد کرد. البته به گفته آقای گرامی مقدم، این رویکرد مجلس فقط در حد ابراز انتقاد بود و در عمل، همان بودجه پیشنهادی دولت با همه مواردش در مجلس هفتم تأیید شد. اما این سکه روی دیگری هم دارد. اصولگرایان حاکم بر مجلس هفتم عملکرد این نهاد را مثبت می دانند و اتفاقاً آنها هم مثال بزرگ پایداری و استقلال مجلس را در بحث رأی اعتمادها جستجو می کنند. حسینعلی شهریاری نماینده زاهدان در مجلس هفتم که به جناح اکثریت تعلق دارد در این زمینه پا را فراتر می گذارد و عملکرد مجلس هفتم در بحث رأی اعتمادها را در تاریخ پس از انقلاب کم نظیر می داند. به گفته این نماینده جناح محافظه کار، مجلس هفتم در بحثهای مختلف و تعاملاتی که با دولت داشت به منافع ملی کشور توجه زیادی نشان می داد و بر اساس همین نگاه "حتی به شماری از لوایح پیشنهادی دولت رأی هم نداد".
اما در همین بحث رأی اعتمادها که از برجسته ترین شاخصهای بررسی عملکرد کارنامه سیاسی مجلس هفتم است، نکات دیگری هم وجود دارد. در تحلیل عباس عبدی، صاحب نظر در مسائل ایران، نکته اصلی آن است که مجلس هفتمیها اگرچه در بحث رأی اعتماد دادن به وزیران پیشنهادی، برخی را رد می کردند اما این کار بتمامی بر اساس نگاه کارشناسی نبود: "وزیری را برای تصدی وزارت تعاون رد کردند، وزارتخانه ای که در واقع در حد یکی از ادارات کل وزارتخانه های دیگر هم نیست، بعد آمدند و همان فرد را برای تصدی وزارت آموزش و پرورش تأیید کردند و به او رأی اعتماد دادند". نقطه نظر اصلی آقای عبدی آن است که مجلس در برابر دولت، "آن هم به خاطر برخورد رئیس دولت" از خود انفعال نشان داد: "مجلس (هفتم) هنوز مدعی است که دولت آقای احمدی نژاد در سال جاری سه میلیارد دلار بیشتر از اندازه تعیین شده و بدون مجوز مجلس، صرف واردات بنزین کرده است اما این مجلس نمی تواند از رئیس جمهور سؤال کند که شما این مبلغ را از کجا آوردی؟" اما در این میان با آنکه مجلس هفتم خواهان ورود به مسائل سیاسی به اصطلاح دردسرساز و چالش برانگیز نبود، در حوزه مسائل خارجی خود را تا اندازه زیادی فعالتر نشان داد. بر اساس آمارها، نمایندگان مجلس هفتم در سه سال اول عمر مجلس ۷۱۵ ملاقات مرتبط با مسائل سیاست خارجی با همتایان خارجی خود داشتند که در قالب سفرهای خارجی یا میزبانی این سفرها و سایر اشکال صورت گرفت. اما مهمترین حوزه فعالیت مجلس هفتمیها در بحث برنامه هسته ای کشور خود را نشان داد. حسینعلی شهریاری نماینده زاهدان در مجلس می گوید: "حوزه انرژی هسته ای یکی از شاخصهایی بود که مجلس هفتم ایستاد و از حقوق هسته ای ملت ایران دفاع کرد". خشنودی آیت الله خامنه ای از نحوه موضعگیری مجلس هفتم در بحث هسته ای که مصوبات آن را مهمترین مصوبات در تاریخ مجالس شورای اسلامی پس از انقلاب خواند، نکته مهمی بود که نظر به جایگاه رهبری و تجربیات گذشته، مجلس هفتم را به حرکت بیشتر در این مسیر تشویق کرد |
|||||||
|
2
نوشته شده در جمعه بیست و چهارم اسفند 1386ساعت 21:42  توسط mohammad reza.t.... |
|
|||||||
|
|
مصاحبه دبيركل جبهه مشاركت با روزنامه اعتماد |
|
|
اگر بخواهيم در يک مدل کوچک تر تاريخي شرايط فعلي را بررسي کنيم، آنچه قبل از دوم خرداد رخ داده بود مدل کوچک تري از وقايع امروز است...
------------------------------------ -اعلام نتايج بررسي صلاحيت نامزدهاي اصلاح طلب انتخابات مجلس، از سوي اين جناح سياسي «غيرقابل پيش بيني» عنوان شد. اگرچه از قبل مشخص بود که برخي اصلاح طلبان شاخص در هيات هاي اجرايي و نظارت با مشکلاتي مواجه مي شوند اما عدم «احراز صلاحيت» برخي چهره هاي داراي وزن سياسي بالا به شکلي بود که آقاي خاتمي آن را «فاجعه بزرگ» ناميد. سلسله عوامل چنين برخوردهايي را در کجا بايد جست وجو کرد؟ درخصوص بررسي صلاحيت ها و اعلام آن، هرچه گفته شود (مانند گفته هاي آقاي خاتمي و ديگران) کم و ناچيز است. براي بررسي اهميت اتفاقي که رخ داده و پاسخ به چرايي آن، بايد به اين نکته توجه کرد که پس از گذشت 30 سال از پيروزي انقلاب، در دوره يي متفاوت از ادوار گذشته قرار گرفته ايم. يعني صاحبنظران و ايدئولوگ هاي دولتي که امروز بر مسند امور نشسته اند، اساساً اعتقادي به راي مردم ندارند. به دليل اينکه چه در گذشته و چه در 5/2 سال اخير نيز دولت نشان داده که به طور کامل تحت تاثير اين ايدئولوگ ها قرار دارد، نظرات آنها اکنون جنبه اجرايي نيز يافته است. برخي از اين نظريه پردازان در گذشته به طور روشن اعلام کرده اند که در نظام اسلامي مکاني به نام پارلمان وجود خارجي ندارد. حتي پا را از اين هم فراتر گذاشته و مدعي هستند اگر حضرت امام در سال هاي ابتدايي انقلاب بر تشکيل پارلمان تاکيد داشته و از سوي خبرگان قانون اساسي و حقوقدان ها هم به عنوان يکي از فصول مهم در اين قانون گنجانده شده، به دليل ترس از متهم شدن به ديکتاتوري در دنيا بوده است. در واقع آنها معتقدند امام به دليل نگراني از به راه افتادن جو منفي عليه حکومت در اوايل انقلاب بر وجود کلمه «جمهوري» اصرار کرده و جملات ماندگار و درخشاني مانند «مجلس در راس امور است» و «ميزان راي ملت است» را بيان داشته اند.نکته قابل تامل اين است که از اولين دولت پس از انقلاب تا پايان دولت اصلاحات، هيچ گاه چنين نگاه و اعتقادي ديده نمي شود که راي مردم و پارلمان را فاقد جايگاه بداند. به طور طبيعي افراد معتقد به راي مردم و پارلمان - به عنوان رکن اساسي و تغييرناپذير نظام - ديدگاهي متفاوت از دولتي دارند که درخصوص اهميت راي مردم به گونه يي ديگر مي انديشد. در واقع اين اعتقاد پارلمان را يک نهاد «زائد» در نظام مي داند. - پس با اين تعريف، نگراني از نحوه برگزاري انتخابات و تضمين سلامت آن نيز به همين دليل مورد تاکيد اصلاح طلبان است؟ ريشه اين نحوه برخورد با کانديداهاي اصلاح طلب و حتي مستقل را بايد در همان اعتقادي که مورد اشاره قرار گرفت، جست وجو کرد. به طور طبيعي به دليل اينکه چنين نگاهي در ميان مجريان انتخابات وجود دارد، اين نگراني در نيروهاي دلسوز نظام و ائتلاف اصلاح طلبان وجود دارد که راي مردم تا چه حد محفوظ خواهد ماند و کارگزاران منسوب به دولت به چه ميزاني امانتدار راي مردم خواهند بود؟ اين ترديد آن زمان شدت مي گيرد که وقتي افراد و گروه هايي به يک موضوعي اعتقاد ندارند چگونه آن کار را به خوبي اجرا مي کنند؟ علاوه بر عملکرد دولت مساله ديگر به يکدستي شکل گرفته ميان قواي سه گانه بازمي گردد. نه تنها قواي سه گانه که تمامي نهادها و ارگان ها هم تا حد زيادي با مجموعه دولت و مجلس يکدست هستند. البته اين نگراني به معني نفي ضرورت هماهنگي ميان تمامي اجزاي يک حکومت براي پيشبرد بهتر برنامه ها نيست بلکه يکدستي، يکي بودن و به يک جناح فکري و سياسي تعلق داشتن، مولفه هاي نگراني اصلاح طلبان را تشکيل مي دهد. منظور اصلاح طلبان از هماهنگي اين است که در صورت تعلق هر يک از قوا به جناح هاي مختلف، نوعي همکاري ميان آنها براي کاراتر شدن دولت وجود داشته باشد که معناي آن کاملاً با «يکدستي» مدنظر برخي متفاوت است. نکته مهم در حال حاضر اين است که تعلق و همراهي کامل با يک جناح و تفکر سياسي خاص - آن هم نزديکي به طيف راديکال آن - هرگز در هيچ يک از ادوار گذشته ديده نشده است. همه اينها به طور معمول سبب مي شود بسياري از رفتارها و کارها که از ديدگاه ما غيرمنتظره است اتفاق بيفتد. اين بحث تنها درخصوص انتخابات مطرح نيست. در دوسال و نيم اخير مردم ايران در بسياري از عرصه ها شاهد اتفاقات عجيب بوده اند. بنابراين ردصلاحيت هاي بي سابقه در جريان انتخابات مجلس هشتم را بايد در راستاي همان اتفاقات ارزيابي کرد. البته اين يک اتفاق جديد است اما درخصوص دلايل رخداد آن، پاسخ من اين است که به همان دليلي که در دوسال و نيم گذشته بسياري از وقايع غيرمنتظره رخ داد، اين نيز اتفاق افتاده است. -رصد کردن نحوه رفتار دولت در حوزه هاي مختلف اعم از اقتصادي، سياست خارجي و داخلي در دو سال و نيم گذشته تا حدودي ممکن شده بود. اما بسياري از چهره هاي شاخص اصلاح طلب اساساً امکان برخورد شديد از سوي هيات هاي اجرايي و نظارت را رد کرده و شرايط داخلي و بين المللي را به عنوان دليل مدعاي خود عنوان مي کردند. چرا با وجود فرکانس هاي نهي کننده يي که از طرف مقابل مخابره مي شد، اصلاح طلبان نسبت به انتخابات مجلس هشتم ابراز خوش بيني مي کردند؟ البته احزاب سياسي در مواجهه با مسائل مختلف از جمله انتخابات بايد در ابتدا خوش بين باشند و نبايد بدبينانه ترين حالت ممکن را در نظر گرفت. آنچه امروز رخ داده حتي در تحليل هاي بدبين ترين افراد هم قابل پيش بيني نبود. دليل اين امر نيز اين بود که در انتخابات مجلس هفتم به تعبير رئيس جمهور و رئيس مجلس وقت، تکليف 190 کرسي آن از قبل تعيين شده و در حدود 90 کرسي امکان رقابت حداقلي وجود داشت. اگر دقت کرده باشيد چه در جريان آن انتخابات و چه ماه هاي پس از برگزاري آن، حزب مشارکت و سازمان مجاهدين انقلاب آماج اصلي حملات جناح مقابل بوده و در انتخابات مجلس هفتم نيز کانديداهاي عضو اين دو حزب اصلاح طلب براي ردصلاحيت در نظر گرفته شده بودند. اما در انتخابات بعدي، يعني انتخابات رياست جمهوري نهم، کانديداهاي گروه ها و احزاب مختلف تاييد شده و انتخابات با يک رقابت نسبي - از نظر سياسي - برگزار شد. دو حزب اصلي حامي دکتر معين در آن انتخابات، مشارکت و مجاهدين انقلاب بودند و ايشان به رغم روشن بودن وابستگي به اين احزاب مورد تاييد صلاحيت قرار گرفت. - البته اين اتفاق با دخالت رهبر انقلاب صورت گرفت و شوراي نگهبان در ابتدا صلاحيت دکتر معين را رد کرد. در نهايت دکتر معين در انتخابات حضور پيدا کرده و انتخاباتي کاملاً متفاوت با شرايط انتخابات مجلس هفتم برگزار شد. پس از انتخابات رياست جمهوري نهم نيز، انتخابات شوراهاي سوم برگزار شد که شرايطي متفاوت با دو انتخابات ماقبل خود يعني رياست جمهوري نهم و مجلس هفتم داشت. اين انتخابات نه مانند مجلس هفتم کاملاً غيررقابتي بود و نه مانند انتخابات رياست جمهوري با يک رقابت خوب برگزار شد. در واقع نوعي حالت «بينابيني» به وجود آمده و در سراسر کشور و حوزه تهران هم - به رغم اعتراضات اصلاح طلبان به نحوه شمارش آرا و اعلام نتايج - چهار نفر از نامزدهاي اصلي مورد حمايت اصلاح طلبان با راي مردم انتخاب شدند؛ اصلاح طلباني که تحليلي نسبتاً خوشبينانه درخصوص انتخابات مجلس هشتم داشتند، به اين روند نگاه مي کردند. -پس معتقد هستيد که نمي توان يک «مدل ثابت» براي رفتارهاي صورت گرفته با اصلاح طلبان در هر انتخابات ارائه کرد؟ بله، در روند طي شده نمي توان يک مبناي واحد را به عنوان دستور کار برگزاري انتخابات در نظر گرفت. به طور قطع اين مبنا براي برگزارکنندگان واحد نبوده و نتايج واحدي نيز نداشته است. بر اين اساس تلقي اصلاح طلبان اين بود که نمي توان از پيش دليل ارائه کرد که انتخابات مجلس هشتم حتماً مانند انتخابات مجلس هفتم خواهد شد و مي توان به متفاوت بودن آن نيز خوش بين بود. البته اکثر اصلاح طلبان بر اين باور بودند که انتخابات مجلس هشتم تفاوت معناداري با انتخابات دوره هفتم نخواهد داشت و اين نظريه طرفدار بيشتري داشت اما امکان تاکيد قطعي روي آن وجود نداشت. -استدلال اين دسته از اصلاح طلبان به علائم و اظهاراتي بازمي گشت که به طور رسمي، کانديداهاي نزديک به شما را از ثبت نام منع مي کرد؟ استدلال اين دسته از اصلاح طلبان اين بود که جناح مقابل که با پرداختن هزينه هاي گزاف توانست مجلس هفتم را به آن صورت شکل دهد و پس از آن دولت را نيز با روش هايي که ملاحظه شد در دست گرفته و اداره مي کند، به هيچ قيمتي حاضر به ريسک کردن و از دست دادن اين موقعيت نخواهد بود. در واقع تحليل اين بود که برخي جريانات به هر بهايي شده اکثريت مجلس هشتم را نيز حفظ کرده و بنابراين امکان متفاوت عمل کردن آنها در انتخابات اين دوره نزديک به صفر است. در واقع اين تحليل ها به اين نقطه مي رسيد که حداکثر اجازه خواهند داد اصلاح طلبان کمي بيشتر از مجلس هفتم وارد مجلس هشتم شوند. يعني حوزه هاي رقابت به گونه يي تنظيم شود که کمي بيشتر از اقليت مجلس هفتم در اين مجلس شکل بگيرد. آنها معتقد بودند حتي يک احتمال ضعيف هم براي حضور نامزدهاي اصلاح طلب در اکثر حوزه ها و رقابت با اصولگرايان وجود ندارد چرا که در آن صورت به دليل اقبال عمومي، نتيجه انتخابات کاملاً به سود اصلاح طلبان رقم خواهد خورد. -پس تا حدودي حدس مي زديد که چنين رفتاري در مرحله قبل از ثبت نام، ثبت نام و بررسي صلاحيت ها با اصلاح طلبان صورت بگيرد؟ چرا نظر اين گروه از اصلاح طلبان جدي تر گرفته نشد؟ نظر غالب در ميان احزاب اصلاح طلب اين بود اما تحليل هاي ديگر نيز مطرح بود. برخي با توجه به رفتارهاي دولت نهم، احتمال برخوردهاي بدتري نسبت به مجلس هفتم را مي دادند و عده يي ديگر نيز بر بهتر بودن فضا معتقد بودند. تحليل حزب مشارکت اين بود ولي ماه هاي آخر منتهي به ثبت نام، يک پارامتر ديگر نيز وارد معادلات تصميم گيري طرف مقابل شد. -منظور شما استقبال از اصلاح طلبان در سفرهاي استاني آقاي خاتمي مراسم روز دانشجوي دانشگاه تهران و ساير دانشگاه ها و حوزه هاي اجتماعي است؟ با عملکرد دولت و نظرسنجي هايي که برخي نهادها انجام دادند دريافتند طرفداران اصلاحات- يعني طرفداران آقاي خاتمي- داراي وضعيت بسيار مناسبي براي کسب اکثريت آرا بوده و اگر حتي يک مقدار فضا براي حضور کانديداهاي اصلاح طلب باز شود، امکان کسب راي قابل توجهي از سوي آنها وجود دارد. اين امر بسيار معنادار بود و مشکلات زيادي را براي طرف مقابل ايجاد مي کرد. اين نظرسنجي ها آنها را مصرتر کرد تا جايي که امکان دارد دايره حضور اصلاح طلبان در جامعه و خصوصاً در عرصه انتخابات را محدودتر ساخته و دست به رد گسترده صلاحيت ها بزنند. يک نکته ديگر نيز در تحليل رفتار صورت گرفته با اصلاح طلبان بايد مورد توجه قرار گيرد. در انتخابات گذشته از ابتداي انقلاب تاکنون همواره هيات هاي اجرايي اکثريت قريب به اتفاق کانديداها را تاييد کرده و تنها تعداد کمي که داراي سوابق خاص در مراجع چهارگانه بودند ردصلاحيت مي شدند. در واقع اين شوراي نگهبان بود که دست به ردصلاحيت هاي بيشتري مي زد و اين اتفاقات به پاي اين شورا نوشته مي شد. در اين دوره اما تحليلي وجود داشت که هيات هاي اجرايي منصوب دولت تعداد بسيار زيادي را رد خواهد کرد و سپس اين شوراي نگهبان خواهد بود که تعداد کمي از ردصلاحيت شدگان اصلاح طلب را به صورت قطره چکاني تاييد خواهد کرد. در اينجا شوراي نگهبان مرجع تظلم خواهي و بازگشت حقوق ردصلاحيت شدگان به آنها مي شد. -چرا چنين تصميمي گرفته شد؟ برخي چهره هاي اصلاح طلب معتقدند که مي خواستند به اصلاح طلبان ثابت کنند نهاد مورد انتقاد شما، ناجي شما خواهد بود؟ بله، برخي چنين نظري داشتند اما به دليل شناختي که اصلاح طلبان از شوراي نگهبان دارند، متوجه برخي «طرح ها» هستند اما حتي اگر نخواسته باشند به اصلاح طلبان نيز اين مساله را ثابت کنند علاقه مند بودند در ميان افکار عمومي اين تلقي را ايجاد کنند که شوراي نگهبان افرادي را که مورد ظلم قرار گرفته اند به عرصه انتخابات بازگردانده است. اتفاقي که رخ داد اين بود که هيات هاي اجرايي به همان شدت قابل پيش بيني دست به ردصلاحيت زد و شوراي نگهبان به صورت گزينشي دست به تاييد صلاحيت برخي از کانديداهاي کمتر شناخته شده زد يعني باز هم چهره هاي شناخته شده تر و راي آور اصلاح طلب يا تاييد نشده يا به صورت بسيار محدود مورد تاييد قرار گرفتند. يعني به طور عملي يک کار سياسي جهت دار مرحله بندي شده و با تقسيم کار دقيق صورت گرفت. اينکه گفته شود هيات هاي اجرايي و نظارت بدون برنامه ريزي و به صورت «خودسر» دست به چنين اقداماتي زده و پس از آن نيز شوراي نگهبان به صورتي که ملاحظه کرديد وارد صحنه شده و هيچ تفکر و سازماندهي در ميان آنها وجود نداشته نوعي ساده نگري است. - در صحبت هايتان به تکميل پروسه يکدست شدن حاکميت در دو سال و نيم گذشته گذري داشتيد. اعتقادي وجود دارد که به دليل اين همسويي نوعي «اعتماد به نفس کاذب» در جناح مقابل ايجاد شده که اگر همه اصلاح طلبان هم ردصلاحيت شوند هيچ گونه اتفاقي رخ نداده و واکنشي نشان داده نمي شود. آيا ردصلاحيت ياران امام که سابقه سال ها مبارزه عليه رژيم پهلوي و نمايندگي مجلس و وزارت در نظام را در کارنامه دارند به دليل اين اعتماد به نفس است؟ شايد به تعبيري بتوان به آن واژه «اعتماد به نفس» را اطلاق کرد اما به نظر من تعبير صحيح و مناسب اين دوره و حالت تصميم گيران «همسو» در حاکميت نمي تواند نام اعتماد به نفس به خود بگيرد. - اشاره اين تحليلگران به نوعي اعتماد به نفس حاصل از قدرت بازمي گردد نه پيروزي سياسي. چرا که همانطور که شما تحليل کرديد در صورت آسودگي خيال آنها از پيروزي، همه اصلاح طلبان را تاييد مي کردند و در ميدان رقابت سياسي آنها را شکست مي دادند. من مي خواهم همين نوع اعتماد به نفس حاصل از قدرت را رد کنم. اين اتفاق را اعتماد به نفس تعبير نمي کنم بلکه نوعي غفلت از واقعيات جامعه مي دانم که به دليل عدم درک آن، چنين رفتارهايي را در پيش گرفته اند. گاهي فردي با علم و اطلاع و توجه به همه واقعيات، تصميم گيري مي کند و در مواقعي از روي جهل و ناداني و بي توجهي تصميمي را اتخاذ کرده و در توهم و خيال خود همه چيز را بر وفق مراد مي بيند. آنچه امروز رخ داده از نوع دوم است. اگر بخواهيم در يک مدل کوچک تر تاريخي، شرايط فعلي را بررسي کنيم، آنچه قبل از دوم خرداد رخ داده بود مدل کوچک تري از وقايع امروز است. - يعني اتفاقات مجالس چهارم و پنجم؟ منظور من فقط فتح باب ردصلاحيت ها از سوي شوراي نگهبان و تشکيل اين دو مجلس نيست. نهادها و محافل غيررسمي که به نحوي به وسيله برخي نهادهاي حکومتي مورد حمايت بودند نيز شباهت هايي به برهه زماني کنوني دارند. در آن دوره نيز اگر نمي خواستند، اجازه برگزاري هيچ سخنراني را در دانشگاه ها صادر نمي کردند. برهه زماني قبل از دوم خرداد اوج فعاليت گروهک هايي بود که به طور آشکار، تريبون هاي دانشگاه و جلسات نيروهاي منتقد را برهم مي زدند. در همان سال ها مجلس چهارم شکل گرفت که شباهت هاي زيادي به مجلس هفتم داشت و مجلس پنجم اگرچه با فضاي متفاوت تري تشکيل شد اما جهت گيري کلي آن شبيه مجلس چهارم بود. به طور قطع تا يک سال قبل از دوم خرداد هيچ کس پيش بيني وقوع چنين حادثه بزرگي را نداشت. در آن دوره هنوز تعبير اصلاح طلب و اصولگرا مرسوم نبوده و بيشتر جامعه با عناويني مانند چپ و راست از گروه هاي سياسي ياد مي کرد اما تقريباً همه يقين داشتند که کانديداي جناح راست- با توجه به حمايت هاي بي سابقه عددي و لجستيکي- رئيس جمهور آينده ايران خواهد شد. اما در دوم خرداد همه چيز تغيير کرد. امروز تحولات جامعه با شدت بيشتري نسبت به آن دوران در حال شکل گرفتن است. اينها همه مسائلي است که در جامعه انباشته شده و در موقع مقتضي اثرات خود را نشان خواهد داد. اکنون اگرچه طرف مقابل اين احساس را دارد که در اتخاذ تصميمات بزرگ غيرمعقول، هيچ مانعي بر سر راه آنها وجود ندارد اما اين تصميمات در آينده يي نزديک نتايج خود را آشکار خواهد کرد. به هيچ وجه اين گونه نيست که جامعه متوجه اين گونه مسائل نشود. در واقع نبايد اين انتظار در ميان حاميان اصلاح طلبان ايجاد شود که جامعه فرداي روز اعلام ردصلاحيت ها يا ساير تصميمات غيرمتعارف دولت و مجلس دست به واکنش بزند. چنين اتفاقي در جامعه ايران بسيار بعيد است چون مردم در شرايط فعلي بيش از همه دوره ها مخالف برهم خوردن نظم اجتماعي هستند و به نظر من رفتار کاملاً درستي نيز هست. به دليل اينکه عده يي مي گويند با وجود رد صلاحيت هاي گسترده و حذف احزاب و استادان منتقد هيچ اتفاقي در جامعه رخ نداد بايد به اين نکته توجه داشته باشند که معناي اتفاق اين نيست که همين امروز خود را نشان دهد. بايد ديد رفتارهاي چند سال اخير در اذهان مردم چه اثراتي برجاي خواهد گذاشت. - شما اعتقاد داريد مردم در فلان روستا يا شهرستان با وجود تبليغات پرحجم صورت گرفته توسط رسانه هاي عمومي و وارونه جلوه دادن برخي واقعيت ها متوجه برخوردهاي صورت گرفته با منتقدان و اصلاح طلبان هستند. من نمي خواهم بگويم که در همه نقاط کشور و حتي فلان روستا و شهر دورافتاده که مردم جز رسانه هاي دولتي به روزنامه يا سايت اينترنتي دسترسي ندارند هم اين آگاهي شکل گرفته اما معتقدم عموم مردم به خوبي اين وقايع را زير نظر داشته و متوجه آن مي شوند. حتي چهره هاي جناح راست که اکنون از عملکرد هيات هاي اجرايي، نظارت و شوراي نگهبان دفاع مي کنند نيز به خوبي متوجه مي شوند که برخوردهاي صورت گرفته تا چه اندازه غيرعاقلانه و خلاف اصول انقلاب و نظرات و عملکرد امام است. آنچه مردم در ذهن و درون خود قضاوت مي کنند، اين است که اين انتخابات، انتخابات مناسب و منطبق با اصول فعاليت سياسي نيست. فضاي نه چندان انتخاباتي و کم توجهي که اکنون در جامعه نسبت به انتخابات وجود داشته و حتي بسياري از رسانه ها و گروه هاي اصولگرا نيز به آن اذعان مي کنند، محصول همين نگرش مردم و واکنش ابتدايي آنان به انتخابات است. در دوران قبل از دوم خرداد 76 نيز نمي توان سطح دريافت اطلاعات همه مردم در اقصي نقاط کشور يا در بين نخبگان و دانشجويان در شهرهاي بزرگ را يکي دانست اما قضاوت عمومي يکي بوده و نتيجه روشن آن نيز اين بود که پراکندگي آرا در کل کشور و حتي مناطق مختلف تهران در دوم خرداد 76 يکسان بود يعني براي مثال راي برخي مناطق مذهبي نشين يا شهرک هايي که نيروهاي محترم مسلح در آنها ساکن هستند با اختلاف بسيار جزيي، با آراي مناطق شمالي تهران يا شهرهاي ديگر کشور يکسان بود پس بايد توجه داشت که وقايعي که اکنون رخ داده و به طور معمول صاحبان قدرت هنگام ارتکاب آن نسبت بدان بي توجه هستند، بي پاسخ نمي ماند. اما تجربه يي که بسياري از صاحبان قدرت داشته و پس از مدتي دريافته اند که اي کاش در نحوه رفتار خود تجديدنظر مي کردند، اکنون در تاريخ مصاديق فراوان دارد. |
||
|
2
نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم اسفند 1386ساعت 22:21  توسط mohammad reza.t.... |
|
||
|
|
طلاعيه جبهه مشاركت ايران اسلامي درباره ردصلاحيت گسترده نامزدهاي انتخابات توسط هيأتهاي اجرايي |
|
||
|
||||
|
2
نوشته شده در دوشنبه بیستم اسفند 1386ساعت 23:1  توسط mohammad reza.t.... |
|
||||
|
|
افزایش انتقادها از دولت احمدی نژاد در آستانه انتخابات مجلس |
|
|
صحنه مبارزات انتخاباتی اصلاح طلبان برای انتخابات روز جمعه مجلس شورای اسلامی به انتقاد از سياست خارجی و برنامه های اقتصادی محمود احمدی نژاد تبديل شده است. در يکی از صريحترين انتقاد ها که روز يکشنبه ابراز شد، مهدی کروبی، دبير کل حزب اعتماد ملی بدون نام بردن از رييس جمهوری اسلامی گفت که سخنرانی های «تحريک آميز» به برنامه هسته ای ايران ضربه زده است. آقای کروبی در يک کنفرانس خبری به خبرنگاران گفت: «سياست ما بر پايه تنش زدايی است و ما خواهان تعامل با همه دنيا به جز اسراييل هستيم.» دبيرکل اعتماد ملی که حزب تحت رهبری وی گفته است به صورت فعالانه در انتخابات شرکت می کند اظهار داشت: «اگر اعضای حزب اعتماد ملی به مجلس راه پيدا کنند در موضع هسته ای بر اساس اصول انقلاب حرکت خواهند کرد اما هيچ گاه ديگران را تحريک نکرده و بهانه ای دست آنها نخواهند داد.» به نظر بسياری از ناظران سياسی، انتخابات روز جمعه که در آن رقابت اصلی ميان گروه های اصولگرا با يکديگر و سپس با اصلاح طلبان است معياری برای سنجش ميزان محبوبيت دولت محمود احمدی نژاد به شمار می رود که سياست های وی در سه سال گذشته مورد انتقاد های شديد داخلی و خارجی بوده است. رييس جمهوری اسلامی ايران متهم است که با در پيش گرفتن سياست های تندورانه در برابر دنيای خارج به انزوای ايران و صدور سه قطعنامه عليه جمهوری اسلامی کمک کرده است و در سياست داخلی نيز موج سرکوب زنان، دانشجويان و کارگران را شدت بخشيده است. در عرصه اقتصادی نيز به رغم افزايش سريع درآمدهای نفتی، سياست های دولت آقای احمدی نژاد به رشد نقدينگی، افزايش واردات و بالا رفتن نرخ تورم منجر شده است. رييس سابق مجلس شورای اسلامی در بخش ديگری از سخنان خود گفته است که ايران بايد با «دشمنان» خود از جمله آمريکا به گفت وگو بپردازد. به نظر بسياری از ناظران سياسی، انتخابات روز جمعه که در آن رقابت اصلی ميان گروه های اصولگرا با يکديگر و سپس با اصلاح طلبان است معياری برای سنجش ميزان محبوبيت دولت محمود احمدی نژاد به شمار می رود که سياست های وی در سه سال گذشته مورد انتقاد های شديد داخلی و خارجی بوده است. آقای کروبی گفت: «قطع رابطه ای که با آمريکا صورت گرفته نبايد تا ابد باشد، هر چند ظلم هايی از سوی آمريکايی ها ... صورت گرفته اما اگر اين کشور حقوق ما را رعايت کند و سلطه نخواهد ، مسئله مذاکره با آمريکا نيز دنبال خواهد شد.»
انتقاد به عملکرد اقتصادی دولت محمد رضا خاتمی، دبير کل سابق جبهه مشارکت اسلامی که بسياری از نامزدهای آن برای انتخابات از سوی شورای نگهبان رد صلاحيت شده است نيز به انتقاد از سياست های اقتصادی دولت و مجلس هفتم پرداخته و گفت: «آقايان شعار اقتصادی دادند و اکنون تابلوی آن مشخص شده است، آقای خاتمی در سال ۷۶ چه شاخصهايی تحويل گرفت و در سال ۸۴ چه شاخصهايی تحويل داد؟ يا همينطور مجلس ششم. دولت آقای احمدی نژاد به برکت سرمايهگذاری های سالهای پيش دائما ورزشگاه و کارخانه افتتاح میکند، آيا دولت احمدی نژاد چيزی باقی گذاشته است که دولتهای بعدی افتتاح کنند؟» وی که در يک مناظره با محمدرضا باهنر، نايب رييس مجلس هفتم شرکت کرده بود، سلامت انتخابات هشتم را زير سوال برد و گفت: « احساس می کنم که شور و نشاط تلويزيون کمتر از هميشه شده و شايد احساس می کنند که چون قرار است در جای ديگری سرنوشت مجلس رقم بخورد خيلی نيازمند تبليغات نباشد، ما به شدت نسبت به سلامت انتخابات نگرانيم. فکر میکنيم که تکليف مجلس از قبل مشخص شده است.» اصلاح طلبان درون نظام جمهوری اسلامی ايران در ماه های اخير نسبت به روند برگزاری انتخابات و يکدست بودن اعضای هيات های اجرايی و نظارت برای بررسی صلاحيت نامزدها انتقاد کرده و دولت محمود احمدی نژاد و شورای نگهبان را مسئول سردی فضای انتخابات دانستند. صاحب نظران در ايران معتقدند که قانون انتخابات جمهوری اسلامی با «ايرادهايی اساسی» رو به رو است. اين گروه از منتقدان جمهوری اسلامی می گويند که روش تعيين صلاحيت نامزدهای انتخابات در شورای نگهبان، قانون تعيين اعضای شورای نگهبان، شرايط تعيين شده برای نامزدی و همچنين برپايی انتخابات بدون حاضرين ناظرين مستقل، از جمله موضوعاتی هستند که برپايی انتخابات «سالم و آزاد» را در ايران، غير ممکن کرده است. از جمله شرايط مناقشه برانگيز برای نامزدی در انتخابات مجلس در ايران «ابراز وفاداری به اصل ولايت فقيه و التزام عملی به نظام جمهوری اسلامی» است که موجب می شود تا هيچ يک از سياستمداران منتقد و مخالف آيت الله خامنه ای و نظام جمهوری اسلامی، هيچ گاه نتوانند در انتخابات نامزد شوند. |
||
|
2
نوشته شده در دوشنبه بیستم اسفند 1386ساعت 22:48  توسط mohammad reza.t.... |
|
||
|
|
نهضت آزادی: در حوزه های رقابتی شرکت می کنیم |
|
||
|
نهضت آزادی ایران و سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران با صدور بیانیه های جداگانه ای درباره انتخابات مجلس هشتم اعلام کردند در معدودی از حوزه ها که امکان رقابت وجود داشته باشد، شرکت خواهند کرد.
در بیانیه نهضت آزادی، که از تشکل های منتقد جمهوری اسلامی است، آمده است: "عملکرد نهضت آزادی ایران پس از انقلاب اسلامی نشان از آن دارد که راهبرد اصلی این حزب برای حضور در عرصه های انتخابات، تقویت فرآیند دموکراسی بوده و از این رو همواره عرصه انتخابات را فرصتی برای پیگیری این راهبرد قلمداد کرده است." به نوشته این بیانیه به همین دلیل تعدادی از اعضای این حزب در تهران و شهرستان ها برای کاندیداتوری انتخابات مجلس ثبت نام کردند که همان طور که پیش بینی می شد صلاحیت همگی آنها در هیات های اجرایی، نظارت و شورای نگهبان رد شد. در ادامه این بیانیه آمده است که رد صلاحیت قریب به اتفاق نامزدهای جبهه مشارکت، سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی و نهضت آزادی نشان از "برنامه ای از پیش تعیین شده" دارد و به دلیل گستردگی رد صلاحیت ها "در تحلیل اولیه امکان هرگونه مشارکت اثربخش از احزاب دموکراسی خواه سلب شده است." در ادامه این بیانیه با ارائه تحلیلی از فرایند پیموده شده در انتخابات کنونی، این گونه نتیجه گیری شده است: "در انتخابات پیش رو، تنها در نظر گرفتن موارد غیررقابتی و غیرآزاد بودن انتخابات در سنجش میزان تقویت فرآیند دموکراسی مفید نيست و بسیاری از "ملاحظات عملی" نیز باید از سوی گروه های سیاسی مورد توجه قرار گيرد. تمام این ملاحظات نظری و عملی دررويارويی با برنامه امنیتی و چند وجهی حاكمان تماميت خواه باعث شده است که برخی از گروه های اصلاح طلب با قرار گرفتن در وضعیت "نه شرکت، نه عدم شرکت" در واقع یک تاکتیک میانه به عنوان "مشارکت محدود" را انتخاب كنند. از نظر این گروه ها این گزينه تنها راه گذار از شرايط دشوار كنونی بوده است." نهضت آزادی ایران در پایان این بیانیه از مردم خواسته است در حوزه هایی که امکان رقابت وجود دارد، به کاندیداهای دموکراسی خواه رای دهند: "نهضت آزادی ایران ... با وجود مشاهده گزارش موارد پرشمار نقض آزادی و سلامت انتخابات و غیر رقابتی بودن انتخابات مجلس هشتم در بیشتر حوزه ها ... به مردم عزیز ایران پیشنهاد می کند که به منظور اعتراض به انتخابات فرمایشی، تنها در حوزه هایی که امکان رقابت موثر وجود داشته باشد به نامزدهایی رای دهند که میتوانند با پیروی از روش و منش مدرس ها، مصدق ها، بازرگان ها و سحابی ها، شجاعانه به دفاع از حق حاکمیت ملی و حاکمیت ملت ایران پرداخته، آزادی مردمان را به مال و مقام ناچیز دنیا نفروشند." اعتراض به اقتدارگرایان و گلایه از اصلاح طلبان
سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران، از تشکل های اصلی اصلاح طلب، نیز با صدور بیانیه ای به روند برگزاری انتخابات اعتراض کرده و اعلام کرده به دلیل همراهی با ستاد ائتلاف اصلاح طلبان، و علی رغم پاره ای اختلاف نظرها، در انتخابات مجلس هشتم از لیست ائتلاف اصلاح طلبان حمایت خواهد کرد. این تشکل سیاسی که اکثریت قریب به اتفاق اعضایش که کاندیدای نمایندگی مجلس بودند، از سوی نهادهای ناظر بر انتخابات رد صلاحیت شده اند در بیانیه خود ابتدا روایت مفصلی از آنچه در چند ماه گذشته در صحنه انتخاباتی ایران گذشته، ارائه کرده است. در بخشی از این بیانیه که به مرحله رسیدگی شورای نگهبان به شکایات افراد رد صلاحیت شده از سوی هیات های اجرایی و نظارت می پردازد، آمده است: "براساس اطلاعات موثق واصله، این شورا طی اقدامی کاملا بی سابقه در جمهوری اسلامی، که ندامت نامه نویسی های بعد از کودتای ۲۸ مرداد ۳۲ را در اذهان تداعی می کرد، با دعوت از تعدادی از کاندیداهای اصلاح طلب و تشویق ایشان به نوشتن توبه نامه، تایید صلاحیت ایشان را منوط به اعلام برائت از اصلاح طلبان و درخواست عفو کرد." در ادامه این بیانیه درباره ترکیب کاندیداهای تایید شده برای حضور در انتخابات مجلس هشتم آمده است: "براین اساس اصلاح طلبان به غیر از حوزه انتخابیه تهران، در خوشبینانه ترین ارزیابی ها، در سراسر کشور تنها برای حدود ۱۰۰ کرسی امکان حضور و تنها در ۵۰ کرسی امکان رقابت جدی دارند. در تهران نیز با رد صلاحیت ده ها نفر از اصلاح طلبان شناخته شده، ستاد ائتلاف در تهیه فهرست انتخاباتی تهران با مشکلات جدی مواجه شد. به این ترتیب و با توجه به آمار مذکور می توان بدون هیچ گونه تردیدی، قاطعانه اعلام داشت شورای نگهبان و مراجع نظارتی تابع این شورا با مهندسی ترکیب داوطلبان در حوزه های انتخابیه سراسر کشور، انتخابات دوره هشتم مجلس شورای اسلامی را به انتخاباتی غیرواقعی و غیر رقابتی و با نتایج از پیش تعیین شده حداقل برای دو سوم کرسی های مجلس تبدیل کرده است." سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی نیز مانند بسیاری از گروه های اصلاح طلب اعلام کرده "از یک سو نمی تواند موید بدعت غیرقانونی و مغایر با روح انقلاب و اساس نظام بوده و بر انتخاباتی که سرنوشت حدود دو سوم کرسی های آن از قبل مشخص شده است، مهر تایید بزند و از سوی دیگر نمی تواند نسبت به سرنوشت جنبش اصلاحی و مجموعه اصلاح طلبان بی تفاوت باشد." در نتیجه این سازمان نیز تصمیم گرفته است در چارچوب ستاد ائتلاف اصلاح طلبان از تعدادی از کاندیداها که با جنبش اصلاحی قرابت دارند، حمایت کند. اما نکته جالب توجه این بیانیه گلایه این تشکل از ارائه لیست انتخاباتی 30 نفره ائتلاف اصلاح طلبان در شهر تهران است. پیش از این گفته می شد بعضی از گروه های اصلاح طلب، از جمله سازمان مجاهدین انقلاب و جبهه مشارکت، با ارائه لیست سی نفره در تهران مخالفند و عقیده دارند باید ائتلاف اصلاح طلبان لیستی ناقص در تهران ارئه دهد تا اعتراض این ائتلاف به رد صلاحیت های گسترده نشان داده شود. در بیانیه سازمان مجاهیدن انقلاب، این گلایه به روشنی بیان شده است: "در حوزه انتخابیه تهران ... براین اعتقاد بودیم که مجموعه ائتلاف اصلاح طلبان از شرکت در انتخابات در این حوزه انتخابیه خودداری کرده و یا حداکثر به ارائه فهرستی حداقلی و اعتراضی از نامزدهای شناخته شده باقی مانده خود که به دام ندامت و تخریب گذشته اصلاحات گرفتار نیامده اند بسنده کند. اما برخی از پیشنهادهای سابق الذکر در ستاد ائتلاف با موافقت اکثریت آرا مواجه نشد. مع الوصف اگرچه سازمان پیشنهاد مذکور را همچنان تصمیمی مناسب برای حوزه انتخابیه تهران می داند اما به احترام تصمیم ستاد ائتلاف خود را ملزم به رعایت نظر اکثریت و شرکت در انتخابات در قالب ائتلاف اصلاح طلبان می داند." |
||||
|
2
نوشته شده در یکشنبه نوزدهم اسفند 1386ساعت 22:22  توسط mohammad reza.t.... |
|
||||
|
|
قوانین مناقشه برانگیز ایران درباره زنان |
|
||||
|
ایران جزء نادر کشورهایی به شمار می آید که در آن از روزها و مناسبتهای مختلف به عنوان روز زن یاد شده: روز تولد فاطمه زهرا دختر پیامبر اسلام، سالروز کشف حجاب (روز آزادی زن)، روز تولد مادر شهبانوی سابق ایران (روز مادر)، سپندارمزدگان روز ملی ـ باستانی گرامیداشت زن و زمین و هشتم مارس روز جهانی پاسداشت حقوق زنان.
با وجود تنوع در نامگذاری روز زن، حقوق زنان در ایران یکی از جدی ترین مباحث مورد انتقاد مدافعان حقوق بشر است. مرجان سی ساله دانشجوی رشته گرافیک دانشگاه تهران با نامناسب خواندن وضعیت زنان در ایران ازاین تنوعها به عنوان مناسبتهای شکلی یاد می کند: "ما در ایران روزهای گوناگونی را به اسم روز زن جشن می گیریم اما از رعایت حقوق زنان خبری نیست، در واقع حکایت ما مصداق ضربالمثل آفتابه و لگن هفت دست، شام و نهار هیچی است". نزدیکی هشتم مارس به ۲۴ اسفند، روز انتخابات هشتمین دوره مجلس شورای اسلامی از سویی و سختگیریهای مسئولان برای برگزاری مراسم بزرگداشت این روز از سوی دیگر، بهانه ای شد برای نگاهی به قوانینی در ایران که همواره برای طیف گسترده ای از زنان این کشور مناقشه برانگیز بوده است. حجاب اجباری مریم هیجده ساله در حالی که چادر مشکی تمام بدنش را پوشانده با گروهی از دوستانش در گوشه ای از پارک اندیشه تهران واقع در خیابان شریعتی مشغول درس خواندن است، او با وجود آنکه از محجبه بودنش بسیار راضی به نظر می رسد، قانون حجاب اجباری را غیرضروری می داند: "به نظر من باید به خانمها این امکان را بدهند که حجابشان را براساس عقیده شان و به طور آزادانه انتخاب کنند". برای بسیاری، حجاب اجباری تنها قانونی برای پوشاندن بخشی از بدن یا موی سر نیست بلکه در واقع قانونی برای اعمال محدودیتهای بیشتر بر زنان است. ندا ۳۲ ساله و فیلمساز مستند در حالی که زیر چشمی ماشین گشت ارشادی را که به آرامی از کنارش می گذرد، زیر نظردارد، حجاب اجباری را قانونی برای حذف زن از جامعه قلمداد می کند: "اگر من این امکان را داشتم که یک قانون را از مجموعه قوانین کشوری حذف کنم آن قانون، حجاب اجباری بود چون پوشاندن مو یا بدن ظاهر این قانون است ولی در اصل این راهی برای زیر ذره بین قرار دادن و کنترل همه جانبه رفتار زنان محسوب می شود".
با نگاهی که وحشت را بوضوح می توان در آن دید ماشین گشت ارشاد را دنبال می کند و با حالتی عصبی گوشه روسری اش را بین انگشتانش می پیچاند و حرفهایش را این گونه ادامه می دهد: "وقتی حجاب اجباری باشد یعنی تعدادی هم باید مأمور شوند تا به من (به عنوان زن) بگویند چی درست است و چی نادرست و این اهرمی گزینشی خواهد شد که افراد با سلیقه ها و عقاید مختلف رفتار و خواست ما را کنترل کنند و درصورت عدم سازگاری، محدود یا حذفمان کنند، در واقع به نام ایجاد امنیت برای ما تولید نا امنی میکنند و مدام ما را از تصویر موهومی که از رنگ سفید و سبز با دو تا چراغ بزرگ که در شهر آرام می چرخد و همه چیز را زیر نظر دارد (ماشین گشت ارشاد) در هراس می گذارند". سرپرستی کودکان از دیگر قوانینی که زنان، بخصوص مادران را طی این سالها نگران کرده قانون حضانت (سرپرستی) اطفال است خانم حدوداً پنچاه ساله ای که برای خرید عید همراه دختر و دامادش به خیابان آمده با اشاره به اینکه طبق قوانین جمهوری اسلامی حق سرپرستی فرزندان فقط تا هفت سالگی با مادر است حرفهایش را این گونه ادامه می دهد: "این قانون در حال حاضر به یکی از راههایی مبدل شده که مردان می توانند با توسل به آن همسرانشان را زیر فشار قرار دهند در حالی که به عقیده من بهتر است این حق به هر دو طرف داده شود". طلاق طلاق نیز از جمله مواردی محسوب می شود که تنگناها و محدویتهای بسیاری برای جامعه زنان ایجاد کرده و همواره مورد اعتراض طیف وسیعی از زنان جامعه است، هرچند مجلس ششم در سال ۱۳۸۱ بر ماده ۱۱۳۳ قانون مدنی که منحصراً حق طلاق را به مردان واگذار می کند، اصلاحیه ای نوشت اما همچنان روح این ماده قانونی، ناظر بر حمایت از مردان به نظر می رسد. دختر جوانی که با نامزدش در حال انتخاب حلقه ازدواج است با اشاره به برخی راههای قانونی که حق طلاق برابر را برای زنان فراهم می آورد داشتن این حق را یکی از حقوق ابتدائی زنان برمی شمرد: "خیلی بهتر بود اگر حق طلاق همان طور که به مرد داده شد به زنان هم داده می شد، البته زنان می توانند حق طلاق را جزء یکی از شرایط ضمن عقد بگذارند اما این باعث می شود در همان ابتدای ازدواج زوجهای جوان با بحث و گفتگوهای زیادی روبرو شوند". ارث
برابر نبودن حقوق زن و مرد در قانون حتی در زمینه های مادی از جمله ارثیه یکی دیگر از موضوعات مناقشه برانگیز میان زنان به حساب می آید. دختر جوانی که خود را کارمند یکی از ادارات دولتی معرفی می کند به این نابرابری معترض است: "به نظر من قانون ارثیه که در آن مردان دو برابر زنان ارث می برند قانون مناسبی نیست بهتر است در جامعه زنان و مردان به یک میزان از ارث برخوردار بشوند". سمتهای کلیدی داشتن حقوق مدنی برابر با مردان درخواست بسیاری از زنان در جوامع آزاد است، مطابق برخی تفاسیر که از قانون ایران می شود نیمی از جامعه یعنی زنان از داشتن حقوقی مانند تصدی پستهای کلیدی کشور محرومند. مریم، دانشجوی دانشگاه تهران با گروهی از همدوره ایهایش در حالی که همگی روسری سفید به سر دارند از یک هفته قبل از هشتم مارس تصمیم گرفتند با پوشیدن روسری سفید به استقبال این روز بروند. او که در حال بحث راجع به حقوق زنان است می گوید: "به عقیده من یکی از تبعیضهایی که بین زن و مرد در قانون اساسی آورده شده محروم کردن زنان از احراز پستهای مهمی همچون ریاست جمهوری یا قضاوت است". سفر به خارج در قوانین ایران زنان و دختران برای سفر به خارج از کشور باید از همسر یا پدرشان کسب اجازه کنند، گرچه مجلس ششم تلاشهای بسیاری انجام داد که در برخی موارد از جمله اعزام به خارج دخترانی که بورس دانشگاهی دریافت می کنند این قانون لحاظ نشود اما به دلیل مخالفت شورای نگهبان این قانون همچنان پابرجا ماند. نسرین بیست ساله که یکی از صمیمی ترین دوستانش به خاطر این قانون از ادامه تحصیل محروم شده عقیده دارد: "قانونی که به مردان اجازه می دهد در مورد سفر همسر یا دخترانشان تصمیم بگیرند بسیار ناعادلانه و به دور از قوانین جامعه مدرن است". لایحه حمایت از خانواده در این میان، فرستادن لایحه "حمایت از خانواده" از دولت به مجلس هفتم در سال گذشته نیز باعث مخالفت برخی از زنان شد، لایحه ای که به استاد ماده ۲۳ آن، مردان برای ازدواج مجدد تنها نیازمند اثبات توانایی مالی به دادگاهند. دانشجوی ۲۱ ساله ای که در رشته مددکاری دانشگاه علامه طباطبائی درس می خواند تصویب و اجرای چنین قانونی را برای جامعه بسیار نامناسب و ناعادلانه می داند |
||||||
|
2
نوشته شده در شنبه هجدهم اسفند 1386ساعت 22:46  توسط mohammad reza.t.... |
|
||||||
|
|
کروبی: اصلاح طلبان رویکرد تخریبی داشتند |
|
|
مهدی کروبی دبیرکل حزب اعتمادملی در گفتگو با هفته نامه آمریکایی نیوزویک بار دیگر به انتقاد از اصلاح طلبان پرداخته و گفته که آنان رویکردی تخریبگرانه داشته و ارکان اسلامی نظام حاکم بر ایران را زیر سؤال برده اند.
در این گفتگو که در سایت اینترنتی هفته نامه نیوزویک منتشر شده، آقای کروبی از محمد خاتمی، رئیس جمهور پیشین ایران نیز انتقاد کرده و گفته که آقای خاتمی در انتخابات ریاست جمهوری که برای تعیین جانشین او برگزار شد، اقتدار کافی برای محافظت از آرای مردم نداشت و با اینکه از او انتظار می رفت گزارشی از تخلفات انتخاباتی بدهد، تمایلی به این کار از خود نشان نداد. در انتخابات ریاست جمهوری، مهدی کروبی به عنوان یکی از نامزدهای اصلاح طلبان به رقابت پرداخت و پس از شکست در انتخابات اعلام کرد که در انتخابات تخلف شده و فرزند آیت الله خامنه ای، رهبر ایران در این "تخلفات" نقش داشته است. آن گونه که از اظهارات مهدی کروبی در مصاحبه با نیوزویک بر می آید، در صورتی که محمد خاتمی نامزد دور آینده انتخابات ریاست جمهوری شود، وی حاضر به حمایت از آقای خاتمی نیست. آقای کروبی گفته که حزب اعتمادملی در دور آینده انتخابات ریاست جمهوری نامزدی را معرفی خواهد کرد که عضو این حزب باشد، وی به پرسش خبرنگار نیوزویک که آیا این نامزد خود او خواهد بود یا نه پاسخ نداده اما گفته که در انتخابات پیشین ریاست جمهوری که هنوز حزب اعتمادملی تشکیل نشده بود، خود او در برخی مناطق کشور بیشترین آرا را کسب کرده و از این رو شانس حزب اعتمادملی برای پیروزی در انتخابات دور بعدی ریاست جمهوری زیاد است. آقای کروبی در مورد انتخابات دور آتی مجلس شورای اسلامی که قرار است چهارده مارس (24 اسفند) برگزار شود به نیوزویک گفته که اگرچه به نامزدها اجازه داده شده افرادی را به نظارت بر روند رأی گیری بگمارند اما همچنان نسبت به بروز تخلف در انتخابات نگرانیهایی دارد. مهدی کروبی و حزب تحت رهبری اش که عمدتاً از اصلاح طلبان میانه روتر تشکیل شده اند در این دوره از انتخابات کوشیده اند از دیگر اصلاح طبان که در تشکلی با عنوان ائتلاف اصلاح طلبان گردآمده اند فاصله بگیرند. آقای کروبی در آستانه ثبت نام داوطلبان نامزدی در انتخابات، طی مصاحبه ای که در روزنامه اعتمادملی منتشر شد و با استقبال نشریات اصولگرا مواجه گردید، انتقادات تندی از جبهه مشارکت و سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی کرد که عمده ترین تشکلهای اصلاح طلب در زمان ریاست جمهوری محمد خاتمی به شمار می رفتند و این تشکلها را متهم کرد که عامل ناکام ماندن اصلاحات شده اند. با این حال بیش از نیمی از داوطلبان مورد حمایت حزب اعتمادملی واجد شرایط نامزدی انتخابات تشخیص داده نشدند اما رایزنیهای آقای کروبی با شورای نگهبان و مقامات پرنفوذ باعث شد در ردصلاحیت بسیاری از آنان تجدیدنظر شود. در مقابل، داوطلبان مورد حمایت ائتلاف اصلاح طلبان که دور محمد خاتمی گردآمده اند به میزان بسیار کمتری از تجدیدنظر شورای نگهبان در مورد ردصلاحیت خود بهره مند شدند. در تهران که مهمترین و سیاسی ترین حوزه انتخابیه به شمار می رود، حزب اعتمادملی و ائتلاف اصلاح طلبان فهرستهای جداگانه ای از نامزدهای مورد حمایت خود منتشر کرده اند که نیمی از آنان مشترکند، در فهرست حزب اعتمادملی چند نامزد اصولگرا و مستقل نیز به چشم می خورند. در شهرستانها، اغلب نامزدهای مورد حمایت حزب اعتمادملی و ائتلاف اصلاح طلبان با هم مشترکند و در تعداد زیادی از حوزه های انتخابیه نیز اصلاح طلبان به دلیل ردصلاحیت داوطلبان مورد حمایت خود، نتوانسته اند نامزد معرفی کنند |
||
|
2
نوشته شده در شنبه هجدهم اسفند 1386ساعت 22:41  توسط mohammad reza.t.... |
|
||
|
|
تاسیس 'کمپین بین المللی برای حقوق بشر در ایران' |
|
|
تعدادی از فعالان حقوق بشر گروهی به نام "کمپین بین المللی برای حقوق بشر در ایران" تاسیس کرده اند.
این گروه هدف خود را "مقابله با نقض فاحش حقوق بشر و سرکوب دامنه گیر فعالان حقوق بشر و جنبش های اجتماعی" در ایران اعلام کرده است. هادی قائمی، از بنیانگذاران "کمپین بین المللی برای حقوق بشر در ایران" می گوید که این گروه کاملا مستقل است و وابستگی سیاسی ندارد. وی که در گذشته در سازمان دیده بان حقوق بشر فعالیت داشت، تاکید کرد: "کسانی که در سطح بین المللی برای ترغیب دولت ایران به اجرای تعهدات بین المللی اش به رعایت موازین حقوق بشر فعالیت می کنند، باید از هدف های سیاسی دور باشند." "کمپین بین المللی برای حقوق بشر در ایران" هنوز اسامی تمام فعالانی که با این سازمان در ارتباط هستند را اعلام نکرده است. یکی از بنیانگذاران اصلی کمپین یاد شده آرون رودز، از فعالان مطرح حقوق بشر در جهان است. وی در وین، پایتخت اتریش، مستقر است. اولین بیانیه صادر شده از سوی این کمپین تاکید کرده که وضعیت حقوق بشر در ایران از جمله وخیم ترین موارد در سطح جهانی است. مقام های جمهوری اسلامی با رد این اتهام، ایران را "یکی از آزادترین" کشورهای دنیا اعلام می کنند. اما بسیاری از گروه های طرفدار حقوق بشر از جمله سازمان دیده بان حقوق بشر و عفو بین الملل هم در ماه های اخیر هشدار داده اند که دولت ایران به نام امنیت ملی بطور فزاینده ای به سرکوب دگراندیشان اقدام می کند. از جمله مواردی که "کمپین بین المللی برای حقوق بشر در ایران" درباره آن نگران است تعداد بالای مجازات اعدام افراد به ویژه نوجوانان در ایران و مصونیت از پیگرد و مجازات در سطح گسترده برای ماموران اطلاعاتی و امنیتی است. این کمپین همچنین اولین گزارش خود را به تحلیلی درباره انتخابات آتی مجلس ایران اختصاص داده که در آن این انتخابات را به خاطر اعمال رد صلاحیت های گسترده مغایر با قوانین بین المللی و در نتیجه مخدوش ارزیابی کرده است. "کمپین بین المللی برای حقوق بشر در ایران" با هرگونه حمله نظامی به ایران که موجب کشتار وسیع در این کشور و منطقه شود، مخالف است. |
||
|
2
نوشته شده در شنبه هجدهم اسفند 1386ساعت 0:37  توسط mohammad reza.t.... |
|
||
|
|
خاتمی: باید این بازی را به هم بزنیم |
|
||||
|
داوطلبان اصلاح طلب نامزدی انتخابات مجلس شورای اسلامی که صلاحیتشان از سوی شورای نگهبان رد شده و امکان شرکت در رقابتهای انتخاباتی را نیافته اند جلسه ای با شرکت محمد خاتمی، رئیس جمهور پیشین ایران تشکیل دادند.
اين گردهمایی به دعوت ستاد ائتلاف اصلاح طلبان در مسجد امير المؤمنين واقع در بلوار مرزداران تهران تشكيل شد. محمد خاتمی طی سخنرانی اش در این گردهمایی نسبت به نقشه ای برای بیرون راندن اصلاح طلبان از حکومت هشدار داد و گفت: "نقشه ای وجود دارد که باید آن را برهم زد، ما باید این بازی را به هم بزنیم به هر صورتی که میسر است، بر این اساس با همه وجود در انتخابات، مظلومانه اما با نشاط شرکت می کنیم، خیلی ها نقشه های بزرگی کشیده اند که با حضور مردم در انتخابات خنثی می شود". رئیس جمهور پیشین ایران از ردصلاحیت شدگان خواست در صحنه انتخابات باقی بمانند و مردم را به رأی دادن تشویق کنند، چراکه به گفته وی، "بین کاندیداهای انتخابات مجلس هشتم نیروهایی پیدا می شوند که در کنار نیروهایی که از جانب شما به مجلس می روند می توانند روی اصول پافشاری کرده، نقشه ها و سلیقه های خاص را برهم بزنند". آقای خاتمی طی سخنرانی اش در این گردهمایی شرایط کنونی ایران را با دوران پس از درگذشت پیامبر اسلام مقایسه کرد که به گفته وی در آن، انتساب به پیامبر جرم به شمار می رفت: "امروز اگر دقت کنید می بینید که انقلاب، امام [آیت الله خمینی، بنیانگذار جمهوری اسلامی] و شخصیت آن بزرگوار مورد غفلت قرار می گیرد و به کسانی که در این زمینه دغدغه دارند اتهام وارد می شود". اشاره محمد خاتمی به این بود که بخشی از ردصلاحیت شدگان اصلاح طلب در زمان رهبری آیت الله خمینی به وی نزدیک بوده و بیش از کسانی که اکنون قدرت را در دست دارند از حمایت آیت الله خمینی برخوردار بودند.
آقای خاتمی تأکید کرد که نمی خواهد در مورد نظارت استصوابی شورای نگهبان که پس از درگذشت آیت الله خمینی اعمال می شود و ردصلاحیتها بر اساس آن صورت می گیرد صحبت کند اما نسبت به شیوه اجرای نظارت استصوابی ابراز نگرانی کرد و گفت: "کلیه کاندیداهای اصلاح طلبی که در این دوره رد صلاحیت شده اند انسانهایی مؤمن، شجاع و دارای سابقه انقلابی اند که در حساسترین مقاطع پایبندی خود را به این نظام و انقلاب اثبات کردند و مردم نیز اعتماد خود به این افراد را به انحای مختلف تا به حال نشان داده اند، بر این اساس، محروم کردن این افراد از شرکت در انتخابات از بین بردن حق مردمی است که میزان، رأی آنهاست و این مسئله خطرناکی است". در دور جاری انتخابات مجلس شورای اسلامی ایران حدود سی درصد از داوطلبان نامزدی در انتخابات که بیشترشان از اصلاح طلبان بودند ردصلاحیت شدند، رایزنیها و تجدیدنظرخواهیها باعث شد شورای نگهبان صلاحیت برخی از ردصلاحیت شدگان را تأیید کند اما آقای خاتمی در سخنرانی اش، روند تجدیدنظر در صلاحیتها را "مؤید نگرانی از رفتار مجریان انتخابات و اتفاقی تکاندهنده" خواند و گفت: "در این بازگشت مجدد به خاطر اعمال سلیقه ها همچنان غیبت برخی نیروهای جدی و شناخته شده جریان اصلاحات را شاهدیم".
رئیس جمهور پیشین ایران گفت در نتیجه ردصلاحیتها، جریان اصلاح طلب که به گفته وی، مورد توجه بخش اعظم جامعه است، در اکثر حوزه های انتخابیه امکان رقابت ندارد اما در عین حال تأکید کرد که باید در انتخابات شرکت کرد. وی دلیل اصرار خود بر شرکت در انتخابات به رغم عدم امکان رقابت برای اصلاح طلبان را "موقعیت حساس جامعه بشری، منطقه و تهدیدهای بزرگی" دانست که به گفته وی، اگر کارگر شود خشک و تر را با هم می سوزاند. محمد خاتمی مسئولیت هرگونه اقدامی در جهت عملی شدن این "تهدیدها" را متوجه کسانی دانست که به سلامت انتخابات و عوامل مؤثر در "پرشور" شدن آن خدشه وارد می کنند، وی در ادامه سخنانش در این باره گفت: "رفع تهدید از کشور هنر است، استقبال از تهدیدها و زمینه سازی برای آنها هنر نیست". آقای خاتمی از اصلاح طلبان خواست که در عرصه بمانند و جلوی نهادینه شدن "رویه نادرستی" که به گفته وی، انتقاد از حاکمیت را خروج از آن تعبیر می کند، بگیرند. وی در این باره گفت: "آنها که در زمان طاغوت زندان رفته اند دلشان برای نظام بیشتر از کسانی می سوزد که نمی دانیم کی هستند و از کجا آمده اند، ما از حاکمیت دفاع می کنیم اما باید توجه داشت که نباید با انتقادهایی که ما از حاکمیت می کنیم برخورد منفی صورت گیرد". او خطاب به اصلاح طلبان گفت: "شما اگر بیش از دیگران صلاحیت حضور در حاکمیت را نداشته باشید، کمتر از دیگران این صلاحیت را ندارید، باید از حق خود استفاده کنید زیرا عده ای تلاش می کنند با انحای مختلف شما را از صحنه خارج کنند، نباید گذاشت این مسئله اتفاق بیفتد". آقای خاتمی ادامه داد: "به هر اندازه باید در عرصه حاکمیت حضور داشت، این حضور را نباید از دست داد، البته با حفظ اصول و ارزشها نه اینکه برای ماندن در عرصه از مبنایی ترین اصولمان دست برداریم". رئیس جمهور پیشین ایران همچنین در سخنان خود هشدار داد که در شرایط کنونی ظاهرپرستی و خرافه پرستی بعضاً از تریبونهای رسمی تبلیغ می شود. |
||||||
|
2
نوشته شده در جمعه هفدهم اسفند 1386ساعت 13:14  توسط mohammad reza.t.... |
|
||||||
|
|
دانشجویان زندانی و «فیلم خط سیاه وزارت اطلاعات» |
|
|
مجيد شيخ پور، پويان محموديان و مقداد خليل پور، سه دانشجوی دانشگاه امير کبير با ارسال نامه ای سر گشاده به شعبه ۴۴ دادگاه تجديد نظر، دادگاه رسيدگی کننده به پرونده احسان منصوری، احمد قصابان و مجيد توکلی، سه دانشجوی در بند امير کبير توضيحاتی درباره فيلم اعترافات اين دانشجويان، با عنوان خط سیاه، که توسط وزارت اطلاعات ساخته شده، داده اند. مجيد شيخ پور، پويان محموديان و مقداد خليل پور، در ارديبهشت ماه سال جاری و در پی انتشارچهار نشريه دانشجويی، که مسوولان جمهوری اسلامی می گويند در آنها به مقدسات اسلام توهين شده است، دستگير و سپس آزاد شدند. پس از دستگيری اين سه دانشجو، مجيد توکلی، احسان منصوری و احمد قصابان، سه عضو ديگر انجمن اسلامی دانشگاه امير کبير به همين اتهام بازداشت شدند و از ارديبهشت ماه تا کنون همچنان در زندان هستند. اين سه دانشجو با وجود اينکه از اتهامات اصلی تبرئه شده اند و هر کدام ۸۰ ميليون تومان وثيقه در اختيار دادگاه گذاشته اند، هنوز از زندان آزاد نشده اند.
مجيد شيخ پور يکی از نويسندگان نامه سرگشاده به دادگاه رسيدگی کننده پرونده سه دانشجوی در بند امير کبير، در گفت و گو با راديو فردا می گويد که روز ۱۶ خرداد ماه ۱۳۸۶ از او به همراه پويان محموديان و مقداد خليل پور، احسان منصوری ، مجيد توکلی و احمد قصابان در زندان اوين فيلمبرداری شده است. مجيد شيخ پور درباره نحوه فيلمبرداری از اين دانشجويان توسط مسوولان زندان اوين می گويد:« قبل از فيلم برداری، با هر کدام از ما در اتاق هايی به صورت جداگانه صحبت شد و قرارمان اين بود که ما در جلسه فيلم برداری حاضر شويم و احسان منصوری، احمد قصابان و مجيد توکلی در مقابل ما اعتراف کنند و من، پويان محموديان و مقداد خليل پور بعد از شنيدن اين اعترافات آزاد شويم و فضای دانشگاه را آرام کنيم و اعلام کنيم که انتشار نشريات موهن، کار همين سه دانشجو بوده است.» در نامه سرگشاده سه دانشجوی دانشگاه امير کبير به دادگاه رسيدگی کننده پرونده احسان منصوری، احمد قصابان و مجيد توکلی آمده است:« آن چه در فيلم اخذ شده از ما خواسته شد، اين بود که بيشتر به بيان آنچه در ۴ نشريه جعلی نوشته شده بود، بپردازيم. از آنجا که ما اساسا دخالتی در انتشار اين نشريات نداشتيم، در بيان جزييات به صورت آشکار به مطالبی خلاف واقع اشاره می کرديم.» مجيد شيخ پور، دانشجوی دانشگاه امير کبير در ادامه درباره نحوه اعترافات سه دانشجوی در بند امير کبير می گويد:«ما کنار آنها قرار گرفتيم و نحوه بيان اعترافات آنها حاکی از اين بود که تحت فشار شديد قرار داشتند و از سوی ديگر تناقضات موجود در صحبت هايشان نشان می داد که اعترافات تحت فشار انجام گرفته است. با توجه به اين که ما نيز در بازجويی ها شرکت داشتيم و نحوه برخورد بازجوها را می دانستيم، اين احتمال بيشتر تقويت شده بود که اعترافات تحت فشار انجام شده است.»
مجيد توکلی، دانشجوی در بند دانشگاه امير کبير مجيد شيخ پور در ادامه گفت و گو با راديو فردا می گويد که از او، مقداد خليل پور و پويان محموديان نيز خواسته شده بود در مقابل دوربين نظرات خود را درباره اعترافات سه دانشجوی در بند بگويند و می افزايد:«صحبت های ما باعث عصبانيت بازجوها شد زيرا ما به رفتار آنها اعتراض و اعترافات را ساختگی عنوان کرديم. اين موضوع مزيد بر علت شد که بيش از يک ماه ديگر در بازداشت باقی بمانيم.» مجيد شيخ پور در ادامه می گويد: احسان منصوری، احمد قصابان و مجيد توکلی پيش از اين که در مقابل دوربين اعتراف کنند تحت فشار شديد قرار گرفته بودند. اين در حالی است که خود اين دانشجويان هم در جلسات دادگاه و از طريق وکيل مدافع و خانواده هايشان بارها اعلام کرده اند که تحت شکنجه بوده اند. مجيد شيخ پور می گويد شرايط ظاهری اين سه دانشجو حکايت از تحت فشار بودن آنها داشت و می افزايد:« ضعف مفرط در اين سه دانشجو کاملاْ مشخص بود و لرزش شديد دست ها و پلک زدن های شديد، ناشی از استرس و فشار در آنها بود. ولی چون صورت اين دانشجويان اصلاح نشده بود و لباس بر تن داشتند ما نتوانستيم سرخی يا کبودی در صورت و بدنشان ببينيم.» مجيد شيخ پور همچنين می گويد او، مقداد خليل پور و پويان محموديان نيز در هنگام بازداشت تحت فشار قرار داشته اند و می افزايد:« در بازجويی ها، بر روی ما نيز فشار بود ولی شرايط به گونه ای شد که اين سه نفر مقصر اصلی شناخته شدند. فشار بر روی آنها، پيش از اين هم بارها از طريق نامه و والدين دانشجوها به اذهان عمومی اعلام شده بود. » در همين حال، در پی پخش شايعاتی مبنی بر احتمال پخش فيلمی با عنوان خط سياه، فيلم اعترافات سه دانشجوی در بند دانشگاه امير کبير، مجيد توکلی، يکی از اين دانشجويان در نامه ای که از زندان اوين نوشته است، اعلام کرده که فيلم اعترافات او و دو دانشجوی ديگر، احسان منصوری و احمد قصابان تحت فشار و شکنجه گرفته شده است. مجيد توکلی در اين نامه می نويسد:«مطالب روز ۱۶ خرداد به صورت دسته جمعی و با حضور مجيد شيخ پور، پويان محموديان و مقداد خليل پور برای تکميل روند پرونده سازی وزارت اطلاعات در اخذ اعترافات، کذب و تحت فشار و شکنجه بوده است. تاييد انتشار نشريات توسط ما پس از تحمل شکنجه های فراوان و تحت نظر بازجو ها و با قول آزادی سريع مجيد شيخ پور، پويان محموديان و مقداد خليل پور و عدم ادامه روند بازداشت های غير عقلانی و غير انسانی بوده است.» در ادامه اين نامه آمده است:« لباس های مخصوص بند ۲۰۹ اوين و چهره های آشفته و نا مرتب من و دو دانشجوی ديگر خود گواه فشارهای اعمال شده بر ما است.» «مدرکی علیه دانشجویان وجود ندارد» محمد علی دادخواه، وکيل مدافع مجيد توکلی، احمد قصابان و احسان منصوری ، سه دانشجوی در بند دانشگاه امير کبير در گفت و گو با راديو فردا می گويد که دادگاه هيچ مدرکی عليه اين سه دانشجوی در بند ندارد. او می افزايد:«اين سه دانشجو در دادگاه انقلاب صراحتا" اعلام کردند که تحت شرايطی نامناسب از آنها اقاريری گرفته اند و بهمين علت دادگاه بعدی يعنی دادگاه عمومی اصولا" به آنها اعتبار نداد و بر همين پايه بود که نهايتا" اعلام کرديم که دليل قابل قبولی را ارائه بدهيد و نماينده دادستان در دادگاه هيچ دليلی ارائه نتوانستند بدهند . بعدا" در دادگاه تجديد نظر اعلام کرده بودند که فرصت کم بوده و يک هفته را هم دادگاه به دادستان برای ارائه دليل فرصت داده بود که در اين فرصت هم هيچ دليلی حاکی از وقوع جرم ارائه نشد.» مجيد توکلی، دانشجوی در بند دانشگاه امير کبير در ادامه نامه خود از زندان اوين می نويسد:«اين مصاحبه اگرچه در دفتر رياست بند امنيتی ۲۰۹ و بر روی مبلمان دفتر وی و با پس زمينه يخچال و تلويزيون صورت گرفته که تداعی فضايی از زنداگی معمولی و عادی را دارد، اما با توجه به عدم خروج ما از زندان در طول مدت ۱۰ ماهه بازداشت ، لباس های مخصوص بند ۲۰۹ و چهره های آشفته و رو به تحليل رفته، مهر تاييدی بر فشارها و شکنجه های بازجويان و ضابطان دستگاه های امنيتی و اطلاعاتی است.» «اقرار با تهديد اعتبار ندارد»
مجيد شيخ پور محمد علی دادخواه، وکيل مدافع مجيد توکلی و دو دانشجوی دربند ديگر دانشگاه امير کبير به راديو فردا می گويد که اعتراف تحت شکنجه اعتبار قانونی ندارد و می افزايد:« در قانون اساسی صراحتا" اعلام شده که هر اقرار و اعلامی که مبتنی بر شکنجه باشد فاقد اعتبار است. مضافا" به اينکه در باب ادله اثبات دعوی در قانون مدنی نيز بر اين مهم پای فشرده شده که هرنوع اقراری که متکی به تهديد باشد، از درجه اعتبار ساقط است.» محمد علی دادخواه در ادامه می افزايد:« در نظام جهانی يعنی اعلاميه جهانی حقوق بشر و ميثاقين فرهنگی، اجتماعی، سياسی و اقتصادی نيز بر اين مهم پای فشرده اند که رسيدگی به پرونده نبايد مبتنی بر جبر، فشار و شکنجه باشد.» وکيل مدافع مجيد توکلی، احمد قصابان و احسان منصوری درباره آخرين وضعيت پرونده اين سه دانشجوی دانشگاه امير کبير می گويد:« آخرين دفاع از موکلان من اخذ شده است و دادگاه بايد حکم بدهد. يعنی برابر قانون فرصت و مهلتی را که قانونگذار برای صدور حکم اعلام کرده است، سپری شده است.» محمد علی دادخواه در ادامه می گويد اميدوار است با توجه به اينکه در نظام کهن سرزمين ايران، عيد نوروز با توجه به اينکه همزمان با اعتدال هوا است، عدالت و دادگری را به ياد بياورد . دادگاه نسبت به اين مهم اتخاذ تصميم کند که اين جو.انان در آغاز سال نو به خانه های خود و در ميان خانواده هايشان بازگردد.» مجيد توکلی، احسان منصوری و احمد قصابان از ارديبهشت ماه تا کنون به اتهام چاپ و توزيع نشريات دانشجويی که مقامات جمهوری اسلامی می گويند در آن ها به مقدسات اسلام توهين شده است، در زندان هستند. دانشجويان هر گونه ارتباطی با اين نشريات را رد کرده و می گويند لوگوی نشريات جعل شده است. اين سه دانشجو پس از تحمل هشت ماه زندان توسط دادگاه عمومی تهران از اتهامات توهين به مقدسات دينی، توهين به حرم اهل بيت مسلمانان، توهين به مراجع تقليد مسلمانان، توهين به مردم شهر قم، توهين به زنان محجبه و جوانان متشرع، توهين به مسوولان نظام جمهوری اسلامی ايران، رياست جمهوری، وزير علوم و مسوولين دانشگاه امير کبير تبرئه شدند. به گفته وکيل مدافع اين سه دانشجو، خانواده های آنان بنا بر حکم قاضی وثيقه های هشتاد ميليون تومانی پرداخت کرده اند و بر پايه قانون پس از پرداخت وثيقه بايد پس از ۲۴ ساعت آزاد می شدند. برخی از فعالان دانشجويی برخوردهای صورت گرفته با دانشجويان دانشگاه امير کبير را نتيجه اعتراض دانشجويان اين دانشگاه به محمود احمدی نژاد می دانند. محمود احمدی نژاد روز بيستم آذر ماه سال ۱۳۸۵ وقتی در دانشگاه امير کبير حضور يافت، با اعتراض شديد دانشجويان رو به رو شد و اين اعتراض تا آنجا پيش رفت که دانشجويان معترض عکس رييس جمهوری را سوزاندند. |
||
|
2
نوشته شده در جمعه هفدهم اسفند 1386ساعت 13:12  توسط mohammad reza.t.... |
|
||
|
|
عفو بین الملل: شش زن در ایران، در آستانه اعدام هستند |
|
|
سازمان عفو بين الملل با انتشار بيانيه ای، ضمن ابراز نگرانی از صدور حکم اعدام برای شش زن در ايران، اين احکام را محکوم کرد. به گزارش سازمان عفو بين الملل، شهربانو ندام، ۵۰ ساله، طيبه حجتی، سهيلا ۲۸ ساله، اکرم ۳۵ ساله و زهرا ۳۰ ساله در آستانه اعدام قرار دارند. روزنامه اعتماد چاپ تهران پيشتر خبر داده بود که دست کم دو تن از اين پنج زن قرار است روز چهارشنبه ۱۵ اسفند ماه در تهران اعدام شوند. چهار زن به جرم قتل همسران و يکی از آنها به جرم قتل فرزندش، به اعدام محکوم شده اند. سازمان عفو بين الملل ضمن محکوم کردن احکام اعدام اين پنج زن، يادآور شده است که بر اساس قوانين ايران، در اين مرحله آيت الله هاشمی شاهرودی، رييس قوه قضاييه می تواند احکام اعدام را متوقف کند. شهربانو ندام، متهم است ۱۱ سال پيش همسر خود را به قتل رسانده است. او ابتدا قتل همسرش را انکار کرده بود، اما پس از آن به گفته سازمان عفو بين الملل از بيم آن که اتهام قتل به پسرش وارد شود، به قتل همسرش اعتراف کرده است. شهربانو ندام ابتدا اعلام کرده بود که همسرش خودکشی کرده است. مجازات اعدام در ۱۰۱ کشور دنيا به طور قانونی لغو شده است. در ۳۲ کشور ديگر نيز مجازات اعدام در عمل اجرا نمی شود. در حال حاضر، تنها ۲۵ کشور همچنان مجازات اعدام را اجرا می کنند.
اکرم، ۳۵ ساله متهم است پنج سال پيش همسر ۶۵ ساله خود را به قتل رسانده است. او در بازپرسی گفته است که خانواده اش پس از ازدواج اول، او را مجبور به ازدواج با همسر دومش کرده بودند. به گفته اکرم وی معتاد به مواد مخدر بوده و او مايل به ازدواج با اين مرد ۶۵ ساله نبوده است. روزنامه اعتماد چاپ تهران همچنين خبر از احتمال اعدام زنی ۲۸ ساله به نام سهيلا در روز ۱۵ اسفند داده بود. در گزارش اين روزنامه آمده بود: «با وجود اينکه نام وی توسط مقامات قوه قضاييه تاييد نشده است؛ خبرها حاکی از اين است که وی روز چهارشنبه اعدام خواهد شد.» سهيلا متهم به قتل فرزند ۵ ساله اش است. به نوشته روزنامه اعتماد به هنگام برگزاری جلسه دادگاه، سهيلا اعتراف کرده که پسرش در نتيجه روابطی خارج از ازدواج به دنيا آمده است و پدر اين کودک که سهيلا حاضر نشد نامی از او ببرد، به خارج از ايران مهاجرت کرده است. به دليل مشخص نبودن پدر مقتول، مدعی العموم تهران خود شخصا شکايت از سهيلا را بر عهده گرفته و او را به قصاص محکوم کرده است. به گزارش سازمان عفو بين الملل، دو زن ديگر نيز در خطر اعدام قرار دارند، با اين حال هنوز تاريخی برای اعدام آنها در نظر گرفته نشده است. طيبه حجتی، پس از قتل همسرش ۸ سال را در زندان اوين سپری کرده است. زهرا ۳۰ ساله نيز به اتهام قتل همسر ۷۰ ساله اش در آستانه اعدام قرار دارد. زهرا در دی ماه ۱۳۸۴ زمانی که همسرش مست به خانه آمد، او را به قتل رساند. سازمان عفو بين الملل در بيانيه خود آورده است که اين وظيفه دولت ايران است که «عدالت را درباره کسانی که جرم های جدی و سنگين انجام داده اند اجرا کند، اما اين سازمان در تمام شرايط با مجازات اعدام مخالف است.» بر پايه آمار خبرگزاری فرانسه، در سال گذشته ميلادی ۲۹۸ تن در ايران در ملاء عام اعدام شدند. ماه گذشته، شان مک کورمک، سخنگوی وزارت خارجه آمريکا با تقبيح موارد روز افزون اعدام در ايران گفت که آمريکا همراه ديگر اعضای جامعه بين المللی، نگرانی خود را از افزايش آمار اعدام ها در ايران ابراز می کند. در ميان کشورهای جهان که هنوز قانون اعدام را اجرا می کنند نيز ايران در کنار چين بيشترين تعداد اين مجازات را اجرا می کند. به گفته آقای مک کورمک، بر پايه گزارش های رسانه های داخلی و رسانه های گروهی بين المللی، از آغاز سال جاری ميلادی تا کنون (نزديک به شصت و پنج روز) دست کم سی و شش تن در ايران اعدام شده اند. جمهوری اسلامی ايران يکی از امضاء کنندگان کنوانسيون بين المللی حقوق مدنی و سياسی است و اجرای احکام اعدام مخالف اين کنوانسيون است. مجازات اعدام در ۱۰۱ کشور دنيا به طور قانونی لغو شده است. در ۳۲ کشور ديگر نيز مجازات اعدام در عمل اجرا نمی شود. در حال حاضر، تنها ۲۵ کشور همچنان مجازات اعدام را اجرا می کنند. در ميان کشورهای جهان که هنوز قانون اعدام را اجرا می کنند نيز ايران در کنار چين بيشترين تعداد اين مجازات را اجرا می کند. |
||
|
2
نوشته شده در سه شنبه چهاردهم اسفند 1386ساعت 22:56  توسط mohammad reza.t.... |
|
||
|
|
رسانه ها و انتخابات مجلس هشتم : موازنه نابرابر بازیگران |
|
|||||
|
انتخابات با تبلیغات همراه است و طبعا موفقیت یا شکست تبلیغات انتخاباتی هم ارتباط تنگاتنگی با پوشش رسانه ای در رساندن صدای فرد یا حزب به سمع و نظر انتخاب کنندگان دارد. از این رو پرسش اینجاست که فضای رسانه ای انتخابات پیش روی پارلمانی در ایران در چه مسیری حرکت می کند و بازیگرانی که برای انتخاب شدن تلاش می کنند تا چه اندازه از امکانات رسانه ای دولتی یا غیر دولتی برخوردارند.
بنظر می رسد که حداقل یک طیف مهم سیاسی در ایران از دسترسی به امکانات رسانه ای برای اعلام نظر و برنامه هایش به اندازه طیف حاکم برخوردار نیست. این طیف که همان اصلاح طلبان هستند در گذشته نزدیک طیف حاکم در دوره هشت ساله ریاست جمهوری محمد خاتمی بوده ولی اکنون برای حفظ حداقل امکانات حضور در صحنه انتخابات با مشکلات فراوانی روبروست، حداقل این حرفی است که بازیگران این جناح به اشکال مختلف مطرح می کنند. اما در جناح حاکم که همان اصولگرایان و به تعبیری محافظه کاران هستند، صدایی از باب شکایت یا انتقاد از عدم دسترسی به امکانات رسانه ای نظیر روزنامه، وب سایت و یا پوشش حمایت گرایانه در تلویزیون و رادیوی تحت تسلط محافظه کاران به چشم نمی خورد در حالی که جناح مخالف اصولگرایان داستان بشدت متفاوتی ارائه می کند و از نظر آنان نوعی سیاست رسمی برای محروم نگاه داشتن اصلاح طلبان از وسائل برقراری ارتباط با عامه مردم در جریان بوده و هست. سهم دسترسی و پوشش در صدا و سیما: نگاه با یک چشم به یک طرف اصلاح طلبان بیشترین انتقاد را متوجه صدا و سیمای جمهوری اسلامی می کنند، رسانه ای که بیشترین و قویترین سهم از پوشش و نفوذ در گستره ای ملی را در سلطه خود دارد.کریم ارغنده پور، روزنامه نگار در تهران می گوید صدا و سیما در دوره انتخابات ریاست جمهوری اخیر، بنوعی سیاست معتدلتری در پیش گرفته بود اما این روند ادامه نیافته و به گفته این روزنامه نگار، در جریان انتخابات پیش روی پارلمانی، این رسانه به عملکرد سنتی خود بازگشته است. طرفداران این نظر معتقدند که صدا و سیما اکنون تنها به یک جناح که همان اصولگرایان باشند، پوشش مثبت رسانه ای می دهد. کسری نوری روزنامه نگاری که در دوره حاکمیت اصلاح طلبان در راس روزنامه دولتی "ایران" قرار داشت، از حامیان چنین نگاهی است. به گفته آقای نوری صدا و سیما چه به شکل مستقیم یا غیر مستقیم از جریان اصولگرا در انتخابات اسفند ماه مجلس حمایت می کند و سخنرانی ها و مطالبی علیه جریان اصلاح طلب هم از رادیو و تلویزیون پخش می شود. وقتی از کسری نوری پرسیدم که آیا صدا و سیما هیچگونه صحبت یا مصاحبه ای با نامزدهای اصلاح طلب انجام نمی دهد، پاسخ او این است که این کار گاهگاهی صورت می گیرد اما بسرعت اضافه می کند که "شما به هیچ وجه در این موضوع شک نکنید که آن فضا و تریبونی که در اختیار اصولگرایان هست (در صدا و سیما) به هیچ وجه در اختیار اصلاح طلبان نیست". کسری نوری که در ستاد ائتلاف اصلاح طلبان حضور فعالی دارد اضافه می کند که تاکنون در اعتراض به این روند سه نامه از طرف مسئول این ستاد به ریاست صدا و سیما نوشته شده که پاسخ و یا ترتیب اثری بهمراه نداشته است. از نظر مسئولان یاد شده و دست اندرکاران صدا و سیما، این نهاد رسانه ای در عملکرد خود بدرستی عمل می کند و انتقادهای وارد شده موجه نیستند. اما ناظران مستقل این برداشت را نمی پذیرند و صدا و سیما را رسانه ای می دانند که در خدمت سیاست های محافظه کاران قرار داشته و دارد و این ناظران می گویند صدا و سیما در این مسیر چشم و گوش خود را روی آنچه عدالت و انصاف رسانه ای می خوانندش بسته نگاه داشته است. روزنامه ها: فعالیت انتخاباتی و بحث بقا یا بسته شدن
بازوی دیگر لشکر رسانه در بحث انتخابات، روزنامه ها هستند برای اساس آنچه در عرصه سیاست و رسانه در ایران به یک واقعیت عینی تبدیل شده، روزنامه های موسوم به اصلاح طلب هدف موج توقیف ها و برخوردهای سالهای اخیر بوده اند. به باور کارشناسان، این فضا در دوران حاکمیت اصولگرایان که زمام امور مراجع مسئول در وزارتخانه های مختلف را هم در دست دارند، شکل حادتری هم بخود گرفته است. این فضا آثار خود را در فعالیت روزنامه ها و روزنامه نگاران در پوشش دادن به انتخابات پیش روی مجلس هشتم هم بر جای گذاشته است، هرچند مسئولان دولتی و قضایی و نیز فعالان جناح محافظه کار معتقدند که این برخوردها لازم و به خاطر تخلفاتی است که روزنامه های یاد شده مرتکب شده و می شوند، اما به گفته اصلاح طلبان نوعی توازن یکسویه شدید در آزادی عمل روزنامه ها در بحث انتخابات به شکل کاملا ملموسی وجود دارد. بسیاری از فعالان سیاسی متعلق به جناح اصلاح طلب می گویند اینکه احزابی مانند حزب مشارکت ایران اسلامی و یا سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی دارای روزنامه یا ارگان مطبوعاتی نیستند، به روشنی از فقدان پرسش برانگیز عدالت رسانه ای و توازن در فعالیت ها حکایت دارد. در حال حاضر روزنامه هایی چون اعتماد، اعتماد ملی، آفتاب یزد، همبستگی و معدودی دیگر، بار فعالیت های رسانه ای جناح اصلاح طلب را بر عهده دارند. اما این روزنامه ها هم خود همواره با بحث بقا و بسته شدن توسط دستگاه قضایی دست بگریبانند که از دید ناظران بر نحوه فعالیت های آنان اثرات منفی می گذارد و آنان را بشکل اجتناب ناپذیری به سمت خودسانسوری برای حفظ بقا سوق می دهد. اما جالب اینجاست که این روزنامه ها به شکلی دست به پوشش انتخاباتی و بیان دیدگاههای جناح اصلاحات می زنند که خالی از پیچیدگی های مربوطه نیست. در این زمینه می توان اشاره کرد به اینکه مثلا روزنامه اعتماد ملی با آنکه از مهم ترین روزنامه های جناح اصلاحات در شرایط فعلی است، اما در اصل ارگان حزب اعتماد ملی تحت ریاست مهدی کروبی است که خط کشی های خاص خود با حزب مشارکت را دارد و مشارکتی ها نمی توانند از این روزنامه چندان انتظاری در بیان دیدگاههای خود داشته باشند. پیچیدگی های زیر پوستی دیگری هم هست که در مجموع نشان می دهد برخی احزاب اصلی اصلاح طلب چگونه در تنگنا قرار داده شده اند. کسری نوری، روزنامه نگار، به نکته دیگری هم اشاره می کند و آن سطح نابرابر تیراژ روزنامه های تحت کنترل محافظه کاران و اصلاح طلبان است. به اعتقاد این روزنامه نگار وقتی جمع تیراژ مجموع روزنامه های اصلاح طلب به پای روزنامه های ایران، همشهری و جام جم با بیش از یک میلیون تیراژ نمی رسد، نابرابری ها در عرصه فعالیت روزنامه های دو جناح در بحث انتخابات مجلس هشتم بیشتر خود را نشان می دهند. این نکته در میان اصلاح طلبان نکته مغفولی نبود و شاید از همین رو بود که در ماههای مانده به داغ شدن تنور انتخابات مجلس هشتم، حرف و حدیث هایی از آمدن روزنامه های جدید اصلاح طلب مطرح می شد. این حرف ها و تلاش ها به نتیجه عملی منتهی نشدند و موازنه قوا میان روزنامه های دو طرف همچنان به نفع یک طرف ماجرا باقی مانده است. وب سایت های انتخاباتی: رشد فصلی و نگرانی ها
ضلع سوم مثلت رسانه ها و انتخابات را وب سایت هایی تشکیل می دهند که حضور و فعالیت های انتخاباتی آنها در فضای مجازی وب صورت می گیرد. نظر به نوپایی نسبی اینترنت در ایران و اشتیاقی که برای حضور در این حوزه در میان کاربران وجود دارد، طبیعی است که وب سایت های انتخاباتی هم رشدی قابل ملاحظه داشته باشند. به جرات می توان گفت این تنها حوزه ای است که فعلا هر دو طرف اصلاح طلب و محافظه کار در آن از آزادی عمل نسبتا خوبی برخوردارند. البته شمار وب سایت هایی که بنا به صلاحدید مسئولان قضایی و دولتی فیلتر شده اند هم قابل توجه بوده که در میان آنها وب سایت هایی از هر دو طیف به چشم می خورد، هر چند طبیعی است که آسیب پذیری سایت های اصلاح طلب بیشتر باشد. اما با در نظر گرفتن همه اینها، صحنه اینترنت برای فعالیت های خبری و سیاسی از دست بازتری برخوردار است که شاید یک دلیل آن فقدان دسترسی همگانی و تمرکز دسترسی ها در کلان شهرهاست. کریم ارغنده پور می گوید یکی از مشکلات پیدایش به اصطلاح قارچ گونه وب سایت هایی که در نزدیکی انتخابات دست به فعالیت های خبری می زنند آن است که تعداد بسیار زیادی از این وب سایت ها فاقد شناسنامه فعالیت هستند و تشخیص وابستگی این بازیگران به حدس و گمانه زنی از روی محتوای ارائه شده این وب سایت ها محدود می شود. آقای ارغنده پور تاکید می کند که فقدان حاکمیت سیستمی قوی که وب سایت ها را همانند دیگر تریبون های رسانه ای در قبال مطالب مطرح شده مسئول بداند باعث شده که مطالب زیادی به عرصه عمومی از طریق این مجاری پمپاژ می شود که نادرستی سهوی یا عمدی بخش زیادی از این مطالب آفت ها و تبعات منفی به دنبال دارد. مسئولان دولتی و مراجع مسئول طی هفته های اخیر از وجود اراده تقویت شده ای برای مقابله با وب سایت هایی سخن می گفتند که به گفته آنان مقررات ناظر بر انتخابات و نحوه پوشش مسائل را نادیده می گیرند. کسری نوری که مسئولیت وب سایت انتخاباتی ستاد ائتلاف اصلاح طلبان را هم بر عهده دارد در این رابطه می گوید وزیر ارشاد طی روزهای اخیر به وب سایت ها هشدار داده که اولین تخلف با توقیف یا همان فیلتر شدن برابر خواهد بود. او این هشدار را نشانه آن می داند که مسئولان دولتی پس از آنکه روزنامه ها را به وضعیت تشریح شده در سطور پیشین دچار کردند اکنون می خواهند به عرصه اینترنت و محدود کردن آن توجه بیشتری داشته باشند. البته پس از آنکه جنجال بر سر مطالب سایت نوسازی علیه سید حسن خمینی بالا گرفت و منجر به فیلتر شدن این سایت شد، برخی ناظران احتمال تقویت موضع برخوردی از سوی مسئولان را پیش بینی می کردند، اما کسری نوری می گوید که وابستگی سایت نوسازی به جریان نزدیک به دولت روشن است و این نمونه نمی تواند ایجاد کننده یک برخورد مقطعی باشد. در این میان محافظه کاران هم در عین حالی که حضور خود در عرصه اینترنت را افزایش قابل ملاحظه ای داده اند، اما این امر چیزی از نگرانی های آنان مبنی بر استفاده تاثیر گذار رقیب از این حوزه را کم نمی کند، چرا که در حال حاضر، وب سایت ها در ایران روی طیف نخبگان و تحصیلکرده ها بیشترین اثر را دارند. لذا محافظه کاران مایل نیستند که شاهد حضور قوی اصلاح طلبان و اندیشه های مستقل در این عرصه باشند و از همین روست که انتخابات مجلس هشتم با مشخص کردن زوایای بیشتری از فعالیت های اینترنتی، بر رویکردهای مسئولان دولتی و حکومتی نسبت به فضای وب هم تاثیرات خاص خود را خواهد داشت. |
|||||||
|
2
نوشته شده در سه شنبه چهاردهم اسفند 1386ساعت 22:55  توسط mohammad reza.t.... |
|
|||||||
|
|
انصراف نوه آیتالله خمینی از حضور در انتخابات |
|
||
|
علی اشراقی، نوه آیت الله خمینی، که کاندیدای نمایندگی مجلس از حوزه انتخابیه تهران بود، روز شنبه از حضور در انتخابات انصراف داد.
آقای اشراقی یکی از معدود چهره های نزدیک به جناح اصلاح طلب بود که صلاحیتش از سوی هیات های اجرایی و نظارت تایید شده بود، و با توجه به نسبتش با آیت الله خمینی انتظار می رفت با رای بالا وارد مجلس شود. با کنار رفتن آقای اشراقی، فهرست ائتلاف اصلاح طلبان کم رمق تر از گذشته نیز خواهد شد. زهرا اشراقی، خواهر علی اشراقی، به خبرگزاری دانشجویان ایران، ایسنا، گفت این تصمیم خواست خود آقای اشراقی و خانواده آیت الله خمینی بوده است. خانم اشراقی تلویحا "شایعاتی را که در زمان ثبت نام علی اشراقی علیه او به وجود آمد"، دلیل انصراف او از این عرصه اعلام کرده است. صلاحیت علی اشراقی، نوه دختری آیت الله خمینی، در هیات های اجرایی تایید شد، اما در مرحله بعد هیات های نظارت صلاحیت او را رد کردند که این مسئله باعث اعتراض و حتی تعجب بسیاری از ناظران سیاسی شد. سخنگوی شورای نگهبان در آن زمان اعلام کرد رد صلاحیت آقای اشراقی به دلیل ارائه نکردن مدرک تحصیلی بوده است، اما خود آقای اشراقی تاکید کرد که مدارکش را بدون نقص تحویل مسئولان داده است. به نظر می رسید دلیل رد صلاحیت آقای اشراقی نزدیکی او به جناح اصلاح طلب باشد. خود آقای اشراقی در زمان ثبت نام برای نمایندگی مجلس تاکید کرد که به جناح اصلاح طلب نزدیک است و نسبت های خانوادگی او نیز موید همین موضوع است. زهرا اشراقی، خواهر آقای اشراقی، از فعالان اصلاح طلب و همسر محمدرضا خاتمی است. محمدرضا خاتمی نیز دبیرکل سابق حزب مشارکت ایران، از احزاب اصلی اصلاح طلب، و برادر سیدمحمد خاتمی، رئیس جمهور پیشین ایران، است. علی اشراقی از حدود 15 سال پیش مشغول کارهای اجرایی در شهرداری تهران بوده است.
آقای اشراقی در زمان ردصلاحیتش به روزنامه کارگزاران گفته بود که مأموران شورای نگهبان برای تحقیق در زمینه بررسی صلاحیت او به همسایگانش مراجعه کرده و از آنها پرسیده اند که آیا نماز می خواند؟ روزه می گیرد؟ همسرش حجاب اسلامی را رعایت می کند؟ صورتش را اصلاح می کند؟ سیگار می کشد؟ چه ماشینی سوار می شود؟ کت و شلوار می پوشد؟ و سؤالهایی از این قبیل. البته صلاحیت آقای اشراقی، همان گونه که پیش بینی می شد، در شورای نگهبان تایید شد و او به صحنه رقابت بازگشت. اما ظاهرا حملاتی که در طول این مدت به او و سیدحسن خمینی، پسر دایی آقای اشراقی و دیگر نوه آیت الله خمینی، شد باعث شده آقای اشراقی فعلا از حضور در صحنه رسمی سیاسی منصرف شود. چند هفته پیش و در پی گفتگوی سیدحسن خمینی با مجله شهروند امروز و انتقاد از حضور نظامیان در عرصه انتخابات و نیز انتقاد او از ردصلاحیت گسترده داوطلبان کاندیداتوری انتخابات مجلس، یکی از سایت های مدافع دولت در یادداشتی انتقاداتی بی سابقه از سیدحسن خمینی مطرح کرد که این مسئله نیز با اعتراض شدید نیروهای سیاسی مواجه شد و در نهایت به بسته شدن آن وب سایت و بازداشت مدیرمسئول آن انجامید. لیست ناقص با اعلام اسامی نفرات تایید شده از سوی نهادهای نظارتی انتخابات، بحث هایی در اردوگاه جناح اصلاح طلب در مورد شرکت یا عدم شرکت و کیفیت شرکت در انتخابات در گرفت. در حالی که حزب اعتمادملی، به رهبری آقای کروبی، اعلام کرده است در هر صورت در انتخابات شرکت خواهد کرد و در شهر تهران نیز فهرست کامل 30 نفره خواهد داد، گروه های تشکیل دهنده ائتلاف اصلاح طلبان با ارائه لیست کامل در تهران موافق نبودند. ستاد ائتلاف اصلاح طلبان چند روز پیش اعلام کرده بود تنها در حوزه هایی که امکان رقابت وجود داشته باشد، شرکت خواهد کرد. روز شنبه سخنگوی ائتلاف اصلاح طلبان اعلام کرد فهرست تهران این ستاد با حدود 20 نفر نهایی شده است. این در حالی است که تهران 30 نماینده در مجلس ایران دارد. با کنار رفتن آقای اشراقی یک نفر دیگر نیز از این فهرست کم خواهد شد. اسحاق جهانگیری، وزیر صنایع و معادن دولت آقای خاتمی، مجید انصاری، نماینده سابق مجلس و محمد صدر، معاون وزیر خارجه دولت آقای خاتمی، از چهره های سرشناس لیست ائتلاف اصلاح طلبان هستند. |
||||
|
2
نوشته شده در یکشنبه دوازدهم اسفند 1386ساعت 21:37  توسط mohammad reza.t.... |
|
||||
|
|
شايعه اي به نام شريعتي |
|
|
خوردم زمين، تقصير ولتر بود. افتادم تو جوب، تقصير روسو بود*
انديشيدن به انقلاب، آن هم پس از آن، حتي اگر 30 سال بعد باشد، کار آساني نيست. بد و خوب يک انقلاب را تا هنوز زخم ها ترميم نشده اند و آن وعده هاي نخستين تحقق نيافته اند، نمي شود ارزيابي کرد. بايد يک «پس از آنً طولاني» طي شود تا انقلاب همچون يک امر نابهنگام يا يک محتوميت تاريخي، در يک روند قرار گيرد و پرداختن به آن ممکن شود؛ خير و شرش، اجتناب پذيري يا محتوم بودنش، اينکه عقبگرد بوده است يا حرکت به جلو و مباحثي از اين دست. هر انقلابي اين خصلت دوگانه را با خود دارد؛ آسيب مي رساند و سود نيز. تا زماني که حافظه ها فعال اند و از دريچه خاطرات خود به ديروز نگاه مي کنند نمي شود از انقلاب همچون پديده يي تاريخي از دلايل، روش ها و چشم اندازهايش صحبت کرد. اين است که تا اطلاع ثانوي که هنوز تکليف ها روشن نيست اظهارنظرات در اين باب يا از جنس خاطره نويسي است يا اظهار نظرات سياسي، يا جامعه شناسانه. همگي ناظر بر زمان کوتاه مدت. چيزي به نام تاريخ انقلاب منتفي است. واکنش ها غالباً از اين قرار است؛ 1- يا سلب مسووليت از خود و به گردن اين و آن انداختن (اگر اکتور بوده باشي و در مظان اتهام)؛ - «ما تصميم گيرنده نبوديم. اصلاً يک جوري بود که نمي شد... هرچه کرديم نشد.» 2- يا به گردن ايده ها انداختن (اگر در زمان انقلاب جوان بوده باشي و پارتيزان اين و آن)؛ - «اساساً گفتمان غالب زمانه اين بود؛ رويکرد ايدئولوژيک، اتوپيک و... تازه همه اينها هم تحت تاثير تفکر چپ لنيني بود. هيچ کس نيست که بگويد تمام سرکوب هاي خونين انقلاب فرانسه به نام بورژوازي و ليبراليسم انجام شد. هنوز نطفه لنين هم شکل نگرفته بود. يا مثلاً دشمن خونين ايدئولوژي، ناپلئون بود که بساط جمهوريت را برچيد و امپراتوري مستقر کرد. 3- يا متولي گري است و خود را صاحب مطلق آن ديدن (وقتي که بر قدرت نشسته باشي) و نقش همه ديگران را ناديده گرفتن؛ - «اين يکي ستون پنجم امريکا، آن يکي ستون پنجم روسيه. يک عده هم روشنفکران کافه نشين». 4- يا خود را ملعبه پنداشتن و احساس تلخ بازي خوردن؛ - «بازي خورديم. تصميم گرفته بودند، زد و بست بود». و بدين ترتيب ناسزا مي گويند به اين موجودي که همه را مي خورد از جمله فرزندان خود را. فراموش مي کنند مشت هاي گره کرده شان را و فريادهاي الله اکبر را بر پشت بام ها و... در همه اين واکنش ها، به جز واکنش آنهايي که خود را متوليان انقلاب مي دانند، يک وجه مشترک وجود دارد و آن حس دلخوري گفته و ناگفته از امروزً موجود است، دلخوري که ضرورت اتخاذ رويکردي انتقادي به ديروز و ديروزي ها را ضروري مي سازد. بايد به ريشه ها پرداخت و اين جست وجو براي يافتن ريشه ها- حتي اگر شکل و شمايل نظري دارد- هنوز که هنوز است فارغ از وجه عاطفي نيست. هم پرونده سازي است، هم ظاهر رويکرد تاريخي دارد، هم از نگاه فلسفي وام گرفته است و هم بوي تسويه حساب شخصي مي گيرد و بدين گونه است که مي بيني همگي به نوعي به دنبال باعث و باني اند. در غيبت امر تاريخي، براي مراجعه به ديروز، طبيعتاً حافظه ها فعال مي شوند. حافظه ها تکه- پاره، در معرض فراموشي و سايه روشن، دستخوش عواطف و مشروط به آگاهي ها مدام در حال تغيير. همگي فقط به ياد مي آورند و طبيعتاً فقط آنچه را که در ياد نگه داشته اند. مثلاً در مورد همين پرونده شريعتي در انقلاب مدت ها است که همگي- همه کساني که مذهبي بوده اند و انقلابي- دارند به ياد مي آورند که جوري، جايي متاثر از شريعتي پا به ميدان تغيير نظم موجود گذاشته بوده اند؛ - به ياد مي آورم سال پنجاه؛ سخنراني شريعتي را به نام پس از شهادت که شنيدم، مطمئن شدم با کشتن آن پاسبان، مستقيم به بهشت خواهم رفت. (مخملباف خطاب به نويسنده اين سطور مي گفت) - به ياد مي آورم کتاب هاي شريعتي را در سال 54 مخفيانه پخش مي کرديم و به همين دليل دستگير شديم. - به ياد مي آورم کتاب هاي شريعتي و اعلاميه هاي امام را در سطح شهر پخش مي کرديم. - به ياد مي آورم، کتاب هاي شريعتي موجب همکاري من با سازمان مجاهدين شد. - به ياد مي آورم، کتاب هاي شريعتي ما را به جبهه ها کشاند و با اينکه با پيروزي انقلاب وارد سپاه شدم. - به ياد مي آورم که با خواندن کتاب هاي شريعتي، پس از انقلاب دستگير شدم. - به ياد مي آورم که پس از انقلاب به خاطر بردن نام شريعتي در سر کلاس از مدرسه اخراج شدم و... اين خاطرات را که کنار هم بگذاريم، تنها نتيجه قاطعي که مي شود گرفت اين است که با خواندن شريعتي، يک نسلي به دردسر افتاده و امروز دارد از خودش مي پرسد مي ارزيد يا نه؟ وقت آن است که شور به شعور بدل شود. در ميان همه اين به ياد آوردن ها من نيز- به عنوان يک جوان شانزده ساله آن زمان ها و نيز فرزند معلم آن زمان ها- چيز هايي را به ياد مي آورم که ذکرش ضروري است؛ به ياد مي آورم که در ميان انقلابيون جوان مذهبي آن روزگار عمدتاً رويکرد بسيار مشابه نسبت به شريعتي ديده مي شد. (مقصودم فقط آن طيفي از اين جوانان مذهبي است که کم و بيش با شريعتي نسبتي برقرار کرده بودند. وگرنه بودند جوانان مذهبي انقلابي که اساساً منکر خود شريعتي و اثراتش بودند يا اينکه خودش و اثراتش را انحرافي مي دانستند)؛ - شريعتي يک روشنفکر خرده بورژوا بود، يک روشنفکر محفلي و گريزان از عمل. در نهايت شايد بشود گفت مثلاً ماکسيم گورکي انقلاب، همين. از دل اين تفکر، خط بيرون نمي آيد. ايدئولوژي که شريعتي از آن حرف مي زد معطوف به عمل نبود و اصرارش به کار فرهنگي، بيشتر ترس از عمل مستقيم اجتماعي بود. نيروها را در حسينيه هرز مي داد. به همين دليل خودش گفته است که افتخارش در نهايت سبزي پاک کردن براي مجاهدين بوده است. نقشش بيشتر پشت جبهه يي بود. (پشت جبهه مجاهدين) - در جبهه مقابل اين جوانان مذهبي، بودند جوانان انقلابي مذهبي که کم و بيش شريعتي را خوانده بودند و خود را متاثر از او مي دانستند اما درست مثل اولي ها معتقد بودند که شريعتي فقط شور بود و مي بايست با شعوري ديگر ترکيب شود وگرنه به تنهايي قابل اعتماد نيست. براي آنها شريعتي يک خاطره شورانگيز بود. يادم مي آيد مي شنيدم که بايد با دو بال حرکت کرد؛ شور و شعور. آنها نيز از شريعتي به عنوان يک پروژه ياد نمي کردند، فقط قبول داشتند که در اين پروژه موجود انقلابي که شعورً هدايت گر ديگري هدايتش را برعهده گرفته، نقشي بازي کرده است و البته مي گفتند که دستش درد نکند. اما شريعتي را به عنوان يک متفکر اسلامي، ناقض و مشکوک مي ديدند با ترجيع بند هايي چون رويکردش به اسلام رويکردي جامعه شناسانه و گزينشي بود، پايه هاي فلسفي متزلزل داشت، تفکرش التقاطي بود و... بسياري از اينان اعتراف مي کردند که دست در دست شريعتي وارد نهضت شده اند اما اصلاً و اساساً مدعي نبودند که پا به پاي او وارد ساخت نظام نيز شده باشند. براي آنها، همچنان که براي اولي ها، اگرچه در دو جبهه متخاصم، شريعتي يک پروژه فکري نبود. اولي ها در انقلابي بودن شريعتي شک داشتند و دومي ها در اسلامي بودن او. اکثر اصلاح طلبان امروز که از انقلابيون آن سال ها بودند همين اعتقاد را داشتند. در همان سال هاي پس از انقلاب، آنها به ياد مي آوردند که از شنيدن سخنان شريعتي به هيجان مي آمده اند اما نه بيشتر. اگر معترض مي شدي و با ذکر ايده يي از شريعتي، برخورد آنها را نقد مي کردي، در بهترين شکل مي شنيدي؛ گفته است که گفته باشد، انحرافي است و التقاطي. شريعتي براي آنها يک گفتمان يا يک پروژه نبود، در بهترين شکل يک حس عاطفي شورانگيز بود و همان موقع نيز اين شور را کافي نمي دانستند و در پي ترکيب اين حس با انديشه ها و دستگاه هاي نظري منسجم تري بودند و بر اساس همين ترکيب نوعي رفتار در برابر قدرت را سامان دادند. امروز که بسياري از اين انقلابيون سابق در تجربه مستقيم قدرت، به اصلاحات روي آورده اند و از همين منظر به نقد شريعتي مي پردازند، خود خلاف است. خود خلاف است چرا که با اين توهم آغاز مي شود که در تجربه بيست ساله خود در ذيل گفتمان شريعتي عمل مي کرده اند. ناگهان امروز به ياد آورده اند که طي اين سال ها و در تجربه اعمال قدرت انقلابي، در درک اتوپيايي از مدينه فاضله، در نگاه به نسبت دين و قدرت، دين و عدالت اجتماعي، لابد جايي- جوري تحت تاثير شريعتي بوده اند. آنها از آن بخشي که تحت تاثير شريعتي نبوده اند هيچ چيز به ياد نمي آورند. مشکل اساسي نقدهاي نظري که به شريعتي از سوي اين طيف مي شود همين است؛ بيشتر از حد، نظري است و هرگاه وجهه تجربي مي گيرد، بخش اعظم خاطرات به فراموشي سپرده مي شود. به ياد نياوردن تمامي خاطرات، اشکال اساسي رويکرد نظري اين طيف است. نکته ديگري را هم بايد گوشزد کرد؛ هزاران صفحه از آثار شريعتي اصلاً سال ها پس از مرگ شريعتي به چاپ رسيد و بسياري از کساني که خود را متاثر از او مي دانسته اند حداقل اين است که متاثر از صفحاتي از شريعتي بوده اند. شريعتي به عنوان يک تفکر و يک نوع رويکرد به سياست، قدرت، دين و نسبتش با هويت، هرگز مبناي استقرار نظام انقلابي ً اسلامي قرار نگرفت. گمان نکنم خود مسوولان هم چنين ادعايي داشته باشند. ذکر اين نکات البته به قصد انکار تاثير تکه پاره، عاطفي و البته گسترده شريعتي در انقلاب ايران نيست. بحثي اگر باشد در باب کيفيت اين تاثير است و طرح اين پرسش که تا کجا نقد پرونده تاريخي عملکرد خود را مي توان به پرونده شريعتي متصل کرد. شريعتي براي بسياري شده است يک امکان يک فرصت. مثلاً کيسه بوکس که با کوفتن بر آن همه عقده هاي روزگارت را خالي کني. (بسياري از مردم کوچه و بازار؛ هر چه مي کشيم از دست اين شريعتي مي کشيم. حرف ياد اين و آن داد) مثلاً يک بت که با شکستنش احساس خوب و مشروع «خود ابراهيم پنداري» پيدا کني. (درست مثل ابراهيم گلستان که اخيراً دن کيشوتي، گيرم با يک تاخير چهل ساله، به جنگ هرچه نام و نشان روشنفکري در اين مملکت بود رفت) زندي پور در بازجويي ها همين را به شريعتي گفته بود؛ بت شده يي مي شکنيمت. شايد هم يک اسطوره که با کشاندنش به تاريخ، تاريخ معاصر خودمان، اميدوار شويم به خلاصي از شر خيلي از انحرافات تاريخي... (دق کرد و مرد و بيخودي شايعه مي کنند او را کشته اند. ساواکي بود مي گويند مخالف شاه بود و...) طي اين سال ها، شريعتي فرصتي بوده است غنيمت تا در زد و خورد با او يا همنشيني همدلانه با او فرصت هايي پيدا کنيم براي فکر کردن به خود، تسويه حساب با خود، اميدوار شدن به خود يا بيزار گشتن از خود و... شايد چندان مهم نباشد که در اين نسبت هايي که به او مي دهيم عادلانه رفتار مي کنيم يا خير. (تا اطلاع ثانوي نمي شود با شفافيت به ديروز نظر انداخت، همه چيز را گفت و مثلاً هر چه دلتنگت مي خواهد. همين که به بهانه نقد شريعتي مي شود خيلي حرف ها را زد، باز هم بايد قدردان او بود) مهم اين است که نيت مان در اين نقد ديروز تاريک پرخطا، گام برداشتن به سوي فردايي روشن تر باشد؛ فردايي که يا شريعتي توان آن را خواهد داشت که پابه پاي ما بيايد و از خود اعاده حيثيت کند يا از نفس مي افتد و پشت در هاي زمان خواهد ماند. عجالتاً، شريعتي در اين سي سالي که از انقلاب مي گذرد و از مرگ اش (گفتم مرگ تا همه دوستداران حقيقت و اسطوره شکنان امروز باز به خشم نيايند) مدام همين دور و بر است. همين نزديکي ها و ما را به واکنش وامي دارد. موقعيت شريعتي در جامعه امروز، بسيار فراتر از موقعيت يک تئوريسين است، تئوريسيني در ميان ديگران. حيات و ممات او و بسياري از حرف هايش او چنان با تجربه هاي تراژيک و نيز شادمانه معاصر ما پيوند خورده که به سادگي نمي توان در پرداختن به او غيراحساساتي حرف زد و مثلاً بي طرفانه و علمي. اينکه در دفاع از او شورمندانه و عاطفي سخن گفته شود شايد قابل فهم باشد ( و جالب اينکه بيشتر دوستداران شريعتي متهم به اين شورورزي و تعصب هستند و توضيحات و تفاسيرشان هر چند مستند ناديده انگاشته مي شود) اما مي بينيم که در نقد او، حتي در علمي ترين و استدلالي ترين شکلش، چيزي از شور و شيدايي چاشني مي شود (و غالباً عالمانه و حکيمانه تلقي مي گردند.) مثل همين منتقدي که نقدهايش به شريعتي، درست شبيه اکتشاف برق است توسط پرسوناژ داستان صدسال تنهايي گارسيا مارکز آن هم هشتاد سال پس از کشف برق. مثلاً اينکه شريعتي احساسي، اغراق گو و جاعل تعبير است (شريعتي خود مسووليت اين هر سه خصيصه را بر عهده گرفته است، به خصوص خصلت زيباي «جاعل تعبير» را. ) يا اينکه رويکرد ايدئولوژيک او به دين، بديل سازي بوده است براي مارکسيسسم (حداقل بيست سال از اين نقد مي گذرد و حق تاليفش متعلق به داريوش شايگان در کتاب انقلاب مذهبي چيست) يا اينکه اطلاعاتش کم، پايه هاي نظري و فلسفي اش ضعيف است و بر علوم نظري تسلط ندارد (از اين يکي نقد هم سي سال مي گذرد) و... اين شور و شيدايي را همچنان در اينجا و آنجاي آثار منتقدان شريعتي (در هر جبهه يي) مي توان يافت. مثلاً ناگهان مي بيني محقق مورخ آکادميک فيلسوفي که براي هر تعبيري چندين صفحه رفرنس ضميمه مي کند در نقد شريعتي خود را معاف از رفرنس مي داند و سخنانش رنگ فتوي مي گيرد و ناگهان مي بيني محقق مورخ مستندگوي فيلسوف مآب ما نيز خونسردي خود را از دست مي دهد و دلخور مي شود از اينکه حرکت رو به رشد تکاملي تاريخ معاصر ما توسط غول شاخداري چون شريعتي متوقف مانده است. حال تو بيا و با هزار سند و مدرک ثابت کن که اي مورخ، حرکت تاريخ را هيچ کس نتوانسته است يک تنه متوقف کند، نه به نام مذهب، نه به نام ايدئولوژي و... چنانچه برعکسش نيز ممکن نيست يعني ممکن نيست که به نام مخالفت با اين همه هم بتوان يک تنه موتور متوقف مانده تاريخ را به حرکت دوباره واداشت. بگذريم. درباره شريعتي و نسبت اش با انقلاب- نه هر انقلابي، همين انقلاب خودمان - عمدتاً چهار واکنش را مي شنويم؛ الف- خودش خوب بود، نقشش بد. ب- خودش بد بود، نقشش خوب پ- خودش بد بود و نقشش بدتر. ج- خودش خوب بود و نقشش بهتر (و البته اين دسته بيشتر اميدوار به آينده اند.) براي بازتعريف موقعيت شريعتي در ميانه اين واکنش ها چه بايد کرد؟ بايد دل آنهايي را که از انقلاب آسيب ديده اند به دست آورد يا دل آنهايي را که از انقلاب سودي برده اند. شريعتي چه به عنوان تفکر و چه به عنوان شخص با هر دو طيف اشتراکاتي دارد. اما به رغم آن همدردي و اين همدلي، چنين پيداست که او دارد راه خودش را مي رود. (همين کنش ها و واکنش ها نشان مي دهد که هنوز از پا نيفتاده است معلوم نيست. اين موجود احساساتي رمانتيک اغراق گوي جاعل تعبيري که نه حرف هايش پايه و اساس فلسفي داشت و نه بر علوم نظري تسلط داشت، نه از تاريخ چيزي سرش مي شد، نه بر خلاف ادعايش جامعه شناسي خوانده بود، نه مدرک درست حسابي دانشگاهي گرفته بود (تازه با آن معدل پايين اش) نه دين را مي شناخت و نه دنيا را، نه غرب را و نه شرق را و اصلاً خودش مرد و نه اينکه کشته باشندش، چگونه همچنان راه مي رود و مدام بر سر راه ما قرار مي گيرد؟ پس چرا دست از سر ما بر نمي دارد يا ما چرا دست از سر اين محتضر بر نمي داريم؟ دست از سر اين آدمي که همه چيزش شايعه است. (از مرگش گرفته تا سوادش) اصلاً راست مي گويند منتقدان شريعتي. دليلش همان شوري است که او داشت و ما جان هاي فسرده خسته بر سر عقل آمده پر مصلحت خسته زخم خورده از روزگار، فاقد آنيم. نام ديگر آن شور، تفکر است؛ تفکري که به تعبير زيباي سودهير کاکار متفکر و روانشناس برجسته هندي تبار، محصول گفت وگوي «مغز است و قلب است و معده»، به قصد بود کردن نابوده يي، به قصد تغيير دادن واقعيت و به اميد ساختن آن بايد باشدي که نيست. براي اين سه کار سواد لازم است اما کافي نيست. قلب و معده را نيز بايد به کار انداخت تا بشود تفکر. براي اين سه کار تفکر لازم است. شور و شعور به شرط آنکه از جنسي مشترک باشند. سوسن شريعتي --------------------------------- ہيکي از شعارهاي انقلاب فرانسه |
||
|
2
نوشته شده در سه شنبه هفتم اسفند 1386ساعت 2:43  توسط mohammad reza.t.... |
|
||
|
|
اصلاح طلبان و آینده مبهم عرصه سیاسی |
|
|
اگر از چند سال اولیه پس از پیروزی انقلاب صرفنظر کنیم، از دهه شصت به این سو عرصه رقابت سیاسی کشور تا کنون دستکم دو بار دستخوش تحولی بنیادین شده است.در دهههای شصت و سالهای اولیه هفتاد رقابت نیروهای سیاسی در دو جبهه چپ و راست تعیین کننده تحولات عرصه داخلی بود. به نحوی که تحولات داخلی جز برپایه تعامل و رقابت دو جناح قابل فهم و تحلیل نبود. حذف نیروهای چپ از عرصه رقابتهای انتخاباتی مجلس چهارم با استفاده از آنچه که بعدها تحت عنوان نظارت استصوابی صورتی قانونی به خود گرفت،تلاشی بود در جهت تحت کنترل در آوردن عرصه رقابت سیاسی. هدف اصلی حذف جریان چپ از صحنه رقابت سیاسی و جایگزین کردن آن با چپی مطیع و دراختیار بود. اشکال در این بود که آن حادثه با تحولات اجتماعی اقتصادی همسویی نداشت. در واقع آن حادثه در حالی رخ داد که در لایههای عمیق اجتماعی تحولاتی مهم و البته با سمت و سویی معکوس در حال تحقق بود. مجموعهای از عوامل داخلی از جمله رشد شهرنشینی، افزایش سطح سواد، تحول در حوزه فنآوری ارتباطات، تغییر مدیریت سیاسی سالهای پس از جنگ و... و نیز تحولات منطقهای و بین المللی عواملی بودند که طی حدود یک دهه در جهت تحول و پیدایش نیروهای اجتماعی جدید و در نتیجه شکلگیری مناسبات اجتماعی– اقتصادی جدید عمل میکردند. تحولات مذکور و طرح مطالبات جدید از یک سو به نحوی اجتناب ناپذیر اما تدریجی عرصه سیاسی را تحت تأثیر خود قرار داد و به پیدایی احزاب و گروههایی انجامید که در پی ایفای نقش و نمایندگی نیروهای اجتماعی جدید بودند و از سوی دیگر ایجاد و طرح موقعیتها و در انداختن مسائل جدید و بیسابقه ثبات و آرامش گذشته را در میان نیروهای سیاسی موجود به چالش میکشید و اختلاف پاسخها و واکنشها به مسائل مذکور به نوبه خود افتراقها و اتحادها و دوریها و نزدیکی ها و بلکه تغییرات مهم ماهوی را در این نیروها موجب میشد. پیدایش مسائل جدیدی که ظرفیت تبدیل شدن به محور چالشهای سیاسی را داشتند از یک سو و تغییرات کمی و کیفی در نیروهای سیاسی، تحولات بنیادین در آرایش نیروهای سیاسی را اجتناب ناپذیر میکرد. از ین رو در نیمه اول دهه هفتاد شاهد تغییرات بنیادینی در طیفبندی نیروها و جریانهای فکری سیاسی جامعه و تبدیل الگوی آرایش نیروهای سیاسی از دو جناح به دستکم چهار جناح بودیم. از آن پس تعامل و رقابت میان چهارجناح مذکور تحولات عرصه سیاسی ایران را رقم می زد . پدیده دوم خرداد ۱۳۷۵ در کنار دلالتها و نشانههای مختلفی که با خود داشت، از شتاب چشمگیر روند تحولات اجتماعی در ایران حکایت میکرد، بطوریکه با آغاز دهه هشتاد آرایش نیروهای سیاسی چنان دستخوش تغییر شده بود که دیگر الگوی تحلیلی مبتنی بر چهار طیف، کارآمدی گذشته خود را از دست داده و قادر به تبیین دقیق و ارزیابی صحیح حوادث عرصه سیاست در ایران نبود. شرایط جدید دو تفاوت مهم با سالهای نیمه اول دهه هفتاد داشت. اول آن که در مقایسه با آن دوره، قدرت رسمی با کسب تجربه از گذشته، مقاومت آگاهانه و شدیدی از خود نشان میداد تا از بازتاب تحولات پدید آمده در سطح نیروهای اجتماعی و ظهور مطالبات جدید در عرصه سیاسی جلوگیری کند و دوم آن که این بار مهندسی عرصه رقابت و ایجاد و تحمیل جریان سیاسی جدیدی که نه مطالبات اجتماعی بلکه خواستهها و اراده بخشهایی از قدرت را نمایندگی کند در دستور کار قرار گرفته بود. دخالت قدرت و حاکمیت در عرصه رقابت سیاسی البته پدیده جدیدی نیست، آنچه این مقطع را از گذشته متمایز میسازد مهندسی عرصه رقابت سیاسی و تعریف اهداف معین برای این حوزه از سوی حاکمیت است. این دخالت آشکار علت اصلی بسیاری از بحرانها و تنشهایی بود که سالهای حضور اصلاح طلبان در قدرت و به ویژه از سال هشتاد به این سو در عرصه سیاسی رخ نمود. در واقع بازخوانی تجربه دوم خرداد و عبرتآموزی از این حادثه برخی کانونهای قدرت را به این نتیجه رسانده بود که برای پیشگیری از تکرار چنین حوادث ناخواستهای، چارهای جز مهندسی عرصه رقابت سیاسی و تغییر آرایش نیروهای سیاسی با ایجاد نیروهای سیاسی مطمئن به پشتوانه امکانات نامحدود لجستیکی و مالی وجود ندارد. طبیعتاً هیچیک از نیروهای سیاسی موجود اعم از راست و چپ و اصلاح طلب و غیر اصلاح طلب نمیتوانستند گزینه مطلوبی برای این انتخاب باشند. از این رو برخی نیروهای حاشیهای فاقد تشخص و پرنسیپ سیاسی معین که طی سالهای پس از انقلاب به اعتراف خود هیچ نقشی در اداره امور نداشته و حداکثر به عنوان نیروهای عملیاتی و پیاده در مواقع ضروری مورد استفاده قرار میگرفتند، بهترین کاندیدا برای این منظور به شمار میآمدند. حمایتهای غیر مشروط لجستیکی، تشکیلاتی و مالی برای جمعآوری این نیروهای پراکنده و سازماندهی آنان در قالب نهادها و تشکلهای فراگیر و آموزش و هدایت و توجیه آنها در قالب طرحهای سراسری آموزشی سیاسی و تئوریک، مراحل مقدماتی بود که در طی سالهای پس از دوم خرداد به سرعت طی شد . حاصل این سرمایهگذاری گسترده، چهرهنمایی نیروی جدیدی با هویت مشخص در عرصه سیاسی کشور بود که با اتکا به رانت قدرت حتی جا را برا ی متحدان سابق نیز تنگ میکرد. به این ترتیب با مهندسی عرصه رقابت سیاسی نه تنها از بازتاب تحولات اجتماعی بر عرصه سیاسی و شکل گیری نیروهای سیاسی جدید جلوگیری شده بود، بلکه نیروی سیاسی مطلوبی نیز که هیچ ارتباطی با تحولات اجتماعی نداشت، با قدرتی مؤثر و نقش آفرین به عرصه رقابت سیاسی تحمیل شده بود. مقاومت سرسختانهای که در برابر لوایح دو گانه رئیس جمهوری وقت صورت گرفت و رد صلاحیت گسترده و بی سابقه در انتخابات مجلس هفتم نشانههای آشکار تلاشهایی جاری برای مهندسی عرصه رقابت سیاسی کشور بود و متقابلاً حوادثی نظیر واکنش مجلس ششم در دوره پایانی را باید در چارچوب پاسخی به این تلاشها تحلیل و ارزیابی کرد. آثار این نیروی سیاسی برخوردار از رانت قدرت در عرصه رقابت سیاسی و ائتلافها و افتراقهای پدید آمده در اثر این حضور در جناحهای رقیب و متحد گذشته خود موضوع مستقل و مهمی است که در فرصتی دیگر باید بدان پرداخت. به هر حال عرصه رقابت سیاسی داخلی کشور طی چهارسال گذشته با حضور این نیروی سیاسی شاهد فراز ونشیبهای زیادی بوده است. سئوالی که اکنون بسیار مهم جلوه میکند این است که آیا روند مهندسی عرصه رقابت سیاسی با خلق این نیروی مورد اعتماد به پایان رسیده است یا همچنان تا تحقق اهدافی فراتر ادامه دارد؟ به عبارت دیگر آیا هدف از این مهندسی ایجاد یک نیروی سیاسی در کنار سایر نیروها و برای تأثیر گذاری بر عرصه رقابت سیاسی و کنترل کلان این عرصه بوده و اکنون با تحقق این هدف به پایان رسیده است و یا مهندسی مذکور پروژهای هنوز ناتمام است و اهدافی فراتر از دستاوردهای کنونی را تعقیب میکند؟ بی شک احزاب سیاسی به ویژه اصلاحطلبان بدون داشتن تحلیلی صحیح از واقعیتی که در عرصه سیاسی با آن روبرو هستند و داشتن پاسخی روشن و صحیح به این سؤال قادر به اتخاذ خط مشی و رویکردی مؤثر و ثمربخش نخواهند بود. در آستانه انتخابات مجلس هشتم علایم و نشانههای قانع کنندهای میتوان ارائه کرد که از ادامه این مهندسی حکایت دارند. مستند این علائم صرفاً وجود موانع حقوقی و سیاسی معهود در عرصه رقابت انتخاباتی نیستند. وجود موانع حقوقی و سیاسی در عرصه رقابت انتخاباتی و فقدان شرایطی مطلوب برای رقابتی سالم در این عرصه برای فعالان سیاسی کشور امر ناشناخته و بیسابقهای نیست. اما این نابرابری و کم و کیف موانع مذکور کمابیش روشن و محدود بود. رویکردهای جانبدارانه در مراجع نظارتی طی قریب یک دهه و نیم گذشته یعنی از انتخابات مجلس چهارم به این سو همواره موجب آن میشده است که یکی از دو جریان عمده سیاسی تا آستانه برگزاری انتخابات احساس بلاتکلیفی کند و نهایتاً با آمادگی و تمهیداتی به مراتب کمتر و ضعیفتر از رقیب و با لیست انتخاباتی متفاوت با ارزیابیهای اولیه خویش وارد عرصه رقابت شود، اما به هر حال اولاً همواره عرصه رقابتی وجود داشت و نیروهای سیاسی مشمول نظارت استصوابی، اگرچه با نتیجهای درحد اقلیتی نود نفره درمجلس پنچم توان و امکان رقابت داشتند و ثانیاً قبض و بسط فضای رقابتی در محدودهای معین بستگی تام به میزان تحرک نیروهای سیاسی و اجتماعی داشت. به عنوان مثال در انتخابات مجلس پنج به رغم این که برخی نیروهای نظامی برای اولین بار و البته بصورت غیر علنی اسم رمز عملیات سیاسی را اعلام کردند و نیروهای چپ به عنوان مثال در تهران با فهرستی ناقص در انتخابات حضور یافتند، به علت نقش آفرینی مؤثر نیروهای سیاسی و اجتماعی قادر به ایجاد فراکسیونی قوی در مجلس شدند. انتخابات دوره ششم نیز اگرچه به علت شرایط ویژه اجتماعی و سیاسی و شوک ناشی از انتخابات دوم خرداد، در مرحله بررسی صلاحیت و رأی گیری وضعیتی متفاوت از انتخابات مجلس قبل و بعد خود داشت، اما در مرحله نهایی در تهران هفتصد هزار رأی خود را باطل و نفر سی و پنجم را در مجلس دید تا نشانی باشد از دوام و بقای این سنت در عرصه رقابت سیاسی کشور. درانتخابات مجلس هفتم نابرابری و تضییقات مختلف چه درمرحله بررسی صلاحیتها و چه در دیگر مراحل انتخابات بیش از گذشته محسوس بود بطوریکه رؤسای جمهور و مجلس وقت صریحاً اعلام کردند تکلیف ۱۹۰ کرسی پیش از برگزاری انتخابات روشن شده است. اما تجربه مجلس هفتم فی نفسه نمیتوانست دال بر وقوع تحولی بنیادین درعرصه سیاست داخلی باشد. دستکم با استناد به تجارب انتخابات مجالس چهارم و پنجم میشد احتمال داد که به سنت معهود در عرصه سیاسی با قبضی مواجه هستیم که احتمالاً بسطی در پی خواهد داشت و آنچه که رخ نموده است واکنش عصبانیت آلود نسبت به فشار اجتماعی و سیاسی برای ایجاد تحول است. دستکم برخی از فعالان و تحلیلگران به این ارزیابی به عنوان یک امر مسلم و نه یک احتمال صرف باور داشتند. برخی دیگر از این حد فراتر رفته و برخی اقدامات اصلاح طلبان از جمله تحصن را علت چنین واکنشی دانسته و به موجب آن معتقد شدند فاصله گرفتن از آنچه که آن را تندروی تصور میکردند موجب تعدیل شرایط و فروکشکردن واکنشهای عصبانیت آلود مذکور خواهد شد. این ارزیابی البته با تبلیغات سنگینی از سوی محافل تبلیغاتی و سیاسی رسمی مبنی بر ضرورت دوری بخشهای میانه رو اصلاحطلب از بخشهایی که سعی میشد افراطی معرفی شوند، همراه بود. اما تحولات و رخدادهای عرصه سیاست داخلی طی چهار سال اخیر حکایت از نادرستی این تحلیل داشت. اتفاقاتی که در مراحل آغازین انتخابات مجلس هشتم شاهد هستیم حامل قرائن روشنتری در اثبات این نادرستی است. میزان و گستردگی رد صلاحیتها به حدی بوده است که اصلاحطلبان تقریباً درهیچ یک از حوزههای انتخابیه کشور قادر به ارائه فهرستی حداقلی نیستند. آنها در سراسر کشور به استثنای حوزه انتخابیه تهران، با اغماض و تسامحی سخاوتمندانه تنها ۲۳ کاندیدا میتوانند بیابند که بهانهای باشند برای شرکت در انتخابات و نه کسب نتیجه. در تهران نیز آنها با حداکثر اغماض و منظور داشتن کاندیداهای مستقل تنها قادر خواهند بود فهرست انتخاباتی حدوداً مشتمل بر نیمی از کاندیداهای مورد نیاز این حوزه ارائه دهند که بخش اعظم آن به علت عدم شهرت لازم فاقد ظرفیت و توان لازم برای رقابت هستند. رد صلاحیت گسترده که عموم اصلاحطلبان را شامل گردید، برهانی روشن بر بیپایگی تفکیکها و دوگانهسازیهای کاذبی نظیر اصلاحطلب افراطی و میانه رو بود . اعلام نتایج بررسی صلاحیتها، تحلیلگران و علاقمندان عرصه فعالیت سیاسی را با این سؤال مهم مواجه ساخته است که چه نیازی به قلع و قمعی چنین گسترده وجود داشت؟ با توجه به عملکرد ناموفق و ضعیف حاکمان کنونی در اداره کشور و وجود نابسامانیهای نگران کننده در حوزههای مختلف اجتماعی، اقتصادی و سیاست داخلی و خارجی و در نتیجه بروز نارضایتیگسترده در سطح جامعه، شدت عمل در مرحله بررسی صلاحیتها به منظور جبران قدرت اجتماعی بیشتر اصلاح طلبان و حفظ نامعادله گذشته به نفع اصولگرایان، البته قابل فهم است، اما بنا به قاعده عقلی «الضرورات تقدربقدرها» (تمسک به گزینههای اضطراری در حد رفع ضرورت مباح و مجاز است) اگر مقصود شکل گیری مجلسی «مطمئن» بود، قلع قمعی در حد نیاز و تضمین کننده این هدف کفایت میکرد. شکلگیری مجلسی مشابه مجلس هفتم که همواره عملکرد آن مورد تقدیر و تحسین بودهاست با شدت عملی به مراتب کمتر نیز ممکن بود. به ویژه آن که وجود اقلیتی ضعیف درمجلس آینده همانند مجلس هفتم ضمن آن که خطر و تهدیدی به شمار نمیآمد، در برابراتهاماتی نظیر فقدان تکثر و رقابت و دموکراسی همواره قابل استناد بود. بنابراین چه نیازی به این شدت عمل نامتعارف؟ رد صلاحیت گسترده تنها پدیده نامتعارف و بیسابقهای نیست که در این دوره با آن مواجهیم. میتوان نمونههای دیگری ازحوادث غیر متعارف در عرصه رقابت سیاسی را در دوره اخیر به دست داد. در سالهای اخیر البته موضوع حضور نظامیان در عرصه سیاست همواره محل مناقشه بوده است. در برابر وصیتنامه صریح امام مبنی بر عدم دخالت نیروهای نظامی در رقابتهای حزبی و سیاسی برخی نیروهای نظامی استدلال میکردند که حضور نظامیان در عرصه سیاست - و نه حمایت از این یا آن حزب- مغایرتی با وصیتنامه امام و قانون ندارد. اگرچه این استدلال سخت بیبنیاد بود اما طی سالهای گذشته برخلاف امروز هرگز مشاهده نشد که فرمانده سپاه پاسداران علناً و صریحاًحمایت از یک جریان سیاسی را علیه جریان سیاسی دیگر یک «تکلیف الهی» و «ضرورت» و «وظیفه» اعلام کند. قائم مقام بسیج از ضرورت ورود نیروهای بسیج به حمایت از یک جریان سیاسی در انتخابات سخن بگوید و... در سالهای گذشته ثبت نام در انتخابات و اعتراض به رد صلاحیت از بدیهیترین حقوق شهروندی تلقی میشد و هرگز سابقه نداشت که مسؤولان رسمی کشور درسطح رؤسای قوای مقننه و مجریه تا وزرای کشور به صراحت به اطلاع خود از نتایج بررسی صلاحیت ها اعتراف کنند و پیشاپیش رد صلاحیت برخی افراد ونیروهای سیاسی را قطعی اعلام کرده و ثبت نام ایشان را توطئه علیه نظام تلقی کنند و وزیر اطلاعات نیز اعتراض به رد صلاحیت را تبلیغ علیه نظام اعلام و تهدید به برخورد امنیتی قضایی کند. در سالهای گذشته سابقه نداشت مقامی بلند پایه درحد نایب رئیس قوه مقننه رقبای سیاسی را صراحتاً و علناً مستحق مجازات مرگ اعلام و تصرح کند زندگی ایشان ناشی از اغماض و رأفتی است که لابد هر آن میتواند نباشد. در گذشته مسئولان عالی و بلندپایه کشور به منظور شرکت هرچه بیشتر مردم در پای صندوقهای رأی میکوشیدند در آستانه انتخابات حتی المقدور فضای کشور را آرام نگاه دارند و بر مشترکات تأکید کنند و هرگز شاهد نبودیم که آنان خود در تند کردن فضای کشور پیشقدم شوند و به تهدید و ارعاب دامن بزنند و احزاب و تشکلهای رسمی کشوررا صریح و بیپرده مورد حمله قرار داده علناً به همکاری و وابستگی به بیگانه متهم کنند. در گذشته هرگز سابقه نداشته است که رسانه ملی آشکارا و بی پرده در حمایت به نفع یک جریان سیاسی و علیه جریان دیگر فعال شود و در دوره انتخابات مصاحبهها و برنامههای اختصاصی و تبلیغاتی برای کاندیداهای یک جریان ترتیب دهد. در گذشته در ایام انتخابات البته بازار اتهام و شایعه داغ بود و برخی احزاب سیاسی متهم به عدم اعتقاد به ولایت فقیه میشدند، اما هرگز شاهد این حد از دروغ و اهانت و بی اخلاقی و بی رسمی نبودیم که حتی فرزند امام نیز تنها به خاطر یادآور شدن نظر امام در مورد عدم دخالت نظامیان در سیاست از تعرض مصون نماند. طی سالهای پس از انقلاب هرگز سابقه نداشته است که وزارت کشور برخلاف قانون از اعلام نتایج قطعی شمارش آرا در یک حوزه انتخابیه خودداری کند اما در انتخابات اخیر شوراهای شهر و روستا این اتفاق در حوزه انتخابیه تهران رخ داد. شواهد و قرائن مذکور چنان که گفتیم این احتمال را در ذهن تحلیلگران سیاسی تقویت میکند که فضای سیاسی کشور به سوی نوعی شدت و تصلب پیش میرود. دستکم میتوان مطمئن بود که اراده یا ارادههایی عزم آن دارند که عرصه سیاسی کشور را به سوی تصلب پیش ببرند. اکنون در برخی محافل وابسته به جریان حاکم این بحث بطور جدی مطرح است که اساساً چه نیازی به حضور اصلاح طلبان در عرصه رقابت سیاسی است؟ و چه اشکالی دارد که با حذف اصلاح طلبان عرصه سیاسی صحنه رقابت گرایشهای مختلف اصولگرایان باشد؟ به نظر میرسد رد صلاحیت گسترده فراتر از آنچه که دستیابی به مجلسی «مطمئن» آن را اقتضا میکند، با چنین هدفی و یا در نتیجه چنین نگرش و گرایشی صورت پذیرفته است. به عقیده صاحبان این رویکرد شرایط کنونی مطلوبترین شرایط و فرصتی مغتنم برا ی حذف اصلاح طلبان از عرصه رقابت سیاسی و تکمیل پروژه مهندسی عرصه رقابت سیاسی است. درتحلیل آنان تکمیل پروژه مذکور در مقطع کنونی هیچ هزینه جدیدی بر جمهوری اسلامی ایران تحمیل نخواهد کرد. طی سالهای اخیر هزینههای سنگینی نظیر صدور قطعنامههای تحریم علیه ایران، قطع روابط اقتصادی با جهان و قطع روابط مالی با بانکهای ایران و ... برکشور تحمیل شده و تحمیل هزینهای بیش از این متصور نیست. و شاید هم از آغاز در تحمیل این هزینههای سنگین برکشور، چنین اهدافی نیز مد نظر بوده است. آنان قاطعانه شرایط کنونی را برای عبور از جمهوری اسلامی به سوی حکومت اسلامی، مطلوب و مغتنم ارزیابی کرده معتقدند در صورت از دست رفتن این شرایط و عبور کشور از مرحله بحران هستهای، چنین اقدامی میتواند فشارهای خارجی جدیدی را برای ایران در پی داشته باشد. البته به نظر می رسد تنها نقطه ضعف و یا مانع گرایشهای افراطی - که اکنون نفوذ گستردهای در حاکمیت دارند- در تکمیل پروژه مذکور، اوضاع داخلی است. بدون شک اگر آنها در اداره کشور و حل مشکلات اقتصادی و بهبود معیشت مردم عملکرد مثبتی داشتند و موفق به جلب رضایت عمومی میشدند برای تکمیل این پروژه هیچ دغدغه و مانعی فراروی خود نمی دیدند. افزایش محبوبیت اصلاح طلبان در افکار عمومی از یک سو و نارضایتیهای فزاینده در عرصههای اقتصادی و اجتماعی، ممکن است آنان را درعبور سریع و کوتاه مدت از جمهوری اسلامی به سوی حکومت اسلامی دچار تردید سازد. واقعیت آن است که رد صلاحیت گسترده کاندیداهای اصلاح طلب در سطح جامعه بازتاب نامطلوبی داشته است و اصلاح طلبان در جلب توجه افکار عمومی به این موضوع موفق بودهاند، بطوریکه حتی برخی شخصیتها و محافل متحد ناگزیر شدهاند مخالفت خود را با عملکرد هیئتهای اجرایی و نظارت اعلام کنند. بنابراین میتوان احتمال داد که به دلایل مذکور، در آخرین مراحل و در حدی که در نتایج انتخابات تأثیر تعیین کننده ای رخ ندهد، تجدید نظرهایی در باره تعداد اندکی از کاندیداهای رد صلاحیت شده صورت پذیرد و اتمام پروژه مهندسی عرصه سیاسی و حذف کامل اصلاح طلبان از عرصه رقابت سیاسی تا حصول شرایطی مطمئنتر به تعویق افتد و عجالتاً به برداشتن گامی به جلو و کاهش بیشتر حضور و تأثیراصلاح طلبان در مجلس اکتفا شود. به هر حال به نظر میرسد اصلاح طلبان در حال حاضر با چالشی فراتر از تأیید و عدم تأييد صلاحیت کاندیداها در این یا آن انتخابات مواجه هستند و اعلام عدم شرکت در انتخابات به عنوان اصلیترین و مهمترین واکنش نسبت به رد صلاحیت نه تنها گره از کار اصلاح طلبان نخواهد گشود بلکه اجرای پروژه مهندسی عرصه رقابت سیاسی و حذف کامل ایشان از عرصه رقابت سیاسی را تسهیل خواهد کرد. اگرچه شرکت نامشروط و در هر انتخاباتی با نتایج از پیش تعیین شده، به استحاله ایشان خواهد انجامید. برای پاسخ به این سؤال که آیا اصلاح طلبان از شرایط موجود و تهدیدهایی که موجودیت سیاسی آنان را آشکارا به چالش کشیده است، درک و تحلیل درستی دارند یا خیر و آیا قادر خواهند بود از این شرایط حساس به سلامت و با حفظ هویت خود عبور نمایند یا خیر، باید در انتظار آینده نشست. محسن آرمين |
||
|
2
نوشته شده در سه شنبه هفتم اسفند 1386ساعت 2:41  توسط mohammad reza.t.... |
|
||
|
|
نظرسنجي يا نظرسازي؟ |
|
|
گاهي دروغ چنان شاخ دار مي شود كه به قول معروف مرغ پخته هم در ديگ جوشان خنده اش مي گيرد، و گاه دروغگو چنان بي خيال و بي مهابا حرف مي زند كه بيرون زدن دم خروس هم مسئله ي مهمي تلقي نمي شود.
خبرگزاري رسمي جمهوري اسلامي در آخرين نظرسنجي يا در واقع نظرسازي خود به منظور دستيابي به اهداف مشخص اعلام كرده است: " براي بيش از ۸۴ درصد مردم ويژگي اعتقاد به ولايت فقيه، در انتخاب فرد مورد نظر براي نمايندگي مجلس شوراي اسلامي داراي اولويت ميباشد." بر اساس يافتههاي اين نظر سنجي كه گفته مي شود در ميان 5377 نفر از افراد بالاي 18 سال، با به عبارت ديگر افراد واجد شرايط راي دادن در انتخابات مجلس هشتم صورت گرفته است، 1/84 درصد از مردم تهران و هشت مركز استان پرجمعيت كشور "اعتقاد و التزام به ولايت فقيه" را از جمله مهمترين ويژگيهاي يك نماينده مجلس ارزيابي كرده اند. نكته ي درخور تعمق اينكه بر اساس ادعاي مسئولان "ايرنا"، دادههاي اين نظر سنجي نشان ميدهد 6/62 درصد از پاسخگويان اولويت خود براي ويژگي "اعتقاد و التزام به ولايت فقيه" براي نمايندگي مجلس را با انتخاب گزينههاي "خيلي زياد" و "زياد" مشخص كرده اند. در شرايطي كه فضاي جامعه به ويژه در پايتخت و كلان شهرهاي ايران نشان مي دهد كه به دليل رفتار نهادهاي درگير در انتخابات و استفاده غيرقابل تصور از حربه ي رد صلاحيت هاي گسترده فرمايشي، مردم چندان ميل و رغبتي به مشاركت در انتخابات ندارند، ديگر دستاورد اين نظرسنجي اين بوده است كه "بيش از ۶۰درصد از شركتكنندگان در اين نظرسنجي(در مراكز استانهاي تهران، خراسان رضوي، فارس، اصفهان، خوزستان، آذربايجان شرقي، مازندران، كرمان و كرمانشاه) با قاطعيت و شفافيت تمام اعلام كرده اند كه در انتخابات دوره هشتم مجلس شوراي سلامي شركت خواهند كرد. انتشارنتايج اين نظرسنجي اولين سوالي را كه در ذهن شونده يا خواننده متبادر مي كند اين است كه اين مردمي كه اين گونه مي انديشند كجا زندگي مي كنند كه در جامعه حضورشان نمود چنداني ندارد؟ و سوال بعد اينكه آيا مردم به ماموران نظرسنجي دروغ مي گويند و ريا و نفاق مي ورزند، يا نه اين مسئولان خبرگزاري رسمي ايران هستند كه خبر كذب مي دهند يا دروغ به مردم مي بندند؟ و سوال بعدي اينكه آيا نتايج انتخابات مجلس هشتم نيز قرار است بر اين منوال به اطلاع افكار عمومي رسانده شود؟- هم از نظر تعداد شركت كنندگان و هم لحاظ تركيب راه يافتگان به مجلس. مي توان از زاويه اي ديگر نيز به اين ماجرا نگاه كرد. اگر نظر مردم اين است و نتايج نظر سنجي خبرگزاري ايران دقت، صحت و سلامت دارد، چگونه است كه تفاوت معناداري ميان مردم در مقام "نامزدهاي انتخاباتي" و مردم در جايگاه "شركت كننده" در انتخابات وجود دارد؟ با تمام فراز و نشيب ها و رد صلاحيت هاي فله اي و بازگرداندان قطره چكاني كه تا كنون بيش از دو هزار نفر را ازتيغ رد صلاحيت گذارده است، اين نكته اكنون روشن شده است كه در ميان عوامل اصلي و محوري رد صلاحيت نامزدهاي اصلاح طلب و مستقل، اعم روحاني و شخصي يا مسلمان و يهودي، به ويژه چهره هاي شناخته شده ي سياسي و مذهبي و نمايندگان مورد تائيد احزاب و تشكل هاي رسمي و غيررسمي، دو علت محوري نقش كليدي ايفا كرده است. اين دو مستند رد صلاحيت يكي عدم اعتقاد و التزام به اسلام بوده است و ديگري قانون اساسي جمهوري اسلامي. از هر سوي كه به اين ماجرا نظر انداخته شود، يك پاي آن "ولايت مطقه ي فقيه"، به زعم مسئولان وزارت كشور و شوراي نگهبان، بوده است. به يك معنا، ملاك سنجش مسلمان بودن يا حتي ديندار بودن اين است كه فرد چه ميزان به ولايت فقيه اعتقاد و التزام دارد- يا درست تر ذوب در ولايت است. در اين ميان مهم هم نيست كه نامزد انتخاباتي باور خويش را علني مي كند و به زبان مي آورد، يا در دل خود نگاه مي دارد، براي از دور انتخابات خارج شدن و خارج كردن، مهم تلقي دست اندركاران برگزاري انتخابات است. به عبارت ديگر، امكان دارد كه او ديدگاهش را نگويد يا نظرش را ننويسد، اما در محكمه تفتيش عقايد حاكميت، از قبل حكم بي ديني و ارتداد برايش صادر شده باشد؛ چون اين گونه ذهن خواني شده و منش و روش فرد با معياري سياسي مورد قضاوت قرار گرفته است. همين زاويه در بحث اعتقاد و التزام به قانون اساسي يا حتي نظام جمهوري اسلامي گشوده است. كافي است كه فرد شك و شبهه اي نسبت "عدالت، مديريت و تدبير و ..." رهبري داشته باشد تا دشمن ايران و يار اجنبي خوانده شده و قلم سياه بر روي نامش كشيده شود. بر اين اساس ترجمان عدم التزام به اسلام و ديگر اديان الهي، همان عدم "اعتقاد و التزام به ولايت فقيه و ولي فقيه حاضر" است و ترجمان عدم التزام به قانون اساسي باز عدم "اعتقاد و التزام به حاكم وقت". بر اين مبنا، اكثريت مردم ايران دو چهره دارند، وقتي در جايگاه "انتخاب شونده" در انتخابات ثبت مي كنند ضد ولي فقيه و ولايت فقيه هستند و زماني كه قرار است در مقام "انتخاب كننده" مورد سوال قرار گيرند و راي خود را به صندوق ها بريزند ملاك اصلي شان براي راي دادن به ديگران، ميزان "اعتقاد و التزام نامزد انتخابي به ولي فقيه حاضر و حاكم وقت" است. نمي توان شك كرد كه اين مردم را از دو سياره ي جداگانه به زمين و سرزمين ايران آورده شده باشند و قرار هم اين باشد كه در روز 24 اسفند 86 نيز وقتي در پاي صندوق هاي راي حاضر مي شوند، اين چنين واكنش هاي متضاد از خود بروز دهند؛ هم مشاركت گسترده داشته باشند و هم به نامزدهاي جريان اقتدارگرا كه قرار است نام اكثر قريب به اتفاق شان از صندوق هاي راي بيرون بيايد، راي دهند؟ به زبان ديگر، نمي توان با دو معيار متفاوت با شهروندان ايراني برخورد كرد و انتظار پذيرش رعيت وار از آنها داشت. نمي توان هنگامي كه حاكميت به عنوان تزئين اننتخابات به راي مردم نياز دارد انواع مختلف صفت ها از دينداري گرفته تا انقلابي را در وصف آنها بكار ببرد، و آن هنگام كه همين مردم براي ايفاي نقش مستقيم در امور سياسي و اجتماعي پيش قدم شده و به عنوان "انتخاب شونده" ثبت نام مي كنند، با انواع تهمت ها و نسبت هاي ناروا صلاحيت آنها را احراز و تائيد نكرد. از قديم مردم گفته اند كه "يك بام و دو هوا" نمي شود، اما بايد بپذيريم كه در جمهوري اسلامي از ضرب المثل عاميانه ي ديگري نيز به كرات استفاده شده و مي شود؛ ما كرديم و شد!! اگر بتوان اين نظرسنجي را "مشت نمونه ي خروار" دانست و تحولات آينده و نتايج انتخابات مجلس هشتم و ميزان مشاركت مردم در اين حركت همه جانبه "مهندسي شده" ارزيابي كرد، آنگاه بايد اين سوال را از جريان هاي اصلاح طلب و تحول خواه پرسيد كه آيا بايد در اين بازي سياسي كه هم ميزان تقريبي مشاركت مردم و هم تركيب برندگان از پيش تعيين شده اش حدودا روشن است، حتما مشاركت فعال و همه جانبه داشت؟ در مقابل سوالي نيز فراروي جريان اقتدارگرا قرار خواهد داشت. اگر نتايج اين نظرسنجي قرين به حقيقت است و مردم اين گونه در مورد شاخصه ها و اعتقادات نامزدهاي انتخاباتي مي انديشند و مي گويند، و به تبع آن با درصد بالايي به "ولي فقيه حاضر" و "حاكم اسلامي وقت" اعتقاد و باور دارند، آيا وقت آن نرسيده است كه پس از سي سال از پيروزي انقلاب يك نظرخواهي عمومي يا رفراندوم زير نظر ناظران مستقل و بي طرف با دو سه سوال مشخص برگزار شود؛ آيا هنوز به قانون اساسي جمهوري اسلامي، به ويژه اصل مترقي ولايت ففيه و رهبر برآمده از آن اعتقاد داريد؟ عیسی سحرخیز |
||
|
2
نوشته شده در سه شنبه هفتم اسفند 1386ساعت 2:35  توسط mohammad reza.t.... |
|
||
|
|
بازداشت مدير سايت نوسازی؛ انتخاب ساده ترين راه حل؟ |
|
|
حسن نوبختيان، مدير وبسايت اينترنتی نوسازی، روز دوشنبه، با دستور بازپرس شعبه ۱۲ دادسرای کارکنان دولت و رسانه ها دستگير شد. آقای نوبختيان در پی شکايت سعيد مرتضوی، دادستان کل تهران و مدعی العموم احضار و پس از تفهيم اتهام، روانه زندان شد. بازداشت مدير سايت نوسازی پس از آن انجام می گيرد که اين سايت، حدود دو هفته پيش، مطبلی در مورد نوه آيت الله خمينی تحت عنوان «راز لپ های گل انداخته سيد حسن خمينی» منتشر کرد. اين مطلب، انتقادهای گسترده ای در بين طيف های مختلف در جمهوری اسلامی را در ايران به دنبال داشت. در اين ميان علاوه بر اصلاح طلبان و چهره هايی چون مهدی کروبی و اکبر هاشمی رفسنجانی، حتی کسانی پون حسين شريعتمداری، مدير مسئول روزنامه تندرو کيهان نيز به انتقاد از مطلب منتشر شده در وبسايت نوسازی پرداختند. اصلاح طلبان با اشاره به حمايت های گسترده اين سايت از دولت محمود احمدی نژاد، سکوت دولتمردان را زير سئوال بردند. اين انتقادها، پاسخ دولت را در پی داشت و يکی از مقام های دفتر رييس جمهوری اسلامی، وابستگی نوسازی به دولت را تکذيب کرد و وبسايت نوسازی نيز با انتشار مطلبی، بر مستقل بودن خود تاکيد و هرنوع وابستگی به دولت محمود احمدی نژاد را تکذيب کرد. پس از آن بود که اين سايت توسط وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی تعطيل شد. ماشاء الله شمس الواعظين، سخنگوی شورای مرکزی انجمن دفاع از آزادی مطبوعات، در مورد دستگيری آقای نوبختيان به راديو فردا گفت:« بهتر بود پيش از بازداشت آقای نوبختيان از سيد حسن خمينی سئوال می کردند که آيا با چنين برخوردی موافق است يا خير.» ماشاءالله شمس الواعظين می گويد در ده سال گذشتته مطبوعات قتل عام شده اند. وی با اشاره به اين موضوع که فرهنگ خشونت در جامعه تبليغ می شود، افزود:« زمانی که کسی در اين فضا حرکت می کند و مطلبی می نويسد يا اقدامی می کند، ضعيف ترين فرد را زندانی می کنند. اين برخوردی است که تنها از دادستان عمومی و انقلاب تهران بر می آيد.» «زندانی کردن، کوتاه ترين و ساده ترين راه حل در قوه قضاييه» ناظران می گويند تعطيلی رسانه ها در ايران، رويه ای رايج در سوی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و همچنين قوه قضاييه جمهوری اسلامی است. نوسازی، آخرين نمونه از تعطيلی و يا دستگيری دست اندرکاران يکی از اعضای خانواده رسانه ها در ايران است. چنين برخوردی مورد انتقاد سازمان ها و مدافعان حقوق بشرو آزادی مطبوعات قرار داشته است. آنها چنين سياستی را موجب تنگ تر شدن فضای کار مطبوعاتی و اطلاع رسانی در ايران می دانند. آقای شمس الواعظين عقيده دارد که «قوه قضاييه و دادستانی، کوتاه ترين و ساده ترين راه حل، يعنی زندانی کردن، را در ارتباط با رسانه های گروهی طی ۱۰ سال گذشته در پيش گرفته اند.» وی گفت:« نمی دانم اگر اين سلاح را از پاره ای از نهادهای قوه قضاييه، منظورم شخص سعيد مرتضوی، داستان عمومی و انقلاب تهران است، بگيرند، چه سلاح ديگری را می توانند برای برخورد با رسانه ها انتخاب کنند و مورد استفاده قرار دهند.» او برخورد در ايران را زمخت و خشن ارزيابی کرد و گفت:«در ۱۰ سالی که گذشت، مطبوعات را قتل عام کردند.» با اين همه، سخنگوی شورای مرکزی انجمن دفاع از آزادی مطبوعات تاکيد کرد که اين گونه برخوردها، جواب مثبتی برای عاملان و طراحان آن نداشته است. وی اضافه کرد:«نمی دانم چرا آقايان بر ادامه اين برخورد تاکيد دارند.» ماشاءالله شمس الواعظين گفت:« حتی اگر مطالب يک رسانه مخالف ديدگاه ما باشد، نبايد برخورد حذفی با چنين رسانه ای داشته باشيم . مقام ها بهتر است توجه داشته باشند که محدود کردن و زندانی کردن دست اندرکاران رسانه ها خلاف قانون حقوق بشر و حق گردش آزاد اطلاعات است.» وی اضافه کرد:«اگر آقای نوبختيان جرمی مرتکب شده باشد، پيگيری قضايی آن فقط بايد توسط شاکی خصوصی انجام شود و اين شاکی خصوصی در محاکم عادلانه خصوصی طرح دعوا کند و سپس با حضور هيئت منصفه، مطابق با اصل ۱۸۳ قانون اساسی، او را محاکمه کند و رای درباره او صادر شود.» به گفته سخنگوی شوررای مرکزی انجمن دفاع از آزادی مطبوعات، تنها در اين شرايط است که افکارعمومی می پذيرد که دستگاه قضايی در ارتباط با رسانه ها برخورد عادلانه ای دارد. سرمنشا پرونده نوسازی سايت اينترنتی نوسازی در مطلب خود، نوه آيت الله خمينی را متهم کرد که از رانت های دولتی در زمان اصلاح طلبان استفاده کرده است. اين وبسايت نوشت:«جناب آقای سيد حسن خمينی، شايد ما نيز اگر در زمان دولت اصلاحات قدرت آن را داشتيم که به نحوی برايمان يک ماشين BMW، هشتاد ميليون تومانی(قيمت همان موقع) خريداری شود که بحمدالله برای شما شد و از هوای بالای شهر تهران تنفس می نموديم و احيانا سونای بخارمان ترک نمی شد ... توفيق آن را می داشتيم که با لپ های گل انداخته، درد مستضعفين و محرومين را رصد کنيم و راه حضرت روح الله را در دفاع از محرومين ادامه دهيم و مواظب باشيم خدای ناکرده حق ياران و ياوران هميشگی انقلاب مانند حزب مشارکت ضايع نگردد و بازهم خدای ناکرده لطمه ای به جمهوريت نظام وارد نشود.» اين سايت همچنين به صورت غير مستقيم نوه آيت الله خمينی را تهديد کرد و نوشت:«نوه امام بودن اصالت گوهری است، ملاک نيست، والا حضرت امام دستور برخورد قاطعانه با سيد حسين خمينی را نمی دادند و او امروز در آغوش آمريکا نبود.» اين مطلب، در حقيقت، پس از آن نوشته و منتشر شد که حسن خمينی در مصاحبه ای، از دخالت نظاميان، و بويژه سپاه پاسداران، در سياست انتقاد کرد. اين انتقاد پس از اعلام حمايت فرمانده کل سپاه پاسداران از اصولگرايان در انتخابات انجام گرفت. در هفته های اخير، بسياری از منتقدان دولت از دخالت سپاه پاسداران و بسيجيان در انتخابات در پيش روی مجلس شورای اسلامی، همانند انتخابات چند سال گذشته ابراز نگرانی کرده اند. نوه آيت الله خمينی به نشريه شهروند امروز گفته بود::«يکی از بزرگ ترين معيارهايی که ميتوان گفت، جامعه از راه امام خارج شده است يا نه؟! «حضور نظاميان در عرصه سياست» است. کسانی که مدعی هستند که به امام وفادارند، بايد نسبت به دستور صريح امام با تمام وجود حساسيت نشان دهند.» سيد حسن خمينی همچنين افزوده بود:«همان طور، در زمانی که فردی مدعی شود، ولايت از آن فقيه نيست، همه بايد بگويند، در انديشه امام هست و نسبت به اين موضع حساسيت نشان دهند، بايد در برابر «ورود نظاميان به عرصه سياست» هم حساسيت داشته باشند. اگر اين گونه نباشد يا دروغ می گويند و يا دچار تناقض هستند.» نوه آيت الله خمينی بدون نام بردن از شخص خاصی تاکيد کرده بود:«انگيزه الهی به دنبال طرد نفسانيات است و نفسانيات هم در طرد ثروت طلبی و قدرت طلبی خلاصه ميشود، اما گاهی فردی ۶ صبح تا ۱۲ شب کار می کند، اما اين فعاليت ها برای خداوند نيست و همين که اين مسئله سر زبان ها باشد، برايش شيرين است. يا فردی ساده زيست است، اما هيچ گاه از قدرت دست برندارد ...» سيد حسن خمينی همچنين در بخش ديگری از گفت و گوی خود با نشريه شهروند امروز بدون مقايسه مثال خود با وضعيت فعلی کشور، به دلايل فروپاشی اتحاد جماهير شوروی اشاره کرد و گفت: «همه چيز فدای حفظ حزب می شود و همه می گويند حفظ حزب ميشود و همه می گويند حفظ اما سيستم نابود می شود... مديران سيستم، ضعف های خود را با بهانه حفظ سيستم و شاکله حکومت می پوشانند در چنين وضعی واقعيت امر، حفظ حکومت نيست، بلکه حقيقت اين است که کسی عليه من سخن نگويد. به عبارت ديگر، شعار قشنگ و دل فريب حفظ وحدت، وسيله ای می شود برای اينکه کسی انتقاد از من نکند يا کسی نخواهد من را متهم به اشتباه کند.» |
||
|
2
نوشته شده در سه شنبه هفتم اسفند 1386ساعت 2:26  توسط mohammad reza.t.... |
|
||
|
|
اکونومیست؛ «اصلاح طلبان ایران افسرده اند» |
|
|
هفته نامه اکونومیست چاپ لندن در تازه ترین شماره خود به تحلیل انتخابات پیش روی مجلس در ایران پرداخته و چشم انداز سیاست های جاری جمهوری اسلامی را با توجه به نتایج این رویداد بررسی کرده است. نویسنده این مقاله که تحت عنوان «مجلس جدید، سیاست های جدید» به چاپ رسیده است، می نویسد: « حاکمان ايران مدتها لاف زده اند که ايران تنها دولت دمکراتيک در منطقه سلطانی و پادشاهی نشين است. البته مجلس ايران به مانند مجلس اعراب نيست که چشم بسته همه چيز را تصويب کند. اما انتخابات روز ۲۴ اسفند نشان می دهد که سيستم دولت ايران را به سخنتی می توان در نوعی دسته بندی قرار داد. آراء ممکن است آزاد و دلچسب نباشد، اما نامزدهای متنوع می توانند مسابقه را خشن، و پيشگويی را دشوار سازند. سه سال پيش هيچ کس نتوانست پيشگويی کند که محمود احمدی نژاد در انتخابات رياست جمهوری ايران برنده می شود.» اکونومیست ادامه می دهد: برای ناظران خوش بينی که نيمه پر ليوان دموکراسی را می بينند، همين که نمی توان نتيجه انتخابات را پيش بينی کرد، دليلی برای جشن گرفتن است. محسن ميلانی، محقق برجسته ايرانی می گويد:«به رغم همه مشکلات، در خلال اين پروسه می توان انتظار تغيير سياست ها و رفتار ايران را داشت.» نویسنده نیمه خالی لیوان را هم می بیند:« اما دلايل معتبری هست که ما نيمه خالی ليوان را هم ببنيم. حدود ۲۰۰۰ نامزد، حدود يک سوم کسانی که برای نامزدی پا پيش گذاشتند، شامل اغلب اصلاح طلبان رد صلاحيت شده اند. محمد خاتمی که رييس جمهوری اصلاح طلب ايران از سال ۱۹۹۷ تا ۲۰۰۵ بود، رد صلاحيت ها را يک «فاجعه» خوانده که می تواند نظام را تهديد کند.»
هفته نامه اکونومیست اکونومیست درباره رد صلاحیت ها می نویسد:«اصلاح طلبان عليه رد صلاحيت های خود به شورای نگهبان شکايت کردند و صدها نفر از جمله نوه آيت الله خمينی ، پدر انقلاب، رد صلاحيتشان ملغی شد. نوه خمينی به دليل عدم التزام به اسلام و قانون اساسی رد صلاحيت شده بود. آيت اله خامنه ای، رهبر فعلی ، ممکن است شورای نگهبان را تشويق کند که به افراد بيشتری اجازه حضور دهد، تا بدين ترتيب گمان وجود يک رهبر مافوق دموکراسی واقعی را تقويت کند.» نویسنده به تحلیل جایگاه مجلس در ایران و عملکرد آن می پردازد و می نویسد: « روی کاغذ، ۲۹۰ کرسی مجلس به مانند بقيه پارلمان هاست. پيش نويس قوانین را می نويسد و لايحه بودجه سالانه را تصويب می کند. در تئوری می تواند وزيران کابينه را جابجا کند و رييس جمهوری را برکنار کند. در عمل، مجلس به عنوان ساز شماره دو شورای نگهبان عمل می کند؛ شورايی که اعضای آن را به طور مستقيم و غير مستقيم آيت الله خامنه ای تعيين می کند و انها همه نامزدها را ارزيابی می کنند و می توانند مصوبات مجلس را رد کنند. در سال ۲۰۰۳ مجلس قانونی تصويب کرد که وظايف شورای نگهبان را محدود کند، که پيشاپيش مشخص بود این قانون از سوی شورای نگهبان رد خواهد شد.» اکونومیست با این حال، مجلس ایران را تاثیرگذارمی داند و معتقد است:«به رغم همه اين ها مجلس باز می تواند در برخی مسائل ملی تاثيرگذار باشد. اصلاح طلبان که از سال ۲۰۰۰ تا ۲۰۰۴ با پشتيبانی خاتمی، مجلس را به دست داشتند، سعی کردند که دمکراسی و حقوق بشر را ارتقا بخشند و روابط خارجی را گسترش دهند. هرچند به ندرت موفق شدند، اما نشان داد که نخبگان ايران خواستار تک صدايی نيستند. مجلس فعلی در سال ۲۰۰۴ بعد از پاکسازی اصلاح طلبان بر سر کار آمد. اين مجلس با شعار مرگ بر آمريکا افتتاح شد و با محافظه کاری اجتماعی احمدی نژاد و اهداف هسته ای وی همراه شد.» نویسنده در ادامه به وضعیت اصلاح طلبان می پردازد و این احتمال را ضعیف می داند که آنها بار دیگر به قدرت بازگردند و می افزاید:«اصلاح طلبان اميد کمی به بازگشت از طريق انتخابات دارند و به همين دليل افسرده اند. چهار سال پيش آنها عليه رد صلاحيت ها تجمع کردند و انتخابات را تحريم کردند ، اما در قياس با اواخر دهه نود، ديگر از حمايت دانشجويان آزادیخواه برخوردار نیستند. دمکراسی خواهان امروز، ساکت هستند، حوصله شان از سياستمداران به ویژه بعد از شکست دوره خاتمی سر آمده و پس از مشاهده آشوب و خونريزی در عراق، خواستار ناآرامی نيستند.» اکونومیست رقابت در انتخابات را بین دو گروه محافظه کار می داند و می نویسد:«در مقابل شرايط قبلی که اصلاح طلبان را در مقابل محافظه کاران قرار می داد، امروز دعوا بين محافظه کاران، دو جناح هواخواه احمدی نژاد(که خود را اصولگرايان می نامند) و محافظه کاران واقع بين تر که گرد علی لاريجانی- مذاکره کننده پيشين هسته ای که امروز نامزد مجلس شده است-، قاليباف، شهردار تهران و محسن رضايی، فرمانده سابق سپاه جمع شده اند، رخ داده است. این دسته دوم هرچند همچون خاتمي، خواستار «گفت و گوی تمدن ها» نيستند، اما به مانند احمدی نژاد هم که هولوکاست را انکار می کند و خواستار نابودی اسرائيل است، نيستند. هرچند آنها هم بلندپروازی های هسته ای دارند، اما ممکن است که بيشتر تلاش کنند تا نگرانی های بين المللی را درباره برنامه هسته ای ايران از بين ببرند.»
اکونومیست نویسنده مقاله در ادامه این مقاله، آقای قالیباف را در «خور توجه ویژه» می داند و می نویسد:«آقای قاليباف به طور آشکار انتخاب محافظه کاران در انتخابات رياست جمهوری سال ۲۰۰۵ بود و به رغم تبليغات گران و به شکل غربي، در مقام چهارم ايستاد. امروز او شهردار مردمی تهران است و احمدی نژاد را برای انتخابات رياست جمهوری سال آينده در ماه ژوئيه به چالش می طلبد. به همين دليل آقای احمدی نژاد سعی کرده است که در کار او اخلال ايجاد کند، از جمله با محدود کردن بودجه شهرداری تهران، تا آنجا که يکی از نزديکان قالیباف می گويد:«اين فقط ايران نيست که تحت تحريم های بين المللی قرار گرفته، ما زير تحريم های داخلی هم هستيم.» اکونومیست پس از آن به بحث اقتصاد می پردازد و نقطه ضعف محمود احمدی نژاد را «اقتصاد» می داند و می افزاید: «عدم مديريت وی که باعث تحريم های بين المللی شده، باعث گرديده تا ايران که يکی از توليدکنندگان اصلی نفت است به رغم افزایش بهای نفت، شاهد وضعيت اقتصادی بدتری باشد.» نویسنده سپس به تاثیر وضعیت اقتصادی ایران بر نتایج انتخابات می پردازد و معتقد است که وضعیت کنونی، «ممکن است که به موقعیت محافظه کاران واقعگرا کمک کند. اما سنجيدن نظرات در خارج از پايتخت مشکل است. هر چند تهران قلب و روح سياسی ايران است، اما حضور کمرنگ مردم نشان از عدم تمايل آنها برای گام برداشتن در مسير سياسی دارد و آقای احمدی نژاد که اين را می داند، به دقت اوقات خود را صرف سفر به استان ها می کند.» در پایان اکونومیست در تحلیل نهایی خود می نویسد:«سیاستمداران ايرانی بيشتر به شکل شخصی شناخته شده اند تا به شکل حزبی. اين امتيازی است برای آنها که بتوانند اعلام کنند ارگان هايی مثل سپاه و بسيج در آرای آنها دست برده اند. با اين وجود اغلب انتخابات در ايران شگفتی آور است. واقع گراها هنوز در انتخابات مجلس شانس دارند. اين تکانی برای ايران نخواهد بود. درس دوره خاتمی اين بود که قدرت واقعی در ايران با رهبر است و نه مجلس. اما عدم موفقيت اصولگرايان در انتخابات مجلس می تواند شانس انتخاب آقای احمدی نژاد در انتخابات رياست جمهوری سال آينده را مخدوش کند و پيام قدرتمندی از نارضايتی را به شخص رهبر برساند.» |
||
|
2
نوشته شده در سه شنبه هفتم اسفند 1386ساعت 2:19  توسط mohammad reza.t.... |
|
||
|
|
نشستی برای طرح دیدگاه ها در مورد وضع حقوق بشر ایران |
|
||||
|
کمیسیون آزادی های دینی بین المللی وابسته به دولت آمریکا نشستی برای بررسی اوضاع آزادی دین و مذهب در ایران برگزار کرده است.
این جلسه روز پنچ شنبه (21 فوریه) در یکی از ساختمان های کنگره آمریکا در مرکز شهر واشنگتن دی سی، پایتخت این کشور، برگزار شد. جفری فِلتمن، سفیر سابق آمریکا در لبنان که هم اکنون مسئول بخش خاور نزدیک وزارت امور خارجه آمریکاست، بلند پایه ترین مقام آمریکایی بود که برای ارائه نظر خود درباره حقوق بشر در ایران در این جلسه حاضر شد. وی تأکید کرد که از زمان به قدرت رسیدن محمود احمدی نژاد، رئیس جمهور ایران، وضعیت حقوق بشر در این کشور وخیم تر شده است. جمهوری اسلامی ایران معمولا اتهام نقض حقوق بشر یا عدم رعایت حقوق اقلیت های مذهبی را دارای انگیزه سیاسی می خواند. اما مایکل کروماتی، رئیس کمیسیون آزادی های دینی بین المللی آمریکا، هم در این نشست هشدار داد که مناقشه هسته ای ایران افکار عمومی را از وضعیت به گفته وی نابسامان حقوق بشر و آزادی دین در ایران منحرف کرده است. وی با اشاره به نفی هولوکاست، کشتار یهودیان در زمان جنگ جهانی دوم از سوی محمود احمدی نژاد، رئیس جمهور ایران، گفت که در دوران ریاست جمهوری وی، وضعیت حقوق بشر در ایران به ویژه برای اقلیت های مذهبی از جمله بهایی ها، دراویش، مسیحیان و حتی دیگر مسلمانان دگر اندیش و اصلاح طلب بدتر شده است. بودجه ترویج دموکراسی یکی از مسائلی که به دفعات در جلسه کمیسیون آزادی های دینی بین المللی مطرح شد این بود که آیا تخصیص بودجه ۷۵ میلیون دلاری آمریکا واقعا به ترویج آزادی و دموکراسی در ایران کمکی می کند؟
بسیاری از اعضای جامعه مدنی ایران بارها با این تصمیم دولت آمریکا مخالفت کرده اند. اما جفری فِلتمن گفت که این طرح در کل یک پروژه بلند مدت است که به گفته وی اثرات مثبتی دارد. باربارا اسلاوین، خبرنگار روزنامه "یو اس ای تودی" که اخیرا درباره ایران کتابی هم منتشر کرده است، یکی از کارشناسانی بود که در جلسه کمیسیون آزادی های دینی بین المللی شرکت کرد. او سیاست های دولت جورج بوش، رئیس جمهور آمریکا، را تا حدی مسئول برخورد شدید دولت محمود احمدی نژاد با اعضای جامعه مدنی دانست. به گفته وی: "سخنان جورج بوش در سال ۲۰۰۵ که از آزادی مردم ایران حمایت خواهد کرد و بودجه برای ترویج دموکراسی در ایران تخصیص داده نتیجه معکوس داشته است. این کارها به دولت ایران بهانه دیگری برای سرکوب جامعه مدنی را داده است." اما رویا برومند، از بنیانگذاران بنیاد برومند برای ترویج حقوق بشر و دموکراسی در ایران، این نظر را رد می کند. او می گوید که در سی سال گذشته نقض حقوق بشر در ایران جریان داشته و نمی شود فقط این موضوع را به دولت محمود احمدی نژاد نسبت داد. با این همه، سوزان ملونی، از مقام های سابق وزارت امور خارجه آمریکا، هم که در جلسه روز پنچ شنبه حاضر بود، مانند باربارا اسلاوین بیشتر بر موضوع گفتگو با ایران تأکید کرد. او گفت: "بررسی آتیه ایران باید با این حقیقت تاسف آور شروع شود: جمهوری اسلامی در آینده تا مدت های مدید پابرجا باقی خواهد ماند." دادگاه بین المللی دیگر اعضای حاضر در جلسه کمیسیون آزادی های دینی بین المللی مانند خانم ملونی و خانم اسلاوین از وارد شدن به بحث توصیه سیاست خارجی به دولت آمریکا خودداری کردند.
یکی از این افراد پیام اخوان، استاد حقوق بین الملل در دانشگاه مک گیل کانادا است. وی همچنین یکی از بنیانگذاران مرکز اسناد حقوق بشر ایران است. او که در گذشته در تیم دادستان رسیدگی به اتهام های جنایت های جنگی یوگسلاوی سابق فعالیت داشت، خواستار تشکیل یک نهاد بین المللی برای رسیدگی به اتهام های نقض حقوق بشر توسط مقام های ارشد دولت ایران است. به عقیده پیام اخوان، مقام های ارشد دولت ایران به شدت از تشکیل چنین نهادی بیم دارند. پیام اخوان همچنین در جلسه برگزار شده در کنگره آمریکا منافع بلند مدت مردم ایران را فرای بحث های سیاسی جاری درباره برقراری رابطه دیپلماتیک بین آمریکا و ایران دانست. وی گفت: "در حالی که خیلی از جمهوریخواه ها در آمریکا به دنبال یک راه حل نظامی در قبال ایران هستند، بیشتر دموکرات ها می خواهند با دولت ایران معامله استراتژیکی داشته باشند. هیچ کدام از این گروه ها حرف حقوق بشر مردم ایران را نمی زنند. در هر دو صورت، این مردم ایرانند که در نهایت بازنده خواهند بود." |
||||||
|
2
نوشته شده در جمعه سوم اسفند 1386ساعت 22:35  توسط mohammad reza.t.... |
|
||||||
|
|
مزروعي : مشكل ايران غيرقابل پيشبيني بودن رفتار مردم و رفتار حكومت است |
|
|
تريبون آزاد دانشجويي با موضوع انتخابات در دانشگاه صنعتي شريف از سوي انجمن اسلامي دانشجويان اين دانشگاه برگزار شد.
رجبعلي مزروعي عضو شوراي مركزي جبهه مشاركت ايران اسلامي با حضور در برنامه تريبون آزاد اين دانشگاه اظهار كرد: دستاورد انقلاب اسلامي براي مردم ما اين بود كه مردم را وارد تاريخ كرد و انتخابات و جمهوريت را براي كشور به ارمغان آورد.
وي افزود: در دوران جديد يعني بعد از نهضت مشروطيت در ايران رژيم پهلوي هم با كودتا بر سر كار آمد و عليرغم ايجاد تغييراتي همچنان ديكتاتوري در ايران ادامه پيدا كرد و مردم ايران هم در اين حكومت هيچ نقشي نداشتند و به مفهوم واقعي رعيت بودند اما انقلاب اسلامي با مشاركت خود مردم صورت گرفت و مهمترين هدفي كه امام براي انقلاب مطرح كرد اين بود كه مردم ما خود بايد انتخاب كشور را به دست بگيرند.
وي در ادامه بيان كرد: همچنين امام بلافاصله در سال ٥٨ براي اين كه قانون اساسي نوشته شود مجلس خبرگان را تشكيل دادند و مجددا قانون اساسي را به راي گذاشتند و با توجه به جمله تاريخي امام "ميزان راي ملت است" ميتوان گفت امام با انقلاب اسلامي راي مردم را ميزان حكومت و قانون اساسي قرار داد. اين عضو شوراي مركزي جبهه مشاركت با اشاره به اصل ٥٦ قانون اساسي كه ميگويد به هيچ طريقي نميتوان كاري كرد كه نتيجه انتخابات در خدمت گروه خاصي قرار بگيرد اظهار عقيده كرد: مسير انتخابات مجلس هشتم مسيري نيست كه بتوان قانون اساسي و دستاورد انقلاب اسلامي را با آن تفسير كرد. وي با بيان اين كه براي تغيير و تحول در يك جامعه ميتوان سه راهبرد محافظه كاري، انقلاب و اصلاح طلبي را مطرح كرد گفت: راهبرد اول يعني محافظه كاري؛ دفاع از وضع موجود است و اين كه جلوي هر تغيير و تحولي را گرفت. راهبرد انقلاب تغيير وضع موجود از طريق انقلاب است و راهبرد اصلاح طلبي اصلاح جامعه به صورت تدريجي مسالمتآميز و زماندار است. اصلاحطلبي نيز سياستورزي اصلاح طلباني را مدنظر قرار داد. وي با بيان اين كه راهبرد اصلاحطلبي دو پايه دارد، اظهار كرد: يك پايه اين است كه مناسبات فرهنگي و سياسي را تغيير دهيم كه اين كار مبتني بر آگاهيبخشي و بحث و گفتوگو درون جامعه است و اين كه فرهنگ دموكراسي و حقوق بشر را در جامعه در اعماق ذهن جامعه پيش ببريم و پايه دوم نيز اين است كه با توجه به شرايط ايران اركان حكومت و حكومت را در هماهنگي با هم پيش ببريم كه اگر اصلاح طلبان بتوانند در نهادهاي حكومتي راه پيدا كنند اين راهبرد را پيش ميبرند و اگر نتوانستند از طريق آگاهي بخشي و يك پايگاه انديشهاي اين كار را انجام ميدهند و درواقع اولويت اول جبهه مشاركت آگاهي بخشي به درون جامعه و بعد از آن راه يافتن به حكومت است.
عضو شوراي مركزي جبهه مشاركت كشور درباره شركت نكردن در انتخابات گفت: شركت نكردن اين است كه ما وضعيت و نظام موجود را به رسميت نميشناسيم اما بايد گفت كه شركت نكردن در انتخابات با مشي اصلاح طلبي همخوان نيست و اگر حق انتخابات ما محفوظ باشد شركت ميكنيم و با توجه به اين كه براي پيشبرد راهبرد اصلاح طلبي ميبايست از ابزارها استفاده كنيم يكي از اين ابزارها انتخابات است ولي اصلاح طلبان نبايد با صندوقهاي راي قهر كنند.
وي با اشاره به دستاوردهاي اقتصادي در دوران اصلاحات و در حال حاضر اظهار كرد: بهترين كساني كه ميتوانند راجع به اصلاحطلبان و اصولگرايان تصميم بگيرند مردم هستند و اگر ما اصلاحطلبان مجلس را به دست بگيريم سعي ميكنيم كه خراب كاريها را درست كنيم. وي با اشاره به درآمدهاي نفتي اظهار كرد: يكي از مشكلات كشورهاي نفتي و از جمله ايران اين است كه درآمد نفتي را چگونه وارد اقتصاد كند تا تعادل در اقتصاد به هم نخورده و توليد در اقتصاد تقويت شود كه در واقع اين درآمد را ميتوان از دو طريق چرخه توليد و چرخه مصرف وارد اقتصاد كرد اما بايد گفت كه درآمد نفت يك ثروت بين نسلي است و بايد به گونهاي از آن استفاده كرد كه به عنوان يك ثروت بين نسلي محفوظ بماند.
وي در ادامه تصريح كرد: در واقع اين امر باعث شكاف طبقاتي و توزيع نابرابر درآمد در سال ٥٥ شد كه اين امر از دلايل ايجاد انقلاب هم بود.
وي درباره سخنان يكي از فرماندهان نظامي گفت: در كشورهاي مردمسالار و دموكرات نظاميان حق دفاع از يك گروه و جريان را ندارند زيرا وظيفه نظاميان دفاع از كليت نظام و ملت است و امام در در زمان حياتشان و هم در وصيتنامه خود بر آن تاكيد كردند و اين امر در قانون نيروهاي مسلح هم وجود دارد. ما هم اين امر را به نفع مردم و نظام نميدانيم زيرا وقتي كسي لباس نظاميپوشيد بايد بداند كه نبايد ديگر كار سياسي كند. وي افزود: در انتخابات بايد يك نهاد ناظر و بي طرفي تعبيه شود كه ناظر بر انتخابات باشد و نگذارد حقوق شهروندان در آن ضايع شود كه اين نهاد ميتواند شوراي نگهبان باشد كه متشكل از شش حقوقدان و شش مجتهد است پس فلسفه يك نهاد براي نظارت بر انتخابات پاسداري از حقوق شهروندان، كانديداها، راي مردم و نظارت بر انتخابات است كه در زمان امام اين امر به درستي انجام شد و بحثي هم به نام نظارت استصوابي نبود و در واقع اين امر از سال ٦٩ و بعد از رحلت امام ايجاد شد.
وي با اشاره به بحث استقلال ، آزادي و جمهوري اسلاميگفت: منظور از استقلال اين است كه مركز تصميم گيري داخل ايران است و ما خودمان درباره سياستهاي خارجي تصميم گيري ميكنيم حكومت ما ذليل ديگران نيست.
مزروعي با تاكيد بر اين كه نظام ما غير مردمي نيست، گفت: قانون اساسي قالب حقوقي نظام ماست و قابل دفاع است ولي ميتواند رنگهاي مختلف به خود بگيرد مانند زمان حيات امام و مجلس اول زمان انقلاب كه حتي رهبران حزب توده هم در آن كانديدا شدند و فضا كاملا باز بود. وي در ادامه تصريح كرد: تجربه دوران اصلاحات به ما نشان داد كه ظرفيت جامعه را درست نشناخته بوديم و واقعيتهاي جامعه را نديده بوديم و با توجه به اين كه مهمترين اصل در دموكراسي اين است كه حقوق ديگران را به رسميت بشناسيم بايد ظرفيتهاي حقوقي را در جامعه افزايش دهيم. در واقع بايد گفت كه اصلاح طلبان نيز از هر امكان انتخاباتي استفاده خواهند كرد ولي اين كه درباره رياست جمهوري بتوانيم به طور مشخص برنامهريزي كنيم بايد ببينيم كه در انتخابات مجلس هشتم چه اتفاقي ميافتد. |
||
|
2
نوشته شده در چهارشنبه یکم اسفند 1386ساعت 23:28  توسط mohammad reza.t.... |
|
||
|
|
پيام تسليت آيت الله منتظری به مناسبت درگذشت آيت الله توسلی |
|
|
بسم الله الرحمن الرحيم انا لله و انا اليه راجعون خانواده محترم عالم بزرگوار و روحانی خدمتگزار مرحوم مغفور حجة الاسلام والمسلمين آقای حاج شيخ محمدرضا توسلی - تاب ثراه - پس از سلام و تحيت ، با کمال تأسف خبر ناگوار درگذشت ايشان را دريافت و بسيار متأثر شدم . آن مرحوم از شاگردان و ملازمان مرحوم آيت الله العظمی امام خمينی و از وزنه های علمی و معنوی بيت معظم له بودند، و خدمات ايشان به اسلام و انقلاب بر کسی پوشيده نيست . اين جانب اين مصيبت را به حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشريف و بيت شريف امام و حضرات علماء اعلام و خانواده و فرزندان و بستگان آن مرحوم ، از جمله جناب مستطاب حجة الاسلام آقای "ولايی" دامت افاضاته داماد محترم ايشان تسليت میگويم . و از خداوند قادر متعال برای ايشان علو درجات و حشر با ائمه معصومين - عليهم السلام - و برای همه خانواده و فرزندان و علاقه مندان صبر جميل و اجر جزيل مسألت مینمايم . والسلام عليکم و رحمة الله و برکاته . ۸ صفر ۱۴۲۹ حسينعلی منتظری |
||
|
2
نوشته شده در چهارشنبه یکم اسفند 1386ساعت 23:24  توسط mohammad reza.t.... |
|
||
|
|
قتل ناموسی؛ يگانگی فرد با فرهنگ حکومتی؟ |
|
|
پدری که چند روز پيش دختر ۱۴ ساله خود را به گفته خود «به دليل رابطه با يک مرد» و «برای حفظ آبرو و ادامه زندگی شرافتمندانه» در زاهدان سنگسار کرد، تنها نمونه قتل های ناموسی در ايران نيست و قتل زنان و دختران به دست پدران، برادران، شوهران و دايی های خود نيز تنها تجلی محدويت های گسترده و همه جانبه ای نيست که به نام «ناموس، غيرت و حفظ آبروی خانواده» عليه زنان در برخی لايه های مهم جامعه ايرانی اعمال می شود. قتل برنامه ريزی شده کودکی ۱۴ ساله به دست پدر به اتهام «روابط نامشروع» شايد پديده ای نادر باشد و آمار قتل های ناموسی در ايران نيز از احکام رسمی سنگسار، اعدام، شلاق و زندان، که محاکم قضايی در پرونده های ناموسی عليه زنان صادر می کنند، کمتر باشد، اما محدويت های پنهان و آشکار، مستقيم و غيرمستقيمی که پدران، برادران و شوهران برای «حفظ ناموس و آبروی خود» بر مادران، دختران، خواهران و زنان خود اعمال می کنند، چندان گسترده، همه گير، عادی، پذيرفته شده، رايج و البته متنوع است که بخش اصلی تبعيض و خشونت پنهان عليه زنان را می توان در اين عرصه بررسی کرد. نظام ارزشی گذشته و حال، همراه با سنت ها و الگوهای رسمی مطلوبی که مدام تبليغ می شوند، با واقعيت های عينی چندان در تضاد می افتد که بخش های مهمی از جامعه، لايه هايی که به ارزش های سنتی و نظام ارزشی مطلوب حکومتی باور دارند، می توانند به انشقاق، تضاد، چند شخصيتی بودن و شيزوفرنی اجتماعی دچار شوند.
محروميت هايی که به نام «حفظ ناموس و آبرو» در ايران بر زنان تحميل می شود و می تواند موضوع چندين رساله و کتاب پژوهشی باشد، هنوز به زبان آمار و ارقام و تحقيقات جامعه شناسی ترجمه نشده است، اما اغلب ايرانيان می توانند نمونه های گويای اين نوع محروميت ها را در خانواده و بار مثبت «حفظ ناموس» را در نظام ارزشی جامعه نشان دهند. مفهوم ايرانی ناموس هنوز معلوم نيست که مفهوم «ناموس»، بدان سان که در ايران و در برخی جوامع ديگر تعريف می شود و دامنه ای گسترده تر از روابط زناشويی دارد، از چه دورانی به يکی از مولفه های اصلی فرهنگ ايرانی در زمينه روابط انسانی بدل شده است. مردان اغلب جوامع مردسالاری که علاوه بر همسر يا همسران خود، با ديگر زنان نيز روابط جنسی و عاطفی داشته يا داشتن اين گونه روابط را منفی تلقی نمی کنند، همواره از زنان خود خواسته اند که بدانان وفادار باشند، اما مفهوم حفظ ناموس در ايران و برخی جوامع همجوار، نه فقط رابطه زناشويی بين زن و شوهر، که رابطه پدر و برادر و دايی را با مادر، خواهر و ديگر زنان خانواده نيز شامل می شود. بخش مهمی از قتل های ناموسی را در ايران نه شوهرانی که مدعی خيانت زنان خود هستند، بلکه «برادران و پدران و دايی های غيرتمند»ی مرتکب می شوند که از تاييد جمعی لايه های مهمی از جامعه نيز برخوردارند. مفهوم «ناموس» با تعريف گسترده تر از روابط زناشويی در ايران، از سويی از مردسالاری، سنت های ديرپا، نگاه به زنان، آموزه های مذهبی و اخلاقی و ساختارهای سنتی متاثر است و از ديگر سو از قوانين، رويه قضايی، سياست های فرهنگی، اجتماعی و تبليغی نهادهای حکومتی و مراجع روحانی در سه دهه اخير تاثير پذيرفته است. به دوران حکومت پهلوی های اول و دوم، که گام هايی از بالا و گاه جدی، برای بهبود وضعيت زنان برداشته شد نيز «حفظ ناموس» به بهای تحميل محروميت بر زنان در فرهنگ مسلط و در فرهنگ نهادهای حکومتی ارزشی مثبت بود و روان شناسی جمعی جامعه کل از شوهران، پدران و برادرانی که برای حفظ ناموس خانواده با زنان بدرفتاری می کردند، آنان را کتک می زدند، در خانه حبس می کردند، از حضور آزاد آنان در جامعه جلوگيری کرده و گاه آنان را به قتل می رساندند، حمايت می کرد. در قوانين و در رويه قضايی عصر پهلوی نيز قاتلان ناموسی از تخفيف در مجازات بهره مند می شدند و همدلی قاضيان و جامعه را با خود داشتند. جامعه ايرانی در آن روزگار نيز گناه همه آنچه را که «انحراف اخلاقی در زمينه روابط زن و مرد» ارزيابی می کرد، به پای زنان می نوشت که به گمان فرهنگ مسلط ، بر سيره سلف خود «حوا»، کاری جز اغوای مردان نداشتند. مفهوم «ناموس» با تعريف گسترده تر از روابط زناشويی در ايران، از سويی از مردسالاری، سنت های ديرپا، نگاه به زنان، آموزه های مذهبی و اخلاقی و ساختارهای سنتی متاثر است و از ديگر سو از قوانين، رويه قضايی، سياست های فرهنگی، اجتماعی و تبليغی نهادهای حکومتی و مراجع روحانی در سه دهه اخير تاثير پذيرفته است.
ذات شيطانی زنان و وظيفه مقدس مردان اگر در گذشته های دور و نزديک اکثريت زنان با محبوس شدن در اندرونی ها و محروميت از تحصيل و حضور در جامعه به «حفظ ناموس» مردان خود مجبور می شدند، در دهه های اخير نيز، به رغم تحولات اجتماعی، فرهنگی و سياسی به سود زنان، اکثريت زنان ايرانی با تحمل انواع محروميت های آشکار و نهان، وظيفه تحميلی حفظ ناموس خانواده را همچنان بر دوش دارند. در اغلب خانواده های ايرانی، حتی خانواده های غير مذهبی، «حفظ ناموس» هنوز ارزشی مثبت است و زنان ايرانی با محروم شدن از امکانات اندک جامعه بهای «پاسداری از آبروی مردان» خود را می پردازند. جمهوری اسلامی نابرابری های شريعت را عليه زنان در قوانين ايران به رسميت شناخت، اما فراتر از نابرابری های حقوقی، عقب مانده ترين مفاهيم موجود در سنن و شيوه مردسالار گذشته، و به ويژه خشونت عليه زنان، را تطهير و تبليغ و به الگوی مطلوب بدل کرد . قوانين کنونی ايران، زن کشی مردانی را که مدعی خيانت همسران خود هستند روا داشته و «پدر و جده پدری» را از «قصاص قتل کودکان» خود معاف کرده است. الگوی حقوقی، رويه قضايی و سياست های خرد و کلان اجتماعی و فرهنگی نهادهای حکومتی در سه دهه گذشته، خشونت عليه زنان را ترويج کرده اند. با هر سنگسار رسمی، با هر حکم اعدام و شلاق و زندان عليه زنانی که به روابط نامشروع متهم شده اند و با تحميل انواع محروميت ها بر زنان، ارزش ها و مفاهيمی چون «حفظ ناموس» در فرهنگ جامعه پر رنگ تر شده اند. نظام ارزشی رسمی و الگوهايی که مدام و به شيوه های گوناگون تبليغ می شوند و دست کم در «شيطانی بودن ذات زنانه» و «وظيقه مقدس مردان در حفظ ناموس زنان» اشتراک دارند، نيز مفهوم سنتی «حفظ ناموس» را تقويت کرده اند. شيزوفرنی اجتماعی؟ از ديگر سو، به ويژه در سه دهه اخير ساختار اجتماعی، اقتصادی و حتی سياسی جامعه ايرانی در اعماق خود دگرگون شده و حضور گسترده زنان را در اجتماع به ضرورتی مبرم بدل کرده است تا آنجا که حکومت نيز، به شرط هواداری زنان از نظام، آنان را به حضور در تمامی عرصه ها، حتی عرصه های نظامی، فرا می خواند. حضور گسترده و گريزناپذير زنان در جامعه اما، حريم مفهوم ايرانی «حفظ ناموس» را می شکند. نظام ارزشی گذشته و حال، همراه با سنت ها و الگوهای رسمی مطلوبی که مدام تبليغ می شوند، با واقعيت های عينی چندان در تضاد می افتد که بخش های مهمی از جامعه، لايه هايی که به ارزش های سنتی و نظام ارزشی مطلوب حکومتی باور دارند، می توانند به انشقاق، تضاد، چند شخصيتی بودن و شيزوفرنی اجتماعی دچار شوند. پدری که کودک ۱۴ ساله خود را به محلی خلوت می کشاند و آن طور که خود گفته است به رغم «گريه و زاری و التماس های» کودک وحشت زده، او را سنگسار و سپس با گلوله می کشد، می تواند تمثيلی باشد از همبستگی و يگانگی فرهنگی و ارزشی فرد با فرهنگ حکومتی يا دست کم با قوه قضاييه ای که در ملاء عام زنان و مردان را سنگسار می کند و قوانينی که در آن انواع خشونت عليه زنان و اعدام برای روابط نامشروع پيش بينی شده است. پدری که دختر خود را به مرگ محکوم کرد و اغلب قاتلان ناموسی، گذشته از آسيب های روان شناختی، از سويی از ساختارهای سنتی متاثرند و از ديگر سو قاضيانی را الگوی خود قرار می دهند که احکامی مشابه را در مورد اتهاماتی مشابه صادر کرده و از تاييد مراجع و حاکمان مذهبی و حکومتی برخوردارند |
||
|
2
نوشته شده در چهارشنبه یکم اسفند 1386ساعت 23:15  توسط mohammad reza.t.... |
|
||
|
|
۱۰ نفر در ايران به دار آويخته شدند |
|
| ده نفر روز چهارشنبه در شهرهای زنجان و تهران به دار آویخته شدند و پنج متهم به قتل زير ۱۸ سال نیز در انتظار نظر رییس قوه قضاييه درباره پرونده خود هستند. بر اساس گزارش خبرگزاری های ایران، روز چهارشنبه شش نفر به اتهام «سرقت مسلحانه، ايجاد رعب و وحشت، سلب آزادی و امنيت» با حضور مسئولان قضايی، استانی و اوليای دم در زندان اسلام آباد زنجان اعدام شدند. يکی از متهمين به نام حسن رضائيان، معروف به شاپور، به دو بار اعدام با طناب دار محکوم شده بود. اين شش نفر متهم بودند که سال گذشته، دست به سرقت مسلحانه از يک طلافروشی در بازار زنجان زده و پس از مدتی دستگير شدند. گزارش دیگری حاکیست که چهار نفر نیز به جرم قتل روز چهارشنبه در زندان اوین به دار آویخته شدند. رسانه های داخلی ایران همچنين خبر دادند که روز سه شنبه نيز، سه محکوم به قصاص در اصفهان به پای چوبه دار رفتند ولی یکی از متهمین با موافقت اوليای دم از مرگ نجات یافت.ظرف دو ماه گذشته دست کم ۴۸ نفر به حکم دادگاه های جمهوری اسلامی ايران اعدام شده اند. به گزارش روزنامه اعتماد ملی، ايرج ۲۴ ساله و سجاد ۲۵ ساله اعتراف کرده بودند که دو سال پيش برای قاچاق مواد مخدر به اهواز رفته و در آنجا مردی را با شليک گلوله، ضربه چاقو و سنگ به قتل رساندند. آنها سپس با خودروی مقتول به سمت بندرعباس حرکت کردند. اين خودرو قبل از رسيدن به به بندرعباس به وسيله ماموران پليس به دليل نداشتن مدارک توقيف شد. اوليای دم با دريافت ديه، سجاد را بخشيدند ولی ايرج اعدام شد. اميد ۳۰ ساله نيز که با شليک گلوله، راننده ای را کشته و خودروی وی را به سرقت برده بود، در اصفهان به دار آويخته شد. اميد، جسد راننده خودرو را در باغچه خانه خود در گلپايگان دفن کرده بود. ظرف دو ماه گذشته دست کم ۴۸ نفر به حکم دادگاه های جمهوری اسلامی ايران اعدام شده اند. از سوی دیگر، شعبه دادگاه کيفری استان تهران روز سه شنبه اعلام کرد: پسری ۱۹ ساله را که یک نفر را با ضربه های شمشيری تزئينی کشته بود، به قصاص محکوم کرده است. اين پسر ۱۹ ساله می گويد که قصد کشتن مقتول را نداشته و فقط خواسته وی را که مزاحم خواهرش می شده بترساند. وکيل مدافع از دادگاه خواسته که در مورد اين پرونده بيشتر تحقيق نمايد. وی افزود: «دفاع موکلم، دفاع ناموسی بوده است.» در همين حال گزارش شده که پنج متهم به قتل زير ۱۸ سال در انتظار نظر نهايی رييس قوه قضاييه در مورد پرونده خود هستند. این پنج نوجوان زير سن قانونی مرتکب قتل شده اند. سازمان عفو بين الملل و برخی ديگر از نهادهای مدافع حقوق بشر بارها از جمهوری اسلامی خواسته اند تا از اعدام نوجوانان خودداری کند و به گرايش جهانی لغو مجازات اعدام بپيوندد | ||
|
2
نوشته شده در چهارشنبه یکم اسفند 1386ساعت 23:11  توسط mohammad reza.t.... |
|
||







ماشاءالله شمس الواعظين می گويد در ده سال گذشتته مطبوعات قتل عام شده اند.